Forwarded from استراتژی قیام
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔸معیارهای جامعه توحیدی
✅«بگذارید معیارها را مرور كنیم. ملاكهایی را كه بایستی در مسیر یگانگی اجتماعی، سرانجام به آن برسیم، مرور كنیم. مرور اینها به ما امكان خواهد داد كه خیلی از دعاوی و داعیه ها را از آغاز ارزیابی كرده و برایش ملاك داشته باشیم. منظورم بیان چند تا از اصلیترین خصوصیات آن جامعه آرمانی است كه از صدر اسلام وعده داده شده است، همان كه با «امام قائم» نامخورده است؛ مهمترین ویژگیهای آن چیست؟ ویژگیهایی كه امروز برای ما الزامآور میكند كه وقتی صحبت از جامعه توحیدی میكنیم، تأكید و تصریح كنیم كه بی طبقات است.
اول، حداكثر رشد تكنولوژیك. پس جامعه عقب افتاده نیست. روایات و احادیث بسیاری هست كه وصف می كنند كه این جامعه، بایستی جامعه یی باشد كه در آن هیچ نقطه از زمین ناخرم و غیرآبادان باقی نمانده باشد.
یا در نهج البلاغه، خطبه138، حضرت علی از حاكمی ناشناخته صحبت میكند كه حاكمیت او با شیوه هایی غیر از حكام و سلاطین و پادشاهان معمول تأمین شده؛(یعنی مظهر قهر یك طبقه، روی طبقه دیگر نیست):
“وَ تخرج لَه الأَرض أَفَالیذَ كَبدهَا”
و زمین همه پاره های جگرش را و همه ثروتها و داراییهایش را برای او بیرون میآورد و تقدیم میكند.
پس ركن تكنولوژیك و فنی آن جامعه، كه امكان رفع نیازهای همه جوامع بشر را میدهد، بسیار پیشرفته است. باز به قول علی(ع):
“وَ تلقی إلَیه سلماً مَقَالیدَهَا”
زمین كلیه كلیدها و رموز خودش را به او تسلیم میكند.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔸معیارهای جامعه توحیدی
✅«بگذارید معیارها را مرور كنیم. ملاكهایی را كه بایستی در مسیر یگانگی اجتماعی، سرانجام به آن برسیم، مرور كنیم. مرور اینها به ما امكان خواهد داد كه خیلی از دعاوی و داعیه ها را از آغاز ارزیابی كرده و برایش ملاك داشته باشیم. منظورم بیان چند تا از اصلیترین خصوصیات آن جامعه آرمانی است كه از صدر اسلام وعده داده شده است، همان كه با «امام قائم» نامخورده است؛ مهمترین ویژگیهای آن چیست؟ ویژگیهایی كه امروز برای ما الزامآور میكند كه وقتی صحبت از جامعه توحیدی میكنیم، تأكید و تصریح كنیم كه بی طبقات است.
اول، حداكثر رشد تكنولوژیك. پس جامعه عقب افتاده نیست. روایات و احادیث بسیاری هست كه وصف می كنند كه این جامعه، بایستی جامعه یی باشد كه در آن هیچ نقطه از زمین ناخرم و غیرآبادان باقی نمانده باشد.
یا در نهج البلاغه، خطبه138، حضرت علی از حاكمی ناشناخته صحبت میكند كه حاكمیت او با شیوه هایی غیر از حكام و سلاطین و پادشاهان معمول تأمین شده؛(یعنی مظهر قهر یك طبقه، روی طبقه دیگر نیست):
“وَ تخرج لَه الأَرض أَفَالیذَ كَبدهَا”
و زمین همه پاره های جگرش را و همه ثروتها و داراییهایش را برای او بیرون میآورد و تقدیم میكند.
پس ركن تكنولوژیك و فنی آن جامعه، كه امكان رفع نیازهای همه جوامع بشر را میدهد، بسیار پیشرفته است. باز به قول علی(ع):
“وَ تلقی إلَیه سلماً مَقَالیدَهَا”
زمین كلیه كلیدها و رموز خودش را به او تسلیم میكند.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
✅قوانین سلطه بر طبیعت و توانایی تولید، آنقدر زیاد میشود كه كفاف نیاز همگان را میدهد و این جامعه، جامعه نعمت و فراوانی است، پس تا اینجا، تأكید روی عنصر عینی و تكنولوژیك پیشرفت است.
دوم، هرگونه ظلم و ستم و بهره كشی در آنجا ریشه كن شده، پس طبعاً اثری از طبقات نیست.
سوم، تفكر پولی - به قول امروز ما، اقتصاد كالایی- نیست و ریشه كن شده است. به اصطلاح معمول، مردم با صلوات جنس میخرند. پس دیگر رابطه كالایی و اقتصاد پولی نیست. تا پول هست، استثمار هست. پس در آنجا بشریت به آنچنان بلوغی رسیده، كه دیگر انگیزهاش برای تولید، محركات مادی نیست، بایستی به معیارهای متعالی تری رسیده باشد. البته برای ما سخت نامأنوس است، چون ما در اقتصاد پولی و در جامعه كالایی غوطه میخوریم.
چهارم، هیچ زمینه و محلی برای جنگ، كشتار، خونریزی، برادركشی و تجاوز باقی نیست؛ و در سراسر عالم صلح و صفا برقرار است. مگر میشود تا وقتی ستمی هست، ظالمی هست و مظلومی، جنگ نباشد؟ صلح پایدار، یعنی این.
پنجم، فروریختن مرزهای قومی، ملی، نژادی و طبقاتی. یكبار صحبت كردیم كه «اینشتین» چقدر ساده میخواست حكومت جهانی واحد را برقرار كند؛ و گفتیم كه منهای ریختن این مرزها، به چنین چیزهایی نخواهیم رسید. این همان زمانی است كه به آن هدفها دست خواهیم یافت.
@Strategy_gh
دوم، هرگونه ظلم و ستم و بهره كشی در آنجا ریشه كن شده، پس طبعاً اثری از طبقات نیست.
سوم، تفكر پولی - به قول امروز ما، اقتصاد كالایی- نیست و ریشه كن شده است. به اصطلاح معمول، مردم با صلوات جنس میخرند. پس دیگر رابطه كالایی و اقتصاد پولی نیست. تا پول هست، استثمار هست. پس در آنجا بشریت به آنچنان بلوغی رسیده، كه دیگر انگیزهاش برای تولید، محركات مادی نیست، بایستی به معیارهای متعالی تری رسیده باشد. البته برای ما سخت نامأنوس است، چون ما در اقتصاد پولی و در جامعه كالایی غوطه میخوریم.
چهارم، هیچ زمینه و محلی برای جنگ، كشتار، خونریزی، برادركشی و تجاوز باقی نیست؛ و در سراسر عالم صلح و صفا برقرار است. مگر میشود تا وقتی ستمی هست، ظالمی هست و مظلومی، جنگ نباشد؟ صلح پایدار، یعنی این.
پنجم، فروریختن مرزهای قومی، ملی، نژادی و طبقاتی. یكبار صحبت كردیم كه «اینشتین» چقدر ساده میخواست حكومت جهانی واحد را برقرار كند؛ و گفتیم كه منهای ریختن این مرزها، به چنین چیزهایی نخواهیم رسید. این همان زمانی است كه به آن هدفها دست خواهیم یافت.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
✅ششم، با این تغییرات در بنیادهای جامعه، خیلی طبیعی است كه همه مفاسد از قبیل فحشا، سرقت، خیانت، دزدی و… باید ریشه كن شده باشند؛ و بنابراین در روانشناسی بشری، اثری از عقدهها و كینه جوییها نیست؛ همچنین از حسادتها، سودپرستی ها و منفعت طلبیها!
اینها سیمای «قسط» هستند. «توحید اجتماعی» در یك كلام، در فرهنگ انبیا، در «قسط» خلاصه میشود؛ جایی كه به تمام نیازهای راستین و نه كاذب انسان، پاسخ داده میشود. بله، قسط!
بنابراین در مقابل انبوه تعابیری كه میتوانند ما را گیج كرده و از واقعیت توحید اجتماعی پرت مان كنند، این تأكید برای ما ضروری است و اینجاست كه به معیارهای جدیدی در رابطه با توحید اجتماعی میرسیم.
معیارهایی كه برحسب آنها، در نهایت خوشبختی و مسرت انقلابی، سرانجام آرمان انبیا به تحقق خواهد پیوست؛ همان جامعهیی كه توصیف ش را خواندیم و صحبت كردیم. جامعه یی كه حتی ما فكرش را نمیتوانیم بكنیم. برای اینكه ما در شب تیره و تار استثمار به سر میبریم، در ماقبل تاریخ انسان، به سر میبریم. همچنانكه در ادوار ماقبل تكامل، فاز یا مرحله بعدی را نمیتوانستیم تصور كنیم، در تصورمان هم نمی گنجید؛ چه بسا برای امروز ما هم، جامعه غیركالایی، قابل بحث و قابل تصور نباشد. برای اینكه ما امروز در جامعه یی به سر میبریم كه همه چیزش روی یك حسابها و انگیزههای سودپرستانه و منفعت طلبانه است؛ در خیلی از موارد، حتی سلام كردن، حتی لبخندزدن! مگر اینكه بتوانیم خودمان را با استقلال و اختیاری كه فرد انسانی دارد، از چنین جامعه یی بیرون بكشیم، از آن خارج شویم، برآن بشوریم و در مسیری قرار گیریم كه بتوانیم سیمای توحید را در خودمان زنده كنیم».
@Strategy_gh
اینها سیمای «قسط» هستند. «توحید اجتماعی» در یك كلام، در فرهنگ انبیا، در «قسط» خلاصه میشود؛ جایی كه به تمام نیازهای راستین و نه كاذب انسان، پاسخ داده میشود. بله، قسط!
بنابراین در مقابل انبوه تعابیری كه میتوانند ما را گیج كرده و از واقعیت توحید اجتماعی پرت مان كنند، این تأكید برای ما ضروری است و اینجاست كه به معیارهای جدیدی در رابطه با توحید اجتماعی میرسیم.
معیارهایی كه برحسب آنها، در نهایت خوشبختی و مسرت انقلابی، سرانجام آرمان انبیا به تحقق خواهد پیوست؛ همان جامعهیی كه توصیف ش را خواندیم و صحبت كردیم. جامعه یی كه حتی ما فكرش را نمیتوانیم بكنیم. برای اینكه ما در شب تیره و تار استثمار به سر میبریم، در ماقبل تاریخ انسان، به سر میبریم. همچنانكه در ادوار ماقبل تكامل، فاز یا مرحله بعدی را نمیتوانستیم تصور كنیم، در تصورمان هم نمی گنجید؛ چه بسا برای امروز ما هم، جامعه غیركالایی، قابل بحث و قابل تصور نباشد. برای اینكه ما امروز در جامعه یی به سر میبریم كه همه چیزش روی یك حسابها و انگیزههای سودپرستانه و منفعت طلبانه است؛ در خیلی از موارد، حتی سلام كردن، حتی لبخندزدن! مگر اینكه بتوانیم خودمان را با استقلال و اختیاری كه فرد انسانی دارد، از چنین جامعه یی بیرون بكشیم، از آن خارج شویم، برآن بشوریم و در مسیری قرار گیریم كه بتوانیم سیمای توحید را در خودمان زنده كنیم».
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
Audio
Forwarded from استراتژی قیام
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔸توحید بی محتوا
✅«پس همینجا بایستی مرزهایمان را جدا كنیم. توحید واقعی را، توحید اصیل را كه سرود تكامل است، اساسی ترین نغمه هستی است، از یك توحید بی محتوا باز بشناسیم. در شكل بله، هرچه بخواهیم میتوان دم از اسلام و اسلام پناهی زد، ولی در محتوا چطور؟ به قول قرآن:
“الَذینَ هم یرَاؤنَ”
آنهایی كه ریا میورزند، دوگانهاند.
ریا هم فقط آگاهانه نیست. ریا اساساً خبر میدهد از یك دوگانگی بین شكل و محتوا، بین زبان و قلب در عامترین صورت. البته هیچ لزومی ندارد كه ریا آگاهانه باشد. ناآگاهانه هم میتوان ریا ورزید، میتوان دوگانه بود و از چیزی حرف زد كه در ما نیست.
“الَذینَ هم یرَاؤن، وَیمنَعونَ المَاعونَ”
آنهایی كه ریا میورزند و مانع ماعون میشوند.
دوگانه اند؛ بارزترین خصوصیت این دوگانگی و این ریا در كسانی كه دین را تكذیب میكنند، منع “ماعون” است. “ماعون” را انحصارطلبانه به خودشان اختصاص میدهند. “ماعون” چیست؟ در تفسیر همین دو آیه كه خواندم “پدر طالقانی” اینطور نوشته است: “این دو آیه عطف بیان و چون جواب از سؤال مقدری استعطف به آیات قبلی آنها كه نمازگزارند و از روح نماز دور و غافل ند، چرا نماز میخوانند؟ ـتا خود را به ظاهرالصلاحی بیارایند و تا در صف نمازگزاران وارد شوند و خود را بنمایانند و از بركات اجتماع آن پاكدلان بهره مند گردندـ به گفته یكی از مصلحین غرب درباره ریاكاران كلیسایی: انجیل مقدس میدهند و منابع ثروت و سرمایه ها و طلاها را میبرند! اگر اینها نمازگزاران بااخلاصند، چرا مانع ماعون میگردند؟ از معانی لغوی و مورد استعمال لغت خاص ماعون كه شرح داده شد، معلوم میشود كه معنای اصلی آن، مطلق منابع فیاض طبیعت است و سپس به آلات و وسایل عمومی تولید(تكرار میكنم، آلات و وسایل عمومی تولید) و زندگی كه برای همه فراهم نمیشود و باید در دسترس همه باشد، نیز اطلاق شده. آنچه مفسرین درباره لغت ماعون احتمال داده اند: “دیگ بزرگ، تیشه، دلو، اثاث خانه، آب، نمك”. بیان مواردی است كه در زمانهای گذشته مورد نظر بوده و در دسترس عموم نبوده است و آنچه در بعضی از روایات آمده كه مقصود از ماعون زكات یا قرض است گویا نظر به حق قانونی و عمومی است بر كسانی كه، بیشتر از سرمایه های عمومی بهره مندند
بحثهای اخص ایدئولوژیك مجاهدین در برابر دجالیت مذهبی خمینی به درازا كشید و از این بابت پوزش می طلبم. چه میتوان كرد كه برای مجاهدین در برابر خمینی، علاوه بر یك كارزار سیاسی و میهنی، یك كارزار اخص ایدئولوژیك هم نوشته شده است كه ناگزیریم بنیاد آن را هم از ریشه براندازیم. در غیراینصورت شرك و بت پرستی و فرعونیت ولایت فقیه با دجالیت بیانتها زیر نام اسلام، به توجیه كردار ضدبشری خود در همه زمینه ها میپردازد و قبل از هرچیز حق حاكمیت مردم ایران را غصب و قربانی میكند.
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔸توحید بی محتوا
✅«پس همینجا بایستی مرزهایمان را جدا كنیم. توحید واقعی را، توحید اصیل را كه سرود تكامل است، اساسی ترین نغمه هستی است، از یك توحید بی محتوا باز بشناسیم. در شكل بله، هرچه بخواهیم میتوان دم از اسلام و اسلام پناهی زد، ولی در محتوا چطور؟ به قول قرآن:
“الَذینَ هم یرَاؤنَ”
آنهایی كه ریا میورزند، دوگانهاند.
ریا هم فقط آگاهانه نیست. ریا اساساً خبر میدهد از یك دوگانگی بین شكل و محتوا، بین زبان و قلب در عامترین صورت. البته هیچ لزومی ندارد كه ریا آگاهانه باشد. ناآگاهانه هم میتوان ریا ورزید، میتوان دوگانه بود و از چیزی حرف زد كه در ما نیست.
“الَذینَ هم یرَاؤن، وَیمنَعونَ المَاعونَ”
آنهایی كه ریا میورزند و مانع ماعون میشوند.
دوگانه اند؛ بارزترین خصوصیت این دوگانگی و این ریا در كسانی كه دین را تكذیب میكنند، منع “ماعون” است. “ماعون” را انحصارطلبانه به خودشان اختصاص میدهند. “ماعون” چیست؟ در تفسیر همین دو آیه كه خواندم “پدر طالقانی” اینطور نوشته است: “این دو آیه عطف بیان و چون جواب از سؤال مقدری استعطف به آیات قبلی آنها كه نمازگزارند و از روح نماز دور و غافل ند، چرا نماز میخوانند؟ ـتا خود را به ظاهرالصلاحی بیارایند و تا در صف نمازگزاران وارد شوند و خود را بنمایانند و از بركات اجتماع آن پاكدلان بهره مند گردندـ به گفته یكی از مصلحین غرب درباره ریاكاران كلیسایی: انجیل مقدس میدهند و منابع ثروت و سرمایه ها و طلاها را میبرند! اگر اینها نمازگزاران بااخلاصند، چرا مانع ماعون میگردند؟ از معانی لغوی و مورد استعمال لغت خاص ماعون كه شرح داده شد، معلوم میشود كه معنای اصلی آن، مطلق منابع فیاض طبیعت است و سپس به آلات و وسایل عمومی تولید(تكرار میكنم، آلات و وسایل عمومی تولید) و زندگی كه برای همه فراهم نمیشود و باید در دسترس همه باشد، نیز اطلاق شده. آنچه مفسرین درباره لغت ماعون احتمال داده اند: “دیگ بزرگ، تیشه، دلو، اثاث خانه، آب، نمك”. بیان مواردی است كه در زمانهای گذشته مورد نظر بوده و در دسترس عموم نبوده است و آنچه در بعضی از روایات آمده كه مقصود از ماعون زكات یا قرض است گویا نظر به حق قانونی و عمومی است بر كسانی كه، بیشتر از سرمایه های عمومی بهره مندند
بحثهای اخص ایدئولوژیك مجاهدین در برابر دجالیت مذهبی خمینی به درازا كشید و از این بابت پوزش می طلبم. چه میتوان كرد كه برای مجاهدین در برابر خمینی، علاوه بر یك كارزار سیاسی و میهنی، یك كارزار اخص ایدئولوژیك هم نوشته شده است كه ناگزیریم بنیاد آن را هم از ریشه براندازیم. در غیراینصورت شرك و بت پرستی و فرعونیت ولایت فقیه با دجالیت بیانتها زیر نام اسلام، به توجیه كردار ضدبشری خود در همه زمینه ها میپردازد و قبل از هرچیز حق حاكمیت مردم ایران را غصب و قربانی میكند.
@Strategy_gh
Forwarded from استراتژی قیام
Audio
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔸واکنش خمینی نسبت به کلاسهای تببین جهان
✅پس از 15 جلسه کاسة صبر خمینی از کلاسهای «تبیین جهان» در دانشگاه صنعتی شریف در سال 58 لبریز شد و بیشتر از این طاقت نیاورد. همین 15 جلسه هم در اثناء رفراندوم قانون اساسی و نخستین انتخابات ریاست جمهوری ونخستین انتخابات مجلس شورای ملی، برگزار شد و الا اگر خمینی دست بستگی نداشت، یک جلسة آن را هم اجازه نمیداد.
اما منتهای دجالگری در این بود که با حربة « انقلاب فرهنگی» به یک کودتای سیاه ضد فرهنگی علیه تمامیت فرهنگ و دانشگاههای ایران مبادرت کرد. بر این پاتک ارتجاعی برضد نیروی انقلابی، لباس « انقلاب فرهنگی» پوشاند که انقلاب فرهنگی چین در زمان مائوتسه تونگ در دهة 1960 را تداعی می کرد.
اجازه بدهید در همین باره پیام 16 آذر امسال را یادآوری کنم:
***
«خمینی کودتای سیاه ارتجاعی خود علیه دانشگاهها را هم با وقاحت و دجالیتی فوق تصور، کاری ضد استعماری جلوه میداد و در 4تیر 1359 در موضعگیری بغایت کین توزانه خود علیه مجاهدین گفت: «میخواستند که دانشگاههایی که در خدمت استعمار بود و جزء مهمات این مملکت است که باید دانشگاهش اصلاح بشود، همین که طرح اصلاح دانشگاه شد، سنگربندی شد در دانشگاه که نگذارند این کار بشود....
از آنجا که چنین رژیمی هیچ حقی برای مردم ایران قائل نبوده و نیست ، بهشدت نیازمند نسبت دادن هر حرکت و هر مخالفتی به “خارجی” واستعمار و“ استکبار” است . نعره های گوش خراش “مرگ بر ضد ولایت فقیه” بههمین خاطر ادامه دارد.در مقابل، شعار مردم و مقاومت ایران و قیامی که در 16آذر از دانشگاه شعله ور شد این است که : “مرگ بر اصل ولایت فقیه” – “زنده باد آزادی وحاکمیت مردم ایران”.
***
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔸واکنش خمینی نسبت به کلاسهای تببین جهان
✅پس از 15 جلسه کاسة صبر خمینی از کلاسهای «تبیین جهان» در دانشگاه صنعتی شریف در سال 58 لبریز شد و بیشتر از این طاقت نیاورد. همین 15 جلسه هم در اثناء رفراندوم قانون اساسی و نخستین انتخابات ریاست جمهوری ونخستین انتخابات مجلس شورای ملی، برگزار شد و الا اگر خمینی دست بستگی نداشت، یک جلسة آن را هم اجازه نمیداد.
اما منتهای دجالگری در این بود که با حربة « انقلاب فرهنگی» به یک کودتای سیاه ضد فرهنگی علیه تمامیت فرهنگ و دانشگاههای ایران مبادرت کرد. بر این پاتک ارتجاعی برضد نیروی انقلابی، لباس « انقلاب فرهنگی» پوشاند که انقلاب فرهنگی چین در زمان مائوتسه تونگ در دهة 1960 را تداعی می کرد.
اجازه بدهید در همین باره پیام 16 آذر امسال را یادآوری کنم:
***
«خمینی کودتای سیاه ارتجاعی خود علیه دانشگاهها را هم با وقاحت و دجالیتی فوق تصور، کاری ضد استعماری جلوه میداد و در 4تیر 1359 در موضعگیری بغایت کین توزانه خود علیه مجاهدین گفت: «میخواستند که دانشگاههایی که در خدمت استعمار بود و جزء مهمات این مملکت است که باید دانشگاهش اصلاح بشود، همین که طرح اصلاح دانشگاه شد، سنگربندی شد در دانشگاه که نگذارند این کار بشود....
از آنجا که چنین رژیمی هیچ حقی برای مردم ایران قائل نبوده و نیست ، بهشدت نیازمند نسبت دادن هر حرکت و هر مخالفتی به “خارجی” واستعمار و“ استکبار” است . نعره های گوش خراش “مرگ بر ضد ولایت فقیه” بههمین خاطر ادامه دارد.در مقابل، شعار مردم و مقاومت ایران و قیامی که در 16آذر از دانشگاه شعله ور شد این است که : “مرگ بر اصل ولایت فقیه” – “زنده باد آزادی وحاکمیت مردم ایران”.
***
@Strategy_gh
✅از اینجا میتوان علت تعارض آشتی ناپذیر و ماهوی دیکتاتوری جهل و جنایت را با علم و دانش و با دانشجو و دانشگاه ، بروشنی دریافت.
-خمینی در سال 1358 پس از آنکه نخستین انتخابات ریاست جمهوری و نخستین انتخابات مجلس شورای ملی را با تغییر نام غیرقانونی آن به “مجلس شورای اسلامی” براساس “ اصل ولایت فقیه” شکل داد، تنها سنگری را که در مقابل خود تسخیر ناشده می دید، دانشگاه بود.
-در 9فروردین 1359 لوموند کلاسهای تبیین جهان در دانشگاه صنعتی شریف را گزارش کرد که هر جمعه بعدازظهر در آن 10هزار نفر با کارت شرکت میکردند و متعاقبا درسهای فلسفه تطبیقی در این کلاسها، بهصورت کتابهای جیبی در صدهاهزار نسخه بفروش میرسید و نوارهای ویدئویی آن را هم حدود یک صدهزار دانشجو در 35شهر بزرگ ایران می دیدند . لوموند نوشت مجاهدین بهصورت یک حزب مردمی یکی از متشکل ترین سازمانهای ایران هستند و اگر خمینی نامزدی کاندیدای آنها را در انتخابات ریاست جمهوری با فتوا منتفی نمیکرد “ به گفتة شخصیتهای متفاوت” آنها میلیونها رأی را به خود اختصاص میدادند و از حمایت اقلیتهای قومی و مذهبی و همچنین از حمایت قسمت مهمی از زنان و جوانان کشور که قیمومیت روحانیت ارتجاعی را نمیخواستند، برخوردار بودند.
- خمینی از اواخر فروردین و در اردیبهشت 1359 دانشگاهها و مدارس عالی را بهخاک و خون کشید و تعطیل کرد و اسم آن کودتای سیاه ضدفرهنگی را “انقلاب فرهنگی” گذاشت!
خمینی در روز اول اردیبهشت گفت: «ما از حصر اقتصادی نمیترسیم، ما از دخالت نظامی نمیترسیم…ما از دانشگاه استعماری میترسیم». «دانشگاههای ما دانشگاههای استعماری است… دانشگاههای ما برای ملت ما مفید نیست. من آن تصمیمی را که شورای انقلاب و رئیس جمهور گرفتهاند راجع به تصفیه دانشگاه... ، پشتیبانی میکنم»
خمینی:«ما از حصر اقتصادی نمی ترسیم، ما از دخالت نظامی نمی ترسیم، اون چیزی که ما را می ترساند، وابستگی فرهنگی است. ما از دانشگاه استعماری می ترسیم،»
- باندهای فاشیستی در روز اول اردیبهشت در اطلاعیه های خود به دستور خمینی،اعلام کردند: “اصیلترین پایگاه فرهنگی امپریالیسم آمریکا، دانشگاه است و تا زمانی که این پایگاه درهم کوبیده نشود، نمیتوان به عدم حضور آمریکا در درون ایران مطمئن بود. لذا با تمامی توان سعی در انهدام این پایگاه داخلی شیطان بزرگ خواهیم کرد”
@Strategy_gh
-خمینی در سال 1358 پس از آنکه نخستین انتخابات ریاست جمهوری و نخستین انتخابات مجلس شورای ملی را با تغییر نام غیرقانونی آن به “مجلس شورای اسلامی” براساس “ اصل ولایت فقیه” شکل داد، تنها سنگری را که در مقابل خود تسخیر ناشده می دید، دانشگاه بود.
-در 9فروردین 1359 لوموند کلاسهای تبیین جهان در دانشگاه صنعتی شریف را گزارش کرد که هر جمعه بعدازظهر در آن 10هزار نفر با کارت شرکت میکردند و متعاقبا درسهای فلسفه تطبیقی در این کلاسها، بهصورت کتابهای جیبی در صدهاهزار نسخه بفروش میرسید و نوارهای ویدئویی آن را هم حدود یک صدهزار دانشجو در 35شهر بزرگ ایران می دیدند . لوموند نوشت مجاهدین بهصورت یک حزب مردمی یکی از متشکل ترین سازمانهای ایران هستند و اگر خمینی نامزدی کاندیدای آنها را در انتخابات ریاست جمهوری با فتوا منتفی نمیکرد “ به گفتة شخصیتهای متفاوت” آنها میلیونها رأی را به خود اختصاص میدادند و از حمایت اقلیتهای قومی و مذهبی و همچنین از حمایت قسمت مهمی از زنان و جوانان کشور که قیمومیت روحانیت ارتجاعی را نمیخواستند، برخوردار بودند.
- خمینی از اواخر فروردین و در اردیبهشت 1359 دانشگاهها و مدارس عالی را بهخاک و خون کشید و تعطیل کرد و اسم آن کودتای سیاه ضدفرهنگی را “انقلاب فرهنگی” گذاشت!
خمینی در روز اول اردیبهشت گفت: «ما از حصر اقتصادی نمیترسیم، ما از دخالت نظامی نمیترسیم…ما از دانشگاه استعماری میترسیم». «دانشگاههای ما دانشگاههای استعماری است… دانشگاههای ما برای ملت ما مفید نیست. من آن تصمیمی را که شورای انقلاب و رئیس جمهور گرفتهاند راجع به تصفیه دانشگاه... ، پشتیبانی میکنم»
خمینی:«ما از حصر اقتصادی نمی ترسیم، ما از دخالت نظامی نمی ترسیم، اون چیزی که ما را می ترساند، وابستگی فرهنگی است. ما از دانشگاه استعماری می ترسیم،»
- باندهای فاشیستی در روز اول اردیبهشت در اطلاعیه های خود به دستور خمینی،اعلام کردند: “اصیلترین پایگاه فرهنگی امپریالیسم آمریکا، دانشگاه است و تا زمانی که این پایگاه درهم کوبیده نشود، نمیتوان به عدم حضور آمریکا در درون ایران مطمئن بود. لذا با تمامی توان سعی در انهدام این پایگاه داخلی شیطان بزرگ خواهیم کرد”
@Strategy_gh
✅-خمینی سپس در23 خرداد 59، بهزبان اشهدش اقرار کرد که “دانشگاه در قبضة منافقین بود” و افزود “هرچه برسر بشر میآید ازعلم میآید. علم بدون تهذیب”.
-در 27 آذر59 در بیرون ریختن ماهیت فوق ارتجاعی خود، گام شگفت انگیز دیگری برداشت و گفت : “تمام این مصیبت هایی که برای بشر پیش آمده از دانشگاه ها بوده است. ریشهاش از این تخصص های دانشگاهی بوده است. و این همه ابزار فنای انسان و این همه پیشرفتهایی که به خیال خودشان در ابزار جنگی دارند اساسش از دانشمندانی بوده که از دانشگاهها بیرون آمدهاند. دانشگاهی که در کنار او اخلاق نبوده است. در کنار او تهذیب نبوده است.. ....دنیا را دانشگاه به فساد کشانده و دنیا را دانشگاه می تواند اصلاح کند”.(دیدار با اعضای دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه – 27 آذر 1359)
-دو سال بعد درپاییز 61 ،خمینی بازهم نسبت به نفوذ مجاهدین در دانشگاهها هشدار میداد ومیگفت :
“انجمنهای اسلامی باید توجه کنند که در بین این انجمنها ازاین منحرفین نفوذ نکنند.شما مطمئن باشید که این منحرفین ومنافقین و آنهایی که دستشان ازاین کشور کوتاه شده است با هر حیله یی که شده است میخواهند در همه جای کشورخصوصا در دانشگاه که مرکز علم و مرکز همه جهات کمالی انسانی است میخواهند نفوذ کنند”.
خمینی:«انجمنهای اسلامی باید توجه کنند که در بین این انجمنها ازاین منحرفین نفوذ نکنند.شما مطمئن باشید که این منحرفین ومنافقین و آنهایی که دستشان ازاین کشور کوتاه شده است با هر حیله یی که شده است میخواهند در همه جای کشورخصوصا در دانشگاه که مرکز علم و مرکز همه جهات کمالی انسانی است میخواهند نفوذ کنند».
-حتی 5سال بعد از کودتای سیاه فرهنگی و قلع و قمع دانشجویان و استادان دانشگاه خمینی در 27فروردین 1364 باز هم از وضعیت دانشگاهها نالان بود و میگفت:« همه دردهای ایران از دانشگاه ها شروع شده است. دانشگاه تلخیهایی داشت که به این زودی رفع نمیشود.... دانشگاهی که تمام گرفتاریهای ما منشاءاش در آن بود»
- خمینی حتی در وصیت خود نوشت : “در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربة مهلک زده است قسمت عمدهاش از دانشگاهها بوده است”.
بهراستی که ابعاد خصومت و کین توزی سلطنت مطلقه ولایت با دانش و دانشگاه حیرت انگیز است».
@Strategy_gh
-در 27 آذر59 در بیرون ریختن ماهیت فوق ارتجاعی خود، گام شگفت انگیز دیگری برداشت و گفت : “تمام این مصیبت هایی که برای بشر پیش آمده از دانشگاه ها بوده است. ریشهاش از این تخصص های دانشگاهی بوده است. و این همه ابزار فنای انسان و این همه پیشرفتهایی که به خیال خودشان در ابزار جنگی دارند اساسش از دانشمندانی بوده که از دانشگاهها بیرون آمدهاند. دانشگاهی که در کنار او اخلاق نبوده است. در کنار او تهذیب نبوده است.. ....دنیا را دانشگاه به فساد کشانده و دنیا را دانشگاه می تواند اصلاح کند”.(دیدار با اعضای دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه – 27 آذر 1359)
-دو سال بعد درپاییز 61 ،خمینی بازهم نسبت به نفوذ مجاهدین در دانشگاهها هشدار میداد ومیگفت :
“انجمنهای اسلامی باید توجه کنند که در بین این انجمنها ازاین منحرفین نفوذ نکنند.شما مطمئن باشید که این منحرفین ومنافقین و آنهایی که دستشان ازاین کشور کوتاه شده است با هر حیله یی که شده است میخواهند در همه جای کشورخصوصا در دانشگاه که مرکز علم و مرکز همه جهات کمالی انسانی است میخواهند نفوذ کنند”.
خمینی:«انجمنهای اسلامی باید توجه کنند که در بین این انجمنها ازاین منحرفین نفوذ نکنند.شما مطمئن باشید که این منحرفین ومنافقین و آنهایی که دستشان ازاین کشور کوتاه شده است با هر حیله یی که شده است میخواهند در همه جای کشورخصوصا در دانشگاه که مرکز علم و مرکز همه جهات کمالی انسانی است میخواهند نفوذ کنند».
-حتی 5سال بعد از کودتای سیاه فرهنگی و قلع و قمع دانشجویان و استادان دانشگاه خمینی در 27فروردین 1364 باز هم از وضعیت دانشگاهها نالان بود و میگفت:« همه دردهای ایران از دانشگاه ها شروع شده است. دانشگاه تلخیهایی داشت که به این زودی رفع نمیشود.... دانشگاهی که تمام گرفتاریهای ما منشاءاش در آن بود»
- خمینی حتی در وصیت خود نوشت : “در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربة مهلک زده است قسمت عمدهاش از دانشگاهها بوده است”.
بهراستی که ابعاد خصومت و کین توزی سلطنت مطلقه ولایت با دانش و دانشگاه حیرت انگیز است».
@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔸فصل دوازدهم
🔹-نمونه های دجالگری
✅چند نمونه بیاد ماندنی دیگر را میگویم تا تفاوت دروغ و دغل و دنائت در رژیم مادون سرمایه داری ولایت فقیه با دیکتاتوریهای کلاسیک، روشن شود:
مصدق مسلم نبود!
خمینی هرگاه فرصت مییافت، حِقد و کین سبعانةخود را، بیمحابا علیه پیشوای نهضت ملی ایران دکتر محمد مصدق، بیرون میریخت:
-درخرداد 1358 گفت « ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست. این اشتباه است. ما اسلام را میخواهیم. اسلام که آمد، نفت هم مال خودمان میشود. مقصد ما نفت نیست اگر یک نفر نفت را ملّی کرده است، اسلام را کنار بگذاریم، برای او سینه بزنیم». خمینی افزود «برای هر استخوانی میتینگ راه انداختن و بهدنبال آن با اسلام مخالفت کردن، قابل تحمل نیست».
-در خرداد 1360 خمینی ضمن نقل خاطره یی از زمان نخست وزیری مصدق به کین کشی پرداخت و به صراحت گفت، مصدق «مُسلِم نبود» . خمینی گفت :
«.... یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند و اسمش را “آیت الله” گذاشتند! این در آن زمان بود که اینها فخر میکنند به وجود او. او[مصدق] هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زده اند و به اسم “آیت الله” توی خیابانها میگردانند. من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست، این سیلی خواهد خورد. و طولی نکشید که سیلی را خورد. و اگر مانده بود سیلی بر اسلام می زد».
خمینی راست میگفت، مصدق هیچگاه آن «مُسلم» مورد نظر خمینی نبود. در بیدادگاه نظامی شاه میگفت که مسلک من مسلک حضرت سیدالشهدا است. میگفت که «چه از این خوبتر که من در راه ایران عزیز زجر بکشم، و چه از این بالاتر که من در دنیا مظلوم واقع بشوم و چه افتخاری از این بالاتر که با رأی این دادگاه از بین بروم؟ سیدالشهد علیه السلام فرموده «وقتی انسان برای مرگ آفریده شده باشد، با شمشیر به مرگ برسد ارزنده تر است». (مصدق در محکمه نظامی-کتاب اول جلد دوم)
مصدق در مجلس چهاردهم در شهریور 1324 خود را چنین معرفی کرد: «من ایرانی ومسلمانم و بر علیه هر چه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند، تا زنده هستم مبارزه می نمایم» (کتاب سیاست موازنه منفی در مجلس چهاردهم- جلد دوم).
@Strategy_gh
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️
🔸فصل دوازدهم
🔹-نمونه های دجالگری
✅چند نمونه بیاد ماندنی دیگر را میگویم تا تفاوت دروغ و دغل و دنائت در رژیم مادون سرمایه داری ولایت فقیه با دیکتاتوریهای کلاسیک، روشن شود:
مصدق مسلم نبود!
خمینی هرگاه فرصت مییافت، حِقد و کین سبعانةخود را، بیمحابا علیه پیشوای نهضت ملی ایران دکتر محمد مصدق، بیرون میریخت:
-درخرداد 1358 گفت « ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست. این اشتباه است. ما اسلام را میخواهیم. اسلام که آمد، نفت هم مال خودمان میشود. مقصد ما نفت نیست اگر یک نفر نفت را ملّی کرده است، اسلام را کنار بگذاریم، برای او سینه بزنیم». خمینی افزود «برای هر استخوانی میتینگ راه انداختن و بهدنبال آن با اسلام مخالفت کردن، قابل تحمل نیست».
-در خرداد 1360 خمینی ضمن نقل خاطره یی از زمان نخست وزیری مصدق به کین کشی پرداخت و به صراحت گفت، مصدق «مُسلِم نبود» . خمینی گفت :
«.... یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند و اسمش را “آیت الله” گذاشتند! این در آن زمان بود که اینها فخر میکنند به وجود او. او[مصدق] هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زده اند و به اسم “آیت الله” توی خیابانها میگردانند. من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست، این سیلی خواهد خورد. و طولی نکشید که سیلی را خورد. و اگر مانده بود سیلی بر اسلام می زد».
خمینی راست میگفت، مصدق هیچگاه آن «مُسلم» مورد نظر خمینی نبود. در بیدادگاه نظامی شاه میگفت که مسلک من مسلک حضرت سیدالشهدا است. میگفت که «چه از این خوبتر که من در راه ایران عزیز زجر بکشم، و چه از این بالاتر که من در دنیا مظلوم واقع بشوم و چه افتخاری از این بالاتر که با رأی این دادگاه از بین بروم؟ سیدالشهد علیه السلام فرموده «وقتی انسان برای مرگ آفریده شده باشد، با شمشیر به مرگ برسد ارزنده تر است». (مصدق در محکمه نظامی-کتاب اول جلد دوم)
مصدق در مجلس چهاردهم در شهریور 1324 خود را چنین معرفی کرد: «من ایرانی ومسلمانم و بر علیه هر چه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند، تا زنده هستم مبارزه می نمایم» (کتاب سیاست موازنه منفی در مجلس چهاردهم- جلد دوم).
@Strategy_gh
✅در همین سخنرانی بود که مصدق حین تشریح سیاست موازنة منفی رودرروی صدرالاشراف نخست وزیر وقت که مهرة انگلیس بود و رودرروی حزب توده که منافع و سیاست روسیة شوروی را در ایران پیش می برد گفت:
« از نظر ما اجنبی اجنبی است، شمال و جنوب فرق نمی کند و موازنة بین آنها یگانه راه نجات ماست....واضح تر بگویم ما باید خود را به آن درجه استقلال واقعی برسانیم که هیچ چیز جز مصلحت ایران و حفظ قومیت و دین وتمدن خودمان محرک ما نباشد»
مصدق افزود: « از مسلمانی و آداب آن برای برحق بودن اسلام نه برای میل این و آن پیروی کنیم و به لوازم آن فقط از ترس خدا و معاد، نه مقتضیات دنیوی و سیاسی، عمل نماییم. باد شمال یا جنوب ما را نلرزاند و در درجة ایمان ما تأثیری ننماید...»
اکنون حرامزادگی ایدئولوژیکی و سیاسی خمینی را بنگرید که چگونه بر نامسلمانی مصدق حکم میکند. افتخار بر پیشوای نهضت ملی ضد استعماری مردم ایران که خمینی او را مُسلِم نمیداند.
همه میدانند که شهادتین گفتن، علامت اسلام و مسلمانی است. خدا خودش هم با صراحت میگوید مبادا به خاطر منافع و غنائم دنیوی، به کسی که به شما سلام گفته و از در آشتی درآمده است بگویید مؤمن نیستی ( وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَی إِلَیکمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا ...آیه 94 سوره النساء). پس این چه مرجع تقلیدی است که در سال 1360 یعنی 28 سال پس از کودتای 28 مرداد و 15 سال پس از درگذشت مصدق، هنوز این چنین با او کینه دارد. بنابراین بهطریق اولی هرگز و هیچگاه نباید انتظار داشت که مجاهدین را مسلمان بداند. بدون شک خمینی و خامنه ای، مانند همتای سیاسی و عقیدتی شان یزید، امام حسین را هم «خارجی» و«قدرت طلب» میخوانند. این اقتضای دستگاه دجالیت است.
به همین خاطر در مهر 1360، در برنامه شورا و دولت موقت تحت عنوان « نجات ارزشهای اصیل وترقیخواهانه ملی و میهنی» نوشتیم:
« در همین جا بسیار ضروری است که به انهدام و سرکوب ارتجاعی همة ارزشهای اصیل و ترقیخواهانة ملی از جانب خمینی اشاره کنیم. چنانکه در عمل به ثبوت رسید، ارتجاع حاکم به رغم برخوردهای ریاکارانة پیشین، هر گونه ملی گرایی و میهن پرستی را اساساً مردود شمرد و سرکوب نمود. این نحوهی برخورد، اگر چه به یک نوع جهان وطنی و نفی مرزها و حدود سرمایه داری تظاهر نموده، و حسب المعمول فرصت طلبان دست راستی را به طمع می انداخت، اما در حقیقت آرزوهای برباد رفته قرون وسطایی را نمایندگی میکند که متاسفانه تحت لوای اسلام عرضه میشود. پس هدف در یک کلام این بود که همه موانع ترقیخواهانة ملی و میهنی بر سر راه دیکتاتور ارتجاعی منکوب شود. بارزترین نمود این حقیقت را میتوان در تخفیف و توهین به پیشوای فقید نهضت ملی ایران، دکتر محمد مصدق، و الگوسازی مرتجعین قهّاری چون شیخفضلالله و کاشانی، که بهکرّات از جانب خمینی تکرار شده، باز یافت».
@Strategy_gh
« از نظر ما اجنبی اجنبی است، شمال و جنوب فرق نمی کند و موازنة بین آنها یگانه راه نجات ماست....واضح تر بگویم ما باید خود را به آن درجه استقلال واقعی برسانیم که هیچ چیز جز مصلحت ایران و حفظ قومیت و دین وتمدن خودمان محرک ما نباشد»
مصدق افزود: « از مسلمانی و آداب آن برای برحق بودن اسلام نه برای میل این و آن پیروی کنیم و به لوازم آن فقط از ترس خدا و معاد، نه مقتضیات دنیوی و سیاسی، عمل نماییم. باد شمال یا جنوب ما را نلرزاند و در درجة ایمان ما تأثیری ننماید...»
اکنون حرامزادگی ایدئولوژیکی و سیاسی خمینی را بنگرید که چگونه بر نامسلمانی مصدق حکم میکند. افتخار بر پیشوای نهضت ملی ضد استعماری مردم ایران که خمینی او را مُسلِم نمیداند.
همه میدانند که شهادتین گفتن، علامت اسلام و مسلمانی است. خدا خودش هم با صراحت میگوید مبادا به خاطر منافع و غنائم دنیوی، به کسی که به شما سلام گفته و از در آشتی درآمده است بگویید مؤمن نیستی ( وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَی إِلَیکمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا ...آیه 94 سوره النساء). پس این چه مرجع تقلیدی است که در سال 1360 یعنی 28 سال پس از کودتای 28 مرداد و 15 سال پس از درگذشت مصدق، هنوز این چنین با او کینه دارد. بنابراین بهطریق اولی هرگز و هیچگاه نباید انتظار داشت که مجاهدین را مسلمان بداند. بدون شک خمینی و خامنه ای، مانند همتای سیاسی و عقیدتی شان یزید، امام حسین را هم «خارجی» و«قدرت طلب» میخوانند. این اقتضای دستگاه دجالیت است.
به همین خاطر در مهر 1360، در برنامه شورا و دولت موقت تحت عنوان « نجات ارزشهای اصیل وترقیخواهانه ملی و میهنی» نوشتیم:
« در همین جا بسیار ضروری است که به انهدام و سرکوب ارتجاعی همة ارزشهای اصیل و ترقیخواهانة ملی از جانب خمینی اشاره کنیم. چنانکه در عمل به ثبوت رسید، ارتجاع حاکم به رغم برخوردهای ریاکارانة پیشین، هر گونه ملی گرایی و میهن پرستی را اساساً مردود شمرد و سرکوب نمود. این نحوهی برخورد، اگر چه به یک نوع جهان وطنی و نفی مرزها و حدود سرمایه داری تظاهر نموده، و حسب المعمول فرصت طلبان دست راستی را به طمع می انداخت، اما در حقیقت آرزوهای برباد رفته قرون وسطایی را نمایندگی میکند که متاسفانه تحت لوای اسلام عرضه میشود. پس هدف در یک کلام این بود که همه موانع ترقیخواهانة ملی و میهنی بر سر راه دیکتاتور ارتجاعی منکوب شود. بارزترین نمود این حقیقت را میتوان در تخفیف و توهین به پیشوای فقید نهضت ملی ایران، دکتر محمد مصدق، و الگوسازی مرتجعین قهّاری چون شیخفضلالله و کاشانی، که بهکرّات از جانب خمینی تکرار شده، باز یافت».
@Strategy_gh