استراتژی قیام
1.44K subscribers
909 photos
1.53K videos
23 files
1.62K links
🔸آموزش‌های مسعود رجوی برای نسل جوان
پیام‌ها و سخنرانی‌ها

ادمین تماس:
@Yasser_2022
اینستاگرام
instagram.com/strategyghiam
Download Telegram
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔸واکنش خمینی نسبت به کلاسهای تببین جهان
پس از 15 جلسه کاسة صبر خمینی از کلاسهای «تبیین جهان» در دانشگاه صنعتی شریف در سال 58 لبریز شد و بیشتر از این طاقت نیاورد. همین 15 جلسه هم در اثناء رفراندوم قانون اساسی و نخستین انتخابات ریاست جمهوری ونخستین انتخابات مجلس شورای ملی، برگزار شد و الا اگر خمینی دست بستگی نداشت، یک جلسة آن را هم اجازه نمی‌داد.
اما منتهای دجالگری در این بود که با حربة « انقلاب فرهنگی» به یک کودتای سیاه ضد فرهنگی علیه تمامیت فرهنگ و دانشگاههای ایران مبادرت کرد. بر این پاتک ارتجاعی برضد نیروی انقلابی، لباس « انقلاب فرهنگی» پوشاند که انقلاب فرهنگی چین در زمان مائوتسه تونگ در دهة 1960 را تداعی می کرد.
اجازه بدهید در همین باره پیام 16 آذر امسال را یادآوری کنم:
***
«خمینی کودتای سیاه ارتجاعی خود علیه دانشگاهها را هم با وقاحت و دجالیتی فوق تصور، کاری ضد استعماری جلوه می‌داد و در 4تیر 1359 در موضعگیری بغایت کین توزانه خود علیه مجاهدین گفت: «می‌خواستند که دانشگاههایی که در خدمت استعمار بود و جزء مهمات این مملکت است که باید دانشگاهش اصلاح بشود، همین که طرح اصلاح دانشگاه شد، سنگربندی شد در دانشگاه که نگذارند این کار بشود....
از آن‌جا که چنین رژیمی هیچ حقی برای مردم ایران قائل نبوده و نیست ، به‌شدت نیازمند نسبت دادن هر حرکت و هر مخالفتی به “خارجی” واستعمار و“ استکبار” است . نعره های گوش خراش “مرگ بر ضد ولایت فقیه” به‌همین خاطر ادامه دارد.در مقابل، شعار مردم و مقاومت ایران و قیامی که در 16آذر از دانشگاه شعله ور شد این است که : “مرگ بر اصل ولایت فقیه” – “زنده باد آزادی وحاکمیت مردم ایران”.
***

@Strategy_gh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️

🔸واکنش خمینی نسبت به کلاسهای تبیین جهان


@Strategy_gh
از این‌جا می‌توان علت تعارض آشتی ناپذیر و ماهوی دیکتاتوری جهل و جنایت را با علم و دانش و با دانشجو و دانشگاه ، بروشنی دریافت.
-خمینی در سال 1358 پس از آنکه نخستین انتخابات ریاست جمهوری و نخستین انتخابات مجلس شورای ملی را با تغییر نام غیرقانونی آن به “مجلس شورای اسلامی” براساس “ اصل ولایت فقیه” شکل داد، تنها سنگری را که در مقابل خود تسخیر ناشده می دید، دانشگاه بود.
-در 9فروردین 1359 لوموند کلاسهای تبیین جهان در دانشگاه صنعتی شریف را گزارش کرد که هر جمعه بعدازظهر در آن 10هزار نفر با کارت شرکت می‌کردند و متعاقبا درسهای فلسفه تطبیقی در این کلاسها، به‌صورت کتابهای جیبی در صدهاهزار نسخه بفروش میرسید و نوارهای ویدئویی آن را هم حدود یک صدهزار دانشجو در 35شهر بزرگ ایران می دیدند . لوموند نوشت مجاهدین به‌صورت یک حزب مردمی یکی از متشکل ترین سازمانهای ایران هستند و اگر خمینی نامزدی کاندیدای آنها را در انتخابات ریاست جمهوری با فتوا منتفی نمی‌کرد “ به گفتة شخصیتهای متفاوت” آنها میلیونها رأی را به خود اختصاص می‌دادند و از حمایت اقلیتهای قومی و مذهبی و هم‌چنین از حمایت قسمت مهمی از زنان و جوانان کشور که قیمومیت روحانیت ارتجاعی را نمی‌خواستند، برخوردار بودند.
- خمینی از اواخر فروردین و در اردیبهشت 1359 دانشگاهها و مدارس عالی را به‌خاک و خون کشید و تعطیل کرد و اسم آن‌ کودتای سیاه ضدفرهنگی را “انقلاب فرهنگی” گذاشت!
خمینی در روز اول اردیبهشت گفت: «ما از حصر اقتصادی نمی‌ترسیم، ما از دخالت نظامی نمی‌ترسیم‌…‌ما از دانشگاه استعماری می‌ترسیم». «دانشگاههای ما دانشگاههای استعماری است… دانشگاههای ما برای ملت ما مفید نیست. من آن تصمیمی را که شورای انقلاب و رئیس جمهور گرفته‌اند راجع به تصفیه دانشگاه... ، پشتیبانی می‌کنم»

خمینی:«ما از حصر اقتصادی نمی ترسیم، ما از دخالت نظامی نمی ترسیم، اون چیزی که ما را می ترساند، وابستگی فرهنگی است. ما از دانشگاه استعماری می ترسیم،»
- باندهای فاشیستی در روز اول اردیبهشت در اطلاعیه های خود به دستور خمینی،اعلام کردند: “اصیل‌ترین پایگاه فرهنگی امپریالیسم آمریکا، دانشگاه است و تا زمانی که این پایگاه در‌هم کوبیده نشود، نمی‌توان به عدم حضور آمریکا در درون ایران مطمئن بود. لذا با تمامی توان سعی در انهدام این پایگاه داخلی شیطان بزرگ خواهیم کرد”

@Strategy_gh
-خمینی سپس در23 خرداد 59، به‌زبان اشهدش اقرار کرد که “دانشگاه در قبضة منافقین بود” و افزود “هر‌چه بر‌سر بشر می‌آید ازعلم می‌آید. علم بدون تهذیب”.
-در 27 آذر59 در بیرون ریختن ماهیت فوق ارتجاعی خود، گام شگفت انگیز دیگری برداشت و گفت : “تمام این مصیبت هایی که برای بشر پیش آمده از دانشگاه ها بوده است. ریشه‌اش از این تخصص های دانشگاهی بوده است. و این همه ابزار فنای انسان و این همه پیشرفتهایی که به خیال خودشان در ابزار جنگی دارند اساسش از دانشمندانی بوده که از دانشگاهها بیرون آمده‌اند. دانشگاهی که در کنار او اخلاق نبوده است. در کنار او تهذیب نبوده است.. ....دنیا را دانشگاه به فساد کشانده و دنیا را دانشگاه می تواند اصلاح کند”.(دیدار با اعضای دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه – 27 آذر 1359)
-دو سال بعد درپاییز 61 ،خمینی بازهم نسبت به نفوذ مجاهدین در دانشگاهها هشدار می‌داد ومی‌گفت :
“انجمنهای اسلامی باید توجه کنند که در بین این انجمنها ازاین منحرفین نفوذ نکنند.شما مطمئن باشید که این منحرفین ومنافقین و آنهایی که دستشان ازاین کشور کوتاه شده است با هر حیله یی که شده است می‌خواهند در همه جای کشورخصوصا در دانشگاه که مرکز علم و مرکز همه جهات کمالی انسانی است می‌خواهند نفوذ کنند”.

خمینی:«انجمنهای اسلامی باید توجه کنند که در بین این انجمنها ازاین منحرفین نفوذ نکنند.شما مطمئن باشید که این منحرفین ومنافقین و آنهایی که دستشان ازاین کشور کوتاه شده است با هر حیله یی که شده است می‌خواهند در همه جای کشورخصوصا در دانشگاه که مرکز علم و مرکز همه جهات کمالی انسانی است می‌خواهند نفوذ کنند».
-حتی 5سال بعد از کودتای سیاه فرهنگی و قلع و قمع دانشجویان و استادان دانشگاه خمینی در 27فروردین 1364 باز هم از وضعیت دانشگاهها نالان بود و می‌گفت:« همه دردهای ایران از دانشگاه ها شروع شده است. دانشگاه تلخی‌هایی داشت که به این زودی رفع نمی‌شود.... دانشگاهی که تمام گرفتاریهای ما منشاءاش در آن بود»
- خمینی حتی در وصیت خود نوشت : “در نیم‌ قرن‌ اخیر آنچه‌ به‌ ایران‌ و اسلام‌ ضربة‌ مهلک‌ زده‌ است‌ قسمت‌ عمده‌اش‌ از دانشگاهها بوده‌ است‌”.
به‌راستی که ابعاد خصومت و کین توزی سلطنت مطلقه ولایت با دانش و دانشگاه حیرت انگیز است».

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔸واکنش خمینی نسبت به کلاسهای تبیین جهان

@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔸فصل دوازدهم
🔹-نمونه های دجالگری
چند نمونه بیاد ماندنی دیگر را میگویم تا تفاوت دروغ و دغل و دنائت در رژیم مادون سرمایه داری ولایت فقیه با دیکتاتوریهای کلاسیک، روشن شود:
مصدق مسلم نبود!
خمینی هرگاه فرصت مییافت، حِقد و کین سبعانةخود را، بیمحابا علیه پیشوای نهضت ملی ایران دکتر محمد مصدق، بیرون میریخت:
-درخرداد 1358 گفت « ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست. این اشتباه است. ما اسلام را می‌خواهیم. اسلام که آمد، نفت هم مال خودمان می‌شود. مقصد ما نفت نیست اگر یک‌ نفر نفت را ملّی کرده است، اسلام را کنار بگذاریم، برای او سینه بزنیم». خمینی افزود «برای هر استخوانی میتینگ راه انداختن و به‌دنبال آن با اسلام مخالفت کردن، قابل تحمل نیست».
-در خرداد 1360 خمینی ضمن نقل خاطره یی از زمان نخست وزیری مصدق به کین کشی پرداخت و به صراحت گفت، مصدق «مُسلِم نبود» . خمینی گفت :
«.... یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند و اسمش را “آیت الله” گذاشتند! این در آن زمان بود که اینها فخر می‌کنند به وجود او. او[مصدق] هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زده اند و به اسم “آیت الله” توی خیابانها میگردانند. من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست، این سیلی خواهد خورد. و طولی نکشید که سیلی را خورد. و اگر مانده بود سیلی بر اسلام می زد».
خمینی راست می‌گفت، مصدق هیچ‌گاه آن «مُسلم» مورد نظر خمینی نبود. در بیدادگاه نظامی شاه می‌گفت که مسلک من مسلک حضرت سیدالشهدا است. می‌گفت که «چه از این خوبتر که من در راه ایران عزیز زجر بکشم، و چه از این بالاتر که من در دنیا مظلوم واقع بشوم و چه افتخاری از این بالاتر که با رأی این دادگاه از بین بروم؟ سیدالشهد علیه السلام فرموده «وقتی انسان برای مرگ آفریده شده باشد، با شمشیر به مرگ برسد ارزنده تر است». (مصدق در محکمه نظامی-کتاب اول جلد دوم)
مصدق در مجلس چهاردهم در شهریور 1324 خود را چنین معرفی کرد: «من ایرانی ومسلمانم و بر علیه هر چه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند، تا زنده هستم مبارزه می نمایم» (کتاب سیاست موازنه منفی در مجلس چهاردهم- جلد دوم).

@Strategy_gh
در همین سخنرانی بود که مصدق حین تشریح سیاست موازنة منفی رودرروی صدرالاشراف نخست وزیر وقت که مهرة انگلیس بود و رودرروی حزب توده که منافع و سیاست روسیة شوروی را در ایران پیش می برد گفت:
« از نظر ما اجنبی اجنبی است، شمال و جنوب فرق نمی کند و موازنة بین آنها یگانه راه نجات ماست....واضح تر بگویم ما باید خود را به آن درجه استقلال واقعی برسانیم که هیچ چیز جز مصلحت ایران و حفظ قومیت و دین وتمدن خودمان محرک ما نباشد»
مصدق افزود: « از مسلمانی و آداب آن برای برحق بودن اسلام نه برای میل این و آن پیروی کنیم و به لوازم آن فقط از ترس خدا و معاد، نه مقتضیات دنیوی و سیاسی، عمل نماییم. باد شمال یا جنوب ما را نلرزاند و در درجة ایمان ما تأثیری ننماید...»
اکنون حرامزادگی ایدئولوژیکی و سیاسی خمینی را بنگرید که چگونه بر نامسلمانی مصدق حکم می‌کند. افتخار بر پیشوای نهضت ملی ضد استعماری مردم ایران که خمینی او را مُسلِم نمی‌داند.
همه می‌دانند که شهادتین گفتن، علامت اسلام و مسلمانی است. خدا خودش هم با صراحت می‌گوید مبادا به خاطر منافع و غنائم دنیوی، به کسی که به شما سلام گفته و از در آشتی درآمده است بگویید مؤمن نیستی ( وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَی إِلَیکمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا ...آیه 94 سوره النساء). پس این چه مرجع تقلیدی است که در سال 1360 یعنی 28 سال پس از کودتای 28 مرداد و 15 سال پس از درگذشت مصدق، هنوز این چنین با او کینه دارد. بنابراین به‌طریق اولی هرگز و هیچ‌گاه نباید انتظار داشت که مجاهدین را مسلمان بداند. بدون شک خمینی و خامنه ای، مانند همتای سیاسی و عقیدتی شان یزید، امام حسین را هم «خارجی» و«قدرت طلب» می‌خوانند. این اقتضای دستگاه دجالیت است.
به همین خاطر در مهر 1360، در برنامه شورا و دولت موقت تحت عنوان « نجات ارزشهای اصیل وترقیخواهانه ملی و میهنی» نوشتیم:
« در همین جا بسیار ضروری است که به انهدام و سرکوب ارتجاعی همة ارزشهای اصیل و ترقیخواهانة ملی از جانب خمینی اشاره کنیم. چنانکه در عمل به ثبوت رسید، ارتجاع حاکم به رغم برخوردهای ریاکارانة پیشین، هر گونه ملی گرایی و میهن پرستی را اساساً مردود شمرد و سرکوب نمود. این نحوهی برخورد، اگر چه به یک نوع جهان وطنی و نفی مرزها و حدود سرمایه داری تظاهر نموده، و حسب المعمول فرصت طلبان دست راستی را به طمع می انداخت، اما در حقیقت آرزوهای برباد رفته قرون وسطایی را نمایندگی می‌کند که متاسفانه تحت لوای اسلام عرضه می‌شود. پس هدف در یک کلام این بود که همه موانع ترقیخواهانة ملی و میهنی بر سر راه دیکتاتور ارتجاعی منکوب شود. بارزترین نمود این حقیقت را می‌توان در تخفیف و توهین به پیشوای فقید نهضت ملی ایران، دکتر محمد مصدق، و الگوسازی مرتجعین قهّاری چون شیخ‌فضل‌الله و کاشانی، که به‌کرّات از جانب خمینی تکرار شده، باز یافت».

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔸فصل دوازدهم
🔹-نمونه های دجالگری
@Strategy_gh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️

🔸سیاهکل حادثه آفرینی استعمار!
از دیدگاه خمینی


@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔸سیاهکل حادثه آفرینی استعمار!
در شامگاه 19‌بهمن 1349، گروهی از انقلابیون پیشتاز فدایی با حمله به‌پاسگاه ژاندارمری سیاهکل، حماسه‌یی فراموشی‌ناپذیر در حاشیة جنگلهای گیلان رقم زدند. تهاجم متهورانه و انقلابی چریکها در آن شرایط، فضای سازش و انفعال و بی عملی را در بین روشنفکران آن زمان درهم شکست و صف پیشتازان و انقلابیون را از فرصت‌طلبان و سازشکاران توده ای جدا کرد.
در جریان این حماسهٴ خونین، دوتن به شهادت رسیدند و فرمانده هستة چریکی، علی‌اکبر صفایی فراهانی به‌همراه 12همرزمش، دستگیر و در 26اسفند همان سال، به‌جوخة تیرباران سپرده شد.
خمینی که در این زمان، روزگار بریدگی خود را در نجف می گذراند، در منتهای فرومایگی و دجالیت، قیام سیاهکل را به استعمار نسبت داد و در نامه به ‌انجمنهای اسلامی خارج کشور نوشت: «از حادثه‌آفرینی استعمار در کشورهای اسلامی نظیر حادثة سیاهکل و حوادث ترکیه فریب نخورید و اغفال نشوید».

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔸سیاهکل حادثه آفرینی استعمار!
از دیدگاه خمینی
@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔸حق رأی زنان مخالف دیانت مقدسه و بر خلاف چند حکم ضروری اسلام!

قبلاً گفته ایم که شاه در ابتدای سالهای 1340 که کندی در آمریکا روی کار آمد، برای حفظ رژیم سلطنتی به اصلاحات بورژوایی روی آورد و از جمله حق شرکت زنان در انتخابات را مطرح کرد. تا این زمان طبق رسوم فئودالی در رژیم سلطنتی، زنان، در شمار محجورین (دیوانگان) و صغار (اطفال نابالغ) و ورشکستگان به‌تقصیر، از حق انتخاب‌شدن و انتخاب‌کردن محروم بودند. ‌به‌رغم این‌که 25 سال پیش از آن، رضا شاه در سال 1316 برداشتن حجاب را اجباری کرده‌بود.
اما در سال 1341 وقتی که شاه برای حفظ رژیمش با پشتوانة آمریکا مصمم به‌برخی اصلاحات بورژوایی شد، آخوندهای عهد فئودالی به مخالفت برخاستند. دعوای خمینی با شاه از همین‌جا شروع شد. به‌جای اینکه دیکتاتوری را مانند جریان های ملی آن زمان هدف قرار بدهد، از موضع به غایت ارتجاعی به حق رأی زنان حمله کرد و آن را بر خلاف مبانی اسلام شمرد.
‌به‌ تلگرام خمینی به شاه در مهر 1341 که سراپا از موضع خیرخواهی برای دیکتاتوری سلطنتی نوشته شده، آنهم یک دهه بعد از کودتای 28 مرداد، توجه کنید:

@Strategy_gh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️

🔸حق رأی زنان مخالف دیانت مقدسه و بر خلاف چند حکم ضروری اسلام!


@Strategy_gh
« بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مبارک اعلیحضرت همایونی
پس از اهداء تحیت و دعا، به‌طوری‌ که در روزنامه‌ها منتشر است دولت در انجمنهای ایالتی و ولایتی اسلام را در رأی دهندگان و منتخبین شرط نکرده و به‌زنها حق رأی داده است و این امر موجب نگرانی علماء اعلام و سایر طبقات مسلمین است. بر‌خاطر همایونی مکشوف است که صلاح مملکت در حفظ احکام دین مبین اسلام و آرامش قلوب است. ‌مستدعی است امر فرمایید مطالبی را که مخالف دیانت مقدسه و مذهب رسمی مملکت است از برنامه‌های دولتی و حزبی حذف نمایند تا موجب دعاگویی ملت مسلمان شود. ‌الداعی روح‌الله‌الموسوی»
خمینی هم‌چنین در تلگرام 15 آبان 1341 به‌شاه می‌نویسد:
« این‌جانب به‌حکم خیرخواهی برای ملت اسلام، اعلیحضرت را متوجه می‌کنم به‌این‌که اطمینان نفرمایید به‌عناصری که با چاپلوسی و اظهار چاکری و خانه‌زادی می‌خواهند تمام کارهای خلاف دین و قانون را کرده به‌اعلیحضرت نسبت دهند و قانون اساسی را که ضامن ملیت و سلطنت است با تصویب‌نامة خائنانه و غلط از اعتبار بیندازند».
شاه در این هنگام به‌طور موضعی از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن زنان عقب نشینی کرد. خمینی این را پیروزی بزرگی به‌حساب آورد و در 11 آذر 1341 گفت: «زنها را وارد کرده‌اند در ادارات، ببینید در هر اداره‌یی که وارد شدند آن اداره فلج شد… زن اگر وارد هر دستگاهی شد اوضاع را به‌هم می‌زند».
‌بعد از پیشروی شاه در رفراندوم « انقلاب سفید» در 6 بهمن 1341، خمینی دوباره نوشت: «با اعلام تساوی حقوق زن چند حکم ضروری اسلام محو می‌شود».
در خرداد 1342 هم خمینی ضمن سخنان شدیداللحن خود علیه شاه می‌گفت «آقای شاه نفهمیده می‌رود بالای آن‌جا، می‌گوید تساوی حقوق زن و مرد. ‌آقا این را به‌تو تزریق کرده‌اند… من شنیده‌ام سازمان امنیت در نظر دارد شاه را از نظر مردم بیندازد تا بیرونش کنند».
می بینید که خمینی تا چه حد غمخوار و نگران « آقای شاه» بوده که مبادا سازمان امنیت او را با «تساوی حقوق زن و مرد» از نظر مردم بیندازد!
اما 15 سال بعد وقتی خمینی به قدرت رسید، اسلامش به‌اقتضای زمانه رنگ عوض کرد و دیگر مخالفتی با حق انتخاب کردن و انتخاب شدن زنان به‌نمایندگی مجلس نکرد و ما نفهمیدیم که آن احکام ضروری اسلام که می‌گفت با این کار« محو» می‌شود، چه شد و به کجا رفت؟!
@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔸حق رأی زنان مخالف دیانت مقدسه و بر خلاف چند حکم ضروری اسلام!
@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔸بزدلی وبوقلمون صفتی
خمینی در دوران بریدگی در سال 1349، از فرط احتیاط‌کاری و بزدلی در برابر رژیم شاه حتی از یک معرفی و پادرمیانی ساده برای نجات جان مجاهدین در عراق خودداری کرد.
داستان از این قرار بود که از سال 1348 روابط ما با جنبش فلسطین و مشخصاً سازمان الفتح برقرار شده بود دسته دسته برای آموزش نظامی به پایگاههای فلسطینی ها به اردن می رفتیم. جنبش فلسطین در آن هنگام در میان مردم ایران بسیار محبوب و مظلوم بود. آقای طالقانی اغلب در اعیاد فطر در مسجد هدایت، مقرر می کرد که فطریه ها به فلسطینی ها پرداخته شود. هرزمان که آقای طالقانی در تبعید و زندان نبود، در شبهای ماه رمضان در مسجد هدایت سخنرانی می کرد و مجاهدین هم، بدون اینکه یکدیگر را بشناسند، اغلب در آنجا حاضر می شدند.
در همان روزگار بود که شهید شکرالله پاکنژاد و دوستانش به هنگام خروج از مرز درحوالی شلمچه دستگیر شدند و گروه آنها به «گروه فلسطین» مشهور شد. دفاعیات پاکنژاد در بیدادگاه نظامی واقعاً فضای سیاسی ایران را در آن روزگار تکان داد ومحیط های دانشجویی را دگوگون کرد.
مسیر مجاهدین برای خارج شدن از کشور و رسیدن به پایگاههای فلسطین، مسیر متفاوتی بود. ما ابتدا به بندرعباس و سپس بندر کوچک کنگ می رفتیم و از آنجا با لِنج از خلیج فارس عبور می کردیم و خود را به شیخ نشینها می رساندیم. در آن‌جا مدارک لازم را با صنعت دست ساز و ابتکارات برادرانمان تهیه می کردیم و آنگاه خودمان را به بیروت می رساندیم و به رابطی که الفتح معین کرده بود، معرفی می کردیم. این رابط ما را با برگههای عبور الفتح از لبنان به سوریه عبور می داد و به دفاتر فتح در اردن می رساند. در تمام طول این مسیر طولانی، علاوه برایستگاههای کنترل مرزی، پاسگاههای ویژه جنبش فلسطین بنام «فرماندهی مبارزه مسلحانه» دایر بود که کنترل برگه های عبور و مرور همة نیروها و نفرات وابسته به جنبش را به‌طور مستقل و جدا از ایستگاههای کنترل مرزی لبنان و سوریه و اردن، انجام می‌دادند. در حقیقت در سراسر این مسیر حاکمیت دو گانه برقراربود. جنبش فلسطین در آن زمان در اوج قرارداشت.
من در تابستان 1349 همین مسیر را طی کردم. در آن زمان همراه با یکی از برادرانمان از تهران به شیراز و بندر عباس و سپس به کنگ رفتیم. در مسجدی لباس عوض کردیم و بعد به خانة قاچاقچی رفتیم و دو روز در خانة او بودیم. در آنجا فهمیدم که عمدة مردم کنگ روزانه دو نوبت بیشتر غذا نمیخورند. یکی صبحانه که مقداری نان است و دیگری هم شام که چیزی شبیه به اشکنه بود. از کوزهیی که به ما می‌دادند، یک بار آب را در لیوان ریختم و دیدم مملو از کرمهای ریز است و دیگر نخوردم. این فرق آب تصفیه شده و لوله کشی در تهران با آب نوشیدنی در کنگ بود. 2 روز طول کشید تا ترتیب سفر قاچاق ما با لنج داده شد. قاچاقچی با یک قایق کوچک توی دریا میان بر زد، و ما را به لنج رساند و سوار شدیم. قرار اولیه این بود که ما بعد از بازرسی لنج توسط ژاندارمری محل سوار شویم اما در عمل معکوس شد و معلوم شد که ژاندارمها بعد از سوار شدن ما می رسند.

@Strategy_gh