معروف است که یوزپلنگ از هر ده بار تلاش برای شکار، تنها در یکی از آنها موفق می شود !
وقتی یوزپلنگ نُه بار تلاش می کند و نتیجه نمی گیرد با خود نمی گوید که من برای این کار ساخته نشده ام ، من شکارچی نیستم، بهتر است بروم علف بخورم ! او برای دهمین بار نیز تلاش می کند. او آنقدر تلاش می کند تا به نتیجه دلخواه خود برسد...
اگر ناملایمات مسیر تو را خسته کردند از تلاش دست برندار؛ زیرا تو هیچ وقت نمی دانی تا چه اندازه به موفقیت نزدیک شده ای... یادت نره که هیچ موفقیتی بدون درد و رنج نیست !
وقتی یوزپلنگ نُه بار تلاش می کند و نتیجه نمی گیرد با خود نمی گوید که من برای این کار ساخته نشده ام ، من شکارچی نیستم، بهتر است بروم علف بخورم ! او برای دهمین بار نیز تلاش می کند. او آنقدر تلاش می کند تا به نتیجه دلخواه خود برسد...
اگر ناملایمات مسیر تو را خسته کردند از تلاش دست برندار؛ زیرا تو هیچ وقت نمی دانی تا چه اندازه به موفقیت نزدیک شده ای... یادت نره که هیچ موفقیتی بدون درد و رنج نیست !
Forwarded from کافه دانشجو☕ (Miss barana davarizadeh)
فرستادن توئیت به اکانت زیر(توئیت خود را باذکر هشتگ نام مستعار و آیدی کانال بگذارید ومنتظر جواب نمانید)
@hamidrahimiani
🔊کانالی دانشجو محور برای انعکاس دیدگاه شما
این کانال مستقل از دانشگاه است و توسط دانشجویان اداره میشود.
@hamidrahimiani
🔊کانالی دانشجو محور برای انعکاس دیدگاه شما
این کانال مستقل از دانشگاه است و توسط دانشجویان اداره میشود.
#اطلاعیه
یک تکه طلا در محیط دانشکده پیدا شده است.
از صاحب آن تقاضا میشود با شماره داخلی 9063 (سرکار خانم قنبری) یا به صورت حضوری به آزمایشگاه داده پردازی مراجعه کرده و با دادن نشانی آن را تحویل بگیرید.
یک تکه طلا در محیط دانشکده پیدا شده است.
از صاحب آن تقاضا میشود با شماره داخلی 9063 (سرکار خانم قنبری) یا به صورت حضوری به آزمایشگاه داده پردازی مراجعه کرده و با دادن نشانی آن را تحویل بگیرید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقدیم به
تمام دختران سرزمینم
روز دختر مبارک👌😍😍
تمام دختران سرزمینم
روز دختر مبارک👌😍😍
مسابقه عکاسی تابستان
سایهها میدانند
که چه تابستانی ست...(سهراب سپهری)
معاونت فرهنگی و اجتماعی با همکاری روابط عمومی دانشگاه تربیت مدرس برای فراهم ساختن زمینههای خلاقیت و نوآوری، مسابقه عکاسی را با عنوان جشنواره تابستان با محوریت زیباییهای تابستان دانشگاه (درختان و محیط طبیعی) و همچنین زندگی دانشجویی در این فصل، برگزار میکند.
اهداف مسابقه:
• نمایش زیباییهای طبیعت دانشگاه در فصل تابستان
• توجه به زندگی دانشجویی در محیط دانشگاه
زمانبندی:
• مهلت ارسال آثار: ۱۵ شهریور ۹۸
• اعلام نتیجه داوری: ۲۵ شهریور ۹۸
• افتتاحیه نمایشگاه و اعلام نتایج: همزمان با برگزاری جشن ورودیهای جدید
• ارسال آثار به رایانامه: prtmu@modares.ac.ir
شرایط و مقرارات:
• هر هنرمند میتواند حداکثر ۵ اثر و ۲ مجموعه موضوعی ارسال کند.
• ارسال فایل اصلی بدون امضا و اصلاحات غیرقابل قبول الزامی است. آثار بر اساس اصالت و بهروز بودن داوری میشوند.
• فایلها باید بهصورت Jpeg و اندازه ضلع بزرگ حداقل ۳۵۰۰pixel و با وضوح ۳۰۰Dpi به همراه شناسنامه کامل آثار و پدیدآورنده در یک فایل Word به رایانامه مسابقه ارسال شوند.
• ارسال کنندگان مشخصات خود از جمله نام و نام خانوادگی، شماره تماس و نشانی را به همراه آثار ارسال کنند.
• برگزارکنندگان مسابقه حق استفاده از آثار پذیرفته شده را با ذکر نام در کتاب، آگهیها و دیگر محصولات و اقلام تبلیغی خود دارد.
• ارسال اثر به منزلۀ قبول شرایط و مقررات مسابقه است.
• شرکت در مسابقه برای عموم دانشگاهیان(اعضای هیات علمی، دانشجویان و کارکنان) دانشگاه تربیت مدرس آزاد است.
جوایز:
- ۳ جایزه ۳۰۰ هزار تومانی همراه با اهدای لوح تقدیر
- ۳ جایزه ۲۰۰ هزار تومانی همراه با اهدای لوح تقدیر
- ۳ جایزه ۱۰۰ هزار تومانی همراه با اهدای لوح تقدیر
- ۵ جایزه ویژه به عکسهای که در شبکه اجتماعی اینستاگرام با هشتگ: #TMU_IRAN و #Tarbiat_modares بیشترین پسند کاربران را کسب کرده باشند.
سایهها میدانند
که چه تابستانی ست...(سهراب سپهری)
معاونت فرهنگی و اجتماعی با همکاری روابط عمومی دانشگاه تربیت مدرس برای فراهم ساختن زمینههای خلاقیت و نوآوری، مسابقه عکاسی را با عنوان جشنواره تابستان با محوریت زیباییهای تابستان دانشگاه (درختان و محیط طبیعی) و همچنین زندگی دانشجویی در این فصل، برگزار میکند.
اهداف مسابقه:
• نمایش زیباییهای طبیعت دانشگاه در فصل تابستان
• توجه به زندگی دانشجویی در محیط دانشگاه
زمانبندی:
• مهلت ارسال آثار: ۱۵ شهریور ۹۸
• اعلام نتیجه داوری: ۲۵ شهریور ۹۸
• افتتاحیه نمایشگاه و اعلام نتایج: همزمان با برگزاری جشن ورودیهای جدید
• ارسال آثار به رایانامه: prtmu@modares.ac.ir
شرایط و مقرارات:
• هر هنرمند میتواند حداکثر ۵ اثر و ۲ مجموعه موضوعی ارسال کند.
• ارسال فایل اصلی بدون امضا و اصلاحات غیرقابل قبول الزامی است. آثار بر اساس اصالت و بهروز بودن داوری میشوند.
• فایلها باید بهصورت Jpeg و اندازه ضلع بزرگ حداقل ۳۵۰۰pixel و با وضوح ۳۰۰Dpi به همراه شناسنامه کامل آثار و پدیدآورنده در یک فایل Word به رایانامه مسابقه ارسال شوند.
• ارسال کنندگان مشخصات خود از جمله نام و نام خانوادگی، شماره تماس و نشانی را به همراه آثار ارسال کنند.
• برگزارکنندگان مسابقه حق استفاده از آثار پذیرفته شده را با ذکر نام در کتاب، آگهیها و دیگر محصولات و اقلام تبلیغی خود دارد.
• ارسال اثر به منزلۀ قبول شرایط و مقررات مسابقه است.
• شرکت در مسابقه برای عموم دانشگاهیان(اعضای هیات علمی، دانشجویان و کارکنان) دانشگاه تربیت مدرس آزاد است.
جوایز:
- ۳ جایزه ۳۰۰ هزار تومانی همراه با اهدای لوح تقدیر
- ۳ جایزه ۲۰۰ هزار تومانی همراه با اهدای لوح تقدیر
- ۳ جایزه ۱۰۰ هزار تومانی همراه با اهدای لوح تقدیر
- ۵ جایزه ویژه به عکسهای که در شبکه اجتماعی اینستاگرام با هشتگ: #TMU_IRAN و #Tarbiat_modares بیشترین پسند کاربران را کسب کرده باشند.
Forwarded from Deleted Account
راهنمای بارگذاری پایان نامه.pdf
1 MB
یونسکو جنگل هیرکانی را بهنام ایران جهانی کرد. پرونده ثبت جهانی جنگل هیرکانی با موافقت اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و اعضای کمیته میراثجهانی یونسکو صبح امروز در شهر باکو در کشور آذربایجان بهسرانجام رسید و پس از سالها تلاش جنگل هیرکانی بهنام ایران ثبت جهانی شد. سهم ایران از جنگل هیرکانی بیش از 2 میلیون هکتار است و آذربایجان بیش از 20 هزار هکتار از وسعت جنگل هیرکانی برخوردار است. با ثبت جهانی جنگل هیرکانی، ایران دارای دومین میراث جهانی طبیعی خود در یونسکو شد.
بیابان لوت نخستین اثر طبیعی ثبت جهانی شده ایران در یونسکو است. جنگل هیرکانی با قدمت 40 میلیون سال تنها باقیمانده جنگلهای دوره ژوراسیک در جهان است که اکنون بیشترین وسعت آن در ایران و بخش کوچکی از آن نیز در کشور آذربایجان باقی است.
بیابان لوت نخستین اثر طبیعی ثبت جهانی شده ایران در یونسکو است. جنگل هیرکانی با قدمت 40 میلیون سال تنها باقیمانده جنگلهای دوره ژوراسیک در جهان است که اکنون بیشترین وسعت آن در ایران و بخش کوچکی از آن نیز در کشور آذربایجان باقی است.
هم دانشگاهی گرامی
شما درست میگی، تقلب کردن «ارزه» میخواد
ولی در مقابل درس خوندن و تلاش کردن و نمره حلال گرفتن «عرضه» میخواد که کمتر کسی داره
#باعرضه_بی_ارزه
شما درست میگی، تقلب کردن «ارزه» میخواد
ولی در مقابل درس خوندن و تلاش کردن و نمره حلال گرفتن «عرضه» میخواد که کمتر کسی داره
#باعرضه_بی_ارزه
📌خبر
پهنای باند اینترنت به میزان 20 درصد افزایش یافت.
براین اساس از دوشنبه هفته جاری شارژ هفتگی کاربران به شرح زیر افزایش خواهد یافت.:
- دانشجویان ارشد از 4.5 گیگا بایت به 5.4 گیگابایت
- دانشجویان دکترا از 6 گیگا بایت به 7.2 گیگا بایت
- کارمندان از 3 گیگا بایت به 3.6 گیگا بایت
- اعضای هیات علمی از 16 گیگا بایت به 19.2 گیگا بایت
@Studentcafee
پهنای باند اینترنت به میزان 20 درصد افزایش یافت.
براین اساس از دوشنبه هفته جاری شارژ هفتگی کاربران به شرح زیر افزایش خواهد یافت.:
- دانشجویان ارشد از 4.5 گیگا بایت به 5.4 گیگابایت
- دانشجویان دکترا از 6 گیگا بایت به 7.2 گیگا بایت
- کارمندان از 3 گیگا بایت به 3.6 گیگا بایت
- اعضای هیات علمی از 16 گیگا بایت به 19.2 گیگا بایت
@Studentcafee
رییس جدید دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی منصوب شد
http://www.modares.ac.ir/news/news-list/news-content?newsview=10884
http://www.modares.ac.ir/news/news-list/news-content?newsview=10884
_چقدر کم حرف شدی
+حوصله ندارم
_شایدم حرفاتو جای دیگه زدی،واسه یکی دیگه
+بعد از این همه مدت همدیگه روندیدیم که این حرفارو بزنیم
_واسه تو بعد ازاین همه مدته،منِ احمق هر روز وایمیسم کنج دیوارو رفت وآمدتو نگاه میکنم
+اصلا عوض نشدی..هنوز همون پسر بی منطقِ ترمِ یکی!
_آره خب عوض شدن تخصص تو بود...یدفه عوض شدن،اونم با منطق با دلیل باحرف...با دروغ
+مشکلت اینه نمیخوای فراموش کنی
_نه...مشکلم اینه باور کردم...حرفاتو...خودتو...چشماتو
حالا نه اینکه نخوام...نمیتونم فراموش کنم اون روزارو
+پس بزار یه چیزی بهت بگم...راستش همون روزام توی خلوت خودم نمیتونستم دوسِت داشته باشم...اما تو همه چیزو جدی گرفته بودی .
این جمله را که گفت از صحنه ی نمایش زدم بیرون، هیچ کدام ازآن دیالوگ ها برای نمایش نامه نبود...زدم بیرون و با همان گریم وسرو وضع رفتم گوشه ای از دانشگاه که پاتوق بعداز کلاس هایمان بود نشستم به سیگار .
نگاهی به نیمکت خالی کناری ام انداختم و چشمانم را بستم.. .
چند سال قبل...یکی از همین بعداز ظهرهای سرد آذر، باد شدیدی میوزید..یک مسیرچند متری را هی میرفتم و می آمدم ودستانم را ها میکردم...نه از سرما،،قرار بود ببینمش وفشارم افتاده بود!
دیدمش از دور...مثل دختر بچه ای که محصور جنگل شده،چشم دوخته بود به آسمان و می آمد...باد موهایش را پخش کرده بود روی صورت و لبش...بدون پلک زدن خیره شدم به چشمانش...نزدیکم شده بود اما من در چشمانش سِیر میکردم
در جغرافیایی که نمی دانم چه ازجانم میخواست.. .
سردش بود..قدم زدیم..او حرف میزد و من دل دل میکردم دستانش را بگیرم.
رسیدیم به کافه ی دانشگاه...نشستیم کنار پنجره و جزوه ای که خواسته بود را روی میز گذاشتم...جزوه راورق زدو چشمش خوردبه برگه ی کوچکی که تمامِ دوست داشتنم رادرچند جمله برایش نوشته بودم .
خواند و چند لحظه ای نگاهم کرد و بلند شد و رفت!
فردا سر کلاس چشم دوخته بودم به درب که وارد شد...آمد و بی حرف کنارم نشست...صدای ضربان قلبم کلاس را برداشته بود.
موقع رفتن برگه ی کوچکی را روی میزم گذاشت.. .
پشت همان برگه نوشته بود
"پاییز که تمام است...میخواهم زمستان را آرامِ جان باشی"
با آتش سیگارم که به فیلتر رسیده بود به خودم آمدم.. .
نیمکت کناری ام را نگاه کردم
پسر جوانی را دیدم که شاخه گلی را بو میکشید.
که دل در دلش نبود .
که عشق را باور کرده بود.. .
یاد آخرین حرفش سرِ صحنه ی تئاتر افتادم... .
سردم شد
من آن روزها را باور کرده بودم
یاد حرف های آخرش افتادم
بازوهایم را سفت چسبیدم
گریم چهره ام به هم ریخت...
@Studentcafee
+حوصله ندارم
_شایدم حرفاتو جای دیگه زدی،واسه یکی دیگه
+بعد از این همه مدت همدیگه روندیدیم که این حرفارو بزنیم
_واسه تو بعد ازاین همه مدته،منِ احمق هر روز وایمیسم کنج دیوارو رفت وآمدتو نگاه میکنم
+اصلا عوض نشدی..هنوز همون پسر بی منطقِ ترمِ یکی!
_آره خب عوض شدن تخصص تو بود...یدفه عوض شدن،اونم با منطق با دلیل باحرف...با دروغ
+مشکلت اینه نمیخوای فراموش کنی
_نه...مشکلم اینه باور کردم...حرفاتو...خودتو...چشماتو
حالا نه اینکه نخوام...نمیتونم فراموش کنم اون روزارو
+پس بزار یه چیزی بهت بگم...راستش همون روزام توی خلوت خودم نمیتونستم دوسِت داشته باشم...اما تو همه چیزو جدی گرفته بودی .
این جمله را که گفت از صحنه ی نمایش زدم بیرون، هیچ کدام ازآن دیالوگ ها برای نمایش نامه نبود...زدم بیرون و با همان گریم وسرو وضع رفتم گوشه ای از دانشگاه که پاتوق بعداز کلاس هایمان بود نشستم به سیگار .
نگاهی به نیمکت خالی کناری ام انداختم و چشمانم را بستم.. .
چند سال قبل...یکی از همین بعداز ظهرهای سرد آذر، باد شدیدی میوزید..یک مسیرچند متری را هی میرفتم و می آمدم ودستانم را ها میکردم...نه از سرما،،قرار بود ببینمش وفشارم افتاده بود!
دیدمش از دور...مثل دختر بچه ای که محصور جنگل شده،چشم دوخته بود به آسمان و می آمد...باد موهایش را پخش کرده بود روی صورت و لبش...بدون پلک زدن خیره شدم به چشمانش...نزدیکم شده بود اما من در چشمانش سِیر میکردم
در جغرافیایی که نمی دانم چه ازجانم میخواست.. .
سردش بود..قدم زدیم..او حرف میزد و من دل دل میکردم دستانش را بگیرم.
رسیدیم به کافه ی دانشگاه...نشستیم کنار پنجره و جزوه ای که خواسته بود را روی میز گذاشتم...جزوه راورق زدو چشمش خوردبه برگه ی کوچکی که تمامِ دوست داشتنم رادرچند جمله برایش نوشته بودم .
خواند و چند لحظه ای نگاهم کرد و بلند شد و رفت!
فردا سر کلاس چشم دوخته بودم به درب که وارد شد...آمد و بی حرف کنارم نشست...صدای ضربان قلبم کلاس را برداشته بود.
موقع رفتن برگه ی کوچکی را روی میزم گذاشت.. .
پشت همان برگه نوشته بود
"پاییز که تمام است...میخواهم زمستان را آرامِ جان باشی"
با آتش سیگارم که به فیلتر رسیده بود به خودم آمدم.. .
نیمکت کناری ام را نگاه کردم
پسر جوانی را دیدم که شاخه گلی را بو میکشید.
که دل در دلش نبود .
که عشق را باور کرده بود.. .
یاد آخرین حرفش سرِ صحنه ی تئاتر افتادم... .
سردم شد
من آن روزها را باور کرده بودم
یاد حرف های آخرش افتادم
بازوهایم را سفت چسبیدم
گریم چهره ام به هم ریخت...
@Studentcafee
با سلام
روز چهارشنبه دفاع اقای مصطفی مرادی دانشجوی دکتری ابخیزداری ساعت 11.30 در سالن کاخ برگزار میشود. از همه دوستان و دانشجویان محترم دعوت میشود حضور به هم برسانید.
روز چهارشنبه دفاع اقای مصطفی مرادی دانشجوی دکتری ابخیزداری ساعت 11.30 در سالن کاخ برگزار میشود. از همه دوستان و دانشجویان محترم دعوت میشود حضور به هم برسانید.
کوچ تابستانه دانشجویان.
امسال نیز همچون سال گذشته شاهد رویه کوچاندن تابستانی دانشجویان از خوابگاه هستیم. اساتیدی که گاها مغرضانه از الزام حضور دائمی دانشجویان در دانشگاه دم میزدند، خودمتولی خروج تابستانی دانشجویان از خوابگاه آن هم مغایر با طرح *همسان سازی با دانشگاه مرکزی* میشنود. گویا در فرم ارتباط دانشجو و دانشگاه قلبی صورت گرفته و به فرم کارگر و کارفرما تغییر ماهیت داده است. چون مهم نیست که فعالیت علمی و دانشجویی داشته باشی یا نه بلکه کارگر وار میبایست در زمان اعلامی توسط کارفرما حضور داشته باشی. و چون مرداد ماه باب طبع کارفرما نیست لذا سمعاً و طاعتاً. به طرز عجیبی همزمان با پایان تیر ماه برخلاف اظهارات و استدلالات پیشین با وجود کاهش دانشجویان و مصرف کنندگان اینترنت شاهد افت شدید سرعت اینترنت میباشیم که این خاطره کودکی را یادآور میشود که پدر برای خواباندن کودکان چراغ را خاموش میکرد. البته قطعا عمدی بودن و گاها افت سرعت اینترنت مورد تکذیب بزرگواران است.
امسال نیز همچون سال گذشته شاهد رویه کوچاندن تابستانی دانشجویان از خوابگاه هستیم. اساتیدی که گاها مغرضانه از الزام حضور دائمی دانشجویان در دانشگاه دم میزدند، خودمتولی خروج تابستانی دانشجویان از خوابگاه آن هم مغایر با طرح *همسان سازی با دانشگاه مرکزی* میشنود. گویا در فرم ارتباط دانشجو و دانشگاه قلبی صورت گرفته و به فرم کارگر و کارفرما تغییر ماهیت داده است. چون مهم نیست که فعالیت علمی و دانشجویی داشته باشی یا نه بلکه کارگر وار میبایست در زمان اعلامی توسط کارفرما حضور داشته باشی. و چون مرداد ماه باب طبع کارفرما نیست لذا سمعاً و طاعتاً. به طرز عجیبی همزمان با پایان تیر ماه برخلاف اظهارات و استدلالات پیشین با وجود کاهش دانشجویان و مصرف کنندگان اینترنت شاهد افت شدید سرعت اینترنت میباشیم که این خاطره کودکی را یادآور میشود که پدر برای خواباندن کودکان چراغ را خاموش میکرد. البته قطعا عمدی بودن و گاها افت سرعت اینترنت مورد تکذیب بزرگواران است.