✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹درگذشت پدرطالقانی
✅قبل از وفات پدرطالقانی در 19شهریور58 پشتمان به او گرم بود. پدرطالقانی بهراستی روح راستین انقلاب ضدسلطنتی بود. خمینی از اینكه آقای طالقانی را در سخنرانی بهمناسبت 4خرداد58 كه در ترمینال خزانه در جنوب شهر تهران برگزار شد، كاندیدای ریاست جمهوری كرده بودیم بهشدت گزیده و پركینه بود، اگر چه من در این سخنرانی منتهای احترام را برای شخص خمینی قائل شدم و از خود او خواستم كه خودش تكلیف شرعی كند تا آیتالله طالقانی مسئولیت ریاست جمهوری را بپذیرند. بگذریم كه خمینی بهشدت از این بابت بهقول خودش «سیلی خورده» و زخم خورده بود. چرا كه خوب میفهمید هدف ما از ریاست جمهوری آقای طالقانی محدودكردن قدرت انحصاری او و در یك كلام رفرم و اصلاح در حكومت دینی و رژیم ولی فقیه است.
از لحظهیی كه شبانگاه همان روز نام پدر طالقانی را بهعنوان كاندیدای ریاست جمهوری اعلان كردم تا زمان وفات ایشان، ذوق و شوق فوقالعاده را در قشرهای مختلف مردم دیده یا میشنیدم. از كارگران بندرعباس تا زنان رشت و جوانان تبریز و طلاب مترقی در مشهد و همچنین اغلب گروههای سیاسی و مذهبی و ملی و مترقی كه از سلطه آخوندهای همجنس خمینی به ستوه آمده بودند.
در اعلام نام پدرطالقانی به عنوان كاندیدای ریاست جمهوری، با تشكر از استقبال پرشور جمعیت گفتم:
«بله، بله، متشكرم، پس ما حضرت آیتاللهالعظمی طالقانی را به عنوان نخستین، به عنوان نامزد نخستین ریاست جمهوری اسلامی ایران معرفی میكنیم.
نكته دیگری هم هست كه بشارت بزرگی برای تمام ما یعنی شرط دیگری در ایشون هست، مضافا بر سوابق چهلساله مبارزاتی ایشون علیه طاغوتهای زمان كه بخش اعظمش در زجر و حبس و تبعید گذشته یك نكته مهمتر هم هست و اون اینكه ما كسی را انتخاب میكنیم كه معلم كبیر قرآن است. مبارك باد برای شما…(شعار جمعیت درود بر طالقانی)
و بگذارید مجدداً از همین جا از تمام گروهها بهخصوص گروههای مسلمان در گوشه و كنار ایران تقاضا بكنیم اگر با این انتخاب موافقت دارند موافقت خودشون را اعلام بكنند (جمعیت: صحیح است).
انشاءالله كه خواسته تمام مردم ایران همین باشد…».
بعد از این معرفی، یكبار كه به دیدار پدرطالقانی در محل اقامتش كه یك طبقه از آپارتمان پدر رضاییهای شهید در خیابان تختجمشید بود، رفتیم، پدر با عتاب و تغیر به من گفت چرا اینكار را كردید؟ شما كه بهمن نگفته بودید… اما اینها (اشاره اش به جماعت خمینی بود) كه باور نمیكنند و بر سر من میریزند…
من گفتم: اگر از قبل به شما میگفتیم، برایمان روشن بود كه مخالفت خواهیدكرد، اما حالا دیگر فایده ندارد چون مردم بالاترین مژدگانی را دریافت كردهاند و دستبردار نخواهند بود.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹درگذشت پدرطالقانی
✅قبل از وفات پدرطالقانی در 19شهریور58 پشتمان به او گرم بود. پدرطالقانی بهراستی روح راستین انقلاب ضدسلطنتی بود. خمینی از اینكه آقای طالقانی را در سخنرانی بهمناسبت 4خرداد58 كه در ترمینال خزانه در جنوب شهر تهران برگزار شد، كاندیدای ریاست جمهوری كرده بودیم بهشدت گزیده و پركینه بود، اگر چه من در این سخنرانی منتهای احترام را برای شخص خمینی قائل شدم و از خود او خواستم كه خودش تكلیف شرعی كند تا آیتالله طالقانی مسئولیت ریاست جمهوری را بپذیرند. بگذریم كه خمینی بهشدت از این بابت بهقول خودش «سیلی خورده» و زخم خورده بود. چرا كه خوب میفهمید هدف ما از ریاست جمهوری آقای طالقانی محدودكردن قدرت انحصاری او و در یك كلام رفرم و اصلاح در حكومت دینی و رژیم ولی فقیه است.
از لحظهیی كه شبانگاه همان روز نام پدر طالقانی را بهعنوان كاندیدای ریاست جمهوری اعلان كردم تا زمان وفات ایشان، ذوق و شوق فوقالعاده را در قشرهای مختلف مردم دیده یا میشنیدم. از كارگران بندرعباس تا زنان رشت و جوانان تبریز و طلاب مترقی در مشهد و همچنین اغلب گروههای سیاسی و مذهبی و ملی و مترقی كه از سلطه آخوندهای همجنس خمینی به ستوه آمده بودند.
در اعلام نام پدرطالقانی به عنوان كاندیدای ریاست جمهوری، با تشكر از استقبال پرشور جمعیت گفتم:
«بله، بله، متشكرم، پس ما حضرت آیتاللهالعظمی طالقانی را به عنوان نخستین، به عنوان نامزد نخستین ریاست جمهوری اسلامی ایران معرفی میكنیم.
نكته دیگری هم هست كه بشارت بزرگی برای تمام ما یعنی شرط دیگری در ایشون هست، مضافا بر سوابق چهلساله مبارزاتی ایشون علیه طاغوتهای زمان كه بخش اعظمش در زجر و حبس و تبعید گذشته یك نكته مهمتر هم هست و اون اینكه ما كسی را انتخاب میكنیم كه معلم كبیر قرآن است. مبارك باد برای شما…(شعار جمعیت درود بر طالقانی)
و بگذارید مجدداً از همین جا از تمام گروهها بهخصوص گروههای مسلمان در گوشه و كنار ایران تقاضا بكنیم اگر با این انتخاب موافقت دارند موافقت خودشون را اعلام بكنند (جمعیت: صحیح است).
انشاءالله كه خواسته تمام مردم ایران همین باشد…».
بعد از این معرفی، یكبار كه به دیدار پدرطالقانی در محل اقامتش كه یك طبقه از آپارتمان پدر رضاییهای شهید در خیابان تختجمشید بود، رفتیم، پدر با عتاب و تغیر به من گفت چرا اینكار را كردید؟ شما كه بهمن نگفته بودید… اما اینها (اشاره اش به جماعت خمینی بود) كه باور نمیكنند و بر سر من میریزند…
من گفتم: اگر از قبل به شما میگفتیم، برایمان روشن بود كه مخالفت خواهیدكرد، اما حالا دیگر فایده ندارد چون مردم بالاترین مژدگانی را دریافت كردهاند و دستبردار نخواهند بود.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
اع ✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹اعلام جنگ غیررسمی با مجاهدین از سوی خمینی
✅در برابر اقبال روزافزون قشرهای مختلف مردم به كاندیداتوری پدرطالقانی، از آنسو فشارهای خمینی و ایادیش بر آن بزرگوار بالا گرفت تا اعلام انصراف و مخالفت كند. فكر میكنم حتی یكبار خمینی از سر بغض نسبت به پدرطالقانی علناً هم گفت كه دوست ندارد یك روحانی رئیسجمهور شود.
چند هفته بعد در تیرماه 58، خمینی انتقام گرفت و زهرش را ریخت. یك نوار كاست با صدای خود خمینی بهطور گسترده و سراسری كه دستبهدست می چرخید، پخش شد و ما را غافلگیر كرد. در این نوار، خمینی در توجیه سركردگان پاسداران و چماقداران و حزباللهیها تقریباً تمام همان حرفهایی را كه علیه مجاهدین یك سال بعد در تیر59 علنی كرد و در رادیو و تلویزیون و مطبوعات پخش شد، حتی با لحن تند و تیزتر، بیان كرده بود.
بهواقع این یك اعلام جنگ غیررسمی بود. هرچند كه من در 4خرداد به هنگام نامزدكردن پدرطالقانی برای ریاست جمهوری، آگاهانه و بهعمد از هیچ مایهگذاری برای خمینی فروگذار نكرده بودم. واقعا میخواستم حسن نیت خودمان را نشان بدهم كه قصد نداریم زیرآب او را بزنیم، بلكه قصد اصلاح امور را داریم. واقعاً هم اگر خمینی به ریاست جمهوری آقای طالقانی تن میداد، مطمئناً نقشة مسیر، متفاوت میشد. همچنین میخواستم كینه شتری و احساس «هووگری» سیاسی خمینی با پدرطالقانی برانگیخته نشود.
وقتی در سال 57، قبل از سقوط شاه، پدرطالقانی از زندان آزاد شد، بیش از یك میلیون تن از مردم تهران به در خانه پدر رفتند و از او استقبال كردند. در انتخابات خبرگان هم، با بیش از دومیلیون رأی نماینده اول تهران و در حقیقت تمام ایران بود. خمینی چشم دیدن پدرطالقانی را نداشت و حتی بعد از وفات پدر، در پیام تسلیتش هم، او را حجتالاسلام طالقانی خطاب میكرد. اصولاً ارتقای منتظری به منصب جانشینی خمینی كه در مراسم رژیم تحت عنوان«امید امت و امام» معرفی میشد، علتش حسادت و كینتوزی خمینی نسبت به آیتالله طالقانی بود.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹اعلام جنگ غیررسمی با مجاهدین از سوی خمینی
✅در برابر اقبال روزافزون قشرهای مختلف مردم به كاندیداتوری پدرطالقانی، از آنسو فشارهای خمینی و ایادیش بر آن بزرگوار بالا گرفت تا اعلام انصراف و مخالفت كند. فكر میكنم حتی یكبار خمینی از سر بغض نسبت به پدرطالقانی علناً هم گفت كه دوست ندارد یك روحانی رئیسجمهور شود.
چند هفته بعد در تیرماه 58، خمینی انتقام گرفت و زهرش را ریخت. یك نوار كاست با صدای خود خمینی بهطور گسترده و سراسری كه دستبهدست می چرخید، پخش شد و ما را غافلگیر كرد. در این نوار، خمینی در توجیه سركردگان پاسداران و چماقداران و حزباللهیها تقریباً تمام همان حرفهایی را كه علیه مجاهدین یك سال بعد در تیر59 علنی كرد و در رادیو و تلویزیون و مطبوعات پخش شد، حتی با لحن تند و تیزتر، بیان كرده بود.
بهواقع این یك اعلام جنگ غیررسمی بود. هرچند كه من در 4خرداد به هنگام نامزدكردن پدرطالقانی برای ریاست جمهوری، آگاهانه و بهعمد از هیچ مایهگذاری برای خمینی فروگذار نكرده بودم. واقعا میخواستم حسن نیت خودمان را نشان بدهم كه قصد نداریم زیرآب او را بزنیم، بلكه قصد اصلاح امور را داریم. واقعاً هم اگر خمینی به ریاست جمهوری آقای طالقانی تن میداد، مطمئناً نقشة مسیر، متفاوت میشد. همچنین میخواستم كینه شتری و احساس «هووگری» سیاسی خمینی با پدرطالقانی برانگیخته نشود.
وقتی در سال 57، قبل از سقوط شاه، پدرطالقانی از زندان آزاد شد، بیش از یك میلیون تن از مردم تهران به در خانه پدر رفتند و از او استقبال كردند. در انتخابات خبرگان هم، با بیش از دومیلیون رأی نماینده اول تهران و در حقیقت تمام ایران بود. خمینی چشم دیدن پدرطالقانی را نداشت و حتی بعد از وفات پدر، در پیام تسلیتش هم، او را حجتالاسلام طالقانی خطاب میكرد. اصولاً ارتقای منتظری به منصب جانشینی خمینی كه در مراسم رژیم تحت عنوان«امید امت و امام» معرفی میشد، علتش حسادت و كینتوزی خمینی نسبت به آیتالله طالقانی بود.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
✅اینكه گفتم اگر خمینی ریاست جمهوری آقای طالقانی را می پذیرفت، نقشه مسیر تفاوت میكرد و رژیم خمینی اصلاح میشد، در قیاس معالفارق، مثل تابستان همین امسال(1388) است كه باز هم برای آزمایش به خبرگان رژیم اندرز دادیم، تا دیرنشده بهخاطر نجات خودشان هم كه شده خامنهای را عزل و آقای منتظری را موقتاً جایگزین كنند تا مقدمات انتخابات آزاد تحت نظر سازمان ملل متحد بر اساس اصل حاكمیت مردم(و نه ولایت فقیه) فراهم شود.
برمیگردم به ادامه بحث درباره اعلام جنگ غیررسمی خمینی به مجاهدین در تیرماه1358 پس از اینكه پدرطالقانی را نامزد ریاست جمهوری كردیم.
پس از توزیع نوار خمینی بهصدای خودش، هیستری پاسداران و چماقداران و حزباللهیها علیه مجاهدین بالاگرفت. هیچ روزی نبود كه زخمی و مجروح و مضروب و مصدوم و حمله به دفاتر و ستادهایمان در نقاط مختلف نداشته باشیم. تحریكات و اذیت و آزار و حملهها برای بیرونكردن ما از دفتر مركزیمان در ساختمان 9طبقه بنیاد علوی(بنیاد پهلوی سابق) در خیابان مصدق كه در جریان قیام آن را تسخیر كرده بودیم، بالا گرفت. مثل همین امروز و بهانههایی كه بخش ولایت فقیه در دولت عراق علیه اشرف میگیرد، آن زمان هم حرف اصلی این بود كه حكومت میخواهد حاكمیتش را اعمال كند! سپس چماقداران و حزباللهیهای آن روزگار تحت عنوان «امت همیشه در صحنه» سررسیدند. اما فایده نكرد چون ما عهد كرده بودیم كه بدون حكم رسمی حكومتی مقرمان را تخلیه نكنیم و قیمتی را كه باید، از خمینی وصول كنیم.
همزمان از مجاری رسمی دولت بازرگان هم وارد شدند. در آن زمان، مهندس سالور از طرف بازرگان سرپرستی ادارات و تمام مایملك بنیاد پهلوی سابق را بهعهده داشت كه بعداً تبدیل به بنیاد باصطلاح مستضعفان شد و آخوندها آن را تسخیر كردند. من بارها ساعت 6صبح، قبل از وقت اداری به خانه مهندس سالور میرفتم و مداركمان را در مورد بنیاد علوی و اینكه چه كردهایم و چه میكنیم و اموال و پولها و خودروهای آن چه شد؟ ارائه میدادم. ا
@Strategy_gh
برمیگردم به ادامه بحث درباره اعلام جنگ غیررسمی خمینی به مجاهدین در تیرماه1358 پس از اینكه پدرطالقانی را نامزد ریاست جمهوری كردیم.
پس از توزیع نوار خمینی بهصدای خودش، هیستری پاسداران و چماقداران و حزباللهیها علیه مجاهدین بالاگرفت. هیچ روزی نبود كه زخمی و مجروح و مضروب و مصدوم و حمله به دفاتر و ستادهایمان در نقاط مختلف نداشته باشیم. تحریكات و اذیت و آزار و حملهها برای بیرونكردن ما از دفتر مركزیمان در ساختمان 9طبقه بنیاد علوی(بنیاد پهلوی سابق) در خیابان مصدق كه در جریان قیام آن را تسخیر كرده بودیم، بالا گرفت. مثل همین امروز و بهانههایی كه بخش ولایت فقیه در دولت عراق علیه اشرف میگیرد، آن زمان هم حرف اصلی این بود كه حكومت میخواهد حاكمیتش را اعمال كند! سپس چماقداران و حزباللهیهای آن روزگار تحت عنوان «امت همیشه در صحنه» سررسیدند. اما فایده نكرد چون ما عهد كرده بودیم كه بدون حكم رسمی حكومتی مقرمان را تخلیه نكنیم و قیمتی را كه باید، از خمینی وصول كنیم.
همزمان از مجاری رسمی دولت بازرگان هم وارد شدند. در آن زمان، مهندس سالور از طرف بازرگان سرپرستی ادارات و تمام مایملك بنیاد پهلوی سابق را بهعهده داشت كه بعداً تبدیل به بنیاد باصطلاح مستضعفان شد و آخوندها آن را تسخیر كردند. من بارها ساعت 6صبح، قبل از وقت اداری به خانه مهندس سالور میرفتم و مداركمان را در مورد بنیاد علوی و اینكه چه كردهایم و چه میكنیم و اموال و پولها و خودروهای آن چه شد؟ ارائه میدادم. ا
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
✅ او هم با دقت موضوع را پیگیری میكرد تا اینكه هرآن چه را برگرداندنی بود، برگرداندیم و تسویهحساب گرفتیم. بعد هم به دیدن مهندس بازرگان در مقام نخست وزیر رفتم و گزارش كاملی ارائه كردم كه همزمان در نشریه مجاهد هم منتشر شد. به این ترتیب دولت بازرگان و مهندس سالور در طرف ما قرارگرفتند. چون اعلام كردیم كه حاضریم این ساختمان را بخریم یا اجاره كنیم. حتی آقای صدر وزیر دادگستری بازرگان شخصاً 50هزارتومان كمك مالی فرستاد. دكتر سامی هم كه وزیر بهداری بود در ائتلاف سیاسی با جنبش ملی مجاهدین بود و اذیت و آزارهایی را كه جماعت خمینی به مجاهدین وارد میكردند، قویاً محكوم میكرد. دكتر سامی را بعدها همین خامنهای، در قتلهای زنجیرهیی بهقتل رساند.
سرانجام وقتی برگ «امت همیشه در صحنه» سوخت، دادستان ارتجاع (آذری قمی) حكم رسمی را تخلیه صادر كرد، پس از چندین هفته كه هزاران تن از دانشجویان و هواداران بهطور شبانهروزی دورتادور ستاد زنجیر بسته بودند، خواهش كردیم كه كنار بروند و حكم رسمی تخلیه را پذیرفتیم. بهنظر میرسید خمینی و دارودستهاش بهقدركافی در این جریان رسوا شده باشند.
اما مهمترین نكته، این بود كه با خویشتنداری و تحمل همه لطمات و صدمات، جنگ غیررسمی را كه خمینی اعلام كرده بود تا اعلان جنگ رسمی كه در تیر59 انجام داد، به مدت یكسال بهعقب انداختیم.
در مرداد58 خمینی تهاجم و جنگ ضدمردمی در كردستان و اعدامهای سبعانه آنجا را با خلخالی شروع كرده بود و فضای اختناق و سركوب گامبهگام چیره میشد. یك نمونه آن قتل عام اهالی بیگناه دهكده قارنا بود كه داستان جداگانه خود را دارد.
@Strategy_gh
سرانجام وقتی برگ «امت همیشه در صحنه» سوخت، دادستان ارتجاع (آذری قمی) حكم رسمی را تخلیه صادر كرد، پس از چندین هفته كه هزاران تن از دانشجویان و هواداران بهطور شبانهروزی دورتادور ستاد زنجیر بسته بودند، خواهش كردیم كه كنار بروند و حكم رسمی تخلیه را پذیرفتیم. بهنظر میرسید خمینی و دارودستهاش بهقدركافی در این جریان رسوا شده باشند.
اما مهمترین نكته، این بود كه با خویشتنداری و تحمل همه لطمات و صدمات، جنگ غیررسمی را كه خمینی اعلام كرده بود تا اعلان جنگ رسمی كه در تیر59 انجام داد، به مدت یكسال بهعقب انداختیم.
در مرداد58 خمینی تهاجم و جنگ ضدمردمی در كردستان و اعدامهای سبعانه آنجا را با خلخالی شروع كرده بود و فضای اختناق و سركوب گامبهگام چیره میشد. یك نمونه آن قتل عام اهالی بیگناه دهكده قارنا بود كه داستان جداگانه خود را دارد.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
Audio
اع ✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹اولین انتخابات ریاست جمهوری
✅در تهران پس از وفات پدر طالقانی و خیزش عظیم و سراسری مردم ایران در تشییع او، فضا چرخید. بهطوریكه بعد از چندماه كار نیمهمخفی ـ نیمهعلنی، ما دوباره بهكار علنی روی آوردیم و این بار دفتر مركزی مجاهدین را كه با پول خودمان و با سند رسمی خریده بودیم، در خیابان انزلی (منشعب از تخت جمشید كه آن زمان به خیابان طالقانی تغییر نام یافته بود) دایر كردیم و رسماًً و علناً وارد انتخابات ریاست جمهوری شدیم.
در این دوره هم وقتی كه كار بالاگرفت، خمینی سرانجام خودش با فتوای رسمی حذف وارد شد. تهدیدهای بچهترسان مؤتلفه و فداییان اسلام و دیگر مزدوران او به ترور را به پشیزی نخریدیم و صبركردیم تا خودش وارد شود. چون خطمان مبارزه سیاسی افشاگرانه بود.
حرف خمینی در فتوایش این بود كه كسی كه به ولایت فقیه رأی مثبت نداده، صلاحیت ندارد. برای همه روشن بود كه منظورش فقط كاندیدای مجاهدین است كه به ولایت فقیه رأی نداده و رفراندم مربوطه را تحریم كرده بودند. بقیه رأیشان را داده بودند. منهم بلادرنگ اعلام كنارهگیری كردم اما متقابلاًً از خمینی خواستم كه فتوایی هم علیه چماقداری بدهد كه هرگز نداد. این در شرایطی بود كه همه میدانستند كه اگر خمینی وارد نمیشد، انتخابات قطعاً دومرحلهیی میشد…
در همان زمان برخی تحلیلگران و ناظران سیاسی گفتند و نوشتند، علت این كه خمینی ناگزیر شد از «عرش اعلای» مرجعیت و ولایت و رهبری آن هم در 80سالگی پایین بیاید و با كاندیدای نسل انقلاب، كه در میان كاندیداها تنها كاندیدایی بود كه در انقلاب ضدسلطنتی به زندان رفته و شكنجه شده و حكم اعدام گرفته بود، مصاف بدهد، این بود كه هیچكس دیگر غیر از خود او توانایی این رویارویی را با مجاهدین نداشت. چون در جامعه انقلابكرده و تشنه آزادی، حمایت از كاندیدای آنها در انتخابات ریاست جمهوری هر روز بیشتر میشد.
قبل از كاندیداتوری، من به سراغ وزیر كشور كه رفسنجانی بود رفتم. حتی رفسنجانی هم مخالفت نكرد. حتی در پرسش و پاسخ كیانوری هم خواندم كه گفته بود، با این وضعیت شاید حزب توده هم حمایت از كاندیدای مجاهدین را مورد بررسی قرار بدهد (نقل به مضمون). در آن ایام و در جریان همین انتخابات، با سرعتی شگفتانگیز، یك جبهه گسترده و نیرومند از تهران تا كردستان و از همه نیروهای انقلابی و دموكراتیك و ضدارتجاعی و ضددیكتاتوری شكلگرفته بود و طبعاً حزب توده نمیخواست از معركه عقببیفتد.
بههمینخاطر، پس از حذف توسط خمینی، من در پیامی كه متعاقباً فرستادم، صریحاًنوشتم: «اگر این مبارزه انتخاباتی بازندهیی داشته باشد، من نیستم!».
روشن بود كه بازنده حقیقی و رسواشده خمینی بود كه هیچ هماوردی نداشت و آنچنان به خود مطمئن بود كه در ابتدای كار، صریحاً گفت و اعلان كرد كه در انتخابات له یا علیه هیچیك از كاندیداها هیچ مداخلهیی نخواهد كرد.
اما اكنون در مصاف با مجاهدین، اینچنین از «ماه» به «چاه» كشانده میشد!
خمینی خیلی خوب میدانست و مطبوعات و خبرگزاریهای بینالمللی هم مینوشتند كه، اگر خمینی شركت كاندیدای مجاهدین در انتخابات را وتو نكرده بود، از میلیونها رأی برخوردار بود كه مانع بزرگی برای خمینی و استقرار دیكتاتوری ولایت فقیه میشد. برخی هم ابراز اطمینان میكردند كه انتخابات دومرحلهیی میشد و خمینی از نتایج بعدی آن وحشت داشت.
پاسخ به سؤالمان درباره چماقداری را هم، خمینی دو روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری كه آن را تحریم كرده بودیم در تاریخ 7بهمن با هجوم مسلحانه عوامل ارتجاع به مركز امداد پزشكی مجاهدین داد.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹اولین انتخابات ریاست جمهوری
✅در تهران پس از وفات پدر طالقانی و خیزش عظیم و سراسری مردم ایران در تشییع او، فضا چرخید. بهطوریكه بعد از چندماه كار نیمهمخفی ـ نیمهعلنی، ما دوباره بهكار علنی روی آوردیم و این بار دفتر مركزی مجاهدین را كه با پول خودمان و با سند رسمی خریده بودیم، در خیابان انزلی (منشعب از تخت جمشید كه آن زمان به خیابان طالقانی تغییر نام یافته بود) دایر كردیم و رسماًً و علناً وارد انتخابات ریاست جمهوری شدیم.
در این دوره هم وقتی كه كار بالاگرفت، خمینی سرانجام خودش با فتوای رسمی حذف وارد شد. تهدیدهای بچهترسان مؤتلفه و فداییان اسلام و دیگر مزدوران او به ترور را به پشیزی نخریدیم و صبركردیم تا خودش وارد شود. چون خطمان مبارزه سیاسی افشاگرانه بود.
حرف خمینی در فتوایش این بود كه كسی كه به ولایت فقیه رأی مثبت نداده، صلاحیت ندارد. برای همه روشن بود كه منظورش فقط كاندیدای مجاهدین است كه به ولایت فقیه رأی نداده و رفراندم مربوطه را تحریم كرده بودند. بقیه رأیشان را داده بودند. منهم بلادرنگ اعلام كنارهگیری كردم اما متقابلاًً از خمینی خواستم كه فتوایی هم علیه چماقداری بدهد كه هرگز نداد. این در شرایطی بود كه همه میدانستند كه اگر خمینی وارد نمیشد، انتخابات قطعاً دومرحلهیی میشد…
در همان زمان برخی تحلیلگران و ناظران سیاسی گفتند و نوشتند، علت این كه خمینی ناگزیر شد از «عرش اعلای» مرجعیت و ولایت و رهبری آن هم در 80سالگی پایین بیاید و با كاندیدای نسل انقلاب، كه در میان كاندیداها تنها كاندیدایی بود كه در انقلاب ضدسلطنتی به زندان رفته و شكنجه شده و حكم اعدام گرفته بود، مصاف بدهد، این بود كه هیچكس دیگر غیر از خود او توانایی این رویارویی را با مجاهدین نداشت. چون در جامعه انقلابكرده و تشنه آزادی، حمایت از كاندیدای آنها در انتخابات ریاست جمهوری هر روز بیشتر میشد.
قبل از كاندیداتوری، من به سراغ وزیر كشور كه رفسنجانی بود رفتم. حتی رفسنجانی هم مخالفت نكرد. حتی در پرسش و پاسخ كیانوری هم خواندم كه گفته بود، با این وضعیت شاید حزب توده هم حمایت از كاندیدای مجاهدین را مورد بررسی قرار بدهد (نقل به مضمون). در آن ایام و در جریان همین انتخابات، با سرعتی شگفتانگیز، یك جبهه گسترده و نیرومند از تهران تا كردستان و از همه نیروهای انقلابی و دموكراتیك و ضدارتجاعی و ضددیكتاتوری شكلگرفته بود و طبعاً حزب توده نمیخواست از معركه عقببیفتد.
بههمینخاطر، پس از حذف توسط خمینی، من در پیامی كه متعاقباً فرستادم، صریحاًنوشتم: «اگر این مبارزه انتخاباتی بازندهیی داشته باشد، من نیستم!».
روشن بود كه بازنده حقیقی و رسواشده خمینی بود كه هیچ هماوردی نداشت و آنچنان به خود مطمئن بود كه در ابتدای كار، صریحاً گفت و اعلان كرد كه در انتخابات له یا علیه هیچیك از كاندیداها هیچ مداخلهیی نخواهد كرد.
اما اكنون در مصاف با مجاهدین، اینچنین از «ماه» به «چاه» كشانده میشد!
خمینی خیلی خوب میدانست و مطبوعات و خبرگزاریهای بینالمللی هم مینوشتند كه، اگر خمینی شركت كاندیدای مجاهدین در انتخابات را وتو نكرده بود، از میلیونها رأی برخوردار بود كه مانع بزرگی برای خمینی و استقرار دیكتاتوری ولایت فقیه میشد. برخی هم ابراز اطمینان میكردند كه انتخابات دومرحلهیی میشد و خمینی از نتایج بعدی آن وحشت داشت.
پاسخ به سؤالمان درباره چماقداری را هم، خمینی دو روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری كه آن را تحریم كرده بودیم در تاریخ 7بهمن با هجوم مسلحانه عوامل ارتجاع به مركز امداد پزشكی مجاهدین داد.
@Strategy_gh