Mostafa Moradi B.
پیگیر آموزشهای صفحات متعدد طراحی سازه در فضای اینستاگرام هستید؟
کدام یک برای معرفی تخصصی و برندینگ مناسب تر است!
Final Results
62%
Instagram
19%
Telegram
17%
LinkedIn
2%
WhatsApp
STRUCTURE FAQs
کدام یک برای معرفی تخصصی و برندینگ مناسب تر است!
اولویت اول برای بدست آوردن اطلاعات و پاسخ به سوالات شما کدام گزینه می باشد؟
Final Results
59%
جستجو در وبسایت ها
22%
جستجو در تلگرام (گروه ها و کانال ها)
4%
پرسش سوال از افراد متخصص معروف در فضای مجازی
0%
آموزش های ویدیویی اینستاگرام
15%
پرسش سوال از همکاران و دوستان
Forwarded from Ali Saadaie 🏅
⚜نرمافزار(افزونه) کنترل #برش_چشمه_اتصال توسط Etabs⚜
✅ کاملا رایگان و محیط ساده و کاربر پسند
✅ فرآیند تنظیم آییننامه و تخصیص آرماتور اجرایی بصورت اتوماتیک
✅ مطابق با مبحث ۹ ویرایش سال ۹۹
✅ سازگار با Etabs ورژن ۱۸ و ۱۹
✅ قابلیت اجرا بصورت پلاگین(افزونه) و یا بصورت فایل اجرایی (exe)
💢 برای دانلود و مشاهده فیلم آموزش به لینک زیر مراجعه کنید:👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
http://farsangroup.com/2114/jointshear_plugin.html
✅ کاملا رایگان و محیط ساده و کاربر پسند
✅ فرآیند تنظیم آییننامه و تخصیص آرماتور اجرایی بصورت اتوماتیک
✅ مطابق با مبحث ۹ ویرایش سال ۹۹
✅ سازگار با Etabs ورژن ۱۸ و ۱۹
✅ قابلیت اجرا بصورت پلاگین(افزونه) و یا بصورت فایل اجرایی (exe)
💢 برای دانلود و مشاهده فیلم آموزش به لینک زیر مراجعه کنید:👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
http://farsangroup.com/2114/jointshear_plugin.html
گروه مهندسی فرسان
نرم افزار (افزونه) کنترل برش چشمه اتصال توسط ایتبس
این برنامه به منظور کنترل برش چشمه اتصال سازه بتنی مطابق با مبحث نهم ویرایش سال 99 (یا به عبارتی ACI318-19) با استفاده از خود برنامه Etabs نوشته شده است.
در کدام برنامه فضای مجازی وقت خود را "تلف" میکنید؟ (قابلیت چند پاسخ)
Final Results
64%
اینستاگرام
61%
تلگرام
7%
توییتر
0%
پینترست
5%
لینکدین
16%
واتس اپ
9%
جستجو در وبسایت ها
آیا برای الزامی شدن مبحث ششم مقررات ملی ساختمان از اول دی ماه ۱۴۰۰ آماده هستید؟
Anonymous Poll
68%
بلی
32%
خیر
آیا میدانستید در صورتیکه در نرم افزار از بارهای زنده کاهش یافته ( Reducible Live Load ) در تعریف بار زنده استفاده کرده باشید، امکان استفاده از ضریب بار 0.5 بار زنده در ترکیب بارهای حاوی زلزله مجاز نمیباشد؟
Anonymous Poll
45%
خیر
55%
بله
در استفاده از تیغه های جدا کننده (دیوارها) کدام عامل برای شما مهم تر است؟
Anonymous Poll
36%
قیمت
18%
وزن
23%
عایق صدا
9%
عایق انرژی
9%
سهولت اجرا
5%
در دسترس بودن
با توجه به استعلام هاي متعدد جامعه مهندسی در خصوص ضوابط و شرایط وصله ي آرماتورها به روش جوشکاري فشاري گازي (فورجینگ) کمیته ي تخصصی مبحث نهم
مقررات ملی ساختمان توضیحات زیر را در این خصوص ارائه نموده است:
در روش جوش سر به سر میلگردها یا جوش فشاري گازي (GPW, Welding Pressure Gas (که فورجینگ نیز نامیده میشود، میلگردها به صورت سر به سر و بدون
هیچ گونه مواد افزودنی، توسط حرارت حاصل از سوختن گاز استیلن و اکسیژن، به دماي خمیري شدن (حدود 1250 درجه سلسیوس) میرسند و توسط فشار حاصل از
سیلندر هیدرولیک، به یکدیگر فورج می شوند.
فورجینگ نوعی وصله جوشی می باشد و باید کلیه ي ضوابط مربوط به وصله هاي جوشی مبحث نهم مقررات ملی ساختمان (ویرایش پنجم، 1399 (در آن رعایت گردد.
شرایط جوشکاري آرماتورهاي مورد استفاده در بتن آرمه و حداقل دماي مورد نیاز پیش گرمایش و انجام عملیات جوشکاري باید بر مبناي استانداردهاي ملی ایران به
شمارههاي 3132 و 1-21056 باشند. ضمناً جوش میلگردها در وصله جوشی باید الزامات مبحث دهم مقرارت ملی ساختمان را تامین نماید.
وصله هاي جوشی باید قادر به انتقال تنشی حداقل برابر با 1.25 برابر تنش تسلیم مشخصه میلگرد در کشش و یا فشار باشند. در وصله ي فورجینگ، در هر مقطع از عضو
باید حداکثر 50 %میلگردها و به صورت یک در میان وصله شوند.
مطابق ضوابط مبحث نهم مقررات ملی ساختمان (ویرایش پنجم، 1399 (وصله هاي جوشی در میلگردهایی که نیروي ناشی از زلزله را تحمل مینمایند، نباید در فاصله ي
کمتر از دوبرابر ارتفاع مقطع عضو از بر اتصال تیر به ستون، و یا مقاطع بحرانی که در آن ها احتمال تسلیم آرماتورها وجود دارد، واقع شده باشند. رعایت ضابطه ي فوق در
سازه هاي با شکلپذیري کم ضروري نیست. فرآیند بازرسی، نظارت و کنترل وصله ي فورجینگ باید در سه مرحله قبل از عملیات جوشکاري، در حین عملیات جوشکاري و بعد از جوشکاري و بر اساس استاندارد ملی
22442) سال 1396 (تحت عنوان «فولاد براي تسلیح بتن – اتصال میلگردهاي فولادي جوشکاري شده به روش فشاري گازي – روش آزمون و معیار پذیرش» یا استانداردهای ژاپنی JISZ3120 و JISZ3881 صورت گیرد. بعد از عملیات جوشکاری باید تست های غیر مخرب مانند آزمون نفوذ و آزمون التراسونیک انجام گیرد. همچنین برای دریافت گزارش تایید دستورالعمل جوشکاری، انجام تست مخرب مطابق استاندارد مربوطه مانند آزمون خمش و کشش میلگرد وصله شده الزامی است. بر اساس مبحث نهم مقررات ملی ساختمان، در صورتی که قرار است در میلگردها از وصله ي جوشی استفاده شود، باید این میلگردها تحت آزمایش جوشپذیري قرار گیرند. در این آزمایش نمونه هاي جوش شده باید تحت آزمایش کشش و خمش قرار گیرند. در آزمایش خمش، زمانی میلگرد از نظر جوش پذیري قابل قبول تلقی میگردد که پس از خم کردن، ترکی در منطقه جوش شده و خود جوش به وجود نیاید.
شرکت هاي مجري عملیات فورجینگ و دستگاه هاي مورد استفاده در این عملیات باید توسط مراجع ذیصلاح تأیید شده باشند. براي تأیید صلاحیت جوشکاران، تایید صلاحیت کارگاه و تایید دستورالعمل جوشکاری مورد نظر، تهیه ی گواهی صلاحیت جوشکار، دستورالعمل جوشکاری و گزارش تایید دستورالعمل جوشکاری الزامی است. استفاده از تجهیزات برشکاري و لبهسازي با اره تنگستنی مخصوص دور پایین دراین روش جوشکاري الزامی میباشد. داشتن گواهینامه جوشکاري براي مجري الزامی است. کمیته تخصصی مبحث نهم مقررات ملی ساختمان
1400/6/23
http://nbri.ir/Portals/9/News/pdf2/Forging%20site.pdf
مقررات ملی ساختمان توضیحات زیر را در این خصوص ارائه نموده است:
در روش جوش سر به سر میلگردها یا جوش فشاري گازي (GPW, Welding Pressure Gas (که فورجینگ نیز نامیده میشود، میلگردها به صورت سر به سر و بدون
هیچ گونه مواد افزودنی، توسط حرارت حاصل از سوختن گاز استیلن و اکسیژن، به دماي خمیري شدن (حدود 1250 درجه سلسیوس) میرسند و توسط فشار حاصل از
سیلندر هیدرولیک، به یکدیگر فورج می شوند.
فورجینگ نوعی وصله جوشی می باشد و باید کلیه ي ضوابط مربوط به وصله هاي جوشی مبحث نهم مقررات ملی ساختمان (ویرایش پنجم، 1399 (در آن رعایت گردد.
شرایط جوشکاري آرماتورهاي مورد استفاده در بتن آرمه و حداقل دماي مورد نیاز پیش گرمایش و انجام عملیات جوشکاري باید بر مبناي استانداردهاي ملی ایران به
شمارههاي 3132 و 1-21056 باشند. ضمناً جوش میلگردها در وصله جوشی باید الزامات مبحث دهم مقرارت ملی ساختمان را تامین نماید.
وصله هاي جوشی باید قادر به انتقال تنشی حداقل برابر با 1.25 برابر تنش تسلیم مشخصه میلگرد در کشش و یا فشار باشند. در وصله ي فورجینگ، در هر مقطع از عضو
باید حداکثر 50 %میلگردها و به صورت یک در میان وصله شوند.
مطابق ضوابط مبحث نهم مقررات ملی ساختمان (ویرایش پنجم، 1399 (وصله هاي جوشی در میلگردهایی که نیروي ناشی از زلزله را تحمل مینمایند، نباید در فاصله ي
کمتر از دوبرابر ارتفاع مقطع عضو از بر اتصال تیر به ستون، و یا مقاطع بحرانی که در آن ها احتمال تسلیم آرماتورها وجود دارد، واقع شده باشند. رعایت ضابطه ي فوق در
سازه هاي با شکلپذیري کم ضروري نیست. فرآیند بازرسی، نظارت و کنترل وصله ي فورجینگ باید در سه مرحله قبل از عملیات جوشکاري، در حین عملیات جوشکاري و بعد از جوشکاري و بر اساس استاندارد ملی
22442) سال 1396 (تحت عنوان «فولاد براي تسلیح بتن – اتصال میلگردهاي فولادي جوشکاري شده به روش فشاري گازي – روش آزمون و معیار پذیرش» یا استانداردهای ژاپنی JISZ3120 و JISZ3881 صورت گیرد. بعد از عملیات جوشکاری باید تست های غیر مخرب مانند آزمون نفوذ و آزمون التراسونیک انجام گیرد. همچنین برای دریافت گزارش تایید دستورالعمل جوشکاری، انجام تست مخرب مطابق استاندارد مربوطه مانند آزمون خمش و کشش میلگرد وصله شده الزامی است. بر اساس مبحث نهم مقررات ملی ساختمان، در صورتی که قرار است در میلگردها از وصله ي جوشی استفاده شود، باید این میلگردها تحت آزمایش جوشپذیري قرار گیرند. در این آزمایش نمونه هاي جوش شده باید تحت آزمایش کشش و خمش قرار گیرند. در آزمایش خمش، زمانی میلگرد از نظر جوش پذیري قابل قبول تلقی میگردد که پس از خم کردن، ترکی در منطقه جوش شده و خود جوش به وجود نیاید.
شرکت هاي مجري عملیات فورجینگ و دستگاه هاي مورد استفاده در این عملیات باید توسط مراجع ذیصلاح تأیید شده باشند. براي تأیید صلاحیت جوشکاران، تایید صلاحیت کارگاه و تایید دستورالعمل جوشکاری مورد نظر، تهیه ی گواهی صلاحیت جوشکار، دستورالعمل جوشکاری و گزارش تایید دستورالعمل جوشکاری الزامی است. استفاده از تجهیزات برشکاري و لبهسازي با اره تنگستنی مخصوص دور پایین دراین روش جوشکاري الزامی میباشد. داشتن گواهینامه جوشکاري براي مجري الزامی است. کمیته تخصصی مبحث نهم مقررات ملی ساختمان
1400/6/23
http://nbri.ir/Portals/9/News/pdf2/Forging%20site.pdf
سوال (29): معرفی آرماتورهای طولی (خمشی) تیرها در نرم افزارهای متداول طراحی سازه، همانند ETABS، در چه مواردی کاربرد داشته و الزامی است؟
پاسخ: در اجرای ضوابط بندهای 9-20-5-2-4 و 9-20-5-4-7 که به ترتیب مربوط به برش در تیرهای با شکلپذیری متوسط و برش در ناحیه اتصال تیر به ستون در قابهای متوسط میباشند و همچنین در اجرای ضوابط بند 9-20-6-2-4 با موضوع برش در تیرهای با شکلپذیری زیاد، بند 9-20-6-4 با موضوع حداقل مقاومت خمشی ستونها (کنترل ضابطه تیر ضعیف-ستون قوی) و بند 9-20-6-5-4، با موضوع مقاومت برشی ناحیه اتصال تیر به ستون، نیاز به ظرفیت خمشی اسمی تیر، Mn و یا ظرفیت خمشی محتمل تیر، Mpr میباشد.
نرمافزار بطور پیشفرض، محاسبه ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها را بر مبنای آرماتورهای خمشی طراحی شده تحت لنگرهای حاصل از ترکیبهای بارگذاری انجام میدهد. در حالی که در عمل، طراح پس از قرائت آرماتورهای خمشی طراحی شده برای تیرها، اقدام به تعیین مقادیر آرماتورهای سراسری و تقویت نموده و بدین ترتیب، مقادیر نهایی اجرایی آرماتور طولی تیرها تعیین میشود که بعضاً متفاوت از مقدار اولیه آرماتورهای خمشی طراحی شده در نرمافزار است. بر این اساس، ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها نیز باید مبتنی بر مقادیر نهایی اجرایی آرماتور طولی تیرها محاسبه شود و لذا، محاسبه اولیه و پیشفرض Mn و Mpr تیرها لزوماً صحیح نمیباشد. بنابراین لازم است طراح، مقادیر نهایی اجرایی آرماتورهای خمشی تیرها در مقطع اتصال به ستونها را جهت محاسبات Mn و Mpr تیرها و اجرای صحیح ضوابط بندهای مذکور، به برنامه معرفی نماید.
بدین منظور، پس از طراحی آرماتورهای خمشی تیرها در نرمافزار، لازم است بهازای هر تیر، مقطع جدیدی تعریف شود که در پنجره معرفی اطلاعات آرماتورهای تیر مذکور، مقادیر نهایی اجرایی آرماتورهای فوقانی و تحتانی، در دو انتهای آن تیر، به برنامه معرفی و سپس این مقطع جدید به تیر مورد نظر تخصیص داده شود.
نظر به تعدد و تنوع گستره مقاطع و آرماتورهای خمشی فوقانی و تحتانی تیرها، این تعریف و تخصیص میتواند بسیار زمانبر باشد. جهت سهولت نسبی کار و صرفاً در خصوص کنترل برش ناحیه اتصال تیر به ستون، میتوان از یک روش تقریبی استفاده نمود. بدین صورتکه در تعریف مقطع جدید تیرها، فقط آرماتورهای تحتانی معرفی شوند. بر این اساس، در هر گرۀ محل ستون و در هر راستا، بیشترین مقدار آرماتورهای تحتانی تیرهای متصل به آن گره تعیین شود و پس از تبدیل آن به مقدار نهایی اجرایی، این مقدار بهعنوان آرماتور تحتانی در محل آن گره، به تیرهای متصل به گرۀ مذکور در راستای مورد نظر اختصاص داده شود. در این حالت، در محاسباتی که نرمافزار انجام میدهد، آرماتورهای تحتانی تیرهای متصل به ستون مشترک تکیهگاهی، با یکدیگر برابر خواهند بود و در نتیجه، مجموع لنگرهای مقاوم اسمی یا محتمل، نظیر با آرماتور فوقانی حداکثر و آرماتور تحتانی حداکثر، مبنای محاسبات قرار خواهد گرفت. برای راحتتر شدن مجدد کار، میتوان به صورت محافظهکارانه، ابتدا بیشترین مقدار آرماتور تحتانی در بین کلیه تیرهای با مقطع مشابه در هر طبقه را به تمامی تیرهای آن طبقه اختصاص داد و سپس در گرههایی که احیاناً مشکل برش ناحیه اتصال تیر به ستون مشاهده میشود، آرماتورهای مربوط به تیرهای متصل به ستون در محل آن گره را اصلاح نموده و برابر با مقادیر دقیق اجرایی آنها تعریف کرد.
تذکر: بهمنظور انجام محاسبات مربوط به برش لرزهای تیرها و همچنین اجرای ضابطه حداقل مقاومت خمشی ستونها (کنترل ضابطه تیر ضعیف-ستون قوی)، لازم است تأثیر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال، بر محاسبه ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها، در نظر گرفته شود. لیکن، درخصوص محاسبات برش در ناحیه اتصال تیر به ستون، با توجه به عدم صراحت مبحث نهم در مورد لحاظ نمودن اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال، انجام این کنترل بهصورت زیر پیشنهاد میشود:
درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، از هر دو سمت ستون، تیر متصل به ستون وجود داشته باشد، میتوان از اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر صرفنظر نمود.
درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، تیری به ستون متصل نشده باشد، اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر، در نظر گرفته شود.درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، فقط از یک سمت ستون، تیر متصل به ستون وجود داشته باشد، اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر، صرفاً از آن سمت که تیر به ستون متصل نیست، در نظر گرفته شود.
پاسخ: در اجرای ضوابط بندهای 9-20-5-2-4 و 9-20-5-4-7 که به ترتیب مربوط به برش در تیرهای با شکلپذیری متوسط و برش در ناحیه اتصال تیر به ستون در قابهای متوسط میباشند و همچنین در اجرای ضوابط بند 9-20-6-2-4 با موضوع برش در تیرهای با شکلپذیری زیاد، بند 9-20-6-4 با موضوع حداقل مقاومت خمشی ستونها (کنترل ضابطه تیر ضعیف-ستون قوی) و بند 9-20-6-5-4، با موضوع مقاومت برشی ناحیه اتصال تیر به ستون، نیاز به ظرفیت خمشی اسمی تیر، Mn و یا ظرفیت خمشی محتمل تیر، Mpr میباشد.
نرمافزار بطور پیشفرض، محاسبه ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها را بر مبنای آرماتورهای خمشی طراحی شده تحت لنگرهای حاصل از ترکیبهای بارگذاری انجام میدهد. در حالی که در عمل، طراح پس از قرائت آرماتورهای خمشی طراحی شده برای تیرها، اقدام به تعیین مقادیر آرماتورهای سراسری و تقویت نموده و بدین ترتیب، مقادیر نهایی اجرایی آرماتور طولی تیرها تعیین میشود که بعضاً متفاوت از مقدار اولیه آرماتورهای خمشی طراحی شده در نرمافزار است. بر این اساس، ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها نیز باید مبتنی بر مقادیر نهایی اجرایی آرماتور طولی تیرها محاسبه شود و لذا، محاسبه اولیه و پیشفرض Mn و Mpr تیرها لزوماً صحیح نمیباشد. بنابراین لازم است طراح، مقادیر نهایی اجرایی آرماتورهای خمشی تیرها در مقطع اتصال به ستونها را جهت محاسبات Mn و Mpr تیرها و اجرای صحیح ضوابط بندهای مذکور، به برنامه معرفی نماید.
بدین منظور، پس از طراحی آرماتورهای خمشی تیرها در نرمافزار، لازم است بهازای هر تیر، مقطع جدیدی تعریف شود که در پنجره معرفی اطلاعات آرماتورهای تیر مذکور، مقادیر نهایی اجرایی آرماتورهای فوقانی و تحتانی، در دو انتهای آن تیر، به برنامه معرفی و سپس این مقطع جدید به تیر مورد نظر تخصیص داده شود.
نظر به تعدد و تنوع گستره مقاطع و آرماتورهای خمشی فوقانی و تحتانی تیرها، این تعریف و تخصیص میتواند بسیار زمانبر باشد. جهت سهولت نسبی کار و صرفاً در خصوص کنترل برش ناحیه اتصال تیر به ستون، میتوان از یک روش تقریبی استفاده نمود. بدین صورتکه در تعریف مقطع جدید تیرها، فقط آرماتورهای تحتانی معرفی شوند. بر این اساس، در هر گرۀ محل ستون و در هر راستا، بیشترین مقدار آرماتورهای تحتانی تیرهای متصل به آن گره تعیین شود و پس از تبدیل آن به مقدار نهایی اجرایی، این مقدار بهعنوان آرماتور تحتانی در محل آن گره، به تیرهای متصل به گرۀ مذکور در راستای مورد نظر اختصاص داده شود. در این حالت، در محاسباتی که نرمافزار انجام میدهد، آرماتورهای تحتانی تیرهای متصل به ستون مشترک تکیهگاهی، با یکدیگر برابر خواهند بود و در نتیجه، مجموع لنگرهای مقاوم اسمی یا محتمل، نظیر با آرماتور فوقانی حداکثر و آرماتور تحتانی حداکثر، مبنای محاسبات قرار خواهد گرفت. برای راحتتر شدن مجدد کار، میتوان به صورت محافظهکارانه، ابتدا بیشترین مقدار آرماتور تحتانی در بین کلیه تیرهای با مقطع مشابه در هر طبقه را به تمامی تیرهای آن طبقه اختصاص داد و سپس در گرههایی که احیاناً مشکل برش ناحیه اتصال تیر به ستون مشاهده میشود، آرماتورهای مربوط به تیرهای متصل به ستون در محل آن گره را اصلاح نموده و برابر با مقادیر دقیق اجرایی آنها تعریف کرد.
تذکر: بهمنظور انجام محاسبات مربوط به برش لرزهای تیرها و همچنین اجرای ضابطه حداقل مقاومت خمشی ستونها (کنترل ضابطه تیر ضعیف-ستون قوی)، لازم است تأثیر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال، بر محاسبه ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها، در نظر گرفته شود. لیکن، درخصوص محاسبات برش در ناحیه اتصال تیر به ستون، با توجه به عدم صراحت مبحث نهم در مورد لحاظ نمودن اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال، انجام این کنترل بهصورت زیر پیشنهاد میشود:
درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، از هر دو سمت ستون، تیر متصل به ستون وجود داشته باشد، میتوان از اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر صرفنظر نمود.
درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، تیری به ستون متصل نشده باشد، اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر، در نظر گرفته شود.درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، فقط از یک سمت ستون، تیر متصل به ستون وجود داشته باشد، اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر، صرفاً از آن سمت که تیر به ستون متصل نیست، در نظر گرفته شود.
تبصره 1: آن بخش از آرماتورهای فوقانی تیر که به تشخیص طراح، در عرض موثر بال تیر و خارج از محدوده جان تیر قرار داده میشوند، همواره باید در محاسبات فوق مشارکت داده شوند و نمیتوان از آنها صرفنظر نمود. توضیح آنکه در تیرهای T شکل، طراح، بخشی از آرماتورهای فوقانی تیر را در عرض مؤثر بال و خارج از محدوده جان تیر، توزیع میکند. این بخش از آرماتورهای فوقانی تیر، اگرچه خارج از محدوده جان و در قسمتهایی از دال قرار گرفتهاند، لیکن باید همواره در محاسبه Mn و Mpr تیرها مشارکت داشته باشند؛ اما آرماتورهایی که متعلق به دال هستند و در عرض مؤثر بال تیر قرار گرفتهاند، بسته به شرایط و مطابق آنچه ذیل تذکر فوق به آن اشاره گردید میتوانند در محاسبه Mn و Mpr مشارکت داده شوند یا از آنها صرفنظر گردد.
تبصره 2: درصورتیکه ارتفاع تیر متصل به ستون در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، کوچکتر یا مساوی نصف ارتفاع تیر با ارتفاع بیشتر، در راستای مورد بررسی باشد، توصیه میشود، حضور آن تیر در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، نادیده گرفته شود.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
تبصره 2: درصورتیکه ارتفاع تیر متصل به ستون در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، کوچکتر یا مساوی نصف ارتفاع تیر با ارتفاع بیشتر، در راستای مورد بررسی باشد، توصیه میشود، حضور آن تیر در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، نادیده گرفته شود.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
Code0845-14000719.pdf
3.7 MB
راهنماي طراحي پلهاي داراي جداساز لرزهاي ضابطه شماره 845
1400-08-07 Coefficient of Subgrade Ks for foundation_Final.pdf
797.3 KB
سوال (30) : به منظور تحلیل شالوده های انعطاف پذیر در نرم افزار SAFE، آیا میتوان از یک مقدار ثابت برای ضریب بستر (KS)، در کل سطح زیر شالوده استفاده نمود؟ پاسخ سوال توسط کارگروه بتن کمیته ایرانی نرم افزارهای مهندس به پیوست.
کلاب طراحان سازه - 1400.08.19
مهندس مسعود مقدس پور
فایل صوتی کلاب طراحان سازه. اندرکنش خاک سازه. جلسه اول
Code0846-14000811.pdf
1.7 MB
معرفي سيستم سازهاي مهار - درز ، نشریه شماره 846
WallPostWebinar-Vahid Kiani.pdf
14.7 MB
فایل ارائه کارگاه آموزش تخصصی نظارت و اجرای وال پست ها، برگزار کننده: مرکز تحقیقات ساختمان و شهرسازی به سفارش اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان خراسان رضوی، تهیه شده توسط مهندس وحید کیانی عضو کمیته تدوین پیوست ششم آیین نامه 2800.
در لینک زیر فایل پیش نویس مبحث جدید مرتبط با ترافیک تحت عنوان “الزامات ترافیکی ساختمان ها” ارائه شده است از همه متخصصان، صاحبنظران و حرفه مندان دعوت می شود. نظرات خود را تا تاریخ ۱۴۰۰/۰۹/۱۰ به آدرس الکترونیکی “shoratadvin7@inbr.ir” برای دفتر مقررات ملی و کنترل ساختمان (دبیرخانه شورا) ارسال نمایند.
https://inbr.ir/upload/pishnevis/elzamate-traffic-sakhteman3.pdf
https://inbr.ir/upload/pishnevis/elzamate-traffic-sakhteman3.pdf
Forwarded from ارزیابی شتابزده (Mohammadreza Eslami)
https://www.instagram.com/tv/CWquwB9lIah/?utm_medium=copy_link
در این لایو اینستاگرام، ضمن تشکر از توجه جناب دکتر خلوتی به این بحث مهم، به این موارد به اجمال اشاره کردم:
1⃣ هزینه ضرر و زیان (مستقیم و غیر مستقیم) #سالیانه آتش در آمریکا در برخی سالها به حدود ۵۰ میلیارد دلار می رسد (یعنی چیزی در حدود یک دهم کلِ اقتصاد کشوری مانند ایران).
این امر #اهمیت کار و مطالعه بر بحث آتش را نشان می دهد.
*رفرنس آمار: گزارش سالیانه NFPA
2⃣ برخلاف تصور بسیاری از ما، سازه چوبی رفتار بسیار خوبی در آتش دارد (در مقایسه با سازه فولادی و حتی در مواردی بتنی)
تستهای آزمایشگاهی نشان می دهد که چوب های جنس Douglas Fir-Larch یا درخت Pine عملکرد خوبی در آتش دارند.
*َشرکتهای Arup و SOM در این زمینه کارهای جدی انجام داده اند.
3⃣ آقای دکتر خلوتی به سابقه استفاده از #چوب در بناهای تاریخی ایران اشاره کردند، ولی این نکته را هم متذکر شدند که ما در ایران به منابع کافی چوب برای سازه دسترسی نداریم (مانند ژاپن و آمریکای شمالی).
این نکته صحیح است ولی توضیح دادم که بالاخره در یک مقطع زمانی مهندسین ایرانی باید کار با چوب را در طراحی سازه ها فرا بگیرند.
گفتم: چرا ما مقاطع #فولادی را از خارج وارد می کنیم (چندین دهه است وارد کرده ایم) ولی #مقاطع_چوبی را که هم سبک است و هم رفتار خوبی در زلزله و آتش داراست را هرگز وارد نکرده ایم؟
چرا سازه چوبی در حدود دو تا سه طبقه که کاملا در دنیا متداول است (و نه در زلزله باعث کشته شدن ساکنین می شود و نه در آتش مشکلات سازه فولادی را داراست) در دانشگاههای ایران تدریس نمی کنیم؟
4⃣ این بحث مطرح شد که استفاده از سِنسورهای حرارت و دود در ساختمان بسیار ضروری است.
در مورد ساختمان خلیج سانفرانسیسکو(Pier45)، مالک، سازه را در برابر زلزله مقاوم سازی کرده بود (بعد از زلزله لوماپریتا)؛ ولی حتی یک دلار در زمینه آتش هزینه نکرده بود! الان ناچار شد که فقط برای #آواربرداری یک میلیون و پانصدهزار دلار هزینه کند.
5⃣ سوال اینجاست که آیا در منزلِ پدریِ من و شما، یا در منزل پدربزرگ و... سِنسور آتش/دود نصب کرده ایم؟
همه ی این بحث ها بی فایده است اگر که به کار عملی منجر نشود. "اقدام عملی" یعنی اینکه کپسول اطفا حریق و سنسور حرارت/دود در منزل ما و بستگانمان موجود باشد!
6⃣ در مورد برج چالوس، یا سازه های مشابه که دچار حریق می شوند دو بحث مطرح است:
✔️الف- ارزیابی میزان "مقاومت اعضا" که در اثر حرارت از دست رفته؟
✔️ب- روشهای مقاوم سازی که با استفاده از آنها مقاومت عضو سازه ای مجددا تامین خواهد شد.
برای این دو مهم، استاندارد و دستورالعمل مصوبی وجود ندارد و مالک باید از خدمات فنی مشاور تراز بین المللی (که "تجربه" این کار را داشته) استفاده نماید.
7⃣ آخرین بحث مقوله آموزش مهندسی و آتش است. الان این سوال جدی در آمریکا مطرح است که چرا درس Heat transfer یا ترمودینامیک از سرفصل دروس مهندسی عمران/سازه حذف شده است؟ (چه شده که این اتفاق افتاده؟)
ضروری است که مهندسین جوان در کنار درس تحلیل سازه، دانش مقدماتی انتقال حرارت را فرابگیرند تا بتوانند نسبت به طراحی سازه های مقاوم در برابر آتش اقدام کنند.
لینک این گفتگو
t.me/solseghalam
در این لایو اینستاگرام، ضمن تشکر از توجه جناب دکتر خلوتی به این بحث مهم، به این موارد به اجمال اشاره کردم:
1⃣ هزینه ضرر و زیان (مستقیم و غیر مستقیم) #سالیانه آتش در آمریکا در برخی سالها به حدود ۵۰ میلیارد دلار می رسد (یعنی چیزی در حدود یک دهم کلِ اقتصاد کشوری مانند ایران).
این امر #اهمیت کار و مطالعه بر بحث آتش را نشان می دهد.
*رفرنس آمار: گزارش سالیانه NFPA
2⃣ برخلاف تصور بسیاری از ما، سازه چوبی رفتار بسیار خوبی در آتش دارد (در مقایسه با سازه فولادی و حتی در مواردی بتنی)
تستهای آزمایشگاهی نشان می دهد که چوب های جنس Douglas Fir-Larch یا درخت Pine عملکرد خوبی در آتش دارند.
*َشرکتهای Arup و SOM در این زمینه کارهای جدی انجام داده اند.
3⃣ آقای دکتر خلوتی به سابقه استفاده از #چوب در بناهای تاریخی ایران اشاره کردند، ولی این نکته را هم متذکر شدند که ما در ایران به منابع کافی چوب برای سازه دسترسی نداریم (مانند ژاپن و آمریکای شمالی).
این نکته صحیح است ولی توضیح دادم که بالاخره در یک مقطع زمانی مهندسین ایرانی باید کار با چوب را در طراحی سازه ها فرا بگیرند.
گفتم: چرا ما مقاطع #فولادی را از خارج وارد می کنیم (چندین دهه است وارد کرده ایم) ولی #مقاطع_چوبی را که هم سبک است و هم رفتار خوبی در زلزله و آتش داراست را هرگز وارد نکرده ایم؟
چرا سازه چوبی در حدود دو تا سه طبقه که کاملا در دنیا متداول است (و نه در زلزله باعث کشته شدن ساکنین می شود و نه در آتش مشکلات سازه فولادی را داراست) در دانشگاههای ایران تدریس نمی کنیم؟
4⃣ این بحث مطرح شد که استفاده از سِنسورهای حرارت و دود در ساختمان بسیار ضروری است.
در مورد ساختمان خلیج سانفرانسیسکو(Pier45)، مالک، سازه را در برابر زلزله مقاوم سازی کرده بود (بعد از زلزله لوماپریتا)؛ ولی حتی یک دلار در زمینه آتش هزینه نکرده بود! الان ناچار شد که فقط برای #آواربرداری یک میلیون و پانصدهزار دلار هزینه کند.
5⃣ سوال اینجاست که آیا در منزلِ پدریِ من و شما، یا در منزل پدربزرگ و... سِنسور آتش/دود نصب کرده ایم؟
همه ی این بحث ها بی فایده است اگر که به کار عملی منجر نشود. "اقدام عملی" یعنی اینکه کپسول اطفا حریق و سنسور حرارت/دود در منزل ما و بستگانمان موجود باشد!
6⃣ در مورد برج چالوس، یا سازه های مشابه که دچار حریق می شوند دو بحث مطرح است:
✔️الف- ارزیابی میزان "مقاومت اعضا" که در اثر حرارت از دست رفته؟
✔️ب- روشهای مقاوم سازی که با استفاده از آنها مقاومت عضو سازه ای مجددا تامین خواهد شد.
برای این دو مهم، استاندارد و دستورالعمل مصوبی وجود ندارد و مالک باید از خدمات فنی مشاور تراز بین المللی (که "تجربه" این کار را داشته) استفاده نماید.
7⃣ آخرین بحث مقوله آموزش مهندسی و آتش است. الان این سوال جدی در آمریکا مطرح است که چرا درس Heat transfer یا ترمودینامیک از سرفصل دروس مهندسی عمران/سازه حذف شده است؟ (چه شده که این اتفاق افتاده؟)
ضروری است که مهندسین جوان در کنار درس تحلیل سازه، دانش مقدماتی انتقال حرارت را فرابگیرند تا بتوانند نسبت به طراحی سازه های مقاوم در برابر آتش اقدام کنند.
لینک این گفتگو
t.me/solseghalam
سوال (31): آیا در تحلیل و طراحی شالوده ها در نرم افزار، نیاز به استفاده از ضرایب اصلاح سختی برای شالوده ها وجود دارد؟
پاسخ: مبحث نهم مقررات ملی ساختمان، ضابطهای جهت اصلاح سختی شالودهها مقرر نداشته و لذا، ضریبی نیز ارائه نکرده است؛ بر این اساس، الزامی بر معرفی ضریب اصلاح سختی برای شالودهها وجود ندارد.
Tall Building Initiative (TBI)، راهنمای طراحی بر اساس عملکرد ساختمانهای بلند، ضریب اصلاح سختی خمشی خارج صفحه شالوده را در بررسیهای حد سرویس (تنش مجاز یا مقاومت مجاز)، برابر 0.8 و در بررسیهای حد نهایی، برابر 0.5 معرفی میکند. لذا درصورتی که طراح، تمایل به استفاده از سختی کاهش یافته شالوده داشته باشد، میتواند از ضرایب مذکور استفاده نماید. در این حالت، در آن بخش از طراحی که تحت ترکیببارهای نظیر با حد سرویس انجام میشود، ضریب اصلاح سختی خمشی شالوده، برابر 0.8 و در آن بخش از طراحی که تحت ترکیببارهای نظیر با حد نهایی انجام میشود، ضریب اصلاح سختی خمشی شالوده، برابر 0.5 معرفی میگردد. بهجای استفاده از ضریب 0.8، استفاده از ضریب 0.7 نیز بلامانع است. ضریب 0.7، از حاصلضرب ضریب 0.5 نظیر با حد مقاومت مجاز، در ضریب 1.4 مربوط به تبدیل سطوح مقاومت مجاز و حد نهایی تعیین میشود.
متذکر میگردد در طراحی پیها، کنترل نشستهای غیریکنواخت و دورانهای نسبی، به شرح مندرج در پرسش شماره 34، ضرورت دارد.
درصورت تمایل طراح به استفاده ضرایب مذکور، لازم است ابتدا شالوده انتخاب و سپس از طریق دستور زیر، ضریب موردنظر، به m11، m22 و m12، تخصیص داده شود:
Assign > Slab Data > Property Modifiers…
پاسخ: مبحث نهم مقررات ملی ساختمان، ضابطهای جهت اصلاح سختی شالودهها مقرر نداشته و لذا، ضریبی نیز ارائه نکرده است؛ بر این اساس، الزامی بر معرفی ضریب اصلاح سختی برای شالودهها وجود ندارد.
Tall Building Initiative (TBI)، راهنمای طراحی بر اساس عملکرد ساختمانهای بلند، ضریب اصلاح سختی خمشی خارج صفحه شالوده را در بررسیهای حد سرویس (تنش مجاز یا مقاومت مجاز)، برابر 0.8 و در بررسیهای حد نهایی، برابر 0.5 معرفی میکند. لذا درصورتی که طراح، تمایل به استفاده از سختی کاهش یافته شالوده داشته باشد، میتواند از ضرایب مذکور استفاده نماید. در این حالت، در آن بخش از طراحی که تحت ترکیببارهای نظیر با حد سرویس انجام میشود، ضریب اصلاح سختی خمشی شالوده، برابر 0.8 و در آن بخش از طراحی که تحت ترکیببارهای نظیر با حد نهایی انجام میشود، ضریب اصلاح سختی خمشی شالوده، برابر 0.5 معرفی میگردد. بهجای استفاده از ضریب 0.8، استفاده از ضریب 0.7 نیز بلامانع است. ضریب 0.7، از حاصلضرب ضریب 0.5 نظیر با حد مقاومت مجاز، در ضریب 1.4 مربوط به تبدیل سطوح مقاومت مجاز و حد نهایی تعیین میشود.
متذکر میگردد در طراحی پیها، کنترل نشستهای غیریکنواخت و دورانهای نسبی، به شرح مندرج در پرسش شماره 34، ضرورت دارد.
درصورت تمایل طراح به استفاده ضرایب مذکور، لازم است ابتدا شالوده انتخاب و سپس از طریق دستور زیر، ضریب موردنظر، به m11، m22 و m12، تخصیص داده شود:
Assign > Slab Data > Property Modifiers…
سوال (32): آیا در مدل سازی شاولده ها در نرم افزار Safe، مدل کردن المان Stiff ضرورت دارد؟
پاسخ: در محل اتصال ستونها و دیوارهای بتنآرمه به شالوده، ناحیهای با سختی قابل ملاحظه ایجاد میشود. معرفی این ناحیۀ بسیار سخت در مدلسازی شالوده میتواند بر نتایج تحلیل و طراحی، از جمله فرم و مقادیر تغییرشکلها، مقادیر تنشهای ایجاد شده بر روی خاک، مقادیر تلاشها و نیز مقدار آرماتورها تأثیرگذار باشد و البته رفتار شالوده را بهصورت واقعبینانهتری بیان نماید. لذا معرفی آن، توصیه میشود.
به منظور معرفی این ناحیه سخت در نرمافزار SAFE، از المان Stiff استفاده میشود. بدینصورت که در بخش تعریف مقاطع دالها، یک Slab با ماهیت Stiff و با ضخامتی برابر با ضخامت شالوده تعریف میشود. سپس در زمان ترسیم اجزای مدل، در محل اتصال ستونها و دیوارهای بتنآرمه به شالوده، المان سطحی با ماهیت Stiff، در محل مذکور ترسیم شود. درخصوص دیوارها و ستونهای بتنآرمه، ابعاد سطحی المان Stiff مذکور، برابر با ابعاد مقطع دیوار یا ستون موردنظر لحاظ گردد؛ لیکن درصورتیکه ستون روی شالوده، ستون فولادی باشد، درصورت تمایل طراح به تعریف المان Stiff، لازم است ابعاد سطحی این المان، مطابق جدول 9-15-1 مبحث نهم درنظر گرفته شود.
تذکر1: در سازههای دارای دیوارهای سازهای بتنآرمه، پس از تحلیل مدل در نرمافزار ETABS و ارسال نتایج به نرمافزار SAFE، با هدف لحاظ نمودن تأثیر سختی دیوار، نرمافزار SAFE به صورت پیشفرض، سختی دیوار را از طریق المان خطی تیر با سختی بسیار زیاد شبیهسازی میکند؛ لیکن این المان خطی تیر، قادر نیست تأثیر سختی ناحیه اتصال دیوار به شالوده را بصورت صحیح، بیان نماید. بر این اساس لازم است در این موارد، المان خطی تیر که بهصورت پیشفرض ایجاد گردیده حذف شود و بهجای آن در محل مذکور، المان Stiff به ابعاد مقطع دیوار موردنظر مدل شود؛ و یا راه سادهتر آن است که بهجای حذف المانهای خطی تیر، این المانها انتخاب و از طریق دستور Edit > Edit Lines > Convert Beams to Slab Areas، به المان سطحی تبدیل شوند. در این حالت، برنامه در بخش تعریف مقاطع عناصر سطحی، یک Slab جدید به ضخامتی برابر با ارتفاع دیوار مذکور ایجاد میکند. لذا لازم است در پنجره مشخصات Slab مذکور، ضخامت آن اصلاح و برابر با ضخامت شالوده تعریف شود؛ یا آنکه میتوان کلیه عناصر سطحی با ماهیت Slab جدید ایجاد شده ناشی از عملیات Convert را انتخاب و دال با مقطع Stiff را که پیشتر معرفی گردیده، به آنها اختصاص داد.
پاسخ: در محل اتصال ستونها و دیوارهای بتنآرمه به شالوده، ناحیهای با سختی قابل ملاحظه ایجاد میشود. معرفی این ناحیۀ بسیار سخت در مدلسازی شالوده میتواند بر نتایج تحلیل و طراحی، از جمله فرم و مقادیر تغییرشکلها، مقادیر تنشهای ایجاد شده بر روی خاک، مقادیر تلاشها و نیز مقدار آرماتورها تأثیرگذار باشد و البته رفتار شالوده را بهصورت واقعبینانهتری بیان نماید. لذا معرفی آن، توصیه میشود.
به منظور معرفی این ناحیه سخت در نرمافزار SAFE، از المان Stiff استفاده میشود. بدینصورت که در بخش تعریف مقاطع دالها، یک Slab با ماهیت Stiff و با ضخامتی برابر با ضخامت شالوده تعریف میشود. سپس در زمان ترسیم اجزای مدل، در محل اتصال ستونها و دیوارهای بتنآرمه به شالوده، المان سطحی با ماهیت Stiff، در محل مذکور ترسیم شود. درخصوص دیوارها و ستونهای بتنآرمه، ابعاد سطحی المان Stiff مذکور، برابر با ابعاد مقطع دیوار یا ستون موردنظر لحاظ گردد؛ لیکن درصورتیکه ستون روی شالوده، ستون فولادی باشد، درصورت تمایل طراح به تعریف المان Stiff، لازم است ابعاد سطحی این المان، مطابق جدول 9-15-1 مبحث نهم درنظر گرفته شود.
تذکر1: در سازههای دارای دیوارهای سازهای بتنآرمه، پس از تحلیل مدل در نرمافزار ETABS و ارسال نتایج به نرمافزار SAFE، با هدف لحاظ نمودن تأثیر سختی دیوار، نرمافزار SAFE به صورت پیشفرض، سختی دیوار را از طریق المان خطی تیر با سختی بسیار زیاد شبیهسازی میکند؛ لیکن این المان خطی تیر، قادر نیست تأثیر سختی ناحیه اتصال دیوار به شالوده را بصورت صحیح، بیان نماید. بر این اساس لازم است در این موارد، المان خطی تیر که بهصورت پیشفرض ایجاد گردیده حذف شود و بهجای آن در محل مذکور، المان Stiff به ابعاد مقطع دیوار موردنظر مدل شود؛ و یا راه سادهتر آن است که بهجای حذف المانهای خطی تیر، این المانها انتخاب و از طریق دستور Edit > Edit Lines > Convert Beams to Slab Areas، به المان سطحی تبدیل شوند. در این حالت، برنامه در بخش تعریف مقاطع عناصر سطحی، یک Slab جدید به ضخامتی برابر با ارتفاع دیوار مذکور ایجاد میکند. لذا لازم است در پنجره مشخصات Slab مذکور، ضخامت آن اصلاح و برابر با ضخامت شالوده تعریف شود؛ یا آنکه میتوان کلیه عناصر سطحی با ماهیت Slab جدید ایجاد شده ناشی از عملیات Convert را انتخاب و دال با مقطع Stiff را که پیشتر معرفی گردیده، به آنها اختصاص داد.
سوال (33): ایا در مدل سازی شالوده ها در نرم افزار Safe، مدل سازی ستون ها و دیوارهای بتن آرمه بر روی شالوده، ضرورت دارد؟
پاسخ: بهمنظور تحلیل و طراحی شالودهها میتوان مدلسازی را به هریک از دو روش ذیل انجام داد. اگرچه نتایج این دو روش با یکدیگر تفاوتهایی دارند، لیکن هر دو روش و نتایج آنها را میتوان قابل قبول محسوب نمود.
روش اول: در این روش که از گذشته نیز بهصورت متعارف استفاده میشود، فقط شالوده مدل میگردد و هیچگونه المان ستون یا دیوار سازهای، بر روی شالوده ترسیم نمیشود؛ صرفاً لنگرها و نیروهای ایجاد شده در محل اتصال ستون و دیوار بتنی به شالوده، از طریق گرهها و بارگذاری گرهای، بر روی شالوده معرفی میشود (همان نیروهای تراز پی که از ETABS ارسال شده است).
روش دوم: در این روش، ستونها و نیز درصورت وجود، دیوارهای سازهای بتنی، بر روی شالوده ترسیم میشوند. سپس:
1- کلیه گرههای فوقانی ستونها انتخاب و از طریق دستور زیر، تقید پیشفرض ایجاد شده برای آنها برداشته شده و تمامی درجات آزادی انتقالی و دورانی آنها، آزاد میشود. درخصوص دیوارهای سازهای، گرههای فوقانی آنها، فاقد تقید پیشفرض بوده و لذا نیاز به اصلاح وضعیت درجات آزادی آنها نیست.
Assign > Support Data > Point Restraints
2- از طریق دستور زیر و تیک کردن گزینه مربوطه به شرح ذیل، در تراز فوقانی ستونها و دیوارها، دیافراگم صلب ایجاد میشود.
Run > Advanced Modeling Options > Add Rigid Diaphragm Constraint at Top of Columns and Walls Above
در این حالت، برنامه کلیه گرههای تراز فوقانی ستونها و دیوارهای سازهای را به دیافراگم متصل میکند؛ درحالیکه ممکن است با توجه به معماری طرح و مدل سازه، ستون یا ستونهایی به دیافراگم کف متصل نباشند. با هدف جلوگیری از اتصال این ستونها به دیافراگم لازم است از مدل کردن ستونهای مذکور در SAFE خودداری شود.
3- لازم است کلیه ستونها انتخاب و از طریق دستور زیر، ضرایب اصلاح سختی خمشی آنها، مشابه با آنچه در مدل سازه در ETABS تعریف گردیده، معرفی شود.
Assign > Column/Brace Data > Property Modifiers…
4- درصورت وجود دیوارهای سازهای بتنآرمه لازم است کلیه دیوارهای مذکور انتخاب و از طریق دستور زیر، ضرایب اصلاح سختی خمشی داخل صفحه و نیز خارج صفحه آنها، مشابه با آنچه در مدل سازه در ETABS تعریف گردیده، معرفی شود.
Assign > Wall/Ramp Data > Property Modifiers…
تذکر1: نظر به آنکه هنگام ارسال نتایج تحلیل از ETABS به SAFE، وزن ستونها و دیوارهای سازهای بتنی، در قالب الگوی بار مرده منتقل میشود، لازم است وزن این اعضا در مدل SAFE، برابر صفر معرفی گردد تا از محاسبه مضاعف اثرات وزن، جلوگیری شود. بدین منظور میتوان زمانیکه ستونها و دیوارها، جهت تخصیص ضرایب اصلاح سختی انتخاب میشوند، در همان پنجرۀ دستور Property Modifiers، ضریب مربوط به گزینه Weight آنها نیز برابر صفر معرفی شود. روش دیگر آن است که در تعریف جزئیات مقطع ستونها و دیوارهای سازهای، از یک ماده بتنی با وزن واحد حجم صفر، استفاده شود.
تذکر2: ترسیم المانهای Stiff، به شرح مذکور در پرسش شماره 32، ارتباطی با استفاده از روش اول یا دوم نداشته و در هر دو روش، ترسیم و بهکارگیری المانهای Stiff توصیه میشود.
تذکر3: در استفاده از روش دوم، الزاماً باید تحلیل بهصورت سهبعدی انجام شود. بدین منظور، در تنظیمات پنجره Advanced Modeling Options از منوی Run، لازم است گزینه 2D Plate، تیک نداشته باشد. در مقابل، درصورت استفاده از روش اول، این گزینه، تیک میشود و تحلیل بهصورت دوبعدی انجام میگردد.
توضیحات تکمیلی: در استفاده از هریک از روشهای فوق، نکات حائز اهمیتی وجود دارد که لازم است طراح، با توجه به آنها اقدام به انتخاب روش طراحی نماید.
پاسخ: بهمنظور تحلیل و طراحی شالودهها میتوان مدلسازی را به هریک از دو روش ذیل انجام داد. اگرچه نتایج این دو روش با یکدیگر تفاوتهایی دارند، لیکن هر دو روش و نتایج آنها را میتوان قابل قبول محسوب نمود.
روش اول: در این روش که از گذشته نیز بهصورت متعارف استفاده میشود، فقط شالوده مدل میگردد و هیچگونه المان ستون یا دیوار سازهای، بر روی شالوده ترسیم نمیشود؛ صرفاً لنگرها و نیروهای ایجاد شده در محل اتصال ستون و دیوار بتنی به شالوده، از طریق گرهها و بارگذاری گرهای، بر روی شالوده معرفی میشود (همان نیروهای تراز پی که از ETABS ارسال شده است).
روش دوم: در این روش، ستونها و نیز درصورت وجود، دیوارهای سازهای بتنی، بر روی شالوده ترسیم میشوند. سپس:
1- کلیه گرههای فوقانی ستونها انتخاب و از طریق دستور زیر، تقید پیشفرض ایجاد شده برای آنها برداشته شده و تمامی درجات آزادی انتقالی و دورانی آنها، آزاد میشود. درخصوص دیوارهای سازهای، گرههای فوقانی آنها، فاقد تقید پیشفرض بوده و لذا نیاز به اصلاح وضعیت درجات آزادی آنها نیست.
Assign > Support Data > Point Restraints
2- از طریق دستور زیر و تیک کردن گزینه مربوطه به شرح ذیل، در تراز فوقانی ستونها و دیوارها، دیافراگم صلب ایجاد میشود.
Run > Advanced Modeling Options > Add Rigid Diaphragm Constraint at Top of Columns and Walls Above
در این حالت، برنامه کلیه گرههای تراز فوقانی ستونها و دیوارهای سازهای را به دیافراگم متصل میکند؛ درحالیکه ممکن است با توجه به معماری طرح و مدل سازه، ستون یا ستونهایی به دیافراگم کف متصل نباشند. با هدف جلوگیری از اتصال این ستونها به دیافراگم لازم است از مدل کردن ستونهای مذکور در SAFE خودداری شود.
3- لازم است کلیه ستونها انتخاب و از طریق دستور زیر، ضرایب اصلاح سختی خمشی آنها، مشابه با آنچه در مدل سازه در ETABS تعریف گردیده، معرفی شود.
Assign > Column/Brace Data > Property Modifiers…
4- درصورت وجود دیوارهای سازهای بتنآرمه لازم است کلیه دیوارهای مذکور انتخاب و از طریق دستور زیر، ضرایب اصلاح سختی خمشی داخل صفحه و نیز خارج صفحه آنها، مشابه با آنچه در مدل سازه در ETABS تعریف گردیده، معرفی شود.
Assign > Wall/Ramp Data > Property Modifiers…
تذکر1: نظر به آنکه هنگام ارسال نتایج تحلیل از ETABS به SAFE، وزن ستونها و دیوارهای سازهای بتنی، در قالب الگوی بار مرده منتقل میشود، لازم است وزن این اعضا در مدل SAFE، برابر صفر معرفی گردد تا از محاسبه مضاعف اثرات وزن، جلوگیری شود. بدین منظور میتوان زمانیکه ستونها و دیوارها، جهت تخصیص ضرایب اصلاح سختی انتخاب میشوند، در همان پنجرۀ دستور Property Modifiers، ضریب مربوط به گزینه Weight آنها نیز برابر صفر معرفی شود. روش دیگر آن است که در تعریف جزئیات مقطع ستونها و دیوارهای سازهای، از یک ماده بتنی با وزن واحد حجم صفر، استفاده شود.
تذکر2: ترسیم المانهای Stiff، به شرح مذکور در پرسش شماره 32، ارتباطی با استفاده از روش اول یا دوم نداشته و در هر دو روش، ترسیم و بهکارگیری المانهای Stiff توصیه میشود.
تذکر3: در استفاده از روش دوم، الزاماً باید تحلیل بهصورت سهبعدی انجام شود. بدین منظور، در تنظیمات پنجره Advanced Modeling Options از منوی Run، لازم است گزینه 2D Plate، تیک نداشته باشد. در مقابل، درصورت استفاده از روش اول، این گزینه، تیک میشود و تحلیل بهصورت دوبعدی انجام میگردد.
توضیحات تکمیلی: در استفاده از هریک از روشهای فوق، نکات حائز اهمیتی وجود دارد که لازم است طراح، با توجه به آنها اقدام به انتخاب روش طراحی نماید.