استراتژی قیام
1.44K subscribers
910 photos
1.54K videos
23 files
1.62K links
🔸آموزش‌های مسعود رجوی برای نسل جوان
پیام‌ها و سخنرانی‌ها

ادمین تماس:
@Yasser_2022
اینستاگرام
instagram.com/strategyghiam
Download Telegram
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔹آخرین دیدار با خمینی
در اواسط هفته بعد، به من اطلاع دادند كه احمد خمینی زنگ زده و دعوت كرده است كه در آخر هفته برای دیدار با خمینی به قم بروم. از تشریح جزییات می‌گذرم اما مختصراً باید بگویم كه ما خودمان هیچ‌گاه عكس آن را منتشر نكردیم تا این‌كه بعدها همین رژیم خودش آن را منتشر كرد.
علت این بود كه در بدو ورود هیأت مجاهدین كه فكر می‌كنم 10-12نفر بودیم، وقتی دید برخلاف معمول و دیدارهایی كه با سایرین داشت، باز هم از تكبیرگفتن و دست‌بوسی خبری نیست ناگهان ازكوره ‌در رفت و بر سر مجاهد شهید محمود میرمالك كه از این صحنه عكس می‌گرفت به‌طرز بسیار خشن و زننده‌یی فریاد زد: «عكس نگیر»! این در حالی بود كه دفتر خمینی خودش روز بعد خبر این ملاقات را به مطبوعات داد.
اما بعد از فریادكشیدن خمینی، برای این‌كه این ملاقات و آن‌چه
می‌خواهیم بگوییم، درهم نریزد، دوربین را گرفتم و با فیلمهایش به احمد دادم و رو به خمینی با اشاره به دوربین در دست احمد گفتم: «خدمت خودتان باشد». بعد كه خمینی بر خودش مسلط شد، موسی(سردار خیابانی) و من را كه هر دو مسلح هم بودیم، در سمت چپ و راست خودش نشاند و شروع به صحبت كرد.
این را هم بگویم كه بعداً فهمیدم احمد به‌اشاره خود خمینی، دوربین را به مجاهد شهید محمود میرمالك برگردانده بود اما ما خودمان هیچ‌گاه از عكسها استفاده نكردیم.
خمینی بعد از تعارفات اولیه و ابراز علاقه و دوستی شدیدش نسبت به آیت‌الله شاه‌آبادی پدربزرگ برادر مجاهدمان محمود احمدی كه در همین ملاقات حاضر بود، حرفش با ما این بود كه:
خیلی از آقایان از شما شكایت و گله دارند و همین دیروز هم كه فهمیدند شما این‌جا می‌آیید، همه كتابها و اعلامیه‌هایتان را آوردند به من نشان دادند، اما من اعتنا ندارم و فقط می‌خواهم شما با مردم و اسلام باشید تا اوضاع سابق به‌كشور برنگردد…(نقل به مضمون).

منظور خمینی از مردم و اسلام واضح بود. گردن‌گذاشتن به ولایت و هژمونی خودش را می‌خواست كه طبعاً مرز سرخ ایدئولوژیك ما با ارتجاع بود.
منهم گفتم: ما اسلاممان را ساده پیدا نكرده‌ایم بلكه اعتقاد به آن را از لابلای رنج و خون مردم ایران و جوخه‌های اعدام و اتاقهای شكنجه به‌دست آورده‌ایم. از شما هیچ درخواست دنیوی و مادی نداریم. در راه آزادی و استقلال ایران، ما را بدون كمترین چشمداشت دنیوی و مادی، كمترین سربازان خود بدانید. اكنون قدرت سیاسی و قدرت مذهبی در شما متمركز شده و اگر در راه خدا و خلق از آن استفاده شود می‌تواند كون و مكان را تغییر دهد(نقل به مضمون). سپس خطبه حضرت علی در نهج‌البلاغه در مورد حق مردم بر والی و حاكمیت و حق والی و حاكمیت بر مردم را برایش خواندم و نتیجه گرفتم كه محور و كانون همه مسائل و خواستها كه انقلاب ضدسلطنتی هم اساساً برای آن به‌پا شد، مسأله آزادی است. خمینی این نتیجه‌گیری را تماماً تأیید كرد و گفت:«اسلام بیش از هرچیز به آزادی عنایت دارد و در اسلام خلاف آزادی نیست الا در چیزهایی كه مخالف با عفت عمومی است».
دو روز بعد همین حرف خمینی در مطبوعات آن زمان به‌تاریخ 8اردیبهشت 1358 تیتر شد كه«اسلام بیشتر از هر چیز به آزادی عنایت دارد».
در زیرش هم از قول من نوشته بودند: «ما مكتب اسلام را از لابه‌لای جوخه‌های اعدام و شكنجه‌ها كسب كرد‌ه‌ایم». همزمان دفتر خمینی اعلان كرد كه ملاقاتهای او به مدت 6روز متوقف می‌شود. جالب است بدانید كه در بازگشت از همین ملاقات مطلع شدیم كه اطلاعات سپاه جدیدالتأسیس پاسداران در آن روزگار(غرضی و آلادپوش از بریده‌مزدوران پیشین) همراه با اداره هشتم ساواك كه اكنون اسم جدیدی پیداكرده بود، به اتفاق ماشاءالله قصاب، كمیته‌چی مستقر در جنب سفارت آمریكا، مجاهد خلق محمدرضا سعادتی را دستگیر كرده و به نقطه نامعلومی برده‌اند.

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔹آخرین دیدار با خمینی

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔹آخرین دیدار با خمینی

@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️


🔹رفت‌وآمدهای مستمر به قم
و دیدارهای مكرر با اعضای «شورای انقلاب» خمینی
تلاشهای ما برای راضی‌كردن خمینی به قبول حداقل آزادیها و حقوق قانونی ناشی از انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران در آن 28ماه و فاز سیاسی كه گفتم، لاینقطع و به‌اشكال گوناگون ادامه داشت. از دیدارهای مكرر با مهندس بازرگان در زمانی كه نخست‌وزیر بود و بعد از آن. در آخرین دیدار بازرگان به من گفت راهش این است كه جبهه‌یی از نیروهای ملی و مقبول درست كنیم كه شما «اكستریم گش» آن باشید. منظورش این بود كه مجاهدین در منتهی‌الیه چپ این جبهه قرارداشته باشند و من‌هم بلادرنگ استقبال كردم اما می‌دانستم كه خمینی چنین فرصتی به او نخواهد داد.
ما هم‌چنین رفت‌‌وآمدهای دائمی به‌قم داشتیم برای دیدار و گفتگو با احمد خمینی كه رابط ما با پدرش بود. احمد در این زمان در دستگاه خمینی نقش وزیر دربار داشت. اما وضع حسین خمینی(نوه خمینی) از ابتدا به‌كلی متفاوت بود و در دیدارهای متعددی كه با او داشتم، در آن‌زمان بسیار سمپاتیك و در واقع مخالف دستگاه خمینی بود و بعد از 30خرداد هم شنیدم كه خمینی او را به‌دلیل مخالفت با اعدام مجاهدین، تهدید به مجازات و ناگزیر از حبس خانگی كرده است.
هم‌چنین در آن روزگار دیدار و گفتگوهای متوالی با تك‌به‌تك اعضای شورای ارتجاع خمینی داشتیم كه به ‌آن «شورای انقلاب» می‌گفتند. از بهشتی تا رفسنجانی و موسوی اردبیلی و همین خامنه‌ای و شیبانی و سحابی و بنی‌صدر.
در آن زمان رفسنجانی دردانه خمینی بود و خمینی بالاترین مناصب را به او می‌داد. حتی در دوره نخست‌وزیری موسوی، خمینی یك‌بار به‌طورعلنی گوش او را كشید و گفت چرا قبل از گفتن فلان مطلب با مسئولین مملكتی بالاتر از خودت مشورت نكردی. منظور خمینی مشخصاً رفسنجانی بود كه در مقام رئیس مجلس به موسوی امر و نهی می‌كرد.
یك‌بار رفسنجانی كه برای شكایت از تقلبهای انتخابات مجلس نزدش رفته بودم، به‌من گفت، شما ما را مجبور كردید كه برویم رئیس و وزیر از خارجه بیاوریم. منظورش، به‌خصوص طعنه‌زدن به بنی‌صدر و قطب‌زاده بود كه اختلافهایشان سر باز كرده بود. مضمون حرف رفسنجانی با مایه‌هایی كه برای مجاهدین می‌گذاشت، این بود كه اگر با ما راه می‌آمدید ازآن‌جاكه تنها و اولین گروه انقلابی مسلمان بودید كه با شاه به جنگ برخاستید، نیازی به سایرین نبود. البته من اعتنایی نكردم تا ذره‌یی گمان نكند كه می‌تواند ما را با خودش علیه كسی همراه كند. این، رسم مروت نبود…

@Strategy_gh
یكبار هم همین خامنه‌ای كه در آن زمان زیر دست رفسنجانی بود، در محل «شورای انقلاب» كه همان كاخ سنای شاه بود و برای شكایت پیش او رفته‌بودیم به من گفت، وقتی شما حرف می زنید، انگار صوت ملائكه است اما از عملتان آدم آتش می‌گیرد… بعد بلافاصله یك نسخه نشریه مجاهد از جیب قبایش بیرون آورد و گفت دو روز است من دارم می‌سوزم كه كدام پدرسوخته این سند را كه فقط پیش خودم بوده به شما رسانده است!؟
من در ابتدا واقعاً نفهمیدم كه منظورش چیست ولی وقتی توضیح داد فهمیدم كه سندی از اسناد ساواك شاه كه آن‌ موقع در مركز اسناد ملی كه مسئولش خامنه‌ای بود نگهداری می‌شده در نشریه روزانه مجاهد چاپ شده كه واقعاً فرصت ‌نكرده بودم ببینم و بخوانم. تا وقتی كه خامنه‌ای خودش گفت، این را هم نمی‌دانستم كه ساواك قبلی و مركز اسناد مربوطه در حیطه مشاغل او در درون رژیم است.
ماحصل این‌كه در دیدار و بحث و گفتگو و آزمایش برای این‌كه این رژیم جایی برای نرمش و اصلاح‌پذیری دارد یا ندارد، از هیچ كار و تلاشی كوتاهی نكردیم. اما خمینی در مقام ولی‌فقیه با حذف ما از انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس و با چماقداری و سركوب و شكنجه و كشتار هیچ راهی برای مسالمت باقی نگذاشت و حتی قوانین خودش را هم به محض این‌كه با منافع روزمره او در تعارض بود، زیر پا می‌گذاشت.
واضح است كه همه تلاشهایی كه گفتم در عین حفظ شرف سیاسی و میهنی و آرمانی‌مان بود. و الا اگر از ترس چوب و چماقها و برچسبها و گلوله و رگبار جا می‌زدیم یا به ولایت فقیه تسلیم می‌شدیم و به درون این رژیم فرومی‌رفتیم كه دیگر بحثی نبود. همه مطلعین می‌دانند كه بهشتی یك‌بار با مركزیت فداییان نشست و ضبط هم گذاشت و بعد هم پخش كرد و جریان اكثریت را به درون رژیم فرو بلعید. مجاهدین اما اینكاره نبودند و به عكس این ما بودیم كه با حمایت از اولین رئیس‌جمهور همین رژیم و بعد هم با پخش نوارهای حسن آیت از اركان حزب جمهوری اسلامی و یكی از كاندیداهای آن برای ریاست جمهوری، رژیم ارتجاعی خمینی را شقه و منشعب كردیم.
دومین شقه بزرگ رژیم در جریان عزل آقای منتظری نیز اساساً معطوف به قتل عام زندانیان ما بود. آیت‌الله منتظری نوشته بود‌«مجاهدین خلق اشخاص نیستند، یك سنخ فكر و برداشت است. یك نحو منطق است… با كشتن حل نمی‌شود بلكه ترویج می‌شود». منتظری هم‌چنین نوشته بود كه بازجویان و اطلاعاتیهای شما روی شكنجه‌گران شاه را سفید كردند.
به‌هرحال به گواهی همه وقایع و شواهد و اسناد، ما در فاز سیاسی و همان 28ماه تلاشی نبود كه برای برجاماندن فضای مسالمت و برجاماندن یك قطره آزادی و یك گرم قانون، نكرده باشیم.

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔹رفت‌وآمدهای مستمر به قم

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔹رفت‌وآمدهای مستمر به قم

@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔹درگذشت پدرطالقانی
قبل از وفات پدرطالقانی در 19شهریور58 پشتمان به او گرم بود. پدرطالقانی به‌راستی روح راستین انقلاب ضدسلطنتی بود. خمینی از این‌كه آقای طالقانی را در سخنرانی به‌مناسبت 4خرداد58 كه در ترمینال خزانه در جنوب شهر تهران برگزار شد، كاندیدای ریاست جمهوری كرده بودیم به‌شدت گزیده و پركینه بود، اگر چه من در این سخنرانی منتهای احترام را برای شخص خمینی قائل شدم و از خود او خواستم كه خودش تكلیف شرعی كند تا آیت‌الله طالقانی مسئولیت ریاست جمهوری را بپذیرند. بگذریم كه خمینی به‌شدت از این بابت به‌قول خودش «سیلی خورده» و زخم خورده بود. چرا كه خوب می‌فهمید هدف ما از ریاست جمهوری آقای طالقانی محدودكردن قدرت انحصاری او و در یك كلام رفرم و اصلاح در حكومت دینی و رژیم ولی فقیه است.
از لحظه‌یی كه شبانگاه همان روز نام پدر طالقانی را به‌عنوان كاندیدای ریاست جمهوری اعلان كردم تا زمان وفات ایشان، ذوق و شوق فوق‌العاده را در قشرهای مختلف مردم دیده یا می‌شنیدم. از كارگران بندرعباس تا زنان رشت و جوانان تبریز و طلاب مترقی در مشهد و هم‌چنین اغلب گروههای سیاسی و مذهبی و ملی و مترقی كه از سلطه آخوندهای هم‌جنس خمینی به ستوه آمده بودند.
در اعلام نام پدرطالقانی به عنوان كاندیدای ریاست جمهوری، با تشكر از استقبال پرشور جمعیت گفتم:
«بله، بله، متشكرم، پس ما حضرت آیت‌الله‌العظمی طالقانی را به عنوان نخستین، به عنوان نامزد نخستین ریاست جمهوری اسلامی ایران معرفی می‌كنیم.
نكته دیگری هم هست كه بشارت بزرگی برای تمام ما یعنی شرط دیگری در ایشون هست، مضافا بر سوابق چهل‌ساله مبارزاتی ایشون علیه طاغوتهای زمان كه بخش اعظمش در زجر و حبس و تبعید گذشته یك نكته مهمتر هم هست و اون این‌كه ما كسی را انتخاب می‌كنیم كه معلم كبیر قرآن است. مبارك باد برای شما…(شعار جمعیت درود بر طالقانی)
و بگذارید مجدداً از همین جا از تمام گروهها به‌خصوص گروههای مسلمان در گوشه و كنار ایران تقاضا بكنیم اگر با این انتخاب موافقت دارند موافقت خودشون را اعلام بكنند (جمعیت: صحیح است).
انشاءالله كه خواسته تمام مردم ایران همین باشد…».
بعد از این معرفی، یكبار كه به دیدار پدرطالقانی در محل اقامتش كه یك طبقه از آپارتمان پدر رضاییهای شهید در خیابان تخت‌جمشید بود، رفتیم، پدر با عتاب و تغیر به من گفت چرا این‌كار را كردید؟ شما كه به‌من نگفته بودید… اما اینها (اشاره اش به جماعت خمینی بود) كه باور نمی‌كنند و بر سر من می‌ریزند…
من گفتم: اگر از قبل به شما می‌گفتیم، برایمان روشن بود كه مخالفت خواهیدكرد، اما حالا دیگر فایده ندارد چون مردم بالاترین مژدگانی را دریافت كرده‌اند و دست‌بردار نخواهند بود.

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉درگذشت پدرطالقانی

@Strategy_gh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️

🔹اعلام جنگ غیررسمی با مجاهدین از سوی خمینی


@Strategy_gh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️

🔹اعلام جنگ غیررسمی با مجاهدین از سوی خمینی


@Strategy_gh
اع ✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔹اعلام جنگ غیررسمی با مجاهدین از سوی خمینی
در برابر اقبال روزافزون قشرهای مختلف مردم به كاندیداتوری پدرطالقانی، از آن‌سو فشارهای خمینی و ایادیش بر آن بزرگوار بالا گرفت تا اعلام انصراف و مخالفت كند. فكر می‌كنم حتی یك‌بار خمینی از سر بغض نسبت به پدرطالقانی علناً هم گفت كه دوست ندارد یك روحانی رئیس‌جمهور شود.
چند هفته بعد در تیرماه 58، خمینی انتقام گرفت و زهرش را ریخت. یك نوار كاست با صدای خود خمینی به‌طور گسترده و سراسری كه دست‌به‌دست می چرخید، پخش شد و ما را غافلگیر كرد. در این نوار، خمینی در توجیه سركردگان پاسداران و چماقداران و حزب‌اللهی‌ها تقریباً تمام همان حرفهایی را كه علیه مجاهدین یك سال بعد در تیر59 علنی كرد و در رادیو و تلویزیون و مطبوعات پخش شد، حتی با لحن تند و تیزتر، بیان كرده بود.
به‌واقع این یك اعلام جنگ غیررسمی بود. هرچند كه من در 4خرداد به هنگام نامزدكردن پدرطالقانی برای ریاست جمهوری، آگاهانه و به‌عمد از هیچ مایه‌گذاری برای خمینی فروگذار نكرده بودم. واقعا می‌خواستم حسن نیت خودمان را نشان بدهم كه قصد نداریم زیرآب او را بزنیم، بلكه قصد اصلاح امور را داریم. واقعاً هم اگر خمینی به ریاست جمهوری آقای طالقانی تن می‌داد، مطمئناً نقشة مسیر، متفاوت می‌شد. هم‌چنین می‌خواستم كینه شتری و احساس «هووگری» سیاسی خمینی با پدرطالقانی برانگیخته نشود.
وقتی در سال 57، قبل از سقوط شاه، پدرطالقانی از زندان آزاد شد، بیش از یك میلیون تن از مردم تهران به در خانه پدر رفتند و از او استقبال كردند. در انتخابات خبرگان هم، با بیش از دومیلیون رأی نماینده اول تهران و در حقیقت تمام ایران بود. خمینی چشم دیدن پدرطالقانی را نداشت و حتی بعد از وفات پدر، در پیام تسلیتش هم، او را حجت‌الاسلام طالقانی خطاب می‌كرد. اصولاً ارتقای منتظری به منصب جانشینی خمینی كه در مراسم رژیم تحت عنوان«امید امت و امام» معرفی می‌شد، علتش حسادت و كین‌توزی خمینی نسبت به آیت‌الله طالقانی بود.


@Strategy_gh
این‌كه گفتم اگر خمینی ریاست جمهوری آقای طالقانی را می پذیرفت، نقشه مسیر تفاوت می‌كرد و رژیم خمینی اصلاح می‌شد، در قیاس مع‌الفارق، مثل تابستان همین امسال(1388) است كه باز هم برای آزمایش به خبرگان رژیم اندرز دادیم، تا دیرنشده به‌خاطر نجات خودشان هم كه شده خامنه‌ای را عزل و آقای منتظری را موقتاً جایگزین كنند تا مقدمات انتخابات آزاد تحت نظر سازمان ملل متحد بر اساس اصل حاكمیت مردم(و نه ولایت فقیه) فراهم شود.
برمی‌گردم به ادامه بحث درباره اعلام جنگ غیررسمی خمینی به مجاهدین در تیرماه1358 پس از این‌كه پدرطالقانی را نامزد ریاست جمهوری كردیم.
پس از توزیع نوار خمینی به‌صدای خودش، هیستری پاسداران و چماقداران و حزب‌اللهی‌ها علیه مجاهدین بالاگرفت. هیچ روزی نبود كه زخمی و مجروح و مضروب و مصدوم و حمله به دفاتر و ستادهایمان در نقاط مختلف نداشته باشیم. تحریكات و اذیت و آزار و حمله‌ها برای بیرون‌كردن ما از دفتر مركزی‌مان در ساختمان 9طبقه بنیاد علوی(بنیاد پهلوی سابق) در خیابان مصدق كه در جریان قیام آن را تسخیر كرده بودیم، بالا گرفت. مثل همین امروز و بهانه‌هایی كه بخش ولایت فقیه در دولت عراق علیه اشرف می‌گیرد، آن زمان هم حرف اصلی این بود كه حكومت می‌خواهد حاكمیتش را اعمال كند! سپس چماقداران و حزب‌اللهی‌های آن روزگار تحت عنوان «امت همیشه در صحنه» سررسیدند. اما فایده نكرد چون ما عهد كرده بودیم كه بدون حكم رسمی حكومتی مقرمان را تخلیه نكنیم و قیمتی را كه باید، از خمینی وصول كنیم.
همزمان از مجاری رسمی دولت بازرگان هم وارد شدند. در آن زمان، مهندس سالور از طرف بازرگان سرپرستی ادارات و تمام مایملك بنیاد پهلوی سابق را به‌عهده داشت كه بعداً تبدیل به بنیاد باصطلاح مستضعفان شد و آخوندها آن را تسخیر كردند. من بارها ساعت 6صبح، قبل از وقت اداری به خانه مهندس سالور می‌رفتم و مداركمان را در مورد بنیاد علوی و این‌كه چه كرده‌ایم و چه می‌كنیم و اموال و پولها و خودروهای آن چه شد؟ ارائه می‌دادم. ا


@Strategy_gh