استراتژی قیام
1.44K subscribers
910 photos
1.54K videos
23 files
1.62K links
🔸آموزش‌های مسعود رجوی برای نسل جوان
پیام‌ها و سخنرانی‌ها

ادمین تماس:
@Yasser_2022
اینستاگرام
instagram.com/strategyghiam
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️

🔹اعلام جنگ غیررسمی با مجاهدین از سوی خمینی


@Strategy_gh
اع ✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔹اعلام جنگ غیررسمی با مجاهدین از سوی خمینی
در برابر اقبال روزافزون قشرهای مختلف مردم به كاندیداتوری پدرطالقانی، از آن‌سو فشارهای خمینی و ایادیش بر آن بزرگوار بالا گرفت تا اعلام انصراف و مخالفت كند. فكر می‌كنم حتی یك‌بار خمینی از سر بغض نسبت به پدرطالقانی علناً هم گفت كه دوست ندارد یك روحانی رئیس‌جمهور شود.
چند هفته بعد در تیرماه 58، خمینی انتقام گرفت و زهرش را ریخت. یك نوار كاست با صدای خود خمینی به‌طور گسترده و سراسری كه دست‌به‌دست می چرخید، پخش شد و ما را غافلگیر كرد. در این نوار، خمینی در توجیه سركردگان پاسداران و چماقداران و حزب‌اللهی‌ها تقریباً تمام همان حرفهایی را كه علیه مجاهدین یك سال بعد در تیر59 علنی كرد و در رادیو و تلویزیون و مطبوعات پخش شد، حتی با لحن تند و تیزتر، بیان كرده بود.
به‌واقع این یك اعلام جنگ غیررسمی بود. هرچند كه من در 4خرداد به هنگام نامزدكردن پدرطالقانی برای ریاست جمهوری، آگاهانه و به‌عمد از هیچ مایه‌گذاری برای خمینی فروگذار نكرده بودم. واقعا می‌خواستم حسن نیت خودمان را نشان بدهم كه قصد نداریم زیرآب او را بزنیم، بلكه قصد اصلاح امور را داریم. واقعاً هم اگر خمینی به ریاست جمهوری آقای طالقانی تن می‌داد، مطمئناً نقشة مسیر، متفاوت می‌شد. هم‌چنین می‌خواستم كینه شتری و احساس «هووگری» سیاسی خمینی با پدرطالقانی برانگیخته نشود.
وقتی در سال 57، قبل از سقوط شاه، پدرطالقانی از زندان آزاد شد، بیش از یك میلیون تن از مردم تهران به در خانه پدر رفتند و از او استقبال كردند. در انتخابات خبرگان هم، با بیش از دومیلیون رأی نماینده اول تهران و در حقیقت تمام ایران بود. خمینی چشم دیدن پدرطالقانی را نداشت و حتی بعد از وفات پدر، در پیام تسلیتش هم، او را حجت‌الاسلام طالقانی خطاب می‌كرد. اصولاً ارتقای منتظری به منصب جانشینی خمینی كه در مراسم رژیم تحت عنوان«امید امت و امام» معرفی می‌شد، علتش حسادت و كین‌توزی خمینی نسبت به آیت‌الله طالقانی بود.


@Strategy_gh
این‌كه گفتم اگر خمینی ریاست جمهوری آقای طالقانی را می پذیرفت، نقشه مسیر تفاوت می‌كرد و رژیم خمینی اصلاح می‌شد، در قیاس مع‌الفارق، مثل تابستان همین امسال(1388) است كه باز هم برای آزمایش به خبرگان رژیم اندرز دادیم، تا دیرنشده به‌خاطر نجات خودشان هم كه شده خامنه‌ای را عزل و آقای منتظری را موقتاً جایگزین كنند تا مقدمات انتخابات آزاد تحت نظر سازمان ملل متحد بر اساس اصل حاكمیت مردم(و نه ولایت فقیه) فراهم شود.
برمی‌گردم به ادامه بحث درباره اعلام جنگ غیررسمی خمینی به مجاهدین در تیرماه1358 پس از این‌كه پدرطالقانی را نامزد ریاست جمهوری كردیم.
پس از توزیع نوار خمینی به‌صدای خودش، هیستری پاسداران و چماقداران و حزب‌اللهی‌ها علیه مجاهدین بالاگرفت. هیچ روزی نبود كه زخمی و مجروح و مضروب و مصدوم و حمله به دفاتر و ستادهایمان در نقاط مختلف نداشته باشیم. تحریكات و اذیت و آزار و حمله‌ها برای بیرون‌كردن ما از دفتر مركزی‌مان در ساختمان 9طبقه بنیاد علوی(بنیاد پهلوی سابق) در خیابان مصدق كه در جریان قیام آن را تسخیر كرده بودیم، بالا گرفت. مثل همین امروز و بهانه‌هایی كه بخش ولایت فقیه در دولت عراق علیه اشرف می‌گیرد، آن زمان هم حرف اصلی این بود كه حكومت می‌خواهد حاكمیتش را اعمال كند! سپس چماقداران و حزب‌اللهی‌های آن روزگار تحت عنوان «امت همیشه در صحنه» سررسیدند. اما فایده نكرد چون ما عهد كرده بودیم كه بدون حكم رسمی حكومتی مقرمان را تخلیه نكنیم و قیمتی را كه باید، از خمینی وصول كنیم.
همزمان از مجاری رسمی دولت بازرگان هم وارد شدند. در آن زمان، مهندس سالور از طرف بازرگان سرپرستی ادارات و تمام مایملك بنیاد پهلوی سابق را به‌عهده داشت كه بعداً تبدیل به بنیاد باصطلاح مستضعفان شد و آخوندها آن را تسخیر كردند. من بارها ساعت 6صبح، قبل از وقت اداری به خانه مهندس سالور می‌رفتم و مداركمان را در مورد بنیاد علوی و این‌كه چه كرده‌ایم و چه می‌كنیم و اموال و پولها و خودروهای آن چه شد؟ ارائه می‌دادم. ا


@Strategy_gh
او هم با دقت موضوع را پیگیری می‌كرد تا این‌كه هرآن چه را برگرداندنی بود، برگرداندیم و تسویه‌حساب گرفتیم. بعد هم به دیدن مهندس بازرگان در مقام نخست وزیر رفتم و گزارش كاملی ارائه كردم كه همزمان در نشریه مجاهد هم منتشر شد. به این ترتیب دولت بازرگان و مهندس سالور در طرف ما قرارگرفتند. چون اعلام كردیم كه حاضریم این ساختمان را بخریم یا اجاره كنیم. حتی آقای صدر وزیر دادگستری بازرگان شخصاً 50هزارتومان كمك مالی فرستاد. دكتر سامی هم كه وزیر بهداری بود در ائتلاف سیاسی با جنبش ملی مجاهدین بود و اذیت و آزارهایی را كه جماعت خمینی به مجاهدین وارد می‌كردند، قویاً محكوم می‌كرد. دكتر سامی را بعدها همین خامنه‌ای، در قتلهای زنجیره‌یی به‌قتل رساند.
سرانجام وقتی برگ «امت همیشه در صحنه» سوخت، دادستان ارتجاع (آذری قمی) حكم رسمی را تخلیه صادر كرد، پس از چندین هفته كه هزاران تن از دانشجویان و هواداران به‌طور شبانه‌روزی دورتادور ستاد زنجیر بسته بودند، خواهش كردیم كه كنار بروند و حكم رسمی تخلیه را پذیرفتیم. به‌نظر می‌رسید خمینی و دارودسته‌اش به‌قدركافی در این جریان رسوا شده باشند.
اما مهمترین نكته، این بود كه با خویشتنداری و تحمل همه لطمات و صدمات، جنگ غیررسمی را كه خمینی اعلام كرده بود تا اعلان جنگ رسمی كه در تیر59 انجام داد، به مدت یكسال به‌عقب انداختیم.
در مرداد58 خمینی تهاجم و جنگ ضدمردمی در كردستان و اعدامهای سبعانه آن‌جا را با خلخالی شروع كرده بود و فضای اختناق و سركوب گام‌به‌گام چیره می‌شد. یك نمونه آن قتل عام اهالی بی‌گناه دهكده قارنا بود كه داستان جداگانه خود را دارد.


@Strategy_gh
نشریه مجاهد خرداد۱۳۵۹

@Strategy_gh
نشریه مجاهد،۱۳۵۹

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉اعلام جنگ غیررسمی با مجاهدین از سوی خمینی

@Strategy_gh
اع ✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔹اولین انتخابات ریاست جمهوری
در تهران پس از وفات پدر طالقانی و خیزش عظیم و سراسری مردم ایران در تشییع او، فضا چرخید. به‌طوری‌كه بعد از چندماه كار نیمه‌مخفی ـ نیمه‌علنی، ما دوباره به‌كار علنی روی آوردیم و این بار دفتر مركزی مجاهدین را كه با پول خودمان و با سند رسمی خریده بودیم، در خیابان انزلی (منشعب از تخت جمشید كه آن زمان به خیابان طالقانی تغییر نام یافته بود) دایر كردیم و رسماًً و علناً وارد انتخابات ریاست جمهوری شدیم.
در این دوره هم وقتی كه كار بالاگرفت، خمینی سرانجام خودش با فتوای رسمی حذف وارد شد. تهدیدهای بچه‌ترسان مؤتلفه و فداییان اسلام و دیگر مزدوران او به ترور را به پشیزی نخریدیم و صبركردیم تا خودش وارد شود. چون خطمان مبارزه سیاسی افشاگرانه بود.
حرف خمینی در فتوایش این بود كه كسی كه به ولایت فقیه رأی مثبت نداده، صلاحیت ندارد. برای همه روشن بود كه منظورش فقط كاندیدای مجاهدین است كه به ولایت فقیه رأی نداده و رفراندم مربوطه را تحریم كرده بودند. بقیه رأیشان را داده بودند. من‌هم بلادرنگ اعلام كناره‌گیری كردم اما متقابلاًً از خمینی خواستم كه فتوایی هم علیه چماقداری بدهد كه هرگز نداد. این در شرایطی بود كه همه می‌دانستند كه اگر خمینی وارد نمی‌شد، انتخابات قطعاً دومرحله‌یی می‌شد…
در همان زمان برخی تحلیلگران و ناظران سیاسی گفتند و نوشتند، علت این كه خمینی ناگزیر شد از «عرش اعلای» مرجعیت و ولایت و رهبری آن هم در 80سالگی پایین بیاید و با كاندیدای نسل انقلاب، كه در میان كاندیداها تنها كاندیدایی بود كه در انقلاب ضدسلطنتی به زندان رفته و شكنجه شده و حكم اعدام گرفته بود، مصاف بدهد، این بود كه هیچ‌كس دیگر غیر از خود او توانایی این رویارویی را با مجاهدین نداشت. چون در جامعه انقلاب‌كرده و تشنه آزادی، حمایت از كاندیدای آنها در انتخابات ریاست جمهوری هر روز بیشتر می‌شد.
قبل از كاندیداتوری، من به سراغ وزیر كشور كه رفسنجانی بود رفتم. حتی رفسنجانی هم مخالفت نكرد. حتی در پرسش و پاسخ كیانوری هم خواندم كه گفته بود، با این وضعیت شاید حزب توده هم حمایت از كاندیدای مجاهدین را مورد بررسی قرار بدهد (نقل به مضمون). در آن ایام و در جریان همین انتخابات، با سرعتی شگفت‌انگیز، یك جبهه گسترده و نیرومند از تهران تا كردستان و از همه نیروهای انقلابی و دموكراتیك و ضدارتجاعی و ضددیكتاتوری شكل‌گرفته بود و طبعاً حزب توده نمی‌خواست از معركه عقب‌بیفتد.
به‌همین‌خاطر، پس از حذف توسط خمینی، من در پیامی كه متعاقباً فرستادم، صریحاًنوشتم: «اگر این مبارزه انتخاباتی بازنده‌یی داشته باشد، من نیستم!».
روشن بود كه بازنده حقیقی و رسواشده خمینی بود كه هیچ هماوردی نداشت و آن‌چنان به خود مطمئن بود كه در ابتدای كار، صریحاً گفت و اعلان كرد كه در انتخابات له یا علیه هیچ‌یك از كاندیداها هیچ مداخله‌یی نخواهد كرد.
اما اكنون در مصاف با مجاهدین، این‌چنین از «ماه» به «چاه» كشانده می‌شد!
خمینی خیلی خوب می‌دانست و مطبوعات و خبرگزاریهای بین‌المللی هم می‌نوشتند كه، اگر خمینی شركت كاندیدای مجاهدین در انتخابات را وتو نكرده بود، از میلیونها رأی برخوردار بود كه مانع بزرگی برای خمینی و استقرار دیكتاتوری ولایت فقیه می‌شد. برخی هم ابراز اطمینان می‌كردند كه انتخابات دومرحله‌یی می‌شد و خمینی از نتایج بعدی آن وحشت داشت.
پاسخ به سؤالمان درباره چماقداری را هم، خمینی دو روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری كه آن را تحریم كرده بودیم در تاریخ 7بهمن با هجوم مسلحانه عوامل ارتجاع به مركز امداد پزشكی مجاهدین داد.

@Strategy_gh
نشریه مجاهد دیماه ۱۳۵۸

@Strategy_gh
کیهان ۲بهمن ۱۳۵۸

@Strategy_gh
کیهان ۲بهمن ۱۳۵۸

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉اولین انتخابات ریاست جمهوری


@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔹اولین انتخابات مجلس شورای ملی
اولین انتخابات مجلس كه آن موقع طبق قانون اساسی همین رژیم «مجلس شورای ملی» نام داشت در اواخر اسفند سال1358 برگزار شد. با توجه به تجربه انتخابات خبرگان، تجربه رفراندم قانون اساسی و تجربه انتخابات ریاست جمهوری، و با توجه به تبلیغات و جعلیات جنون‌آمیز خمینی و حزبش(حزب جمهوری اسلامی) علیه مجاهدین، امیدی به برگزاری انتخابات سالم و آزاد مجلس نبود. با این‌همه، تصمیم به شركت و فعالیت همه‌جانیه گرفتیم.
هدف، ادامه‌دادن به فضای مسالمت و پرهیز از جنگ و خونریزی بود. اگر هم خمینی تقلب نمی‌كرد و نتیجه انتخابات را می‌پذیرفت، نورعلی‌نور بود! آن‌وقت می شد باز هم به اصلاح رژیم ولایت فقیه چشم دوخت.
اما بنظر می‌رسید خمینی یقین داشت كه در صورت اصلاح‌شدن رژیم و برگزاری انتخابات آزاد، دیگر جایی برای ولایت فقیه باقی نمی‌ماند.
چنین بود كه در جریان انتخابات مجلس هم، تا توانستند از مجاهدین گرفتند و زدند و زندانی كردند. لوموند در همان‌زمان گزارش كرد كه بیش‌از 2500‌تن از هواداران مجاهدین در دور اول انتخابات مضروب و مجروح شدند و نمایندگان مجاهدین كه قصد نظارت بر جریان رأی‌گیری را داشتند با ضرب و شتم از حوزه‌ها اخراج و حتی بازداشت شدند.
در پی كلان تقلبات انتخاباتی، مجاهدین حتی محل چاپ نشریات و جعل اسناد حزب خمینی علیه خودشان را هم كشف و افشا كردند.
همه كسانی كه آن ایام را به‌خاطر دارند، می‌دانند كه به‌هنگام اعلام نتایج انتخابات مجلس از رادیو و تلویزیون دولتی، در دو روز اول، اسم من و تعداد دیگری از مجاهدین در صدر لیست دارندگان آراء در تهران خوانده ‌می‌شد. اما بعد از دو روز صحنه بالكل چرخید و ما به‌انتهای لیست رفتیم.
با این‌همه، رژیم خودش اعلام‌ كرد كه 25درصد آرا در تهران(بیشتر از 530هزار رأی) به نام من ریخته شده است.
در شهرستانها هم، در‌حالی‌كه حزب خمینی در مجموع حدود 6‌/‌1‌میلیون رأی ‌آورده بود، رأی اعلام‌شده برای مجاهدین، حدود 900هزار، یعنی به‌رغم همه تقلبات، 56درصد حزب حاكم بود. اما عجبا ‌از دولت سر ولایت فقیه، حتی پای یك‌ نفر از مجاهدین هم به مجلس نرسید! جالب است بدانید 25‌نماینده حزب خمینی كه از شهرستانها به مجلس رفتند، در مجموع كمتر از 500هزار رأی آورده بودند
در خاتمه دور اول انتخابات مجلس، با انبوهی مدارك، ‌كه قسمتی از آنها در نشریه مجاهد منتشر شد‌، به‌اثبات رسید كه فقط در تهران نیم‌میلیون رأی مجعول به‌سود حزب خمینی به صندوقها ریخته شده است. ‌خیلی از صندوقها با تأخیر یكی‌دو‌هفته‌یی به انجمن مركزی نظارت بر انتخابات می‌رسید و معلوم بود كه در این فاصله آنها را از آرای مجاهدین خالی و با آرای حزب جمهوری انباشته‌اند.

@Strategy_gh
روزی كه با یك ‌چمدان اسناد تقلبهای انتخاباتی به شورای ارتجاع خمینی رفته بودم، رفسنجانی تقلب را قبول نكرد، اما گفت من یك چیز را قبول دارم و آن این‌كه، هم‌چنان كه خودمان هم (در آمار و ارقام انتخابات) اعلام كرده‌ایم شما بعد از ما هستید…
روزی هم كه با همین اسناد، برای اعتراض رسمی به وزارت كشور رفتم، مهدوی كنی كه در آن زمان وزیر كشور بود، بحث را از «انتخابات» به «اعتقادات» التقاطی! ما منحرف كرد.
محترمانه به او گفتم كه حاج آقا، در زمان شاه به ما می‌گفتند «ماركسیست-اسلامی» و حالا این كلمه با «التقاطی» جایگزین شده، آخر چه دلیلی برای آن دارید؟ وانگهی از شما دعوت می‌كنم به كلاسهای «تبیین جهان» كه هر جمعه در دانشگاه صنعتی شریف برگزار می‌شود تشریف بیاورید و بحثهای ما را ببینید و هركجای آن كه «التقاط» است، تصحیح كنید…
مهدوی كنی گفت:
نه، نیازی به آن نیست، مدارك كافی این‌جا هست.
بعد، بدون هیچ شرم و حیا، كشو میز كارش را كشید و برگه‌های رأی من و اشرف و عزیز(مادر رضاییهای شهید)كه باهم رأی داده بودیم را، جلو رویم گذاشت.
واقعاً سرم سوت كشید كه چگونه در یك رای‌گیری مخفی برگه‌های رأی ما هم از كشو میز وزیر كشور رژیم سر درمی‌آورد!
داستان این بود كه در تهران كه 30نماینده باید انتخاب می‌شدند، هر رأی‌دهنده حق داشت اسم 30نفر را بنویسد.
مجاهدین و ائتلاف انتخاباتی آنها، اسم 24كاندیدا را برای انتخابات مجلس اعلام‌كرده بودند و جا را برای 6اسم خالی گذاشته بودند كه هركس خودش 6نفر دیگر را انتخاب كند و بنویسد. من و اشرف در برگه رأی خودمان اسامی 6تن از انقلابیون فدایی هم‌بند خودمان از سازمان چریكهای فدایی خلق را علاوه بر 24اسم اعلام شده از جانب ائتلاف انتخاباتی خودمان نوشته بودیم كه «شورای معرفی كاندیداهای انقلابی و ترقیخواه» نام داشت.
به مهدوی كنی گفتم: قبل از هرچیز نمی‌فهمم كه آرای مخفی ما نزد شما چه می‌كند؟ بعد هم آیا به‌نظر شما رای‌دادن به 6انقلابی كه سالها در زندان بوده‌اند و آنها هم مثل ما مبارزه می‌كردند و شكنجه شدند و شركت‌كردن آنها در حیات سیاسی كشور دلیل بر التقاط است؟(نقل به مضمون)
مهدوی كنی با وقاحت گفت:
چرا به روحانیت و مسلمین رای ندادید؟
گفتم، راستش نمی‌دانستم كه روزی در وزارت كشور جمهوری اسلامی كه به‌طور معمول باید مجری یك انتخابات آزاد با رای‌گیری مخفی باشد، مورد چنین مواخذه‌یی قرار خواهم گرفت كه تفتیش عقیده را تداعی می‌كند(نقل به مضمون).

@Strategy_gh