✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹یك عقبنشینی تحمیلی از جانب خمینی
✅من همان شب بهتهران برگشتم و روز بعد در شرایطی كه حملههای چماقداران به بسیاری از دفاتر و ستادهای مجاهدین بهدنبال سخنرانی روز قبل خمینی شروع شده بود، در بعدازظهر 31فروردین با احمد خمینی تلفنی تماس گرفتم و گفتم آیا روشن شد كه دعوا بر سر اركان عقیدتی و توحید و نبوت و معاد نبود؟ و آیا روشن شد كه هدف بهراهانداختن جنگ و خونریزی است و اینكه ما هم مجبور به دفاع از خودمان بشویم؟ احمد ابتدا خود را به نفهمی زد و گفت موضوع چیست؟ گفتم همه میگویند كه فرمایشات دیروز امام مبنی بر «طرد مجاهدین و تعرض بهآنها» در حقیقت فرمان حمله و جنگ با ما بوده است. بنابراین میخواهم از طریق شما ایشان را مطلع كنم كه هر چه پیش بیاید ما مسئول آن نیستیم. احمد گفت صبركنید بروم به اتاق امام و از خودشان بپرسم. من چنددقیقه منتظر شدم. احمد برگشت و بالكل تكذیب كرد كه منظور خمینی در سخنرانی دیروزش مجاهدین بودهاند. بلادرنگ به احمد گفتم بسیار خوب در اینصورت ما همین الان اطلاعیه میدهیم و عین همین سؤال و جوابی را كه در همین تماس با یكدیگر داشتیم، نقل میكنیم و میگوییم كه احمدآقا از امام پرسیدند و ایشان تكذیب كردند كه چنین قصد و غرضی داشتهاند. احمد گفت فقط اسم من را نیاورید، اما بقیهاش را میتوانید بگویید. ما هم همین كار را در اطلاعیهیی كه به فوریت صادر و منتشر شد، انجام دادیم و نوشتیم كه:
«عصر امروز با اعضای خانواده امام تماس گرفته و حقیقت امر را جویا شدیم كه پس از سؤال از حضرت ایشان روشن گردید كه منظور ایشان چنین نبوده و ایشان چنین نظری نداشتهاند. همینطور راجع به مجعولاتی از قول ایشان مبنی بر “طرد مجاهدین و تعرض بهآنها“ كه عدهیی در گوشهوكنار كشور مدعی آن بودند، سؤال كردیم كه فرموده بودند بههیچ وجه منظوری نداشته و چنین چیزی نگفته اند»(اطلاعیه 31فروردین 1358- مجاهدین خلق ایران).
بهنظر میرسید كه خمینی كه تازه توانسته بود بحران بستن دفاتر پدر طالقانی و موج اعتراضهای مربوطه را با قبول تشكیل شوراها از سر بگذارند، ناگزیر به یك عقبنشینی تحمیلی در برابر مجاهدین هم تن داده است تا بحران دیگری علیه انحصارطلبی او در بیش از 200 نقطه كشور ایجاد نشود.
البته ما در این تاریخ نمیدانستیم كه توطئه و برگ دیگری در دست اجرا دارد كه همان دستگیری مجاهد خلق محمدرضا سعادتی است كه هفته بعد انجام شد.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹یك عقبنشینی تحمیلی از جانب خمینی
✅من همان شب بهتهران برگشتم و روز بعد در شرایطی كه حملههای چماقداران به بسیاری از دفاتر و ستادهای مجاهدین بهدنبال سخنرانی روز قبل خمینی شروع شده بود، در بعدازظهر 31فروردین با احمد خمینی تلفنی تماس گرفتم و گفتم آیا روشن شد كه دعوا بر سر اركان عقیدتی و توحید و نبوت و معاد نبود؟ و آیا روشن شد كه هدف بهراهانداختن جنگ و خونریزی است و اینكه ما هم مجبور به دفاع از خودمان بشویم؟ احمد ابتدا خود را به نفهمی زد و گفت موضوع چیست؟ گفتم همه میگویند كه فرمایشات دیروز امام مبنی بر «طرد مجاهدین و تعرض بهآنها» در حقیقت فرمان حمله و جنگ با ما بوده است. بنابراین میخواهم از طریق شما ایشان را مطلع كنم كه هر چه پیش بیاید ما مسئول آن نیستیم. احمد گفت صبركنید بروم به اتاق امام و از خودشان بپرسم. من چنددقیقه منتظر شدم. احمد برگشت و بالكل تكذیب كرد كه منظور خمینی در سخنرانی دیروزش مجاهدین بودهاند. بلادرنگ به احمد گفتم بسیار خوب در اینصورت ما همین الان اطلاعیه میدهیم و عین همین سؤال و جوابی را كه در همین تماس با یكدیگر داشتیم، نقل میكنیم و میگوییم كه احمدآقا از امام پرسیدند و ایشان تكذیب كردند كه چنین قصد و غرضی داشتهاند. احمد گفت فقط اسم من را نیاورید، اما بقیهاش را میتوانید بگویید. ما هم همین كار را در اطلاعیهیی كه به فوریت صادر و منتشر شد، انجام دادیم و نوشتیم كه:
«عصر امروز با اعضای خانواده امام تماس گرفته و حقیقت امر را جویا شدیم كه پس از سؤال از حضرت ایشان روشن گردید كه منظور ایشان چنین نبوده و ایشان چنین نظری نداشتهاند. همینطور راجع به مجعولاتی از قول ایشان مبنی بر “طرد مجاهدین و تعرض بهآنها“ كه عدهیی در گوشهوكنار كشور مدعی آن بودند، سؤال كردیم كه فرموده بودند بههیچ وجه منظوری نداشته و چنین چیزی نگفته اند»(اطلاعیه 31فروردین 1358- مجاهدین خلق ایران).
بهنظر میرسید كه خمینی كه تازه توانسته بود بحران بستن دفاتر پدر طالقانی و موج اعتراضهای مربوطه را با قبول تشكیل شوراها از سر بگذارند، ناگزیر به یك عقبنشینی تحمیلی در برابر مجاهدین هم تن داده است تا بحران دیگری علیه انحصارطلبی او در بیش از 200 نقطه كشور ایجاد نشود.
البته ما در این تاریخ نمیدانستیم كه توطئه و برگ دیگری در دست اجرا دارد كه همان دستگیری مجاهد خلق محمدرضا سعادتی است كه هفته بعد انجام شد.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹آخرین دیدار با خمینی
✅در اواسط هفته بعد، به من اطلاع دادند كه احمد خمینی زنگ زده و دعوت كرده است كه در آخر هفته برای دیدار با خمینی به قم بروم. از تشریح جزییات میگذرم اما مختصراً باید بگویم كه ما خودمان هیچگاه عكس آن را منتشر نكردیم تا اینكه بعدها همین رژیم خودش آن را منتشر كرد.
علت این بود كه در بدو ورود هیأت مجاهدین كه فكر میكنم 10-12نفر بودیم، وقتی دید برخلاف معمول و دیدارهایی كه با سایرین داشت، باز هم از تكبیرگفتن و دستبوسی خبری نیست ناگهان ازكوره در رفت و بر سر مجاهد شهید محمود میرمالك كه از این صحنه عكس میگرفت بهطرز بسیار خشن و زنندهیی فریاد زد: «عكس نگیر»! این در حالی بود كه دفتر خمینی خودش روز بعد خبر این ملاقات را به مطبوعات داد.
اما بعد از فریادكشیدن خمینی، برای اینكه این ملاقات و آنچه
میخواهیم بگوییم، درهم نریزد، دوربین را گرفتم و با فیلمهایش به احمد دادم و رو به خمینی با اشاره به دوربین در دست احمد گفتم: «خدمت خودتان باشد». بعد كه خمینی بر خودش مسلط شد، موسی(سردار خیابانی) و من را كه هر دو مسلح هم بودیم، در سمت چپ و راست خودش نشاند و شروع به صحبت كرد.
این را هم بگویم كه بعداً فهمیدم احمد بهاشاره خود خمینی، دوربین را به مجاهد شهید محمود میرمالك برگردانده بود اما ما خودمان هیچگاه از عكسها استفاده نكردیم.
خمینی بعد از تعارفات اولیه و ابراز علاقه و دوستی شدیدش نسبت به آیتالله شاهآبادی پدربزرگ برادر مجاهدمان محمود احمدی كه در همین ملاقات حاضر بود، حرفش با ما این بود كه:
خیلی از آقایان از شما شكایت و گله دارند و همین دیروز هم كه فهمیدند شما اینجا میآیید، همه كتابها و اعلامیههایتان را آوردند به من نشان دادند، اما من اعتنا ندارم و فقط میخواهم شما با مردم و اسلام باشید تا اوضاع سابق بهكشور برنگردد…(نقل به مضمون).
✅منظور خمینی از مردم و اسلام واضح بود. گردنگذاشتن به ولایت و هژمونی خودش را میخواست كه طبعاً مرز سرخ ایدئولوژیك ما با ارتجاع بود.
منهم گفتم: ما اسلاممان را ساده پیدا نكردهایم بلكه اعتقاد به آن را از لابلای رنج و خون مردم ایران و جوخههای اعدام و اتاقهای شكنجه بهدست آوردهایم. از شما هیچ درخواست دنیوی و مادی نداریم. در راه آزادی و استقلال ایران، ما را بدون كمترین چشمداشت دنیوی و مادی، كمترین سربازان خود بدانید. اكنون قدرت سیاسی و قدرت مذهبی در شما متمركز شده و اگر در راه خدا و خلق از آن استفاده شود میتواند كون و مكان را تغییر دهد(نقل به مضمون). سپس خطبه حضرت علی در نهجالبلاغه در مورد حق مردم بر والی و حاكمیت و حق والی و حاكمیت بر مردم را برایش خواندم و نتیجه گرفتم كه محور و كانون همه مسائل و خواستها كه انقلاب ضدسلطنتی هم اساساً برای آن بهپا شد، مسأله آزادی است. خمینی این نتیجهگیری را تماماً تأیید كرد و گفت:«اسلام بیش از هرچیز به آزادی عنایت دارد و در اسلام خلاف آزادی نیست الا در چیزهایی كه مخالف با عفت عمومی است».
دو روز بعد همین حرف خمینی در مطبوعات آن زمان بهتاریخ 8اردیبهشت 1358 تیتر شد كه«اسلام بیشتر از هر چیز به آزادی عنایت دارد».
در زیرش هم از قول من نوشته بودند: «ما مكتب اسلام را از لابهلای جوخههای اعدام و شكنجهها كسب كردهایم». همزمان دفتر خمینی اعلان كرد كه ملاقاتهای او به مدت 6روز متوقف میشود. جالب است بدانید كه در بازگشت از همین ملاقات مطلع شدیم كه اطلاعات سپاه جدیدالتأسیس پاسداران در آن روزگار(غرضی و آلادپوش از بریدهمزدوران پیشین) همراه با اداره هشتم ساواك كه اكنون اسم جدیدی پیداكرده بود، به اتفاق ماشاءالله قصاب، كمیتهچی مستقر در جنب سفارت آمریكا، مجاهد خلق محمدرضا سعادتی را دستگیر كرده و به نقطه نامعلومی بردهاند.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹آخرین دیدار با خمینی
✅در اواسط هفته بعد، به من اطلاع دادند كه احمد خمینی زنگ زده و دعوت كرده است كه در آخر هفته برای دیدار با خمینی به قم بروم. از تشریح جزییات میگذرم اما مختصراً باید بگویم كه ما خودمان هیچگاه عكس آن را منتشر نكردیم تا اینكه بعدها همین رژیم خودش آن را منتشر كرد.
علت این بود كه در بدو ورود هیأت مجاهدین كه فكر میكنم 10-12نفر بودیم، وقتی دید برخلاف معمول و دیدارهایی كه با سایرین داشت، باز هم از تكبیرگفتن و دستبوسی خبری نیست ناگهان ازكوره در رفت و بر سر مجاهد شهید محمود میرمالك كه از این صحنه عكس میگرفت بهطرز بسیار خشن و زنندهیی فریاد زد: «عكس نگیر»! این در حالی بود كه دفتر خمینی خودش روز بعد خبر این ملاقات را به مطبوعات داد.
اما بعد از فریادكشیدن خمینی، برای اینكه این ملاقات و آنچه
میخواهیم بگوییم، درهم نریزد، دوربین را گرفتم و با فیلمهایش به احمد دادم و رو به خمینی با اشاره به دوربین در دست احمد گفتم: «خدمت خودتان باشد». بعد كه خمینی بر خودش مسلط شد، موسی(سردار خیابانی) و من را كه هر دو مسلح هم بودیم، در سمت چپ و راست خودش نشاند و شروع به صحبت كرد.
این را هم بگویم كه بعداً فهمیدم احمد بهاشاره خود خمینی، دوربین را به مجاهد شهید محمود میرمالك برگردانده بود اما ما خودمان هیچگاه از عكسها استفاده نكردیم.
خمینی بعد از تعارفات اولیه و ابراز علاقه و دوستی شدیدش نسبت به آیتالله شاهآبادی پدربزرگ برادر مجاهدمان محمود احمدی كه در همین ملاقات حاضر بود، حرفش با ما این بود كه:
خیلی از آقایان از شما شكایت و گله دارند و همین دیروز هم كه فهمیدند شما اینجا میآیید، همه كتابها و اعلامیههایتان را آوردند به من نشان دادند، اما من اعتنا ندارم و فقط میخواهم شما با مردم و اسلام باشید تا اوضاع سابق بهكشور برنگردد…(نقل به مضمون).
✅منظور خمینی از مردم و اسلام واضح بود. گردنگذاشتن به ولایت و هژمونی خودش را میخواست كه طبعاً مرز سرخ ایدئولوژیك ما با ارتجاع بود.
منهم گفتم: ما اسلاممان را ساده پیدا نكردهایم بلكه اعتقاد به آن را از لابلای رنج و خون مردم ایران و جوخههای اعدام و اتاقهای شكنجه بهدست آوردهایم. از شما هیچ درخواست دنیوی و مادی نداریم. در راه آزادی و استقلال ایران، ما را بدون كمترین چشمداشت دنیوی و مادی، كمترین سربازان خود بدانید. اكنون قدرت سیاسی و قدرت مذهبی در شما متمركز شده و اگر در راه خدا و خلق از آن استفاده شود میتواند كون و مكان را تغییر دهد(نقل به مضمون). سپس خطبه حضرت علی در نهجالبلاغه در مورد حق مردم بر والی و حاكمیت و حق والی و حاكمیت بر مردم را برایش خواندم و نتیجه گرفتم كه محور و كانون همه مسائل و خواستها كه انقلاب ضدسلطنتی هم اساساً برای آن بهپا شد، مسأله آزادی است. خمینی این نتیجهگیری را تماماً تأیید كرد و گفت:«اسلام بیش از هرچیز به آزادی عنایت دارد و در اسلام خلاف آزادی نیست الا در چیزهایی كه مخالف با عفت عمومی است».
دو روز بعد همین حرف خمینی در مطبوعات آن زمان بهتاریخ 8اردیبهشت 1358 تیتر شد كه«اسلام بیشتر از هر چیز به آزادی عنایت دارد».
در زیرش هم از قول من نوشته بودند: «ما مكتب اسلام را از لابهلای جوخههای اعدام و شكنجهها كسب كردهایم». همزمان دفتر خمینی اعلان كرد كه ملاقاتهای او به مدت 6روز متوقف میشود. جالب است بدانید كه در بازگشت از همین ملاقات مطلع شدیم كه اطلاعات سپاه جدیدالتأسیس پاسداران در آن روزگار(غرضی و آلادپوش از بریدهمزدوران پیشین) همراه با اداره هشتم ساواك كه اكنون اسم جدیدی پیداكرده بود، به اتفاق ماشاءالله قصاب، كمیتهچی مستقر در جنب سفارت آمریكا، مجاهد خلق محمدرضا سعادتی را دستگیر كرده و به نقطه نامعلومی بردهاند.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
Audio
Forwarded from استراتژی قیام
Audio
Forwarded from استراتژی قیام
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹رفتوآمدهای مستمر به قم
✅و دیدارهای مكرر با اعضای «شورای انقلاب» خمینی
تلاشهای ما برای راضیكردن خمینی به قبول حداقل آزادیها و حقوق قانونی ناشی از انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران در آن 28ماه و فاز سیاسی كه گفتم، لاینقطع و بهاشكال گوناگون ادامه داشت. از دیدارهای مكرر با مهندس بازرگان در زمانی كه نخستوزیر بود و بعد از آن. در آخرین دیدار بازرگان به من گفت راهش این است كه جبههیی از نیروهای ملی و مقبول درست كنیم كه شما «اكستریم گش» آن باشید. منظورش این بود كه مجاهدین در منتهیالیه چپ این جبهه قرارداشته باشند و منهم بلادرنگ استقبال كردم اما میدانستم كه خمینی چنین فرصتی به او نخواهد داد.
ما همچنین رفتوآمدهای دائمی بهقم داشتیم برای دیدار و گفتگو با احمد خمینی كه رابط ما با پدرش بود. احمد در این زمان در دستگاه خمینی نقش وزیر دربار داشت. اما وضع حسین خمینی(نوه خمینی) از ابتدا بهكلی متفاوت بود و در دیدارهای متعددی كه با او داشتم، در آنزمان بسیار سمپاتیك و در واقع مخالف دستگاه خمینی بود و بعد از 30خرداد هم شنیدم كه خمینی او را بهدلیل مخالفت با اعدام مجاهدین، تهدید به مجازات و ناگزیر از حبس خانگی كرده است.
همچنین در آن روزگار دیدار و گفتگوهای متوالی با تكبهتك اعضای شورای ارتجاع خمینی داشتیم كه به آن «شورای انقلاب» میگفتند. از بهشتی تا رفسنجانی و موسوی اردبیلی و همین خامنهای و شیبانی و سحابی و بنیصدر.
در آن زمان رفسنجانی دردانه خمینی بود و خمینی بالاترین مناصب را به او میداد. حتی در دوره نخستوزیری موسوی، خمینی یكبار بهطورعلنی گوش او را كشید و گفت چرا قبل از گفتن فلان مطلب با مسئولین مملكتی بالاتر از خودت مشورت نكردی. منظور خمینی مشخصاً رفسنجانی بود كه در مقام رئیس مجلس به موسوی امر و نهی میكرد.
یكبار رفسنجانی كه برای شكایت از تقلبهای انتخابات مجلس نزدش رفته بودم، بهمن گفت، شما ما را مجبور كردید كه برویم رئیس و وزیر از خارجه بیاوریم. منظورش، بهخصوص طعنهزدن به بنیصدر و قطبزاده بود كه اختلافهایشان سر باز كرده بود. مضمون حرف رفسنجانی با مایههایی كه برای مجاهدین میگذاشت، این بود كه اگر با ما راه میآمدید ازآنجاكه تنها و اولین گروه انقلابی مسلمان بودید كه با شاه به جنگ برخاستید، نیازی به سایرین نبود. البته من اعتنایی نكردم تا ذرهیی گمان نكند كه میتواند ما را با خودش علیه كسی همراه كند. این، رسم مروت نبود…
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔹رفتوآمدهای مستمر به قم
✅و دیدارهای مكرر با اعضای «شورای انقلاب» خمینی
تلاشهای ما برای راضیكردن خمینی به قبول حداقل آزادیها و حقوق قانونی ناشی از انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران در آن 28ماه و فاز سیاسی كه گفتم، لاینقطع و بهاشكال گوناگون ادامه داشت. از دیدارهای مكرر با مهندس بازرگان در زمانی كه نخستوزیر بود و بعد از آن. در آخرین دیدار بازرگان به من گفت راهش این است كه جبههیی از نیروهای ملی و مقبول درست كنیم كه شما «اكستریم گش» آن باشید. منظورش این بود كه مجاهدین در منتهیالیه چپ این جبهه قرارداشته باشند و منهم بلادرنگ استقبال كردم اما میدانستم كه خمینی چنین فرصتی به او نخواهد داد.
ما همچنین رفتوآمدهای دائمی بهقم داشتیم برای دیدار و گفتگو با احمد خمینی كه رابط ما با پدرش بود. احمد در این زمان در دستگاه خمینی نقش وزیر دربار داشت. اما وضع حسین خمینی(نوه خمینی) از ابتدا بهكلی متفاوت بود و در دیدارهای متعددی كه با او داشتم، در آنزمان بسیار سمپاتیك و در واقع مخالف دستگاه خمینی بود و بعد از 30خرداد هم شنیدم كه خمینی او را بهدلیل مخالفت با اعدام مجاهدین، تهدید به مجازات و ناگزیر از حبس خانگی كرده است.
همچنین در آن روزگار دیدار و گفتگوهای متوالی با تكبهتك اعضای شورای ارتجاع خمینی داشتیم كه به آن «شورای انقلاب» میگفتند. از بهشتی تا رفسنجانی و موسوی اردبیلی و همین خامنهای و شیبانی و سحابی و بنیصدر.
در آن زمان رفسنجانی دردانه خمینی بود و خمینی بالاترین مناصب را به او میداد. حتی در دوره نخستوزیری موسوی، خمینی یكبار بهطورعلنی گوش او را كشید و گفت چرا قبل از گفتن فلان مطلب با مسئولین مملكتی بالاتر از خودت مشورت نكردی. منظور خمینی مشخصاً رفسنجانی بود كه در مقام رئیس مجلس به موسوی امر و نهی میكرد.
یكبار رفسنجانی كه برای شكایت از تقلبهای انتخابات مجلس نزدش رفته بودم، بهمن گفت، شما ما را مجبور كردید كه برویم رئیس و وزیر از خارجه بیاوریم. منظورش، بهخصوص طعنهزدن به بنیصدر و قطبزاده بود كه اختلافهایشان سر باز كرده بود. مضمون حرف رفسنجانی با مایههایی كه برای مجاهدین میگذاشت، این بود كه اگر با ما راه میآمدید ازآنجاكه تنها و اولین گروه انقلابی مسلمان بودید كه با شاه به جنگ برخاستید، نیازی به سایرین نبود. البته من اعتنایی نكردم تا ذرهیی گمان نكند كه میتواند ما را با خودش علیه كسی همراه كند. این، رسم مروت نبود…
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
✅یكبار هم همین خامنهای كه در آن زمان زیر دست رفسنجانی بود، در محل «شورای انقلاب» كه همان كاخ سنای شاه بود و برای شكایت پیش او رفتهبودیم به من گفت، وقتی شما حرف می زنید، انگار صوت ملائكه است اما از عملتان آدم آتش میگیرد… بعد بلافاصله یك نسخه نشریه مجاهد از جیب قبایش بیرون آورد و گفت دو روز است من دارم میسوزم كه كدام پدرسوخته این سند را كه فقط پیش خودم بوده به شما رسانده است!؟
من در ابتدا واقعاً نفهمیدم كه منظورش چیست ولی وقتی توضیح داد فهمیدم كه سندی از اسناد ساواك شاه كه آن موقع در مركز اسناد ملی كه مسئولش خامنهای بود نگهداری میشده در نشریه روزانه مجاهد چاپ شده كه واقعاً فرصت نكرده بودم ببینم و بخوانم. تا وقتی كه خامنهای خودش گفت، این را هم نمیدانستم كه ساواك قبلی و مركز اسناد مربوطه در حیطه مشاغل او در درون رژیم است.
ماحصل اینكه در دیدار و بحث و گفتگو و آزمایش برای اینكه این رژیم جایی برای نرمش و اصلاحپذیری دارد یا ندارد، از هیچ كار و تلاشی كوتاهی نكردیم. اما خمینی در مقام ولیفقیه با حذف ما از انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس و با چماقداری و سركوب و شكنجه و كشتار هیچ راهی برای مسالمت باقی نگذاشت و حتی قوانین خودش را هم به محض اینكه با منافع روزمره او در تعارض بود، زیر پا میگذاشت.
واضح است كه همه تلاشهایی كه گفتم در عین حفظ شرف سیاسی و میهنی و آرمانیمان بود. و الا اگر از ترس چوب و چماقها و برچسبها و گلوله و رگبار جا میزدیم یا به ولایت فقیه تسلیم میشدیم و به درون این رژیم فرومیرفتیم كه دیگر بحثی نبود. همه مطلعین میدانند كه بهشتی یكبار با مركزیت فداییان نشست و ضبط هم گذاشت و بعد هم پخش كرد و جریان اكثریت را به درون رژیم فرو بلعید. مجاهدین اما اینكاره نبودند و به عكس این ما بودیم كه با حمایت از اولین رئیسجمهور همین رژیم و بعد هم با پخش نوارهای حسن آیت از اركان حزب جمهوری اسلامی و یكی از كاندیداهای آن برای ریاست جمهوری، رژیم ارتجاعی خمینی را شقه و منشعب كردیم.
دومین شقه بزرگ رژیم در جریان عزل آقای منتظری نیز اساساً معطوف به قتل عام زندانیان ما بود. آیتالله منتظری نوشته بود«مجاهدین خلق اشخاص نیستند، یك سنخ فكر و برداشت است. یك نحو منطق است… با كشتن حل نمیشود بلكه ترویج میشود». منتظری همچنین نوشته بود كه بازجویان و اطلاعاتیهای شما روی شكنجهگران شاه را سفید كردند.
بههرحال به گواهی همه وقایع و شواهد و اسناد، ما در فاز سیاسی و همان 28ماه تلاشی نبود كه برای برجاماندن فضای مسالمت و برجاماندن یك قطره آزادی و یك گرم قانون، نكرده باشیم.
@Strategy_gh
من در ابتدا واقعاً نفهمیدم كه منظورش چیست ولی وقتی توضیح داد فهمیدم كه سندی از اسناد ساواك شاه كه آن موقع در مركز اسناد ملی كه مسئولش خامنهای بود نگهداری میشده در نشریه روزانه مجاهد چاپ شده كه واقعاً فرصت نكرده بودم ببینم و بخوانم. تا وقتی كه خامنهای خودش گفت، این را هم نمیدانستم كه ساواك قبلی و مركز اسناد مربوطه در حیطه مشاغل او در درون رژیم است.
ماحصل اینكه در دیدار و بحث و گفتگو و آزمایش برای اینكه این رژیم جایی برای نرمش و اصلاحپذیری دارد یا ندارد، از هیچ كار و تلاشی كوتاهی نكردیم. اما خمینی در مقام ولیفقیه با حذف ما از انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس و با چماقداری و سركوب و شكنجه و كشتار هیچ راهی برای مسالمت باقی نگذاشت و حتی قوانین خودش را هم به محض اینكه با منافع روزمره او در تعارض بود، زیر پا میگذاشت.
واضح است كه همه تلاشهایی كه گفتم در عین حفظ شرف سیاسی و میهنی و آرمانیمان بود. و الا اگر از ترس چوب و چماقها و برچسبها و گلوله و رگبار جا میزدیم یا به ولایت فقیه تسلیم میشدیم و به درون این رژیم فرومیرفتیم كه دیگر بحثی نبود. همه مطلعین میدانند كه بهشتی یكبار با مركزیت فداییان نشست و ضبط هم گذاشت و بعد هم پخش كرد و جریان اكثریت را به درون رژیم فرو بلعید. مجاهدین اما اینكاره نبودند و به عكس این ما بودیم كه با حمایت از اولین رئیسجمهور همین رژیم و بعد هم با پخش نوارهای حسن آیت از اركان حزب جمهوری اسلامی و یكی از كاندیداهای آن برای ریاست جمهوری، رژیم ارتجاعی خمینی را شقه و منشعب كردیم.
دومین شقه بزرگ رژیم در جریان عزل آقای منتظری نیز اساساً معطوف به قتل عام زندانیان ما بود. آیتالله منتظری نوشته بود«مجاهدین خلق اشخاص نیستند، یك سنخ فكر و برداشت است. یك نحو منطق است… با كشتن حل نمیشود بلكه ترویج میشود». منتظری همچنین نوشته بود كه بازجویان و اطلاعاتیهای شما روی شكنجهگران شاه را سفید كردند.
بههرحال به گواهی همه وقایع و شواهد و اسناد، ما در فاز سیاسی و همان 28ماه تلاشی نبود كه برای برجاماندن فضای مسالمت و برجاماندن یك قطره آزادی و یك گرم قانون، نكرده باشیم.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
Audio