استراتژی قیام
1.44K subscribers
909 photos
1.53K videos
23 files
1.62K links
🔸آموزش‌های مسعود رجوی برای نسل جوان
پیام‌ها و سخنرانی‌ها

ادمین تماس:
@Yasser_2022
اینستاگرام
instagram.com/strategyghiam
Download Telegram
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️


🔹تصمیم‌گیری خمینی
هم‌چنان‌كه گفتم در این نقطه دیگر ارتجاع یا باید بساطش را بالكل جمع می‌كرد و از جلو راه مجاهدین و انقلاب دموكراتیك مردم ایران كنار می‌كشید یا باید جنگ غیررسمی را كه یك‌سال قبل با صدای خودش در نوارهای كاست اعلام و توزیع كرده بود، اكنون علنی و آشكار می‌كرد.

خمینی تصمیمش را گرفت و در روز 4تیر59 حرفهایش را زد. قبل از این‌كه به حرفهای او بپردازیم دو خاطره را به‌اختصار نقل می‌كنم:
ـ یكی این‌كه پس از كناره‌گیری از انتخابات ریاست جمهوری، چند روز بعد، برای عیادت همین خمینی كه ما را از انتخابات محروم‌كرده‌ بود، به‌همراه سردار خیابانی به بیمارستان قلب تهران كه آن موقع مهدی رضایی نام داشت، رفتیم. در آن‌جا معلوم شد كه پزشكان او را ممنوع‌الملاقات كرده‌اند. احمد از ما استقبال كرد و ضمن دیده‌بوسی بسیار گرم و مشتاقانه اولین جمله‌یی كه به ‌من گفت این بود كه، واقعاً خیلی نجیب و شریف هستید. گفتم احمدآقا چه‌شده كه این حرف را می‌گویید؟ گفت: بر سر قضیه ریاست جمهوری ما انتظار شلوغی و درگیری داشتیم…
ـ خاطره دیگر از هانی‌الحسن، نخستین سفیر فلسطین در تهران است. در اوایل سال1360 در یك پایگاه مخفی ما در تهران به ‌دیدارم آمد و شبانه ساعتها راجع به اوضاع و احوال صحبت كردیم. هانی در ضمن گفتگوهایش گفت كه یكبار كه نزد خمینی بودم عكس یكی از ملاقاتهای علنی من و تو را كه باهم گرفته‌بودیم، جلوم گذاشت و گفت این چه ملاقاتهایی است كه شما با اینها (مجاهدین) می‌كنید؟ من(هانی الحسن) گفتم آخر ای امام، اینها از1970 با ما دوست بوده‌اند… خلاصه این‌كه خمینی از روابط ما فلسطینیها با شما خیلی خشمگین است. هانی ادامه داد كه یك روز هم به رفسنجانی به‌طور خصوصی گفتم، شما كه از ما (فلسطینیها) خیلی بیشتر به ابعاد و تواناییهای مجاهدین آشنا هستید، آیا نمی‌ترسید كه این‌قدر آنها را تحت فشار می‌گذارید و هر روز از آنها كشته و مجروح می‌گیرید؟ آیا از واكنش آنها نگران نیستید؟ رفسنجانی به من(هانی الحسن) گفت: نگران نباشید، ما اینها را آزموده‌ایم خیلی سربه‌زیر و معقول هستند. در این باره هم زیاد توی خودمان صحبت كرده‌ایم و بعید می‌دانیم كه چنان واكنشهایی نشان بدهند…

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉تصمیم‌گیری خمینی


@Strategy_gh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️

🔹اعلان جنگ رسمی و علنی در 4تیر1359


@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️


🔹اعلان جنگ رسمی و علنی در 4تیر1359
قسمتهایی از حرفهای خمینی را در روز 4تیر 59 می‌خوانم:
«خودشان غائله درست می كنند و فریاد می‌زنند و خودشان دیگران را كتك می‌زنند، باز خودشان فریاد می‌كنند… یعنی روی این ترتیب، اینها عمل می‌كنند كه نگذارند شما كار بكنید، نگذارند خرمنهای كشاورزها درست جمع بشود».
«من هی بگویم اسلام و هی بگویم فدای اسلام و فدای خلق و هی بگویم مجاهد اسلام و مجاهد خلق، این حرفها را بزنم، لاكن وقتی به اعمال من شما ملاحظه كنید، ببینید كه از اول، من مخالفت كردم، در هرجا تفنگ كشیدم و مخالفت كردم، هرجا بنا بود كه یك اصلاحی بشود، شما دیدید كه من آمدم و مقابلش ایستادم و مشتم را گره كردم و تفنگم را هم كشیدم، می‌خواستند كه دانشگاههایی كه درخدمت استعمار بود و جزء مهمات این مملكت است كه باید دانشگاهش اصلاح بشود، همین كه طرح اصلاح دانشگاه شد، سنگربندی شد در دانشگاه كه نگذارند این كار بشود».
«می‌بینیم كه یك بساطی در امجدیه پیش می‌آید، یك غائله درست می‌شود و مع‌الأسف جوانهای ما مطلع نیستند كه اینها چه دارند می‌كنند، این اشخاص چه دارند می‌كنند و بعضی از اشخاصی كه با من هم مربوط هستند اینها هم ملتفت نیستند كه مسأله عمقش چی هست؟ خیال می‌كنند كه مسأله چماقدار است و تظاهركننده، مسأله این است؟ نه، مسأله این نیست، این یك ظاهری است برای آشوب درست‌كردن. مسأله عمق دارد، مسأله آمریكاست، مسأله این است كه باید آمریكا بیاید این‌جا و مقدرات كشور ما را به‌دست بگیرد».
«همینها هستند كه وقتی كشاورزها خرمنهایشان را جمع می‌كنن، آتش می زنند، الان هم باز دارند آتش می‌زنند و اگر محافظت نشود، محافظت صحیح نشود، همه‌اش را آتش می‌زنند».
- «در مركز می‌آیند با اسم اسلام و با اسم قرآن و با اسم كذا و كذا غائله ایجاد می‌كنند كه نگذارند این مملكت یك آرامشی پیدا كند».
«توانستند كه جوانهای پاك و صاف و صحیح ما را گول بزنند با تبلیغاتی كه بلدند و خوب هم بلدند. باید توجه داشته باشد این ملت كه گول نخورد از اینهایی كه برای اسلام دارند سینه می‌زنند، ببینند اعمالشان چیست، ببینند اینهایی كه می‌گویند اسلام، آیا در عمل هم اینطوری هستند یا یك سنگربندهایی هستند كه با اسم اسلامی می‌خواهند از بین ببرند اسلام را و دزدهای سرگردنه هم اسم اسلام روی خودشان می‌گذارند. لاكن دزدی می‌كنند. باید ما با اسم گول نخوریم بلكه ببینیم چه می‌كنند، ببینیم سابقه اینها چی هست، ببینیم كتابهایی كه اینها می‌نویسند محتوایش چی هست، ببینیم تبلیغاتی كه می‌كنند چه تبلیغ می‌كنند، به مجرد این‌كه بگویند من مسلم هستم كه فایده ندارد».
«حالا من آمده‌ام می‌نشینم می‌گویم من رهبر شما. تو غلط می‌كنی! كه هستی؟ یا آن می‌گوید كه نه، ما این كار را كردیم آخر كجا این كار را كردید؟ اگر یك دزدی را یك جایی كشتند و از طایفه شما بود، آنوقت شما می‌شوید انقلابی؟!»

@Strategy_gh
«مع‌الاسف بعضی از اشخاص هم كه متوجه این مسائل نیستند، یكوقت آدم می‌بیند كه طرفداری از اینها كردند یا یك چیزی گفتند كه آنها از آن طرفداری استفاده كردند. اینها گول می‌زنند، همه را گول می‌زنند. اینها می‌خواستند من را گول بزنند، من نجف بودم، اینها آمده بودند كه من را گول بزنند، بیست‌‌و چند روز ـ بعضیها می‌گفتند بیست‌وچهار روز… بعضی از این آقایانی كه ادعای اسلامی می‌كنند، آمدند در نجف، یكی‌شان بیست‌وچند روز آمد در یك‌جایی، من فرصت دادم به او حرفهایش را بزند، او به خیال خودش كه حالا من را می‌خواهد اغفال كند، مع‌الاسف از ایران هم بعضی از آقایان كه تحت تأثیر آنها واقع ‌شده ‌بودند… آنها هم اغفال كرده‌بودند آنها را [منظورش ازجمله آقای منتظری بود] آنها هم به من كاغذ سفارش نوشته بودند.
بعضی از آقایان محترم. بعضی از علما، خدا رحمت‌شان كند[منظورش پدرطالقانی بود] آنها هم به من كاغذ نوشته بودند كه اینها «انهّم فتیه» همانا كه آنان جوانمردانی هستند[آیه13سوره كهف] قضیه اصحاب كهف، من گوش كردم به حرفهای اینها كه ببینم اینها چه می‌گویند؟ تمام حرفهاشان هم از قرآن بود و از نهج‌البلاغه».
«این كه آمد بیست‌و چند روز آن‌جا و تمامش از نهج‌البلاغه و تمامش از قرآن صحبت می‌كرد، من در ذهنم آمد كه… تو اعتقاد به خدا و اعتقاد به چیزی داری؟ چرا می‌آیی پیش من؟ من كه نه خدا هستم، نه پیغمبر، نه امام، من یك طلبه‌ام در نجف. این آمده بود كه من را بازی بدهد. من همراهی كنم با ایشان. من هیچ راجع به اینها حرف نزدم، همه‌اش را گوش كردم. فقط یك كلمه را كه گفت ما می‌خواهیم قیام مسلحانه بكنیم، گفتم نه، شما نمی‌توانید قیام مسلحانه بكنید، بیخود خودتان را به باد ندهید. اینها با خود قرآن، با خود نهج‌البلاغه می‌خواهند ما را از بین ببرند و قرآن و نهج‌البلاغه را از بین ببرند».
«ما در هر قصه‌‌یی كه وارد می‌شویم می‌بینیم كه روحانیت هدف است… الان هم ما ارتجاعی هستیم، الان هم روحانیان ما ارتجاعی‌اند، روشنفكرها آنها هستند…»
«منافقها هستند كه بدتر از كفارند. آنی كه مسلمان می‌گوید هستم و به ضداسلام عمل می‌كند و می‌خواهد به ضداسلام عمل بكند، آن است كه در قرآن بیشتر از آنها تكذیب شده تا دیگران. ما سوره منافقین داریم اما سوره كفار نداریم».
در همین سخنرانی خمینی صریحاً گفت: دشمن ما نه در آمریكا، نه در شوروی و نه در كردستان است، بلكه در همین‌جا در مقابل چشمهای ما در همین تهران است»(رادیو تهران، 4تیر 1359).

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉اعلان جنگ رسمی و علنی در 4تیر1359


@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️


🔹۵۰۰هزار میلیشیا و تعطیل دفاتر در 250نقطه
چكیده حرف خمینی كه بعداً هم صدها و هزاران بار توسط سران و سردمداران و دژخیمان و مزدوران رژیم و حكام شرع و دادستانهای ارتجاع و رؤسای قوه قضاییه او تكرار شد این بود كه مجاهدین بدتر از كفار و دشمن اصلی این رژیم هستند. به‌عنوان مثال رئیس دادگاه ارتجاع در شهر بم هنوز یك‌ماه از حرفهای خمینی نگذشته، رسماًًًًًًًًً در 2مرداد59 نوشت و مهر كرد كه:
«مجاهدین خلق به فرمان امام خمینی مرتدین و از كفار بدترند. هیچ‌گونه احترام مالی ندارند، بلكه حیاتی هم ندارند. لذا دادگاه انقلاب اسلامی به شكایت دروغی آنها وقعی نگذارد».
بنگرید كه این یك مقام قضایی رژیم آخوندهاست كه نزدیك به 30سال پیش، بدون این‌كه مجاهدین كمترین خشونت و یا حتی یك شلیك كرده‌باشند، می‌گوید به‌فرمان خمینی مجاهدین حرمت حیات هم ندارند.
دژخیم مزبوركه آخوندی به نام علامه بود این را در جواب شكواییه یك كتابفروش هوادار مجاهدین در شهر بم می‌نویسد كه مزدوران ارتجاع به كتابفروشی او حمله نموده و آن را تبدیل به ویرانه كرده‌اند. حتی تعداد زیادی قرآن را هم پاره نموده و پولهای آن را هم به غارت برده‌ بودند. این در شرایطی بود كه به‌گفته سردمداران و سركردگان و ایادی رژیم مجاهدین در سراسر ایران حدود 500هزار میلیشیا داشتند.
آقامحمدی رئیس ستاد تروریستی نصر كه مسئول امور عراق در دفتر خامنه‌ای و سپس معاون سیاسی رادیو و تلویزیون رژیم بود یك‌بار گفت:
«در اوایل انقلاب شاید حدود 500هزار میلیشیا گروههای تروریستی در كشور سامان داده بودند»(تلویزیون رژیم 25/12/78).
و این ‌هم روزنامه عصر آزادگان به تاریخ 14دی1378 به قلم اكبر گنجی كه نوشته بود:
«گروههایی بود كه رهبری استثنایی و كاریزمایی امام خمینی را قبول كرده بودند. جبهه دوم متشكل از شخصیتها و گروههای سیاسی بود كه با رهبری امام در دوران تأسیس دولت مسأله داشتند…
دسته دوم شامل گروههای مسلحی بود كه با اصل انقلاب و شكل‌گیری جمهوری اسلامی مسأله داشتند… فرقه رجوی در رأس این سازمانهای تروریستی قرار داشت… و با پشتیبانی پانصدهزار میلیشیا (شبه نظامیان) كه در سراسر ایران سازماندهی كرده‌بودند، می‌توانند هسته اصلی نیروهای جبهه اول را كه در حول و حوش امام قراردارند، قلع‌ و قمع كرده و جمهوری خلقشان را برقراركنند».
اما در روز 4تیر1359 پس از اعلان جنگ رسمی و آشكار خمینی، ما بازهم برای به تأخیرانداختن جنگ و خونریزی و استمرار مسالمت، توانستیم اوضاع را كنترل كنیم و جنگ محتوم و در تقدیر را، باز هم یك‌سال دیگر به‌تأخیر بیندازیم. همان شب اطلاعیه تعطیل بیش از 250ستاد و دفتر مجاهدین در سراسر كشور را نوشتیم و از این پس مجاهدین تا آن‌جا كه امكانپذیر بود به مبارزه مخفی یا نیمه‌مخفی روی آوردند و صدهاهزار نفر از هواداران هم كه امكان مخفی‌كردن آنها وجود نداشت شیوه‌های كار خود را عوض كردند و به گسترده‌ترین صورت در تمامی شهرها و روستاهای كشور به پهن‌كردن بساطهای ثابت یا سیار خیابانی همت گماشتند. خمینی فكر می‌كرد اگر از مقرها و ستادهایمان بیرون برویم دیگر كار تمام است اما نتیجه معكوس شد و پیوند هرچه‌ بیشتری بین خلق و مجاهدخلق برقرار گردید. درعین‌حال سركوب و دستگیری و شكنجه و قتل مجاهدین نیز هم‌چنان‌كه حاكمان شرع خمینی می‌گفتند و می‌نوشتند بی‌دریغ ادامه ‌داشت.
به‌راستی كه كنترل نیروی عظیم مجاهدین به‌نحوی كه در برابر آن ‌همه جنایتها عكس‌العمل نشان ندهند، یك گلوله از جانب ما شلیك نشود و حتی یك نفر هم به‌دست ما سهواً كشته نشود، كار شگفت و بی‌مانندی بود كه با انضباط فوق تصور نسل انقلاب محقق شد.
اینها را از این‌بابت می‌گویم كه معلوم باشد ما برای ادامه زندگی مسالمت‌آمیز، همه آزمایشها را از‌سر گذراندیم. تا اگر ذره‌یی هم امكان رفرم و اصلاح در این رژیم باشد، نادیده نگیریم.

@Strategy_gh
شکایت نامه هواداران مجاهدین خلق بتاریخ ۲مردادماه۵۹ به دادگاه انقلاب شهرستان بم در رابطه با حمله چماقداران به مجاهدین

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉۵۰۰هزار میلیشیا و تعطیل دفاتر در 250نقطه


@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️


🔹گواهی اضداد
13سال پیش در سالگرد 30خرداد در سال1375، در همین رابطه من قسمتهایی از كتابی به نام «مجاهدین ایران» را قرائت كردم كه در آمریكا منتشر شده و نویسنده آن در زمره اضداد شناخته‌شده مجاهدین است.
امروز هم برای یادآوری وثبت در سینه تاریخ، درباره وقایع آن روزگار ترجیح می‌دهم كه از همان كتاب استفاده كنم. نوشته است:
«مجاهدین پیوسته به‌خط عدم‌‌ درگیری خود با رژیم ادامه می‌دادند، در‌حالی‌كه مراكز و دفاترشان در شهرهای مختلف پیوسته در معرض اشغال و تهاجم بود و “آنها حتی سعی كردند مركز مجاهدین را در تهران اشغال كنند“ ولی به‌دلیل حمایتهای مردمی مجاهدین، موفق نشدند.
- «حزب‌اللهی‌ها، ‌بدون شك با تحریك از ‌سوی حزب جمهوری، ‌جنگ علیه مجاهدین را به‌راه ‌انداختند. آنها به دفاتر مجاهدین، چاپخانه آنها، بسیج انتخاباتی آنها در شهرهای تهران، رشت، گرگان، همدان، میانه، مشهد، شیراز، اصفهان، كرمانشاه، خمین، ‌ملایر و قائمشهر حمله‌كردند. این حمله‌ها منجر به سه‌كشته و هزار زخمی شد. حمله به تظاهرات تهران، كه 200هزار نفر در آن شركت‌كرده بودند، منجر به مجروح‌شدن شدید 23‌هوادار سازمان گردید.
رژیم تنها به ‌تبلیغات بسنده نكرد و اهرمهای دیگر را نیز مورد استفاده قرارداد. دادستان كل در روز 11‌آبان‌59، نشریه مجاهد را به‌جرم دروغ‌پراكنی ممنوع كرد. نشریه آنها تا اواسط آذرماه، زمانی كه سازمان یك چاپخانه زیرزمینی تأسیس نمود، به‌طورمرتب منتشر می‌شد. كمیته‌های محلی تلاش كردند كه رهبران مجاهدین را دستگیر كنند. اكثر آنها مخفی شده بودند، اما بسیاری از هواداران و كادرها، بازداشت شده و بعد‌از خرداد‌60 اعدام شدند. پاسداران دفاتر مجاهدین را بسته و تظاهرات آنان را با آتش‌گشودن به سمت جمعیت و دستگیریهای گسترده مختل ساختند» و «از آن ‌گذشته، حزب‌الله، به‌احتمال قوی به‌دستور حزب جمهوری اسلامی، یك موج ترور را شروع كرد. آنها روزنامه‌فروشهایی كه نشریه مجاهد را می‌فروختند به‌گلوله بستند، افرادی را كه مظنون به‌هواداری از مجاهدین بودند كتك می‌زدند، خانه‌ها را با بمب مورد حمله قرارمی‌دادند (از جمله خانه خانواده رضایی)‌، به دفاتر انجمنهای دانشجویان مسلمان حمله می‌كردند، كنفرانسها را به‌هم می‌زدند، به‌خصوص كنفرانس اتحادیه‌های كارگری، و به‌طور فیزیكی به جلسه‌ها حمله می‌كردند و فریاد می‌زدند “منافقین بدتر از كفار هستند“. تا 30‌خرداد‌60، این حمله‌های حزب‌اللهی‌ها به همراه تیراندازیهای پاسداران، منجر به كشته شدن 71تن از مجاهدین شده بود.
در 7‌اردیبهشت‌60، مجاهدین یك تظاهرات بزرگ ترتیب دادند كه نسبت به بستن روزنامه بنی‌صدر و شهادت 4‌تن از تظاهركنندگان در قائمشهر اعتراض كنند. در این راهپیمایی كه بیش‌از 150هزار نفر در آن شركت داشتند، پلاكاردهایی كه خواستار اجرای عدالت در مورد قاتلان قربانیان قائمشهر می‌شد، را حمل می‌كردند [منظور 4 شهید تظاهرات قائمشهر است]رژیم به‌روشنی در حال از دست دادن كنترل در خیابانها بود. روز بعد، دادستان كل هرگونه تظاهرات آتی از جانب مجاهدین را ممنوع كرد». سپس «مجاهدین در یك نامه سرگشاده به آیت‌الله خمینی، شكایتهای قبلی خود را تكرار كردند، كسانی را كه به‌وسیله حزب‌الله كشته شده ‌بودند، لیست كردند، به این نكته اشاره كردند كه حتی یكی از قاتلان در‌ مقابل عدالت قرار نگرفته است و اخطار كردند كه اگر همه راههای مسالمت‌آمیز بسته شود، آنها هیچ راهی ندارند، جز این كه به جنگ مسلحانه بازگردند».
اینها نوشته و گواهی كسی است كه به‌‌هیچ‌وجه دل خوشی از مجاهدین نداشته و ضدیتهای بسیار هم ورزیده است.

@Strategy_gh
نشریه مجاهد: موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉گواهی اضداد


@Strategy_gh