Forwarded from Radio Gatsby سیاست
صادق باشیم. بخش قابل توجهی از پهلوی ستیزان (جهت دهنده هاشون)، به این علت از پهلوی برای گذار حمایت نمیکنند که مبادا پادشاهی پهلوی برگردد.
آنها میدانند که با نجات ایران با اراده ملت و رهبری پهلوی، اقبال عمومی به پهلوی و پادشاهی، دوچندان میشود. پس این عده اساسا منافع ملی را اولویت اول خود نمیدانند.
آنها میدانند که با نجات ایران با اراده ملت و رهبری پهلوی، اقبال عمومی به پهلوی و پادشاهی، دوچندان میشود. پس این عده اساسا منافع ملی را اولویت اول خود نمیدانند.
Radio Gatsby سیاست
صادق باشیم. بخش قابل توجهی از پهلوی ستیزان (جهت دهنده هاشون)، به این علت از پهلوی برای گذار حمایت نمیکنند که مبادا پادشاهی پهلوی برگردد. آنها میدانند که با نجات ایران با اراده ملت و رهبری پهلوی، اقبال عمومی به پهلوی و پادشاهی، دوچندان میشود. پس این عده اساسا…
آره واقعا بیا صادق باشیم ولی آدم باید با خودش صادق باشه،اول از همه اعتراضات در همه ی سالها کاملا خودجوش شروع شده و در این دو بار اخیر آقای پهلوی و کابینش که از سال ۱۴۰۱ یا حین انقلاب مهسا دارن خار از تن رزا میکَنن میکُنن تن اقاقی، و موج سواری میکنن مشخصه که منافع ملی اصلا براشون مهم نیست و فقط پادشاه کردن رضا پهلوی و به قدرت رسیدن کابینه خودش براشون مهمه و شاهین نجفی مدام آهنگ هایی منتشر میکنه که مربوط به تعمیم و تحمیل سلطنت طلبی به ملت بود،اگر منافع ملی براتون مهمه،چرا هنوز دوره گذار شروع نشده شما شاه شاه میکنید؟حداقل اگر منافع ملی براتون مهمه بزارید ببینید آقای پهلویو کسی آیا به رسمیت میشناسه و دوره گذارو چطوری مدیریت میکنه بعد آهنگ جاوید شاه و مدام سلطنت سلطنت کنید.ولی مثه کبک سرتون زیر برفه تهتون رو به آسمون آبیه.
Radio Gatsby سیاست
صادق باشیم. بخش قابل توجهی از پهلوی ستیزان (جهت دهنده هاشون)، به این علت از پهلوی برای گذار حمایت نمیکنند که مبادا پادشاهی پهلوی برگردد. آنها میدانند که با نجات ایران با اراده ملت و رهبری پهلوی، اقبال عمومی به پهلوی و پادشاهی، دوچندان میشود. پس این عده اساسا…
وقتی طی سلطنت طلبی مغزت فاسد میشه همینه
خواستید بیاید مناظره و گفتگو،واسه شیر سنگه پای جوجه تیغی،استدلالارو میریزم تو حلقومتون هرچقدر گشنه باشید،جوری غرتون میکنم در بیاد کفر صافکار
این سلطنت طلبا مثل خود رضا سس خرسی فکر میکنن کعبه ان ولی امامزاده طاهرن
بحث پهلویو میبندم دیگه و زین پس حرفام در حیطه نوروساینس یا نوروساینس سیاسی هست.
چرا آقای رضا پهلوی کاسه ای زیر نیم کاسه دارد؟
۱.تمام رفتار های دیکتاتوری پدرش را ستایش کرده و شکنجه ها و زندانی و کشتار ساواک و پدرش را بزرگنمایی مطبوعات میداند.و هیچ انتقادی به آنها نکرده است.
۲.هرگز در ایران معاصر یک روز زندگی نکرده و نمیداند چشم انداز سیاسی آزاد جامعه ایران چیست،ولی خود را رهبر مردم ایران میداند،مگر میشود ۵۰ سال در کشوری زندگی نکنی ولی خود را رهبر نوین آن کشور بدانی؟
۳.صرفا در چند سال اخیر ظاهر شده و قبل از آن فعالیت سیاسی موثری نداشته و حتی هیچ دستاورد مناسبی هم جهت باور خود(رهبر ایرانیان)ندارد.
۴.شروع کننده هیچ اعتراضاتی نبوده،بلکه همیشه حین جریان شروع شده اعتراضات شروع به موج سواری کرده.
پایان.
۱.تمام رفتار های دیکتاتوری پدرش را ستایش کرده و شکنجه ها و زندانی و کشتار ساواک و پدرش را بزرگنمایی مطبوعات میداند.و هیچ انتقادی به آنها نکرده است.
۲.هرگز در ایران معاصر یک روز زندگی نکرده و نمیداند چشم انداز سیاسی آزاد جامعه ایران چیست،ولی خود را رهبر مردم ایران میداند،مگر میشود ۵۰ سال در کشوری زندگی نکنی ولی خود را رهبر نوین آن کشور بدانی؟
۳.صرفا در چند سال اخیر ظاهر شده و قبل از آن فعالیت سیاسی موثری نداشته و حتی هیچ دستاورد مناسبی هم جهت باور خود(رهبر ایرانیان)ندارد.
۴.شروع کننده هیچ اعتراضاتی نبوده،بلکه همیشه حین جریان شروع شده اعتراضات شروع به موج سواری کرده.
پایان.
یه عمر تلگرام پرمیوم میخریدیم و از تلگرام حمایت میکردیم حالا استوری برای کسایی که قبلا پرمیوم بودن رو اجازه نمیده،آقای Durove ما این خیانت شمارو یادمون نمیره😅😂
✳️از دید علوم اعصاب، باورهای ایدئولوژیک وقتی شکل میگیرند و تثبیت میشوند که چند سیستم مغزی با هم درگیر شوند:
🧠شبکهٔ پاداش (Dopamine System) که دارای نواحی اصلی زیر هست:
Ventral Striatum استراتیوم شکمی
Nucleus Accumbens هسته آکومبنس
VTA تگمنتوم شکمی
اما در ایدئولوژی چه اتفاقی بر سر نورون های دوپامینرژیک میافتد؟
وقتی فرد با ایدهای ایدئولوژیک مواجه میشود که:
هویت او را تأیید میکند
احساس «درست بودن» یا «برتری اخلاقی» میدهد ،در این حالت دوپامین ترشح میشود
یعنی مغز ایدئولوژی را مثل:
غذا،موفقیت،تأیید اجتماعی پردازش میکند.
در نتیجه: باور ایدئولوژیک پاداشدهنده میشود، نه صرفاً منطقی.
❇️ایدئولوژی باعث فعال شدن متفاوت آمیگدالا و مدار ترس / تهدید میشود
نقش آمیگدالا:
تشخیص «ما در برابر آنها»
حساسیت به تهدید نمادین (دینی، سیاسی، فرهنگی)
افراد با باور ایدئولوژیک سختگیرانه:
پاسخ آمیگدالای قویتری به دیدگاه مخالف نشان میدهند حتی اگر تهدید واقعی وجود نداشته باشد.
در نتیجه:مخالفت فکری را مساوی تهدید زیستی میبیند.و مغز وارد حالت دفاعی میشود
❇️ قشر جلو پیشانی (Prefrontal Cortex)
بهویژه:
DLPFC قشر پشتی جانبی جلو پیشانی
مسئول (تفکر منطقی)
و
vmPFC قشر جلو پیشانی شکمی میانی مسئول (ارزشگذاری اخلاقی)
هستند و یافته های مهمی هست که طبق
مطالعات fMRI نشان دادهاند :
در افراد ایدئولوژیک افراطی
فعالیت قشر جلو پیشانی هنگام مواجهه با شواهد مخالف کاهش مییابد
یعنی:مغز «تحلیل» نمیکند ،بلکه «فیلتر» میکند
✳️شبکه پیش فرض مغز یاDefault Mode Network (DMN) و هویت
شبکه پیش فرض مربوط به:
خودشناسی،روایت شخصی و معنا است
ایدئولوژیها اغلب:
به هویت فرد گره میخورند و پاسخی به سؤال «من کی هستم؟» میدهند
وقتی ایدئولوژی به شبکه پیش فرض وصل میشود:مغز حمله به ایدئولوژی را مساوی با حمله به «خود» میبیند ،به همین دلیل بحث منطقی اغلب بیاثر است.
❇️نوروپلاستیسیته و تکرار
با تکرار از طریق رسانه ،گروه های همفکر و شعارها اتصالات سیناپسی خاص تقویت میشوند:
جمله معروف
Neurons that fire together, wire together
Neurons that fire together, wire together
نورون هایی که به یکدیگر شلیک کنند بهم متصل میشوند
در نتیجه ایدئولوژی به مسیر پیشفرض مغز تبدیل میشود
✳️ایدئولوژی شباهت به اعتیاد دارد (از نظر مغزی)
برخی پژوهشها نشان میدهند:
الگوی مغزی باورهای ایدئولوژیک سخت
شباهتهایی به اعتیاد رفتاری دارد
مثل:
وسوسه یاcraving برای تأیید
اجتناب از اطلاعات متناقض
تحمل (نیاز به افراط بیشتر)
✳️ایدئولوژی باعث اثرات بلندمدت روی مغز میشود مثل:کاهش اضطراب وجودی
افزایش حس معنا و تعلق و انسجام شناختی
به همین دلیل عده ای به آن رو می آورند.
اما از جهتی باعث کاهش انعطاف شناختی
،تضعیف تفکر انتقادی،قطبیشدن پاسخهای هیجانی و افزایش واکنشپذیری آمیگدالا میشود
🧠❇️جمعبندی کوتاه
از دید نوروساینس، ایدئولوژی: فقط «باور» نیست بلکه الگوی پاداش، ترس، هویت و عادت مغزی است.به همین دلیل تغییرش سخت، و دفاع از آن احساسی است
📚 منابع
Kaplan et al., 2016 – The neural representation of political beliefs
Nature Neuroscience
Zamboni et al., 2009 – Neural correlates of ideological thinking
Neuropsychologia
Westen et al., 2006 – The neural basis of motivated reasoning
Journal of Cognitive Neuroscience
Amodio et al., 2007 – Neurocognitive correlates of political ideology
Nature Neuroscience
Jost et al., 2014 – Political ideology and brain structure
Current Opinion in Behavioral Sciences
@Stimdate
🧠شبکهٔ پاداش (Dopamine System) که دارای نواحی اصلی زیر هست:
Ventral Striatum استراتیوم شکمی
Nucleus Accumbens هسته آکومبنس
VTA تگمنتوم شکمی
اما در ایدئولوژی چه اتفاقی بر سر نورون های دوپامینرژیک میافتد؟
وقتی فرد با ایدهای ایدئولوژیک مواجه میشود که:
هویت او را تأیید میکند
احساس «درست بودن» یا «برتری اخلاقی» میدهد ،در این حالت دوپامین ترشح میشود
یعنی مغز ایدئولوژی را مثل:
غذا،موفقیت،تأیید اجتماعی پردازش میکند.
در نتیجه: باور ایدئولوژیک پاداشدهنده میشود، نه صرفاً منطقی.
❇️ایدئولوژی باعث فعال شدن متفاوت آمیگدالا و مدار ترس / تهدید میشود
نقش آمیگدالا:
تشخیص «ما در برابر آنها»
حساسیت به تهدید نمادین (دینی، سیاسی، فرهنگی)
افراد با باور ایدئولوژیک سختگیرانه:
پاسخ آمیگدالای قویتری به دیدگاه مخالف نشان میدهند حتی اگر تهدید واقعی وجود نداشته باشد.
در نتیجه:مخالفت فکری را مساوی تهدید زیستی میبیند.و مغز وارد حالت دفاعی میشود
❇️ قشر جلو پیشانی (Prefrontal Cortex)
بهویژه:
DLPFC قشر پشتی جانبی جلو پیشانی
مسئول (تفکر منطقی)
و
vmPFC قشر جلو پیشانی شکمی میانی مسئول (ارزشگذاری اخلاقی)
هستند و یافته های مهمی هست که طبق
مطالعات fMRI نشان دادهاند :
در افراد ایدئولوژیک افراطی
فعالیت قشر جلو پیشانی هنگام مواجهه با شواهد مخالف کاهش مییابد
یعنی:مغز «تحلیل» نمیکند ،بلکه «فیلتر» میکند
✳️شبکه پیش فرض مغز یاDefault Mode Network (DMN) و هویت
شبکه پیش فرض مربوط به:
خودشناسی،روایت شخصی و معنا است
ایدئولوژیها اغلب:
به هویت فرد گره میخورند و پاسخی به سؤال «من کی هستم؟» میدهند
وقتی ایدئولوژی به شبکه پیش فرض وصل میشود:مغز حمله به ایدئولوژی را مساوی با حمله به «خود» میبیند ،به همین دلیل بحث منطقی اغلب بیاثر است.
❇️نوروپلاستیسیته و تکرار
با تکرار از طریق رسانه ،گروه های همفکر و شعارها اتصالات سیناپسی خاص تقویت میشوند:
جمله معروف
Neurons that fire together, wire together
Neurons that fire together, wire together
نورون هایی که به یکدیگر شلیک کنند بهم متصل میشوند
در نتیجه ایدئولوژی به مسیر پیشفرض مغز تبدیل میشود
✳️ایدئولوژی شباهت به اعتیاد دارد (از نظر مغزی)
برخی پژوهشها نشان میدهند:
الگوی مغزی باورهای ایدئولوژیک سخت
شباهتهایی به اعتیاد رفتاری دارد
مثل:
وسوسه یاcraving برای تأیید
اجتناب از اطلاعات متناقض
تحمل (نیاز به افراط بیشتر)
✳️ایدئولوژی باعث اثرات بلندمدت روی مغز میشود مثل:کاهش اضطراب وجودی
افزایش حس معنا و تعلق و انسجام شناختی
به همین دلیل عده ای به آن رو می آورند.
اما از جهتی باعث کاهش انعطاف شناختی
،تضعیف تفکر انتقادی،قطبیشدن پاسخهای هیجانی و افزایش واکنشپذیری آمیگدالا میشود
🧠❇️جمعبندی کوتاه
از دید نوروساینس، ایدئولوژی: فقط «باور» نیست بلکه الگوی پاداش، ترس، هویت و عادت مغزی است.به همین دلیل تغییرش سخت، و دفاع از آن احساسی است
📚 منابع
Kaplan et al., 2016 – The neural representation of political beliefs
Nature Neuroscience
Zamboni et al., 2009 – Neural correlates of ideological thinking
Neuropsychologia
Westen et al., 2006 – The neural basis of motivated reasoning
Journal of Cognitive Neuroscience
Amodio et al., 2007 – Neurocognitive correlates of political ideology
Nature Neuroscience
Jost et al., 2014 – Political ideology and brain structure
Current Opinion in Behavioral Sciences
@Stimdate
✅مردم ایران در حال حاضر چه گرایش سیاسی دارند؟بر اساس کتاب روانپزشکی کاپلان سادوک ویراست ده به بعد(منبع رانپزشکی دنیا) تمام ویژگی های روانی سیاسی ایرانیان ذکر شده است
همچنین تمام منابع بصورت جزئی را در پست بعدی میگذارم در این متن جا نمیشود.
✅طبق بخش روانشناسی اجتماعی و جمعی
کاپلان معتقد است باورهای سیاسیِ
گسترده در جوامع، اغلب نتیجهٔ:
اضطراب جمعی،تهدیدهای مزمن (فقر، ناامنی، تحقیر تاریخی) و ناتوانی فردی در کنترل زندگی هستند، نه نتیجهٔ تحلیل عقلانیِ سیاست.
در اینجا به اصل مهمی میرسیم:هرچه احساس «بیقدرتی فردی» در جامعه بیشتر رخ دهد تمایل جامعه به سیستم های سیاسی یا نظام های باوری و ایدئولوژیهای اقتدارگرا یا نجاتبخش بیشتر میشود
❇️چه نیازهای روانیای هستند که سیاست آنها را ارضا میکند؟
کاپلان سیاست را نوعی تنظیم هیجانی جمعی میداند.
گرایشهای سیاسی افراد و جوامع پاسخ به این نیازها هستند:
نیاز به امنیت
نیاز به معنا
نیاز به هویت
حتی نیاز به یک «مقصر بیرونی»
مثل:چرا ترامپ نزد و نمیزنه😁
❇️نقش مکانیزمهای دفاعی در تشکیل نظام های سیاسی چیست؟
طبق کاپلان در جوامعی با فشار مزمن (مثل ایران) مکانیزمهای زیر شایع میشوند:
فرافکنی (مشکل از دشمن/غرب/دشمن داخلی است)
دوگانهسازی (خوب مطلق / بد مطلق)
همانندسازی با قدرت (identification with the aggressor)
کاپلان میگوید این فضای باوری سیاسی، بستر مناسبی برای ایدئولوژیهای ساده،یا نظام های اقتدارگرا و شعاری و هیجانی ایجاد میکند.
طبق کاپلان سادوک
۲. ایرانیان به چه گرایش سیاسیای بیشتر تمایل دارند؟ (تحلیل روانپزشکی–فرهنگی)
ایرانیان به «لیبرالیسم کلاسیک» یا «دموکراسی عقلانی» تمایل ذاتی ندارند؛ بلکه به «عدالتخواهی هیجانی + اقتدار پدرسالار» گرایش دارند.
علتش هم بخاطر حکومت جمهوری اسلامی،تروما ها ،سرکوب ها و کشتار ها و اتفاقاتی هست که بر سر ایرانیان آمده و باعث فعال شدن آمیگدال و سیستم لیمبیک شده
و به همین خاطر دلیل تمایل ایرانیان خارج و داخل به سلطنت طلبی و انتخاب رضا پهلوی بعنوان شاه را میتوانید ببینید.
❇️ الگوی غالب روانی–فرهنگی ایران
بر اساس تحلیل کاپلان + مطالعات فرهنگی
نشان میدهد
جامعه ایران تمایل به «قدرت متمرکز نجاتبخش» دارد مثل:
شاه خوب
رهبر عادل
منجی
دولت قوی
اما چرا؟
به علت تاریخ طولانی و بیثباتی ،تجربهٔ ناامنی مزمن و ضعف نهادهای مدنی.
بر این اساس مردم «سیستم» نمیخواهند؛
«آدم قدرتمندِ خوب» میخواهند.
✅ جامعه ایران تمایل به عدالتخواهی هیجانی دارد ، نه عدالت نهادی
در ایران:
عدالت برابر با مجازات است، نه قانون
عدالت برابر با گرفتن حق هست، نه فرآیند
به همین دلیل:
چپگرایی احساسی
پوپولیسم
ضدنخبهگرایی
همیشه جذاب بوده.
✅ جامعه ایران تمایل به تناقض دارد: جامعه ضداقتدار در کلام هستند،اما اقتدارطلب در ناخودآگاه.
ایرانیها میگویند
از دیکتاتوری متنفرند
اما در عمل به ساختارهای سلسلهمراتبی جذب میشوند.
جالبه نه؟
مثل اینکه از جمهوری اسلامی متنفرند اما در عمل تمایل به سلطنت طلبی اقتدارگرا دارند که خود نوعی دیکتاتوریست که به وضوح میبینید.
کاپلان این را ambivalence toward authority مینامد.
ambivalence یعنی:
وجود همزمان تکانههای متضادِ حلنشده نسبت به یک ابژه (اینجا: قدرت)
در مورد authority:
میل به امنیت، نظم، پدر قدرتمند
همراه با خشم، بیاعتمادی و نفرت از سلطه
چیزیکه تمام مردم ایران درگیرش هستند
۴. موجودیت ضعف تفکر نهادی در ایرانیان.
کاپلان تأکید میکند:
جوامعی که «تفکر نهادی» ندارند، سیاست را شخصی، اخلاقی و هیجانی میکنند.
در ایران:
قانون برابر با شخص
نهاد برابر با رهبر
برنامه برابر با شعار هست
جمعبندی کاپلانوار (خیلی مهم)
از دید کاپلان–سادوک:
گرایش سیاسی ایرانیان بیشتر هیجانی است تا شناختی،به همین دلیل الان میخواهند به سلطنت برگردند چیزیکه از آن یکبار عبور کردند و رفتار طرفداران سلطنت طلبان بشدت هیجانی شده که میتوانید ببینید.
طبق کاپلان سیاست ابزار کاهش اضطراب است، نه حل مسئله و در جوامعی مثل ایران
جامعه مستعد:
پوپولیسم
اقتدارگرایی کاریزماتیک
ایدئولوژیهای ساده و مطلقگرا هست
و این زنگ خطر بزرگیست که چرا باید بیشتر دیدگاه سیاسیمان را زیر سوال ببرین
یک نکتهٔ خیلی مهم (تحلیل عمیقتر)
اگر بخواهم دقیقاً با زبان کاپلان بگویم:
ایران جامعهای است که قبل از دموکراسی، نیاز به درمان تروماهای جمعی، یادگیری تفکر نهادی و افزایش تحمل ابهام دارد.
بدون اینها:
هر سیستم «علمی» هم که پیاده شود
یا فرو میریزد
یا به اقتدارگرایی جدید تبدیل میشود
❇️❇️منابع
DSM‑5 & DSM‑5‑TR
بخشها:
Cultural Formulation
Cultural Concepts of Distress
Cultural Formulation Interview (CFI)
ناشر: American Psychiatric Association
سال: 2013 / 2022 (TR)
📄 مقالهٔ رسمی CFI
Lewis-Fernández et al.
@Stimdate
همچنین تمام منابع بصورت جزئی را در پست بعدی میگذارم در این متن جا نمیشود.
✅طبق بخش روانشناسی اجتماعی و جمعی
کاپلان معتقد است باورهای سیاسیِ
گسترده در جوامع، اغلب نتیجهٔ:
اضطراب جمعی،تهدیدهای مزمن (فقر، ناامنی، تحقیر تاریخی) و ناتوانی فردی در کنترل زندگی هستند، نه نتیجهٔ تحلیل عقلانیِ سیاست.
در اینجا به اصل مهمی میرسیم:هرچه احساس «بیقدرتی فردی» در جامعه بیشتر رخ دهد تمایل جامعه به سیستم های سیاسی یا نظام های باوری و ایدئولوژیهای اقتدارگرا یا نجاتبخش بیشتر میشود
❇️چه نیازهای روانیای هستند که سیاست آنها را ارضا میکند؟
کاپلان سیاست را نوعی تنظیم هیجانی جمعی میداند.
گرایشهای سیاسی افراد و جوامع پاسخ به این نیازها هستند:
نیاز به امنیت
نیاز به معنا
نیاز به هویت
حتی نیاز به یک «مقصر بیرونی»
مثل:چرا ترامپ نزد و نمیزنه😁
❇️نقش مکانیزمهای دفاعی در تشکیل نظام های سیاسی چیست؟
طبق کاپلان در جوامعی با فشار مزمن (مثل ایران) مکانیزمهای زیر شایع میشوند:
فرافکنی (مشکل از دشمن/غرب/دشمن داخلی است)
دوگانهسازی (خوب مطلق / بد مطلق)
همانندسازی با قدرت (identification with the aggressor)
کاپلان میگوید این فضای باوری سیاسی، بستر مناسبی برای ایدئولوژیهای ساده،یا نظام های اقتدارگرا و شعاری و هیجانی ایجاد میکند.
طبق کاپلان سادوک
۲. ایرانیان به چه گرایش سیاسیای بیشتر تمایل دارند؟ (تحلیل روانپزشکی–فرهنگی)
ایرانیان به «لیبرالیسم کلاسیک» یا «دموکراسی عقلانی» تمایل ذاتی ندارند؛ بلکه به «عدالتخواهی هیجانی + اقتدار پدرسالار» گرایش دارند.
علتش هم بخاطر حکومت جمهوری اسلامی،تروما ها ،سرکوب ها و کشتار ها و اتفاقاتی هست که بر سر ایرانیان آمده و باعث فعال شدن آمیگدال و سیستم لیمبیک شده
و به همین خاطر دلیل تمایل ایرانیان خارج و داخل به سلطنت طلبی و انتخاب رضا پهلوی بعنوان شاه را میتوانید ببینید.
❇️ الگوی غالب روانی–فرهنگی ایران
بر اساس تحلیل کاپلان + مطالعات فرهنگی
نشان میدهد
جامعه ایران تمایل به «قدرت متمرکز نجاتبخش» دارد مثل:
شاه خوب
رهبر عادل
منجی
دولت قوی
اما چرا؟
به علت تاریخ طولانی و بیثباتی ،تجربهٔ ناامنی مزمن و ضعف نهادهای مدنی.
بر این اساس مردم «سیستم» نمیخواهند؛
«آدم قدرتمندِ خوب» میخواهند.
✅ جامعه ایران تمایل به عدالتخواهی هیجانی دارد ، نه عدالت نهادی
در ایران:
عدالت برابر با مجازات است، نه قانون
عدالت برابر با گرفتن حق هست، نه فرآیند
به همین دلیل:
چپگرایی احساسی
پوپولیسم
ضدنخبهگرایی
همیشه جذاب بوده.
✅ جامعه ایران تمایل به تناقض دارد: جامعه ضداقتدار در کلام هستند،اما اقتدارطلب در ناخودآگاه.
ایرانیها میگویند
از دیکتاتوری متنفرند
اما در عمل به ساختارهای سلسلهمراتبی جذب میشوند.
جالبه نه؟
مثل اینکه از جمهوری اسلامی متنفرند اما در عمل تمایل به سلطنت طلبی اقتدارگرا دارند که خود نوعی دیکتاتوریست که به وضوح میبینید.
کاپلان این را ambivalence toward authority مینامد.
ambivalence یعنی:
وجود همزمان تکانههای متضادِ حلنشده نسبت به یک ابژه (اینجا: قدرت)
در مورد authority:
میل به امنیت، نظم، پدر قدرتمند
همراه با خشم، بیاعتمادی و نفرت از سلطه
چیزیکه تمام مردم ایران درگیرش هستند
۴. موجودیت ضعف تفکر نهادی در ایرانیان.
کاپلان تأکید میکند:
جوامعی که «تفکر نهادی» ندارند، سیاست را شخصی، اخلاقی و هیجانی میکنند.
در ایران:
قانون برابر با شخص
نهاد برابر با رهبر
برنامه برابر با شعار هست
جمعبندی کاپلانوار (خیلی مهم)
از دید کاپلان–سادوک:
گرایش سیاسی ایرانیان بیشتر هیجانی است تا شناختی،به همین دلیل الان میخواهند به سلطنت برگردند چیزیکه از آن یکبار عبور کردند و رفتار طرفداران سلطنت طلبان بشدت هیجانی شده که میتوانید ببینید.
طبق کاپلان سیاست ابزار کاهش اضطراب است، نه حل مسئله و در جوامعی مثل ایران
جامعه مستعد:
پوپولیسم
اقتدارگرایی کاریزماتیک
ایدئولوژیهای ساده و مطلقگرا هست
و این زنگ خطر بزرگیست که چرا باید بیشتر دیدگاه سیاسیمان را زیر سوال ببرین
یک نکتهٔ خیلی مهم (تحلیل عمیقتر)
اگر بخواهم دقیقاً با زبان کاپلان بگویم:
ایران جامعهای است که قبل از دموکراسی، نیاز به درمان تروماهای جمعی، یادگیری تفکر نهادی و افزایش تحمل ابهام دارد.
بدون اینها:
هر سیستم «علمی» هم که پیاده شود
یا فرو میریزد
یا به اقتدارگرایی جدید تبدیل میشود
❇️❇️منابع
DSM‑5 & DSM‑5‑TR
بخشها:
Cultural Formulation
Cultural Concepts of Distress
Cultural Formulation Interview (CFI)
ناشر: American Psychiatric Association
سال: 2013 / 2022 (TR)
📄 مقالهٔ رسمی CFI
Lewis-Fernández et al.
@Stimdate
NeuroScience
✅مردم ایران در حال حاضر چه گرایش سیاسی دارند؟بر اساس کتاب روانپزشکی کاپلان سادوک ویراست ده به بعد(منبع رانپزشکی دنیا) تمام ویژگی های روانی سیاسی ایرانیان ذکر شده است همچنین تمام منابع بصورت جزئی را در پست بعدی میگذارم در این متن جا نمیشود. ✅طبق بخش روانشناسی…
دوستان منابع این گفتگو از کتاب روانپزشکی کاپلان سادوک ویراست ۱۲ هست میتونید مراجعه کنید و بخونید
فصل:
Social Psychiatry / Group Psychology
عناوین داخل فصل:
Authority and Aggression
Dependency and Autonomy
Identification with the Aggressor
Political Psychology / Psychology of Leadership
Charismatic authority
Idealized leader
Regression under threat
فصل:
Defense Mechanisms in Social Context
مفاهیم:
Splitting (خوب مطلق / بد مطلق)
Projection (دشمنسازی)
Moralization of conflict
فصل:
Culture, Society, and Mental Health
ایدهٔ کلیدی:
Institutional thinking vs Personal authority
Societies with weak institutions personalize power
فصل:
Trauma and Society
مفاهیم:
Chronic social trauma
Intergenerational transmission
Collective anxiety
صفحه ها طبق ویراست ۱۲
Volume 1 – Chapter 7: Social Psychiatry pp. 424 – 439
Chapter 8: Culture and Psychiatry pp. 460 – 478
Chapter 9: Group Psychology and Mass Phenomena pp. 505 – 520
Chapter 10: Political Psychology and Leadership pp. 522 – 534
Chapter 11: Trauma, Society, and Historical Memory pp. 535 – 548
Volume 2 – Chapter 36: Defense Mechanisms (Social Context) pp. 3912 – 3925
فصل:
Social Psychiatry / Group Psychology
عناوین داخل فصل:
Authority and Aggression
Dependency and Autonomy
Identification with the Aggressor
Political Psychology / Psychology of Leadership
Charismatic authority
Idealized leader
Regression under threat
فصل:
Defense Mechanisms in Social Context
مفاهیم:
Splitting (خوب مطلق / بد مطلق)
Projection (دشمنسازی)
Moralization of conflict
فصل:
Culture, Society, and Mental Health
ایدهٔ کلیدی:
Institutional thinking vs Personal authority
Societies with weak institutions personalize power
فصل:
Trauma and Society
مفاهیم:
Chronic social trauma
Intergenerational transmission
Collective anxiety
صفحه ها طبق ویراست ۱۲
Volume 1 – Chapter 7: Social Psychiatry pp. 424 – 439
Chapter 8: Culture and Psychiatry pp. 460 – 478
Chapter 9: Group Psychology and Mass Phenomena pp. 505 – 520
Chapter 10: Political Psychology and Leadership pp. 522 – 534
Chapter 11: Trauma, Society, and Historical Memory pp. 535 – 548
Volume 2 – Chapter 36: Defense Mechanisms (Social Context) pp. 3912 – 3925