𝗔𝘂𝗴𝘂𝘀𝘁𝗦𝘂𝗻|rest|
50 subscribers
83 photos
3 videos
2 links
Download Telegram
𝗔𝘂𝗴𝘂𝘀𝘁𝗦𝘂𝗻|rest|
Photo
#Sope | #Scenario ♡ ˊˎ -
#March

من معمولا زیاد در شهری نمی‌مانم؛ طولانی‌ترین اقامتم مربوط می‌شود به ساحل مارسی، حدود یک هفته.

آدمی هم نیستم که راجب خودم زیاد صحبت کنم. حتی گاهی فراموش می‌کنم که نام واقعیم را به مردم بگویم؛ آنها اغلب مرا این‌گونه خطاب می‌کنند، هی کولی.

من هی کولی‌ام، پدرم یک دوک فرانسویِ اصیل و با اصل و نسب بود. مادرم‌ دختری پرتغالی که در خیابان‌ها ساز می‌زد و آواز می‌خواند. آنها هیچ‌کدامشان کولی نبودند، اما من هی کولی شدم.

ازدواج پدر و مادرم شبیه خودشان ساده بود. پدرم دل‌ باخت، آنها بی‌هیچ تشریفات اضافه‌ای در کلیسای نوتردام ازدواج کردند و به مناسبت ازدواج‌شان در خیابان رقصیدند و شامپاین خوردند.

اما پدرم هیچ‌گاه مادرم را به عنوان همسر رسمی و قانونیِ خودش نپذیرفت و تنها می‌گفت، مِی مایه‌ی خوشحالیِ من است.

پدرم زنی را می‌خواست که شبیه خودش عصا قورت داده و اصیل باشد. و یا حداقل وقتی در یک مهمانی اشرافی حاضر می‌شوند بتواند طبق اصول تانگو برقصد و با پاهایش ضرب آهنگ را نگیرد و خلخال‌هایش صدا نکند، اما مگر رقص اصول دارد؟

شاید برای همین بود که بلاخره روزی من و مادرم را بی‌صدا در خیابان ترک کرد و دیگر هیچ‌گاه خبری از او نشد.

من و مادرم، سال‌های زیادی را در خیابان‌ها به دنبال دوکی که دل از مادرم برده بود گشتیم، اما هیچ‌گاه موفق به پیدا کردن او نشدیم.

برای همین معمولا سرانجامِ تمام گشتن‌هایمان ختم می‌شد به ساز زدن مادرم و رقصیدن من،
تا آنکه او هم روزی مرا در خیابان ترک کرد و یادداشتی با این مضمون...
می‌رود سوار کولی، اما خاطراتش به جا می‌ماند.
برایم به جا گذاشت.

من، هی‌ کولی‌ام. به هیچ‌کجا تعلق ندارم، هیچ چراغ و هیچ خانه‌ای در اینجا متعلق به من نیست و حتی سقفی ندارم تا هنگام باران مرا پناه بدهد.

من زیاد در شهری نمی‌مانم، راجب خودم زیاد صحبت نمی‌کنم و حتی گاهی فراموش می‌کنم به مردم بگویم که من، مارسی‌‌ام(مارسِل).
پایان همان فصلی که مادرم از آن متنفر است.

ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
↬ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ʙʏ ᴛɪɴᴀ ִֶָ 𓈒𓏸
‌‌‌‌‌
#part_1
😭6💋1
آبی رنگ مورد علاقه‌ی منه...
💘5💋1
ست کردن:)
😭6💘1
𝗔𝘂𝗴𝘂𝘀𝘁𝗦𝘂𝗻|rest|
Video
چرا موقع گفتن یور مای هوپ به یونگی نگاه کرد:)
تازه اشاره هم کرد بهش
😭6💋1
#Sope ♡ ˊˎ -

_میشه انقدر ازم فرار نکنیُ و سعی نکنی بینمون فاصله بندازی سان.

_فرار!!! منظورت چیه آگوست؟

_منظورم همین موش و گربه بازیِه که راه انداختی.

_خدای من، حتما توهم زدی.

_امیدوارم واقعا توهم زده باشم چون توی توهماتم هروقت هستم به یه بهانه‌ای ازم فاصله میگیری و غیب میشی. این نصفه و نیمه بودنت روی اعصابمه سان، بیا و فقط بگو مشکلت چیه؟

_مشکلی ندارم آگوست. فقط می‌خوام بدونی که من ابدی نیستم و ممکنه یه روزی برای همیشه برم.

_بری! کجا بری؟ من هرجای دنیا برم آخرش برمی‌گردم پیش تو. حالا تو میگی‌ می‌خوای بری!

_نگفتم می‌خوام برم. فقط می‌خوام بهت بفهمونم که اگه حواست به گلدونت نباشه، گلت خشک میشه.

_...، لازم نیست تو نگران گل من باشی سان. تو فقط کنارم بمون، اونم برای ابد.

ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
↬ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ʙʏ ᴛɪɴᴀ ִֶָ 𓈒𓏸
😭7💋1💘1
سوک قرمزی و یونگی گرگه>>>
💋5💘2
بمیرم برای لبخندت؟😭
😭6💋1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#Sope ♡ ˊˎ -

_ناراحتم آگوست. نه از ترک کردنت، از اینکه چقدر ساده دارم انجامش می‌دم.

_ترک کردن مگه ساده و تشریفاتی داره سان؟

_نه، اما این لحظه توی سرم خیلی تراژدی‌تر بود. طوفان و سیلاب اشک همراهش داشت.

_خب چرا الان نداره؟

_نمیدونم، همین ناراحتم می‌کنه.

_سان.

_جانم.

_...، وقتی داری کسیو ترک می‌کنی که نباید با جانم جوابشو بدی.

_ترکت می‌کنم آگوست، ولی تو هنوز جان منی.

_سان.

_جانم.

_...، ناراحت نباش. اگه چند ماه پیش بود حتما گریه می‌کردی.

_حتی چند روز پیش آگوست ولی...

_ولی آدما غریبه میشن سان، خیلی سریع‌تر از وقتی که آشنا شدن.

_ما غریبه شدیم آگوست؟

_آره، حالا تو غریبه‌ی عزیز منی.

_پس حالا که غریبه شدیم، حتما جدایی آسون‌تره!

_نه، جدایی آسون و سخت نداره سان. جدایی، جداییه. همه مدلش دردناکه.

ִֶָ 𓂃 @Sun_August ࿐ ִֶָ 𓃠
↬ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ʙʏ ᴛɪɴᴀ ִֶָ 𓈒𓏸
😭9💋1
𝗔𝘂𝗴𝘂𝘀𝘁𝗦𝘂𝗻|rest|
_ولی آدما غریبه میشن سان، خیلی سریع‌تر از وقتی که آشنا شدن.
گاهی آشنا شدن آدم‌ها یک عمر طول می‌کشد و غریبه شدنِشان تنها، یک لحظه.
😭6💋1
نشستم کل پست‌های پیج مین‌ یونگی از اول شروع تور آریرانگ تا الان با دقت نگاه کردم و...
😭4💋1
این اولین و تنها اسلاید دونفره بود.
😭7💋1
بسیار خاک بر سر کننده بود، ممنون.
😭5💋2
آگوست تا ابد ماه مورد علاقم می‌مونه:)
💋6
خورشیدی جانگ هوسوک😭😭😭😭😭
😭6