عقیده میتونه یه ایده باشه،تو نظر بقیه رو میشنوی اگر لای عقاید خودت جاشه ، ببین این لایه واقعیت رو که نظر تو هم محصول یک جمعه.
@Stimdate
@Stimdate
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام من به دوستان عزیزی که تهدید میکنید🤣
❇️سیاست پشت پرده منظور چیست؟
تحلیل اتفاقات افتاده و در حال رخ دادن.
مردم خودجوش(طبق اخبار سینه به سینه پخش شده) اعتراضات را شروع کردند و در روز های اول سیستم جمهوری قتال اسلامی سرکوب کمی انجام داد،قشنگ یک تور برای همه پهن کرد،سپس جمعیت افزایش پیدا کرد،آقای پهلوی فراخوان داد و طرفداران ایشون و نظر برخی جلب شد و سپس سرکوب شدید رخ داد و افراد زیادی عملا به قتل رسیدند،و مردم یا کسانیکه هم شرکت نکردند تحت تاثیر رسانه ای شدن لحظات و روایت های شنیده یا دیده تاثیر پذیرفتند،مغز جامعه را وارد سوگواری،خشم کرد و بخش هیجانی یا آمیگدال و سیستم لیمبیک بطور شدید تاثیر پذیرفتند و فعال شدند و حالا وقت مناسبی شد برای پروپاگاندای سیاست هست تا یک نماد نجات دهنده رو تزریق جریان کنند،و مردم بخاطر وارد شدن داخل لوپ و دام رسانه داره افکارشون جهت میپذیره،سیاست پشت پرده یعنی برنامه ریزی روانی و جهت دهی افکار به اهداف ذهنی سیاستمداران هست،واسه همون میگم جنگ روانی هست ،همینقدر کثیف و پر از زخم برای همه که انقلاب به قیمت خون مردم ،بجاش پُر میشه با رتبه،مقام،و مردم همیشه هیزوم سیاست میشوند.<حضرت عباسی> خیلی سیاست کثیفه.
@Stimdate
تحلیل اتفاقات افتاده و در حال رخ دادن.
مردم خودجوش(طبق اخبار سینه به سینه پخش شده) اعتراضات را شروع کردند و در روز های اول سیستم جمهوری قتال اسلامی سرکوب کمی انجام داد،قشنگ یک تور برای همه پهن کرد،سپس جمعیت افزایش پیدا کرد،آقای پهلوی فراخوان داد و طرفداران ایشون و نظر برخی جلب شد و سپس سرکوب شدید رخ داد و افراد زیادی عملا به قتل رسیدند،و مردم یا کسانیکه هم شرکت نکردند تحت تاثیر رسانه ای شدن لحظات و روایت های شنیده یا دیده تاثیر پذیرفتند،مغز جامعه را وارد سوگواری،خشم کرد و بخش هیجانی یا آمیگدال و سیستم لیمبیک بطور شدید تاثیر پذیرفتند و فعال شدند و حالا وقت مناسبی شد برای پروپاگاندای سیاست هست تا یک نماد نجات دهنده رو تزریق جریان کنند،و مردم بخاطر وارد شدن داخل لوپ و دام رسانه داره افکارشون جهت میپذیره،سیاست پشت پرده یعنی برنامه ریزی روانی و جهت دهی افکار به اهداف ذهنی سیاستمداران هست،واسه همون میگم جنگ روانی هست ،همینقدر کثیف و پر از زخم برای همه که انقلاب به قیمت خون مردم ،بجاش پُر میشه با رتبه،مقام،و مردم همیشه هیزوم سیاست میشوند.<حضرت عباسی> خیلی سیاست کثیفه.
@Stimdate
کاملا اتفاقات افتاده نشون دهنده یک پروپاگاندای گنده از همکاری دولت ها هست.
متاسفانه چیزیکه میبینم اینه مردم اتحاد رو مساوی مشترک شدن در باورها میدونن و در جهتش تلاش میکنن،درصورتیکه اتحاد از اشتراک رنج از یک محرک بیرونی مشخص می آید ،مردم قرار نیست همفکر بشن باید همدرد بشن.
@Stimdate
@Stimdate
ملتی که دیویست سال دویید تو حیاطیکه هیچ جاش نیست آبخوری،فقط یه ناظم داره با سیبیل دالتونی
آزادی مسیر کوتاست ازین قفس تا اون قفس حبس هواست تو قفسه سینه ازین نفس تا اون نفس ،رسالت رسانه ها رنگ کردنه،و هر دولتی پروپاگاندای مخصوص خود را دارد که مردم را جهت دهی میکنن،پشت پرده غول و مافیای بزرگی وجود داره، در این اوضاع پروپاگاندا مشترک چند دولت بخواهد خطوط فکری خاص رو دنبال کنه و القا کنه تا حد بسیاری موفق میشه و ما فقط میتونیم میراث خودمون در تاریخ بزاریم تا تاریخ قضاوت کنه همین.
@Stimdate
@Stimdate
🧠پروپاگاندای رسانه منظور چیست؟از کتاب روانشناسی سیاست انتشارات آکسفورد.
⭐️مطالعات و تحقیقات انجام شده از جامعه و دولت امریکا هست ولی رسالت رسانه ها دستور کار مشخصی دارد.
در نیمهٔ دوم قرن بیستم، ارتباطات جمعی چشمانداز سیاست آمریکا را دگرگون کرده است و بهطور چشمگیری میزان اطلاعات مربوط به امور عمومی را که در اختیار شهروندان عادی قرار دارد افزایش داده است. از طریق کانالهای متعدد—تلویزیون شبکهای، کابلی و ماهوارهای، رادیو، روزنامهها و مجلات، پست عادی و شبانه، پست الکترونیکی، و اینترنت و شبکهٔ جهانی وب—حجم اطلاعات مرتبط با سیاست که در جامعهٔ آمریکا در گردش است بسیار عظیم و رو به افزایش است (لیندبلوم، ۱۹۷۷؛ موتس، ۱۹۹۸؛ پول، ۱۹۸۳)
کلاپر در کتاب آثار ارتباطات جمعی، مروری دقیق و جامع بر یافتههای موجود ارائه داد. او با غربال کردن شواهد به این نتیجه رسید که «ارتباطات جمعی بسیار بیشتر بهعنوان عاملی برای تقویت عمل میکند تا عاملی برای تغییر».کلاپر در کتابش اینگونه بررسی و بیان میکند موضوع من آثار ارتباطات جمعی است؛ یعنی ارتباطاتی که عمدتاً یکسویهاند، از تعداد اندکی ارتباطگر حرفهای به سوی شمار بسیار زیادی از «گیرندگان» آماتور (پول، ۱۹۷۳)
پیچیدگی و مقیاس ایالات متحده تحقق فرماندهی و کنترل ارتباطات عمومی را تقریباً ناممکن میسازد. سیاستگذاری عمومی، در بهترین حالت، تلاشی برای مدیریت توجه شهروندان است. شهروندان نمیتوانند به همهچیز توجه کنند؛ ظرفیت توجه آنان محدود است و در بیشتر مواقع، توجهشان به مسائل خصوصی زندگی روزمره معطوف است. در چنین شرایطی، اینکه چه چیزی وارد میدان توجه عمومی میشود و چه چیزی نادیده گرفته میشود، اهمیتی اساسی دارد.
ارتباطات جمعی از سه مسیر اصلی بر شناخت سیاسی شهروندان اثر میگذارند. نخست، ارتباطات جمعی بر اینکه چه چیزی در سیاست مهم است تأثیر میگذارند. دوم، بر اینکه شهروندان چگونه تصمیم میگیرند که سیاست دربارهٔ چه چیزی است اثر میگذارند. و سوم، ارتباطات جمعی بر اینکه شهروندان چه چیزی را در سیاست ممکن و دستیافتنی میدانند تأثیر میگذارند.
اولین فرآیند رسانه تنظیم دستور کار هست.
❇️تنظیم دستور کار (Agenda Setting)
پژوهشهای مربوط به تنظیم دستور کار نشان دادهاند که برجستگی مسائل در پوشش خبری با برجستگی همان مسائل در ذهن شهروندان همبستگی دارد. هرچه رسانهها بیشتر به مسئلهای بپردازند، احتمال اینکه شهروندان آن را مهم تلقی کنند بیشتر میشود. این اثر نه از طریق اقناع مستقیم، بلکه از طریق تخصیص توجه عمل میکند.
تنظیم دستور کار به شهروندان نمیگوید چه بیندیشند، بلکه به آنها میگوید به چه چیزی بیندیشند. در نتیجه، قدرت آن هم گسترده است و هم محدود: گسترده، زیرا تعیین میکند چه موضوعاتی وارد میدان قضاوت سیاسی شوند؛ و محدود، زیرا دربارهٔ محتوای داوریها حکم مستقیمی صادر نمیکند.
✳️دوم اولویتبندی (Priming)
اولویتبندی زمانی رخ میدهد که توجه رسانهای به برخی مسائل، احتمال استفاده از آن مسائل را بهعنوان معیار داوری دربارهٔ بازیگران سیاسی افزایش میدهد. برای مثال، اگر رسانهها بهطور مداوم بر سیاست خارجی تمرکز کنند، شهروندان هنگام ارزیابی عملکرد رئیسجمهور، بیش از پیش به سیاست خارجی وزن میدهند.
اولویتبندی را میتوان امتداد منطقی تنظیم دستور کار دانست. وقتی مسئلهای برجسته میشود، نهتنها مهم تلقی میشود، بلکه به معیاری آمادهبهدست برای قضاوت سیاسی بدل میگردد. این فرایند اغلب ناخودآگاه است و بدون نیاز به تغییر باورهای بنیادی شهروندان عمل میکند.
❇️سوم چارچوببندی (Framing) و معنا:
در حالی که تنظیم دستور کار و اولویتبندی به تخصیص توجه و وزندهی معیارها میپردازند، چارچوببندی مستقیماً با مسئلهٔ معنا درگیر است. چارچوبها تعیین میکنند که یک مسئله «دربارهٔ چه چیزی» است، چه علل و پیامدهایی دارد، و چه راهحلهایی قابل تصورند.چارچوبها نهتنها اطلاعات را سازماندهی میکنند، بلکه دامنهٔ تفسیرهای ممکن را نیز محدود میسازند. به این معنا،چارچوببندی میتواند عمیقترین و در عین حال پنهانترین شکل تأثیر ارتباطات جمعی باشد.
ادامه دارد ....
@Stimdate
⭐️مطالعات و تحقیقات انجام شده از جامعه و دولت امریکا هست ولی رسالت رسانه ها دستور کار مشخصی دارد.
در نیمهٔ دوم قرن بیستم، ارتباطات جمعی چشمانداز سیاست آمریکا را دگرگون کرده است و بهطور چشمگیری میزان اطلاعات مربوط به امور عمومی را که در اختیار شهروندان عادی قرار دارد افزایش داده است. از طریق کانالهای متعدد—تلویزیون شبکهای، کابلی و ماهوارهای، رادیو، روزنامهها و مجلات، پست عادی و شبانه، پست الکترونیکی، و اینترنت و شبکهٔ جهانی وب—حجم اطلاعات مرتبط با سیاست که در جامعهٔ آمریکا در گردش است بسیار عظیم و رو به افزایش است (لیندبلوم، ۱۹۷۷؛ موتس، ۱۹۹۸؛ پول، ۱۹۸۳)
کلاپر در کتاب آثار ارتباطات جمعی، مروری دقیق و جامع بر یافتههای موجود ارائه داد. او با غربال کردن شواهد به این نتیجه رسید که «ارتباطات جمعی بسیار بیشتر بهعنوان عاملی برای تقویت عمل میکند تا عاملی برای تغییر».کلاپر در کتابش اینگونه بررسی و بیان میکند موضوع من آثار ارتباطات جمعی است؛ یعنی ارتباطاتی که عمدتاً یکسویهاند، از تعداد اندکی ارتباطگر حرفهای به سوی شمار بسیار زیادی از «گیرندگان» آماتور (پول، ۱۹۷۳)
پیچیدگی و مقیاس ایالات متحده تحقق فرماندهی و کنترل ارتباطات عمومی را تقریباً ناممکن میسازد. سیاستگذاری عمومی، در بهترین حالت، تلاشی برای مدیریت توجه شهروندان است. شهروندان نمیتوانند به همهچیز توجه کنند؛ ظرفیت توجه آنان محدود است و در بیشتر مواقع، توجهشان به مسائل خصوصی زندگی روزمره معطوف است. در چنین شرایطی، اینکه چه چیزی وارد میدان توجه عمومی میشود و چه چیزی نادیده گرفته میشود، اهمیتی اساسی دارد.
ارتباطات جمعی از سه مسیر اصلی بر شناخت سیاسی شهروندان اثر میگذارند. نخست، ارتباطات جمعی بر اینکه چه چیزی در سیاست مهم است تأثیر میگذارند. دوم، بر اینکه شهروندان چگونه تصمیم میگیرند که سیاست دربارهٔ چه چیزی است اثر میگذارند. و سوم، ارتباطات جمعی بر اینکه شهروندان چه چیزی را در سیاست ممکن و دستیافتنی میدانند تأثیر میگذارند.
اولین فرآیند رسانه تنظیم دستور کار هست.
❇️تنظیم دستور کار (Agenda Setting)
پژوهشهای مربوط به تنظیم دستور کار نشان دادهاند که برجستگی مسائل در پوشش خبری با برجستگی همان مسائل در ذهن شهروندان همبستگی دارد. هرچه رسانهها بیشتر به مسئلهای بپردازند، احتمال اینکه شهروندان آن را مهم تلقی کنند بیشتر میشود. این اثر نه از طریق اقناع مستقیم، بلکه از طریق تخصیص توجه عمل میکند.
تنظیم دستور کار به شهروندان نمیگوید چه بیندیشند، بلکه به آنها میگوید به چه چیزی بیندیشند. در نتیجه، قدرت آن هم گسترده است و هم محدود: گسترده، زیرا تعیین میکند چه موضوعاتی وارد میدان قضاوت سیاسی شوند؛ و محدود، زیرا دربارهٔ محتوای داوریها حکم مستقیمی صادر نمیکند.
✳️دوم اولویتبندی (Priming)
اولویتبندی زمانی رخ میدهد که توجه رسانهای به برخی مسائل، احتمال استفاده از آن مسائل را بهعنوان معیار داوری دربارهٔ بازیگران سیاسی افزایش میدهد. برای مثال، اگر رسانهها بهطور مداوم بر سیاست خارجی تمرکز کنند، شهروندان هنگام ارزیابی عملکرد رئیسجمهور، بیش از پیش به سیاست خارجی وزن میدهند.
اولویتبندی را میتوان امتداد منطقی تنظیم دستور کار دانست. وقتی مسئلهای برجسته میشود، نهتنها مهم تلقی میشود، بلکه به معیاری آمادهبهدست برای قضاوت سیاسی بدل میگردد. این فرایند اغلب ناخودآگاه است و بدون نیاز به تغییر باورهای بنیادی شهروندان عمل میکند.
❇️سوم چارچوببندی (Framing) و معنا:
در حالی که تنظیم دستور کار و اولویتبندی به تخصیص توجه و وزندهی معیارها میپردازند، چارچوببندی مستقیماً با مسئلهٔ معنا درگیر است. چارچوبها تعیین میکنند که یک مسئله «دربارهٔ چه چیزی» است، چه علل و پیامدهایی دارد، و چه راهحلهایی قابل تصورند.چارچوبها نهتنها اطلاعات را سازماندهی میکنند، بلکه دامنهٔ تفسیرهای ممکن را نیز محدود میسازند. به این معنا،چارچوببندی میتواند عمیقترین و در عین حال پنهانترین شکل تأثیر ارتباطات جمعی باشد.
ادامه دارد ....
@Stimdate
نوروآناتومی مخچه:
مخچه توسط دو تا Fissure(شیار) در سیستم عصبی به سه لُب تقسیم میشود
اولین Fissure مربوط به Primary fissure و دومی مربوط به Postolateral fissure
هست که مخچه را به سه لب قدامی ،خلفی،Flocculondular تقسیم میکند
@Stimdate
مخچه توسط دو تا Fissure(شیار) در سیستم عصبی به سه لُب تقسیم میشود
اولین Fissure مربوط به Primary fissure و دومی مربوط به Postolateral fissure
هست که مخچه را به سه لب قدامی ،خلفی،Flocculondular تقسیم میکند
@Stimdate
✅انواع کارکرد لب های مخچه و عصب های موجود در این ناحیه
🧠لُب قدامی مخچه از طریق عصبSpinocerebellum یا مخچه نخاعی در دو محدوده از دید نیمکره جانبی قرار دارهداخل vermis،اولین Vernal Area و دومی مربوط به Paravernal Area هست هر کدوم بترتیب اطلاعات حسی از تنه،سر،گردن و دومی از اندام های بالا و پایین از آدمک همانکیولس را دارا هستند.
لب خلفی مخچه یا Posterior دارای عصب Cerebrocerebelum هست و لب Flocculonodular از طریق عصب Vestibucerebellum از گوش داخلی پیام دریافت میکند و در نهایت باعث فعالیت تمام لب ها میشود و بهترین گزینه حرکتی به عقده های قاعده ای فرستاده میشود.
فرآیند Neural Sharpeningباعث انتخاب و ارائه بهترین گزینه حرکت از طریق فرآیند مداری میشود بهترین برنامه حرکتی یا یک Blueprint از نقشه حرکتی به عقده های قاعده ای فرستاده میشود تا تسهیل شود و در اختیار قشر حرکتی اولیه و ثانویه کورتکس قرار بگیرد.
@Stimdate
🧠لُب قدامی مخچه از طریق عصبSpinocerebellum یا مخچه نخاعی در دو محدوده از دید نیمکره جانبی قرار دارهداخل vermis،اولین Vernal Area و دومی مربوط به Paravernal Area هست هر کدوم بترتیب اطلاعات حسی از تنه،سر،گردن و دومی از اندام های بالا و پایین از آدمک همانکیولس را دارا هستند.
لب خلفی مخچه یا Posterior دارای عصب Cerebrocerebelum هست و لب Flocculonodular از طریق عصب Vestibucerebellum از گوش داخلی پیام دریافت میکند و در نهایت باعث فعالیت تمام لب ها میشود و بهترین گزینه حرکتی به عقده های قاعده ای فرستاده میشود.
فرآیند Neural Sharpeningباعث انتخاب و ارائه بهترین گزینه حرکت از طریق فرآیند مداری میشود بهترین برنامه حرکتی یا یک Blueprint از نقشه حرکتی به عقده های قاعده ای فرستاده میشود تا تسهیل شود و در اختیار قشر حرکتی اولیه و ثانویه کورتکس قرار بگیرد.
@Stimdate
https://www.nature.com/articles/s42003-025-09442-5
مقدار ظرفیت یا باتری اجتماعی هر فرد یک ریشه زیستی دارد،پژوهشگران پروتئینی به نام SNAP‑47 را معرفی کردهاند که مثل یک ترموستاتِ آمادگی اجتماعی عمل میکند.
سروتونین بیشتر روی «حالوهوای کلی/خلق» اثر دارد، اما طبق این گزارش SNAP‑47 کمک میکند اکسیتوسین داخل مغز بهصورت آهسته و پیوسته آزاد شود؛ همین «رهاسازی آهسته» مغز را برای ارتباط، صمیمیت و تعامل باکیفیت آماده میکند.
وقتی این سیستم خوب کار کند، آدم بازتر، باانگیزهتر و آمادهٔ ارتباط است؛ وقتی درست کار نکند، تعاملهای اجتماعی میتوانند کوتاهتر،کمکیفیتتر یا
خستهکننده/اضطرابآور حس شوند.
نکتهٔ مهم: حرف اصلی مقاله این است که اکسیتوسین فقط به شکل جهشی و سریع آزاد نمیشود؛ یک نوع «تون پایه» (basal tone) هم دارد که زمینهٔ تجربهٔ اجتماعی ما را از قبل تنظیم میکند.
@Stimdate
مقدار ظرفیت یا باتری اجتماعی هر فرد یک ریشه زیستی دارد،پژوهشگران پروتئینی به نام SNAP‑47 را معرفی کردهاند که مثل یک ترموستاتِ آمادگی اجتماعی عمل میکند.
سروتونین بیشتر روی «حالوهوای کلی/خلق» اثر دارد، اما طبق این گزارش SNAP‑47 کمک میکند اکسیتوسین داخل مغز بهصورت آهسته و پیوسته آزاد شود؛ همین «رهاسازی آهسته» مغز را برای ارتباط، صمیمیت و تعامل باکیفیت آماده میکند.
وقتی این سیستم خوب کار کند، آدم بازتر، باانگیزهتر و آمادهٔ ارتباط است؛ وقتی درست کار نکند، تعاملهای اجتماعی میتوانند کوتاهتر،کمکیفیتتر یا
خستهکننده/اضطرابآور حس شوند.
نکتهٔ مهم: حرف اصلی مقاله این است که اکسیتوسین فقط به شکل جهشی و سریع آزاد نمیشود؛ یک نوع «تون پایه» (basal tone) هم دارد که زمینهٔ تجربهٔ اجتماعی ما را از قبل تنظیم میکند.
@Stimdate
Nature
SNAP-47 mediates somatic oxytocin dynamics in hypothalamic neurons
Communications Biology - SNAP-47 drives somatic oxytocin trafficking in hypothalamic neurons. Its loss disrupts OT release, alters synaptic activity, and impairs sociability, uncovering a molecular...
NeuroScience
https://www.nature.com/articles/s42003-025-09442-5 مقدار ظرفیت یا باتری اجتماعی هر فرد یک ریشه زیستی دارد،پژوهشگران پروتئینی به نام SNAP‑47 را معرفی کردهاند که مثل یک ترموستاتِ آمادگی اجتماعی عمل میکند. سروتونین بیشتر روی «حالوهوای کلی/خلق» اثر دارد، اما…
از لحاظ دیدگاه سایبرنتیک Cybernetics ترموستات میتواند خود را خودسازمان دهی کند از طریق فرآیند مقایسه گر ورودی بیرونی و ورودی مرکزی و اجرای فرآیند خروجی و این پروتئین باعث خود تنظیمی اکسی توسین پایه میشود
شواهدی ارائه شده که آزادی بیشتر به بچه در کلاس درس و جنب و جوش بیشتر اثرات مثبت دارد،اینکه به بچهها بگوییم «بیحرکت بنشینید» باعث شکلگیری انضباط نمیشود؛
بلکه خلاقیت را خفه میکند.
شواهد: وقتی به دانشآموزان آزادی داده میشود که روی صندلیشان کمی جنبوجوش داشته باشند و تکان بخورند،
به همان اندازه تمرکز میکنند — و ایدههای خلاقانهتری تولید میکنند.
فعالیت بدنی، چابکی ذهنی را آزاد
میکند.
Adam M. Grant (born August 13, 1981) is an American popular science author, and professor at the Wharton School of the University of Pennsylvania specializing in organizational psychology.
@Stimdate
بلکه خلاقیت را خفه میکند.
شواهد: وقتی به دانشآموزان آزادی داده میشود که روی صندلیشان کمی جنبوجوش داشته باشند و تکان بخورند،
به همان اندازه تمرکز میکنند — و ایدههای خلاقانهتری تولید میکنند.
فعالیت بدنی، چابکی ذهنی را آزاد
میکند.
Adam M. Grant (born August 13, 1981) is an American popular science author, and professor at the Wharton School of the University of Pennsylvania specializing in organizational psychology.
@Stimdate