NeuroScience
اینو ۶ سال پیش نوشتم خیلی مدیتیشن میکردم ولی دور افتادم و دوباره جدیدا شروع کردم،متنش باحاله
هر تجربهای که داشتید توسط ذهن شما شکل گرفته، اکثر ما میتوانیم لیستی تهیه کنیم از اهدافی که میخواهیم به آنها دست یابیم یا مشکلات شخصی که میخواهیم حل کنیم.
اما اهمیت هر کدام از اینها واقعاً چیست؟
هر کدام از اینها را که به سرانجام برسانیم، به ما این نوید و امکان را میدهد که سرانجام در زمان حال آرام بگیریم و احساس خوشبختی کنیم.
این یک امید غلط است. بیشتر ما وقت خودمان را صرف جستجوی خوشبختی و امنیت میکنیم، بدون اینکه هدف اصلی جستجوی خودمان را بپذیریم.
هر یک از ما به دنبال راهی برای بازگشت به زمان حال هستیم.
ما در حال تلاش برای یافتن دلایل کافی هستیم تا اکنون راضی باشیم.
شما زندانی افکارتان هستید
اما اهمیت هر کدام از اینها واقعاً چیست؟
هر کدام از اینها را که به سرانجام برسانیم، به ما این نوید و امکان را میدهد که سرانجام در زمان حال آرام بگیریم و احساس خوشبختی کنیم.
این یک امید غلط است. بیشتر ما وقت خودمان را صرف جستجوی خوشبختی و امنیت میکنیم، بدون اینکه هدف اصلی جستجوی خودمان را بپذیریم.
هر یک از ما به دنبال راهی برای بازگشت به زمان حال هستیم.
ما در حال تلاش برای یافتن دلایل کافی هستیم تا اکنون راضی باشیم.
شما زندانی افکارتان هستید
NeuroScience
Cambridge_Prescriber’s_Guide_in_Psychiatry_Sepehr_Hafizi,_Peter.pdf
اینو یکساله گرفتم و میخونم،در مورد اثرات صفر تا صد دارو های روانپزشکی و نوع چیدن و گایدلاین polypharmacy دارو های روانپزشکی هست،من خودم به صنعت دارو علاقه مندم و خیلی جالبه برام
هرچند اینقدر بعضی جاهاش سنگینه که واقعا نمیتونی تحلیلش کنی ولی تلاشمو میکنم چون میتونه تغییرات بزرگ ایجاد کنه
اولین ترک اسمش مقدمه هست
اول شروع ترک فدایی اعلام میکنه آدم از فروتنی هست که میتونه بزرگی حقیقت رو بفهمه
مدل فعلی داستان،در اینجا یک فرد و شخصیت اصلی مورد هدف قرار میگیرد،حقیقت را میبیند و زودتر از همه از خواب جمعی بیدار میشود ولی نمیتواند زبان مشترکی برای بیان ان پیدا کند.این شخصیت نماد مترسک را دارد،لال است و فقط میبیند
مدل فعلی داستان
شخصیت اصلی = مترسک
در خامی وارد بازی جهان یا بازی آلبوم حق میشود.
توسط تلقینها و هویتها شکل میگیرد.
کمکم متوجه میشود چیزی پشت ظاهر دنیا پنهان است.
به اعماق «کره» (ذهن/آگاهی) میرود.
حقیقتی ناخوشایند را میبیند.
از جمع جدا میشود.
میخواهد هشدار بدهد.
درک نمیشود.
بین مرام و جاکشی باید انتخاب کند.
هنوز فروتن میماند چون مرگ در انتظار همه هست.
اول شروع ترک فدایی اعلام میکنه آدم از فروتنی هست که میتونه بزرگی حقیقت رو بفهمه
مدل فعلی داستان،در اینجا یک فرد و شخصیت اصلی مورد هدف قرار میگیرد،حقیقت را میبیند و زودتر از همه از خواب جمعی بیدار میشود ولی نمیتواند زبان مشترکی برای بیان ان پیدا کند.این شخصیت نماد مترسک را دارد،لال است و فقط میبیند
مدل فعلی داستان
شخصیت اصلی = مترسک
در خامی وارد بازی جهان یا بازی آلبوم حق میشود.
توسط تلقینها و هویتها شکل میگیرد.
کمکم متوجه میشود چیزی پشت ظاهر دنیا پنهان است.
به اعماق «کره» (ذهن/آگاهی) میرود.
حقیقتی ناخوشایند را میبیند.
از جمع جدا میشود.
میخواهد هشدار بدهد.
درک نمیشود.
بین مرام و جاکشی باید انتخاب کند.
هنوز فروتن میماند چون مرگ در انتظار همه هست.
Forwarded from melobot | ربات موزیک ملوبات
Moghaddame
Fadaei
تقریبا اینستاگرام اگر بتونه برآیند رفتاری جامعه یا ذهن جمعی جامعه رو تشخیص بده آیا نمیشه دولت ها از آن برای کنترل جامعه استفاده کنن؟
آیا اینستاگرام میتواند «برآیند رفتاری جامعه» را دربیاورد؟
تا حدی بله.
اگر دادههای بسیار زیاد و متنوع داشته باشد، میتواند روندهای جمعی را با دقت قابلتوجهی مدل کند؛ مثلاً اینکه یک گروه چگونه به یک نوع محتوا واکنش نشان میدهد یا علایقش چگونه در طول زمان تغییر میکند.
اما یک تفاوت مهم وجود دارد:
برای گروههای بزرگ (مثلاً میلیونها نفر)، پیشبینیها معمولاً دقیقتر هستند، چون رفتارهای فردی در میانگین آماری تا حدی هموار میشوند.
برای یک فرد خاص، پیشبینی همیشه با عدمقطعیت همراه است. انسانها میتوانند ناگهان علایقشان را عوض کنند یا رفتاری خلاف الگوهای قبلی نشان دهند.
ببینیم چطور این کار را میکند؟
.اینستاگرام (متعلق به Meta) از یک مدل واحد استفاده نمیکنه؛ بلکه مجموعهای از الگوریتمهای Deep Learning، Recommender Systems، Representation Learning و Reinforcement Learning رو کنار هم قرار داده.
تقریبا روندش اینطوریه:
۱. از هر حرکت تو داده جمع میکنه
فقط لایک مهم نیست.
مواردی مثل:
روی چه پستی مکث کردی (Dwell Time)
چند ثانیه ویدیو رو دیدی
تا آخر دیدی یا نه
اسکرول سریع کردی یا آروم
کامنت خوندی؟
روی پروفایل رفتی؟
ذخیره کردی؟
برای دوستت فرستادی؟
بعد از دیدن اون پست دنبال چه چیز دیگهای گشتی؟
همه اینها سیگنال هستند.
آیا اینستاگرام میتواند «برآیند رفتاری جامعه» را دربیاورد؟
تا حدی بله.
اگر دادههای بسیار زیاد و متنوع داشته باشد، میتواند روندهای جمعی را با دقت قابلتوجهی مدل کند؛ مثلاً اینکه یک گروه چگونه به یک نوع محتوا واکنش نشان میدهد یا علایقش چگونه در طول زمان تغییر میکند.
اما یک تفاوت مهم وجود دارد:
برای گروههای بزرگ (مثلاً میلیونها نفر)، پیشبینیها معمولاً دقیقتر هستند، چون رفتارهای فردی در میانگین آماری تا حدی هموار میشوند.
برای یک فرد خاص، پیشبینی همیشه با عدمقطعیت همراه است. انسانها میتوانند ناگهان علایقشان را عوض کنند یا رفتاری خلاف الگوهای قبلی نشان دهند.
ببینیم چطور این کار را میکند؟
.اینستاگرام (متعلق به Meta) از یک مدل واحد استفاده نمیکنه؛ بلکه مجموعهای از الگوریتمهای Deep Learning، Recommender Systems، Representation Learning و Reinforcement Learning رو کنار هم قرار داده.
تقریبا روندش اینطوریه:
۱. از هر حرکت تو داده جمع میکنه
فقط لایک مهم نیست.
مواردی مثل:
روی چه پستی مکث کردی (Dwell Time)
چند ثانیه ویدیو رو دیدی
تا آخر دیدی یا نه
اسکرول سریع کردی یا آروم
کامنت خوندی؟
روی پروفایل رفتی؟
ذخیره کردی؟
برای دوستت فرستادی؟
بعد از دیدن اون پست دنبال چه چیز دیگهای گشتی؟
همه اینها سیگنال هستند.
۲. از تو یک «بردار شخصیتی» میسازه
فرض کن هر انسان یک نقطه در فضای چند هزار بعدی باشه.
مثلا:
موسیقی رپ = 0.91
نوروساینس = 0.87
فلسفه = 0.82
بدنسازی = 0.55
میم = 0.34
ماشین = 0.08
این اعداد واقعی نیستند، ولی مفهومش اینه که مدل برای هر کاربر یک Embedding Vector میسازه.
همین کار رو برای هر پست هم انجام میده.
بعد فقط فاصله این دو بردار رو اندازه میگیره.
اگر نزدیک باشند:
احتمال نمایش زیاد میشه.
فرض کن هر انسان یک نقطه در فضای چند هزار بعدی باشه.
مثلا:
موسیقی رپ = 0.91
نوروساینس = 0.87
فلسفه = 0.82
بدنسازی = 0.55
میم = 0.34
ماشین = 0.08
این اعداد واقعی نیستند، ولی مفهومش اینه که مدل برای هر کاربر یک Embedding Vector میسازه.
همین کار رو برای هر پست هم انجام میده.
بعد فقط فاصله این دو بردار رو اندازه میگیره.
اگر نزدیک باشند:
احتمال نمایش زیاد میشه.
۳. فقط علایق رو یاد نمیگیره؛ حالت ذهنی رو هم تا حدی حدس میزنه
مثلا ممکنه متوجه بشه:
صبحها علمی میبینی.
شبها موزیک.
بعد از دیدن اخبار، طنز میبینی.
وقتی سه ساعت آنلاین بودی، ویدیوهای کوتاه بیشتر نگهت میدارن.
این یعنی مدل فقط "چی دوست داری" رو یاد نمیگیره.
بلکه یاد میگیره:
در چه وضعیت ذهنی چه چیزی بیشتر توجهت رو جلب میکنه.
مثلا ممکنه متوجه بشه:
صبحها علمی میبینی.
شبها موزیک.
بعد از دیدن اخبار، طنز میبینی.
وقتی سه ساعت آنلاین بودی، ویدیوهای کوتاه بیشتر نگهت میدارن.
این یعنی مدل فقط "چی دوست داری" رو یاد نمیگیره.
بلکه یاد میگیره:
در چه وضعیت ذهنی چه چیزی بیشتر توجهت رو جلب میکنه.
اینستاگرام تقریبا مثل یک مغز هست،مثل مغز پیش بینی میکند
با توجه به میلیاردها نفر که رفتار مشابهی داشتن، احتمال اینکه مثلا داریوش روی این پست ۸ ثانیه بیشتر مکث کنه چقدره؟»
اگر این احتمال بالا باشه، همون پست نمایش داده میشه
با توجه به میلیاردها نفر که رفتار مشابهی داشتن، احتمال اینکه مثلا داریوش روی این پست ۸ ثانیه بیشتر مکث کنه چقدره؟»
اگر این احتمال بالا باشه، همون پست نمایش داده میشه
اینستاگرام چیزی شبیه مدل مغز
جالب اینجاست که از دید نوروساینس، این سیستم تا حدی شبیه مغزه.
مغز هم دائما پیشبینی میکنه.
در نظریه Predictive Processing گفته میشه مغز قبل از اینکه دنیا رو ببینه، درباره آن پیشبینی میکنه و بعد فقط خطاها رو اصلاح میکنه.
الگوریتم اینستاگرام هم همین کار رو انجام میده:
Prediction
↓
تو کلیک کردی؟
↓
بله → وزنها تقویت میشن.
نه → وزنها اصلاح میشن.
تقریبا مثل سیناپسهایی که دائم قویتر یا ضعیفتر میشن.
جالب اینجاست که از دید نوروساینس، این سیستم تا حدی شبیه مغزه.
مغز هم دائما پیشبینی میکنه.
در نظریه Predictive Processing گفته میشه مغز قبل از اینکه دنیا رو ببینه، درباره آن پیشبینی میکنه و بعد فقط خطاها رو اصلاح میکنه.
الگوریتم اینستاگرام هم همین کار رو انجام میده:
Prediction
↓
تو کلیک کردی؟
↓
بله → وزنها تقویت میشن.
نه → وزنها اصلاح میشن.
تقریبا مثل سیناپسهایی که دائم قویتر یا ضعیفتر میشن.
بردار شخصیت منظور چیست؟
این دقیقا یکی از مهمترین مفاهیم یادگیری عمیقه و اتفاقا به نوروساینس هم خیلی نزدیکه. چیزی که اینستاگرام میسازه را معمولا User Embedding یا User Representation میگن.
فرض کن مغز انسان میخواست شخصیت تو رو به یک عدد تبدیل کنه. واضحا نمیتونه بگه:
مثلا داریوش = عاشق نوروساینس.
این خیلی سادهانگارانه است.
در عوض، تو را به هزاران عدد تبدیل میکنه.
مثلا (اعداد کاملا فرضیاند):
[0.42,
-1.17,
2.83,
0.01,
-0.72,
...
2048 عدد]
این بردار ۲۰۴۸ بعدی است.
خود این اعداد هیچ معنی مستقیمی ندارند.
بعد اول ممکنه فکر کنی:
"بعد شماره ۵۱۲ یعنی علاقه به رپ؟"
نه.
تقریبا هیچ بعدی معنی انسانی مشخصی ندارد.
هر بعد ترکیبی از هزاران ویژگی است.
این بردار چطور ساخته میشود؟
فرض کن در یک هفته:
۳۰ دقیقه ویدیو نوروساینس دیدی.
۲۰ دقیقه رپ فارسی.
۵ دقیقه فلسفه.
از فوتبال رد شدی.
روی میمها خندیدی.
چند پست روانپزشکی ذخیره کردی.
دو ساعت شبها آنلاین بودی.
مدل همه این رفتارها را وارد یک شبکه عصبی میکند.
شبکه کمکم یاد میگیرد که این رفتارها معمولا متعلق به چه تیپ کاربری هستند.
در نهایت خروجی شبکه همان بردار است.
رفتارها
↓
شبکه عصبی
↓
Embedding
چرا به آن فضای چندبعدی میگویند؟
فرض کن فقط دو علاقه وجود داشت.
محور افقی:
علاقه به علم
محور عمودی:
علاقه به موسیقی
موسیقی
↑
│
● تو
│
│
─────────────→ علم
ولی دنیا فقط دو ویژگی ندارد.
شاید ده هزار ویژگی وجود داشته باشد.
پس فضای واقعی چیزی شبیه این است:
بعد۱
بعد۲
بعد۳
بعد۴
...
بعد۲۰۴۸
دیگر قابل رسم نیست.
این دقیقا یکی از مهمترین مفاهیم یادگیری عمیقه و اتفاقا به نوروساینس هم خیلی نزدیکه. چیزی که اینستاگرام میسازه را معمولا User Embedding یا User Representation میگن.
فرض کن مغز انسان میخواست شخصیت تو رو به یک عدد تبدیل کنه. واضحا نمیتونه بگه:
مثلا داریوش = عاشق نوروساینس.
این خیلی سادهانگارانه است.
در عوض، تو را به هزاران عدد تبدیل میکنه.
مثلا (اعداد کاملا فرضیاند):
[0.42,
-1.17,
2.83,
0.01,
-0.72,
...
2048 عدد]
این بردار ۲۰۴۸ بعدی است.
خود این اعداد هیچ معنی مستقیمی ندارند.
بعد اول ممکنه فکر کنی:
"بعد شماره ۵۱۲ یعنی علاقه به رپ؟"
نه.
تقریبا هیچ بعدی معنی انسانی مشخصی ندارد.
هر بعد ترکیبی از هزاران ویژگی است.
این بردار چطور ساخته میشود؟
فرض کن در یک هفته:
۳۰ دقیقه ویدیو نوروساینس دیدی.
۲۰ دقیقه رپ فارسی.
۵ دقیقه فلسفه.
از فوتبال رد شدی.
روی میمها خندیدی.
چند پست روانپزشکی ذخیره کردی.
دو ساعت شبها آنلاین بودی.
مدل همه این رفتارها را وارد یک شبکه عصبی میکند.
شبکه کمکم یاد میگیرد که این رفتارها معمولا متعلق به چه تیپ کاربری هستند.
در نهایت خروجی شبکه همان بردار است.
رفتارها
↓
شبکه عصبی
↓
Embedding
چرا به آن فضای چندبعدی میگویند؟
فرض کن فقط دو علاقه وجود داشت.
محور افقی:
علاقه به علم
محور عمودی:
علاقه به موسیقی
موسیقی
↑
│
● تو
│
│
─────────────→ علم
ولی دنیا فقط دو ویژگی ندارد.
شاید ده هزار ویژگی وجود داشته باشد.
پس فضای واقعی چیزی شبیه این است:
بعد۱
بعد۲
بعد۳
بعد۴
...
بعد۲۰۴۸
دیگر قابل رسم نیست.
پستها هم بردار دارند.
مثلا یک پست درباره دوپامین:
[0.38,
-1.20,
2.71,
0.05,
-0.60,
...]
میبینی؟
خیلی شبیه بردار توست.
پس مدل میگوید:
این پست به کاربر نزدیک است.
نمایش بده.
جالبترین قسمت
بردار تو ثابت نیست.
هر ثانیه تغییر میکند.
مثلا اگر یک ماه فقط شطرنج ببینی، کمکم مختصاتت جابهجا میشود.
امروز
●
فردا
●
یک ماه بعد
●
در واقع تو در فضای ۲۰۴۸ بعدی حرکت میکنی.
این خیلی شبیه نورونهای مغز است.
در نوروساینس مفهومی به نام Population Coding وجود دارد.
فرض کن میخواهیم "تصویر یک گربه" را در مغز ذخیره کنیم.
مغز یک نورون مخصوص گربه ندارد.
بلکه مثلا ۵۰ هزار نورون با شدتهای مختلف فعال میشوند.
نورون۱ = 0.9
نورون۲ = 0.1
نورون۳ = 0.6
...
نورون۵۰۰۰۰ = 0.03
ترکیب این فعالیتها مفهوم "گربه" را میسازد.
در شبکههای عصبی هم دقیقا همین اتفاق میافتد.
بردار شخصیت تو، مثل الگوی فعالیت هزاران نورون است؛ نه اینکه هر عدد نماینده یک علاقه خاص باشد.
حالا قسمت عجیب داستان
گاهی مدل چیزهایی را درباره تو "میفهمد" که خودت هنوز متوجهشان نشدهای.
مثلا فرض کن شروع کردهای به دیدن چند ویدیو درباره اعتیاد، بعد چند مقاله درباره تصویربرداری مغزی، بعد چند پست برنامهنویسی پایتون.
ممکن است خودت هنوز نگویی: «من به نوروایمجینگ علاقهمند شدهام.»
اما مدل میبیند که هزاران نفر قبل از تو همین مسیر را طی کردهاند و بعد به محتوای نوروایمجینگ علاقه نشان دادهاند. بنابراین قبل از اینکه خودت این علاقه را آگاهانه تشخیص بدهی، شروع میکند چنین پستهایی را به تو پیشنهاد دادن
مثلا یک پست درباره دوپامین:
[0.38,
-1.20,
2.71,
0.05,
-0.60,
...]
میبینی؟
خیلی شبیه بردار توست.
پس مدل میگوید:
این پست به کاربر نزدیک است.
نمایش بده.
جالبترین قسمت
بردار تو ثابت نیست.
هر ثانیه تغییر میکند.
مثلا اگر یک ماه فقط شطرنج ببینی، کمکم مختصاتت جابهجا میشود.
امروز
●
فردا
●
یک ماه بعد
●
در واقع تو در فضای ۲۰۴۸ بعدی حرکت میکنی.
این خیلی شبیه نورونهای مغز است.
در نوروساینس مفهومی به نام Population Coding وجود دارد.
فرض کن میخواهیم "تصویر یک گربه" را در مغز ذخیره کنیم.
مغز یک نورون مخصوص گربه ندارد.
بلکه مثلا ۵۰ هزار نورون با شدتهای مختلف فعال میشوند.
نورون۱ = 0.9
نورون۲ = 0.1
نورون۳ = 0.6
...
نورون۵۰۰۰۰ = 0.03
ترکیب این فعالیتها مفهوم "گربه" را میسازد.
در شبکههای عصبی هم دقیقا همین اتفاق میافتد.
بردار شخصیت تو، مثل الگوی فعالیت هزاران نورون است؛ نه اینکه هر عدد نماینده یک علاقه خاص باشد.
حالا قسمت عجیب داستان
گاهی مدل چیزهایی را درباره تو "میفهمد" که خودت هنوز متوجهشان نشدهای.
مثلا فرض کن شروع کردهای به دیدن چند ویدیو درباره اعتیاد، بعد چند مقاله درباره تصویربرداری مغزی، بعد چند پست برنامهنویسی پایتون.
ممکن است خودت هنوز نگویی: «من به نوروایمجینگ علاقهمند شدهام.»
اما مدل میبیند که هزاران نفر قبل از تو همین مسیر را طی کردهاند و بعد به محتوای نوروایمجینگ علاقه نشان دادهاند. بنابراین قبل از اینکه خودت این علاقه را آگاهانه تشخیص بدهی، شروع میکند چنین پستهایی را به تو پیشنهاد دادن
هر روز تجاوز میشه خونیه شرت مغزا
نور آبی پلیس میخوره تو چشم قرمزم
ما قاچاقچی ایم لب مرز فکر
نور آبی پلیس میخوره تو چشم قرمزم
ما قاچاقچی ایم لب مرز فکر
از اول به اینستاگرام وصلش کردم چون تمام ویدئو های مربوط و اعتراضات سراسری و صحنه های سرکوب شدید در اینستاگرام پخش میشود و دسترسی و بیننده ها بالا میرود و میتوانند برآیند بردار رفتار شمارو پیش بینی کنن و بخش آمیگدال شمارو فعال میکند حالا میریم ادامه آلبوم حق و میبینیم. برا همون سرکوب قویه ولی مترسک دقیقا چیزیکه اول میبیند مربوط به همین موضوع الگوریتم اینستاگرام هست.
فدایی چندین بار از نماد کره،بعنوان زمین،بعنوان سر ،بعنوان پلتفرم چند بعدی دایره مانند استفاده میکند و میگوید زمین گرده و ما کنج جهانیم
زمین کنج ندارد.آهنگ های بعدی رو مجبورم خط به خط تفسیر کنم تا تصویر نهایی و روایت داستان را بفهمیم
زمین کنج ندارد.آهنگ های بعدی رو مجبورم خط به خط تفسیر کنم تا تصویر نهایی و روایت داستان را بفهمیم