This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاطمه جان من در فراق تو چه کنم؟
عاشقانه حضرت علی درفراق فاطمه اش..❤️🩹🥀
عاشقانه حضرت علی درفراق فاطمه اش..❤️🩹🥀
😢3❤2😭2
نیایش شبانه با حضرت عشق ❤️❤️
خدایا🙏
به مهربانیت پناه آوردم🙏
و حس داشتنت❤️
پناهگاهی میشود همیشگی
در اوج سختیهایم
روز و شبم را با رحمتت
به خیر بگردان🙏
آمیـــن یا رَبَّ 🙏
نگرانی را به خدا بسپارید
آسوده بخوابید
نگران مشکلاتِ فرداتون نباشید
قبل از اینکه
از دستان شما
کاری برآید
دست های خدا
کار خودش را
خواهد کرد..
فقط
صدایش کن و
از او بخواه.
🌸✨ شبتون خوش و آسوده ✨🌸
خدایا🙏
به مهربانیت پناه آوردم🙏
و حس داشتنت❤️
پناهگاهی میشود همیشگی
در اوج سختیهایم
روز و شبم را با رحمتت
به خیر بگردان🙏
آمیـــن یا رَبَّ 🙏
نگرانی را به خدا بسپارید
آسوده بخوابید
نگران مشکلاتِ فرداتون نباشید
قبل از اینکه
از دستان شما
کاری برآید
دست های خدا
کار خودش را
خواهد کرد..
فقط
صدایش کن و
از او بخواه.
🌸✨ شبتون خوش و آسوده ✨🌸
❤8👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماهیان🐟 🐬🐟
از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند🌊
و چون دریا آرام شد ♦️
خود را اسیر تور صیادان یافتند❗️
در تلاطم های زندگی حکمتی نهفته است♦️
از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد ♥️
نه دریای اطرافمان‼️
شب خوش
از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند🌊
و چون دریا آرام شد ♦️
خود را اسیر تور صیادان یافتند❗️
در تلاطم های زندگی حکمتی نهفته است♦️
از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد ♥️
نه دریای اطرافمان‼️
شب خوش
❤6👍3👏2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منتظر یعنی...
کسی که دلش را خانهتکانی کرده،
شاید امروز مهمان بیاید!
♥️ #امام_صادق_علیهالسلام:
هر کس دوست دارد که در شمارِ یاران حضرت مهدی(عج) باشد، باید سه ویژگی داشته باشد:
🔹منتظر بودن،
🔹با ورع بودن،
🔹اخلاق کریمانه و بزرگوارانه داشتن...
📗کافی، ج۱، ص۳۷۲
#اللهم_عجل_لوليڪ_الفرج🌤
کسی که دلش را خانهتکانی کرده،
شاید امروز مهمان بیاید!
♥️ #امام_صادق_علیهالسلام:
هر کس دوست دارد که در شمارِ یاران حضرت مهدی(عج) باشد، باید سه ویژگی داشته باشد:
🔹منتظر بودن،
🔹با ورع بودن،
🔹اخلاق کریمانه و بزرگوارانه داشتن...
📗کافی، ج۱، ص۳۷۲
#اللهم_عجل_لوليڪ_الفرج🌤
❤2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سه شنبه شب ✨
نسیم جمکرانت میدهد 🕌
شور و نوایی بر دل ما 💕
به حق مادرت زهرا بیا 🙏
بیا تا عقده از دل ها گشاییم🙏
أللَّھُمَ عـجِـلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🙏
نسیم جمکرانت میدهد 🕌
شور و نوایی بر دل ما 💕
به حق مادرت زهرا بیا 🙏
بیا تا عقده از دل ها گشاییم🙏
أللَّھُمَ عـجِـلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🙏
🙏3❤2😢1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مونسِ خستگیِ حیدر خیبر شکنی
تو نباشی چه کسی میدهدم دلداری…
پوریا باقری
تو نباشی چه کسی میدهدم دلداری…
پوریا باقری
❤2😭2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای مادرِ مهربانی، عطرِ نامت، آرامِ دلهای خسته است
تو آینهای از نورِ خدا، که در نگاهت، بهشت معنا میگیرد.
تو آینهای از نورِ خدا، که در نگاهت، بهشت معنا میگیرد.
😭3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایدلبـرعـلیچقــدر زودمیروی🖤🥀
•
#فاطمیه #شهادت_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا #یازهرا
#امیرالمومنین #ایام_فاطمیه
•
#فاطمیه #شهادت_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا #یازهرا
#امیرالمومنین #ایام_فاطمیه
😭4
Zahra
Mahdi Rasouli
😭2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
التماست میکنم بیشتر بمون علی غریبه😭😭💔💔💔
پس از رفتن فاطمه، خانه بیصدا شد؛
گویی نفسهای مدینه هم مکدر ماندهاند.
علی در سکوت شب،
با دیوارهای سوخته درد دل میکرد
و زخم دلش را تنها خدا میدانست.
هر قدم که در خانه برمیداشت،
نبودن فاطمه را بیشتر حس میکرد؛
و تنهاییاش، سنگینتر از تمام غمهای دنیا
بر شانههای او فرود میآمد.
~~~~~~~~
ثواب انتشار سهم شما❤️🩹
بدون لگو هر جایی خواستین استفاده کنین😭😭😭
~~~~~~~~~
#فاطمیه #غم #تنهایی #مولا #علی #یازهرا #یاعلی
پس از رفتن فاطمه، خانه بیصدا شد؛
گویی نفسهای مدینه هم مکدر ماندهاند.
علی در سکوت شب،
با دیوارهای سوخته درد دل میکرد
و زخم دلش را تنها خدا میدانست.
هر قدم که در خانه برمیداشت،
نبودن فاطمه را بیشتر حس میکرد؛
و تنهاییاش، سنگینتر از تمام غمهای دنیا
بر شانههای او فرود میآمد.
ثواب انتشار سهم شما❤️🩹
بدون
#فاطمیه #غم #تنهایی #مولا #علی #یازهرا #یاعلی
😭3❤1
گیف و استیکر
Video
#بخوانید👇🏼💔😭
می روی تنها و من می مانم و این کودکان
بی تو ای دُردانه دلواپس ترینم در جهان
بیکس و بی همدم و بی تکیه گاهم ؛ مهربان ...
التماست می کنم که بازهم پیشم بمان !
من که میدانم تو از من خسته تر هستی .. ولی ...
گر تو هم پا پَس کشی بیچاره می گردد علی
من برای ماندنت هرجور کاری می کنم
هر زمان لب تر کنی خدمتگزاری می کنم
تا ابد اصلاً برایت خانه داری می کنم
باز بر " ترکم نکردن " پافشاری می کنم
ای برایم بال و پَر .. بستی چرا بارِ سفر ...
از علی ابنِ ابیطالب بدی دیدی مگر ؟!
یادِ ایّامی که ما هم اعتباری داشتیم
بی غم از بادِ خزان باغ و بهاری داشتیم
دست در دستِ نبی خوش روزگاری داشتیم
با وفا ما از ازل با هم قراری داشتیم !
خوب می دانم که دردِ سینه ات ناگفتنی ست
صبر کُن قدری عزیزم این زمستان رفتنی ست
کی فراموشم شود عصیانِ آن ولگرد را
از دلم بیرون نرفته آنچه با ما کرد را
باش از سَر بگذرانیم این تبِ پُردرد را
تا مُجازاتش کنم بی غیرتِ نامرد را
نانجیب از هر طریقی بود می زد آتشم
آخر ای زهرا نمی دانی چه زجری می کشم
هر چه میگشتم فقط فریاد بود و دود بود
آتشِ آن شب شبیهِ آتشِ نمرود بود
کوچه ، در ، دیوار را دیدم که خون آلود بود
کوهِ من ! افتادنت از پا برایم زود بود
ذوالفقار ایکاش آن دَم با علی دمساز بود
کاشکی مانندِ خیبر دستِ حیدر باز بود
چادرت را می کشید و زور می زد لعنتی
با غلافش بر تن رنجور می زد لعنتی
ضربه یِ شلّاق را بدجور می زد لعنتی
تا بسوزد بیشتر از دور می زد لعنتی
هر چه می گفتی نزن انگار نه انگار که ...
تا رسید آن لحظه یِ بینِ در و دیوار که ...
با لگد می زد به دَر .. آرام می گفتی علی
داد می زد بی پدر .. آرام می گفتی علی
فاطمه با چشم تَر آرام می گفتی علی
با همان دردِ کمر آرام می گفتی علی
می کُشد آخر مرا این شرمساری فاطمه
رذل می دانست که تو بارداری فاطمه
رفته رفته ناله هایت بی صداتر می شود
تا نگاهت می کنم اشکم رهاتر می شود
هر چه بر سَر می زنم غم بی حیاتر می شود
یک نفر از بینِ ما حاجت رواتر می شود
حیدر از چیزی در این دنیا ندارد واهمه ...
جز هراس از دوریِ تو .. کَلّمینِی فاطمه !
می روی سویِ سما .. اندوه می آید زمین
منزلت عرشِ خدا امّا علی غربت نشین
تشنه ی دیدارِ رویِ توست ختمُ المُرسلین
گهگُداری هم از آنجا زیرِ پایت را ببین !
'می روی جایی که آنجا غم ز دلها می رود'
نور از هر جا که آمد .. باز آنجا می رود
شاعر: #مهران_ساغری
می روی تنها و من می مانم و این کودکان
بی تو ای دُردانه دلواپس ترینم در جهان
بیکس و بی همدم و بی تکیه گاهم ؛ مهربان ...
التماست می کنم که بازهم پیشم بمان !
من که میدانم تو از من خسته تر هستی .. ولی ...
گر تو هم پا پَس کشی بیچاره می گردد علی
من برای ماندنت هرجور کاری می کنم
هر زمان لب تر کنی خدمتگزاری می کنم
تا ابد اصلاً برایت خانه داری می کنم
باز بر " ترکم نکردن " پافشاری می کنم
ای برایم بال و پَر .. بستی چرا بارِ سفر ...
از علی ابنِ ابیطالب بدی دیدی مگر ؟!
یادِ ایّامی که ما هم اعتباری داشتیم
بی غم از بادِ خزان باغ و بهاری داشتیم
دست در دستِ نبی خوش روزگاری داشتیم
با وفا ما از ازل با هم قراری داشتیم !
خوب می دانم که دردِ سینه ات ناگفتنی ست
صبر کُن قدری عزیزم این زمستان رفتنی ست
کی فراموشم شود عصیانِ آن ولگرد را
از دلم بیرون نرفته آنچه با ما کرد را
باش از سَر بگذرانیم این تبِ پُردرد را
تا مُجازاتش کنم بی غیرتِ نامرد را
نانجیب از هر طریقی بود می زد آتشم
آخر ای زهرا نمی دانی چه زجری می کشم
هر چه میگشتم فقط فریاد بود و دود بود
آتشِ آن شب شبیهِ آتشِ نمرود بود
کوچه ، در ، دیوار را دیدم که خون آلود بود
کوهِ من ! افتادنت از پا برایم زود بود
ذوالفقار ایکاش آن دَم با علی دمساز بود
کاشکی مانندِ خیبر دستِ حیدر باز بود
چادرت را می کشید و زور می زد لعنتی
با غلافش بر تن رنجور می زد لعنتی
ضربه یِ شلّاق را بدجور می زد لعنتی
تا بسوزد بیشتر از دور می زد لعنتی
هر چه می گفتی نزن انگار نه انگار که ...
تا رسید آن لحظه یِ بینِ در و دیوار که ...
با لگد می زد به دَر .. آرام می گفتی علی
داد می زد بی پدر .. آرام می گفتی علی
فاطمه با چشم تَر آرام می گفتی علی
با همان دردِ کمر آرام می گفتی علی
می کُشد آخر مرا این شرمساری فاطمه
رذل می دانست که تو بارداری فاطمه
رفته رفته ناله هایت بی صداتر می شود
تا نگاهت می کنم اشکم رهاتر می شود
هر چه بر سَر می زنم غم بی حیاتر می شود
یک نفر از بینِ ما حاجت رواتر می شود
حیدر از چیزی در این دنیا ندارد واهمه ...
جز هراس از دوریِ تو .. کَلّمینِی فاطمه !
می روی سویِ سما .. اندوه می آید زمین
منزلت عرشِ خدا امّا علی غربت نشین
تشنه ی دیدارِ رویِ توست ختمُ المُرسلین
گهگُداری هم از آنجا زیرِ پایت را ببین !
'می روی جایی که آنجا غم ز دلها می رود'
نور از هر جا که آمد .. باز آنجا می رود
شاعر: #مهران_ساغری
❤4🙏2