در بالا می بینیم که سه تابع با نامهای یکسان func را تعریف و صدا زده ایم. درست است که نامها یکسان است اما تعداد آرگومانهای هر تابع با دیگری متفاوت است .
عمل فوق را سربارگذاری توابع گویند یعنی توابعی که دارای نام مشابه هستند ولی در تعداد آرگمانها و ترتیب ورودی آنها با یکدیگر تفاوت دارند. وقتی در تابع main در سطر 11 تابع func صدا زده می شود، کامپایلر با توجه به آرگومانهای آن متوجه می شود که از کدام یک از سربارگذاری تابع استفاده نماید .
عمل فوق را سربارگذاری توابع گویند یعنی توابعی که دارای نام مشابه هستند ولی در تعداد آرگمانها و ترتیب ورودی آنها با یکدیگر تفاوت دارند. وقتی در تابع main در سطر 11 تابع func صدا زده می شود، کامپایلر با توجه به آرگومانهای آن متوجه می شود که از کدام یک از سربارگذاری تابع استفاده نماید .
همچنان که می توان در هنگام تعریف یک متغیر مقدار اولیه ای به آن نسبت داد، می توان در اعلان توابع به آرگومان های آن تابع نیز مقدار اولیه ای داد. در اینصورت اگر در فراخوانی تابع هیچ مقداری ارسال نشود از آن مقدار اولیع استفاده خواهد شد :
include <iostream.h>
#include <conio.h>
int initializefunction(int num = 50);
// int initializefunction(int=50);
void main()
{
cout « "Initialize value is : " « initializefunction();
cout « "Passed value is : " « initializefunction(100);
getch();
}
int initializefunction(int x)
{
return x;
}
#include <conio.h>
int initializefunction(int num = 50);
// int initializefunction(int=50);
void main()
{
cout « "Initialize value is : " « initializefunction();
cout « "Passed value is : " « initializefunction(100);
getch();
}
int initializefunction(int x)
{
return x;
}
خوب همانطور که ملاحظه می کنید تابعی را بنام initializefunction که دارای یک آرگومان از نوع int است ومقداری از نوع int را هم برمی گرداند را در سطر 4 از برنامه بالا اعلان کردیم. به آرگومان تابع دقت نمایید که مقدار اولیه 50 را دریافت می کند. این عمل باعث می شود اگر در فراخوانی تابع مقداری به آن ارسال نشود از همین مقدار 50 بعنوان مقدار پیش فرض استفاده نماید مانند سطر 9 واگر هم مقداری برایش ارسال شد، مقدار پیش فرض را در نظر نگرفته و مقدار ارسالی را لحاظ می کند مانند سطر 10 .
در سطر 5 از برنامه هم روش تعریفی دیگری را مشاهده می کنید که بصورت توضیح آمده است. از هر دو صورت می توان استفاده نمود .
در سطر 5 از برنامه هم روش تعریفی دیگری را مشاهده می کنید که بصورت توضیح آمده است. از هر دو صورت می توان استفاده نمود .
توابع بازگشتی توابعی هستند که در درون تعریف خود تابع هم فراخوانی میشوند. هدف از اینکار صرفه جویی در کد نویسی و ایجاد خلاقیت است. به این نکته توجه داشته باشید که حتما شرطی برای تابع بازگشتی باید وجود داشته باشد تا برنامه به درستی اجرا شود و نتایج خواسته شده از تابع بدست آید و اگر این مورد رعایت نشود تابع بینهایت بار فراخوانی شده و هیچ وقت برنامه به پایان نمی رسد .
در مورد توابع بازگشتی باید چندین نکته را رعایت کنید :
الف) غیر از اینکه تابع بازگشتی را در تابع main فراخوانی می کنیم باید در درون تعریف خود تابع بازگشتی هم آنرا فراخوانی کنیم.
ب) قبل از فراخوانی تابع بازگشتی خود در تعریف تابع، باید شرطی را برقرار سازیم که پس از طی روال مشخصی فراخوانی به پایان برسد .
پ) در فراخوانی تابع بازگشتی در خود تابع، یکی از پارامترها باید تغییر نماید حال زیاد شود یا کم یا ... و این بسته به نیاز تابع خواهد بود .
ج) هر تابعی را نمی توان بصورت بازگشتی نوشت مگر اینکه رابطه منطقی و ریاضی در این مورد برای آن پیدا کنیم .
ه) یک تابع بازگشتی باید دارای نوع برگشتی باشد وحداقل یک پارامتر ورودی داشته باشد .
الف) غیر از اینکه تابع بازگشتی را در تابع main فراخوانی می کنیم باید در درون تعریف خود تابع بازگشتی هم آنرا فراخوانی کنیم.
ب) قبل از فراخوانی تابع بازگشتی خود در تعریف تابع، باید شرطی را برقرار سازیم که پس از طی روال مشخصی فراخوانی به پایان برسد .
پ) در فراخوانی تابع بازگشتی در خود تابع، یکی از پارامترها باید تغییر نماید حال زیاد شود یا کم یا ... و این بسته به نیاز تابع خواهد بود .
ج) هر تابعی را نمی توان بصورت بازگشتی نوشت مگر اینکه رابطه منطقی و ریاضی در این مورد برای آن پیدا کنیم .
ه) یک تابع بازگشتی باید دارای نوع برگشتی باشد وحداقل یک پارامتر ورودی داشته باشد .
می دانیم که برای پیدا کردن فاکتوریل یک عدد باید خود عدد را در عدد قبلی ضرب کرده و حاصل آنرا هم به همین ترتیب در عدد قبلی ضرب و به همین ترتیب ادامه دهیم تا به 1 برسیم. لذا وقتی ضرب اعداد در هم ادامه پیدا می کند که به عد 1 برسیم و این شرط ما خواهد بود وهمینطور می دانیم که فاکتوریل 1 برابر با 1 است .
تنها اختلاف بین زبان C و C++ مبحثی است بنام شی گرایی یا OOP(Object Oriented Programming) که همین مورد کافی است که دنیای نرم افزار شاهد تحول عظیمی در طراحی و پیاده سازی نزم افزارهای کنونی باشد .
بد نیست بدانید که اندیشه شی گرایی در زبان C++ آنقدر قوی است که به جرئت می توان گفت تمامی نرم افزارهای موجود مدیون این دید از برنامه نویسی هستند. اکثر سیستم عامل های رایج مانند Linux, Macintosh, ... بر گرفته از تفکر C++ هستند و Windows را صرفا با C++ و مبانی C نوشته اند .
بد نیست بدانید که اندیشه شی گرایی در زبان C++ آنقدر قوی است که به جرئت می توان گفت تمامی نرم افزارهای موجود مدیون این دید از برنامه نویسی هستند. اکثر سیستم عامل های رایج مانند Linux, Macintosh, ... بر گرفته از تفکر C++ هستند و Windows را صرفا با C++ و مبانی C نوشته اند .