خدایی این ارزشیا وسط بمال بمال سگی تو خیابون جسچر ✌️ نشون میدن😂انگار نوبل گرفتن بیناموسا😂 جمع کنین ناموسا
🌟از لحاظ فیزیولوژیک بر روی مغز در حین جنگ چه اتفاقی می افته و قطع اینترنت چه تاثیری روی روان افراد حین جنگ دارد؟
با توجه به اتفاقات دی ماه و کشتار دسته جمعی مغز ما از قبل وارد سوگ شده بود و حالا در شرایط جنگی مغز ما دارد تروما دست جمعی را تجربه میکند،در این حالت مغز وارد حالت بقا میشود،آمیگدال جهت تشخیص تهدید،ترس بشدت فعال میشود هیپوتالاموس محور HPA Axis(هیپوفیز،هیپوتالاموس آدرنال) رو فعال میکند در نتیجه آدرنالین و کورتیزول ترشح میشود،قشر جلو پیشانی که مسئول منطق ،اخلاق،کنترل تکانه هست برای فعالیت بهینه نیاز به مقدار متوسط آدرنالین و نوراپی نفرین دارد ،اثر نوراپی نفرین و اپی نفرین در قشر جلو پیشانی از منحنی U وارونه پیروی میکند سطح زیاد و کم آن باعث اختلال و مقدار متوسط آن حالت بهینه آن هست،نوراپی نفرین بالا باعث فعال شدن گیرنده های آلفا ۱ و بتا ۱ میشود که باعث باز شدن کانال های پتاسیم و هایپرپولاریزاسیون نورون ها میشود(نورونها خاموش میشوند)در نتیجه سیگنال های شبکه ای ضعیف میشوند و نویز بیشتر از سیگنال میشود و در عمل تصمیم منطق ،کنترل تکانه کمتر میشود و کورتیزول با چسبیدن به گیرنده های گلکوکورتیکوئید باعث کاهش شلیک نورونها میشود که در بلند مدت باعث کاهش تراکم خار های دندریتی و کاهش سیناپس ها میشود که در بلند مدت ساختار فیزیکی شبکه را تضعیف میکند و Top-Bottom Activity کاهش و bottom-up activity بالا میرود.
🛸اما قطعی اینترنت چه تاثیری حین جنگ دارد؟
طبق مقاله https://doi.org/10.1109/ACCESS.2025.3568434
قطعی اینترنت حین جنگ در ۲۰۸۱ نمونه ۷۱ تا ۷۵ درصد افراد را دچار استرس تا استرس شدید کرد،قطعی اینترنت باعث کاهش هماهنگی اجتماعی،احساس انزوا و ابهام میشود.
طبق مقاله https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2019.101226
قطع ارتباط یکی از اصلی ترین محرک های استرس هست در جنگ مردم در ابهام و عدم قطعیت قرار میگیرند،و دنبال چه اتفاقی افتاده؟یا کی به پایان میرسد ؟هستند
https://international-review.icrc.org/articles/how-harmful-information-on-social-media-impacts-people-affected-by-armed-conflict-926?utm_source=chatgpt.com
طبق یافته های این مقاله ،اطلاعات (یا نبود آن) در جنگ:
باعث distress روانی ،تخریب اعتماد اجتماعی میشود ،مغز شروع به پیش بینی خطا میکند ،آمیگدال و هسته آکومبنس فعال میشوند و مغز وارد حالت hypervigilance میشود.
@Stimdate
با توجه به اتفاقات دی ماه و کشتار دسته جمعی مغز ما از قبل وارد سوگ شده بود و حالا در شرایط جنگی مغز ما دارد تروما دست جمعی را تجربه میکند،در این حالت مغز وارد حالت بقا میشود،آمیگدال جهت تشخیص تهدید،ترس بشدت فعال میشود هیپوتالاموس محور HPA Axis(هیپوفیز،هیپوتالاموس آدرنال) رو فعال میکند در نتیجه آدرنالین و کورتیزول ترشح میشود،قشر جلو پیشانی که مسئول منطق ،اخلاق،کنترل تکانه هست برای فعالیت بهینه نیاز به مقدار متوسط آدرنالین و نوراپی نفرین دارد ،اثر نوراپی نفرین و اپی نفرین در قشر جلو پیشانی از منحنی U وارونه پیروی میکند سطح زیاد و کم آن باعث اختلال و مقدار متوسط آن حالت بهینه آن هست،نوراپی نفرین بالا باعث فعال شدن گیرنده های آلفا ۱ و بتا ۱ میشود که باعث باز شدن کانال های پتاسیم و هایپرپولاریزاسیون نورون ها میشود(نورونها خاموش میشوند)در نتیجه سیگنال های شبکه ای ضعیف میشوند و نویز بیشتر از سیگنال میشود و در عمل تصمیم منطق ،کنترل تکانه کمتر میشود و کورتیزول با چسبیدن به گیرنده های گلکوکورتیکوئید باعث کاهش شلیک نورونها میشود که در بلند مدت باعث کاهش تراکم خار های دندریتی و کاهش سیناپس ها میشود که در بلند مدت ساختار فیزیکی شبکه را تضعیف میکند و Top-Bottom Activity کاهش و bottom-up activity بالا میرود.
🛸اما قطعی اینترنت چه تاثیری حین جنگ دارد؟
طبق مقاله https://doi.org/10.1109/ACCESS.2025.3568434
قطعی اینترنت حین جنگ در ۲۰۸۱ نمونه ۷۱ تا ۷۵ درصد افراد را دچار استرس تا استرس شدید کرد،قطعی اینترنت باعث کاهش هماهنگی اجتماعی،احساس انزوا و ابهام میشود.
طبق مقاله https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2019.101226
قطع ارتباط یکی از اصلی ترین محرک های استرس هست در جنگ مردم در ابهام و عدم قطعیت قرار میگیرند،و دنبال چه اتفاقی افتاده؟یا کی به پایان میرسد ؟هستند
https://international-review.icrc.org/articles/how-harmful-information-on-social-media-impacts-people-affected-by-armed-conflict-926?utm_source=chatgpt.com
طبق یافته های این مقاله ،اطلاعات (یا نبود آن) در جنگ:
باعث distress روانی ،تخریب اعتماد اجتماعی میشود ،مغز شروع به پیش بینی خطا میکند ،آمیگدال و هسته آکومبنس فعال میشوند و مغز وارد حالت hypervigilance میشود.
@Stimdate
عملکرد قشر جلو پیشانی میانی medial prefrontal cortex(MPFC) شامل نواحی برادمن 10، 12 و 32 هنوز تا حد زیادی معما باقی مانده است. نظریههای فعلی نشان میدهند که این ناحیه در بازنمایی اطلاعات درونی نقش دارد؛ از جمله دروننگری هیجانی، کنترل دستگاه خودکار بدن (اتونوم)، و حالت پیشفرض پردازش معنایی. شواهد جدید همچنین نشان میدهد که بخشهایی از این ناحیه ممکن است در پردازش پیامدهای پاداش نیز نقش داشته باشند.
در این مطالعه، ما بررسی کردیم که آیا ناحیهای از MPFC هنگام دریافت پاداشهای پولی بهطور ترجیحی فعال میشود یا نه. برای این منظور از وظیفه تأخیر انگیزشی پولی (Monetary Incentive Delay یا MID) بهصورت پارامتریک استفاده شد. دوازده داوطلب سالم در حالی که این تکلیف را انجام میدادند، تحت اسکن تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) قرار گرفتند.
تحلیلهای گروهی نشان داد که در حالی که استریاتوم شکمی (ventral striatum) در زمان انتظار برای پاداش پولی فعال میشود، ناحیهای از MPFC در پاسخ به دریافت واقعی پاداش پولی فعال میشود. بهطور مشخص، تحلیلهای مبتنی بر حجم مورد نظر (volume-of-interest) نشان داد که وقتی داوطلبان پس از انتظار برای بردن ۵ دلار واقعاً ۵ دلار دریافت میکردند، فعالیت MPFC افزایش مییافت؛ اما وقتی پس از انتظار برای بردن ۵ دلار، هیچ پولی دریافت نمیکردند، فعالیت MPFC کاهش مییافت، در مقایسه با شرایطی که هیچ ارزش انگیزشی وجود نداشت.
این یافتهها نشان میدهد که در زمینه پردازش پاداشهای پولی، بخشی از MPFC بهطور ترجیحی پیامدهای پاداشدهنده را دنبال و ثبت میکند.
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/12595181/
@Stimdate
در این مطالعه، ما بررسی کردیم که آیا ناحیهای از MPFC هنگام دریافت پاداشهای پولی بهطور ترجیحی فعال میشود یا نه. برای این منظور از وظیفه تأخیر انگیزشی پولی (Monetary Incentive Delay یا MID) بهصورت پارامتریک استفاده شد. دوازده داوطلب سالم در حالی که این تکلیف را انجام میدادند، تحت اسکن تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) قرار گرفتند.
تحلیلهای گروهی نشان داد که در حالی که استریاتوم شکمی (ventral striatum) در زمان انتظار برای پاداش پولی فعال میشود، ناحیهای از MPFC در پاسخ به دریافت واقعی پاداش پولی فعال میشود. بهطور مشخص، تحلیلهای مبتنی بر حجم مورد نظر (volume-of-interest) نشان داد که وقتی داوطلبان پس از انتظار برای بردن ۵ دلار واقعاً ۵ دلار دریافت میکردند، فعالیت MPFC افزایش مییافت؛ اما وقتی پس از انتظار برای بردن ۵ دلار، هیچ پولی دریافت نمیکردند، فعالیت MPFC کاهش مییافت، در مقایسه با شرایطی که هیچ ارزش انگیزشی وجود نداشت.
این یافتهها نشان میدهد که در زمینه پردازش پاداشهای پولی، بخشی از MPFC بهطور ترجیحی پیامدهای پاداشدهنده را دنبال و ثبت میکند.
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/12595181/
@Stimdate
قصه تنها ترین قامت،کنار اتوبان،تو ژرفا ترین ساعت،تلخ،اما از جنس فرداترین باور،که بلند پروازان سقوط میکنن با دردناک ترین حالت
۶۰ روز خاموشی اینترنت به بهانه امنیت یا تجارت میلیاردی اینترنت؟
در حالی که حدود دو ماه اینترنت را سراسری را به بهانه «امنیت» قطع میکنند، بعد که صداها خاموش شد و راهها بسته، همان چیزی را که قطع کرده بودند، میگذارند پشت ویترین فروش. این دیگر مدیریت بحران نیست؛ مهندسی کمبود است برای ساختن بازار.
🔹اینترنت که حق پایه هر شهروندی است، یکباره تبدیل میشود به امتیاز. عدهای با دسترسی کامل و میلیون ها نفر در محرومیت و پشت درهای بسته. اسمش را هم میگذارند «اینترنت پرو». یعنی اگر پول بدهی و به حلقهی خاص وصل باشی، جهان برایت باز میشود؛ اگر نه، در همان شبکه بسته خواهی ماند.
از آن طرف، بازار سیاه هم جان میگیرد. آیپیهای رانتی، دسترسیهای سفید، کانالهای تلگرامی که قیمتها را با هم تنظیم میکنند تا سقف سود پایین نیاید. یک اقتصاد موازی شکل میگیرد که سوختش محرومیت عمومی است. اول کمبود را تحمیل میکنند، بعد راهحلش را میفروشند.
🔹طنز تلخ ماجرا اینجاست: همان چیزی که باید عمومی و برابر باشد، تبدیل شده به کالای لوکس. «اینترنت طبقاتی» یا «اینترنت پرو» دیگر یک اصطلاح نیست؛ یک مدل عملیاتی است. امروز «پرو»، فردا شاید «پرو-پرو». هر مرحله یک لایه جدید برای خالیکردن جیب مردم و عادیسازی تبعیض!
در حالی که حدود دو ماه اینترنت را سراسری را به بهانه «امنیت» قطع میکنند، بعد که صداها خاموش شد و راهها بسته، همان چیزی را که قطع کرده بودند، میگذارند پشت ویترین فروش. این دیگر مدیریت بحران نیست؛ مهندسی کمبود است برای ساختن بازار.
🔹اینترنت که حق پایه هر شهروندی است، یکباره تبدیل میشود به امتیاز. عدهای با دسترسی کامل و میلیون ها نفر در محرومیت و پشت درهای بسته. اسمش را هم میگذارند «اینترنت پرو». یعنی اگر پول بدهی و به حلقهی خاص وصل باشی، جهان برایت باز میشود؛ اگر نه، در همان شبکه بسته خواهی ماند.
از آن طرف، بازار سیاه هم جان میگیرد. آیپیهای رانتی، دسترسیهای سفید، کانالهای تلگرامی که قیمتها را با هم تنظیم میکنند تا سقف سود پایین نیاید. یک اقتصاد موازی شکل میگیرد که سوختش محرومیت عمومی است. اول کمبود را تحمیل میکنند، بعد راهحلش را میفروشند.
🔹طنز تلخ ماجرا اینجاست: همان چیزی که باید عمومی و برابر باشد، تبدیل شده به کالای لوکس. «اینترنت طبقاتی» یا «اینترنت پرو» دیگر یک اصطلاح نیست؛ یک مدل عملیاتی است. امروز «پرو»، فردا شاید «پرو-پرو». هر مرحله یک لایه جدید برای خالیکردن جیب مردم و عادیسازی تبعیض!
نوع اثر انتقال دهنده های عصبی در قشر جلو پیشانی چگونه است؟
نوروساینتیست خانم amy arensten ایمی آرنستن نظریاتی معتیر در حوزه علوم شناختی ارائه داده اند که چطور هوشیار هوئستاز تا استرس شدید و متوسط چگونه بر قشر جلو پیشانی اثر میگذارند؟برخلاف مناطق عقبی posterior مغز مثل قشر بینایی که با افزایش تحریک بهتر کار میکنند قشر جلو پیشانی بسیار حساس هست
طبق نظریه آرنستن اثر کتکولامین ها در قشر جلو پیشانی از اصل منحنی U وارونه the goldilocks principleپیروی میکند مثلا سطح پایین کتکولامین ها باعث خواب آلودگی و خستگی و غیر فعال شدن قشر جلو پیشانی میشود و در سطح متوسط کتکولامین ها و هوشیاری بهینه قشر جلو پیشانی در اوج قدرت خود کار میکند و در استرس شدید سطح کتکولامین ها ناگهان بالا میرود و قشر جلو پیشانی از مدار خارج میشود.
در مدل آرنستن نوراپی نفرین مسئول تقویت سیگنال است
در حالت بهینه: نوراپینفرین به گیرندههایa2Aمتصل میشود. این گیرندهها باعث بسته شدن کانالهای نشت یونی در دندریتها میشوند و قدرت سیگنال نورونهای PFC را افزایش میدهند. (تمرکز بالا میرود).
در حالت استرس: نوراپینفرین به گیرندههای a1 &B1 متصل میشود که میل ترکیبی کمتری دارند. این کار باعث ضعیف شدن سیگنال و از هم پاشیدن ارتباطات الکتریکی PFC میشود.
دوپامین در قشر جلو پیشانی مسئؤل کاهش نویز یا حذف اطلاعات مزاحم و بی ربط است.
در حالت بهینه: دوپامین به مقدار کافی به گیرندههای D1 متصل میشود. این کار باعث میشود نورونهایی که مربوط به فعالیت فعلی نیستند، خاموش بمانند. (کاهش حواسپرتی).
در حالت استرس: تحریک بیش از حد گیرندههای D1 باعث میشود که حتی نورونهای مفید هم خاموش شوند و PFC دیگر نتواند هیچ اطلاعاتی را نگه دارد.
آرنستن نظریه در مورد اثر استرس بر قشر جلو پیشانی ارائه میکند که the stress switch نام دارد که تفکر به غریزه سوییچ میکند.
وقتی با یک خطر جانی (مثل حمله یک حیوان) روبرو میشوید، وقت ندارید “فکر کنید” یا “برنامهریزی کنید” (کارهای PFC). مغز با بالا بردن شدید NE و DA، قشر جلوی پیشانی را خاموش میکند تا کنترل را به دست بخشهای پایینتر و سریعتر مثل آمیگدال (مرکز ترس) و هستههای قاعدهای (عادات غریزی و مسئول رفتار های حرکتی) بسپارد.در واقع، استرس شما را از یک موجود “متفکر و منطقی” به یک موجود “واکنشی و غریزی” تبدیل میکند.
سرتونین در مدل آرنستن نقش تعدیل کننده را دارد.سرتونین به پایداری سیستم کمک میکند کمبود سرتونین در قشر جلو پیشانی باعث میشود قشر جلو پیشانی به استرس آسیب پذیر تر شود یعنی منحنی U وارونه باریکتر میشود.سرتونین از طریق اثر بر گیرنده 5HT1A اثر مهاری خود را در حین استرس بر آمیگدال میگذارد و اجازه میدهد در شرایط سخت قشر جلو پیشانی بتواند فرماندهی را حفظ کند و رفتار ها منطقی،با برنامه،و ارزیابی همراه باشد.همچنین گیرنده 5HT2A سرتونین تحریکی هست که اگر زیاد تحریک شود ترشح دوپامین را در قشر جلو پیشانی مهار میکند که باعث کاهش انعطاف پذیری شناختی و کندی تفکر میشود.
@Stimdate
نوروساینتیست خانم amy arensten ایمی آرنستن نظریاتی معتیر در حوزه علوم شناختی ارائه داده اند که چطور هوشیار هوئستاز تا استرس شدید و متوسط چگونه بر قشر جلو پیشانی اثر میگذارند؟برخلاف مناطق عقبی posterior مغز مثل قشر بینایی که با افزایش تحریک بهتر کار میکنند قشر جلو پیشانی بسیار حساس هست
طبق نظریه آرنستن اثر کتکولامین ها در قشر جلو پیشانی از اصل منحنی U وارونه the goldilocks principleپیروی میکند مثلا سطح پایین کتکولامین ها باعث خواب آلودگی و خستگی و غیر فعال شدن قشر جلو پیشانی میشود و در سطح متوسط کتکولامین ها و هوشیاری بهینه قشر جلو پیشانی در اوج قدرت خود کار میکند و در استرس شدید سطح کتکولامین ها ناگهان بالا میرود و قشر جلو پیشانی از مدار خارج میشود.
در مدل آرنستن نوراپی نفرین مسئول تقویت سیگنال است
در حالت بهینه: نوراپینفرین به گیرندههایa2Aمتصل میشود. این گیرندهها باعث بسته شدن کانالهای نشت یونی در دندریتها میشوند و قدرت سیگنال نورونهای PFC را افزایش میدهند. (تمرکز بالا میرود).
در حالت استرس: نوراپینفرین به گیرندههای a1 &B1 متصل میشود که میل ترکیبی کمتری دارند. این کار باعث ضعیف شدن سیگنال و از هم پاشیدن ارتباطات الکتریکی PFC میشود.
دوپامین در قشر جلو پیشانی مسئؤل کاهش نویز یا حذف اطلاعات مزاحم و بی ربط است.
در حالت بهینه: دوپامین به مقدار کافی به گیرندههای D1 متصل میشود. این کار باعث میشود نورونهایی که مربوط به فعالیت فعلی نیستند، خاموش بمانند. (کاهش حواسپرتی).
در حالت استرس: تحریک بیش از حد گیرندههای D1 باعث میشود که حتی نورونهای مفید هم خاموش شوند و PFC دیگر نتواند هیچ اطلاعاتی را نگه دارد.
آرنستن نظریه در مورد اثر استرس بر قشر جلو پیشانی ارائه میکند که the stress switch نام دارد که تفکر به غریزه سوییچ میکند.
وقتی با یک خطر جانی (مثل حمله یک حیوان) روبرو میشوید، وقت ندارید “فکر کنید” یا “برنامهریزی کنید” (کارهای PFC). مغز با بالا بردن شدید NE و DA، قشر جلوی پیشانی را خاموش میکند تا کنترل را به دست بخشهای پایینتر و سریعتر مثل آمیگدال (مرکز ترس) و هستههای قاعدهای (عادات غریزی و مسئول رفتار های حرکتی) بسپارد.در واقع، استرس شما را از یک موجود “متفکر و منطقی” به یک موجود “واکنشی و غریزی” تبدیل میکند.
سرتونین در مدل آرنستن نقش تعدیل کننده را دارد.سرتونین به پایداری سیستم کمک میکند کمبود سرتونین در قشر جلو پیشانی باعث میشود قشر جلو پیشانی به استرس آسیب پذیر تر شود یعنی منحنی U وارونه باریکتر میشود.سرتونین از طریق اثر بر گیرنده 5HT1A اثر مهاری خود را در حین استرس بر آمیگدال میگذارد و اجازه میدهد در شرایط سخت قشر جلو پیشانی بتواند فرماندهی را حفظ کند و رفتار ها منطقی،با برنامه،و ارزیابی همراه باشد.همچنین گیرنده 5HT2A سرتونین تحریکی هست که اگر زیاد تحریک شود ترشح دوپامین را در قشر جلو پیشانی مهار میکند که باعث کاهش انعطاف پذیری شناختی و کندی تفکر میشود.
@Stimdate
بخشی از نورولوژی کوالیا و کانشسنس
کوالیا (Qualia) و تجربه آگاهانه نیازمند همکاری شبکههای گسترده مغزی هستند. برای شکلگیری consciousness ابتدا باید سطحی از برانگیختگی عمومی مغز (arousal) وجود داشته باشد. این برانگیختگی توسط سیستم Ascending Reticular Activating System (ARAS) در brainstem، بهویژه تگمنتوم مغز میانی و پل مغزی، حفظ میشود.
نورونهای کولینرژیک و گلوتاماترژیک در brainstem با فعالسازی هستههای intralaminar تالاموس، hypothalamus و basal forebrain باعث activation گسترده کورتکس میشوند. در این فرآیند، شبکههای thalamocortical نقش کلیدی در conscious awareness دارند؛ زیرا تالاموس صرفاً یک relay ساده نیست، بلکه در یکپارچهسازی اطلاعات آگاهانه مشارکت میکند.
بدون arousal، awareness شکل نمیگیرد و بدون awareness تجربه conscious ممکن نیست. آسیب به این شبکهها میتواند منجر به اختلالات consciousness مانند coma، vegetative state و minimally conscious state شود.
از سوی دیگر، پردازشهای قشر پیشپیشانی (prefrontal cortex) تا حد زیادی از hierarchical processing پیروی میکنند؛ یعنی اطلاعات حسی و شناختی بهصورت سلسلهمراتبی پردازش و یکپارچه میشوند.
به نظر میرسد کوالیا صرفاً حاصل فعالیت یک ناحیه خاص نیست، بلکه محصول integration گسترده بین arousal systems، شبکههای thalamocortical و self-model مغز است؛ جایی که اطلاعات نهفقط پردازش، بلکه به تجربه ذهنی و باخبری تبدیل میشوند.
@Stimdate
کوالیا (Qualia) و تجربه آگاهانه نیازمند همکاری شبکههای گسترده مغزی هستند. برای شکلگیری consciousness ابتدا باید سطحی از برانگیختگی عمومی مغز (arousal) وجود داشته باشد. این برانگیختگی توسط سیستم Ascending Reticular Activating System (ARAS) در brainstem، بهویژه تگمنتوم مغز میانی و پل مغزی، حفظ میشود.
نورونهای کولینرژیک و گلوتاماترژیک در brainstem با فعالسازی هستههای intralaminar تالاموس، hypothalamus و basal forebrain باعث activation گسترده کورتکس میشوند. در این فرآیند، شبکههای thalamocortical نقش کلیدی در conscious awareness دارند؛ زیرا تالاموس صرفاً یک relay ساده نیست، بلکه در یکپارچهسازی اطلاعات آگاهانه مشارکت میکند.
بدون arousal، awareness شکل نمیگیرد و بدون awareness تجربه conscious ممکن نیست. آسیب به این شبکهها میتواند منجر به اختلالات consciousness مانند coma، vegetative state و minimally conscious state شود.
از سوی دیگر، پردازشهای قشر پیشپیشانی (prefrontal cortex) تا حد زیادی از hierarchical processing پیروی میکنند؛ یعنی اطلاعات حسی و شناختی بهصورت سلسلهمراتبی پردازش و یکپارچه میشوند.
به نظر میرسد کوالیا صرفاً حاصل فعالیت یک ناحیه خاص نیست، بلکه محصول integration گسترده بین arousal systems، شبکههای thalamocortical و self-model مغز است؛ جایی که اطلاعات نهفقط پردازش، بلکه به تجربه ذهنی و باخبری تبدیل میشوند.
@Stimdate