کافه دانشجو
83 subscribers
2.07K photos
283 videos
215 files
175 links
Download Telegram
کاش آدم بتواند دنیا را بالا بیاورد و این همه دروغ و ریا نبیند. دنیا به دست دروغگوها و پشت هم اندازها و حقه‌بازها اداره می‌شود...!
هم دانشگاهی گرامی
شما درست میگی، تقلب کردن «ارزه» میخواد
ولی در مقابل درس خوندن و تلاش کردن و نمره حلال گرفتن «عرضه» میخواد که کمتر کسی داره

#باعرضه_بی_ارزه
📌خبر

پهنای باند اینترنت به میزان 20 درصد افزایش یافت.
براین اساس از دوشنبه هفته جاری شارژ هفتگی کاربران به شرح زیر افزایش خواهد یافت.:

- دانشجویان ارشد از 4.5 گیگا بایت به 5.4 گیگابایت
- دانشجویان دکترا از 6 گیگا بایت به 7.2 گیگا بایت
- کارمندان از 3 گیگا بایت به 3.6 گیگا بایت
- اعضای هیات علمی از 16 گیگا بایت به 19.2 گیگا بایت

@Studentcafee
رییس جدید دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی منصوب شد
http://www.modares.ac.ir/news/news-list/news-content?newsview=10884
_چقدر کم حرف شدی

+حوصله ندارم

_شایدم حرفاتو جای دیگه زدی،واسه یکی دیگه

+بعد از این همه مدت همدیگه روندیدیم که این حرفارو بزنیم

_واسه تو بعد ازاین همه مدته،منِ احمق هر روز وایمیسم کنج دیوارو رفت وآمدتو نگاه میکنم

+اصلا عوض نشدی..هنوز همون پسر بی منطقِ ترمِ یکی!

_آره خب عوض شدن تخصص تو بود...یدفه عوض شدن،اونم با منطق با دلیل باحرف...با دروغ

+مشکلت اینه نمیخوای فراموش کنی

_نه...مشکلم اینه باور کردم...حرفاتو...خودتو...چشماتو
حالا نه اینکه نخوام...نمیتونم فراموش کنم اون روزارو

+پس بزار یه چیزی بهت بگم...راستش همون روزام توی خلوت خودم نمیتونستم دوسِت داشته باشم...اما تو همه چیزو جدی گرفته بودی .

این جمله را که گفت از صحنه ی نمایش زدم بیرون، هیچ کدام ازآن دیالوگ ها برای نمایش نامه نبود...زدم بیرون و با همان گریم وسرو وضع رفتم گوشه ای از دانشگاه که پاتوق بعداز کلاس هایمان بود نشستم به سیگار .
نگاهی به نیمکت خالی کناری ام انداختم و چشمانم را بستم.. .
چند سال قبل...یکی از همین بعداز ظهرهای سرد آذر، باد شدیدی میوزید..یک مسیرچند متری را هی میرفتم و می آمدم ودستانم را ها میکردم...نه از سرما،،قرار بود ببینمش وفشارم افتاده بود!
دیدمش از دور...مثل دختر بچه ای که محصور جنگل شده،چشم دوخته بود به آسمان و می آمد...باد موهایش را پخش کرده بود روی صورت و لبش...بدون پلک زدن خیره شدم به چشمانش...نزدیکم شده بود اما من در چشمانش سِیر میکردم
در جغرافیایی که نمی دانم چه ازجانم میخواست.. .
سردش بود..قدم زدیم..او حرف میزد و من دل دل میکردم دستانش را بگیرم.
رسیدیم به کافه ی دانشگاه...نشستیم کنار پنجره و جزوه ای که خواسته بود را روی میز گذاشتم...جزوه راورق زدو چشمش خوردبه برگه ی کوچکی که تمامِ دوست داشتنم رادرچند جمله برایش نوشته بودم .
خواند و چند لحظه ای نگاهم کرد و بلند شد و رفت!
فردا سر کلاس چشم دوخته بودم به درب که وارد شد...آمد و بی حرف کنارم نشست...صدای ضربان قلبم کلاس را برداشته بود.
موقع رفتن برگه ی کوچکی را روی میزم گذاشت.. .
پشت همان برگه نوشته بود
"پاییز که تمام است...میخواهم زمستان را آرامِ جان باشی"
با آتش سیگارم که به فیلتر رسیده بود به خودم آمدم.. .
نیمکت کناری ام را نگاه کردم
پسر جوانی را دیدم که شاخه گلی را بو میکشید.
که دل در دلش نبود .
که عشق را باور کرده بود.. .
یاد آخرین حرفش سرِ صحنه ی تئاتر افتادم... .
سردم شد
من آن روزها را باور کرده بودم
یاد حرف های آخرش افتادم
بازوهایم را سفت چسبیدم
گریم چهره ام به هم ریخت...
@Studentcafee
با سلام
روز چهارشنبه دفاع اقای مصطفی مرادی دانشجوی دکتری ابخیزداری ساعت 11.30 در سالن کاخ برگزار میشود. از همه دوستان و دانشجویان محترم دعوت میشود حضور به هم برسانید.
در ۱۸ اردیبهشت یادی کنیم از کسانی که از کودکی درمان و مراکز درمانی بخش مهم زندگیشون بوده و با وجود تمام سختی ها و محدودیت ها برای زندگی بهتر جنگیدن و با تصورات غلط و اشتباه روزها و روزها دست به گریبان بودن.

۸ می_۱۸ اردیبهشت
روز جهانی تالاسمی گرامی
کوچ تابستانه دانشجویان.
امسال نیز همچون سال گذشته شاهد رویه کوچاندن تابستانی دانشجویان از خوابگاه هستیم. اساتیدی که گاها مغرضانه از الزام حضور دائمی دانشجویان در دانشگاه دم میزدند، خودمتولی خروج تابستانی دانشجویان از خوابگاه آن هم مغایر با طرح *همسان سازی با دانشگاه مرکزی* میشنود. گویا در فرم ارتباط دانشجو و دانشگاه قلبی صورت گرفته و به فرم کارگر و کارفرما تغییر ماهیت داده است. چون مهم نیست که فعالیت علمی و دانشجویی داشته باشی یا نه بلکه کارگر وار میبایست در زمان اعلامی توسط کارفرما حضور داشته باشی. و چون مرداد ماه باب طبع کارفرما نیست لذا سمعاً و طاعتاً. به طرز عجیبی همزمان با پایان تیر ماه برخلاف اظهارات و استدلالات پیشین با وجود کاهش دانشجویان و مصرف کنندگان اینترنت شاهد افت شدید سرعت اینترنت میباشیم که این خاطره کودکی را یادآور میشود که پدر برای خواباندن کودکان چراغ را خاموش میکرد. البته قطعا عمدی بودن و گاها افت سرعت اینترنت مورد تکذیب بزرگواران است.
اطلاعات ڪامل فیلم #شعله_ور 👇

🇮🇷نام : #شعله_ور
🎈سبک : اجتماعی، خانوادگی
📅 سال پخش: 1398

🀄️خلاصه داستان:
زندگی مردی را روایت می‌کند که احساس می‌کند عددی نشده است و این احساس او همه‌ی زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد…


🎬کارگردان: حمید نعمت الله
🎭هنرمدان: امین حیایی، زری خوشکام (زهرا حاتمی)، بهمن پرورش، فربد قبادی، دارا حیایی، مژگان صابری، پانته‌آ مهدی‌نیا، احمد پورخوش، شهریار ربانی و…

🕥مدت زمان : 97 دقیقه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دانلود فیلم: #شعله_ور

🎞کیفیت: 480p
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اون درس سخته رو که پاس میکنی

#nooRa

@Studentcafee
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه بر سرمان آمده که به مال باخته هم رحم نمیکنیم.😔
🔴 وام ضروری دانشجویان ۲ میلیون تومان شد

رئیس سازمان امور دانشجویان:
🔸 وام ضروری برای سال تحصیلی آینده از یک و نیم میلیون تومان به ۲ میلیون تومان افزایش یافت و رقم سایر وام مانند سنوات گذشته به دانشجویان است.
دفاع از رساله دکتری محمد کاظم پارساپور
رشته جنگلداری
98/4/24
ساعت 10
کاخ دانشکده
به امید موفقیت❤️
مردی در قامت استاد

🖌مهرداد مسیبی

@ME_mosayebi

آقا رضا قرار بود استاد دانشگاه شود. اما سر از کارگری درآورد. قدیم ها می گفتند لیسانس بیکار بهتر از دیپلم بیکار است. من که سر در نیاوردم این تعریف است یا تخریب!!!
رفته بودیم سرکشی ایستگاه تولید بذر .
مردی لاغر اندام با چشمان رنگی ،قامتی بلند با خوشرویی پذیرای ما شد. او فارغ التحصیل سال۹۲ در مقطع فوق لیسانس مرتع از دانشگاه تربیت مدرس بود اما بدلیل نبود کار ناچارا روی تراکتور کار می کرد و  زمین ها را شخم می زد. با یک حقوق ناکافی برای زندگی. و نانی اندک برای سیر کردن شکم اهل و عیال.
بعضی وقتها در برخورد با این جماعت مستاصل می شوم. سهم این آدمها در سبد بهره گیری از متخصصین کجای داستان زندگی و دولت قرار دارد؟به عنوان کارشناس اعزامی از ستاد انتظار داشت راهکاری برای رهایی از وضع موجود و بهره گیری از تخصص آکادمی او برایش پیدا کنم.

چند دهه قبل در طرح کاد دبیرستان در بخش دامپزشکی مشغول کار شدم . وقتی به روستاها برای  تزریق آمپول و واکسن به دام ها می رفتیم. مردم وقتی می شنیدند دکتر آمده، بی توجه به پزشک یا دامپزشک بودن ما ، بیماری های خود را عنوان می کردند و توقع درمان داشتند. من را هم که دستیار تکنسین دامپزشکی بودم دکتر خطاب می کردند. البته همه افرادی که سوار لندرور بودند دکتر خطاب می کردند. و توضیحات ما در باب پزشک نبودن فقط باعث ناامیدی و سرخوردگی آنها می شد. از دید آنها ما فرشته نجات بودیم . از دید آنها ارزش دام هایی که معیشت آنها بدان وابسته بود بسیار بالا بود. همین موضوع باعث شد قرص های سرماخوردگی و ضد حساسیت و مسکن درد که در خانه داشتم در ماموریت های بعدی همراه خودم برده و در مراجعه مردم، یکی دو تا قرص فراخور بیماری به آنها می دادم.  همین حرکت دو طرف را راضی و خوشحال می کرد.قرص ها حکم التیام روحی و انرژی مثبت داشت.
امروز بعد از شنیدن درد دل های آقا رضا همان حس استیصال دوران طرح کاد در برخورد مردم به من دست داد. با این تفاوت که درد و رنج او با قرص های مسکن التیام نمی یافت. درد او ریشه در سیاست های غلطی داشت که نتوانسته تناسبی در خروجی دانشگاه ها و بازار کار ایجاد نماید. و رشته های غیر مرتبط را جذب سازمان های مرتبط با رشته تحصیلی او نماید. سیستمی که هر دستگاه مجزا از دیگر دستگاه ها کار خودش را انجام می دهد . شبیه همان پیمانکاری که یکی چاله می کند، یکی لوله گذاری می کند و یکی چاله را پر می کند. اگر در این فرایند،پیمانکاری که لوله گذاری می کند، غایب باشد یکی چاله می کند و یکی هم پر می کند . کاری بیهوده و در جا زدن در فرایند انجام کار.
کاش امروز قدرتی داشتم و همانند دوران شباب و بسان یک پزشک با قرصی او را راضی و خشنود می کردم. کاش معجونی داشتم تا دردها و رنج های پنهان در زیر پوست سوخته از آفتابش را درمان می کردم. کاش این کاش ها کاشتنی بود و سبز می شد تا درد این جوانان را درمان کند. و شغلی در شان و منزلت آنها به آنها داد.
من امروز فقط یک عکس یادگاری با او گرفتم.


 نامش رضا و شهرتش شهبازیان است. فوق لیسانس مرتع و آبخیزداری دانشگاه تربیت مدرس. او در ایستگاه دوسر قروه کردستان بسان یک مرد متعهد و مغرور کارگری می کند. او باید استاد دانشگاه می شد. اگر دارویی برای دردهایش یافتید از او دریغ نکنید.

#مهرداد_مسیبی
کافه دانشجو
مردی در قامت استاد 🖌مهرداد مسیبی @ME_mosayebi آقا رضا قرار بود استاد دانشگاه شود. اما سر از کارگری درآورد. قدیم ها می گفتند لیسانس بیکار بهتر از دیپلم بیکار است. من که سر در نیاوردم این تعریف است یا تخریب!!! رفته بودیم سرکشی ایستگاه تولید بذر . مردی…
آقای شهبازیان دانشجوی بااخلاق و ممتازی بودند. دیدن همچین عکسی از ایشان ناراحت کننده و غم انگیزه
انشاالله مسیولین با دیدن این متن و عکس بتوانند کاری درخور شان ایشان پیدا کنند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهربانم٬نازينینم٬ صبح زيبايت بخير

اى به دل مهرآفرينم٬صبح
زيبايت بخير

دركنارچاى تلخ وسفره ى صبحانه ام،
شهدشيرين،بهترينم٬صبح زيبايت بخیر....

سلام صبح بخیر
روزتون شادوخرم
☑️ دانلود فیلم شماره 17 سهیلا
📽ژانر : اجتماعی
📆سال تولید : 1395
📆سال انتشار:1397
🗣کارگردان : محمود غفاری
👥بازیگران: زهرا داوودنژاد، بابک حمیدیان، احسان امانی و مهرداد صدیقیان
📜خلاصه داستان : شماره 17 سهیلا روایت کننده داستان دختری میانسال است کهزمان ازدواج او به تاخیر افتاده و با توجه به مشکل ژنتیکی که دارد در تلاش است که هر چه سریعتر ازدواج کند تا بچه دار شود.

📥 720p (760 MB)
https://bit.ly/30CMsON

📥 480p (520 MB)
https://bit.ly/2NWeh2U
اطلاعات ڪامل فیلم #مارموز 👇

🇮🇷نام : #مارموز
🎈سبک : کمدی
📅 سال پخش: 1398

🀄️خلاصه داستان:
فیلم در مورد شخصی به نام قدرت است که طی عملی خودسرانه به قهرمان شهر تبدیل می‌شود و ماجراهای جدیدی برای او به وجود می‌آید…


🎬کارگردان: کمال تبریزی
🎭هنرمدان: حامد بهداد، ویشکا آسایش، رضا ناجی، آزاده صمدی، مانی حقیقی، محمد بحرانی، سیاوش چراغی پور و…

🕥مدت زمان : 88 دقیقه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دانلود فیلم: #مارموز

🎞کیفیت: 480p