Forwarded from استراتژی قیام
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from استراتژی قیام
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹گواهی اضداد
✅13سال پیش در سالگرد 30خرداد در سال1375، در همین رابطه من قسمتهایی از كتابی به نام «مجاهدین ایران» را قرائت كردم كه در آمریكا منتشر شده و نویسنده آن در زمره اضداد شناختهشده مجاهدین است.
امروز هم برای یادآوری وثبت در سینه تاریخ، درباره وقایع آن روزگار ترجیح میدهم كه از همان كتاب استفاده كنم. نوشته است:
«مجاهدین پیوسته بهخط عدم درگیری خود با رژیم ادامه میدادند، درحالیكه مراكز و دفاترشان در شهرهای مختلف پیوسته در معرض اشغال و تهاجم بود و “آنها حتی سعی كردند مركز مجاهدین را در تهران اشغال كنند“ ولی بهدلیل حمایتهای مردمی مجاهدین، موفق نشدند.
- «حزباللهیها، بدون شك با تحریك از سوی حزب جمهوری، جنگ علیه مجاهدین را بهراه انداختند. آنها به دفاتر مجاهدین، چاپخانه آنها، بسیج انتخاباتی آنها در شهرهای تهران، رشت، گرگان، همدان، میانه، مشهد، شیراز، اصفهان، كرمانشاه، خمین، ملایر و قائمشهر حملهكردند. این حملهها منجر به سهكشته و هزار زخمی شد. حمله به تظاهرات تهران، كه 200هزار نفر در آن شركتكرده بودند، منجر به مجروحشدن شدید 23هوادار سازمان گردید.
رژیم تنها به تبلیغات بسنده نكرد و اهرمهای دیگر را نیز مورد استفاده قرارداد. دادستان كل در روز 11آبان59، نشریه مجاهد را بهجرم دروغپراكنی ممنوع كرد. نشریه آنها تا اواسط آذرماه، زمانی كه سازمان یك چاپخانه زیرزمینی تأسیس نمود، بهطورمرتب منتشر میشد. كمیتههای محلی تلاش كردند كه رهبران مجاهدین را دستگیر كنند. اكثر آنها مخفی شده بودند، اما بسیاری از هواداران و كادرها، بازداشت شده و بعداز خرداد60 اعدام شدند. پاسداران دفاتر مجاهدین را بسته و تظاهرات آنان را با آتشگشودن به سمت جمعیت و دستگیریهای گسترده مختل ساختند» و «از آن گذشته، حزبالله، بهاحتمال قوی بهدستور حزب جمهوری اسلامی، یك موج ترور را شروع كرد. آنها روزنامهفروشهایی كه نشریه مجاهد را میفروختند بهگلوله بستند، افرادی را كه مظنون بههواداری از مجاهدین بودند كتك میزدند، خانهها را با بمب مورد حمله قرارمیدادند (از جمله خانه خانواده رضایی)، به دفاتر انجمنهای دانشجویان مسلمان حمله میكردند، كنفرانسها را بههم میزدند، بهخصوص كنفرانس اتحادیههای كارگری، و بهطور فیزیكی به جلسهها حمله میكردند و فریاد میزدند “منافقین بدتر از كفار هستند“. تا 30خرداد60، این حملههای حزباللهیها به همراه تیراندازیهای پاسداران، منجر به كشته شدن 71تن از مجاهدین شده بود.
در 7اردیبهشت60، مجاهدین یك تظاهرات بزرگ ترتیب دادند كه نسبت به بستن روزنامه بنیصدر و شهادت 4تن از تظاهركنندگان در قائمشهر اعتراض كنند. در این راهپیمایی كه بیشاز 150هزار نفر در آن شركت داشتند، پلاكاردهایی كه خواستار اجرای عدالت در مورد قاتلان قربانیان قائمشهر میشد، را حمل میكردند [منظور 4 شهید تظاهرات قائمشهر است]رژیم بهروشنی در حال از دست دادن كنترل در خیابانها بود. روز بعد، دادستان كل هرگونه تظاهرات آتی از جانب مجاهدین را ممنوع كرد». سپس «مجاهدین در یك نامه سرگشاده به آیتالله خمینی، شكایتهای قبلی خود را تكرار كردند، كسانی را كه بهوسیله حزبالله كشته شده بودند، لیست كردند، به این نكته اشاره كردند كه حتی یكی از قاتلان در مقابل عدالت قرار نگرفته است و اخطار كردند كه اگر همه راههای مسالمتآمیز بسته شود، آنها هیچ راهی ندارند، جز این كه به جنگ مسلحانه بازگردند».
اینها نوشته و گواهی كسی است كه بههیچوجه دل خوشی از مجاهدین نداشته و ضدیتهای بسیار هم ورزیده است.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹گواهی اضداد
✅13سال پیش در سالگرد 30خرداد در سال1375، در همین رابطه من قسمتهایی از كتابی به نام «مجاهدین ایران» را قرائت كردم كه در آمریكا منتشر شده و نویسنده آن در زمره اضداد شناختهشده مجاهدین است.
امروز هم برای یادآوری وثبت در سینه تاریخ، درباره وقایع آن روزگار ترجیح میدهم كه از همان كتاب استفاده كنم. نوشته است:
«مجاهدین پیوسته بهخط عدم درگیری خود با رژیم ادامه میدادند، درحالیكه مراكز و دفاترشان در شهرهای مختلف پیوسته در معرض اشغال و تهاجم بود و “آنها حتی سعی كردند مركز مجاهدین را در تهران اشغال كنند“ ولی بهدلیل حمایتهای مردمی مجاهدین، موفق نشدند.
- «حزباللهیها، بدون شك با تحریك از سوی حزب جمهوری، جنگ علیه مجاهدین را بهراه انداختند. آنها به دفاتر مجاهدین، چاپخانه آنها، بسیج انتخاباتی آنها در شهرهای تهران، رشت، گرگان، همدان، میانه، مشهد، شیراز، اصفهان، كرمانشاه، خمین، ملایر و قائمشهر حملهكردند. این حملهها منجر به سهكشته و هزار زخمی شد. حمله به تظاهرات تهران، كه 200هزار نفر در آن شركتكرده بودند، منجر به مجروحشدن شدید 23هوادار سازمان گردید.
رژیم تنها به تبلیغات بسنده نكرد و اهرمهای دیگر را نیز مورد استفاده قرارداد. دادستان كل در روز 11آبان59، نشریه مجاهد را بهجرم دروغپراكنی ممنوع كرد. نشریه آنها تا اواسط آذرماه، زمانی كه سازمان یك چاپخانه زیرزمینی تأسیس نمود، بهطورمرتب منتشر میشد. كمیتههای محلی تلاش كردند كه رهبران مجاهدین را دستگیر كنند. اكثر آنها مخفی شده بودند، اما بسیاری از هواداران و كادرها، بازداشت شده و بعداز خرداد60 اعدام شدند. پاسداران دفاتر مجاهدین را بسته و تظاهرات آنان را با آتشگشودن به سمت جمعیت و دستگیریهای گسترده مختل ساختند» و «از آن گذشته، حزبالله، بهاحتمال قوی بهدستور حزب جمهوری اسلامی، یك موج ترور را شروع كرد. آنها روزنامهفروشهایی كه نشریه مجاهد را میفروختند بهگلوله بستند، افرادی را كه مظنون بههواداری از مجاهدین بودند كتك میزدند، خانهها را با بمب مورد حمله قرارمیدادند (از جمله خانه خانواده رضایی)، به دفاتر انجمنهای دانشجویان مسلمان حمله میكردند، كنفرانسها را بههم میزدند، بهخصوص كنفرانس اتحادیههای كارگری، و بهطور فیزیكی به جلسهها حمله میكردند و فریاد میزدند “منافقین بدتر از كفار هستند“. تا 30خرداد60، این حملههای حزباللهیها به همراه تیراندازیهای پاسداران، منجر به كشته شدن 71تن از مجاهدین شده بود.
در 7اردیبهشت60، مجاهدین یك تظاهرات بزرگ ترتیب دادند كه نسبت به بستن روزنامه بنیصدر و شهادت 4تن از تظاهركنندگان در قائمشهر اعتراض كنند. در این راهپیمایی كه بیشاز 150هزار نفر در آن شركت داشتند، پلاكاردهایی كه خواستار اجرای عدالت در مورد قاتلان قربانیان قائمشهر میشد، را حمل میكردند [منظور 4 شهید تظاهرات قائمشهر است]رژیم بهروشنی در حال از دست دادن كنترل در خیابانها بود. روز بعد، دادستان كل هرگونه تظاهرات آتی از جانب مجاهدین را ممنوع كرد». سپس «مجاهدین در یك نامه سرگشاده به آیتالله خمینی، شكایتهای قبلی خود را تكرار كردند، كسانی را كه بهوسیله حزبالله كشته شده بودند، لیست كردند، به این نكته اشاره كردند كه حتی یكی از قاتلان در مقابل عدالت قرار نگرفته است و اخطار كردند كه اگر همه راههای مسالمتآمیز بسته شود، آنها هیچ راهی ندارند، جز این كه به جنگ مسلحانه بازگردند».
اینها نوشته و گواهی كسی است كه بههیچوجه دل خوشی از مجاهدین نداشته و ضدیتهای بسیار هم ورزیده است.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
Forwarded from استراتژی قیام
Audio
Forwarded from استراتژی قیام
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹تظاهرات مادران و آخرین اخطار خمینی
✅بعد از تظاهرات 150هزار نفری مادران در تهران در 7اردیبهشت سال60، خمینی در 10اردیبهشت به صحنه آمد و ما را به تعیین «تكلیف نهایی» تهدید كرد و گفت «اسلحه را زمین بگذارید و از این شیطنتها دستبردارید و بهآغوش ملت برگردید».
ما هم آخرین اتمامحجت را به عملآوردیم و در 12اردیبهشت یك نامه سرگشاده خطاب به «مقام رهبری كشور جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیتالله خمینی!» به او نوشتیم، اینطور كه برمیآید، روزی را كه رسماًبه مقابله با ما تكلیف نمایید دور نیست و«شما در هر موقعیتی كه مقتضی بدانید آن را مقرر خواهید فرمود. لاكن ما باز هم بهعنوان انقلابیون یكتاپرست به عرض میرسانیم كه بههیچوجه تا آنجا كه به ما مربوط است از جنگ و دعوا و اختلافهای داخلی استقبال نكرده و نمیكنیم و تا آنجا كه انضباط آهنین تشكیلاتی ما كشش داشته باشد تلاش خواهیم نمود كه همچون گذشته ولو به بهای جان خواهران و برادرانمان تا وقتی كه راههای مسالمتآمیز ابراز عقیده و فعالیت انقلابی مطلقاً مسدود نشده و بهاصطلاح حجت تمام نگردیده است از عكسالعملهای خشونتبار و قهرآمیز بپرهیزیم».
در همین نامه نوشتیم كه به قانون اساسی شما(ولایت فقیه) رای ندادهایم، اما به آن التزام داریم، وانگهی خود شما سال60 را سال قانون و عطوفت و برادری اعلام كردهاید، چرا از آزادیها خبری نیست و كمترین تقاضای كارگر و دهقان ایرانی با خانهخرابی و گلوله و حتی مثل كردستان با بمباران و محاصره اقتصادی مواجه میشود؟
نوشتیم كه چه در مورد ما و چه در مورد هركس كه مختصر مخالفتی با انحصارطلبی بكند، بیدریغ به اینكه عامل آمریكا یا عامل عراق است متهم میشود؛ نوشتیم كه زندانها انباشته از مجاهدین است و شكنجه و كشتار آنان بیامان ادامه دارد؛ نوشتیم كه تجار وابسته بهرژیم در شرایطی كه گرانی و بیكاری بیداد میكند، بالاترین سود تاریخ بازار ایران به مبلغ 120میلیارد تومان(بیش از 13میلیارد دلار به نرخ روز) را بالاكشیدهاند؛ نوشتیم كه خودتان به كردستان لشكر و سپاه برده و سركوب میكنید و بعد مجاهدین را به تأسیس جمهوری دیگری در لاهیجان و گیلان متهم میكنید.
همچنین نوشتیم كه حضرت آیتالله، حتی خدیو مصر هم وقتی دید كه پیراهن یوسف از جلو پاره نیست، قلباً به بیگناهی او قانع شد، اما چگونه است كه در دوسال گذشته همیشه كشتهها از مجاهدینند ولی باز این خود ما هستیم كه متهم به تحریك و حادثهسازی میشویم؟ بگذریم كه قاضیالقضات شما ـبهشتیـ حتی به شهادت رساندن خواهران و برادرانمان را هم در منتهای وقاحت به خود ما نسبت میدهد و لابد مسئول بمب هم خود ما هستیم!
«از این حیث در برابر تكلیفی كه گوشزد فرمودید، چهچارهیی جز نوشتن و تقدیم وصیتنامهها باقی میماند؟ كمااینكه امروز اوضاع بهجایی رسیده كه خواهران و برادران نوجوان ما نیز حتی برای فروش یك نشریه، ابتدا وصیتنامهها را مینویسند و آنگاه میروند».
در پایان هم از او خواستیم برای بیان مواضع و تشریح اوضاع و شكایات و اثبات حرفهایمان به دیدنش برویم، با این امید كه زندگانی مسالمتآمیز هرچه بیشتر ادامه یابد و تشنجی در كار نباشد.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹تظاهرات مادران و آخرین اخطار خمینی
✅بعد از تظاهرات 150هزار نفری مادران در تهران در 7اردیبهشت سال60، خمینی در 10اردیبهشت به صحنه آمد و ما را به تعیین «تكلیف نهایی» تهدید كرد و گفت «اسلحه را زمین بگذارید و از این شیطنتها دستبردارید و بهآغوش ملت برگردید».
ما هم آخرین اتمامحجت را به عملآوردیم و در 12اردیبهشت یك نامه سرگشاده خطاب به «مقام رهبری كشور جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیتالله خمینی!» به او نوشتیم، اینطور كه برمیآید، روزی را كه رسماًبه مقابله با ما تكلیف نمایید دور نیست و«شما در هر موقعیتی كه مقتضی بدانید آن را مقرر خواهید فرمود. لاكن ما باز هم بهعنوان انقلابیون یكتاپرست به عرض میرسانیم كه بههیچوجه تا آنجا كه به ما مربوط است از جنگ و دعوا و اختلافهای داخلی استقبال نكرده و نمیكنیم و تا آنجا كه انضباط آهنین تشكیلاتی ما كشش داشته باشد تلاش خواهیم نمود كه همچون گذشته ولو به بهای جان خواهران و برادرانمان تا وقتی كه راههای مسالمتآمیز ابراز عقیده و فعالیت انقلابی مطلقاً مسدود نشده و بهاصطلاح حجت تمام نگردیده است از عكسالعملهای خشونتبار و قهرآمیز بپرهیزیم».
در همین نامه نوشتیم كه به قانون اساسی شما(ولایت فقیه) رای ندادهایم، اما به آن التزام داریم، وانگهی خود شما سال60 را سال قانون و عطوفت و برادری اعلام كردهاید، چرا از آزادیها خبری نیست و كمترین تقاضای كارگر و دهقان ایرانی با خانهخرابی و گلوله و حتی مثل كردستان با بمباران و محاصره اقتصادی مواجه میشود؟
نوشتیم كه چه در مورد ما و چه در مورد هركس كه مختصر مخالفتی با انحصارطلبی بكند، بیدریغ به اینكه عامل آمریكا یا عامل عراق است متهم میشود؛ نوشتیم كه زندانها انباشته از مجاهدین است و شكنجه و كشتار آنان بیامان ادامه دارد؛ نوشتیم كه تجار وابسته بهرژیم در شرایطی كه گرانی و بیكاری بیداد میكند، بالاترین سود تاریخ بازار ایران به مبلغ 120میلیارد تومان(بیش از 13میلیارد دلار به نرخ روز) را بالاكشیدهاند؛ نوشتیم كه خودتان به كردستان لشكر و سپاه برده و سركوب میكنید و بعد مجاهدین را به تأسیس جمهوری دیگری در لاهیجان و گیلان متهم میكنید.
همچنین نوشتیم كه حضرت آیتالله، حتی خدیو مصر هم وقتی دید كه پیراهن یوسف از جلو پاره نیست، قلباً به بیگناهی او قانع شد، اما چگونه است كه در دوسال گذشته همیشه كشتهها از مجاهدینند ولی باز این خود ما هستیم كه متهم به تحریك و حادثهسازی میشویم؟ بگذریم كه قاضیالقضات شما ـبهشتیـ حتی به شهادت رساندن خواهران و برادرانمان را هم در منتهای وقاحت به خود ما نسبت میدهد و لابد مسئول بمب هم خود ما هستیم!
«از این حیث در برابر تكلیفی كه گوشزد فرمودید، چهچارهیی جز نوشتن و تقدیم وصیتنامهها باقی میماند؟ كمااینكه امروز اوضاع بهجایی رسیده كه خواهران و برادران نوجوان ما نیز حتی برای فروش یك نشریه، ابتدا وصیتنامهها را مینویسند و آنگاه میروند».
در پایان هم از او خواستیم برای بیان مواضع و تشریح اوضاع و شكایات و اثبات حرفهایمان به دیدنش برویم، با این امید كه زندگانی مسالمتآمیز هرچه بیشتر ادامه یابد و تشنجی در كار نباشد.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
Forwarded from استراتژی قیام
Forwarded from استراتژی قیام
Forwarded from استراتژی قیام
Forwarded from استراتژی قیام
Audio
Forwarded from استراتژی قیام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استراتژی قیام و سرنگونی
@Strategy_gh
@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹قیام 30خرداد
✅چندروز بعد خمینی مجدداً به صحنه آمد و با تهدید و خط ونشانكشیدن بیشتر گفت كه لازم نیست به دیدن من بیایید، من خدمت میرسم!
سپس توقیف الباقی روزنامهها و عزل رئیسجمهور رژیم، كه مورد حمایت مجاهدین بود، صورت گرفت و رژیم بهصورت خلص، یكپایه و ارتجاعی گردید. خمینی حاكمیت ارتجاعی مطلقه خود را به تمام و كمال مستقر كرد و دیگر هرگونه امید برای اصلاحپذیری رژیمش همراه با آخرین قطرههای آزادیهای سیاسی، بیشكاف و علیالاطلاق از بین رفت.
در آستانه 30خرداد، علاوه بر آن همه شهید، ما بدون اینكه حتی یك گلوله شلیك كردهباشیم، چندهزار زندانی شلاقخورده داشتیم. در نمایشهای جمعه، در رادیو و تلویزیون و مطبوعات رژیم، در مجلس ارتجاع و حتی در جلسات هیأت دولت و در سخنرانیهای خمینی در جماران، همه میدیدند و میشنیدند كه شعار اصلی مرگ بر مجاهدین بود.
خمینی میگفت خودشان خودشان را شكنجه میكنند و رسانههای او بهصورت شبانهروزی از هیچ لجنپراكنی به ما فروگذار نمیكردند. آنها از فساد درونی مجاهدین، وضعیت زنان و مردانشان و از وابستگیشان در آنواحد به آمریكا، شوروی، اسرائیل و عراق، داستانها بههم میبافتند.
بگذارید روز 30خرداد را ـ بازهم از همان كتاب كه گفتمـ بخوانم: «در روز 30خرداد، جمعیت زیادی در بسیاری از شهرها ظاهر شد، بهخصوص در تهران، تبریز، رشت، آمل، قائمشهر، گرگان، بابلسر، زنجان، كرج، اراك، اصفهان، بیرجند، اهواز و كرمان. در تظاهرات تهران بیشاز 500هزار نفر مصمم شركتكرده بودند. اخطار علیه تظاهرات بهطور مستمر از شبكه رادیو و تلویزیون پخش میشد. حامیان دولت به مردم توصیه میكردند كه در خانههایشان بمانند. بهعنوان مثال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از جوانان خواست كه جان خود را بهخاطر لیبرالیسم و كاپیتالیسم ازدست ندهند. آخوندهای عالیرتبه اعلام كردند كه تظاهركنندگان بدون توجه به سنشان به عنوان “محارب با خدا“ محسوب میشوند و درنتیجه در همان محل اعدام میشوند. حزباللهیها مسلح شده و با كامیونها آورده شده بودند تا خیابانهای اصلی را ببندند. به پاسداران دستور شلیك داده شده بود. تنها در محدوده دانشگاه تهران 50تن كشته، 200تن زخمی و 1000نفر دستگیر شدند. این فراتر از همه درگیریهای انقلاب اسلامی بود. مسئول زندان اوین(لاجوردی) با خوشحالی اعلام كرد كه جوخههای اعدام 23تظاهركننده، ازجمله چند دختر نوجوان، را اعدام كردهاند. دوران ترور آغاز شده بود»(از همان كتاب).
بله، این هم از «سال قانون و برادری و عطوفت» در قاموس خمینی!
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹قیام 30خرداد
✅چندروز بعد خمینی مجدداً به صحنه آمد و با تهدید و خط ونشانكشیدن بیشتر گفت كه لازم نیست به دیدن من بیایید، من خدمت میرسم!
سپس توقیف الباقی روزنامهها و عزل رئیسجمهور رژیم، كه مورد حمایت مجاهدین بود، صورت گرفت و رژیم بهصورت خلص، یكپایه و ارتجاعی گردید. خمینی حاكمیت ارتجاعی مطلقه خود را به تمام و كمال مستقر كرد و دیگر هرگونه امید برای اصلاحپذیری رژیمش همراه با آخرین قطرههای آزادیهای سیاسی، بیشكاف و علیالاطلاق از بین رفت.
در آستانه 30خرداد، علاوه بر آن همه شهید، ما بدون اینكه حتی یك گلوله شلیك كردهباشیم، چندهزار زندانی شلاقخورده داشتیم. در نمایشهای جمعه، در رادیو و تلویزیون و مطبوعات رژیم، در مجلس ارتجاع و حتی در جلسات هیأت دولت و در سخنرانیهای خمینی در جماران، همه میدیدند و میشنیدند كه شعار اصلی مرگ بر مجاهدین بود.
خمینی میگفت خودشان خودشان را شكنجه میكنند و رسانههای او بهصورت شبانهروزی از هیچ لجنپراكنی به ما فروگذار نمیكردند. آنها از فساد درونی مجاهدین، وضعیت زنان و مردانشان و از وابستگیشان در آنواحد به آمریكا، شوروی، اسرائیل و عراق، داستانها بههم میبافتند.
بگذارید روز 30خرداد را ـ بازهم از همان كتاب كه گفتمـ بخوانم: «در روز 30خرداد، جمعیت زیادی در بسیاری از شهرها ظاهر شد، بهخصوص در تهران، تبریز، رشت، آمل، قائمشهر، گرگان، بابلسر، زنجان، كرج، اراك، اصفهان، بیرجند، اهواز و كرمان. در تظاهرات تهران بیشاز 500هزار نفر مصمم شركتكرده بودند. اخطار علیه تظاهرات بهطور مستمر از شبكه رادیو و تلویزیون پخش میشد. حامیان دولت به مردم توصیه میكردند كه در خانههایشان بمانند. بهعنوان مثال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از جوانان خواست كه جان خود را بهخاطر لیبرالیسم و كاپیتالیسم ازدست ندهند. آخوندهای عالیرتبه اعلام كردند كه تظاهركنندگان بدون توجه به سنشان به عنوان “محارب با خدا“ محسوب میشوند و درنتیجه در همان محل اعدام میشوند. حزباللهیها مسلح شده و با كامیونها آورده شده بودند تا خیابانهای اصلی را ببندند. به پاسداران دستور شلیك داده شده بود. تنها در محدوده دانشگاه تهران 50تن كشته، 200تن زخمی و 1000نفر دستگیر شدند. این فراتر از همه درگیریهای انقلاب اسلامی بود. مسئول زندان اوین(لاجوردی) با خوشحالی اعلام كرد كه جوخههای اعدام 23تظاهركننده، ازجمله چند دختر نوجوان، را اعدام كردهاند. دوران ترور آغاز شده بود»(از همان كتاب).
بله، این هم از «سال قانون و برادری و عطوفت» در قاموس خمینی!
@Strategy_gh
✅در سرفصل 30خرداد سال1360 زمان تصمیمگیری قطعی فرارسیده بود. در برابر ارتجاع مهیب و قهاری كه میرفت خود را یكپارچه و یكپایه كند و سلطنت مطلقه فقیه را مستقر سازد، دیگر جای مانور و تحرك سیاسی باقی نمانده بود. یا باید تسلیم میشدیم و به «حیات خفیف و خائنانه» رضا میدادیم و مانند حزب توده در كودتای 28مرداد، بهمسئولیتمان پشت میكردیم و در تاریخ ایران نفرین میشدیم، یا میباید دست از همهچیز میشستیم و، ولو با سنگینترین بهای خونین و با الهام از سیدالشهدا حسینبن علی(ع) ـ بهطرزی عاشوراگونه از شرف خود و خلق در زنجیرمان نگاهبانی میكردیم و سرفراز میماندیم، و ما این راه را برگزیدیم. هیهات مناالذله!
از آن پس، 30خرداد، با همه درخشش و سرخفامیاش، حدفاصلی شد و شاخصی برای دموكراسی و دیكتاتوری و سرمشقی برای آنچه باید كرد. البته اضداد مقاومت ایران، همه وادادگان و وارفتگان و كسانی كه در ابتدا یا انتهای حرفهایشان، دیكتاتوری دینی را بر این مقاومت ترجیح میدهند و این مقاومت را بهسود آخوندهای خونآشام تخطئه میكنند، كماكان حق! دارند از 30خرداد الگویی برای آنچه هرگز نباید كرد ترسیم و تصویر كنند، اما مردم و تاریخ ایران قضاوت خود را دارند.
فكر میكنم پس از 28سال، قیام 30خرداد 1388 و سلسله زنجیر خیزشهایی كه تا قیام عاشورا در 6دیماه 1388 یك نقطه عطف تاریخی را تصویر كرد، از همین قضاوت نشان دارد.
یكبار به خمینی و دربار آخوندی هشدار دادم كار را به آنجا نرسانند كه مجبور شویم مشت را با مشت و گلوله را با گلوله جواب بدهیم.
سالها بعد سركردگان رژیم در این باره بسیاری نكات گفتند كه من فقط سه نمونه را نقل میكنم اما مسئولیت حرفها و برچسب تروریستی آنها را بهخودشان وامیگذارم:
ـ موسوی تبریزی دادستان خون آشام خمینی گفت:
«در همان شهریور سال60 كه من پس از شهید قدوسی در سمت دادستانی انقلاب قرارگرفتم 640 نفر تنها در تهران به دست منافقان ترور شدند»(خبرگزاری ایسنا).
ـ رئیس اداره بدنام اطلاعات رژیم در بروجرد در مورد وقایع بعد از 30خرداد سال1360 در این شهر اعلام كرد:
«در سال1359 به دلیل فضای مساعد سیاسی بروجرد، مركزیت تشكیلات منافقین از لرستان و همدان به بروجرد منتقل شد. اعضای این گروهك توانسته بودند در آن زمان عدهیی از جوانان را اغفال كنند و بیش از 229 اقدام نظامی… از آنها گزارش شده بود. وی افزود: شهرستان بروجرد ازجمله شهرهایی است كه بیشتر دانشآموزان و دانشجویان آن چادری هستند»(خبرگزاری رسمی رژیم- 3آذر1379).
ـ یكبار هم در همین اواخر، سفیر رژیم در عراق(پاسدار كاظمی قمی) گفت:
«در مقاطعی در كشور در یك روز نزدیك به 200ترور داشتیم و ایران توانست چنین فضاهایی را كنترل كند»(خبرگزاری ایسنا- 10/2/85).
@Strategy_gh
از آن پس، 30خرداد، با همه درخشش و سرخفامیاش، حدفاصلی شد و شاخصی برای دموكراسی و دیكتاتوری و سرمشقی برای آنچه باید كرد. البته اضداد مقاومت ایران، همه وادادگان و وارفتگان و كسانی كه در ابتدا یا انتهای حرفهایشان، دیكتاتوری دینی را بر این مقاومت ترجیح میدهند و این مقاومت را بهسود آخوندهای خونآشام تخطئه میكنند، كماكان حق! دارند از 30خرداد الگویی برای آنچه هرگز نباید كرد ترسیم و تصویر كنند، اما مردم و تاریخ ایران قضاوت خود را دارند.
فكر میكنم پس از 28سال، قیام 30خرداد 1388 و سلسله زنجیر خیزشهایی كه تا قیام عاشورا در 6دیماه 1388 یك نقطه عطف تاریخی را تصویر كرد، از همین قضاوت نشان دارد.
یكبار به خمینی و دربار آخوندی هشدار دادم كار را به آنجا نرسانند كه مجبور شویم مشت را با مشت و گلوله را با گلوله جواب بدهیم.
سالها بعد سركردگان رژیم در این باره بسیاری نكات گفتند كه من فقط سه نمونه را نقل میكنم اما مسئولیت حرفها و برچسب تروریستی آنها را بهخودشان وامیگذارم:
ـ موسوی تبریزی دادستان خون آشام خمینی گفت:
«در همان شهریور سال60 كه من پس از شهید قدوسی در سمت دادستانی انقلاب قرارگرفتم 640 نفر تنها در تهران به دست منافقان ترور شدند»(خبرگزاری ایسنا).
ـ رئیس اداره بدنام اطلاعات رژیم در بروجرد در مورد وقایع بعد از 30خرداد سال1360 در این شهر اعلام كرد:
«در سال1359 به دلیل فضای مساعد سیاسی بروجرد، مركزیت تشكیلات منافقین از لرستان و همدان به بروجرد منتقل شد. اعضای این گروهك توانسته بودند در آن زمان عدهیی از جوانان را اغفال كنند و بیش از 229 اقدام نظامی… از آنها گزارش شده بود. وی افزود: شهرستان بروجرد ازجمله شهرهایی است كه بیشتر دانشآموزان و دانشجویان آن چادری هستند»(خبرگزاری رسمی رژیم- 3آذر1379).
ـ یكبار هم در همین اواخر، سفیر رژیم در عراق(پاسدار كاظمی قمی) گفت:
«در مقاطعی در كشور در یك روز نزدیك به 200ترور داشتیم و ایران توانست چنین فضاهایی را كنترل كند»(خبرگزاری ایسنا- 10/2/85).
@Strategy_gh