Forwarded from melobot | ربات موزیک ملوبات
Alef
Fadaei
NeuroScience
بشرطی که به ایستد و ایستادگی کند و اطلاعات ازین مختصات سه گانه پروسس شود الف در طی ایستادگی یکی میشود مرز سیستم کروی و مغز مانند از بین میرود دیگر خودی وجود ندارد که بتواند سیستم را به دو بخش تقسیم کند همانطور که در این کهکشان کنار زمین کره دیگری بنام ماه…
ب چیست؟الف در زبان تلوگو معادل అ
هست،این دقیقا ساختار ب هست،یعنی الف که یک شبکه نورون سه گانه بود،و میتوانست مرز بین خودآگاه و ناخودآگاه را ببیند،توسط سیستم قدرت مدل میشود
و یعنی در حقیقت ساختار قدرت الان توانسته شخصیت و بطور
کلی ذهن یا نتورک الف را دقیقا پیش بینی کند،و در ادامه آلبوم سیستم قدرت با شکنجه های مختلف الف را به مرز فروپاشی روانی میرساند چون الف را در مقابل خودش قرار میدهد
این آلبوم در حقیقت یک سیر روانشناختی هم هست
همینطور که الف توانایی دیدن مرز بین ناخودآگاه و خودآگاه را دارد
ب هم همین قدرت را دارد،ولی ب با حاجی همکاری میکند این سیستم قدرت با جمهوری اسلامی همکاری میکند،حاجی نماد جمهوری اسلامی هست
یعنی دقیقا جمهوری اسلامی به قدرتی متصل هست که این قدرت به تمام ناخودآگاه های نورون کره مغز مانند دسترسی دارد و از طریق آن خودآگاه را هدایت سرکوب میکند
خودآگاه افراد یا نورونهایی هستند که در تمام این 47 سال بر علیه ظلم جمهوری اسلامی سکوت نکردند خواستند جاهایی تغییر ایجاد کنند و از صف ناخودآگاه خارج شوند ولی توسط قدرت بلعیده شدند.
هست،این دقیقا ساختار ب هست،یعنی الف که یک شبکه نورون سه گانه بود،و میتوانست مرز بین خودآگاه و ناخودآگاه را ببیند،توسط سیستم قدرت مدل میشود
و یعنی در حقیقت ساختار قدرت الان توانسته شخصیت و بطور
کلی ذهن یا نتورک الف را دقیقا پیش بینی کند،و در ادامه آلبوم سیستم قدرت با شکنجه های مختلف الف را به مرز فروپاشی روانی میرساند چون الف را در مقابل خودش قرار میدهد
این آلبوم در حقیقت یک سیر روانشناختی هم هست
همینطور که الف توانایی دیدن مرز بین ناخودآگاه و خودآگاه را دارد
ب هم همین قدرت را دارد،ولی ب با حاجی همکاری میکند این سیستم قدرت با جمهوری اسلامی همکاری میکند،حاجی نماد جمهوری اسلامی هست
یعنی دقیقا جمهوری اسلامی به قدرتی متصل هست که این قدرت به تمام ناخودآگاه های نورون کره مغز مانند دسترسی دارد و از طریق آن خودآگاه را هدایت سرکوب میکند
خودآگاه افراد یا نورونهایی هستند که در تمام این 47 سال بر علیه ظلم جمهوری اسلامی سکوت نکردند خواستند جاهایی تغییر ایجاد کنند و از صف ناخودآگاه خارج شوند ولی توسط قدرت بلعیده شدند.
چرا زبان تلوگو وارد شد،چون فلسفه شرق مربوط ذهن هست،درجه هایی از آگاهی که در آئین هندو افراد معنوی ادراک خود را از دست میدادند و به درجه ای جدید از آگاهی میرسند
در داستان های زبان تلوگو و هندو نمونه ای ازین داستان وجود دارد،در حقیقت اگر سیر سفر درونی شخصیت آلبوم را دریا در نظر بگیریم که دارد از آن عبور میکند،در دریا پریان و دیو هایی وجود دارند که نمیگذارند شخصیت به ساحل یا جزیره برسد،این پریان و دیو ها مردم سرزمینی هستند که در آن، شخصیت آلبوم حق دارد زندگی میکند، یعنی مردم و سیستم هر دو بر علیه شخصیت آلبوم دست به یکی شده اند،یسری با شخصیت آلبوم اند و یسری در تیم جاکش ها بر علیه او.
آهنگ مصلحتی
فدایی در حقیقت دارد این سوال را بطور پنهانی مطرح میکند،آیا حقیقت چیزی خارج از مغز هست که دارد اتفاق میوفته ؟
فدایی همزمان داره از دنیایی صحبت میکنه که عین مغزه
و همچنان از آگاهی یک مغزی که کاراکتر اصلی آلبوم هست.
خب آهنگ مصلحتی دارد از اول چهارچوب های این دنیا را زیر سوال میبرد،این دنیا همان دنیایی هست که فدایی به آن اشاره میکند،که سه کُره مغز مانند در اثر گرانش با همدیگر حیات را نگه داشته اند
در این دنیا اگر عناصری مثل آتش باد خاک آب بر خلاف ذات خویش و حیات حرکت کنند چی میشود؟حیات که نابود میشود و همه میمیرند هیچ،حتی آدم ها در آن دنیا یا بهشت که سیبی ندارد و حتی نیاز های اولیه را تامین نمیکند فرار میکنند،یعنی حتی باور و خدایی هم نمیمونه،چون مغزی نیست آنها را بسازد
در این دنیا اقتصادی که مقاومتی نام دارد اینقدر شکننده اس که به زور سرکوب جلو میرود
افراد چریکی و مبارز واقعی در این سیاهی مانند ستاره درخشیده اند ولی ارتش این دنیا نماد آنها را تصاحب کرده.
در این دنیا افرادی که دارند بیماری هارا درمان میکنند و نقش طبیب را دارند نمیتوانند تغییری ایجاد کنند چون عقاید پوسیده،قدرتش قویتر از علم هست و تا ریشه در ناخودآگاه مغز کروی نفوذ کرده
در این دنیا قاضی بجای اینکه دنبال حقیقت و علت مرگ مقتول باشد،دنبال پول هست
و قدرت قاضی را هم خریده
در این دنیا خبر ها پخش میشوند ولی تغییری ایجاد نمیشود.
همه نماد آزادی را میبینند و کسی تجربه واقعی آزادی را نفهمیده،افراد هنوز فکر میکنند آزادی چیزی است بیرونی،درون نگری وجود ندارد و همچنان نورون های مغز کره مانند نتونستند بهم متصل شوند.
اما در این دنیا همچنان افرادی هستند که وجدان دارند حقیقت را میبینند از بس فریاد زدند خودشان کر شدند و مردند و نتوانستند جریانی ایجاد کنند چون ناخودآگاه مغز کروی توسط قدرت و سیستم تصاحب شده
فدایی میگه من پیرو بی گناهه گمنامم نه هیچ چیز دیگه،
پس فدایی در این دنیا عضوی ازین سه نورون آناتومیکال الف هست، یا حداقل با آن سیناپس ساخته است
هیچکی واقعیت و نمیبینه،نورونها واقعیت را پروسس نمیکنند یا نمیتوانند اطلاعات را با هم ادغام کنند چون با هم متحد نیستن،مواد مخدر از شکلات بیشتر پخش شده بین افراد،در این کره مغز مانند مواد مخدر زیاد وارد میشه و همه رو بی حس کرده و خوره افتاده به جون همه و همه افراد افق تفکرشون اومده پایین،غریزه و شهوت تمام مغز افراد را مسموم کرده
در حقیقت چند عامل دارند نمیگذارند،دنیایی جدید ایجاد شود یا مغز کره مانند تغییر کند.
فدایی در حقیقت دارد این سوال را بطور پنهانی مطرح میکند،آیا حقیقت چیزی خارج از مغز هست که دارد اتفاق میوفته ؟
فدایی همزمان داره از دنیایی صحبت میکنه که عین مغزه
و همچنان از آگاهی یک مغزی که کاراکتر اصلی آلبوم هست.
خب آهنگ مصلحتی دارد از اول چهارچوب های این دنیا را زیر سوال میبرد،این دنیا همان دنیایی هست که فدایی به آن اشاره میکند،که سه کُره مغز مانند در اثر گرانش با همدیگر حیات را نگه داشته اند
در این دنیا اگر عناصری مثل آتش باد خاک آب بر خلاف ذات خویش و حیات حرکت کنند چی میشود؟حیات که نابود میشود و همه میمیرند هیچ،حتی آدم ها در آن دنیا یا بهشت که سیبی ندارد و حتی نیاز های اولیه را تامین نمیکند فرار میکنند،یعنی حتی باور و خدایی هم نمیمونه،چون مغزی نیست آنها را بسازد
در این دنیا اقتصادی که مقاومتی نام دارد اینقدر شکننده اس که به زور سرکوب جلو میرود
افراد چریکی و مبارز واقعی در این سیاهی مانند ستاره درخشیده اند ولی ارتش این دنیا نماد آنها را تصاحب کرده.
در این دنیا افرادی که دارند بیماری هارا درمان میکنند و نقش طبیب را دارند نمیتوانند تغییری ایجاد کنند چون عقاید پوسیده،قدرتش قویتر از علم هست و تا ریشه در ناخودآگاه مغز کروی نفوذ کرده
در این دنیا قاضی بجای اینکه دنبال حقیقت و علت مرگ مقتول باشد،دنبال پول هست
و قدرت قاضی را هم خریده
در این دنیا خبر ها پخش میشوند ولی تغییری ایجاد نمیشود.
همه نماد آزادی را میبینند و کسی تجربه واقعی آزادی را نفهمیده،افراد هنوز فکر میکنند آزادی چیزی است بیرونی،درون نگری وجود ندارد و همچنان نورون های مغز کره مانند نتونستند بهم متصل شوند.
اما در این دنیا همچنان افرادی هستند که وجدان دارند حقیقت را میبینند از بس فریاد زدند خودشان کر شدند و مردند و نتوانستند جریانی ایجاد کنند چون ناخودآگاه مغز کروی توسط قدرت و سیستم تصاحب شده
فدایی میگه من پیرو بی گناهه گمنامم نه هیچ چیز دیگه،
پس فدایی در این دنیا عضوی ازین سه نورون آناتومیکال الف هست، یا حداقل با آن سیناپس ساخته است
هیچکی واقعیت و نمیبینه،نورونها واقعیت را پروسس نمیکنند یا نمیتوانند اطلاعات را با هم ادغام کنند چون با هم متحد نیستن،مواد مخدر از شکلات بیشتر پخش شده بین افراد،در این کره مغز مانند مواد مخدر زیاد وارد میشه و همه رو بی حس کرده و خوره افتاده به جون همه و همه افراد افق تفکرشون اومده پایین،غریزه و شهوت تمام مغز افراد را مسموم کرده
در حقیقت چند عامل دارند نمیگذارند،دنیایی جدید ایجاد شود یا مغز کره مانند تغییر کند.
Forwarded from melobot | ربات موزیک ملوبات
Maslahati (Ft Heydar)
Fadaei
این جهانی که فدایی ازش حرف میزنه جهانی هست که با زبان دیگری کد نویسی شده،ولی این جهان مدلی از جهان واقعیست،این جهان از کجا اومده؟قدرت از طریق ساخت گوشی و فناوری های دیجیتال توانسته این جهان را مدل کند.
تحلیل این آلبوم ترسناکه،یکبار شخصیت داستان بخاطر این آلبوم دچار فروپاشی روانی میشه
و در آهنگ مگه چی میشه که در ادامه بهش میپردازیم فدایی داره دوباره به شخصیت میگه مبارز کن ولی این دفعه تعادلتو از دست نده که فروپاشی رخ بده
فدایی مکررا میگه سلاح ما قلمه،سلاح شخصیت داستان هم قلمه
و تفسیر این آلبوم از دید سیستم محاربه اس،ولی با قلم!
تاریکی داره ترسیم میشه و ما در حال سوختن میدرخشیم.
و در آهنگ مگه چی میشه که در ادامه بهش میپردازیم فدایی داره دوباره به شخصیت میگه مبارز کن ولی این دفعه تعادلتو از دست نده که فروپاشی رخ بده
فدایی مکررا میگه سلاح ما قلمه،سلاح شخصیت داستان هم قلمه
و تفسیر این آلبوم از دید سیستم محاربه اس،ولی با قلم!
تاریکی داره ترسیم میشه و ما در حال سوختن میدرخشیم.
اگر آهنگ الف را از دید سیستماتیک نگاهش کنیم یک سیستم قدرت-خشونت کروی هست که در آن فرآیندی رخ میده که هویت انسان تبدیل به نقش میشه.
یعنی الف پیش از آنکه یک فرد باشد،نماینده موقعیتی هست که افراد مختلف میتوانند در آن قرار بگیرند
فاز اول :الف در ابتدا به عنوان یک عامل وارد این شبکه میشود،فاز دوم :قدرت افزایش پیدا میکنه نظام و قانون فعال میشه ،الف تبدیل به قربانی میشه.
فاز سوم:خشونت اعمال میشه و بازتاب میشه،الف همزمان هم قربانی هم عامل خشونت میشه
فاز چهارم:سیستم الف را جذب میکند یا سیستم با الف ادغام میشن
فاز پنجم:فقط آثار و ردپای الف باقی میمونه
الف در حقیقت نقطه ای که در اون سیستم انسان را تبدیل به نقش میکند
سیر رفتاری الف
Agent → Victim → System → Trace
فضای ذهنی آهنگ الف یک فضای خشونتی پارانوئیدی هست
همه چیز داره کنترل میشه،صدا،کاغذ،قلم
این نتورک چی میتونه باشه؟
این نتورک همون فضای سیناپسی هست،فضای مجازی،فیلم های اعتراضات،دایره خشونت
با گفته های قبلیم کنار هم قرار بدیم میفهمیم که چه اتفاقی داره بر روی ایرانی مبارز و جامعه از طریق تکنولوژی می افته
یعنی الف پیش از آنکه یک فرد باشد،نماینده موقعیتی هست که افراد مختلف میتوانند در آن قرار بگیرند
فاز اول :الف در ابتدا به عنوان یک عامل وارد این شبکه میشود،فاز دوم :قدرت افزایش پیدا میکنه نظام و قانون فعال میشه ،الف تبدیل به قربانی میشه.
فاز سوم:خشونت اعمال میشه و بازتاب میشه،الف همزمان هم قربانی هم عامل خشونت میشه
فاز چهارم:سیستم الف را جذب میکند یا سیستم با الف ادغام میشن
فاز پنجم:فقط آثار و ردپای الف باقی میمونه
الف در حقیقت نقطه ای که در اون سیستم انسان را تبدیل به نقش میکند
سیر رفتاری الف
Agent → Victim → System → Trace
فضای ذهنی آهنگ الف یک فضای خشونتی پارانوئیدی هست
همه چیز داره کنترل میشه،صدا،کاغذ،قلم
این نتورک چی میتونه باشه؟
این نتورک همون فضای سیناپسی هست،فضای مجازی،فیلم های اعتراضات،دایره خشونت
با گفته های قبلیم کنار هم قرار بدیم میفهمیم که چه اتفاقی داره بر روی ایرانی مبارز و جامعه از طریق تکنولوژی می افته
بریم سراغ آهنگ بعدی
تیمارستان دهه شصت
آهنگ فوق العاده شاهکار
در آلبوم شخصیت داستان در نقش منجی غرق میشود هویت اصلی خودش زیر بار شکنجه های روانی تغییر میکند،یعنی سیستم هویت او را تبدیل به منجی میکند،سیستم قدرت از آناتومی روانی شخصیت خبر دارد،روان شخصیت داستان مثل آب هست،آزاد،در آهنگ مهر و رها متوجه ویژگی های شخصیت میشوید،آب نماد آزادی
انعطافپذیری
تحول
رهایی از محدودیت
سازگاری بدون از دست دادن ماهیت
هست،آب در هر ظرفی شکل آن را میگیرد آب نماد آزادی است، چون آزادانه تغییر میکند؛ و نماد ناخودآگاه است، چون مانند احساسات و ذهن ناهشیار، پیوسته، عمیق و سیال است
شخصیت داستان با اینکه ذاتش آزاد هست اما مثل ماه دو جنبهی روشن و تاریک دارد،جنبه تاریک آن توصیف آهنگ الف هست
شخصیت داستان در نقش منجی غرق میشود ،افراد بهش دنده میدهند،حتی خود نویسنده داستان هم بهش دنده میده،شخصیت دچار فروپاشی روانی میشه،آهنگ تیمارستان دهه شصت در مورد موقعی هست که فرد دچار فروپاشی روانی شدید شده،و در حال ریکاوری هست
خط به خطشو هم معنی میکنم.
تیمارستان دهه شصت
آهنگ فوق العاده شاهکار
در آلبوم شخصیت داستان در نقش منجی غرق میشود هویت اصلی خودش زیر بار شکنجه های روانی تغییر میکند،یعنی سیستم هویت او را تبدیل به منجی میکند،سیستم قدرت از آناتومی روانی شخصیت خبر دارد،روان شخصیت داستان مثل آب هست،آزاد،در آهنگ مهر و رها متوجه ویژگی های شخصیت میشوید،آب نماد آزادی
انعطافپذیری
تحول
رهایی از محدودیت
سازگاری بدون از دست دادن ماهیت
هست،آب در هر ظرفی شکل آن را میگیرد آب نماد آزادی است، چون آزادانه تغییر میکند؛ و نماد ناخودآگاه است، چون مانند احساسات و ذهن ناهشیار، پیوسته، عمیق و سیال است
شخصیت داستان با اینکه ذاتش آزاد هست اما مثل ماه دو جنبهی روشن و تاریک دارد،جنبه تاریک آن توصیف آهنگ الف هست
شخصیت داستان در نقش منجی غرق میشود ،افراد بهش دنده میدهند،حتی خود نویسنده داستان هم بهش دنده میده،شخصیت دچار فروپاشی روانی میشه،آهنگ تیمارستان دهه شصت در مورد موقعی هست که فرد دچار فروپاشی روانی شدید شده،و در حال ریکاوری هست
خط به خطشو هم معنی میکنم.
Forwarded from melobot | ربات موزیک ملوبات
Timarestane Dahe 60
Fadaei
اینو در نظر داشته باشید که سیستم قدرت توانایی اینو داره الگو های روانی افراد رو دقیقا در بیاره و مدل کنه و ازش استفاده کنه
NeuroScience pinned «تحلیل آلبوم بر اساس نوروساینس و مدل روانشناختی در مقدمه فدایی توضیح میدهد که دنیایی دقیقا مثل دنیای ما وجود دارد.ولی صحنه اینطور هست فقط کلاغ ها هستن و مترسک کلاغ نماد پیام یا آگاهی هست در حقیقت هر فردی که برای دریافت یا انتقال آگاهی وارد این دنیا میشه میشود…»
melobot | ربات موزیک ملوبات
Fadaei – Timarestane Dahe 60
آهنگ تیمارستان دهه شصت داره از نسلایی حرف میزنه که از طریق قدرت و سایر عوامل مریض شدند،
و دقیقا آهنگ میتونه تجربه افراد زیادی باشه،آمریکا نماد نسلی که مهاجرت براش یک تصویر از زندگی و رویاهاشونه
میگه یه کنجی برا ما درست کردن،ما تو استثماریم،میگه من جهنمو دیدمو حاصل همین جهنمم،حاصل آتیشم،بهشت و اهالیش برام مهم نیستن چون حقیقت این نیست.
آتیش در آهنگ مصلحتی نماد زندگی هم بود،میگفت گل از سنگ بیرون میزنه،کلمه از آتیش
شخصیت به ماه پشت شیشه ضربه میزنه،نماد فاصله بین رویای القا شده و حقیقت.
و دقیقا آهنگ میتونه تجربه افراد زیادی باشه،آمریکا نماد نسلی که مهاجرت براش یک تصویر از زندگی و رویاهاشونه
میگه یه کنجی برا ما درست کردن،ما تو استثماریم،میگه من جهنمو دیدمو حاصل همین جهنمم،حاصل آتیشم،بهشت و اهالیش برام مهم نیستن چون حقیقت این نیست.
آتیش در آهنگ مصلحتی نماد زندگی هم بود،میگفت گل از سنگ بیرون میزنه،کلمه از آتیش
شخصیت به ماه پشت شیشه ضربه میزنه،نماد فاصله بین رویای القا شده و حقیقت.
افرادی که تحت تاثیر سیستم هدایت شدن و تحت عوامل مختلف فروپاشی های روانی رو تجربه کردن
اونجام که قد نمیده عقلت،نفسم میکنه زخمت،میکنن شب تا روز چوب لای چرخت میفروشن شخصیت بت توی جعبه،کنترلت کو از دستت رفته