بهعنوان مثال، اگر دو دیوار که نیروی برشی ناشی از زلزله را بهصورت مشترک تحمل میکنند، یکی دارای ضخامت 300 میلیمتر، طول 5000 میلیمتر و Av/S برابر با 2.1mm2/mm ، و دیوار دیگر دارای ضخامت 400 میلیمتر، طول 4000 میلیمتر و Av/S برابر با 2.3mm2/mm باشد، با فرض استفاده از بتن رده C25 و آرماتورهای برشی از رده S400 برای دیوار، کنترل فوق بصورت زیر انجام میشود:
روش کار در ETABS 19: در این نسخه از نرمافزار و نسخ بعد از آن که در لیست آییننامههای طراحی بتن، ACI318-19 را نیز دارا میباشند، میتوان در پنجره معرفی اطلاعات بتن موردنظر، ضریب λ را که مربوط به بتنهای سبک است، برابر با 1/1.5، یعنی 0.667 معرفی نمود. همچنین در پنجره تنظیمات طراحی دیوارهای برشی، ضریب کاهش مقاومت برشی دیوارها در حالت لرزهای (Phi Shear Seismic)، برابر با 0.25 معرفی شود. در این حالت، نیازی به تقسیم کردن Av/S ارائه شده برنامه بر 1.5 نیز نخواهد بود. متذکر میگردد، درصورتیکه طراح، حاصلضرب Ωvωv را بهطور دقیق محاسبه میکند و مقدار حاصلضرب دقیق مذکور، کوچکتر از عدد 3 است، باید ضریب کاهش مقاومت برشی دیوارها در حالت لرزهای، بجای عدد 3، بر مقدار دقیق حاصلضرب Ωvωv تقسیم شود.
بهمنظور اقناع ضوابط بند 9-20-7-9-5 مبحث نهم، به تذکر 3 ذیل روش کار در ETABS2016 مراجعه شود؛ با این تفاوت که در این حالت، جهت انجام کنترلهای مذکور، نباید Av/S ارائه شده برنامه بر 1.5 تقسیم شود.
بهمنظور اقناع ضوابط بند 9-20-7-9-5 مبحث نهم، به تذکر 3 ذیل روش کار در ETABS2016 مراجعه شود؛ با این تفاوت که در این حالت، جهت انجام کنترلهای مذکور، نباید Av/S ارائه شده برنامه بر 1.5 تقسیم شود.
روش کار در ETABS 20.1: در این نسخه از نرمافزار، hw به درستی محاسبه میشود و بدین ترتیب، یکی از مهمترین اشکالات نسخههای پیشین، برطرف گردیده است؛ لذا صرفاً لازم است در پنجره تنظیمات طراحی دیوارهای برشی، ضریب کاهش مقاومت برشی دیوارها در حالت لرزهای (Phi Shear Seismic)، برابر با 0.25 معرفی شود. متذکر میگردد، درصورتیکه طراح، حاصلضرب Ωvωv را بهطور دقیق محاسبه میکند و مقدار دقیق حاصلضرب مذکور، کوچکتر از عدد 3 است، باید ضریب کاهش مقاومت برشی دیوارها در حالت لرزهای، بجای عدد 3، بر مقدار دقیق حاصلضرب Ωvωv تقسیم شود.
در این نسخه از نرمافزار نیز بهمنظور اقناع ضوابط بند 9-20-7-9-5 مبحث نهم، به تذکر 3 ذیل روش کار در ETABS2016 مراجعه شود؛ با این تفاوت که در این حالت نیز، جهت انجام کنترلهای مذکور، نباید Av/S ارائه شده برنامه بر 1.5 تقسیم شود.
تذکر: معیار تشخیص hw در برنامه به نحوه معرفی Pier Label ها بستگی دارد. لازم است در محل هر دیوار در پلان، تمامی پنلهای دیوار، شامل پنلی که مقطع بحرانی در آن قرار میگیرد تا بالاترین طبقه، دارای Pier Label های مشابه باشند.
در این نسخه از نرمافزار نیز بهمنظور اقناع ضوابط بند 9-20-7-9-5 مبحث نهم، به تذکر 3 ذیل روش کار در ETABS2016 مراجعه شود؛ با این تفاوت که در این حالت نیز، جهت انجام کنترلهای مذکور، نباید Av/S ارائه شده برنامه بر 1.5 تقسیم شود.
تذکر: معیار تشخیص hw در برنامه به نحوه معرفی Pier Label ها بستگی دارد. لازم است در محل هر دیوار در پلان، تمامی پنلهای دیوار، شامل پنلی که مقطع بحرانی در آن قرار میگیرد تا بالاترین طبقه، دارای Pier Label های مشابه باشند.
روش دوم:
این روش مربوط به زمانی است که از نسخههای قبل از ETABS 20.1 استفاده میشود. همانطور که در روش قبلی بیان شد، نرمافزار در نسخههای قبل از ETABS 20.1، مقدار αc را به اشتباه، برابر 0.25 درنظر میگیرد؛ در حالی که بهطور معمول، مقدار hw/lw، بیش از 2 بوده که در این صورت باید مقدار αc ، برابر 0.17 منظور گردد.
رابطه صحیح مقاومت برشی دیوار
این روش مربوط به زمانی است که از نسخههای قبل از ETABS 20.1 استفاده میشود. همانطور که در روش قبلی بیان شد، نرمافزار در نسخههای قبل از ETABS 20.1، مقدار αc را به اشتباه، برابر 0.25 درنظر میگیرد؛ در حالی که بهطور معمول، مقدار hw/lw، بیش از 2 بوده که در این صورت باید مقدار αc ، برابر 0.17 منظور گردد.
رابطه صحیح مقاومت برشی دیوار
جهت افزایش دقت کار، در رابطه اول، بجای 0.17، از مقدار صحیحتر آن که 1/6 است و در رابطه دوم نیز بجای 0.25، از مقدار معادل آن، 1/4 استفاده شده است. اگر دو رابطه فوق را برابر هم قرار دهیم:
در رابطه فوق، tw، ضخامت جان دیوار است. بنابراین کافی است به Av/S ارائه شده برنامه، اضافه شود.
بهعنوان مثال، درصورتی که بتن دیوار، بتن رده C25 و آرماتورهای برشی دیوار از رده S400 باشند و با فرض آنکه ضخامت دیوار، برابر 450mm و λ برابر یک باشد، لازم است به مقدار 0.0469 cm2/cm، به Av/S ارائه شده برنامه، اضافه شود که جزئیات آن به شرح زیر است:
بهعنوان مثال، درصورتی که بتن دیوار، بتن رده C25 و آرماتورهای برشی دیوار از رده S400 باشند و با فرض آنکه ضخامت دیوار، برابر 450mm و λ برابر یک باشد، لازم است به مقدار 0.0469 cm2/cm، به Av/S ارائه شده برنامه، اضافه شود که جزئیات آن به شرح زیر است:
تذکر 1: در استفاده از این روش نیز فرضیات اول تا چهارم مشروح در روش اول، برقرار است؛ لذا باید در پنجره تنظیمات طراحی دیوارهای برشی، ضریب کاهش مقاومت برشی دیوارها در حالت لرزهای (Phi Shear Seismic)، برابر با 0.25 معرفی شود. متذکر میگردد، درصورتیکه طراح، حاصلضرب Ωvωv را بهطور دقیق محاسبه میکند و مقدار دقیق حاصلضرب مذکور، کوچکتر از عدد 3 است، باید ضریب کاهش مقاومت برشی دیوارها در حالت لرزهای، بجای عدد 3، بر مقدار دقیق حاصلضرب Ωvωv تقسیم شود.
تذکر 2: بهمنظور کنترل ضابطه بند 9-13-5-3-2 مبحث نهم که مقرر میدارد، در هیچ مقطع افقی از دیوار، مقدار Vn نباید از ، بیشتر درنظر گرفته شود، درصورتیکه طبق فرضیات دوم، سوم و چهارم مشروح در روش اول، ضریب کاهش مقاومت برشی دیوارها در حالت لرزهای (Phi Shear Seismic)، برابر با 0.25 (و یا مقدار حاصل از تقسیم 0.75 بر مقدار دقیق حاصلضرب Ωvωv) معرفی شود، نرمافزار ETABS، برش حداکثر بر مبنای رابطه را به درستی کنترل نموده و در مواردی که برش وارد بر دیوار، بیش از مقدار حداکثری فوق باشد، پیغام O/S گزارش میکند. لذا نیازی به محاسبات دستی برای کنترل این ضابطه نخواهد بود.
تذکر 2: بهمنظور کنترل ضابطه بند 9-13-5-3-2 مبحث نهم که مقرر میدارد، در هیچ مقطع افقی از دیوار، مقدار Vn نباید از ، بیشتر درنظر گرفته شود، درصورتیکه طبق فرضیات دوم، سوم و چهارم مشروح در روش اول، ضریب کاهش مقاومت برشی دیوارها در حالت لرزهای (Phi Shear Seismic)، برابر با 0.25 (و یا مقدار حاصل از تقسیم 0.75 بر مقدار دقیق حاصلضرب Ωvωv) معرفی شود، نرمافزار ETABS، برش حداکثر بر مبنای رابطه را به درستی کنترل نموده و در مواردی که برش وارد بر دیوار، بیش از مقدار حداکثری فوق باشد، پیغام O/S گزارش میکند. لذا نیازی به محاسبات دستی برای کنترل این ضابطه نخواهد بود.
تذکر 3: در دیوارهایی که متشکل از تعدادی قطعه دیوار قائم بوده و نیروی جانبی مشترکی را تحمل می کنند، ETABS مقدار حداکثر Vn را در تمامی حالتها، با رابطه کنترل میکند؛ درحالیکه ضوابط بند 9-20-7-9-5 مبحث نهم برای دیوارهای متشکل از تعدادی قطعه دیوار قائم، بهگونه دیگری است. به منظور اقناع ضوابط بند مذکور، به تذکر شماره 3 ذیل روش کار در ETABS2016، مربوط به روش اول مراجعه شود؛ با این تفاوت که جهت انجام کنترلهای مذکور، نباید Av/S ارائه شده برنامه بر 1.5 تقسیم شود.
تذکرات و ملاحظات عمومی:
در تحلیلهای خطی که وضعیت توزیع خرابی در سیستم، نامعلوم است، نمیتوان در مورد تعیین محل مقطع بحرانی دیوارها بهصورت قطعی اظهار نظر نمود و بررسی این موضوع، نیاز به قضاوت مهندسی طراح دارد. لیکن طراح در تحلیلهای خطی، ناگزیر به استفاده از برخی راهکارها جهت تعیین محل مقطع بحرانی است. بدین منظور، دو روش، پیشنهاد میگردد.
یک روش آن است که بررسی گردد در هر مجموعه دیوار (از روی شالوده تا بالاترین تراز دیوار)، تحت ترکیببارهای شامل نیروهای زلزله تشدید یافته، حداکثر مقدار DCR در کدام پنل اتفاق افتاده است و نهایتاً مقطع بحرانی، در پنل مذکور درنظر گرفته شود (علت استفاده از ترکیببارهای شامل نیروی زلزله تشدید یافته آن است که اگر فرض شود، تسلیم خمشی دیوار موردنظر، به تأخیر افتد و سطح نیروهای زلزله محتمل در دیوار، تا حد Ωo برابر، افزایش یابد، DCR فرضی در کدام پنل دیوار، بیشتر خواهد بود؛ البته این نوع نگرش در تحلیل خطی، کاملاً فرضی بوده و در فرآیند عملکرد غیر خطی سازه، پس از تسلیم برخی از اعضای باربر مقاوم لرزهای ساختمان و از جمله برخی دیوارها، روند توزیع نیرو بین سایر اعضا و نیز روند توزیع خرابی در سیستم، متأثر گشته و شاید این موضوع، محل مقطع بحرانی را نیز متأثر نماید).
روش دیگر، بررسی دیاگرام لنگر ناشی از نیروهای زلزله در دیوارها است. مقطعی که متحمل حداکثر لنگر مذکور میشود، مقطع بحرانی درنظر گرفته خواهد شد.
ممکن است طراح، از روشهای دیگری جهت تشخیص محل مقطع بحرانی استفاده نماید. متذکر میگردد، هیچکدام از این روشها، الزاماً قطعیت نداشته و لازم است طراح، با کمک گرفتن از روشهای پیشنهادی یا هر روش دیگر و نهایتاً قضاوت مهندسی خود، محل مقطع بحرانی را تعیین نماید.
در مواردیکه دیوارهای حائل بتنی زیرزمین را داشته باشیم، صرفنظر از آنکه تراز پایه در روی شالوده یا بالای دیوارهای حائل قرار میگیرد، محتمل آن است که برای دیوارهایی که در بالای دیوارهای حائل ادامه مییابند، مقطع بحرانی، پایینترین مقطع اولین پنل دیوار در روی دیوارهای زیرزمین باشد. در این حالت، برای اولین پنل دیوار در روی دیوارهای زیرزمین، تا بالاترین طبقه، Pier Label های مشابه تعریف گردد؛ لیکن باید برای دیوارهای زیرزمین که در امتداد قائم این دیوار، تا شالوده ادامه مییابند، Pier Label هایی متفاوت تعریف شود.
در تحلیلهای خطی که وضعیت توزیع خرابی در سیستم، نامعلوم است، نمیتوان در مورد تعیین محل مقطع بحرانی دیوارها بهصورت قطعی اظهار نظر نمود و بررسی این موضوع، نیاز به قضاوت مهندسی طراح دارد. لیکن طراح در تحلیلهای خطی، ناگزیر به استفاده از برخی راهکارها جهت تعیین محل مقطع بحرانی است. بدین منظور، دو روش، پیشنهاد میگردد.
یک روش آن است که بررسی گردد در هر مجموعه دیوار (از روی شالوده تا بالاترین تراز دیوار)، تحت ترکیببارهای شامل نیروهای زلزله تشدید یافته، حداکثر مقدار DCR در کدام پنل اتفاق افتاده است و نهایتاً مقطع بحرانی، در پنل مذکور درنظر گرفته شود (علت استفاده از ترکیببارهای شامل نیروی زلزله تشدید یافته آن است که اگر فرض شود، تسلیم خمشی دیوار موردنظر، به تأخیر افتد و سطح نیروهای زلزله محتمل در دیوار، تا حد Ωo برابر، افزایش یابد، DCR فرضی در کدام پنل دیوار، بیشتر خواهد بود؛ البته این نوع نگرش در تحلیل خطی، کاملاً فرضی بوده و در فرآیند عملکرد غیر خطی سازه، پس از تسلیم برخی از اعضای باربر مقاوم لرزهای ساختمان و از جمله برخی دیوارها، روند توزیع نیرو بین سایر اعضا و نیز روند توزیع خرابی در سیستم، متأثر گشته و شاید این موضوع، محل مقطع بحرانی را نیز متأثر نماید).
روش دیگر، بررسی دیاگرام لنگر ناشی از نیروهای زلزله در دیوارها است. مقطعی که متحمل حداکثر لنگر مذکور میشود، مقطع بحرانی درنظر گرفته خواهد شد.
ممکن است طراح، از روشهای دیگری جهت تشخیص محل مقطع بحرانی استفاده نماید. متذکر میگردد، هیچکدام از این روشها، الزاماً قطعیت نداشته و لازم است طراح، با کمک گرفتن از روشهای پیشنهادی یا هر روش دیگر و نهایتاً قضاوت مهندسی خود، محل مقطع بحرانی را تعیین نماید.
در مواردیکه دیوارهای حائل بتنی زیرزمین را داشته باشیم، صرفنظر از آنکه تراز پایه در روی شالوده یا بالای دیوارهای حائل قرار میگیرد، محتمل آن است که برای دیوارهایی که در بالای دیوارهای حائل ادامه مییابند، مقطع بحرانی، پایینترین مقطع اولین پنل دیوار در روی دیوارهای زیرزمین باشد. در این حالت، برای اولین پنل دیوار در روی دیوارهای زیرزمین، تا بالاترین طبقه، Pier Label های مشابه تعریف گردد؛ لیکن باید برای دیوارهای زیرزمین که در امتداد قائم این دیوار، تا شالوده ادامه مییابند، Pier Label هایی متفاوت تعریف شود.