𝗔𝘂𝗴𝘂𝘀𝘁𝗦𝘂𝗻|rest|
50 subscribers
85 photos
3 videos
2 links
Download Telegram
جانگ هوسوک، من با خنده‌هات می‌خندم ولی با گریه‌هات میمیرم مرد؛ نکن.
😭8
#Sope ♡ ˊˎ -

_ اینجا چیکار می‌کنید افسر مین؟ آخه به یاد نمیارم که براتون دعوت‌نامه‌ای فرستاده باشم.

_نمی‌دونستم برای امدن به خونه‌ی خودم هم نیاز به دعوت‌نامه دارم ولیعهد جانگ.

_خونه‌ی خودت؟

_ آره. مگه قبلا بهت نگفته بودم که تو، خونه‌ی منی!

_نخیر نگفتین، و منم یادم نمیاد سندی به نامتون کرده باشم جناب مین.

_مگه سند نیازه؟ وقتی خودم جغرافیای تنتو فتح کردم.

_هه، عادت داری روی همه چیز ادعای مالکیت کنی جناب فاتح قلابی!

_نه، فقط روی چیزایی که متعلق به منن.

_من تعلقی به کسی ندارم.

_من دارم.

_دست از بازی با کلمات بردار مین!

_اگه دست از بازی با کلمات بردارم، اجازه میدی که با یه چیز دیگه بازی کنم جانگ؟

_ازت متنفرم.

_اما من دوست دارم.


ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
↬ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ʙʏ ᴛɪɴᴀ ִֶָ 𓈒𓏸
😭8
#غر
یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا، بعد از هندل کردن جانگ هوسوک(که خب وظیفه‌ی شوهرش جناب مینِ)، افکت سیاه و سفید دادن به عکس‌های مین یونگیِ.
مردی انقدر سفیده(😭)، تو کل عکس‌ها داره ظهور میکنه(😭) تیره ترین افکت براش شوخیه🫴🏻.
واقعا باید از این به بعد موقع ادیت عکس‌های مین یونگی، عینک بزنم. (وی رد داده🙌🏻)
😭8
#غر
میدونم دارم زیاد غر میزنم ولی کی به مین یونگی گفته که تیشرت سفید بهش میاد؟(ناتوانم🛐.)
😭8
#Sope ♡ ˊˎ -

_دوسم داری آگوست؟

_دوست دارم سان.

_مثل مدلی که بقیرو دوست داری؟

_نه، این یه دوست داشتن خاصه که فقط مخصوص توعه.

_خب اگه یه روز شبیه بقیه دوسم داشتی چی! میری؟

_میرم.

_از اینکه قراره ترکم کنی، مطمئنی!

_نه، اما از اینکه نمی‌خوام شبیه بقیه شدنت رو ببینم مطمئنم. هیچوقت نمی‌خوام ببینم که نفر سوم شدی برام سان. هوپای من باید همیشه خاص بمونه.

_ولی برمیگردی دیگه، مگه نه؟

_مگه میتونم برنگردم امید من! وقتی دوباره دوست داشتن خاصمو پیدا کردم، میام تا بهت بدمش.


ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
↬ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ʙʏ ᴛɪɴᴀ ִֶָ 𓈒𓏸
😭9
𝗔𝘂𝗴𝘂𝘀𝘁𝗦𝘂𝗻|rest|
Photo
#Sope ♡ ˊˎ -

از قلب جانگ هوسوک، به گوش‌های مین یونگی.

نمی‌دانم نام احساسات عجیب و غریبی که تنها حول محور تو می‌چرخند را باید چه بگذارم مین یونگی.

شاید دوست داشتن و شاید هم عشق، اما این را خوب می‌دانم که احمق و بی‌منطق شده‌ام و عشق رابطه‌ی مستقیمی با حماقت دارد.

و حالا من آنقدر احمق هستم که حتی به مولکول‌های هوای اطرافت هم حسادت کنم.
به آینه‌ای که هر روز صبح چهره‌ی خواب‌آلود و بهم‌ریخته‌ات را می‌بیند.
به بالش‌ات که هر شب تا صبح موهایت را نوازش می‌کند و به لباس‌هایت که عطر تنت رویشان می‌نشیند.

نه مین یونگی، من حسود نیستم. من تنها احمق شده‌ام. آنقدر احمق که قلبم به کم از تو راضی نمی‌شود و تنها حضورت اشتیاقش را به بودنت، ارضا نمی‌کند. تنها اینکه از سوی تو پذیرفته و دوست داشته‌ شود برایش کافی نیست.

مین یونگی من تمام تو را می‌خواهم.
تمام ستاره‌های درون چشم‌هایت، تمام لبخند‌های لثه‌ایت و تمام حواس و نگرانی‌هایی که ممکن‌ است برای دیگران خرج‌شان کنی.

مین یونگی من می‌خواهم مالک‌ تمام جزئیات زندگی‌ات شوم، چیز‌هایی که شاید از نظر تو احمقانه باشند، اما خب من احمقم.

آنقدر احمق که می‌خواهم خانه و خانواده‌ات باشم. می‌خواهم جای خالی کنارت در جمع‌های خانوادگی، متعلق به من باشد.

می‌خواهم من آن کسی باشم که دوست‌هایت بخاطر میزان عشقی که خرجش می‌کنی، دستت می‌اندازند. می‌خواهم من آنی باشم که بخاطرش شب بی‌خواب شده‌ای و همین بهانه‌ای شده تا ساعت‌ها پدرت در موردم از زیر زبانت حرف بکشد.
می‌خواهم من آن دلیلی باشم که بخاطرش کارهایی را انجام داده‌ای که تا به‌حال بخاطر هیچ‌کس انجامشان نداده‌ای.

می‌خواهم قلب و روح و جسمت، متعلق به من باشد. مین یونگی می‌خواهم‌، تو متعلق به من باشی.

ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
↬ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ʙʏ ᴛɪɴᴀ ִֶָ 𓈒𓏸
😭7
#Sope ♡ ˊˎ -

_کجا بودی این چند روز؟

_هوم، فکر نکنم بهت ربطی داشته باشه.

_اتفاقا تنها چیزی که به من ربط داره تویی سان، تو و هر چیز مربوط به توعه.

_آها، بعد اونوقت چی این ارتباط عمیقو بین من و تو ایجاد کرده؟

_ نمیدونم شاید چشمات. به هر حال از بحث منحرف نشو پرسیدم کجا بودی؟

_نگرانم شدی؟

_شدم.

_چقدر؟ مثلا ممکنه انقدر نگرانم بشی که به جنون برسی!

_می‌خوای امتحانش کنی؟

_می‌خوام بدونم.

_یه بار دیگه اینجوری از خودت بی‌خبرم بزار تا بدونی.

‌‌‌‌‌‌
ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
↬ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ʙʏ ᴛɪɴᴀ ִֶָ 𓈒𓏸
😭6💋1
تا حالا به این فکر کردین که لیریک (AMYGDALA(Agust-D و BLUE SIDE(J-Hope) می‌تونستن یه مکالمه‌ی دونفره باشن!
😭6💋1
لیریک،(AMYGDALA(Agust-D:

من اسم تو را نمی‌دانم
من اسم تو را نمی‌دانم، بله
من اسم تو را نمی‌دانم
حالت چطور است این روزها؟
من اسم تو را نمی‌دانم
اسم تو، اسم تو

سفر در خاطرات
چیزهایی که می‌خواهم فراموش کنم
حالت چطور است این روزها؟
چطور است؟ چطور است؟

1993ماهی که من به دنیا آمدم.
جراحی قلب مادرم
جراحی، جراحی
خیلی اتفاقات مختلف افتاد.
چه چیزهایی اینقدر پر فراز و نشیب هستند.
حتی خاطراتی که دیگر یادم نیست.
بیایید همه را یکی یکی بیرون بیاوریم.

بهترین انتخاب‌ها
انتخاب‌های بعدی، انتخاب‌های جایگزین
انتخاب‌های بعدی، انتخاب، انتخاب، بله
چیزهایی که نمی‌خواستم.
چیزهایی که خارج از کنترل من بودند.
خب، بیایید یکی یکی آنها را کنار بگذاریم.
بله، یکی یکی
بله، یکی یکی

من اسم تو را نمی‌دانم
اسم تو، اسم تو
سفر در خاطرات
سفر، سفر
من اسم تو را نمی‌دانم
اسم تو، اسم تو
خب، بیایید یکی یکی آنها را پاک کنیم.
بله، یکی یکی

آمیگدال من، آمیگدال من
لطفاً هرچه زودتر من را نجات بده، لطفاً هرچه زودتر من را نجات بده.
آمیگدال من، آمیگدال من
لطفاً هرچه زودتر من را بیرون بیاور، لطفاً هرچه زودتر من را بیرون بیاور
آمیگدال من، آمیگدال من
آمیگدال من، آمیگدال من
در اینجا نجات پیدا کن
لطفاً هرچه زودتر بیرون بیا، بله، ای.

بله، واقعاً اتفاقات مختلفی افتاد
صدای ساعت قلب مادرم در گوشم
خبرهایی که نتوانستم به آنها دسترسی پیدا کنم و خبر سرطان کبد پدرم که در حین برنامه کاری به من رسید.

امیدوارم بهترین انتخاب‌ها درست باشند
چون همه آنها هم گذشتند

پس آیا این درد فراوان برای من است؟
این سختی‌های بی‌پایان مرا نکشتند
و دوباره، من شکوفه می‌دهم.

بهترین انتخاب‌ها
انتخاب‌های بعدی، انتخاب‌های جایگزین
انتخاب‌های بعدی، انتخاب، انتخاب، بله

چیزهایی که نمی‌خواستم.
چیزهایی که خارج از کنترل من بودند.
خب، بیایید یکی یکی آنها را کنار بگذاریم
بله، یکی یکی
بله، یکی یکی

من اسم تو را نمی‌دانم
اسم تو، اسم تو
سفر در خاطرات
سفر، سفر
من اسم تو را نمی‌دانم
اسم تو، اسم تو
خب، بیایید یکی یکی آنها را پاک کنیم
بله، یکی یکی

آمیگدال من، آمیگدال من
لطفاً هرچه زودتر من را نجات بده، لطفاً هرچه زودتر من را نجات بده.
آمیگدال من، آمیگدال من
لطفاً هرچه زودتر من را بیرون بیاور، لطفاً هرچه زودتر من را بیرون بیاور
آمیگدال من، آمیگدال من
آمیگدال من، آمیگدال من
در اینجا نجات پیدا کن
لطفاً هرچه زودتر بیرون بیا، بله، ای.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
😭5💋1
لیریک،(BLUE SIDE(J-Hope:

همه چیز بین ما تغییر کرده. من تنها فریاد می‌زنم، آبی.
به خاطر تو، اشک‌های آبی رنگ می‌چکد.
بهار، تابستان، پاییز، زمستان، همیشه همین حس، آبی.
می‌خواهم برگردم به آن زمان که هیچ چیز نمی‌دانستم، آبی.

بازگشت به blue side, blue side

در سرمای هوا، خورشید می‌تابد و ابرها همه را در بر می‌گیرند، آبی.
با باد، در این لحظه، به آنجا می‌روم، آبی.

این احساس آبی درونم، مرا تسلی می‌دهد.
تنها من، زیر نور ماه آبی.

اوو، وقتی درد خودم را در تاریکی فریاد می‌زنم
وقتی نفس‌هایم در هوای سرد گیر می‌کنند.
من احساس کردم که روی پل رنگین‌کمانی
فقط می‌خواهم راهی آبی را طی کنم.

من غم و شادی‌هایم را می‌خوانم، شکوفایی‌ام را می‌خوانم
دوباره در اتاقم
چقدر دلتنگ آن دورانم، آن من آبی و نفس‌های سبک
بین سردی و اشتیاق، وزن این‌ها را می‌سنجم،
اما الان، فقط می‌خواهم به رنگ آبی بسوزم و بمیرم.

بازگشت به blue side, blue side

تو را در رویاهای آبی‌ام جای می‌دهم.
حتی اگر بگوئی نه، در چشمان من
تو را در رویاهای آبی‌ام در آغوش می‌گیرم.
حتی اگر بگوئی نشود، در آغوش من.

بازگشت به blue side, blue side
‌‌‌‌‌‌‌‌‌
☼ ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
😭6💋1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💋1
Agust-D:
_آمیگدال من، آمیگدال من
لطفاً هرچه زودتر من را نجات بده.
آمیگدال من، آمیگدال من
لطفاً هرچه زودتر من را بیرون بیاور.
آمیگدال من، آمیگدال من
از اینجا نجات پیدا کن.
لطفاً هرچه زودتر بیرون بیا، بله.

J-Hope:
_تو را در رویاهای آبی‌ام جای می‌دهم.
حتی اگر بگوئی نه، در چشمان من
تو را در رویاهای آبی‌ام در آغوش می‌گیرم.
حتی اگر بگوئی نشود، در آغوش من.
برگرد به blue side, blue side.

شاید J-Hope همون آمیگدالیِ که Agust-D دنبالش می‌گرده🐋🩵.

‌‌‌
ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
😭6💋1
#Sope ♡ ˊˎ -

_درسته که بخاطر موقعیت اجتماعی‌مون نمیتونیم راحت به کسی اعتماد کنیم و باهاش وارد رابطه بشیم ولی میتونیم با هم انجامش بدیم، مثلا من و تو...

_انگار فراموش کردی که ما با هم دوستیم یونگی!

_حالا من که به نسبت‌ها اهمیتی نمی‌دم ولی خب دوستا هم باهم نمی‌خوابن هوبا...

_اون یه اتفاق بود یونگی، من مست بودم.

_برای تو یه اتفاق بود هوبا، چون من مست نبودم.

_خب این به این معنی نیست که تو باید اوضاع کنترل می‌کردی و مانعمون می‌شدی؟

_یعنی می‌خوای بگی باید از فرصتی که مدت‌ها منتظرش بودم می‌گذشتم؟

_یونگی!!!

_هوبا.

‌‌‌‌
ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
↬ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ʙʏ ᴛɪɴᴀ ִֶָ 𓈒𓏸
😭7💋1
#Sope ♡ ˊˎ -

_برگشتی.

_برگشتم.

_چرا؟

_دلتنگ بودم؟

_دروغه.

_نیست، اما در حقیقت امدم دنبال چیزی که مدتی رهاش کرده بودم.

_اوه. اونوقت چیشد که با خودت فکر کردی ماهی‌ای که یه بار رهاش کردی ممکنه دوباره به قلابت برگرده؟

_برمی‌گرده. چون چیزی که من رهاش کردم ماهی نیست. دزدیه که دلمو دزدیده و یه مجرم، همیشه دوباره به صحنه‌ی جرمش برمی‌گرده.

_هه... یه مجرم نه مین یونگی، یه احمق. و من اصلا اون آدم احمقی که تو فکرشو می‌کنی نیستم.

‌‌‌‌
ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
↬ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ʙʏ ᴛɪɴᴀ ִֶָ 𓈒𓏸
😭7💋1