Gapped-inclined brace.pdf
2.1 MB
پیش نویس ضوابط فنی اجرایی سیستم سازهای مهار-درز (gapped-inclined brace).
باسلام و احترام؛
به استحضار میرساند امور نظام فنی اجرایی، مشاورین و پیمانکاران سازمان برنامه و بودجه کشور در راستای انجام وظایف قانونی خود و در راستای کاهش خطرپذیری ناشی از زلزله، درنظر دارد نسبت به ابلاغ " ضوابط فنی اجرایی سیستم سازهای مهار-درز (gapped-inclined brace)" اقدام نماید. نظر به اهميت تعامل با متخصصین و دستیابی به ضوابط کاربردی منطبق با نیاز و توان اجرایی کشور، پيشنويس این ضابطه جهت نظرخواهي در لينك زير قرار داده شده است. خواهشمند است نظرات خود را در خصوص پيشنويس یاد شده، حداکثر تا پايان خرداد ماه سال جاری به اين امور ارسال فرماييد تا پس از بررسي، موارد در متن ابلاغی لحاظ شود.
نشاني براي دريافت نظرات: Nezamfanni@mporg.ir
باسلام و احترام؛
به استحضار میرساند امور نظام فنی اجرایی، مشاورین و پیمانکاران سازمان برنامه و بودجه کشور در راستای انجام وظایف قانونی خود و در راستای کاهش خطرپذیری ناشی از زلزله، درنظر دارد نسبت به ابلاغ " ضوابط فنی اجرایی سیستم سازهای مهار-درز (gapped-inclined brace)" اقدام نماید. نظر به اهميت تعامل با متخصصین و دستیابی به ضوابط کاربردی منطبق با نیاز و توان اجرایی کشور، پيشنويس این ضابطه جهت نظرخواهي در لينك زير قرار داده شده است. خواهشمند است نظرات خود را در خصوص پيشنويس یاد شده، حداکثر تا پايان خرداد ماه سال جاری به اين امور ارسال فرماييد تا پس از بررسي، موارد در متن ابلاغی لحاظ شود.
نشاني براي دريافت نظرات: Nezamfanni@mporg.ir
ABA-Concrete-Mixture-Desgin-14000329.zip
174.9 KB
نرم افزار طرح مخلوط بتن
ABA-Concrete-Quality-Control-14000329.xlsm
343.7 KB
نرمافزار كنترل كيفيت بتن
Forwarded from مفاهیم پایه بتن آرمه
ABA-jeld-1-14000329.zip
59.9 MB
تحليل و طراحي (نسخه ديجيتال مخصوص ویندوز)
ABA-jeld-2-14000329.zip
30.1 MB
مصالح و اجرا (نسخه ديجيتال مخصوص ویندوز)
سوال(22) : اختصاص دیافراگم به کف ها به چند روش ممکن است و تفاوت بین آنها چیست؟
پاسخ: در نرمافزار ETABS میتوان دیافراگمها را بصورت Rigid یا Semi Rigid مدل نمود. یک حالت نیز آن است که دیافراگمی به کفها تخصیص داده نشود.
درصورتیکه دیافراگم کف از نوع Rigid باشد، سختی درون صفحه المانهای سطحی و سختی محوری تیرهای افقی متصل به دیافراگم، بینهایت در نظر گرفته میشود و از تغییرشکلهای نسبی درونصفحه سقف و عناصر آن صرفنظر میشود. همچنین، توزیع نیروهای جانبی، بر مبنای سختی جانبی عناصر قائم باربر جانبی انجام میشود. نرمافزار در این حالت، اثر پیچش تصادفی تعریف شده کاربر را در محاسبات منظور مینماید.
درصورتیکه دیافراگم کف از نوع Semi Rigid باشد، سختی درون صفحه المانهای سطحی و سختی محوری تیرهای افقی و به تبع آنها، تغییرشکلهای نسبی درونصفحه سقف و عناصر آن، در روند تحلیل در نظر گرفته میشود. بر این اساس، توزیع نیروهای جانبی، مبتنی بر عوامل مختلف از جمله سختی جانبی عناصر قائم باربر جانبی و همچنین سختی و تغییرشکلهای درونصفحه دیافراگم خواهد بود. در این حالت نیز نرمافزار، اثر پیچش تصادفی تعریف شده کاربر را در محاسبات منظور مینماید.
حالت دیگر آن است که دیافراگمی به کفها اختصاص داده نشده است. در این حالت، شرایط عیناً مشابه دیافراگمهای Semi Rigid خواهد بود، با این تفاوت که نرمافزار، اثر پیچش تصادفی تعریف شده کاربر را نادیده میگیرد.
تذکر1: در مواردیکه دیافراگم، از نوع Rigid نباشد، جهت محاسبه سختی درون صفحه دیافراگم و اجزای کف و همچنین تأثیر آن بر توزیع نیروهای جانبی، مدلسازی عنصر سطحی سقف و تعریف مشخصات صحیح آن، ضرورت دارد.
تذکر2: درخصوص ضریب اصلاح سختی درونصفحه دیافراگمها، ضابطهای در مبحث نهم مقرر نشده است. لذا با توجه به عدم صراحت آییننامه، انتخاب این ضریب، بر عهده طراح است. برخی مراجع، این ضریب را بین 0.15 تا 0.5 معرفی میکنند. در مواردیکه هدف، صرفاً تحلیل مدل سازه و طراحی اعضای باربر جانبی است (منظور آنکه هدف، طراحی دیافراگم نیست)، شاید بتوان با اغماض، این ضریب را برای دیافراگم طبقات، برابر 0.5 و برای دیافراگم محصور بین دیوارهای حائل، برابر یک در نظر گرفت.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
پاسخ: در نرمافزار ETABS میتوان دیافراگمها را بصورت Rigid یا Semi Rigid مدل نمود. یک حالت نیز آن است که دیافراگمی به کفها تخصیص داده نشود.
درصورتیکه دیافراگم کف از نوع Rigid باشد، سختی درون صفحه المانهای سطحی و سختی محوری تیرهای افقی متصل به دیافراگم، بینهایت در نظر گرفته میشود و از تغییرشکلهای نسبی درونصفحه سقف و عناصر آن صرفنظر میشود. همچنین، توزیع نیروهای جانبی، بر مبنای سختی جانبی عناصر قائم باربر جانبی انجام میشود. نرمافزار در این حالت، اثر پیچش تصادفی تعریف شده کاربر را در محاسبات منظور مینماید.
درصورتیکه دیافراگم کف از نوع Semi Rigid باشد، سختی درون صفحه المانهای سطحی و سختی محوری تیرهای افقی و به تبع آنها، تغییرشکلهای نسبی درونصفحه سقف و عناصر آن، در روند تحلیل در نظر گرفته میشود. بر این اساس، توزیع نیروهای جانبی، مبتنی بر عوامل مختلف از جمله سختی جانبی عناصر قائم باربر جانبی و همچنین سختی و تغییرشکلهای درونصفحه دیافراگم خواهد بود. در این حالت نیز نرمافزار، اثر پیچش تصادفی تعریف شده کاربر را در محاسبات منظور مینماید.
حالت دیگر آن است که دیافراگمی به کفها اختصاص داده نشده است. در این حالت، شرایط عیناً مشابه دیافراگمهای Semi Rigid خواهد بود، با این تفاوت که نرمافزار، اثر پیچش تصادفی تعریف شده کاربر را نادیده میگیرد.
تذکر1: در مواردیکه دیافراگم، از نوع Rigid نباشد، جهت محاسبه سختی درون صفحه دیافراگم و اجزای کف و همچنین تأثیر آن بر توزیع نیروهای جانبی، مدلسازی عنصر سطحی سقف و تعریف مشخصات صحیح آن، ضرورت دارد.
تذکر2: درخصوص ضریب اصلاح سختی درونصفحه دیافراگمها، ضابطهای در مبحث نهم مقرر نشده است. لذا با توجه به عدم صراحت آییننامه، انتخاب این ضریب، بر عهده طراح است. برخی مراجع، این ضریب را بین 0.15 تا 0.5 معرفی میکنند. در مواردیکه هدف، صرفاً تحلیل مدل سازه و طراحی اعضای باربر جانبی است (منظور آنکه هدف، طراحی دیافراگم نیست)، شاید بتوان با اغماض، این ضریب را برای دیافراگم طبقات، برابر 0.5 و برای دیافراگم محصور بین دیوارهای حائل، برابر یک در نظر گرفت.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
سوال(23) : در مواردی که مطابق با ضوابط استاندارد 2800، دیافراگم کف، صلب محسوب شده باشد، آیا میتوان آن را بصورت نیمه صلب مدلسازی نمود؟
پاسخ: بله. حتی در مواردیکه دیافراگم کف، صلب محسوب شده باشد، مدلسازی آنها بصورت Semi Rigid بلامانع است. بهعبارتی، در این حالت میتوان دیافراگمها را به هر دو صورت Rigid یا Semi Rigid مدل نمود.
تذکر: درصورتیکه طراح، قصد طراحی و یا کنترل صلبیت دیافراگم را داشته باشد، لازم است دیافراگم بصورت Semi Rigid مدل شود. علت آن است که در صورت مدلسازی دیافراگمها بصورت صلب، تغییرشکلهای درون صفحه دیافراگم محاسبه نخواهند شد. از سوی دیگر، درصورت صلب بودن دیافراگم کف، برنامه قادر نخواهد بود نیروهای داخلی دیافراگم را که جهت طراحی اجزای دیافراگم مورد نیاز است، محاسبه نماید.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
پاسخ: بله. حتی در مواردیکه دیافراگم کف، صلب محسوب شده باشد، مدلسازی آنها بصورت Semi Rigid بلامانع است. بهعبارتی، در این حالت میتوان دیافراگمها را به هر دو صورت Rigid یا Semi Rigid مدل نمود.
تذکر: درصورتیکه طراح، قصد طراحی و یا کنترل صلبیت دیافراگم را داشته باشد، لازم است دیافراگم بصورت Semi Rigid مدل شود. علت آن است که در صورت مدلسازی دیافراگمها بصورت صلب، تغییرشکلهای درون صفحه دیافراگم محاسبه نخواهند شد. از سوی دیگر، درصورت صلب بودن دیافراگم کف، برنامه قادر نخواهد بود نیروهای داخلی دیافراگم را که جهت طراحی اجزای دیافراگم مورد نیاز است، محاسبه نماید.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
سوال (24) : در صورتیکه سقف ها از نوع دال های مجوف باشند، ضریب اصلاح سختی خمشی و برشی خارج از صفحه آنها، چه مقدار تعریف شود؟
پاسخ: مدلسازی دالهای مجوف در نرمافزار، بصورت یک دال تو پُر انجام میشود، لیکن لازم است سختیهای آن اصلاح گردد. سختی خمشی خارج صفحه دالها باید توسط ضریب تبدیل ممان اینرسی مقطع تو پُر به مقطع مجوف، اصلاح گردد. همچنین لازم است سختی برشی خارج صفحه آنها، توسط ضریب تبدیل سطح مقطع کل در مقطع تو پُر، به سطح مقطع جان (مبتنی بر حاصلضرب ارتفاع کامل مقطع در ضخامت جان) در مقطع مجوف، اصلاح گردد.
ضریب اصلاح سختی خمشی خارج صفحه دالها از طریق گزینههای m11، m22 و m12 و ضریب اصلاح سختی برشی خارج صفحه آنها از طریق گزینههای V13 و V23 معرفی میشود. علاوه بر این ضرایب، اثر کاهش سختی ناشی از ترکخوردگی نیز باید در نظر گرفته شود. متذکر میگردد، درصورتیکه این دالها در نرمافزار SAFE، با هدف انجام تحلیلهای ترکخوردگی و به منظور تعیین خیز، مدلسازی میشوند، صرفاً ضرایب تبدیل مقطع تو پُر به مقطع مجوف تعریف میگردد و نباید ضرایب ترکخوردگی، معرفی شوند.
در ساختمانهای حداکثر تا 3 طبقه و 10 متر ارتفاع که مطابق با بند 3-3-5-5 ویرایش چهارم استاندارد 2800، استفاده از دال تخت و قارچی بهعنوان قاب خمشی مجاز میباشد، لازم است ضریب اصلاح سختی خمشی خارج صفحه دال، از حاصلضرب ضریب ترکخوردگی در ضریب تبدیل ممان اینرسی مقطع تو پُر به مقطع مجوف، تعیین شود. ضریب اصلاح سختی خمشی دال، ناشی از ترکخوردگی، برابر با 0.25 میباشد که البته میتوان آن را بر مبنای جدول 9-6-2-ب نیز تعیین نمود. در خصوص ضریب اصلاح سختی برشی خارج صفحه دال، مبحث نهم ضریبی جهت کاهش سختی ناشی از ترکخوردگی معرفی نکرده است و لذا، صرفاً ضریب تبدیل مقطع تو پُر به مقطع مجوف، معرفی شود.
در مورد سایر ساختمانها که در آنها دال طبقات، عضو غیر باربر جانبی محسوب میشود، در حالتیکه با هدف طراحی اعضای باربر جانبی سیستم، از سختی و مشارکت دال صرفنظر میشود، لازم است ضریب مربوط به گزینههای m11، m22 و m12 ، مقدار کوچکی نظیر 0.10 معرفی شود. لیکن، زمانیکه قصد طراحی آرماتورهای دال (تحت بارهای ثقلی و نیروی قائم ناشی از زلزله) را داشته باشیم، لازم است ضرایب اصلاح سختی خمشی و برشی خارج صفحه دال، مشابه آنچه در مورد ساختمانهای حداکثر تا 3 طبقه و 10 متر بیان گردید، به دال تخصیص داده شود.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
پاسخ: مدلسازی دالهای مجوف در نرمافزار، بصورت یک دال تو پُر انجام میشود، لیکن لازم است سختیهای آن اصلاح گردد. سختی خمشی خارج صفحه دالها باید توسط ضریب تبدیل ممان اینرسی مقطع تو پُر به مقطع مجوف، اصلاح گردد. همچنین لازم است سختی برشی خارج صفحه آنها، توسط ضریب تبدیل سطح مقطع کل در مقطع تو پُر، به سطح مقطع جان (مبتنی بر حاصلضرب ارتفاع کامل مقطع در ضخامت جان) در مقطع مجوف، اصلاح گردد.
ضریب اصلاح سختی خمشی خارج صفحه دالها از طریق گزینههای m11، m22 و m12 و ضریب اصلاح سختی برشی خارج صفحه آنها از طریق گزینههای V13 و V23 معرفی میشود. علاوه بر این ضرایب، اثر کاهش سختی ناشی از ترکخوردگی نیز باید در نظر گرفته شود. متذکر میگردد، درصورتیکه این دالها در نرمافزار SAFE، با هدف انجام تحلیلهای ترکخوردگی و به منظور تعیین خیز، مدلسازی میشوند، صرفاً ضرایب تبدیل مقطع تو پُر به مقطع مجوف تعریف میگردد و نباید ضرایب ترکخوردگی، معرفی شوند.
در ساختمانهای حداکثر تا 3 طبقه و 10 متر ارتفاع که مطابق با بند 3-3-5-5 ویرایش چهارم استاندارد 2800، استفاده از دال تخت و قارچی بهعنوان قاب خمشی مجاز میباشد، لازم است ضریب اصلاح سختی خمشی خارج صفحه دال، از حاصلضرب ضریب ترکخوردگی در ضریب تبدیل ممان اینرسی مقطع تو پُر به مقطع مجوف، تعیین شود. ضریب اصلاح سختی خمشی دال، ناشی از ترکخوردگی، برابر با 0.25 میباشد که البته میتوان آن را بر مبنای جدول 9-6-2-ب نیز تعیین نمود. در خصوص ضریب اصلاح سختی برشی خارج صفحه دال، مبحث نهم ضریبی جهت کاهش سختی ناشی از ترکخوردگی معرفی نکرده است و لذا، صرفاً ضریب تبدیل مقطع تو پُر به مقطع مجوف، معرفی شود.
در مورد سایر ساختمانها که در آنها دال طبقات، عضو غیر باربر جانبی محسوب میشود، در حالتیکه با هدف طراحی اعضای باربر جانبی سیستم، از سختی و مشارکت دال صرفنظر میشود، لازم است ضریب مربوط به گزینههای m11، m22 و m12 ، مقدار کوچکی نظیر 0.10 معرفی شود. لیکن، زمانیکه قصد طراحی آرماتورهای دال (تحت بارهای ثقلی و نیروی قائم ناشی از زلزله) را داشته باشیم، لازم است ضرایب اصلاح سختی خمشی و برشی خارج صفحه دال، مشابه آنچه در مورد ساختمانهای حداکثر تا 3 طبقه و 10 متر بیان گردید، به دال تخصیص داده شود.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
سوال (25) : در سقف های متشکل از انواع دال های مجوف، آیا تیرهای با ارتفاع بیش از ضخامت سقف را میتوان همواره به عنوان یک تیر مستقل (عملکرد مجزا از دال ) محسوب نمود؟
پاسخ: مبحث نهم در این خصوص، بطور صریح ضابطهای ندارد. لذا پیشنهاد میگردد با توجه به مشخصات تیر، تصمیمگیری در این مورد، بر مبنای ضابطه بندهای 9-10-9-11-2 و 9-10-9-11-3 مبحث نهم، به شرح ذیل انجام شود.
درصورتیکه af1.l2/l1 تیر، حداقل برابر با یک باشد، برش مستقیماً از دال به ستونها وارد نمیشود. در این حالت میتوان تیر را بهعنوان یک عضو مستقل در نظر گرفت.
درصورتیکه af1.l2/l1 تیر، کوچکتر از یک باشد، بخشی از برش دال، بطور مستقیم به ستونها وارد میشود و تأثیر حضور تیر، بطور نسبی کاهش مییابد. در این حالت نمیتوان انتظار رفتار تیری کامل و مستقل را داشت.
بر این اساس و علیرغم آنکه معیار فوق، مربوط به بحث طراحی دالها میباشد، درصورتیکه طراح، قصد بهکارگیری تیرها و لحاظ نمودن مشارکت مستقل آنها در باربر جانبی را داشته باشد، مؤکداً توصیه میشود ابعاد تیرها را بهگونهای اختیار نماید که af1.l2/l1 آنها، حداقل برابر با یک باشد.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
پاسخ: مبحث نهم در این خصوص، بطور صریح ضابطهای ندارد. لذا پیشنهاد میگردد با توجه به مشخصات تیر، تصمیمگیری در این مورد، بر مبنای ضابطه بندهای 9-10-9-11-2 و 9-10-9-11-3 مبحث نهم، به شرح ذیل انجام شود.
درصورتیکه af1.l2/l1 تیر، حداقل برابر با یک باشد، برش مستقیماً از دال به ستونها وارد نمیشود. در این حالت میتوان تیر را بهعنوان یک عضو مستقل در نظر گرفت.
درصورتیکه af1.l2/l1 تیر، کوچکتر از یک باشد، بخشی از برش دال، بطور مستقیم به ستونها وارد میشود و تأثیر حضور تیر، بطور نسبی کاهش مییابد. در این حالت نمیتوان انتظار رفتار تیری کامل و مستقل را داشت.
بر این اساس و علیرغم آنکه معیار فوق، مربوط به بحث طراحی دالها میباشد، درصورتیکه طراح، قصد بهکارگیری تیرها و لحاظ نمودن مشارکت مستقل آنها در باربر جانبی را داشته باشد، مؤکداً توصیه میشود ابعاد تیرها را بهگونهای اختیار نماید که af1.l2/l1 آنها، حداقل برابر با یک باشد.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
سوال (26) : در سقف هایی که از انواع دال های مجوف باشند، ایا تیرهای هم ضخامت با سقف ( تیر مخفی ) را میتوان به عنوان یک تیر مستقل در نظر گرفت؟
پاسخ: خیر. با استناد به پرسش و پاسخ شماره 25، چنین تیرهایی، بخشی از دال محسوب گشته و عملاً نمیتوان از آنها انتظار رفتار مستقل تیری را داشت. لذا چنین تیرهایی در مدلسازی، نباید مدل شوند.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
پاسخ: خیر. با استناد به پرسش و پاسخ شماره 25، چنین تیرهایی، بخشی از دال محسوب گشته و عملاً نمیتوان از آنها انتظار رفتار مستقل تیری را داشت. لذا چنین تیرهایی در مدلسازی، نباید مدل شوند.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
Forwarded from Acivilengineer
کارگاه_آموزش_برنامه_نویسی_با_زبان_پایتون_سطح_1_–_مقدماتی_و_متوسطه.pdf
275.9 KB
کارگاه آموزش برنامه نویسی با زبان پایتون )سطح 1 – مقدماتی و متوسطه(.pdf
Forwarded from Acivilengineer
Forwarded from Acivilengineer
لینک گروه:
https://t.me/acivilengineer_ir
https://t.me/acivilengineer_ir
سوال(27) : در سقف هایی که از نوع دال مجوف و مشبک می باشند، آیا لازم است طراح، آرماتور حداقل دال را ضرفنظر از محاسبات نرم افزار، بررسی نماید؟
پاسخ:
دالهای مشبک: این دالها مطابق با ضابطه بند 9-10-8 بهعنوان دال دوطرفه محسوب میشوند. در این دالها درصورتیکه شرایط بندهای 9-10-8-1-2 تا 9-10-8-1-4 بطور توأم برقرار باشد، حداقل آرماتور خمشی بر طبق بند 9-10-7-1-2 برابر 0.0018Ag میباشد که لازم است بطور جداگانه برای آرماتورهای فوقانی و تحتانی تأمین گردد. لیکن درصورت عدم احراز شرایط هر یک از بندهای مذکور، دال مشبک، مشمول ضابطه بند 9-10-8-1-8 گردیده و باید بصورت دال و تیر در نظر گرفته شود. در این حالت، حداقل آرماتور خمشی باید بر اساس ضابطه مربوط به تیرها، مطابق بند 9-11-5-1-2 محاسبه شود.
درصورتیکه دال مشبک مورد نظر، مشمول رعایت حداقل آرماتور خمشی بر طبق بند 9-10-7-1-2 شده باشد لازم است ابتدا ضخامت و Ag معادل آن تعیین گردد. جهت محاسبه ضخامت معادل میتوان مشخصات مقطع دال مورد نظر را در نرمافزار ETABS از طریق دستور Slab Properties و با ماهیت Waffle تعریف نمود.
پاسخ:
دالهای مشبک: این دالها مطابق با ضابطه بند 9-10-8 بهعنوان دال دوطرفه محسوب میشوند. در این دالها درصورتیکه شرایط بندهای 9-10-8-1-2 تا 9-10-8-1-4 بطور توأم برقرار باشد، حداقل آرماتور خمشی بر طبق بند 9-10-7-1-2 برابر 0.0018Ag میباشد که لازم است بطور جداگانه برای آرماتورهای فوقانی و تحتانی تأمین گردد. لیکن درصورت عدم احراز شرایط هر یک از بندهای مذکور، دال مشبک، مشمول ضابطه بند 9-10-8-1-8 گردیده و باید بصورت دال و تیر در نظر گرفته شود. در این حالت، حداقل آرماتور خمشی باید بر اساس ضابطه مربوط به تیرها، مطابق بند 9-11-5-1-2 محاسبه شود.
درصورتیکه دال مشبک مورد نظر، مشمول رعایت حداقل آرماتور خمشی بر طبق بند 9-10-7-1-2 شده باشد لازم است ابتدا ضخامت و Ag معادل آن تعیین گردد. جهت محاسبه ضخامت معادل میتوان مشخصات مقطع دال مورد نظر را در نرمافزار ETABS از طریق دستور Slab Properties و با ماهیت Waffle تعریف نمود.
ادامه پاسخ سوال 27:
سپس مطابق تصویر زیر میتوان ضخامت معادل دال مذکور را در پنجره گزینه Notional Size Data مشاهده نمود. از حاصلضرب این ضخامت معادل در عرض واحد (100 سانتیمتر)، مقدار Ag معادل عرض واحد، محاسبه خواهد شد.بهجای استفاده از روش نرمافزاری فوق، ضخامت معادل دالهای مشبک را میتوان توسط رابطه زیر نیز تعیین نمود:
te=d-((S-t(w)^2)*h(w))/S^2
در رابطه فوق:
te : ضخامت معادل دال مشبک
d : ارتفاع کل مقطع
S : فاصله محور تا محور تیرچههای مجاور
tw : ضخامت متوسط جان هر تیرچه
hw : ارتفاع خالص جان هر تیرچه
سپس مطابق تصویر زیر میتوان ضخامت معادل دال مذکور را در پنجره گزینه Notional Size Data مشاهده نمود. از حاصلضرب این ضخامت معادل در عرض واحد (100 سانتیمتر)، مقدار Ag معادل عرض واحد، محاسبه خواهد شد.بهجای استفاده از روش نرمافزاری فوق، ضخامت معادل دالهای مشبک را میتوان توسط رابطه زیر نیز تعیین نمود:
te=d-((S-t(w)^2)*h(w))/S^2
در رابطه فوق:
te : ضخامت معادل دال مشبک
d : ارتفاع کل مقطع
S : فاصله محور تا محور تیرچههای مجاور
tw : ضخامت متوسط جان هر تیرچه
hw : ارتفاع خالص جان هر تیرچه
بهعنوان مثال، در یک دال مشبک با مشخصات مندرج در تصویر فوق، ضخامت معادل بصورت فوق محاسبه میشود.نرمافزار SAFE در نسخه 2016 خود، آرماتور حداقل دالهای مشبک را بر اساس مساحت جان و در نسخه 2014 برمبنای مساحت تیرچه T شکل محاسبه میکند که هیچکدام مطابق ضوابط مبحث نهم و البته ACI318 نمیباشند. لذا صرفنظر از آنکه محاسبه آرماتور خمشی حداقل، توسط نرم افزار انجام میشود، لازم است طراح، حداقل آرماتور خمشی دالهای مشبک را محاسبه و در طراحی منظور نماید.
دالهای مجوف: درصورتیکه عملکرد این دالها بصورت دوطرفه باشد و بهعنوان دال دوطرفه محسوب شوند، همانند دالها مشبک، مشمول رعایت حداقل آرماتور خمشی بر طبق بند 9-10-7-1-2، برابر با 0.0018Ag میباشند. در شرایط خاصی که به تشخیص طراح، دال بصورت یکطرفه عمل میکند نیازی به رعایت حداقل آرماتور خمشی در راستایی که لنگر ناچیز است، نمیباشد و صرفاً لازم است آرماتور حداقل حرارت و جمعشدگی، مطابق بند 9-19-4 رعایت گردد. در این حالت و در راستای مذکور میتوان نیمی از آرماتور حرارت و جمعشدگی را در وجه فوقانی و نیمه دیگر را در وجه تحتانی قرار داد.
دالهای مجوف: درصورتیکه عملکرد این دالها بصورت دوطرفه باشد و بهعنوان دال دوطرفه محسوب شوند، همانند دالها مشبک، مشمول رعایت حداقل آرماتور خمشی بر طبق بند 9-10-7-1-2، برابر با 0.0018Ag میباشند. در شرایط خاصی که به تشخیص طراح، دال بصورت یکطرفه عمل میکند نیازی به رعایت حداقل آرماتور خمشی در راستایی که لنگر ناچیز است، نمیباشد و صرفاً لازم است آرماتور حداقل حرارت و جمعشدگی، مطابق بند 9-19-4 رعایت گردد. در این حالت و در راستای مذکور میتوان نیمی از آرماتور حرارت و جمعشدگی را در وجه فوقانی و نیمه دیگر را در وجه تحتانی قرار داد.
متذکر میگردد شرط نسبت 2 به 1 ابعاد دهانههای دال که در اغلب کتب و مراجع بتن بهعنوان یک روش جهت تشخیص یک یا دوطرفه بودن دال پیشنهاد میشود، صراحت آییننامهای نداشته و الزاماً نمیتواند بهعنوان یک معیار قطعی جهت تشخیص نوع رفتار دال، مد نظر قرار گیرد. عوامل متعددی از جمله سختی نسبی دال و تیرها نیز میتواند در تعیین رفتار دال، تأثیرگذار باشد. از این رو توصیه میشود، در دالها همواره در هر دو امتداد دهانه دال، آرماتور خمشی حداقل بر طبق بند 9-10-7-1-2، برای هر دو آرماتور فوقانی و تحتانی رعایت گردد.
در دالهای مجوف نیز تعیین ضخامت و Ag معادل دال بر عهده طراح است که جزئیات آن در قالب مثال زیر بیان گردیده است.
در یک سقف دال مجوف، ابعاد قالبها 50 در 50 در 20، عرض تیرچهها برابر 10 و ضخامت بتن زیر و روی قالبها برابر 5 سانتیمتر میباشد. جهت محاسبه ضخامت معادل، ابتدا لازم است حجم بتن مصرفی در فضایی محصور به آکس تیرچه محاسبه شود. این حجم به قرار زیر است:
60*60*30-50*50*20=58000
از تقسیم این حجم، بر سطح محصور به آکس تیرچهها، ضخامت معادل به شرح زیر حاصل میگردد:
58000/(60*60)=16.11cm
از حاصلضرب این ضخامت معادل در عرض واحد (100 سانتیمتر)، مقدار Ag معادل عرض واحد، محاسبه خواهد شد.
در دالهای مجوف نیز تعیین ضخامت و Ag معادل دال بر عهده طراح است که جزئیات آن در قالب مثال زیر بیان گردیده است.
در یک سقف دال مجوف، ابعاد قالبها 50 در 50 در 20، عرض تیرچهها برابر 10 و ضخامت بتن زیر و روی قالبها برابر 5 سانتیمتر میباشد. جهت محاسبه ضخامت معادل، ابتدا لازم است حجم بتن مصرفی در فضایی محصور به آکس تیرچه محاسبه شود. این حجم به قرار زیر است:
60*60*30-50*50*20=58000
از تقسیم این حجم، بر سطح محصور به آکس تیرچهها، ضخامت معادل به شرح زیر حاصل میگردد:
58000/(60*60)=16.11cm
از حاصلضرب این ضخامت معادل در عرض واحد (100 سانتیمتر)، مقدار Ag معادل عرض واحد، محاسبه خواهد شد.
سوال (28): در تحلیل سازه های بتن آرمه در نرم افزار ٍEtabs، چه زمانی می توان از اثرات P-Delta صرفنظر نمود؟
پاسخ: مبحث نهم در بند 9-6-2-1-1، روشهای مجاز تحلیل را معرفی نموده است. در این بین و برای تحلیل سازه ساختمان، روش تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول و روش تحلیل الاستیک مرتبه دوم، بطور معمول، کاربرد بیشتری در نزد طراحان دارد. در روش تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول، به منظور لحاظ نمودن اثرات لاغری در اعضای تحت فشار و خمش، لنگر این اعضا حاصل از تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول سازه، در قالب روش تشدید لنگرها مطابق با ضوابط بندهای 9-6-5-4-3 و 9-6-5-4-4 افزایش داده میشود. تشدید لنگرها بر طبق ضوابط بند 9-6-5-4-4، با هدف لحاظ نمودن اثرات P-Δ میباشد. در تحلیل الاستیک مرتبه دوم، نیازی به تشدید لنگرها بر طبق بند 9-6-5-4-4 نبوده و مطابق با بند 9-6-5-4-4-2-پ، لنگرهای طراحی بطور مستقیم از تحلیل تعیین میشوند.
نرمافزار ETABS در طراحی ستونهای بتنی قادر نیست ضرایب تشدید لنگر مربوط به اثرات P-Δ، موضوع بند 9-6-5-4-4 را بطور خودکار محاسبه نماید. لذا در مواردیکه مطابق با ضوابط مبحث نهم، لحاظ نمودن اثرات P-Δ ضرورت داشته باشد لازم است با فعال نمودن تحلیل P-Δ در نرمافزار و انجام تحلیل مرتبه دوم، اثرات مذکور در نظر گرفته شود.
موارد معاف از اثر P-Δ بر طبق ضوابط مبحث نهم: مطابق بند 9-6-5-4-1-2 مبحث نهم، در صورتیکه شاخص پایداری، Q، در هر طبقه از 5 درصد بیشتر نباشد، میتوان ستونهای آن طبقه را مهار شده تلقی نمود و از اثر P-Δ در طراحی ستونهای آن طبقه صرفنظر کرد. همچنین صرفنظر از مقدار شاخص پایداری، درصورتیکه مطابق بند 9-6-2-2-1-الف مبحث نهم، ضریب لاغری ستونهای مهار نشده، K*Lu/R ، بیشتر از 22 نباشد میتوان از اثرات لاغری و P-Δ در همان ستونها صرفنظر نمود.
نرم افزار ETABS، ضریب طول موثر ستونهای بتنی را محاسبه نمیکند. لذا در صورتیکه طراح، قصد بررسی شرط K*Lu/R کوچکتر مساوی 22 را داشته باشد، باید این بررسی را برای هریک از ستونها به صورت دستی و خارج از محاسبات معمول نرمافزار انجام دهد. همچنین، به منظور بررسی شرط مربوط به شاخص پایداری، لازم است کنترل شاخص پایداری در کلیه ترکیبهای بارگذاری و در کلیه طبقات، در هر دو امتداد اصلی سازه انجام گردد. بدین ترتیب ممکن است ستونها در طبقهای و در امتدادی از سازه، مهار شده محسوب شوند و معاف از اثرات P-Δ باشند و در همان طبقه و امتداد دیگر سازه و یا در طبقهای دیگر، مشمول اثرات P-Δ شده باشند. همچنین برمبنای کنترل K*Lu/R کوچکتر مساوی 22 ممکن است در طبقهای و در امتدادی از سازه، ستونی معاف از P-Δ و ستون مجاورش در همان طبقه، مشمول اثر P-Δ شده باشد. با توجه به صعوبت و پیچیدگیهای بررسی شروط مذکور و تفکیک ستونهای مشمول و معاف از P-Δ و همچنین با هدف حصول نتایج واقعبینانهتر، پیشنهاد میگردد برای کلیه سازهها، همواره تحلیل P-Δ در نرمافزار انجام شود.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
پاسخ: مبحث نهم در بند 9-6-2-1-1، روشهای مجاز تحلیل را معرفی نموده است. در این بین و برای تحلیل سازه ساختمان، روش تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول و روش تحلیل الاستیک مرتبه دوم، بطور معمول، کاربرد بیشتری در نزد طراحان دارد. در روش تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول، به منظور لحاظ نمودن اثرات لاغری در اعضای تحت فشار و خمش، لنگر این اعضا حاصل از تحلیل خطی الاستیک مرتبه اول سازه، در قالب روش تشدید لنگرها مطابق با ضوابط بندهای 9-6-5-4-3 و 9-6-5-4-4 افزایش داده میشود. تشدید لنگرها بر طبق ضوابط بند 9-6-5-4-4، با هدف لحاظ نمودن اثرات P-Δ میباشد. در تحلیل الاستیک مرتبه دوم، نیازی به تشدید لنگرها بر طبق بند 9-6-5-4-4 نبوده و مطابق با بند 9-6-5-4-4-2-پ، لنگرهای طراحی بطور مستقیم از تحلیل تعیین میشوند.
نرمافزار ETABS در طراحی ستونهای بتنی قادر نیست ضرایب تشدید لنگر مربوط به اثرات P-Δ، موضوع بند 9-6-5-4-4 را بطور خودکار محاسبه نماید. لذا در مواردیکه مطابق با ضوابط مبحث نهم، لحاظ نمودن اثرات P-Δ ضرورت داشته باشد لازم است با فعال نمودن تحلیل P-Δ در نرمافزار و انجام تحلیل مرتبه دوم، اثرات مذکور در نظر گرفته شود.
موارد معاف از اثر P-Δ بر طبق ضوابط مبحث نهم: مطابق بند 9-6-5-4-1-2 مبحث نهم، در صورتیکه شاخص پایداری، Q، در هر طبقه از 5 درصد بیشتر نباشد، میتوان ستونهای آن طبقه را مهار شده تلقی نمود و از اثر P-Δ در طراحی ستونهای آن طبقه صرفنظر کرد. همچنین صرفنظر از مقدار شاخص پایداری، درصورتیکه مطابق بند 9-6-2-2-1-الف مبحث نهم، ضریب لاغری ستونهای مهار نشده، K*Lu/R ، بیشتر از 22 نباشد میتوان از اثرات لاغری و P-Δ در همان ستونها صرفنظر نمود.
نرم افزار ETABS، ضریب طول موثر ستونهای بتنی را محاسبه نمیکند. لذا در صورتیکه طراح، قصد بررسی شرط K*Lu/R کوچکتر مساوی 22 را داشته باشد، باید این بررسی را برای هریک از ستونها به صورت دستی و خارج از محاسبات معمول نرمافزار انجام دهد. همچنین، به منظور بررسی شرط مربوط به شاخص پایداری، لازم است کنترل شاخص پایداری در کلیه ترکیبهای بارگذاری و در کلیه طبقات، در هر دو امتداد اصلی سازه انجام گردد. بدین ترتیب ممکن است ستونها در طبقهای و در امتدادی از سازه، مهار شده محسوب شوند و معاف از اثرات P-Δ باشند و در همان طبقه و امتداد دیگر سازه و یا در طبقهای دیگر، مشمول اثرات P-Δ شده باشند. همچنین برمبنای کنترل K*Lu/R کوچکتر مساوی 22 ممکن است در طبقهای و در امتدادی از سازه، ستونی معاف از P-Δ و ستون مجاورش در همان طبقه، مشمول اثر P-Δ شده باشد. با توجه به صعوبت و پیچیدگیهای بررسی شروط مذکور و تفکیک ستونهای مشمول و معاف از P-Δ و همچنین با هدف حصول نتایج واقعبینانهتر، پیشنهاد میگردد برای کلیه سازهها، همواره تحلیل P-Δ در نرمافزار انجام شود.
https://iesc.bhrc.ac.ir/faq
سلام
همکارانی که با سازه های چوبی آشنا هستند و تمایل به همکاری تمام وقت دارند لطفا برای من رزومه ارسال نمایند
@mmbidhendi
همکارانی که با سازه های چوبی آشنا هستند و تمایل به همکاری تمام وقت دارند لطفا برای من رزومه ارسال نمایند
@mmbidhendi
Forwarded from Mostafa Moradi B.