استراتژی قیام
1.44K subscribers
909 photos
1.53K videos
23 files
1.62K links
🔸آموزش‌های مسعود رجوی برای نسل جوان
پیام‌ها و سخنرانی‌ها

ادمین تماس:
@Yasser_2022
اینستاگرام
instagram.com/strategyghiam
Download Telegram
«هر عنصر انقلابی پذیرفته است كه مجموعه حركات جهان را بایستی تكاملی و رو به بالا بررسی كرد، یعنی بالایی هست. این یكی از مفاهیم توحید در ابعاد وجودشناسانه و به اصطلاح آنتولوژیك است. ابعاد جامعه شناسانه و تاریخی را هم كه نگاه كنیم، دقیقاً وضع به همین منوال است.
توحید اجتماعی، محصول بلافصل توحید وجودشناسانه است كه برحسب آن، سمت رهایی بخش و یگانه ساز حركت اجتماعی، نتیجه گیری میشود. یعنی حركت تاریخ و جامعه به جانب امحای تضادهای طبقاتی و وصول به جامعه “بی طبقه توحیدی” و دستیابی به عالیترین قلل “قسط” و “یگانگی” است. راستی چطور میتوان بدون اعتقاد به چنین جامعهیی و به چنین سمتی، خود را موحد پنداشت؟ و از آرمان یگانگی انسان با جوهر هستی، یعنی خدا و اجتماع، دم زد! به این ترتیب، نفی حركت خودبه خودی و كور، و كنارگذاشتن آن، در كل جهان، ما را به نتایج تبعی عالی دیگری در امر حركت تاریخ و جامعه رهنمون میشود… یعنی مسأله نبوت!
“نبوت”: برحسب فلسفه این اصل، صرفنظر از مبانی اقتصادی و اكونومیك، تكامل جامعه و تاریخ مستلزم حضور عنصر رهبری كننده، عنصر آگاه و عنصری ایدئولوژیك و سیاسی است. یعنی چه؟ یعنی چنین نیست كه زیربنا به تنهایی، تمام كارها و مسایل را حل كند.
تكامل تاریخ تماماً جبری و غیرآگاهانه نیست با مسامحه، اگر كلمات زیربنا و روبنا را به كار ببریم، ولو اینكه زیربنا جبری و غیرارادی باشد، ولی روبنایش آگاهانه و ارادی است. و این همان رسالت و مسئولیت انسان است، و از همینجاست كه رسالت انبیا و مسئولیت احزاب و اقشار آگاه و پیشتاز مشخص میشود».
«بسم الله الرحمن رحیم
لَقَد أَرسَلنَا رسلَنَا بالبَینَات وَأَنزَلنَا مَعَهم الكتَابَ وَالمیزَان
مشاهده میكنیم كه در همین آیه به چه كلمات جالبی اشاره شده است:
ما رسولان را با “بینات” و “نشانه”های لازم ـكه براساس آن نشانهها، جمع بندی، نتیجه گیری، تبیین و تفسیر به عمل میآیدـ فرستادیم، و با ایشان “كتاب” و “ترازو” كتاب و میزان فرستادیم.
لیقومَ النَّاس بالقسط
تا مردم قیام كنند، تا خلقها قیام كنند برای قسط كاركرد رسالت به “قسط”؛ كه معنی آن روشن است و در همین رابطه:
وَأَنزَلنَا الحَدیدَ فیه بَأسٌ شَدیدٌ وَمَنَافع للنَّاس
آهن سمبل سلاح را فرو فرستادیم كه در آن استواری و سختی شدید است و منافعی برای مردم دارد (از زاویه منفعت برای مردم به آن نگاه شده است).
بنابراین، فقط با كتاب و معیار و میزان است كه آدم از افراط و تفریط، از راستروی و چپروی، از “شلكن، سفتكن”های نوسانی و مقطعی برحذر خواهدماند؛ درست همانطور كه بدون ترازو نخواهیم توانست دقیق بسنجیم، وزن و ارزیابی كنیم. وگرنه به قول قرآن:
“وَمَن كَانَ فی هَـذه أَعمَی فَهوَ فیالآخرَه أَعمَی وَأَضَلّ سَبیلاً”
اگر این فهم و این ترازو در كار نباشد، آدم ناآگاهانه قدم برمیدارد:

@Strategy_gh
كسی كه در این دنیا كور است، در آن دنیا كور و گم راهتر خواهد بود، البته نیازی به تذكر نیست كه براساس عقیده زیستن، حركت كردن و مردن واقعاً چقدر دشوار است. رنج امانت ـ همان امانتی كه آسمانها، زمین و كوهها از به دوش كشیدنش ابا میكردند ـ حقیقتاً، رنجی است كه برای تحملش، دلها احتیاج به سعه صدر، تحمل و ظرفیت فراوان دارد. و از قضا، درست در همینجاست كه مسئولیت انسانی، خودش را خاطرنشان میكند. جاذبه ثروت، جاه، مقام و نام را بایستی كنار گذاشت، و سختی، بدنامی و مرگ را استقبال كرد؛ بهراستی هم كه كار مشكلی است».
«پس با این دیدگاه، وقتی از عدل و قسط صحبت میكنیم، دیگر كار ذهنی نكردهایم، دیگر واژه بازی نمیكنیم، دیگر كلمات را مفت و مسلم بهكار نمیبریم.
در این حالت ظالم معنای خاص خودش را دارد، ستم و ستمگری، معنای عینی خود را دارد؛ زیرا ضدتكاملی است، زیرا مانع انطباق و وحدت و یگانگی است. دیكتاتوری، انحصارطلبی و خفقان هیچگونه تطابقی با ناموس آفرینش و با سرنوشت انسانی ندارند و محكوم به نابودی هستند. حركت بهسمت بروز هرچه بیشتر اصالت والای انسان است. هرگونه بهبندكشیدن انسان، هرگونه تحقیر انسان، بر اساس اختلافهای طبقاتی، براساس اختلافهای جنسیزن و مرد، براساس اختلافهای نژادیافسانههای مبتذل برتری نژادی و بر اساس استثمار؛ همه و همه چون پوشال باید فروبریزند، چون ضدتكاملی هستند، چون ضدانطباقی هستند، چون مانع گسترش روزافزون سلطه آدمی بر جهان هستند، پس باطل هستند، پس در مقابلشان نباید تزلزل نشان داد، به عكس باید در مقابل آنها سفت و سخت ایستاد؛ به این معنی، خدا با ماست!
نظامها و حكومتهای كهنه و ارتجاعی باید بروند، آنچه با ناموس جهان یگانه تر است، آن باید باقی بماند. وقتی شما عكس میاندازید، از میان همه تصاویر كدام را انتخاب میكنید؟ آن یكی كه شبیه تر است، یگانه تراست، آنكه تطابق بیشتر دارد. كمیت مهم نیست، مهم نیست كه عكس خیلی بزرگ باشد، مهم شباهت آن است، كیفیت آن به كیفیت شما نزدیك باشد. پس بگذارید طغیانگرها، علیه اصحاب تطابق و كمال، هرتوطئه یی كه میخواهند، بكنند؛ در حقیقت آنها گور خودشان را میكنند، محكوم هستند و در تاریخ بیاتدادند. زایندگی و بالندگی از آن نیروهای حق طلب است، و چرا كه نباشد؟ مگر اینها صالح تر و اصلح نیستند؟ مگر لایق تر نیستند؟ مگر در روند تكامل، خواستنی تر نیستند؟»

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔹ابعاد دجالیت وتحریف در رژیم ولایت فقیه

@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔸قاعده تطبيق
ببینیم این مسئله تطبیق، کاربرد این قاعده تطبیق، چه کمکهایی در حل مسایل و تضادهای اجتماعی خواهد کرد.
همزمان با پيچيده ترشدن روابط و تضادها، شيوه هاي حل و برخورد ما با مسايل هم بايستي پيچيده تر شوند. يعني درواقع، راه حل هاي ما بايستي با سطح پيچيدگي آن مساًله يا آن تضاد، تطبيق پيدا كند. در برخوردهاي سياسيـ استراتژيك، اين تطابق بايستي با درك قانونمنديها، تضادهاي اجتماعي، ابعاد آنها در جامعه و درنظرگرفتن كشش عوامل عيني و ذهني يا حد كشش آنها، ايجاد شود. مثلاً وقتي صحبت از يك انقلاب است، بايد ديد عوامل عيني و ذهني، يعني آگاهي توده يي مردم و شدت تضادهاي اقتصاديـاجتماعي در چه سطحي است، و از اين طريق راه حل مناسب و مطابق ارايه داد. هنگامي كه ميخواهيم خط مشي سياسي طرح كنيم. حتي وقتي ميخواهيم شعار بدهيم، بايد ببينيم چه شعاري يا چه برنامه يي مناسب و مطابق است.
اگر ما قضايا و مسايل اجتماعي را صرفاً اقتصادي(اكونوميك) ببينيم، و فكركنيم كه همة تحولات اجتماعي، معلول و زاييدة بلافصل عوامل اقتصادي هستند، همين ولاغير(كمااينكه به عكس، اگر به عوامل اقتصادي، به عوامل بنيادي و مبنايي توجه نكنيم و فقط چيزهاي آرماني و ايده يي را در نظر بگيريم)؛ آيا قادر خواهيم بود كه خط مشي درست و منطبقي پيشنهاد كنيم؟ برنامه درستي عرضه كنيم؟ بعد اقتصادي در جاي خود، و بعد آرماني نيز در جاي خود درست است، ولي ما بايد همة اينها را باهم ببينيم. راهحلهاي صحيح از مطابقت تحليل با واقعيت بيرون ميآيد. بههمين دليل بايستي دقيقاً توجه كرد كه پيادهكردن يك تز، يا آرمان اجتماعي، در هركشور و هرجامعة خاص، بايستي با خصوصيات و ويژگي آن جامعه تطبيق داده شود. يعني پياده كردن يك آرمان در هرجا، روشهاي مناسب خودش را طلب ميكند. همچنين به شرايط تاريخي هم بايستي توجه داشت ـ به مجموعه آن شرايط ـ و با آن منطبق ش كرد. طرح شعارهاي نادرست، غيرمنطبق با زمان، خواه جلوتر باشد يا عقب تر؛ چپروانه يا راست روانه خواهد بود. همه برخوردهاي ما بايستي منطبق، مطابق و متطابق با واقعيتهايي باشد كه در آن محصور هستيم. رابطه مان با گروهها، نيروها و احزاب مختلف، بايد با درجه عيني وحدت يا تضادي كه با ما دارند، منطبق باشد. در يك چيزهايي ممكن است وحدت و در يك چيزهايي اختلاف داشته باشيم؛ اگر مطلقاً اختلاف داريم، پس دشمن يم و اگر مطلقاً وحدت داريم، پس در يك تشكيلات و يك سازمان هستيم. آنچه مهم است، اين است كه برخوردها و راه حل هايمان، بايستي منطبق با واقعيت باشد و با آن تطابق كند. اگر در تشخيص تضاد اصلي اشتباه كنيم، همه حسابها به هم مي ريزد».

@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔸قاعده تطبيق

@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔹معنی اسلام
«پس این ایدئولوژی، ایدئولوژی تطبیق یا تسلیم، دیگر نه یك چیز مجازی، بلكه چیزی است كه از متن واقعیت می جوشد، واقعیتی كه با تمام طول و تفصیل به آن اشاره كردیم؛ و اینچنین باید باشد كه قدرت حل مسایل را داشته باشد. یعنی براساس چنین جهان بینییی خواهیم توانست همه مشكلاتی كه در راه با آن مواجه میشویم را در هر مقطع تاریخی بالاخره با شیوه های تطبیق انقلابی و اسلامی حل كنیم. جامعه را به سمت تسلیم، اسلام و تطابق هرچه بیشتر، یعنی نفی استثمار، یعنی امحای طبقات، پیش ببریم. بنابراین با اسلام و تسلیم ما نمیخواهیم ـ و هیچوقت هم چنین نبودهـ كه به تودهها افیون تزریق كنیم، هرگز! نمیخواهیم از تسلیم تخدیرآمیز صحبت كنیم، هرگز! به همان دلیل كه از ابراهیم گفتیم و تا همین امروز نیز، ما میخواهیم در اینها، عنصر انقلابی بودن را، قیام به قسط و شورش انقلابی را، مطرح كنیم».
«به همین دلیل باز خود قرآن می پرسد:
“أَفَغَیرَ دین الله یبغونَ وَلَه أَسلَمَ مَن فیالسَمَاوَات وَالأَرض”
آیا جز همین راه كه راه خداست و دینی كه دین خداست، چیزی میجویید؟ درحالیكه همه چیزها در همین خط هستند، همه چیزها در آسمانها و زمین به همین سمت هستند. یعنی آیا دنبال چیزی جز نظام و سنت تكاملی میگردید و به آن گردن میگذارید؟ مگر غیر از این است كه همة پدیده ها مجبورند خودشان را با آن تطبیق بدهند؟ پس از این قرار، وقتی كه صحبت از اسلام میكنیم، منظور تسلیم و تطبیق هرچه بیشتر با نظام آفرینش است، و بر این اساس، كدام انقلابی آزادهیی است كه به این راه گردن نگذارد؟
اسلام از باب افعال است، یعنی تطبیق دادن؛ تطبیقدادن چی؟ تطبیق یافتن با چی؟ با اساس خلقت و ناموس هستی. مگر نبود در مقدمات صحبتمان از ایدئولوژی، دنبال این میگشتیم كه باید جهان را بشناسیم و خودمان را با آن تطبیق دهیم؟ این همان تطبیقی است كه دربردارنده كمال، هدایت، خوشبختی و رستگاری است. دیگر اینجا وقتی به رستگاری میرسیم، نه یك اسطوره است و نه یك فریب؛ بلكه یك واقعیت محض است. به همین دلیل خود قرآن میگوید كه:
“فَأَقم وَجهَكَ للدین حَنیفاً فطرَةَ اللَه الَتی فَطَرَ النَاسَ عَلَیهَا”

@Strategy_gh
پس رویت را بگردان به جانب آن دینی كه فطرت و ناموس خود آفرینش است و ناموس خود این مردم، بر این اساس و بر همان روال آفریده شده است.
از كدام مسیر؟ مگر ما در بحث اول مان دنبال آن حركت محوری جهان نمی گشتیم كه خودمان را با آن تطبیق دهیم؟ مثل آن قطار؟ خیلی خوب، حالا قرآن جواب میدهد:
“فَإن أَسلَموا فَقَد اهتَدَوا”
اگر در همین مسیر رفتند و تطبیق پیدا كردند، هدایت میشوند، رستگار میشوند، راه می یابند.
“وَإن تَوَلَوا فَإنَمَا عَلَیكَ البَلاَغ”
اگر هم پشت كردند، وظیفه تو فقط ابلاغ پیام است.
خیلی خوب، تو كه پیغمبر هستی! ابلاغ و گفتن ش با تو است؛ چون مكانیسم تطابقی و مكانیسم تكاملی، كار خود را خواهد كرد؛ طرد خواهد كرد، لعنت خواهد كرد، یعنی پرت خواهد كرد، نفرین خواهد كرد. از این آیه ضمناً اینهم برمیآید كه تطبیق انسان، تطبیقی است آگاهانه و ارادی، یعنی انسان میتواند خود را تطبیق بدهد یا میتواند ندهد، و به سنن آفرینش پشت كند؛ كه البته در اینصورت لعنت خواهد شد و این لعنت دیگر یك دشنام نیست، یك واقعیت محض است.
لعنت یعنی نفرین، نفرین مخفف “نیافرین”، یعنی آفرینش آن نفی میشود. دیگر استمرار نخواهد داشت، دیگر بقا نخواهد داشت.
خوب، همانطور كه میدانیم، این تطبیق از دیدگاه قرآن، از نسبی ترین صور، از پایین ترین درجات شروع میشود تا ملاقات با خدا:
“إلَی رَبكَ منتَهَاهَا”
به سوی پروردگار توست انتهای آن
در همین جریان است كه انسان سیمای حیوانی اش را روزبه روز از دست داده و سیمای خدایی پیدا میكند؛ مدلی در پیش رو داریم، به همین دلیل قرآن میگوید رو به آن سوبگردان تا هرچه به آن شبیه تر شوی. راستی كه سرنوشت فرزند انسان چقدر متعالی است.»!
@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔹معنی اسلام

@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔸مفهوم توحیدی عید
«یكی از همین واژهها، واژه عید است، از مصدر “عود” و بازگشت. نه بازگشتی به گذشته، قهقرا یا دور، ابداً! بازگشت به فطرت و ناموس نهایی. چرا كه به اعتقاد قرآن، فطرت نخستین جهان، در وحدت و یگانگی است؛ بنابراین صحبت از عید ـچنانكه یكی از كتابهای لغت میگویدـ یعنی نوشدن، نه تكرار و نه قهقرا. كمااینكه در قرآن میبینیم:
“قل جَاء الحَق وَمَا یبدئ البَاطل وَمَا یعید”
بگو حق آمد و باطل نه مجدداً آغاز میشود و نه بازمی گردد.
پس بازگشت و قهقرا وجود ندارد؛ چرا كه اگر بازگشت به آن معنی می بود، باید باطل هم بازمی گشت.
بنابراین هر عید یادآور روز و یومی است كه در آن تازیانه یی به اسب تكامل خورده و آن را گامی به سوی جلو حركت داده است. هر قدم متعالی، سمبل عید است، یعنی حصول آن وحدت گم گشته در فازی بسیار عالی تر، فازی آگاهانه تر. چون از آن مرحله ساده اولیه خروج كرده و بیرون آمدهایم و در مجموع به سمت تكامل رهسپار هستیم و البته بسیار دچار فسوق، خونریزی، افساد و… خواهیم شد. ولی بعد باز هم به تعادل خواهیم رسید، به وحدت خواهیم رسید؛ ولی تعادل این دفعه، دیگر تعادل و وحدت دفعه پیش نیست. بنابراین هر عید مبین گامی است به سمت وحدت، پس شایان خرسندی است و شایان مسرت.
مفهوم واقعگرایانه عید را در نهج البلاغه میتوان دید. حضرت علی (ع) در بعضی اعیاد ـ و حتی نه یك عید مخصوص ـ این كلام را میگفت:
“إنَمَا هوَ عیدٌ لمَن قَبلَ اللَه صیامَه وَ شَكَرَ قیامَه”
این عید كسی است كه خدا روزهاش را قبول كرده، و همینطور در مورد نمازش، پاس آن را داشته است.
یعنی اگر روزه، مصلحت تكاملی داشته، و این فرد به آن دست یافته؛ برای او عید است.
«وَ كل یومٍ لَا یعصَی اللَه فیه فَهوَ یوم عیدٌ»(نهج البلاغه ـ كلام42).


@Strategy_gh
و هر روزی كه در آن روز، گام به عقب برداشته نشود ـ عصیان و سركشی علیه خدا نشودـ لاجرم آن روز عید خواهد بود.
«پس اجازه بدهید در رابطه با نهایت تكامل اجتماعی، از یك عید بسیار بزرگ صحبت كنیم، و آن همان جامعه بی طبقه توحیدی است؛ توحید اجتماعی، جامعه توحیدی را بایستی ارمغان آورد. جامعه توحیدی، جامعه یی است كه الزاماً تضادهای طبقاتی آن حل شده است، پس بی طبقات است. چرا كه طبقات، بالا و پایین، غنی و فقیربودن، محصول استثمار است، محصول فرعونیت است، محصول روش همانهایی است كه خود را به جای خدا، به بشریت تحمیل كرده بودند؛ مثل خود فرعون. به قول قرآن:
“إنَ فرعَونَ عَلَا فیالأَرض وَجَعَلَ أَهلَهَا شیعاً”
همانا فرعون در زمین برتریجویی كرد و مردم را طبقه طبقه نمود.
به دنبال آن توضیح داده است:
“یستَضعف طَائفَهً منهم یذَبح أَبنَاءهم وَیستَحیی نسَاءهم إنَه كَانَ منَ المفسدینَ”
طبقه یی از ایشان را ضعیف میداشت، تحت ستم و بهره كشی قرار میداد، پسران آنها را می كشت و از زنانشان بهره كشی میكرد، همانا او از تباهكاران بود (انرژیها و استعدادها را تباه میكرد).
بنابراین باید تأكید كنیم كه جامعه توحیدی، كه دقیقاً بر ضد معیارهای فرعونی و فرعونیت است، بایستی بدون طبقات باشد والا چه یگانگی؟! چه وحدتی؟!
ما روی چنین جامعه یی زیاد تأكید میكنیم. این واژه «بی طبقه توحیدی» به همان مقدار برای ما ضروری است كه امروز میگوییم اسلام علوی، و به این وسیله آن را متمایز میكنیم وگرنه در یك طیف گسترده و تعمیم یافته، امروز كلمات، آن معنی را ندارند كه هزاروچهارصد سال پیش، در زمان خود پیغمبر یا در زمان حضرت علی داشتند. بسیاری از مفاهیم معانی و محتوای اولیه شان مسخ و تحریف شده است. درحالیكه در تاریخ شاهدیم كه در آن زمان، حول و حوش پیامبران چه كسانی بودند؛ مگر این مذهب، مذهب مستضعفین نبود؟ مگر مذهب “اراذل” یعنی مذهب فرودستان نبود؟ مگر همینها نبودند كه دور و بر پیامبر ما بودند؟
در ادامه آیه3 سوره قصص این مسأله به روشنی بیان شده و مفهوم مستضعفین را دقیقاً روشن كرده است.
نكته یی كه میخواهیم روی آن تأكید كنیم، و در سراسر قرآن هم به طور واضح آمده، این است كه در تمامی تاریخ ادیان از نوح تا پیامبر خودمان، همیشه این آیین، در مقابل گردن كشان و ستمكاران قدبرافراشته و همیشه آنها بودند كه علیه انبیا به جنگ برمیخاستند:
“فَقَالَ المَلأ الَذینَ كَفَروا من قومه مَا نَرَاكَ إلاَ بَشَراً مثلَنَا”

@Strategy_gh
قدرتمندان روز، صاحبان قدرت سیاسی، همین هایی كه كفر میورزیدند از قومش، جلو نوح ایستادند و گفتند ما تو را یك آدمی مثل خودمان میبینیم، این ادعاها چیست؟
“وَمَا نَرَاكَ اتَبَعَكَ إلاَ الَذینَ هم أَرَاذلنَا بَادی الرَأی وَمَا نَرَی لَكم عَلَینَا من فَضلٍ”
و ما غیر از این نمیبینیم كه در صفوف نخستین نهضت تو، اراذل و تهی دستها هستند، جز این نمیبینیم؛ اینجا هم كه برتری ندارند بر ما!
البته برتری از نظر آنها صرفاً برتریهایی مادی است. بله، به این دلایل؛ یك طرف، جبهه “زیر ستم”هاست كه امتیاز مادی هم بر ما ندارند، و یك طرف ما. به این دلایل؛
“بَل نَظنكم كَاذبینَ”
بنابراین گمان ما این است، نظر ما این است كه تو دروغگو هستی.
وقتی توحید از این مجاری در جامعه عبور میكند، وقتیكه مذهب، مذهب طبقات محروم است؛ چگونه میشود كه سرمایهدارها خودشان را با این دین تطبیق میدهند؟(تطبیق كه چه عرض كنم)! و دورویانه، منافقانه و سالوسوار از آن دم میزنند؟ آیا آنها این كار را میتوانستند در زمان نوح بكنند؟ یا در زمان خود پیامبر اسلام انجام دهند؟
لذا بهایندلیل كه گفتم، همچنانكه آن تأكید روی اسلام علوی ضروری است، این تأكید «بیطبقات» هم اینجا ضروری است. خوشبختانه اسلامی كه سمبل های آن حضرت علی و حضرت حسین است؛ اسلام علوی، حسینی و اسلام جعفری است؛ جایی برای تردید باقی نگذاشته است. حتی در همان زمان، آنها خصوصیات آن جامعه آرمانی و ایده آل را كه مبین توحید اجتماعی است، بیان كردهاند كه در هر كتابی هم قابل دسترسی است.
گرچه بسیار گفته ایم و تكرار كرده ایم، اما بگذارید باز هم بگوییم و چرا نگوییم؟
دعوا بر سر دو نوع اسلام است. یكی اسلام طبقاتی؛ اسلامی كه صرفنظر از هركلاه شرعی، و هرگونه توجیهی، بالاخره از استثمارگر دفاع میكند، و یكی اسلام ناب، اصیل، راستین و مردمی، كه ضد طبقات و ضد بهره كشی است. معنی حرفهایمان را می فهمیم؛ وقتی میگوییم ضداستثمار، می فهمیم یعنی چه؟ چه بسیارند كسانی كه از نفی استثمار دم میزنند، ولی آیا معنی آن را می فهمند؟ آیا به الزامات آن پایبند هستند؟»
«بگذارید تصریح كنیم، نفی استعمار بسیار پیچیده است، چه رسد به نفی استثمار كه به صلاحیت خیلی بیشتری احتیاج دارد. ازجمله فهم قوانین هدایت یك مبارزه… مرز وحدت و تضاد نیروهاست.
برای آنهایی كه دم از نفی استثمار میزنند، هنوز خیلی مانده است كه حتی به این مرحله نازلتر واقف باشند. حتی آنهایی كه اسلام بالنسبه ترقی خواهانه تری دارند؛ مسأله بسا فراتر از آن است كه حتی تصور حل آنرا داشته باشند. بنابراین چه رسد به تسلیح و مسلح شدن به یك اسلام ضداستثماری، آنهم نه در شعار و نه در حرف!»
@Strategy_gh
Audio
⚜️ #استراتژی_قیام_و_سرنگونی ⚜️
فایل صوتی:
🔉🔸مفهوم توحیدی عید

@Strategy_gh
✍️سند متنی:
⚜️استراتژی قیام و سرنگونی⚜️

🔸معیارهای جامعه توحیدی
«بگذارید معیارها را مرور كنیم. ملاكهایی را كه بایستی در مسیر یگانگی اجتماعی، سرانجام به آن برسیم، مرور كنیم. مرور اینها به ما امكان خواهد داد كه خیلی از دعاوی و داعیه ها را از آغاز ارزیابی كرده و برایش ملاك داشته باشیم. منظورم بیان چند تا از اصلیترین خصوصیات آن جامعه آرمانی است كه از صدر اسلام وعده داده شده است، همان كه با «امام قائم» نامخورده است؛ مهمترین ویژگیهای آن چیست؟ ویژگیهایی كه امروز برای ما الزامآور میكند كه وقتی صحبت از جامعه توحیدی میكنیم، تأكید و تصریح كنیم كه بی طبقات است.
اول، حداكثر رشد تكنولوژیك. پس جامعه عقب افتاده نیست. روایات و احادیث بسیاری هست كه وصف می كنند كه این جامعه، بایستی جامعه یی باشد كه در آن هیچ نقطه از زمین ناخرم و غیرآبادان باقی نمانده باشد.
یا در نهج البلاغه، خطبه138، حضرت علی از حاكمی ناشناخته صحبت میكند كه حاكمیت او با شیوه هایی غیر از حكام و سلاطین و پادشاهان معمول تأمین شده؛(یعنی مظهر قهر یك طبقه، روی طبقه دیگر نیست):
“وَ تخرج لَه الأَرض أَفَالیذَ كَبدهَا”
و زمین همه پاره های جگرش را و همه ثروتها و داراییهایش را برای او بیرون میآورد و تقدیم میكند.
پس ركن تكنولوژیك و فنی آن جامعه، كه امكان رفع نیازهای همه جوامع بشر را میدهد، بسیار پیشرفته است. باز به قول علی(ع):
“وَ تلقی إلَیه سلماً مَقَالیدَهَا”
زمین كلیه كلیدها و رموز خودش را به او تسلیم میكند.

@Strategy_gh