چرا اشرف بروجردی چهره مهمی است؟
✍محمدرضا اسلامی
زندگی اشرف بروجردی شگفتآور بود. یکی از اصلاحطلبترین سیاستمداران ایرانی، که در اوج دوره اصلاحات ناچار شد اصلاحطلبترین شورای شهر را منحل کند.
زندگی اشرف بروجردی از این بابت محل تأمل است که ایشان نمادی از ناکامیهای ما ایرانیان از بعد مشروطه تا به امروز، در اصلاح ساختارها و نهادهای جمعیمان بوده است.
🔵روایت یک شوربختی
یکی از بزرگترین دستاوردهای سیدمحمد خاتمی «شورای شهر» بود. یکی از ارکان مغفول قانون اساسی که در دولت خاتمی محقق شد (اصل ۷ و اصل ۱۰۰ قانون اساسی). شورای شهر، تلاشِ خاتمی بود برای بسط امر خردجمعی در ایرانی که از بعد از مشروطه برای دموکراسی کوشیده.
خاتمی تلاش کرد تا بجای «شهردارِ منصوب» مردم با شورای منتخب «شهردار را انتخاب» کنند.
بنابراین شورای شهر اول میوه و «محصول اصلاحات» بود. انتخابات برگزار شد و چهرههای اصلاحطلب به شورا راه یافتند. اما شوربختی ایرانی بیپایان است.
به قدری زد و خورد و پرخاشگری در شورای اول رخ داد که وزارت کشور خاتمی (یعنی همان نهادی که برای گسترش «امر دموکراسی» تلاش کرده بود) ناچار شد که شورای شهر تهران را منحل کند. اشرف بروجردی در آن ایام مسئول پیگیری فرآیند انحلال شورای شهر تهران بود. چه فضاحتی.
اسفند ماه سال ۷۷ و حوالی یکسال پس از دوم خرداد ۷۶ بود که انتخابات اولین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا برگزار شد.
چهره هایی همچون ابراهیم اصغرزاده، عبداله نوری، جمیله کدیور، صدیقه وسمقی… شهردار تهران را انتخاب کردند: مرتضی الویری.
اما بروز اختلافات دائم میان شورا و شهرداری باعث شد تا الویری استعفا کند.
سپس شورای شهر «ملک مدنی» را برای شهرداری تهران برگزید. اما شوربختانه اختلاف، دعوا و مشاجرهها نهتنها فروکش نکرد، بلکه بیشتر شد.
مشاجرهها در شورا ادامه یافت تا اینکه «اشرف بروجردی» معاون امور اجتماعی و شوراهای وزارت کشور بحث «انحلال شورای شهر» را مطرح کرد.
سرانجام پس از مدتها کش و قوس و تشکیل چندین جلسه هیئت اختلاف که گفته میشد برخی از آنها تا ۷ ساعت نیز به طول انجامید، هیئت حل اختلاف مرکزی که شامل نمایندگانی از قوای کشور بود [و حکمیتی رسمی میان طرفین دعوا را نیز داشت] رأی به انحلال شورای شهر اول تهران داد.
موسویلاری، وزیر کشور دولت اصلاحات در استقبال از این تصمیم شورای حل اختلاف مصاحبه کرد و اینطور گفت که این تصمیم برای آسایش مردم تهران گرفته شد.
یک تراژدی دردناک برای ایرانِ پس از مشروطه. یک تجربه تلخ در امر دموکراسی.
پرخاشگری و بداخلاقی دلیل اصلی فروپاشی و انحلال شورای شهر اول بود. ابراهیم اصغرزاده یکی از پرخاشگرترین چهرههای آن شورا بود.
ویژگی امثال ابراهیم اصغرزاده «ناسازگاری» است. به قدری جدال و ناسازگاری را ادامه دادند که پیامد آن، در شورای دوم آقای مهندس چمران با تیم آبادگران آمدند و محمود احمدینژاد شهردار تهران شد و از آن روز کشور در مسیر دیگری قرار گرفت...
امروز اشرف بروجردی روی در نقاب خاک کشید.
اشرف بروجردی در زیست شخصی، نماد صبر و صبوری بود. انواع سختیها (به تعبیر امروزیها بدشانسیها و به تعبیر متدینین “ابتلاء”ها) را مبتلا شد، ولی در زیست اجتماعی فعال و پرتحرک ماند. اشرف بروجردی نماد دختر ایرانی بود که میخواست فراتر از یک دختر خانه، دغدغه اجتماعی داشته باشد ولی در تلاطم ایرانِ پس از ۵۷ انواع مصائب را متحمل شد. یک دخترِ خانواده مرفه که با یک مهندس مکانیک از خانواده متمول ازدواج کرد (غلامعلی معتمدی) اما انفجار هفتم تیر، همسر را از او گرفت.
برای اصلاحات کوشید ولی پرخاشگریها و بداخلاقیها پروژه اصلاحات را متوقف کرد. اوج شوربختی برای اشرف بروجردی (و آنها که دل در گرو اصلاحات داشتند) از آنجا بود که اصلاحات، بخشی از بزرگترین ضربهها را از امثال ابراهیم اصغرزاده و از «درون خودِ اصلاحات» خورد. عملا خوندل چهرههایی مانند او به دلیل ناسازگاریهای خودیهایی بود که از آنها انتظارِ بلوغ و متانت داشتند. پروژه اصلاحات شکست خورد و اشرف بروجردی از «میدان» به حاشیه و به گوشه فضای آرام کتابخانه و مرکز اسناد ملی رفت.
اشرف بروجردی نه طعم یک خانواده ماندگار را چشید، و نه هارمونیِ رفتارهای بالغ اجتماعی را تجربه کرد، و نه از چنگ سرطان، راه فراری یافت. دختر ایران که انواع مصائب و بداخلاقیها را چشید و رفت.
زن ایرانی که بهای بداخلاقیها، پرخاشگریها و ناسازگاریهای مردان ایران را پرداخت.
اشرف بروجردی سه سال از مادرم جوانتر بود و اکنون برای رفتنش بسیار زود بود؛ ولی سرطان و خستگی از این مسیر پرآشوب، امکانی برای بیشتر ماندنش نگذاشت.
اولین معاون وزیر کشور زن پس از ۵۷، و نخستین زنی که به ریاست سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران رسید. اکنون ترا زمانی برای استراحت رسید. بدرود.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
✍محمدرضا اسلامی
زندگی اشرف بروجردی شگفتآور بود. یکی از اصلاحطلبترین سیاستمداران ایرانی، که در اوج دوره اصلاحات ناچار شد اصلاحطلبترین شورای شهر را منحل کند.
زندگی اشرف بروجردی از این بابت محل تأمل است که ایشان نمادی از ناکامیهای ما ایرانیان از بعد مشروطه تا به امروز، در اصلاح ساختارها و نهادهای جمعیمان بوده است.
🔵روایت یک شوربختی
یکی از بزرگترین دستاوردهای سیدمحمد خاتمی «شورای شهر» بود. یکی از ارکان مغفول قانون اساسی که در دولت خاتمی محقق شد (اصل ۷ و اصل ۱۰۰ قانون اساسی). شورای شهر، تلاشِ خاتمی بود برای بسط امر خردجمعی در ایرانی که از بعد از مشروطه برای دموکراسی کوشیده.
خاتمی تلاش کرد تا بجای «شهردارِ منصوب» مردم با شورای منتخب «شهردار را انتخاب» کنند.
بنابراین شورای شهر اول میوه و «محصول اصلاحات» بود. انتخابات برگزار شد و چهرههای اصلاحطلب به شورا راه یافتند. اما شوربختی ایرانی بیپایان است.
به قدری زد و خورد و پرخاشگری در شورای اول رخ داد که وزارت کشور خاتمی (یعنی همان نهادی که برای گسترش «امر دموکراسی» تلاش کرده بود) ناچار شد که شورای شهر تهران را منحل کند. اشرف بروجردی در آن ایام مسئول پیگیری فرآیند انحلال شورای شهر تهران بود. چه فضاحتی.
اسفند ماه سال ۷۷ و حوالی یکسال پس از دوم خرداد ۷۶ بود که انتخابات اولین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا برگزار شد.
چهره هایی همچون ابراهیم اصغرزاده، عبداله نوری، جمیله کدیور، صدیقه وسمقی… شهردار تهران را انتخاب کردند: مرتضی الویری.
اما بروز اختلافات دائم میان شورا و شهرداری باعث شد تا الویری استعفا کند.
سپس شورای شهر «ملک مدنی» را برای شهرداری تهران برگزید. اما شوربختانه اختلاف، دعوا و مشاجرهها نهتنها فروکش نکرد، بلکه بیشتر شد.
مشاجرهها در شورا ادامه یافت تا اینکه «اشرف بروجردی» معاون امور اجتماعی و شوراهای وزارت کشور بحث «انحلال شورای شهر» را مطرح کرد.
سرانجام پس از مدتها کش و قوس و تشکیل چندین جلسه هیئت اختلاف که گفته میشد برخی از آنها تا ۷ ساعت نیز به طول انجامید، هیئت حل اختلاف مرکزی که شامل نمایندگانی از قوای کشور بود [و حکمیتی رسمی میان طرفین دعوا را نیز داشت] رأی به انحلال شورای شهر اول تهران داد.
موسویلاری، وزیر کشور دولت اصلاحات در استقبال از این تصمیم شورای حل اختلاف مصاحبه کرد و اینطور گفت که این تصمیم برای آسایش مردم تهران گرفته شد.
یک تراژدی دردناک برای ایرانِ پس از مشروطه. یک تجربه تلخ در امر دموکراسی.
پرخاشگری و بداخلاقی دلیل اصلی فروپاشی و انحلال شورای شهر اول بود. ابراهیم اصغرزاده یکی از پرخاشگرترین چهرههای آن شورا بود.
ویژگی امثال ابراهیم اصغرزاده «ناسازگاری» است. به قدری جدال و ناسازگاری را ادامه دادند که پیامد آن، در شورای دوم آقای مهندس چمران با تیم آبادگران آمدند و محمود احمدینژاد شهردار تهران شد و از آن روز کشور در مسیر دیگری قرار گرفت...
امروز اشرف بروجردی روی در نقاب خاک کشید.
اشرف بروجردی در زیست شخصی، نماد صبر و صبوری بود. انواع سختیها (به تعبیر امروزیها بدشانسیها و به تعبیر متدینین “ابتلاء”ها) را مبتلا شد، ولی در زیست اجتماعی فعال و پرتحرک ماند. اشرف بروجردی نماد دختر ایرانی بود که میخواست فراتر از یک دختر خانه، دغدغه اجتماعی داشته باشد ولی در تلاطم ایرانِ پس از ۵۷ انواع مصائب را متحمل شد. یک دخترِ خانواده مرفه که با یک مهندس مکانیک از خانواده متمول ازدواج کرد (غلامعلی معتمدی) اما انفجار هفتم تیر، همسر را از او گرفت.
برای اصلاحات کوشید ولی پرخاشگریها و بداخلاقیها پروژه اصلاحات را متوقف کرد. اوج شوربختی برای اشرف بروجردی (و آنها که دل در گرو اصلاحات داشتند) از آنجا بود که اصلاحات، بخشی از بزرگترین ضربهها را از امثال ابراهیم اصغرزاده و از «درون خودِ اصلاحات» خورد. عملا خوندل چهرههایی مانند او به دلیل ناسازگاریهای خودیهایی بود که از آنها انتظارِ بلوغ و متانت داشتند. پروژه اصلاحات شکست خورد و اشرف بروجردی از «میدان» به حاشیه و به گوشه فضای آرام کتابخانه و مرکز اسناد ملی رفت.
اشرف بروجردی نه طعم یک خانواده ماندگار را چشید، و نه هارمونیِ رفتارهای بالغ اجتماعی را تجربه کرد، و نه از چنگ سرطان، راه فراری یافت. دختر ایران که انواع مصائب و بداخلاقیها را چشید و رفت.
زن ایرانی که بهای بداخلاقیها، پرخاشگریها و ناسازگاریهای مردان ایران را پرداخت.
اشرف بروجردی سه سال از مادرم جوانتر بود و اکنون برای رفتنش بسیار زود بود؛ ولی سرطان و خستگی از این مسیر پرآشوب، امکانی برای بیشتر ماندنش نگذاشت.
اولین معاون وزیر کشور زن پس از ۵۷، و نخستین زنی که به ریاست سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران رسید. اکنون ترا زمانی برای استراحت رسید. بدرود.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍6👎2
✅ ۶ سؤال کلیدی برای بازنگری استراتژی سازمان
اگر بخواهید در یک جلسه کوتاه، کیفیت استراتژی سازمان را بسنجید، این ۶ سؤال را بپرسید:
1⃣آیا استراتژی ما پاسخ روشنی به «کجا رقابت کنیم؟» میدهد؟
2⃣آیا مزیت رقابتی ما مشخص و قابل دفاع است؟
3⃣آیا استراتژی با منابع واقعی سازمان همخوانی دارد؟
4⃣آیا کارکنان استراتژی را میفهمند و به آن متعهدند؟
5⃣آیا شاخصهای مشخصی برای سنجش پیشرفت داریم؟
6⃣آیا مکانیزم بازنگری و اصلاح استراتژی تعریف شده است؟
🔰اگر پاسخ بیش از دو سؤال «نامشخص» یا «منفی» است،
استراتژی شما نیاز به بازنگری فوری دارد.
#مدیریت_استراتژیک #تحول_استراتژیک #تفکر_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
اگر بخواهید در یک جلسه کوتاه، کیفیت استراتژی سازمان را بسنجید، این ۶ سؤال را بپرسید:
1⃣آیا استراتژی ما پاسخ روشنی به «کجا رقابت کنیم؟» میدهد؟
2⃣آیا مزیت رقابتی ما مشخص و قابل دفاع است؟
3⃣آیا استراتژی با منابع واقعی سازمان همخوانی دارد؟
4⃣آیا کارکنان استراتژی را میفهمند و به آن متعهدند؟
5⃣آیا شاخصهای مشخصی برای سنجش پیشرفت داریم؟
6⃣آیا مکانیزم بازنگری و اصلاح استراتژی تعریف شده است؟
🔰اگر پاسخ بیش از دو سؤال «نامشخص» یا «منفی» است،
استراتژی شما نیاز به بازنگری فوری دارد.
#مدیریت_استراتژیک #تحول_استراتژیک #تفکر_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍8
✅تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورها در سال ۲۰۲۵
• عربستان: هزار و سیصد میلیارد
• ترکیه: هزار و ششصد میلیارد
• اسرائیل: ۶۱۱ میلیارد
• امارات: ۵۶۹ میلیارد
• ایران: ۳۵۷ میلیارد
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
• عربستان: هزار و سیصد میلیارد
• ترکیه: هزار و ششصد میلیارد
• اسرائیل: ۶۱۱ میلیارد
• امارات: ۵۶۹ میلیارد
• ایران: ۳۵۷ میلیارد
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍9
✅همراستاسازی استراتژی و ساختار سازمانی
یکی از خطاهای کلاسیک در مدیریت استراتژیک این است که تصور میشود با تدوین استراتژی، کار تمام شده است.
درحالیکه ساختار سازمانی تعیین میکند آیا استراتژی واقعاً اجرا خواهد شد یا نه.
یعنی ساختار باید تابع استراتژی باشد، نه برعکس.
🔰نمونههای عدم همراستایی:
🔸استراتژی نوآوری با ساختار بوروکراتیک
🔸استراتژی مشتریمحور با ساختار محصولمحور
🔸استراتژی رشد سریع با فرآیندهای کند تصمیمگیری
اگر ساختار سازمانی، سیستم پاداش و فرآیند تصمیمگیری با استراتژی هماهنگ نباشند، حتی بهترین استراتژیها نیز شکست میخورند.
#مدیریت_استراتژیک #تفکر_استراتژیک #تحول_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
یکی از خطاهای کلاسیک در مدیریت استراتژیک این است که تصور میشود با تدوین استراتژی، کار تمام شده است.
درحالیکه ساختار سازمانی تعیین میکند آیا استراتژی واقعاً اجرا خواهد شد یا نه.
چندلر میگوید:
«Structure follows Strategy»
یعنی ساختار باید تابع استراتژی باشد، نه برعکس.
🔰نمونههای عدم همراستایی:
🔸استراتژی نوآوری با ساختار بوروکراتیک
🔸استراتژی مشتریمحور با ساختار محصولمحور
🔸استراتژی رشد سریع با فرآیندهای کند تصمیمگیری
اگر ساختار سازمانی، سیستم پاداش و فرآیند تصمیمگیری با استراتژی هماهنگ نباشند، حتی بهترین استراتژیها نیز شکست میخورند.
#مدیریت_استراتژیک #تفکر_استراتژیک #تحول_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍7
✅چرا مزیت رقابتی از انسانها شروع میشود؟
در بسیاری از سازمانها، منابع انسانی هنوز یک واحد اجرایی تلقی میشود، نه یک شریک استراتژیک.
اما سازمانهای پیشرو میدانند که سرمایه انسانی، منبع اصلی مزیت رقابتی پایدار است.
🔰ابعاد کلیدی استراتژی منابع انسانی:
🔸جذب استعدادهای همراستا با استراتژی
🔸توسعه مهارتهای آیندهمحور
🔸طراحی سیستمهای انگیزشی مبتنی بر عملکرد استراتژیک
🔸ایجاد فرهنگ سازمانی حامی یادگیری و تغییر
⬅️تحقیقات نشان میدهد سازمانهایی که HR را در تدوین استراتژی دخیل میکنند، تا ۳۰٪ عملکرد بهتری در اجرای استراتژی دارند.
#مدیریت_استراتژیک #سرمایه_انسانی #رهبری_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
در بسیاری از سازمانها، منابع انسانی هنوز یک واحد اجرایی تلقی میشود، نه یک شریک استراتژیک.
اما سازمانهای پیشرو میدانند که سرمایه انسانی، منبع اصلی مزیت رقابتی پایدار است.
🔰ابعاد کلیدی استراتژی منابع انسانی:
🔸جذب استعدادهای همراستا با استراتژی
🔸توسعه مهارتهای آیندهمحور
🔸طراحی سیستمهای انگیزشی مبتنی بر عملکرد استراتژیک
🔸ایجاد فرهنگ سازمانی حامی یادگیری و تغییر
⬅️تحقیقات نشان میدهد سازمانهایی که HR را در تدوین استراتژی دخیل میکنند، تا ۳۰٪ عملکرد بهتری در اجرای استراتژی دارند.
#مدیریت_استراتژیک #سرمایه_انسانی #رهبری_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍9
✅مزیت رقابتی پایدار؛
چرا «خوب بودن» دیگر کافی نیست؟
در بسیاری از صنایع، خوب بودن به سطح حداقلی بقا تبدیل شده است.
آنچه سازمانها را متمایز میکند، مزیت رقابتی پایدار است؛ مزیتی که رقبا نتوانند بهراحتی آن را تقلید کنند.
طبق دیدگاه منبعمحور، یک مزیت زمانی پایدار است که منابع سازمان:
🔸ارزشمند (Valuable)
🔸کمیاب (Rare)
🔸تقلیدناپذیر (Inimitable)
🔸سازمانیافته (Organized)
🔰نمونههای رایج مزیت پایدار:
🔸برند قدرتمند
🔸دانش تخصصی انباشتهشده
🔸فرهنگ سازمانی منحصربهفرد
🔸روابط بلندمدت با مشتریان کلیدی
#مدیریت_استراتژیک #مزیت_رقابتی #تفکر_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
چرا «خوب بودن» دیگر کافی نیست؟
در بسیاری از صنایع، خوب بودن به سطح حداقلی بقا تبدیل شده است.
آنچه سازمانها را متمایز میکند، مزیت رقابتی پایدار است؛ مزیتی که رقبا نتوانند بهراحتی آن را تقلید کنند.
طبق دیدگاه منبعمحور، یک مزیت زمانی پایدار است که منابع سازمان:
🔸ارزشمند (Valuable)
🔸کمیاب (Rare)
🔸تقلیدناپذیر (Inimitable)
🔸سازمانیافته (Organized)
🔰نمونههای رایج مزیت پایدار:
🔸برند قدرتمند
🔸دانش تخصصی انباشتهشده
🔸فرهنگ سازمانی منحصربهفرد
🔸روابط بلندمدت با مشتریان کلیدی
#مدیریت_استراتژیک #مزیت_رقابتی #تفکر_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍12
گِل به سر مالیدیم و بر سینه زدیم و سیاه پوشیدیم و رجز خواندیم و شب زنده داشتیم! کتاب بر سر گرفتیم و توبه کردیم و استغفار! شیون از دل برآوردیم و نماز وحشت خواندیم!
هر کاری کردیم جز دست به کاری زدن!
هر کاری کردیم جز اینکه کاری بکنیم!
[میغرّد] دیوارها را بلند برنیاوردیم و نیکو نساختیم! و کار امروز به فردا گذاشتیم! خِرَدنامهها شستیم و هوسنامهها دریدیم و تصاویر کُتُب سوختیم و در یکدیگر افتادیم و هر که را تهمت زدیم از زندیق و شکاک و فلسفی و دهری و گبر و مجوس، که این عقوبت فرود نیامدی اگر خلقی از شمایان را انکاری گزاف برنخاستی! - آری - همواره خود را گناهی میتراشیم تا سزاوارِ این تنبیه شویم!
"تاراجنامه"
یاد استاد بهرام بیضایی را گرامی می داریم.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
هر کاری کردیم جز دست به کاری زدن!
هر کاری کردیم جز اینکه کاری بکنیم!
[میغرّد] دیوارها را بلند برنیاوردیم و نیکو نساختیم! و کار امروز به فردا گذاشتیم! خِرَدنامهها شستیم و هوسنامهها دریدیم و تصاویر کُتُب سوختیم و در یکدیگر افتادیم و هر که را تهمت زدیم از زندیق و شکاک و فلسفی و دهری و گبر و مجوس، که این عقوبت فرود نیامدی اگر خلقی از شمایان را انکاری گزاف برنخاستی! - آری - همواره خود را گناهی میتراشیم تا سزاوارِ این تنبیه شویم!
"تاراجنامه"
یاد استاد بهرام بیضایی را گرامی می داریم.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍19
⭕️❌اشتباهات مرگبار در مدیریت استراتژیک
اشتباه مرگبار ۱ | اشتباه گرفتن برنامهریزی با استراتژی
یکی از رایجترین خطاهای مدیریتی این است که برنامهریزی عملیاتی با استراتژی یکسان فرض میشود.
در حالی که این دو، ماهیت کاملاً متفاوتی دارند.
برنامهریزی پاسخ میدهد: «چگونه کارها را انجام دهیم؟»
استراتژی پاسخ میدهد: «کجا رقابت کنیم و چگونه برنده شویم؟»
سازمانهایی که استراتژی را به چکلیست وظایف تقلیل میدهند:
▪️درگیر بهینهسازیهای کوتاهمدت میشوند
▪️توان تمایز خود را از دست میدهند
▪️نسبت به تغییرات محیطی واکنشپذیر، نه پیشنگر، عمل میکنند.
🔴 نشانه خطر:
اگر تمام جلسات استراتژیک شما درباره بودجه، زمانبندی و اجراست، احتمالاً استراتژی ندارید؛ فقط برنامه دارید.
📗راهکار مدیریتی:
قبل از «چگونه اجرا کنیم»، شفاف پاسخ دهید:
«چه چیزی را عمداً انجام نمیدهیم؟»
#مدیریت_استراتژیک #تفکر_استراتژیک #خطای_مدیریتی
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
اشتباه مرگبار ۱ | اشتباه گرفتن برنامهریزی با استراتژی
یکی از رایجترین خطاهای مدیریتی این است که برنامهریزی عملیاتی با استراتژی یکسان فرض میشود.
در حالی که این دو، ماهیت کاملاً متفاوتی دارند.
برنامهریزی پاسخ میدهد: «چگونه کارها را انجام دهیم؟»
استراتژی پاسخ میدهد: «کجا رقابت کنیم و چگونه برنده شویم؟»
سازمانهایی که استراتژی را به چکلیست وظایف تقلیل میدهند:
▪️درگیر بهینهسازیهای کوتاهمدت میشوند
▪️توان تمایز خود را از دست میدهند
▪️نسبت به تغییرات محیطی واکنشپذیر، نه پیشنگر، عمل میکنند.
🔴 نشانه خطر:
اگر تمام جلسات استراتژیک شما درباره بودجه، زمانبندی و اجراست، احتمالاً استراتژی ندارید؛ فقط برنامه دارید.
📗راهکار مدیریتی:
قبل از «چگونه اجرا کنیم»، شفاف پاسخ دهید:
«چه چیزی را عمداً انجام نمیدهیم؟»
#مدیریت_استراتژیک #تفکر_استراتژیک #خطای_مدیریتی
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍9
✅سه قانون ساده مدیریت پول که ثروتمندان هرگز فراموش نمیکنند
1. خرج کمتر از درآمد: ساده به نظر میرسد، اما اکثر مردم برعکس عمل میکنند.
2. سرمایهگذاری مستمر: نه یکباره، بلکه هر ماه و هر هفته.
3. افزایش دائمی دانش مالی: کتاب، دوره، و مشاوره.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
1. خرج کمتر از درآمد: ساده به نظر میرسد، اما اکثر مردم برعکس عمل میکنند.
2. سرمایهگذاری مستمر: نه یکباره، بلکه هر ماه و هر هفته.
3. افزایش دائمی دانش مالی: کتاب، دوره، و مشاوره.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍12
✅ آرزوهای میلی!
✍️حامد پاک طینت
به این اعداد نگاه کنید:
مراکز خدماتی حوزوی، جامعه المصطفی، حوزه خراسان،..
۲۷.۰۰۰ میلیارد تومان
مراکز مذهبی شامل ۹ نهاد و مرکز فرهنگی
۳۱.۰۰۰ میلیارد تومان
نهادهای تبلیغاتی بین المللی شامل مجمع جهانی اهل بیت
۲۵۹ میلیارد تومان
نهادهای زبان و فرهنگ اسلامی ازجمله بنیاد سعدی
۱۱۶ میلیارد تومان
سایر نهادهای مذهبی و فرهنگی پراکنده
۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ میلیارد تومان
و ....
سالی نیست که مردم از این اعداد نگویند اما اعدادی که ملاحظه می کنید امسال معادل هزینه تکمیل همه پروژه های آبرسانی اضطراری کشور است. کشوری که بحران شدید آب در آن تبدیل به یک بحران امنیتی شده است!
معادل نوسازی ۱۰ هزار مدرسه فرسوده در سطح کشور است که وزیرش در مقابل دوربین ها نگوید مسئولیت او کار عمرانی شده است، با این بودجه تمام پروژه های ریلی حیاتی کشور از راه آهن چابهار-زاهدان تا راه آهن رشت-آستارا، راه آهن شیراز-بوشهر-عسلویه تکمیل می شد تا ایران بعنوان یک کریدور بین المللی مطرح در منطقه درآمد ارزی پایدار و همیشگی خلق کند؛ و با این بودجه ۳ میلیون نفر فاقد بیمه در کشور بیمه درمانی میشدند؛
با این بودجه می شد ۱ میلیون خانوار در فقر مطلق تحت پوشش کامل معیشتی قرار گیرند و می شد با خرید هزاران اتوبوس مدرن، آلودگی و ترافیک تهران و شهرهای بزرگ را ۳۰% کاهش داد
پنج ماه پیش مقاله ای تحت عنوان "رئیس جمهور مکتبی من" نگاشتم که به عملکرد خاویر میلی و مدل موفقیتش در آرژانتین اشاره داشت و انعکاس بسیار گسترده آن تا جایی رفت که حتی بسیاری از روشنفکران و تحلیلگران بروز و ظهور فردی چون او را نسخه نجات اقتصاد ایران تجویز کردند
فرض محال که محال نیست!
اگر خاویر میلی رئیس جمهور موفق و محبوب ارژانتین، امروز رئیس جمهور ایران بود و بودجه سال بعد مملکتش را می خواست به مجلس ارائه کند، منصفانه با چنین ردیفهایی چه می کرد؟
برای ۴۰۰ هزار میلیارد تومان ریپو و ۲۷۰ هزار میلیارد تومان تنخواه از بانک مرکزی که ۶۷۰ هزار میلیارد تومان کسری روی دستش گذاشته چه نسخه ای تجویز می کرد؟
تمام ردیفهای اینچنینی در خلق این کسری و تورمی که مردم تجربه می کنند سهیم هستند. بیش از ۵% فشار تورمی که مردم در سال آینده تجربه خواهند کرد بابت همین چند ردریفی است که در ابتدای متن اشاره شد
اگر او بود نه فقط این ردیفها بلکه ریالی برای شرکتهای دولتی که حالا حیاط خلوت دولت برای بودجه های هزاران میلیاردی هستند اختصاص نمی داد. تمام شرکتهای زیانده دولتی که محل نشستن دولتی های دیروز و رفقا در صندلی های هیئت مدیره امروز هستند را منحل می کرد، آنها را واگذار می کرد، ادغام می کرد و شر آنها را از سر بودجه کم می کرد تا مردم و کشور نفس بکشند
با کاسبان تحریم چه می کرد؟
با میلیاردها دلار یارانه ای که به جیب مردم نمی رود چه میکرد؟
آرزوها را اما کنار بگذاریم!
ظهور و بروز فردی مانند خاویر میلی و اره برقی معروفش در این جنگل تاریک و انبوه چقدر واقع بینانه به نظر می رسد؟!
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
✍️حامد پاک طینت
به این اعداد نگاه کنید:
مراکز خدماتی حوزوی، جامعه المصطفی، حوزه خراسان،..
۲۷.۰۰۰ میلیارد تومان
مراکز مذهبی شامل ۹ نهاد و مرکز فرهنگی
۳۱.۰۰۰ میلیارد تومان
نهادهای تبلیغاتی بین المللی شامل مجمع جهانی اهل بیت
۲۵۹ میلیارد تومان
نهادهای زبان و فرهنگ اسلامی ازجمله بنیاد سعدی
۱۱۶ میلیارد تومان
سایر نهادهای مذهبی و فرهنگی پراکنده
۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ میلیارد تومان
و ....
سالی نیست که مردم از این اعداد نگویند اما اعدادی که ملاحظه می کنید امسال معادل هزینه تکمیل همه پروژه های آبرسانی اضطراری کشور است. کشوری که بحران شدید آب در آن تبدیل به یک بحران امنیتی شده است!
معادل نوسازی ۱۰ هزار مدرسه فرسوده در سطح کشور است که وزیرش در مقابل دوربین ها نگوید مسئولیت او کار عمرانی شده است، با این بودجه تمام پروژه های ریلی حیاتی کشور از راه آهن چابهار-زاهدان تا راه آهن رشت-آستارا، راه آهن شیراز-بوشهر-عسلویه تکمیل می شد تا ایران بعنوان یک کریدور بین المللی مطرح در منطقه درآمد ارزی پایدار و همیشگی خلق کند؛ و با این بودجه ۳ میلیون نفر فاقد بیمه در کشور بیمه درمانی میشدند؛
با این بودجه می شد ۱ میلیون خانوار در فقر مطلق تحت پوشش کامل معیشتی قرار گیرند و می شد با خرید هزاران اتوبوس مدرن، آلودگی و ترافیک تهران و شهرهای بزرگ را ۳۰% کاهش داد
پنج ماه پیش مقاله ای تحت عنوان "رئیس جمهور مکتبی من" نگاشتم که به عملکرد خاویر میلی و مدل موفقیتش در آرژانتین اشاره داشت و انعکاس بسیار گسترده آن تا جایی رفت که حتی بسیاری از روشنفکران و تحلیلگران بروز و ظهور فردی چون او را نسخه نجات اقتصاد ایران تجویز کردند
فرض محال که محال نیست!
اگر خاویر میلی رئیس جمهور موفق و محبوب ارژانتین، امروز رئیس جمهور ایران بود و بودجه سال بعد مملکتش را می خواست به مجلس ارائه کند، منصفانه با چنین ردیفهایی چه می کرد؟
برای ۴۰۰ هزار میلیارد تومان ریپو و ۲۷۰ هزار میلیارد تومان تنخواه از بانک مرکزی که ۶۷۰ هزار میلیارد تومان کسری روی دستش گذاشته چه نسخه ای تجویز می کرد؟
تمام ردیفهای اینچنینی در خلق این کسری و تورمی که مردم تجربه می کنند سهیم هستند. بیش از ۵% فشار تورمی که مردم در سال آینده تجربه خواهند کرد بابت همین چند ردریفی است که در ابتدای متن اشاره شد
اگر او بود نه فقط این ردیفها بلکه ریالی برای شرکتهای دولتی که حالا حیاط خلوت دولت برای بودجه های هزاران میلیاردی هستند اختصاص نمی داد. تمام شرکتهای زیانده دولتی که محل نشستن دولتی های دیروز و رفقا در صندلی های هیئت مدیره امروز هستند را منحل می کرد، آنها را واگذار می کرد، ادغام می کرد و شر آنها را از سر بودجه کم می کرد تا مردم و کشور نفس بکشند
با کاسبان تحریم چه می کرد؟
با میلیاردها دلار یارانه ای که به جیب مردم نمی رود چه میکرد؟
آرزوها را اما کنار بگذاریم!
ظهور و بروز فردی مانند خاویر میلی و اره برقی معروفش در این جنگل تاریک و انبوه چقدر واقع بینانه به نظر می رسد؟!
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍14
✅تورم، وقتی کاسبی را ناممکن میکند
✍حسین عبده تبریزی
امروز تهران شاهد اعتراضهای گستردهی فروشندگان کالاهای بادوام و صرافیها بود. این اعتراضات روشن است که در ذات خود سیاسی نیست، اما در شرایط امروز کشور، ظرفیت تبدیل به اعتراضات سیاسی را دارد. در آغاز تورمهای حاد، اولین بحران نه سیاسی است و نه حتی معیشتی، بلکه بحرانِ فهم معامله است. فروشنده و تولیدکننده ناگهان متوجه میشوند که قیمت دیگر معنای پیشین خود را ندارد و پول دیگر واحد سنجش قابلاتکا نیست. مسئلهی اصلی این نیست که سود کم شده، بلکه این است که معلوم نیست فروش امروز به زیان فردا منجر میشود یا نه.
در چنین وضعی، فعالان کالاهای بادوام زودتر از دیگران دچار اختلال میشوند. کسی که یخچال، موبایل، خودرو، مصالح یا ماشینآلات میفروشد، نمیداند آیا میتواند کالای فروختهشده را جایگزین کند یا خیر. فروش متوقف میشود، نه از سر طمع، بلکه از سر ناتوانی در تصمیمگیری عقلانی.
تولیدکننده هم در موقعیتی مشابه قرار میگیرد. نمیداند هزینهی مواد اولیه، دستمزد و انرژی در ماه بعد چه خواهد شد و آیا قیمت فروش آینده این هزینهها را پوشش میدهد یا نه. برنامهریزی کوتاه میشود و افق تصمیمگیری به چند روز یا چند هفته کاهش مییابد.
در این مرحله، اعتراضها اگر شکل بگیرند، ماهیتی صنفی و فنی دارند. مطالبهها حول نرخ ارز واقعی، ثبات مقررات، یا امکان تعدیل قراردادها میچرخد. زبان اعتراض، زبان کاسبی است نه سیاست، و خواستهها بیشتر ناظر به امکان ادامهی زندگی اقتصادیاند.
تجربهی آلمان در دورهی وایمار نشان میدهد که نخستین واکنشها از سوی مغازهداران و نانوایان بود. آنها نمیدانستند چه زمانی قیمت بگذارند و چگونه بفروشند. هنوز شعار سیاسی مطرح نبود، اما فرسایش تدریجی اعتماد به قواعد اقتصادی، زمینه را برای رادیکال شدن فضا فراهم کرد.
در آرژانتین نیز همین الگو تکرار شد. ابتدا برچسب قیمتها برداشته شد، قراردادها کوتاهمدت شدند و فروشندگان از فروش نقدی اجتناب کردند. وقتی دولت نتوانست چارچوب قابلفهم برای معامله ارائه کند، همان سردرگمی صنفی به اعتراض اجتماعی و سپس سیاسی تبدیل شد.
در ترکیه، در موج تورمی سالهای اخیر، اعتراضهای اولیه از سوی تولیدکنندگان و فروشندگان بود. تفاوت در این بود که دولت با ارائهی شاخصها و سازوکارهای تعدیل، امکان بازگشت نسبی عقلانیت معاملاتی را فراهم کرد و اجازه نداد بحران صنفی به سرعت سیاسی شود.
در ونزوئلا، جایی که این ابزارها کاملاً غایب بودند، معامله عملاً فروپاشید. پول کارکرد خود را از دست داد و امتناع از فروش به رفتاری عمومی بدل شد. در چنین شرایطی، هر تجمع اقتصادی ناگزیر سیاسی میشود، چون جامعه احساس میکند قواعد پایهی زندگی از کار افتاده است.
در ایران نیز مسئلهی اصلی همین است. تورم حاد با نبود زبان رسمی معامله، فقدان شاخصهای مرجع و انعطافناپذیری قراردادها همراه شده است. اعتراضها از ناتوانی در کاسبی آغاز میشوند، اما چون پاسخ فنی نمیگیرند، به سرعت به سطح سیاسی منتقل میشوند. در نهایت، تورم حاد پیش از آنکه یک بحران سیاسی باشد، یک شوک تعادل اجتماعی است. وقتی امکان محاسبه، قرارداد و پیشبینی از بین میرود، سیاست به صحنه میآید، نه به عنوان علت، بلکه به عنوان پیامد فروپاشی عقلانیت اقتصادی.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
✍حسین عبده تبریزی
امروز تهران شاهد اعتراضهای گستردهی فروشندگان کالاهای بادوام و صرافیها بود. این اعتراضات روشن است که در ذات خود سیاسی نیست، اما در شرایط امروز کشور، ظرفیت تبدیل به اعتراضات سیاسی را دارد. در آغاز تورمهای حاد، اولین بحران نه سیاسی است و نه حتی معیشتی، بلکه بحرانِ فهم معامله است. فروشنده و تولیدکننده ناگهان متوجه میشوند که قیمت دیگر معنای پیشین خود را ندارد و پول دیگر واحد سنجش قابلاتکا نیست. مسئلهی اصلی این نیست که سود کم شده، بلکه این است که معلوم نیست فروش امروز به زیان فردا منجر میشود یا نه.
در چنین وضعی، فعالان کالاهای بادوام زودتر از دیگران دچار اختلال میشوند. کسی که یخچال، موبایل، خودرو، مصالح یا ماشینآلات میفروشد، نمیداند آیا میتواند کالای فروختهشده را جایگزین کند یا خیر. فروش متوقف میشود، نه از سر طمع، بلکه از سر ناتوانی در تصمیمگیری عقلانی.
تولیدکننده هم در موقعیتی مشابه قرار میگیرد. نمیداند هزینهی مواد اولیه، دستمزد و انرژی در ماه بعد چه خواهد شد و آیا قیمت فروش آینده این هزینهها را پوشش میدهد یا نه. برنامهریزی کوتاه میشود و افق تصمیمگیری به چند روز یا چند هفته کاهش مییابد.
در این مرحله، اعتراضها اگر شکل بگیرند، ماهیتی صنفی و فنی دارند. مطالبهها حول نرخ ارز واقعی، ثبات مقررات، یا امکان تعدیل قراردادها میچرخد. زبان اعتراض، زبان کاسبی است نه سیاست، و خواستهها بیشتر ناظر به امکان ادامهی زندگی اقتصادیاند.
تجربهی آلمان در دورهی وایمار نشان میدهد که نخستین واکنشها از سوی مغازهداران و نانوایان بود. آنها نمیدانستند چه زمانی قیمت بگذارند و چگونه بفروشند. هنوز شعار سیاسی مطرح نبود، اما فرسایش تدریجی اعتماد به قواعد اقتصادی، زمینه را برای رادیکال شدن فضا فراهم کرد.
در آرژانتین نیز همین الگو تکرار شد. ابتدا برچسب قیمتها برداشته شد، قراردادها کوتاهمدت شدند و فروشندگان از فروش نقدی اجتناب کردند. وقتی دولت نتوانست چارچوب قابلفهم برای معامله ارائه کند، همان سردرگمی صنفی به اعتراض اجتماعی و سپس سیاسی تبدیل شد.
در ترکیه، در موج تورمی سالهای اخیر، اعتراضهای اولیه از سوی تولیدکنندگان و فروشندگان بود. تفاوت در این بود که دولت با ارائهی شاخصها و سازوکارهای تعدیل، امکان بازگشت نسبی عقلانیت معاملاتی را فراهم کرد و اجازه نداد بحران صنفی به سرعت سیاسی شود.
در ونزوئلا، جایی که این ابزارها کاملاً غایب بودند، معامله عملاً فروپاشید. پول کارکرد خود را از دست داد و امتناع از فروش به رفتاری عمومی بدل شد. در چنین شرایطی، هر تجمع اقتصادی ناگزیر سیاسی میشود، چون جامعه احساس میکند قواعد پایهی زندگی از کار افتاده است.
در ایران نیز مسئلهی اصلی همین است. تورم حاد با نبود زبان رسمی معامله، فقدان شاخصهای مرجع و انعطافناپذیری قراردادها همراه شده است. اعتراضها از ناتوانی در کاسبی آغاز میشوند، اما چون پاسخ فنی نمیگیرند، به سرعت به سطح سیاسی منتقل میشوند. در نهایت، تورم حاد پیش از آنکه یک بحران سیاسی باشد، یک شوک تعادل اجتماعی است. وقتی امکان محاسبه، قرارداد و پیشبینی از بین میرود، سیاست به صحنه میآید، نه به عنوان علت، بلکه به عنوان پیامد فروپاشی عقلانیت اقتصادی.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍14
آکادمی مدیریت استراتژیک
⭕️❌اشتباهات مرگبار در مدیریت استراتژیک اشتباه مرگبار ۱ | اشتباه گرفتن برنامهریزی با استراتژی یکی از رایجترین خطاهای مدیریتی این است که برنامهریزی عملیاتی با استراتژی یکسان فرض میشود. در حالی که این دو، ماهیت کاملاً متفاوتی دارند. برنامهریزی پاسخ میدهد:…
⭕️❌اشتباهات مرگبار در مدیریت استراتژیک
اشتباه مرگبار ۲ | تقلید کورکورانه از رقبا
دیدن موفقیت رقبا وسوسهبرانگیز است، اما کپیبرداری استراتژی، مسیر میانبُر موفقیت نیست.
🔰مشکل اصلی تقلید:
▪️شرایط رقبا (منابع، برند، فرهنگ، زمان ورود) متفاوت است
▪️آنچه دیده میشود «نتیجه» است، نه «منطق استراتژیک»
▪️تقلید، سازمان را وارد رقابت مستقیم و فرسایشی میکند
▪️بسیاری از شکستها دقیقاً از همین نقطه شروع میشوند: «چون رقیب موفق بوده، ما هم همان کار را انجام دهیم.»
📌 اصل استراتژیک:
استراتژی یعنی انتخاب متفاوت، نه اجرای مشابه.
📗راهکار مدیریتی:
بهجای پرسیدن «رقبا چه میکنند؟» بپرسید:
«ما چه کاری را بهتر یا متفاوتتر میتوانیم انجام دهیم؟»
#مدیریت_استراتژیک #مزیت_رقابتی #تصمیم_گیری_مدیریتی
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
اشتباه مرگبار ۲ | تقلید کورکورانه از رقبا
دیدن موفقیت رقبا وسوسهبرانگیز است، اما کپیبرداری استراتژی، مسیر میانبُر موفقیت نیست.
🔰مشکل اصلی تقلید:
▪️شرایط رقبا (منابع، برند، فرهنگ، زمان ورود) متفاوت است
▪️آنچه دیده میشود «نتیجه» است، نه «منطق استراتژیک»
▪️تقلید، سازمان را وارد رقابت مستقیم و فرسایشی میکند
▪️بسیاری از شکستها دقیقاً از همین نقطه شروع میشوند: «چون رقیب موفق بوده، ما هم همان کار را انجام دهیم.»
📌 اصل استراتژیک:
استراتژی یعنی انتخاب متفاوت، نه اجرای مشابه.
📗راهکار مدیریتی:
بهجای پرسیدن «رقبا چه میکنند؟» بپرسید:
«ما چه کاری را بهتر یا متفاوتتر میتوانیم انجام دهیم؟»
#مدیریت_استراتژیک #مزیت_رقابتی #تصمیم_گیری_مدیریتی
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍9
✅ماتریس اَنسوف؛
راهنمایی برای انتخاب استراتژی بازاریابی
ماتریس آنسوف ابزاری کاربردی در مدیریت استراتژیک است که به کسبوکارها کمک میکند بهترین استراتژی رشد را انتخاب کنند. این ماتریس بر اساس دو محور «محصول» و «بازار» چهار استراتژی پیشنهاد میدهد:
۱- نفوذ در بازار: افزایش سهم بازار با فروش بیشتر محصولات فعلی به مشتریان کنونی.
۲- توسعه بازار: ورود به بازارهای جدید با محصولات فعلی.
۳- توسعه محصول: ارائه محصولات جدید به بازارهای فعلی.
۴- تنوعسازی: معرفی محصولات جدید به بازارهای جدید (ریسکیترین استراتژی).
کاربرد:
کسبوکارها با تحلیل وضعیت بازار و ظرفیتهای داخلی، بهترین استراتژی رشد را انتخاب میکنند.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
راهنمایی برای انتخاب استراتژی بازاریابی
ماتریس آنسوف ابزاری کاربردی در مدیریت استراتژیک است که به کسبوکارها کمک میکند بهترین استراتژی رشد را انتخاب کنند. این ماتریس بر اساس دو محور «محصول» و «بازار» چهار استراتژی پیشنهاد میدهد:
۱- نفوذ در بازار: افزایش سهم بازار با فروش بیشتر محصولات فعلی به مشتریان کنونی.
۲- توسعه بازار: ورود به بازارهای جدید با محصولات فعلی.
۳- توسعه محصول: ارائه محصولات جدید به بازارهای فعلی.
۴- تنوعسازی: معرفی محصولات جدید به بازارهای جدید (ریسکیترین استراتژی).
کاربرد:
کسبوکارها با تحلیل وضعیت بازار و ظرفیتهای داخلی، بهترین استراتژی رشد را انتخاب میکنند.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍8
تفکر استراتژیک صرفاً دانستن ابزارها و مدلها نیست؛
بلکه توانایی دیدن تصویر کلان، تشخیص الگوها و تصمیمگیری در شرایط پیچیده است.
🔰مدیران دارای تفکر استراتژیک:
🔸فراتر از مسائل روزمره فکر میکنند
🔸تصمیمات امروز را با پیامدهای آینده میسنجند
🔸میان داده، تجربه و شهود تعادل ایجاد میکنند
🔸بهجای واکنش، «جهتدهی» میکنند
تفکر استراتژیک یعنی: دیدن آنچه دیگران هنوز متوجه آن نشدهاند.
📌 نکته مدیریتی:
تفکر استراتژیک ذاتی نیست؛ قابل یادگیری و تقویت است—با تمرین تحلیل، پرسشگری و نگاه سیستمی.
#مدیریت_استراتژیک #تفکر_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
بلکه توانایی دیدن تصویر کلان، تشخیص الگوها و تصمیمگیری در شرایط پیچیده است.
🔰مدیران دارای تفکر استراتژیک:
🔸فراتر از مسائل روزمره فکر میکنند
🔸تصمیمات امروز را با پیامدهای آینده میسنجند
🔸میان داده، تجربه و شهود تعادل ایجاد میکنند
🔸بهجای واکنش، «جهتدهی» میکنند
تفکر استراتژیک یعنی: دیدن آنچه دیگران هنوز متوجه آن نشدهاند.
📌 نکته مدیریتی:
تفکر استراتژیک ذاتی نیست؛ قابل یادگیری و تقویت است—با تمرین تحلیل، پرسشگری و نگاه سیستمی.
#مدیریت_استراتژیک #تفکر_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍10
آکادمی مدیریت استراتژیک
تفکر استراتژیک صرفاً دانستن ابزارها و مدلها نیست؛ بلکه توانایی دیدن تصویر کلان، تشخیص الگوها و تصمیمگیری در شرایط پیچیده است. 🔰مدیران دارای تفکر استراتژیک: 🔸فراتر از مسائل روزمره فکر میکنند 🔸تصمیمات امروز را با پیامدهای آینده میسنجند 🔸میان داده، تجربه…
✅۵ تمرین ساده برای تقویت تفکر استراتژیک مدیران
اگر میخواهید تفکر استراتژیک را در خود یا تیمتان تقویت کنید، این تمرینها بسیار مؤثرند:
1⃣هر تصمیم مهم را با سؤال «پیامد بلندمدت آن چیست؟» بررسی کنید
2⃣ماهی یکبار روندهای صنعت و بازار را مرور کنید
3⃣سناریوهای خوشبینانه، بدبینانه و محتمل را بنویسید
4⃣تصمیمات گذشته را بازبینی و از آنها درس استخراج کنید
5⃣بهطور آگاهانه با دیدگاههای مخالف گفتوگو کنید
📌 نکته کلیدی:
#مدیریت_استراتژیک #توسعه_مدیران #تصمیم_گیری_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
اگر میخواهید تفکر استراتژیک را در خود یا تیمتان تقویت کنید، این تمرینها بسیار مؤثرند:
1⃣هر تصمیم مهم را با سؤال «پیامد بلندمدت آن چیست؟» بررسی کنید
2⃣ماهی یکبار روندهای صنعت و بازار را مرور کنید
3⃣سناریوهای خوشبینانه، بدبینانه و محتمل را بنویسید
4⃣تصمیمات گذشته را بازبینی و از آنها درس استخراج کنید
5⃣بهطور آگاهانه با دیدگاههای مخالف گفتوگو کنید
📌 نکته کلیدی:
تفکر استراتژیک با تمرین مستمر شکل میگیرد، نه با مطالعه مقطعی.
#مدیریت_استراتژیک #توسعه_مدیران #تصمیم_گیری_استراتژیک
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍9
✅استراتژی بهمثابه انتخاب؛ چرا همه گزینهها نباید باز بمانند؟
یکی از سوءبرداشتهای رایج در مدیریت این است که «داشتن گزینههای بیشتر» همیشه بهتر است.
درحالیکه در مدیریت استراتژیک، قدرت واقعی در انتخاب آگاهانه و محدودسازی هوشمندانه نهفته است.
🔰استراتژی یعنی:
انتخاب برخی مسیرها و همزمان، کنارگذاشتن آگاهانه مسیرهای دیگر.
🔰سازمانهایی که همه گزینهها را باز نگه میدارند:
⭕️منابع خود را پراکنده میکنند
⭕️تمرکز استراتژیک ندارند
⭕️و در نهایت، در هیچ حوزهای برنده نمیشوند
#مدیریت_استراتژیک #تفکر_استراتژیک #تصمیم_گیری
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
یکی از سوءبرداشتهای رایج در مدیریت این است که «داشتن گزینههای بیشتر» همیشه بهتر است.
درحالیکه در مدیریت استراتژیک، قدرت واقعی در انتخاب آگاهانه و محدودسازی هوشمندانه نهفته است.
🔰استراتژی یعنی:
انتخاب برخی مسیرها و همزمان، کنارگذاشتن آگاهانه مسیرهای دیگر.
🔰سازمانهایی که همه گزینهها را باز نگه میدارند:
⭕️منابع خود را پراکنده میکنند
⭕️تمرکز استراتژیک ندارند
⭕️و در نهایت، در هیچ حوزهای برنده نمیشوند
📌 اصل کلیدی:
استراتژی خوب، بیش از آنکه درباره «چه کاری انجام دهیم» باشد،
درباره «چه کاری انجام ندهیم» است.
#مدیریت_استراتژیک #تفکر_استراتژیک #تصمیم_گیری
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍5
✅چگونه استراتژی را به زبان قابل فهم برای کارکنان ترجمه کنیم؟
یکی از دلایل اصلی فاصله استراتژی و اجرا، این است که استراتژی فقط در سطح مدیران باقی میماند.
درحالیکه کارکنان باید بدانند استراتژی چه تغییری در کار روزانه آنها ایجاد میکند.
🔰چارچوب ساده ترجمه استراتژی:
🔸استراتژی را به ۳ تا ۵ پیام کلیدی خلاصه کنید
🔸هر پیام را به یک رفتار قابل مشاهده تبدیل کنید
🔸نشان دهید «اگر استراتژی موفق شود، چه چیزی بهتر میشود»
🔸نقش هر واحد و هر فرد را شفاف بیان کنید
🔸پیشرفت را بهصورت منظم بازخورد دهید
#مدیریت_استراتژیک #اجرای_استراتژی #رهبری_سازمانی
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
یکی از دلایل اصلی فاصله استراتژی و اجرا، این است که استراتژی فقط در سطح مدیران باقی میماند.
درحالیکه کارکنان باید بدانند استراتژی چه تغییری در کار روزانه آنها ایجاد میکند.
🔰چارچوب ساده ترجمه استراتژی:
🔸استراتژی را به ۳ تا ۵ پیام کلیدی خلاصه کنید
🔸هر پیام را به یک رفتار قابل مشاهده تبدیل کنید
🔸نشان دهید «اگر استراتژی موفق شود، چه چیزی بهتر میشود»
🔸نقش هر واحد و هر فرد را شفاف بیان کنید
🔸پیشرفت را بهصورت منظم بازخورد دهید
📌 نکته مهم:
کارکنان با «اسلایدهای استراتژیک» درگیر نمیشوند؛
با معنا و تأثیر واقعی استراتژی بر کارشان درگیر میشوند.
#مدیریت_استراتژیک #اجرای_استراتژی #رهبری_سازمانی
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍5
✅چرا آمریکا بهترین کشور برای استارتاپهاست؟
به عقیده جف بزوس دلیل موفقیت آمریکا یک چیز است، پذیرش ریسک!
موضوع فقط استعداد نیست، موضوع این است که در آمریکا سرمایهگذاری روی ایدههایی که شاید موفق نشوند، پذیرفته شده است.
اروپا یا جاهای دیگه دنیا، استعداد و ایده کم ندارند، اما چیزی که کم است، جرأت سرمایهگذاری بر روی ریسکهای بزرگ است. اگه کشوری میخوهد در حوزههایی مانند هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی رقابت کند، باید بر روی ایدههای پرریسک سرمایهگذاری کند، حتی وقتی احتمال موفقیت پایین باشد.
مزیت کارآفرینی آمریکا در فرهنگی هست که ریسکهای بزرگ را پاداش میدهد و شکست را بخشی از نوآوری میداند.
موفقیت فقط به استعداد یا ایدهها وابسته نیست، دسترسی به سرمایههای ریسکپذیر و طرز فکری که از چشماندازهای تحولساز حمایت میکند، نقش اصلی را بازی میکند.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
به عقیده جف بزوس دلیل موفقیت آمریکا یک چیز است، پذیرش ریسک!
بزوس می گوید:
"آمریکا موفق است چون بنیانگذارها میتوانند حتی با ۱۰٪ احتمال موفقیت، ۵۰ میلیون دلار سرمایه جمع کنند."
موضوع فقط استعداد نیست، موضوع این است که در آمریکا سرمایهگذاری روی ایدههایی که شاید موفق نشوند، پذیرفته شده است.
اروپا یا جاهای دیگه دنیا، استعداد و ایده کم ندارند، اما چیزی که کم است، جرأت سرمایهگذاری بر روی ریسکهای بزرگ است. اگه کشوری میخوهد در حوزههایی مانند هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی رقابت کند، باید بر روی ایدههای پرریسک سرمایهگذاری کند، حتی وقتی احتمال موفقیت پایین باشد.
مزیت کارآفرینی آمریکا در فرهنگی هست که ریسکهای بزرگ را پاداش میدهد و شکست را بخشی از نوآوری میداند.
موفقیت فقط به استعداد یا ایدهها وابسته نیست، دسترسی به سرمایههای ریسکپذیر و طرز فکری که از چشماندازهای تحولساز حمایت میکند، نقش اصلی را بازی میکند.
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍9
بزرگترین خطای استراتژیک این است که فکر کنیم آینده، ادامهی گذشته است.
برنامهریزی استراتژیک زمانی شکست میخورد که بر پایه «روندهای تثبیتشده» بنا شود، نه «عدمقطعیتها».
مدیران حرفهای میدانند که مزیت رقابتی پایدار، از پیشبینی دقیق نمیآید؛ از آمادگی برای سناریوهای مختلف میآید.
سؤال استراتژیک این نیست که «چه خواهد شد؟»
سؤال این است: اگر خلاف انتظار رخ داد، آیا آمادهایم؟
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
برنامهریزی استراتژیک زمانی شکست میخورد که بر پایه «روندهای تثبیتشده» بنا شود، نه «عدمقطعیتها».
مدیران حرفهای میدانند که مزیت رقابتی پایدار، از پیشبینی دقیق نمیآید؛ از آمادگی برای سناریوهای مختلف میآید.
سؤال استراتژیک این نیست که «چه خواهد شد؟»
سؤال این است: اگر خلاف انتظار رخ داد، آیا آمادهایم؟
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍12
وقتی یک تصمیم اشتباه گرفته میشود، معمولاً زنجیرهای از تصمیمهای کوچکِ نادیدهگرفتهشده پشت آن است.
تفکر سیستمی به ما یاد میدهد که به تصمیمها بهصورت منفرد نگاه نکنیم.
هر انتخاب، سیگنالی به سیستم میفرستد و رفتارهای بعدی را شکل میدهد.
مدیرانی که فقط «نتیجه نهایی» را قضاوت میکنند،
فرصت اصلاح مسیر را از دست میدهند.
سیستمها آرام منحرف میشوند، نه ناگهانی.
هوشمندی مدیریتی یعنی دیدن انحرافها قبل از بحران.
#تفکر_سیستمی
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
تفکر سیستمی به ما یاد میدهد که به تصمیمها بهصورت منفرد نگاه نکنیم.
هر انتخاب، سیگنالی به سیستم میفرستد و رفتارهای بعدی را شکل میدهد.
مدیرانی که فقط «نتیجه نهایی» را قضاوت میکنند،
فرصت اصلاح مسیر را از دست میدهند.
سیستمها آرام منحرف میشوند، نه ناگهانی.
هوشمندی مدیریتی یعنی دیدن انحرافها قبل از بحران.
#تفکر_سیستمی
آکادمی مدیریت استراتژیک
💡 @strategiaacademy
👍13