Forwarded from استراتژی قیام
Audio
Forwarded from استراتژی قیام
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹۵۰۰هزار میلیشیا و تعطیل دفاتر در 250نقطه
چكیده حرف خمینی كه بعداً هم صدها و هزاران بار توسط سران و سردمداران و دژخیمان و مزدوران رژیم و حكام شرع و دادستانهای ارتجاع و رؤسای قوه قضاییه او تكرار شد این بود كه مجاهدین بدتر از كفار و دشمن اصلی این رژیم هستند. بهعنوان مثال رئیس دادگاه ارتجاع در شهر بم هنوز یكماه از حرفهای خمینی نگذشته، رسماًًًًًًًًً در 2مرداد59 نوشت و مهر كرد كه:
«مجاهدین خلق به فرمان امام خمینی مرتدین و از كفار بدترند. هیچگونه احترام مالی ندارند، بلكه حیاتی هم ندارند. لذا دادگاه انقلاب اسلامی به شكایت دروغی آنها وقعی نگذارد».
بنگرید كه این یك مقام قضایی رژیم آخوندهاست كه نزدیك به 30سال پیش، بدون اینكه مجاهدین كمترین خشونت و یا حتی یك شلیك كردهباشند، میگوید بهفرمان خمینی مجاهدین حرمت حیات هم ندارند.
دژخیم مزبوركه آخوندی به نام علامه بود این را در جواب شكواییه یك كتابفروش هوادار مجاهدین در شهر بم مینویسد كه مزدوران ارتجاع به كتابفروشی او حمله نموده و آن را تبدیل به ویرانه كردهاند. حتی تعداد زیادی قرآن را هم پاره نموده و پولهای آن را هم به غارت برده بودند. این در شرایطی بود كه بهگفته سردمداران و سركردگان و ایادی رژیم مجاهدین در سراسر ایران حدود 500هزار میلیشیا داشتند.
آقامحمدی رئیس ستاد تروریستی نصر كه مسئول امور عراق در دفتر خامنهای و سپس معاون سیاسی رادیو و تلویزیون رژیم بود یكبار گفت:
«در اوایل انقلاب شاید حدود 500هزار میلیشیا گروههای تروریستی در كشور سامان داده بودند»(تلویزیون رژیم 25/12/78).
و این هم روزنامه عصر آزادگان به تاریخ 14دی1378 به قلم اكبر گنجی كه نوشته بود:
«گروههایی بود كه رهبری استثنایی و كاریزمایی امام خمینی را قبول كرده بودند. جبهه دوم متشكل از شخصیتها و گروههای سیاسی بود كه با رهبری امام در دوران تأسیس دولت مسأله داشتند…
دسته دوم شامل گروههای مسلحی بود كه با اصل انقلاب و شكلگیری جمهوری اسلامی مسأله داشتند… فرقه رجوی در رأس این سازمانهای تروریستی قرار داشت… و با پشتیبانی پانصدهزار میلیشیا (شبه نظامیان) كه در سراسر ایران سازماندهی كردهبودند، میتوانند هسته اصلی نیروهای جبهه اول را كه در حول و حوش امام قراردارند، قلع و قمع كرده و جمهوری خلقشان را برقراركنند».
اما در روز 4تیر1359 پس از اعلان جنگ رسمی و آشكار خمینی، ما بازهم برای به تأخیرانداختن جنگ و خونریزی و استمرار مسالمت، توانستیم اوضاع را كنترل كنیم و جنگ محتوم و در تقدیر را، باز هم یكسال دیگر بهتأخیر بیندازیم. همان شب اطلاعیه تعطیل بیش از 250ستاد و دفتر مجاهدین در سراسر كشور را نوشتیم و از این پس مجاهدین تا آنجا كه امكانپذیر بود به مبارزه مخفی یا نیمهمخفی روی آوردند و صدهاهزار نفر از هواداران هم كه امكان مخفیكردن آنها وجود نداشت شیوههای كار خود را عوض كردند و به گستردهترین صورت در تمامی شهرها و روستاهای كشور به پهنكردن بساطهای ثابت یا سیار خیابانی همت گماشتند. خمینی فكر میكرد اگر از مقرها و ستادهایمان بیرون برویم دیگر كار تمام است اما نتیجه معكوس شد و پیوند هرچه بیشتری بین خلق و مجاهدخلق برقرار گردید. درعینحال سركوب و دستگیری و شكنجه و قتل مجاهدین نیز همچنانكه حاكمان شرع خمینی میگفتند و مینوشتند بیدریغ ادامه داشت.
بهراستی كه كنترل نیروی عظیم مجاهدین بهنحوی كه در برابر آن همه جنایتها عكسالعمل نشان ندهند، یك گلوله از جانب ما شلیك نشود و حتی یك نفر هم بهدست ما سهواً كشته نشود، كار شگفت و بیمانندی بود كه با انضباط فوق تصور نسل انقلاب محقق شد.
اینها را از اینبابت میگویم كه معلوم باشد ما برای ادامه زندگی مسالمتآمیز، همه آزمایشها را ازسر گذراندیم. تا اگر ذرهیی هم امكان رفرم و اصلاح در این رژیم باشد، نادیده نگیریم.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹۵۰۰هزار میلیشیا و تعطیل دفاتر در 250نقطه
چكیده حرف خمینی كه بعداً هم صدها و هزاران بار توسط سران و سردمداران و دژخیمان و مزدوران رژیم و حكام شرع و دادستانهای ارتجاع و رؤسای قوه قضاییه او تكرار شد این بود كه مجاهدین بدتر از كفار و دشمن اصلی این رژیم هستند. بهعنوان مثال رئیس دادگاه ارتجاع در شهر بم هنوز یكماه از حرفهای خمینی نگذشته، رسماًًًًًًًًً در 2مرداد59 نوشت و مهر كرد كه:
«مجاهدین خلق به فرمان امام خمینی مرتدین و از كفار بدترند. هیچگونه احترام مالی ندارند، بلكه حیاتی هم ندارند. لذا دادگاه انقلاب اسلامی به شكایت دروغی آنها وقعی نگذارد».
بنگرید كه این یك مقام قضایی رژیم آخوندهاست كه نزدیك به 30سال پیش، بدون اینكه مجاهدین كمترین خشونت و یا حتی یك شلیك كردهباشند، میگوید بهفرمان خمینی مجاهدین حرمت حیات هم ندارند.
دژخیم مزبوركه آخوندی به نام علامه بود این را در جواب شكواییه یك كتابفروش هوادار مجاهدین در شهر بم مینویسد كه مزدوران ارتجاع به كتابفروشی او حمله نموده و آن را تبدیل به ویرانه كردهاند. حتی تعداد زیادی قرآن را هم پاره نموده و پولهای آن را هم به غارت برده بودند. این در شرایطی بود كه بهگفته سردمداران و سركردگان و ایادی رژیم مجاهدین در سراسر ایران حدود 500هزار میلیشیا داشتند.
آقامحمدی رئیس ستاد تروریستی نصر كه مسئول امور عراق در دفتر خامنهای و سپس معاون سیاسی رادیو و تلویزیون رژیم بود یكبار گفت:
«در اوایل انقلاب شاید حدود 500هزار میلیشیا گروههای تروریستی در كشور سامان داده بودند»(تلویزیون رژیم 25/12/78).
و این هم روزنامه عصر آزادگان به تاریخ 14دی1378 به قلم اكبر گنجی كه نوشته بود:
«گروههایی بود كه رهبری استثنایی و كاریزمایی امام خمینی را قبول كرده بودند. جبهه دوم متشكل از شخصیتها و گروههای سیاسی بود كه با رهبری امام در دوران تأسیس دولت مسأله داشتند…
دسته دوم شامل گروههای مسلحی بود كه با اصل انقلاب و شكلگیری جمهوری اسلامی مسأله داشتند… فرقه رجوی در رأس این سازمانهای تروریستی قرار داشت… و با پشتیبانی پانصدهزار میلیشیا (شبه نظامیان) كه در سراسر ایران سازماندهی كردهبودند، میتوانند هسته اصلی نیروهای جبهه اول را كه در حول و حوش امام قراردارند، قلع و قمع كرده و جمهوری خلقشان را برقراركنند».
اما در روز 4تیر1359 پس از اعلان جنگ رسمی و آشكار خمینی، ما بازهم برای به تأخیرانداختن جنگ و خونریزی و استمرار مسالمت، توانستیم اوضاع را كنترل كنیم و جنگ محتوم و در تقدیر را، باز هم یكسال دیگر بهتأخیر بیندازیم. همان شب اطلاعیه تعطیل بیش از 250ستاد و دفتر مجاهدین در سراسر كشور را نوشتیم و از این پس مجاهدین تا آنجا كه امكانپذیر بود به مبارزه مخفی یا نیمهمخفی روی آوردند و صدهاهزار نفر از هواداران هم كه امكان مخفیكردن آنها وجود نداشت شیوههای كار خود را عوض كردند و به گستردهترین صورت در تمامی شهرها و روستاهای كشور به پهنكردن بساطهای ثابت یا سیار خیابانی همت گماشتند. خمینی فكر میكرد اگر از مقرها و ستادهایمان بیرون برویم دیگر كار تمام است اما نتیجه معكوس شد و پیوند هرچه بیشتری بین خلق و مجاهدخلق برقرار گردید. درعینحال سركوب و دستگیری و شكنجه و قتل مجاهدین نیز همچنانكه حاكمان شرع خمینی میگفتند و مینوشتند بیدریغ ادامه داشت.
بهراستی كه كنترل نیروی عظیم مجاهدین بهنحوی كه در برابر آن همه جنایتها عكسالعمل نشان ندهند، یك گلوله از جانب ما شلیك نشود و حتی یك نفر هم بهدست ما سهواً كشته نشود، كار شگفت و بیمانندی بود كه با انضباط فوق تصور نسل انقلاب محقق شد.
اینها را از اینبابت میگویم كه معلوم باشد ما برای ادامه زندگی مسالمتآمیز، همه آزمایشها را ازسر گذراندیم. تا اگر ذرهیی هم امكان رفرم و اصلاح در این رژیم باشد، نادیده نگیریم.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
شکایت نامه هواداران مجاهدین خلق بتاریخ ۲مردادماه۵۹ به دادگاه انقلاب شهرستان بم در رابطه با حمله چماقداران به مجاهدین
@Strategy_gh
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
Audio
Forwarded from استراتژی قیام
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from استراتژی قیام
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹گواهی اضداد
✅13سال پیش در سالگرد 30خرداد در سال1375، در همین رابطه من قسمتهایی از كتابی به نام «مجاهدین ایران» را قرائت كردم كه در آمریكا منتشر شده و نویسنده آن در زمره اضداد شناختهشده مجاهدین است.
امروز هم برای یادآوری وثبت در سینه تاریخ، درباره وقایع آن روزگار ترجیح میدهم كه از همان كتاب استفاده كنم. نوشته است:
«مجاهدین پیوسته بهخط عدم درگیری خود با رژیم ادامه میدادند، درحالیكه مراكز و دفاترشان در شهرهای مختلف پیوسته در معرض اشغال و تهاجم بود و “آنها حتی سعی كردند مركز مجاهدین را در تهران اشغال كنند“ ولی بهدلیل حمایتهای مردمی مجاهدین، موفق نشدند.
- «حزباللهیها، بدون شك با تحریك از سوی حزب جمهوری، جنگ علیه مجاهدین را بهراه انداختند. آنها به دفاتر مجاهدین، چاپخانه آنها، بسیج انتخاباتی آنها در شهرهای تهران، رشت، گرگان، همدان، میانه، مشهد، شیراز، اصفهان، كرمانشاه، خمین، ملایر و قائمشهر حملهكردند. این حملهها منجر به سهكشته و هزار زخمی شد. حمله به تظاهرات تهران، كه 200هزار نفر در آن شركتكرده بودند، منجر به مجروحشدن شدید 23هوادار سازمان گردید.
رژیم تنها به تبلیغات بسنده نكرد و اهرمهای دیگر را نیز مورد استفاده قرارداد. دادستان كل در روز 11آبان59، نشریه مجاهد را بهجرم دروغپراكنی ممنوع كرد. نشریه آنها تا اواسط آذرماه، زمانی كه سازمان یك چاپخانه زیرزمینی تأسیس نمود، بهطورمرتب منتشر میشد. كمیتههای محلی تلاش كردند كه رهبران مجاهدین را دستگیر كنند. اكثر آنها مخفی شده بودند، اما بسیاری از هواداران و كادرها، بازداشت شده و بعداز خرداد60 اعدام شدند. پاسداران دفاتر مجاهدین را بسته و تظاهرات آنان را با آتشگشودن به سمت جمعیت و دستگیریهای گسترده مختل ساختند» و «از آن گذشته، حزبالله، بهاحتمال قوی بهدستور حزب جمهوری اسلامی، یك موج ترور را شروع كرد. آنها روزنامهفروشهایی كه نشریه مجاهد را میفروختند بهگلوله بستند، افرادی را كه مظنون بههواداری از مجاهدین بودند كتك میزدند، خانهها را با بمب مورد حمله قرارمیدادند (از جمله خانه خانواده رضایی)، به دفاتر انجمنهای دانشجویان مسلمان حمله میكردند، كنفرانسها را بههم میزدند، بهخصوص كنفرانس اتحادیههای كارگری، و بهطور فیزیكی به جلسهها حمله میكردند و فریاد میزدند “منافقین بدتر از كفار هستند“. تا 30خرداد60، این حملههای حزباللهیها به همراه تیراندازیهای پاسداران، منجر به كشته شدن 71تن از مجاهدین شده بود.
در 7اردیبهشت60، مجاهدین یك تظاهرات بزرگ ترتیب دادند كه نسبت به بستن روزنامه بنیصدر و شهادت 4تن از تظاهركنندگان در قائمشهر اعتراض كنند. در این راهپیمایی كه بیشاز 150هزار نفر در آن شركت داشتند، پلاكاردهایی كه خواستار اجرای عدالت در مورد قاتلان قربانیان قائمشهر میشد، را حمل میكردند [منظور 4 شهید تظاهرات قائمشهر است]رژیم بهروشنی در حال از دست دادن كنترل در خیابانها بود. روز بعد، دادستان كل هرگونه تظاهرات آتی از جانب مجاهدین را ممنوع كرد». سپس «مجاهدین در یك نامه سرگشاده به آیتالله خمینی، شكایتهای قبلی خود را تكرار كردند، كسانی را كه بهوسیله حزبالله كشته شده بودند، لیست كردند، به این نكته اشاره كردند كه حتی یكی از قاتلان در مقابل عدالت قرار نگرفته است و اخطار كردند كه اگر همه راههای مسالمتآمیز بسته شود، آنها هیچ راهی ندارند، جز این كه به جنگ مسلحانه بازگردند».
اینها نوشته و گواهی كسی است كه بههیچوجه دل خوشی از مجاهدین نداشته و ضدیتهای بسیار هم ورزیده است.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹گواهی اضداد
✅13سال پیش در سالگرد 30خرداد در سال1375، در همین رابطه من قسمتهایی از كتابی به نام «مجاهدین ایران» را قرائت كردم كه در آمریكا منتشر شده و نویسنده آن در زمره اضداد شناختهشده مجاهدین است.
امروز هم برای یادآوری وثبت در سینه تاریخ، درباره وقایع آن روزگار ترجیح میدهم كه از همان كتاب استفاده كنم. نوشته است:
«مجاهدین پیوسته بهخط عدم درگیری خود با رژیم ادامه میدادند، درحالیكه مراكز و دفاترشان در شهرهای مختلف پیوسته در معرض اشغال و تهاجم بود و “آنها حتی سعی كردند مركز مجاهدین را در تهران اشغال كنند“ ولی بهدلیل حمایتهای مردمی مجاهدین، موفق نشدند.
- «حزباللهیها، بدون شك با تحریك از سوی حزب جمهوری، جنگ علیه مجاهدین را بهراه انداختند. آنها به دفاتر مجاهدین، چاپخانه آنها، بسیج انتخاباتی آنها در شهرهای تهران، رشت، گرگان، همدان، میانه، مشهد، شیراز، اصفهان، كرمانشاه، خمین، ملایر و قائمشهر حملهكردند. این حملهها منجر به سهكشته و هزار زخمی شد. حمله به تظاهرات تهران، كه 200هزار نفر در آن شركتكرده بودند، منجر به مجروحشدن شدید 23هوادار سازمان گردید.
رژیم تنها به تبلیغات بسنده نكرد و اهرمهای دیگر را نیز مورد استفاده قرارداد. دادستان كل در روز 11آبان59، نشریه مجاهد را بهجرم دروغپراكنی ممنوع كرد. نشریه آنها تا اواسط آذرماه، زمانی كه سازمان یك چاپخانه زیرزمینی تأسیس نمود، بهطورمرتب منتشر میشد. كمیتههای محلی تلاش كردند كه رهبران مجاهدین را دستگیر كنند. اكثر آنها مخفی شده بودند، اما بسیاری از هواداران و كادرها، بازداشت شده و بعداز خرداد60 اعدام شدند. پاسداران دفاتر مجاهدین را بسته و تظاهرات آنان را با آتشگشودن به سمت جمعیت و دستگیریهای گسترده مختل ساختند» و «از آن گذشته، حزبالله، بهاحتمال قوی بهدستور حزب جمهوری اسلامی، یك موج ترور را شروع كرد. آنها روزنامهفروشهایی كه نشریه مجاهد را میفروختند بهگلوله بستند، افرادی را كه مظنون بههواداری از مجاهدین بودند كتك میزدند، خانهها را با بمب مورد حمله قرارمیدادند (از جمله خانه خانواده رضایی)، به دفاتر انجمنهای دانشجویان مسلمان حمله میكردند، كنفرانسها را بههم میزدند، بهخصوص كنفرانس اتحادیههای كارگری، و بهطور فیزیكی به جلسهها حمله میكردند و فریاد میزدند “منافقین بدتر از كفار هستند“. تا 30خرداد60، این حملههای حزباللهیها به همراه تیراندازیهای پاسداران، منجر به كشته شدن 71تن از مجاهدین شده بود.
در 7اردیبهشت60، مجاهدین یك تظاهرات بزرگ ترتیب دادند كه نسبت به بستن روزنامه بنیصدر و شهادت 4تن از تظاهركنندگان در قائمشهر اعتراض كنند. در این راهپیمایی كه بیشاز 150هزار نفر در آن شركت داشتند، پلاكاردهایی كه خواستار اجرای عدالت در مورد قاتلان قربانیان قائمشهر میشد، را حمل میكردند [منظور 4 شهید تظاهرات قائمشهر است]رژیم بهروشنی در حال از دست دادن كنترل در خیابانها بود. روز بعد، دادستان كل هرگونه تظاهرات آتی از جانب مجاهدین را ممنوع كرد». سپس «مجاهدین در یك نامه سرگشاده به آیتالله خمینی، شكایتهای قبلی خود را تكرار كردند، كسانی را كه بهوسیله حزبالله كشته شده بودند، لیست كردند، به این نكته اشاره كردند كه حتی یكی از قاتلان در مقابل عدالت قرار نگرفته است و اخطار كردند كه اگر همه راههای مسالمتآمیز بسته شود، آنها هیچ راهی ندارند، جز این كه به جنگ مسلحانه بازگردند».
اینها نوشته و گواهی كسی است كه بههیچوجه دل خوشی از مجاهدین نداشته و ضدیتهای بسیار هم ورزیده است.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
Forwarded from استراتژی قیام
Audio
Forwarded from استراتژی قیام
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹تظاهرات مادران و آخرین اخطار خمینی
✅بعد از تظاهرات 150هزار نفری مادران در تهران در 7اردیبهشت سال60، خمینی در 10اردیبهشت به صحنه آمد و ما را به تعیین «تكلیف نهایی» تهدید كرد و گفت «اسلحه را زمین بگذارید و از این شیطنتها دستبردارید و بهآغوش ملت برگردید».
ما هم آخرین اتمامحجت را به عملآوردیم و در 12اردیبهشت یك نامه سرگشاده خطاب به «مقام رهبری كشور جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیتالله خمینی!» به او نوشتیم، اینطور كه برمیآید، روزی را كه رسماًبه مقابله با ما تكلیف نمایید دور نیست و«شما در هر موقعیتی كه مقتضی بدانید آن را مقرر خواهید فرمود. لاكن ما باز هم بهعنوان انقلابیون یكتاپرست به عرض میرسانیم كه بههیچوجه تا آنجا كه به ما مربوط است از جنگ و دعوا و اختلافهای داخلی استقبال نكرده و نمیكنیم و تا آنجا كه انضباط آهنین تشكیلاتی ما كشش داشته باشد تلاش خواهیم نمود كه همچون گذشته ولو به بهای جان خواهران و برادرانمان تا وقتی كه راههای مسالمتآمیز ابراز عقیده و فعالیت انقلابی مطلقاً مسدود نشده و بهاصطلاح حجت تمام نگردیده است از عكسالعملهای خشونتبار و قهرآمیز بپرهیزیم».
در همین نامه نوشتیم كه به قانون اساسی شما(ولایت فقیه) رای ندادهایم، اما به آن التزام داریم، وانگهی خود شما سال60 را سال قانون و عطوفت و برادری اعلام كردهاید، چرا از آزادیها خبری نیست و كمترین تقاضای كارگر و دهقان ایرانی با خانهخرابی و گلوله و حتی مثل كردستان با بمباران و محاصره اقتصادی مواجه میشود؟
نوشتیم كه چه در مورد ما و چه در مورد هركس كه مختصر مخالفتی با انحصارطلبی بكند، بیدریغ به اینكه عامل آمریكا یا عامل عراق است متهم میشود؛ نوشتیم كه زندانها انباشته از مجاهدین است و شكنجه و كشتار آنان بیامان ادامه دارد؛ نوشتیم كه تجار وابسته بهرژیم در شرایطی كه گرانی و بیكاری بیداد میكند، بالاترین سود تاریخ بازار ایران به مبلغ 120میلیارد تومان(بیش از 13میلیارد دلار به نرخ روز) را بالاكشیدهاند؛ نوشتیم كه خودتان به كردستان لشكر و سپاه برده و سركوب میكنید و بعد مجاهدین را به تأسیس جمهوری دیگری در لاهیجان و گیلان متهم میكنید.
همچنین نوشتیم كه حضرت آیتالله، حتی خدیو مصر هم وقتی دید كه پیراهن یوسف از جلو پاره نیست، قلباً به بیگناهی او قانع شد، اما چگونه است كه در دوسال گذشته همیشه كشتهها از مجاهدینند ولی باز این خود ما هستیم كه متهم به تحریك و حادثهسازی میشویم؟ بگذریم كه قاضیالقضات شما ـبهشتیـ حتی به شهادت رساندن خواهران و برادرانمان را هم در منتهای وقاحت به خود ما نسبت میدهد و لابد مسئول بمب هم خود ما هستیم!
«از این حیث در برابر تكلیفی كه گوشزد فرمودید، چهچارهیی جز نوشتن و تقدیم وصیتنامهها باقی میماند؟ كمااینكه امروز اوضاع بهجایی رسیده كه خواهران و برادران نوجوان ما نیز حتی برای فروش یك نشریه، ابتدا وصیتنامهها را مینویسند و آنگاه میروند».
در پایان هم از او خواستیم برای بیان مواضع و تشریح اوضاع و شكایات و اثبات حرفهایمان به دیدنش برویم، با این امید كه زندگانی مسالمتآمیز هرچه بیشتر ادامه یابد و تشنجی در كار نباشد.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹تظاهرات مادران و آخرین اخطار خمینی
✅بعد از تظاهرات 150هزار نفری مادران در تهران در 7اردیبهشت سال60، خمینی در 10اردیبهشت به صحنه آمد و ما را به تعیین «تكلیف نهایی» تهدید كرد و گفت «اسلحه را زمین بگذارید و از این شیطنتها دستبردارید و بهآغوش ملت برگردید».
ما هم آخرین اتمامحجت را به عملآوردیم و در 12اردیبهشت یك نامه سرگشاده خطاب به «مقام رهبری كشور جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیتالله خمینی!» به او نوشتیم، اینطور كه برمیآید، روزی را كه رسماًبه مقابله با ما تكلیف نمایید دور نیست و«شما در هر موقعیتی كه مقتضی بدانید آن را مقرر خواهید فرمود. لاكن ما باز هم بهعنوان انقلابیون یكتاپرست به عرض میرسانیم كه بههیچوجه تا آنجا كه به ما مربوط است از جنگ و دعوا و اختلافهای داخلی استقبال نكرده و نمیكنیم و تا آنجا كه انضباط آهنین تشكیلاتی ما كشش داشته باشد تلاش خواهیم نمود كه همچون گذشته ولو به بهای جان خواهران و برادرانمان تا وقتی كه راههای مسالمتآمیز ابراز عقیده و فعالیت انقلابی مطلقاً مسدود نشده و بهاصطلاح حجت تمام نگردیده است از عكسالعملهای خشونتبار و قهرآمیز بپرهیزیم».
در همین نامه نوشتیم كه به قانون اساسی شما(ولایت فقیه) رای ندادهایم، اما به آن التزام داریم، وانگهی خود شما سال60 را سال قانون و عطوفت و برادری اعلام كردهاید، چرا از آزادیها خبری نیست و كمترین تقاضای كارگر و دهقان ایرانی با خانهخرابی و گلوله و حتی مثل كردستان با بمباران و محاصره اقتصادی مواجه میشود؟
نوشتیم كه چه در مورد ما و چه در مورد هركس كه مختصر مخالفتی با انحصارطلبی بكند، بیدریغ به اینكه عامل آمریكا یا عامل عراق است متهم میشود؛ نوشتیم كه زندانها انباشته از مجاهدین است و شكنجه و كشتار آنان بیامان ادامه دارد؛ نوشتیم كه تجار وابسته بهرژیم در شرایطی كه گرانی و بیكاری بیداد میكند، بالاترین سود تاریخ بازار ایران به مبلغ 120میلیارد تومان(بیش از 13میلیارد دلار به نرخ روز) را بالاكشیدهاند؛ نوشتیم كه خودتان به كردستان لشكر و سپاه برده و سركوب میكنید و بعد مجاهدین را به تأسیس جمهوری دیگری در لاهیجان و گیلان متهم میكنید.
همچنین نوشتیم كه حضرت آیتالله، حتی خدیو مصر هم وقتی دید كه پیراهن یوسف از جلو پاره نیست، قلباً به بیگناهی او قانع شد، اما چگونه است كه در دوسال گذشته همیشه كشتهها از مجاهدینند ولی باز این خود ما هستیم كه متهم به تحریك و حادثهسازی میشویم؟ بگذریم كه قاضیالقضات شما ـبهشتیـ حتی به شهادت رساندن خواهران و برادرانمان را هم در منتهای وقاحت به خود ما نسبت میدهد و لابد مسئول بمب هم خود ما هستیم!
«از این حیث در برابر تكلیفی كه گوشزد فرمودید، چهچارهیی جز نوشتن و تقدیم وصیتنامهها باقی میماند؟ كمااینكه امروز اوضاع بهجایی رسیده كه خواهران و برادران نوجوان ما نیز حتی برای فروش یك نشریه، ابتدا وصیتنامهها را مینویسند و آنگاه میروند».
در پایان هم از او خواستیم برای بیان مواضع و تشریح اوضاع و شكایات و اثبات حرفهایمان به دیدنش برویم، با این امید كه زندگانی مسالمتآمیز هرچه بیشتر ادامه یابد و تشنجی در كار نباشد.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
Forwarded from استراتژی قیام
Forwarded from استراتژی قیام
Forwarded from استراتژی قیام
Forwarded from استراتژی قیام
Audio