استراتژی قیام
1.44K subscribers
909 photos
1.53K videos
23 files
1.62K links
🔸آموزش‌های مسعود رجوی برای نسل جوان
پیام‌ها و سخنرانی‌ها

ادمین تماس:
@Yasser_2022
اینستاگرام
instagram.com/strategyghiam
Download Telegram
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔹معنی اسلام
«پس این ایدئولوژی، ایدئولوژی تطبیق یا تسلیم، دیگر نه یك چیز مجازی، بلكه چیزی است كه از متن واقعیت می جوشد، واقعیتی كه با تمام طول و تفصیل به آن اشاره كردیم؛ و اینچنین باید باشد كه قدرت حل مسایل را داشته باشد. یعنی براساس چنین جهان بینییی خواهیم توانست همه مشكلاتی كه در راه با آن مواجه میشویم را در هر مقطع تاریخی بالاخره با شیوه های تطبیق انقلابی و اسلامی حل كنیم. جامعه را به سمت تسلیم، اسلام و تطابق هرچه بیشتر، یعنی نفی استثمار، یعنی امحای طبقات، پیش ببریم. بنابراین با اسلام و تسلیم ما نمیخواهیم ـ و هیچوقت هم چنین نبودهـ كه به تودهها افیون تزریق كنیم، هرگز! نمیخواهیم از تسلیم تخدیرآمیز صحبت كنیم، هرگز! به همان دلیل كه از ابراهیم گفتیم و تا همین امروز نیز، ما میخواهیم در اینها، عنصر انقلابی بودن را، قیام به قسط و شورش انقلابی را، مطرح كنیم».
«به همین دلیل باز خود قرآن می پرسد:
“أَفَغَیرَ دین الله یبغونَ وَلَه أَسلَمَ مَن فیالسَمَاوَات وَالأَرض”
آیا جز همین راه كه راه خداست و دینی كه دین خداست، چیزی میجویید؟ درحالیكه همه چیزها در همین خط هستند، همه چیزها در آسمانها و زمین به همین سمت هستند. یعنی آیا دنبال چیزی جز نظام و سنت تكاملی میگردید و به آن گردن میگذارید؟ مگر غیر از این است كه همة پدیده ها مجبورند خودشان را با آن تطبیق بدهند؟ پس از این قرار، وقتی كه صحبت از اسلام میكنیم، منظور تسلیم و تطبیق هرچه بیشتر با نظام آفرینش است، و بر این اساس، كدام انقلابی آزادهیی است كه به این راه گردن نگذارد؟
اسلام از باب افعال است، یعنی تطبیق دادن؛ تطبیقدادن چی؟ تطبیق یافتن با چی؟ با اساس خلقت و ناموس هستی. مگر نبود در مقدمات صحبتمان از ایدئولوژی، دنبال این میگشتیم كه باید جهان را بشناسیم و خودمان را با آن تطبیق دهیم؟ این همان تطبیقی است كه دربردارنده كمال، هدایت، خوشبختی و رستگاری است. دیگر اینجا وقتی به رستگاری میرسیم، نه یك اسطوره است و نه یك فریب؛ بلكه یك واقعیت محض است. به همین دلیل خود قرآن میگوید كه:
“فَأَقم وَجهَكَ للدین حَنیفاً فطرَةَ اللَه الَتی فَطَرَ النَاسَ عَلَیهَا”

@Strategy_gh
پس رویت را بگردان به جانب آن دینی كه فطرت و ناموس خود آفرینش است و ناموس خود این مردم، بر این اساس و بر همان روال آفریده شده است.
از كدام مسیر؟ مگر ما در بحث اول مان دنبال آن حركت محوری جهان نمی گشتیم كه خودمان را با آن تطبیق دهیم؟ مثل آن قطار؟ خیلی خوب، حالا قرآن جواب میدهد:
“فَإن أَسلَموا فَقَد اهتَدَوا”
اگر در همین مسیر رفتند و تطبیق پیدا كردند، هدایت میشوند، رستگار میشوند، راه می یابند.
“وَإن تَوَلَوا فَإنَمَا عَلَیكَ البَلاَغ”
اگر هم پشت كردند، وظیفه تو فقط ابلاغ پیام است.
خیلی خوب، تو كه پیغمبر هستی! ابلاغ و گفتن ش با تو است؛ چون مكانیسم تطابقی و مكانیسم تكاملی، كار خود را خواهد كرد؛ طرد خواهد كرد، لعنت خواهد كرد، یعنی پرت خواهد كرد، نفرین خواهد كرد. از این آیه ضمناً اینهم برمیآید كه تطبیق انسان، تطبیقی است آگاهانه و ارادی، یعنی انسان میتواند خود را تطبیق بدهد یا میتواند ندهد، و به سنن آفرینش پشت كند؛ كه البته در اینصورت لعنت خواهد شد و این لعنت دیگر یك دشنام نیست، یك واقعیت محض است.
لعنت یعنی نفرین، نفرین مخفف “نیافرین”، یعنی آفرینش آن نفی میشود. دیگر استمرار نخواهد داشت، دیگر بقا نخواهد داشت.
خوب، همانطور كه میدانیم، این تطبیق از دیدگاه قرآن، از نسبی ترین صور، از پایین ترین درجات شروع میشود تا ملاقات با خدا:
“إلَی رَبكَ منتَهَاهَا”
به سوی پروردگار توست انتهای آن
در همین جریان است كه انسان سیمای حیوانی اش را روزبه روز از دست داده و سیمای خدایی پیدا میكند؛ مدلی در پیش رو داریم، به همین دلیل قرآن میگوید رو به آن سوبگردان تا هرچه به آن شبیه تر شوی. راستی كه سرنوشت فرزند انسان چقدر متعالی است.»!
@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔹معنی اسلام

@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔸مفهوم توحیدی عید
«یكی از همین واژهها، واژه عید است، از مصدر “عود” و بازگشت. نه بازگشتی به گذشته، قهقرا یا دور، ابداً! بازگشت به فطرت و ناموس نهایی. چرا كه به اعتقاد قرآن، فطرت نخستین جهان، در وحدت و یگانگی است؛ بنابراین صحبت از عید ـچنانكه یكی از كتابهای لغت میگویدـ یعنی نوشدن، نه تكرار و نه قهقرا. كمااینكه در قرآن میبینیم:
“قل جَاء الحَق وَمَا یبدئ البَاطل وَمَا یعید”
بگو حق آمد و باطل نه مجدداً آغاز میشود و نه بازمی گردد.
پس بازگشت و قهقرا وجود ندارد؛ چرا كه اگر بازگشت به آن معنی می بود، باید باطل هم بازمی گشت.
بنابراین هر عید یادآور روز و یومی است كه در آن تازیانه یی به اسب تكامل خورده و آن را گامی به سوی جلو حركت داده است. هر قدم متعالی، سمبل عید است، یعنی حصول آن وحدت گم گشته در فازی بسیار عالی تر، فازی آگاهانه تر. چون از آن مرحله ساده اولیه خروج كرده و بیرون آمدهایم و در مجموع به سمت تكامل رهسپار هستیم و البته بسیار دچار فسوق، خونریزی، افساد و… خواهیم شد. ولی بعد باز هم به تعادل خواهیم رسید، به وحدت خواهیم رسید؛ ولی تعادل این دفعه، دیگر تعادل و وحدت دفعه پیش نیست. بنابراین هر عید مبین گامی است به سمت وحدت، پس شایان خرسندی است و شایان مسرت.
مفهوم واقعگرایانه عید را در نهج البلاغه میتوان دید. حضرت علی (ع) در بعضی اعیاد ـ و حتی نه یك عید مخصوص ـ این كلام را میگفت:
“إنَمَا هوَ عیدٌ لمَن قَبلَ اللَه صیامَه وَ شَكَرَ قیامَه”
این عید كسی است كه خدا روزهاش را قبول كرده، و همینطور در مورد نمازش، پاس آن را داشته است.
یعنی اگر روزه، مصلحت تكاملی داشته، و این فرد به آن دست یافته؛ برای او عید است.
«وَ كل یومٍ لَا یعصَی اللَه فیه فَهوَ یوم عیدٌ»(نهج البلاغه ـ كلام42).


@Strategy_gh
و هر روزی كه در آن روز، گام به عقب برداشته نشود ـ عصیان و سركشی علیه خدا نشودـ لاجرم آن روز عید خواهد بود.
«پس اجازه بدهید در رابطه با نهایت تكامل اجتماعی، از یك عید بسیار بزرگ صحبت كنیم، و آن همان جامعه بی طبقه توحیدی است؛ توحید اجتماعی، جامعه توحیدی را بایستی ارمغان آورد. جامعه توحیدی، جامعه یی است كه الزاماً تضادهای طبقاتی آن حل شده است، پس بی طبقات است. چرا كه طبقات، بالا و پایین، غنی و فقیربودن، محصول استثمار است، محصول فرعونیت است، محصول روش همانهایی است كه خود را به جای خدا، به بشریت تحمیل كرده بودند؛ مثل خود فرعون. به قول قرآن:
“إنَ فرعَونَ عَلَا فیالأَرض وَجَعَلَ أَهلَهَا شیعاً”
همانا فرعون در زمین برتریجویی كرد و مردم را طبقه طبقه نمود.
به دنبال آن توضیح داده است:
“یستَضعف طَائفَهً منهم یذَبح أَبنَاءهم وَیستَحیی نسَاءهم إنَه كَانَ منَ المفسدینَ”
طبقه یی از ایشان را ضعیف میداشت، تحت ستم و بهره كشی قرار میداد، پسران آنها را می كشت و از زنانشان بهره كشی میكرد، همانا او از تباهكاران بود (انرژیها و استعدادها را تباه میكرد).
بنابراین باید تأكید كنیم كه جامعه توحیدی، كه دقیقاً بر ضد معیارهای فرعونی و فرعونیت است، بایستی بدون طبقات باشد والا چه یگانگی؟! چه وحدتی؟!
ما روی چنین جامعه یی زیاد تأكید میكنیم. این واژه «بی طبقه توحیدی» به همان مقدار برای ما ضروری است كه امروز میگوییم اسلام علوی، و به این وسیله آن را متمایز میكنیم وگرنه در یك طیف گسترده و تعمیم یافته، امروز كلمات، آن معنی را ندارند كه هزاروچهارصد سال پیش، در زمان خود پیغمبر یا در زمان حضرت علی داشتند. بسیاری از مفاهیم معانی و محتوای اولیه شان مسخ و تحریف شده است. درحالیكه در تاریخ شاهدیم كه در آن زمان، حول و حوش پیامبران چه كسانی بودند؛ مگر این مذهب، مذهب مستضعفین نبود؟ مگر مذهب “اراذل” یعنی مذهب فرودستان نبود؟ مگر همینها نبودند كه دور و بر پیامبر ما بودند؟
در ادامه آیه3 سوره قصص این مسأله به روشنی بیان شده و مفهوم مستضعفین را دقیقاً روشن كرده است.
نكته یی كه میخواهیم روی آن تأكید كنیم، و در سراسر قرآن هم به طور واضح آمده، این است كه در تمامی تاریخ ادیان از نوح تا پیامبر خودمان، همیشه این آیین، در مقابل گردن كشان و ستمكاران قدبرافراشته و همیشه آنها بودند كه علیه انبیا به جنگ برمیخاستند:
“فَقَالَ المَلأ الَذینَ كَفَروا من قومه مَا نَرَاكَ إلاَ بَشَراً مثلَنَا”

@Strategy_gh
قدرتمندان روز، صاحبان قدرت سیاسی، همین هایی كه كفر میورزیدند از قومش، جلو نوح ایستادند و گفتند ما تو را یك آدمی مثل خودمان میبینیم، این ادعاها چیست؟
“وَمَا نَرَاكَ اتَبَعَكَ إلاَ الَذینَ هم أَرَاذلنَا بَادی الرَأی وَمَا نَرَی لَكم عَلَینَا من فَضلٍ”
و ما غیر از این نمیبینیم كه در صفوف نخستین نهضت تو، اراذل و تهی دستها هستند، جز این نمیبینیم؛ اینجا هم كه برتری ندارند بر ما!
البته برتری از نظر آنها صرفاً برتریهایی مادی است. بله، به این دلایل؛ یك طرف، جبهه “زیر ستم”هاست كه امتیاز مادی هم بر ما ندارند، و یك طرف ما. به این دلایل؛
“بَل نَظنكم كَاذبینَ”
بنابراین گمان ما این است، نظر ما این است كه تو دروغگو هستی.
وقتی توحید از این مجاری در جامعه عبور میكند، وقتیكه مذهب، مذهب طبقات محروم است؛ چگونه میشود كه سرمایهدارها خودشان را با این دین تطبیق میدهند؟(تطبیق كه چه عرض كنم)! و دورویانه، منافقانه و سالوسوار از آن دم میزنند؟ آیا آنها این كار را میتوانستند در زمان نوح بكنند؟ یا در زمان خود پیامبر اسلام انجام دهند؟
لذا بهایندلیل كه گفتم، همچنانكه آن تأكید روی اسلام علوی ضروری است، این تأكید «بیطبقات» هم اینجا ضروری است. خوشبختانه اسلامی كه سمبل های آن حضرت علی و حضرت حسین است؛ اسلام علوی، حسینی و اسلام جعفری است؛ جایی برای تردید باقی نگذاشته است. حتی در همان زمان، آنها خصوصیات آن جامعه آرمانی و ایده آل را كه مبین توحید اجتماعی است، بیان كردهاند كه در هر كتابی هم قابل دسترسی است.
گرچه بسیار گفته ایم و تكرار كرده ایم، اما بگذارید باز هم بگوییم و چرا نگوییم؟
دعوا بر سر دو نوع اسلام است. یكی اسلام طبقاتی؛ اسلامی كه صرفنظر از هركلاه شرعی، و هرگونه توجیهی، بالاخره از استثمارگر دفاع میكند، و یكی اسلام ناب، اصیل، راستین و مردمی، كه ضد طبقات و ضد بهره كشی است. معنی حرفهایمان را می فهمیم؛ وقتی میگوییم ضداستثمار، می فهمیم یعنی چه؟ چه بسیارند كسانی كه از نفی استثمار دم میزنند، ولی آیا معنی آن را می فهمند؟ آیا به الزامات آن پایبند هستند؟»
«بگذارید تصریح كنیم، نفی استعمار بسیار پیچیده است، چه رسد به نفی استثمار كه به صلاحیت خیلی بیشتری احتیاج دارد. ازجمله فهم قوانین هدایت یك مبارزه… مرز وحدت و تضاد نیروهاست.
برای آنهایی كه دم از نفی استثمار میزنند، هنوز خیلی مانده است كه حتی به این مرحله نازلتر واقف باشند. حتی آنهایی كه اسلام بالنسبه ترقی خواهانه تری دارند؛ مسأله بسا فراتر از آن است كه حتی تصور حل آنرا داشته باشند. بنابراین چه رسد به تسلیح و مسلح شدن به یك اسلام ضداستثماری، آنهم نه در شعار و نه در حرف!»
@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔸مفهوم توحیدی عید

@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔸معیارهای جامعه توحیدی
«بگذارید معیارها را مرور كنیم. ملاكهایی را كه بایستی در مسیر یگانگی اجتماعی، سرانجام به آن برسیم، مرور كنیم. مرور اینها به ما امكان خواهد داد كه خیلی از دعاوی و داعیه ها را از آغاز ارزیابی كرده و برایش ملاك داشته باشیم. منظورم بیان چند تا از اصلیترین خصوصیات آن جامعه آرمانی است كه از صدر اسلام وعده داده شده است، همان كه با «امام قائم» نامخورده است؛ مهمترین ویژگیهای آن چیست؟ ویژگیهایی كه امروز برای ما الزامآور میكند كه وقتی صحبت از جامعه توحیدی میكنیم، تأكید و تصریح كنیم كه بی طبقات است.
اول، حداكثر رشد تكنولوژیك. پس جامعه عقب افتاده نیست. روایات و احادیث بسیاری هست كه وصف می كنند كه این جامعه، بایستی جامعه یی باشد كه در آن هیچ نقطه از زمین ناخرم و غیرآبادان باقی نمانده باشد.
یا در نهج البلاغه، خطبه138، حضرت علی از حاكمی ناشناخته صحبت میكند كه حاكمیت او با شیوه هایی غیر از حكام و سلاطین و پادشاهان معمول تأمین شده؛(یعنی مظهر قهر یك طبقه، روی طبقه دیگر نیست):
“وَ تخرج لَه الأَرض أَفَالیذَ كَبدهَا”
و زمین همه پاره های جگرش را و همه ثروتها و داراییهایش را برای او بیرون میآورد و تقدیم میكند.
پس ركن تكنولوژیك و فنی آن جامعه، كه امكان رفع نیازهای همه جوامع بشر را میدهد، بسیار پیشرفته است. باز به قول علی(ع):
“وَ تلقی إلَیه سلماً مَقَالیدَهَا”
زمین كلیه كلیدها و رموز خودش را به او تسلیم میكند.

@Strategy_gh
قوانین سلطه بر طبیعت و توانایی تولید، آنقدر زیاد میشود كه كفاف نیاز همگان را میدهد و این جامعه، جامعه نعمت و فراوانی است، پس تا اینجا، تأكید روی عنصر عینی و تكنولوژیك پیشرفت است.
دوم، هرگونه ظلم و ستم و بهره كشی در آنجا ریشه كن شده، پس طبعاً اثری از طبقات نیست.
سوم، تفكر پولی - به قول امروز ما، اقتصاد كالایی- نیست و ریشه كن شده است. به اصطلاح معمول، مردم با صلوات جنس میخرند. پس دیگر رابطه كالایی و اقتصاد پولی نیست. تا پول هست، استثمار هست. پس در آنجا بشریت به آنچنان بلوغی رسیده، كه دیگر انگیزهاش برای تولید، محركات مادی نیست، بایستی به معیارهای متعالی تری رسیده باشد. البته برای ما سخت نامأنوس است، چون ما در اقتصاد پولی و در جامعه كالایی غوطه میخوریم.
چهارم، هیچ زمینه و محلی برای جنگ، كشتار، خونریزی، برادركشی و تجاوز باقی نیست؛ و در سراسر عالم صلح و صفا برقرار است. مگر میشود تا وقتی ستمی هست، ظالمی هست و مظلومی، جنگ نباشد؟ صلح پایدار، یعنی این.
پنجم، فروریختن مرزهای قومی، ملی، نژادی و طبقاتی. یكبار صحبت كردیم كه «اینشتین» چقدر ساده میخواست حكومت جهانی واحد را برقرار كند؛ و گفتیم كه منهای ریختن این مرزها، به چنین چیزهایی نخواهیم رسید. این همان زمانی است كه به آن هدفها دست خواهیم یافت.

@Strategy_gh
ششم، با این تغییرات در بنیادهای جامعه، خیلی طبیعی است كه همه مفاسد از قبیل فحشا، سرقت، خیانت، دزدی و… باید ریشه كن شده باشند؛ و بنابراین در روانشناسی بشری، اثری از عقدهها و كینه جوییها نیست؛ همچنین از حسادتها، سودپرستی ها و منفعت طلبیها!
اینها سیمای «قسط» هستند. «توحید اجتماعی» در یك كلام، در فرهنگ انبیا، در «قسط» خلاصه میشود؛ جایی كه به تمام نیازهای راستین و نه كاذب انسان، پاسخ داده میشود. بله، قسط!
بنابراین در مقابل انبوه تعابیری كه میتوانند ما را گیج كرده و از واقعیت توحید اجتماعی پرت مان كنند، این تأكید برای ما ضروری است و اینجاست كه به معیارهای جدیدی در رابطه با توحید اجتماعی میرسیم.
معیارهایی كه برحسب آنها، در نهایت خوشبختی و مسرت انقلابی، سرانجام آرمان انبیا به تحقق خواهد پیوست؛ همان جامعهیی كه توصیف ش را خواندیم و صحبت كردیم. جامعه یی كه حتی ما فكرش را نمیتوانیم بكنیم. برای اینكه ما در شب تیره و تار استثمار به سر میبریم، در ماقبل تاریخ انسان، به سر میبریم. همچنانكه در ادوار ماقبل تكامل، فاز یا مرحله بعدی را نمیتوانستیم تصور كنیم، در تصورمان هم نمی گنجید؛ چه بسا برای امروز ما هم، جامعه غیركالایی، قابل بحث و قابل تصور نباشد. برای اینكه ما امروز در جامعه یی به سر میبریم كه همه چیزش روی یك حسابها و انگیزههای سودپرستانه و منفعت طلبانه است؛ در خیلی از موارد، حتی سلام كردن، حتی لبخندزدن! مگر اینكه بتوانیم خودمان را با استقلال و اختیاری كه فرد انسانی دارد، از چنین جامعه یی بیرون بكشیم، از آن خارج شویم، برآن بشوریم و در مسیری قرار گیریم كه بتوانیم سیمای توحید را در خودمان زنده كنیم».
@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔸معیارهای جامعه توحیدی



@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔸توحید بی محتوا
«پس همینجا بایستی مرزهایمان را جدا كنیم. توحید واقعی را، توحید اصیل را كه سرود تكامل است، اساسی ترین نغمه هستی است، از یك توحید بی محتوا باز بشناسیم. در شكل بله، هرچه بخواهیم میتوان دم از اسلام و اسلام پناهی زد، ولی در محتوا چطور؟ به قول قرآن:
“الَذینَ هم یرَاؤنَ”
آنهایی كه ریا میورزند، دوگانهاند.
ریا هم فقط آگاهانه نیست. ریا اساساً خبر میدهد از یك دوگانگی بین شكل و محتوا، بین زبان و قلب در عامترین صورت. البته هیچ لزومی ندارد كه ریا آگاهانه باشد. ناآگاهانه هم میتوان ریا ورزید، میتوان دوگانه بود و از چیزی حرف زد كه در ما نیست.
“الَذینَ هم یرَاؤن، وَیمنَعونَ المَاعونَ”
آنهایی كه ریا میورزند و مانع ماعون میشوند.
دوگانه اند؛ بارزترین خصوصیت این دوگانگی و این ریا در كسانی كه دین را تكذیب میكنند، منع “ماعون” است. “ماعون” را انحصارطلبانه به خودشان اختصاص میدهند. “ماعون” چیست؟ در تفسیر همین دو آیه كه خواندم “پدر طالقانی” اینطور نوشته است: “این دو آیه عطف بیان و چون جواب از سؤال مقدری استعطف به آیات قبلی آنها كه نمازگزارند و از روح نماز دور و غافل ند، چرا نماز میخوانند؟ ـتا خود را به ظاهرالصلاحی بیارایند و تا در صف نمازگزاران وارد شوند و خود را بنمایانند و از بركات اجتماع آن پاكدلان بهره مند گردندـ به گفته یكی از مصلحین غرب درباره ریاكاران كلیسایی: انجیل مقدس میدهند و منابع ثروت و سرمایه ها و طلاها را میبرند! اگر اینها نمازگزاران بااخلاصند، چرا مانع ماعون میگردند؟ از معانی لغوی و مورد استعمال لغت خاص ماعون كه شرح داده شد، معلوم میشود كه معنای اصلی آن، مطلق منابع فیاض طبیعت است و سپس به آلات و وسایل عمومی تولید(تكرار میكنم، آلات و وسایل عمومی تولید) و زندگی كه برای همه فراهم نمیشود و باید در دسترس همه باشد، نیز اطلاق شده. آنچه مفسرین درباره لغت ماعون احتمال داده اند: “دیگ بزرگ، تیشه، دلو، اثاث خانه، آب، نمك”. بیان مواردی است كه در زمانهای گذشته مورد نظر بوده و در دسترس عموم نبوده است و آنچه در بعضی از روایات آمده كه مقصود از ماعون زكات یا قرض است گویا نظر به حق قانونی و عمومی است بر كسانی كه، بیشتر از سرمایه های عمومی بهره مندند
بحثهای اخص ایدئولوژیك مجاهدین در برابر دجالیت مذهبی خمینی به درازا كشید و از این بابت پوزش می طلبم. چه میتوان كرد كه برای مجاهدین در برابر خمینی، علاوه بر یك كارزار سیاسی و میهنی، یك كارزار اخص ایدئولوژیك هم نوشته شده است كه ناگزیریم بنیاد آن را هم از ریشه براندازیم. در غیراینصورت شرك و بت پرستی و فرعونیت ولایت فقیه با دجالیت بیانتها زیر نام اسلام، به توجیه كردار ضدبشری خود در همه زمینه ها میپردازد و قبل از هرچیز حق حاكمیت مردم ایران را غصب و قربانی میكند.

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔸توحید بی محتوا

@Strategy_gh