بهعنوان مثال، در یک دال مشبک با مشخصات مندرج در تصویر فوق، ضخامت معادل بصورت فوق محاسبه میشود.نرمافزار SAFE در نسخه 2016 خود، آرماتور حداقل دالهای مشبک را بر اساس مساحت جان و در نسخه 2014 برمبنای مساحت تیرچه T شکل محاسبه میکند که هیچکدام مطابق ضوابط مبحث نهم و البته ACI318 نمیباشند. لذا صرفنظر از آنکه محاسبه آرماتور خمشی حداقل، توسط نرم افزار انجام میشود، لازم است طراح، حداقل آرماتور خمشی دالهای مشبک را محاسبه و در طراحی منظور نماید.
دالهای مجوف: درصورتیکه عملکرد این دالها بصورت دوطرفه باشد و بهعنوان دال دوطرفه محسوب شوند، همانند دالها مشبک، مشمول رعایت حداقل آرماتور خمشی بر طبق بند 9-10-7-1-2، برابر با 0.0018Ag میباشند. در شرایط خاصی که به تشخیص طراح، دال بصورت یکطرفه عمل میکند نیازی به رعایت حداقل آرماتور خمشی در راستایی که لنگر ناچیز است، نمیباشد و صرفاً لازم است آرماتور حداقل حرارت و جمعشدگی، مطابق بند 9-19-4 رعایت گردد. در این حالت و در راستای مذکور میتوان نیمی از آرماتور حرارت و جمعشدگی را در وجه فوقانی و نیمه دیگر را در وجه تحتانی قرار داد.
دالهای مجوف: درصورتیکه عملکرد این دالها بصورت دوطرفه باشد و بهعنوان دال دوطرفه محسوب شوند، همانند دالها مشبک، مشمول رعایت حداقل آرماتور خمشی بر طبق بند 9-10-7-1-2، برابر با 0.0018Ag میباشند. در شرایط خاصی که به تشخیص طراح، دال بصورت یکطرفه عمل میکند نیازی به رعایت حداقل آرماتور خمشی در راستایی که لنگر ناچیز است، نمیباشد و صرفاً لازم است آرماتور حداقل حرارت و جمعشدگی، مطابق بند 9-19-4 رعایت گردد. در این حالت و در راستای مذکور میتوان نیمی از آرماتور حرارت و جمعشدگی را در وجه فوقانی و نیمه دیگر را در وجه تحتانی قرار داد.
متذکر میگردد شرط نسبت 2 به 1 ابعاد دهانههای دال که در اغلب کتب و مراجع بتن بهعنوان یک روش جهت تشخیص یک یا دوطرفه بودن دال پیشنهاد میشود، صراحت آییننامهای نداشته و الزاماً نمیتواند بهعنوان یک معیار قطعی جهت تشخیص نوع رفتار دال، مد نظر قرار گیرد. عوامل متعددی از جمله سختی نسبی دال و تیرها نیز میتواند در تعیین رفتار دال، تأثیرگذار باشد. از این رو توصیه میشود، در دالها همواره در هر دو امتداد دهانه دال، آرماتور خمشی حداقل بر طبق بند 9-10-7-1-2، برای هر دو آرماتور فوقانی و تحتانی رعایت گردد.
در دالهای مجوف نیز تعیین ضخامت و Ag معادل دال بر عهده طراح است که جزئیات آن در قالب مثال زیر بیان گردیده است.
در یک سقف دال مجوف، ابعاد قالبها 50 در 50 در 20، عرض تیرچهها برابر 10 و ضخامت بتن زیر و روی قالبها برابر 5 سانتیمتر میباشد. جهت محاسبه ضخامت معادل، ابتدا لازم است حجم بتن مصرفی در فضایی محصور به آکس تیرچه محاسبه شود. این حجم به قرار زیر است:
60*60*30-50*50*20=58000
از تقسیم این حجم، بر سطح محصور به آکس تیرچهها، ضخامت معادل به شرح زیر حاصل میگردد:
58000/(60*60)=16.11cm
از حاصلضرب این ضخامت معادل در عرض واحد (100 سانتیمتر)، مقدار Ag معادل عرض واحد، محاسبه خواهد شد.
در دالهای مجوف نیز تعیین ضخامت و Ag معادل دال بر عهده طراح است که جزئیات آن در قالب مثال زیر بیان گردیده است.
در یک سقف دال مجوف، ابعاد قالبها 50 در 50 در 20، عرض تیرچهها برابر 10 و ضخامت بتن زیر و روی قالبها برابر 5 سانتیمتر میباشد. جهت محاسبه ضخامت معادل، ابتدا لازم است حجم بتن مصرفی در فضایی محصور به آکس تیرچه محاسبه شود. این حجم به قرار زیر است:
60*60*30-50*50*20=58000
از تقسیم این حجم، بر سطح محصور به آکس تیرچهها، ضخامت معادل به شرح زیر حاصل میگردد:
58000/(60*60)=16.11cm
از حاصلضرب این ضخامت معادل در عرض واحد (100 سانتیمتر)، مقدار Ag معادل عرض واحد، محاسبه خواهد شد.
سوال (28): در تحلیل سازه های بتن آرمه در نرم افزار ٍEtabs، چه زمانی می توان از اثرات P-Delta صرفنظر نمود؟
پاسخ: مبحث نهم در بند 9-6-2-1-1، روشهای مجاز تحلیل را معرفی نموده است. در این بین و برای تحلیل سازه ساختمان، روش تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول و روش تحلیل الاستیک مرتبه دوم، بطور معمول، کاربرد بیشتری در نزد طراحان دارد. در روش تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول، به منظور لحاظ نمودن اثرات لاغری در اعضای تحت فشار و خمش، لنگر این اعضا حاصل از تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول سازه، در قالب روش تشدید لنگرها مطابق با ضوابط بندهای 9-6-5-4-3 و 9-6-5-4-4 افزایش داده میشود. تشدید لنگرها بر طبق ضوابط بند 9-6-5-4-4، با هدف لحاظ نمودن اثرات P-Δ میباشد. در تحلیل الاستیک مرتبه دوم، نیازی به تشدید لنگرها بر طبق بند 9-6-5-4-4 نبوده و مطابق با بند 9-6-5-4-4-2-پ، لنگرهای طراحی بطور مستقیم از تحلیل تعیین میشوند.
نرمافزار ETABS در طراحی ستونهای بتنی قادر نیست ضرایب تشدید لنگر مربوط به اثرات P-Δ، موضوع بند 9-6-5-4-4 را بطور خودکار محاسبه نماید. لذا در مواردیکه مطابق با ضوابط مبحث نهم، لحاظ نمودن اثرات P-Δ ضرورت داشته باشد لازم است با فعال نمودن تحلیل P-Δ در نرمافزار و انجام تحلیل مرتبه دوم، اثرات مذکور در نظر گرفته شود.
موارد معاف از اثر P-Δ بر طبق ضوابط مبحث نهم: مطابق بند 9-6-5-4-1-2 مبحث نهم، در صورتیکه شاخص پایداری، Q، در هر طبقه از 5 درصد بیشتر نباشد، میتوان ستونهای آن طبقه را مهار شده تلقی نمود و از اثر P-Δ در طراحی ستونهای آن طبقه صرفنظر کرد. همچنین صرفنظر از مقدار شاخص پایداری، درصورتیکه مطابق بند 9-6-2-2-1-الف مبحث نهم، ضریب لاغری ستونهای مهار نشده، K*Lu/R ، بیشتر از 22 نباشد میتوان از اثرات لاغری و P-Δ در همان ستونها صرفنظر نمود.
نرم افزار ETABS، ضریب طول موثر ستونهای بتنی را محاسبه نمیکند. لذا در صورتیکه طراح، قصد بررسی شرط K*Lu/R کوچکتر مساوی 22 را داشته باشد، باید این بررسی را برای هریک از ستونها به صورت دستی و خارج از محاسبات معمول نرمافزار انجام دهد. همچنین، به منظور بررسی شرط مربوط به شاخص پایداری، لازم است کنترل شاخص پایداری در کلیه ترکیبهای بارگذاری و در کلیه طبقات، در هر دو امتداد اصلی سازه انجام گردد. بدین ترتیب ممکن است ستونها در طبقهای و در امتدادی از سازه، مهار شده محسوب شوند و معاف از اثرات P-Δ باشند و در همان طبقه و امتداد دیگر سازه و یا در طبقهای دیگر، مشمول اثرات P-Δ شده باشند. همچنین برمبنای کنترل K*Lu/R کوچکتر مساوی 22 ممکن است در طبقهای و در امتدادی از سازه، ستونی معاف از P-Δ و ستون مجاورش در همان طبقه، مشمول اثر P-Δ شده باشد. با توجه به صعوبت و پیچیدگیهای بررسی شروط مذکور و تفکیک ستونهای مشمول و معاف از P-Δ و همچنین با هدف حصول نتایج واقعبینانهتر، پیشنهاد میگردد برای کلیه سازهها، همواره تحلیل P-Δ در نرمافزار انجام شود.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
پاسخ: مبحث نهم در بند 9-6-2-1-1، روشهای مجاز تحلیل را معرفی نموده است. در این بین و برای تحلیل سازه ساختمان، روش تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول و روش تحلیل الاستیک مرتبه دوم، بطور معمول، کاربرد بیشتری در نزد طراحان دارد. در روش تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول، به منظور لحاظ نمودن اثرات لاغری در اعضای تحت فشار و خمش، لنگر این اعضا حاصل از تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول سازه، در قالب روش تشدید لنگرها مطابق با ضوابط بندهای 9-6-5-4-3 و 9-6-5-4-4 افزایش داده میشود. تشدید لنگرها بر طبق ضوابط بند 9-6-5-4-4، با هدف لحاظ نمودن اثرات P-Δ میباشد. در تحلیل الاستیک مرتبه دوم، نیازی به تشدید لنگرها بر طبق بند 9-6-5-4-4 نبوده و مطابق با بند 9-6-5-4-4-2-پ، لنگرهای طراحی بطور مستقیم از تحلیل تعیین میشوند.
نرمافزار ETABS در طراحی ستونهای بتنی قادر نیست ضرایب تشدید لنگر مربوط به اثرات P-Δ، موضوع بند 9-6-5-4-4 را بطور خودکار محاسبه نماید. لذا در مواردیکه مطابق با ضوابط مبحث نهم، لحاظ نمودن اثرات P-Δ ضرورت داشته باشد لازم است با فعال نمودن تحلیل P-Δ در نرمافزار و انجام تحلیل مرتبه دوم، اثرات مذکور در نظر گرفته شود.
موارد معاف از اثر P-Δ بر طبق ضوابط مبحث نهم: مطابق بند 9-6-5-4-1-2 مبحث نهم، در صورتیکه شاخص پایداری، Q، در هر طبقه از 5 درصد بیشتر نباشد، میتوان ستونهای آن طبقه را مهار شده تلقی نمود و از اثر P-Δ در طراحی ستونهای آن طبقه صرفنظر کرد. همچنین صرفنظر از مقدار شاخص پایداری، درصورتیکه مطابق بند 9-6-2-2-1-الف مبحث نهم، ضریب لاغری ستونهای مهار نشده، K*Lu/R ، بیشتر از 22 نباشد میتوان از اثرات لاغری و P-Δ در همان ستونها صرفنظر نمود.
نرم افزار ETABS، ضریب طول موثر ستونهای بتنی را محاسبه نمیکند. لذا در صورتیکه طراح، قصد بررسی شرط K*Lu/R کوچکتر مساوی 22 را داشته باشد، باید این بررسی را برای هریک از ستونها به صورت دستی و خارج از محاسبات معمول نرمافزار انجام دهد. همچنین، به منظور بررسی شرط مربوط به شاخص پایداری، لازم است کنترل شاخص پایداری در کلیه ترکیبهای بارگذاری و در کلیه طبقات، در هر دو امتداد اصلی سازه انجام گردد. بدین ترتیب ممکن است ستونها در طبقهای و در امتدادی از سازه، مهار شده محسوب شوند و معاف از اثرات P-Δ باشند و در همان طبقه و امتداد دیگر سازه و یا در طبقهای دیگر، مشمول اثرات P-Δ شده باشند. همچنین برمبنای کنترل K*Lu/R کوچکتر مساوی 22 ممکن است در طبقهای و در امتدادی از سازه، ستونی معاف از P-Δ و ستون مجاورش در همان طبقه، مشمول اثر P-Δ شده باشد. با توجه به صعوبت و پیچیدگیهای بررسی شروط مذکور و تفکیک ستونهای مشمول و معاف از P-Δ و همچنین با هدف حصول نتایج واقعبینانهتر، پیشنهاد میگردد برای کلیه سازهها، همواره تحلیل P-Δ در نرمافزار انجام شود.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
سلام
همکارانی که با سازه های چوبی آشنا هستند و تمایل به همکاری تمام وقت دارند لطفا برای من رزومه ارسال نمایند
@mmbidhendi
همکارانی که با سازه های چوبی آشنا هستند و تمایل به همکاری تمام وقت دارند لطفا برای من رزومه ارسال نمایند
@mmbidhendi
Forwarded from Mostafa Moradi B.
11-analysis-1400.pdf
7.8 MB
تجزيه بهاي فهرست ابنيه سال 1400
Mostafa Moradi B.
پیگیر آموزشهای صفحات متعدد طراحی سازه در فضای اینستاگرام هستید؟
کدام یک برای معرفی تخصصی و برندینگ مناسب تر است!
Final Results
62%
Instagram
19%
Telegram
17%
LinkedIn
2%
WhatsApp
STRUCTURE FAQs
کدام یک برای معرفی تخصصی و برندینگ مناسب تر است!
اولویت اول برای بدست آوردن اطلاعات و پاسخ به سوالات شما کدام گزینه می باشد؟
Final Results
59%
جستجو در وبسایت ها
22%
جستجو در تلگرام (گروه ها و کانال ها)
4%
پرسش سوال از افراد متخصص معروف در فضای مجازی
0%
آموزش های ویدیویی اینستاگرام
15%
پرسش سوال از همکاران و دوستان
Forwarded from Ali Saadaie 🏅
⚜نرمافزار(افزونه) کنترل #برش_چشمه_اتصال توسط Etabs⚜
✅ کاملا رایگان و محیط ساده و کاربر پسند
✅ فرآیند تنظیم آییننامه و تخصیص آرماتور اجرایی بصورت اتوماتیک
✅ مطابق با مبحث ۹ ویرایش سال ۹۹
✅ سازگار با Etabs ورژن ۱۸ و ۱۹
✅ قابلیت اجرا بصورت پلاگین(افزونه) و یا بصورت فایل اجرایی (exe)
💢 برای دانلود و مشاهده فیلم آموزش به لینک زیر مراجعه کنید:👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
http://farsangroup.com/2114/jointshear_plugin.html
✅ کاملا رایگان و محیط ساده و کاربر پسند
✅ فرآیند تنظیم آییننامه و تخصیص آرماتور اجرایی بصورت اتوماتیک
✅ مطابق با مبحث ۹ ویرایش سال ۹۹
✅ سازگار با Etabs ورژن ۱۸ و ۱۹
✅ قابلیت اجرا بصورت پلاگین(افزونه) و یا بصورت فایل اجرایی (exe)
💢 برای دانلود و مشاهده فیلم آموزش به لینک زیر مراجعه کنید:👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
http://farsangroup.com/2114/jointshear_plugin.html
گروه مهندسی فرسان
نرم افزار (افزونه) کنترل برش چشمه اتصال توسط ایتبس
این برنامه به منظور کنترل برش چشمه اتصال سازه بتنی مطابق با مبحث نهم ویرایش سال 99 (یا به عبارتی ACI318-19) با استفاده از خود برنامه Etabs نوشته شده است.
در کدام برنامه فضای مجازی وقت خود را "تلف" میکنید؟ (قابلیت چند پاسخ)
Final Results
64%
اینستاگرام
61%
تلگرام
7%
توییتر
0%
پینترست
5%
لینکدین
16%
واتس اپ
9%
جستجو در وبسایت ها
آیا برای الزامی شدن مبحث ششم مقررات ملی ساختمان از اول دی ماه ۱۴۰۰ آماده هستید؟
Anonymous Poll
68%
بلی
32%
خیر
آیا میدانستید در صورتیکه در نرم افزار از بارهای زنده کاهش یافته ( Reducible Live Load ) در تعریف بار زنده استفاده کرده باشید، امکان استفاده از ضریب بار 0.5 بار زنده در ترکیب بارهای حاوی زلزله مجاز نمیباشد؟
Anonymous Poll
45%
خیر
55%
بله
در استفاده از تیغه های جدا کننده (دیوارها) کدام عامل برای شما مهم تر است؟
Anonymous Poll
36%
قیمت
18%
وزن
23%
عایق صدا
9%
عایق انرژی
9%
سهولت اجرا
5%
در دسترس بودن
با توجه به استعلام هاي متعدد جامعه مهندسی در خصوص ضوابط و شرایط وصله ي آرماتورها به روش جوشکاري فشاري گازي (فورجینگ) کمیته ي تخصصی مبحث نهم
مقررات ملی ساختمان توضیحات زیر را در این خصوص ارائه نموده است:
در روش جوش سر به سر میلگردها یا جوش فشاري گازي (GPW, Welding Pressure Gas (که فورجینگ نیز نامیده میشود، میلگردها به صورت سر به سر و بدون
هیچ گونه مواد افزودنی، توسط حرارت حاصل از سوختن گاز استیلن و اکسیژن، به دماي خمیري شدن (حدود 1250 درجه سلسیوس) میرسند و توسط فشار حاصل از
سیلندر هیدرولیک، به یکدیگر فورج می شوند.
فورجینگ نوعی وصله جوشی می باشد و باید کلیه ي ضوابط مربوط به وصله هاي جوشی مبحث نهم مقررات ملی ساختمان (ویرایش پنجم، 1399 (در آن رعایت گردد.
شرایط جوشکاري آرماتورهاي مورد استفاده در بتن آرمه و حداقل دماي مورد نیاز پیش گرمایش و انجام عملیات جوشکاري باید بر مبناي استانداردهاي ملی ایران به
شمارههاي 3132 و 1-21056 باشند. ضمناً جوش میلگردها در وصله جوشی باید الزامات مبحث دهم مقرارت ملی ساختمان را تامین نماید.
وصله هاي جوشی باید قادر به انتقال تنشی حداقل برابر با 1.25 برابر تنش تسلیم مشخصه میلگرد در کشش و یا فشار باشند. در وصله ي فورجینگ، در هر مقطع از عضو
باید حداکثر 50 %میلگردها و به صورت یک در میان وصله شوند.
مطابق ضوابط مبحث نهم مقررات ملی ساختمان (ویرایش پنجم، 1399 (وصله هاي جوشی در میلگردهایی که نیروي ناشی از زلزله را تحمل مینمایند، نباید در فاصله ي
کمتر از دوبرابر ارتفاع مقطع عضو از بر اتصال تیر به ستون، و یا مقاطع بحرانی که در آن ها احتمال تسلیم آرماتورها وجود دارد، واقع شده باشند. رعایت ضابطه ي فوق در
سازه هاي با شکلپذیري کم ضروري نیست. فرآیند بازرسی، نظارت و کنترل وصله ي فورجینگ باید در سه مرحله قبل از عملیات جوشکاري، در حین عملیات جوشکاري و بعد از جوشکاري و بر اساس استاندارد ملی
22442) سال 1396 (تحت عنوان «فولاد براي تسلیح بتن – اتصال میلگردهاي فولادي جوشکاري شده به روش فشاري گازي – روش آزمون و معیار پذیرش» یا استانداردهای ژاپنی JISZ3120 و JISZ3881 صورت گیرد. بعد از عملیات جوشکاری باید تست های غیر مخرب مانند آزمون نفوذ و آزمون التراسونیک انجام گیرد. همچنین برای دریافت گزارش تایید دستورالعمل جوشکاری، انجام تست مخرب مطابق استاندارد مربوطه مانند آزمون خمش و کشش میلگرد وصله شده الزامی است. بر اساس مبحث نهم مقررات ملی ساختمان، در صورتی که قرار است در میلگردها از وصله ي جوشی استفاده شود، باید این میلگردها تحت آزمایش جوشپذیري قرار گیرند. در این آزمایش نمونه هاي جوش شده باید تحت آزمایش کشش و خمش قرار گیرند. در آزمایش خمش، زمانی میلگرد از نظر جوش پذیري قابل قبول تلقی میگردد که پس از خم کردن، ترکی در منطقه جوش شده و خود جوش به وجود نیاید.
شرکت هاي مجري عملیات فورجینگ و دستگاه هاي مورد استفاده در این عملیات باید توسط مراجع ذیصلاح تأیید شده باشند. براي تأیید صلاحیت جوشکاران، تایید صلاحیت کارگاه و تایید دستورالعمل جوشکاری مورد نظر، تهیه ی گواهی صلاحیت جوشکار، دستورالعمل جوشکاری و گزارش تایید دستورالعمل جوشکاری الزامی است. استفاده از تجهیزات برشکاري و لبهسازي با اره تنگستنی مخصوص دور پایین دراین روش جوشکاري الزامی میباشد. داشتن گواهینامه جوشکاري براي مجري الزامی است. کمیته تخصصی مبحث نهم مقررات ملی ساختمان
1400/6/23
http://nbri.ir/Portals/9/News/pdf2/Forging%20site.pdf
مقررات ملی ساختمان توضیحات زیر را در این خصوص ارائه نموده است:
در روش جوش سر به سر میلگردها یا جوش فشاري گازي (GPW, Welding Pressure Gas (که فورجینگ نیز نامیده میشود، میلگردها به صورت سر به سر و بدون
هیچ گونه مواد افزودنی، توسط حرارت حاصل از سوختن گاز استیلن و اکسیژن، به دماي خمیري شدن (حدود 1250 درجه سلسیوس) میرسند و توسط فشار حاصل از
سیلندر هیدرولیک، به یکدیگر فورج می شوند.
فورجینگ نوعی وصله جوشی می باشد و باید کلیه ي ضوابط مربوط به وصله هاي جوشی مبحث نهم مقررات ملی ساختمان (ویرایش پنجم، 1399 (در آن رعایت گردد.
شرایط جوشکاري آرماتورهاي مورد استفاده در بتن آرمه و حداقل دماي مورد نیاز پیش گرمایش و انجام عملیات جوشکاري باید بر مبناي استانداردهاي ملی ایران به
شمارههاي 3132 و 1-21056 باشند. ضمناً جوش میلگردها در وصله جوشی باید الزامات مبحث دهم مقرارت ملی ساختمان را تامین نماید.
وصله هاي جوشی باید قادر به انتقال تنشی حداقل برابر با 1.25 برابر تنش تسلیم مشخصه میلگرد در کشش و یا فشار باشند. در وصله ي فورجینگ، در هر مقطع از عضو
باید حداکثر 50 %میلگردها و به صورت یک در میان وصله شوند.
مطابق ضوابط مبحث نهم مقررات ملی ساختمان (ویرایش پنجم، 1399 (وصله هاي جوشی در میلگردهایی که نیروي ناشی از زلزله را تحمل مینمایند، نباید در فاصله ي
کمتر از دوبرابر ارتفاع مقطع عضو از بر اتصال تیر به ستون، و یا مقاطع بحرانی که در آن ها احتمال تسلیم آرماتورها وجود دارد، واقع شده باشند. رعایت ضابطه ي فوق در
سازه هاي با شکلپذیري کم ضروري نیست. فرآیند بازرسی، نظارت و کنترل وصله ي فورجینگ باید در سه مرحله قبل از عملیات جوشکاري، در حین عملیات جوشکاري و بعد از جوشکاري و بر اساس استاندارد ملی
22442) سال 1396 (تحت عنوان «فولاد براي تسلیح بتن – اتصال میلگردهاي فولادي جوشکاري شده به روش فشاري گازي – روش آزمون و معیار پذیرش» یا استانداردهای ژاپنی JISZ3120 و JISZ3881 صورت گیرد. بعد از عملیات جوشکاری باید تست های غیر مخرب مانند آزمون نفوذ و آزمون التراسونیک انجام گیرد. همچنین برای دریافت گزارش تایید دستورالعمل جوشکاری، انجام تست مخرب مطابق استاندارد مربوطه مانند آزمون خمش و کشش میلگرد وصله شده الزامی است. بر اساس مبحث نهم مقررات ملی ساختمان، در صورتی که قرار است در میلگردها از وصله ي جوشی استفاده شود، باید این میلگردها تحت آزمایش جوشپذیري قرار گیرند. در این آزمایش نمونه هاي جوش شده باید تحت آزمایش کشش و خمش قرار گیرند. در آزمایش خمش، زمانی میلگرد از نظر جوش پذیري قابل قبول تلقی میگردد که پس از خم کردن، ترکی در منطقه جوش شده و خود جوش به وجود نیاید.
شرکت هاي مجري عملیات فورجینگ و دستگاه هاي مورد استفاده در این عملیات باید توسط مراجع ذیصلاح تأیید شده باشند. براي تأیید صلاحیت جوشکاران، تایید صلاحیت کارگاه و تایید دستورالعمل جوشکاری مورد نظر، تهیه ی گواهی صلاحیت جوشکار، دستورالعمل جوشکاری و گزارش تایید دستورالعمل جوشکاری الزامی است. استفاده از تجهیزات برشکاري و لبهسازي با اره تنگستنی مخصوص دور پایین دراین روش جوشکاري الزامی میباشد. داشتن گواهینامه جوشکاري براي مجري الزامی است. کمیته تخصصی مبحث نهم مقررات ملی ساختمان
1400/6/23
http://nbri.ir/Portals/9/News/pdf2/Forging%20site.pdf
سوال (29): معرفی آرماتورهای طولی (خمشی) تیرها در نرم افزارهای متداول طراحی سازه، همانند ETABS، در چه مواردی کاربرد داشته و الزامی است؟
پاسخ: در اجرای ضوابط بندهای 9-20-5-2-4 و 9-20-5-4-7 که به ترتیب مربوط به برش در تیرهای با شکلپذیری متوسط و برش در ناحیه اتصال تیر به ستون در قابهای متوسط میباشند و همچنین در اجرای ضوابط بند 9-20-6-2-4 با موضوع برش در تیرهای با شکلپذیری زیاد، بند 9-20-6-4 با موضوع حداقل مقاومت خمشی ستونها (کنترل ضابطه تیر ضعیف-ستون قوی) و بند 9-20-6-5-4، با موضوع مقاومت برشی ناحیه اتصال تیر به ستون، نیاز به ظرفیت خمشی اسمی تیر، Mn و یا ظرفیت خمشی محتمل تیر، Mpr میباشد.
نرمافزار بطور پیشفرض، محاسبه ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها را بر مبنای آرماتورهای خمشی طراحی شده تحت لنگرهای حاصل از ترکیبهای بارگذاری انجام میدهد. در حالی که در عمل، طراح پس از قرائت آرماتورهای خمشی طراحی شده برای تیرها، اقدام به تعیین مقادیر آرماتورهای سراسری و تقویت نموده و بدین ترتیب، مقادیر نهایی اجرایی آرماتور طولی تیرها تعیین میشود که بعضاً متفاوت از مقدار اولیه آرماتورهای خمشی طراحی شده در نرمافزار است. بر این اساس، ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها نیز باید مبتنی بر مقادیر نهایی اجرایی آرماتور طولی تیرها محاسبه شود و لذا، محاسبه اولیه و پیشفرض Mn و Mpr تیرها لزوماً صحیح نمیباشد. بنابراین لازم است طراح، مقادیر نهایی اجرایی آرماتورهای خمشی تیرها در مقطع اتصال به ستونها را جهت محاسبات Mn و Mpr تیرها و اجرای صحیح ضوابط بندهای مذکور، به برنامه معرفی نماید.
بدین منظور، پس از طراحی آرماتورهای خمشی تیرها در نرمافزار، لازم است بهازای هر تیر، مقطع جدیدی تعریف شود که در پنجره معرفی اطلاعات آرماتورهای تیر مذکور، مقادیر نهایی اجرایی آرماتورهای فوقانی و تحتانی، در دو انتهای آن تیر، به برنامه معرفی و سپس این مقطع جدید به تیر مورد نظر تخصیص داده شود.
نظر به تعدد و تنوع گستره مقاطع و آرماتورهای خمشی فوقانی و تحتانی تیرها، این تعریف و تخصیص میتواند بسیار زمانبر باشد. جهت سهولت نسبی کار و صرفاً در خصوص کنترل برش ناحیه اتصال تیر به ستون، میتوان از یک روش تقریبی استفاده نمود. بدین صورتکه در تعریف مقطع جدید تیرها، فقط آرماتورهای تحتانی معرفی شوند. بر این اساس، در هر گرۀ محل ستون و در هر راستا، بیشترین مقدار آرماتورهای تحتانی تیرهای متصل به آن گره تعیین شود و پس از تبدیل آن به مقدار نهایی اجرایی، این مقدار بهعنوان آرماتور تحتانی در محل آن گره، به تیرهای متصل به گرۀ مذکور در راستای مورد نظر اختصاص داده شود. در این حالت، در محاسباتی که نرمافزار انجام میدهد، آرماتورهای تحتانی تیرهای متصل به ستون مشترک تکیهگاهی، با یکدیگر برابر خواهند بود و در نتیجه، مجموع لنگرهای مقاوم اسمی یا محتمل، نظیر با آرماتور فوقانی حداکثر و آرماتور تحتانی حداکثر، مبنای محاسبات قرار خواهد گرفت. برای راحتتر شدن مجدد کار، میتوان به صورت محافظهکارانه، ابتدا بیشترین مقدار آرماتور تحتانی در بین کلیه تیرهای با مقطع مشابه در هر طبقه را به تمامی تیرهای آن طبقه اختصاص داد و سپس در گرههایی که احیاناً مشکل برش ناحیه اتصال تیر به ستون مشاهده میشود، آرماتورهای مربوط به تیرهای متصل به ستون در محل آن گره را اصلاح نموده و برابر با مقادیر دقیق اجرایی آنها تعریف کرد.
تذکر: بهمنظور انجام محاسبات مربوط به برش لرزهای تیرها و همچنین اجرای ضابطه حداقل مقاومت خمشی ستونها (کنترل ضابطه تیر ضعیف-ستون قوی)، لازم است تأثیر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال، بر محاسبه ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها، در نظر گرفته شود. لیکن، درخصوص محاسبات برش در ناحیه اتصال تیر به ستون، با توجه به عدم صراحت مبحث نهم در مورد لحاظ نمودن اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال، انجام این کنترل بهصورت زیر پیشنهاد میشود:
درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، از هر دو سمت ستون، تیر متصل به ستون وجود داشته باشد، میتوان از اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر صرفنظر نمود.
درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، تیری به ستون متصل نشده باشد، اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر، در نظر گرفته شود.درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، فقط از یک سمت ستون، تیر متصل به ستون وجود داشته باشد، اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر، صرفاً از آن سمت که تیر به ستون متصل نیست، در نظر گرفته شود.
پاسخ: در اجرای ضوابط بندهای 9-20-5-2-4 و 9-20-5-4-7 که به ترتیب مربوط به برش در تیرهای با شکلپذیری متوسط و برش در ناحیه اتصال تیر به ستون در قابهای متوسط میباشند و همچنین در اجرای ضوابط بند 9-20-6-2-4 با موضوع برش در تیرهای با شکلپذیری زیاد، بند 9-20-6-4 با موضوع حداقل مقاومت خمشی ستونها (کنترل ضابطه تیر ضعیف-ستون قوی) و بند 9-20-6-5-4، با موضوع مقاومت برشی ناحیه اتصال تیر به ستون، نیاز به ظرفیت خمشی اسمی تیر، Mn و یا ظرفیت خمشی محتمل تیر، Mpr میباشد.
نرمافزار بطور پیشفرض، محاسبه ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها را بر مبنای آرماتورهای خمشی طراحی شده تحت لنگرهای حاصل از ترکیبهای بارگذاری انجام میدهد. در حالی که در عمل، طراح پس از قرائت آرماتورهای خمشی طراحی شده برای تیرها، اقدام به تعیین مقادیر آرماتورهای سراسری و تقویت نموده و بدین ترتیب، مقادیر نهایی اجرایی آرماتور طولی تیرها تعیین میشود که بعضاً متفاوت از مقدار اولیه آرماتورهای خمشی طراحی شده در نرمافزار است. بر این اساس، ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها نیز باید مبتنی بر مقادیر نهایی اجرایی آرماتور طولی تیرها محاسبه شود و لذا، محاسبه اولیه و پیشفرض Mn و Mpr تیرها لزوماً صحیح نمیباشد. بنابراین لازم است طراح، مقادیر نهایی اجرایی آرماتورهای خمشی تیرها در مقطع اتصال به ستونها را جهت محاسبات Mn و Mpr تیرها و اجرای صحیح ضوابط بندهای مذکور، به برنامه معرفی نماید.
بدین منظور، پس از طراحی آرماتورهای خمشی تیرها در نرمافزار، لازم است بهازای هر تیر، مقطع جدیدی تعریف شود که در پنجره معرفی اطلاعات آرماتورهای تیر مذکور، مقادیر نهایی اجرایی آرماتورهای فوقانی و تحتانی، در دو انتهای آن تیر، به برنامه معرفی و سپس این مقطع جدید به تیر مورد نظر تخصیص داده شود.
نظر به تعدد و تنوع گستره مقاطع و آرماتورهای خمشی فوقانی و تحتانی تیرها، این تعریف و تخصیص میتواند بسیار زمانبر باشد. جهت سهولت نسبی کار و صرفاً در خصوص کنترل برش ناحیه اتصال تیر به ستون، میتوان از یک روش تقریبی استفاده نمود. بدین صورتکه در تعریف مقطع جدید تیرها، فقط آرماتورهای تحتانی معرفی شوند. بر این اساس، در هر گرۀ محل ستون و در هر راستا، بیشترین مقدار آرماتورهای تحتانی تیرهای متصل به آن گره تعیین شود و پس از تبدیل آن به مقدار نهایی اجرایی، این مقدار بهعنوان آرماتور تحتانی در محل آن گره، به تیرهای متصل به گرۀ مذکور در راستای مورد نظر اختصاص داده شود. در این حالت، در محاسباتی که نرمافزار انجام میدهد، آرماتورهای تحتانی تیرهای متصل به ستون مشترک تکیهگاهی، با یکدیگر برابر خواهند بود و در نتیجه، مجموع لنگرهای مقاوم اسمی یا محتمل، نظیر با آرماتور فوقانی حداکثر و آرماتور تحتانی حداکثر، مبنای محاسبات قرار خواهد گرفت. برای راحتتر شدن مجدد کار، میتوان به صورت محافظهکارانه، ابتدا بیشترین مقدار آرماتور تحتانی در بین کلیه تیرهای با مقطع مشابه در هر طبقه را به تمامی تیرهای آن طبقه اختصاص داد و سپس در گرههایی که احیاناً مشکل برش ناحیه اتصال تیر به ستون مشاهده میشود، آرماتورهای مربوط به تیرهای متصل به ستون در محل آن گره را اصلاح نموده و برابر با مقادیر دقیق اجرایی آنها تعریف کرد.
تذکر: بهمنظور انجام محاسبات مربوط به برش لرزهای تیرها و همچنین اجرای ضابطه حداقل مقاومت خمشی ستونها (کنترل ضابطه تیر ضعیف-ستون قوی)، لازم است تأثیر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال، بر محاسبه ظرفیتهای خمشی اسمی و محتمل تیرها، در نظر گرفته شود. لیکن، درخصوص محاسبات برش در ناحیه اتصال تیر به ستون، با توجه به عدم صراحت مبحث نهم در مورد لحاظ نمودن اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال، انجام این کنترل بهصورت زیر پیشنهاد میشود:
درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، از هر دو سمت ستون، تیر متصل به ستون وجود داشته باشد، میتوان از اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر صرفنظر نمود.
درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، تیری به ستون متصل نشده باشد، اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر، در نظر گرفته شود.درصورتیکه در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، فقط از یک سمت ستون، تیر متصل به ستون وجود داشته باشد، اثر آرماتورهای دال در ناحیه عرض مؤثر بال تیر، صرفاً از آن سمت که تیر به ستون متصل نیست، در نظر گرفته شود.
تبصره 1: آن بخش از آرماتورهای فوقانی تیر که به تشخیص طراح، در عرض موثر بال تیر و خارج از محدوده جان تیر قرار داده میشوند، همواره باید در محاسبات فوق مشارکت داده شوند و نمیتوان از آنها صرفنظر نمود. توضیح آنکه در تیرهای T شکل، طراح، بخشی از آرماتورهای فوقانی تیر را در عرض مؤثر بال و خارج از محدوده جان تیر، توزیع میکند. این بخش از آرماتورهای فوقانی تیر، اگرچه خارج از محدوده جان و در قسمتهایی از دال قرار گرفتهاند، لیکن باید همواره در محاسبه Mn و Mpr تیرها مشارکت داشته باشند؛ اما آرماتورهایی که متعلق به دال هستند و در عرض مؤثر بال تیر قرار گرفتهاند، بسته به شرایط و مطابق آنچه ذیل تذکر فوق به آن اشاره گردید میتوانند در محاسبه Mn و Mpr مشارکت داده شوند یا از آنها صرفنظر گردد.
تبصره 2: درصورتیکه ارتفاع تیر متصل به ستون در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، کوچکتر یا مساوی نصف ارتفاع تیر با ارتفاع بیشتر، در راستای مورد بررسی باشد، توصیه میشود، حضور آن تیر در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، نادیده گرفته شود.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
تبصره 2: درصورتیکه ارتفاع تیر متصل به ستون در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، کوچکتر یا مساوی نصف ارتفاع تیر با ارتفاع بیشتر، در راستای مورد بررسی باشد، توصیه میشود، حضور آن تیر در امتداد عمود بر راستای مورد بررسی، نادیده گرفته شود.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
Code0845-14000719.pdf
3.7 MB
راهنماي طراحي پلهاي داراي جداساز لرزهاي ضابطه شماره 845
1400-08-07 Coefficient of Subgrade Ks for foundation_Final.pdf
797.3 KB
سوال (30) : به منظور تحلیل شالوده های انعطاف پذیر در نرم افزار SAFE، آیا میتوان از یک مقدار ثابت برای ضریب بستر (KS)، در کل سطح زیر شالوده استفاده نمود؟ پاسخ سوال توسط کارگروه بتن کمیته ایرانی نرم افزارهای مهندس به پیوست.
کلاب طراحان سازه - 1400.08.19
مهندس مسعود مقدس پور
فایل صوتی کلاب طراحان سازه. اندرکنش خاک سازه. جلسه اول