همینطور باید ورودیهای تابع را نیز مشخص کنیم که در اصطلاح برنامه نویسی به این ورودیها، پارامترهای تابع گفته می شود. اگر تابع بیش از یک پارامتر داشته باشد باید آنها را با استفاده از کاما از یکدیگر جدا نماییم و اگر تابع پارامتری نداشت از کلمه void استفاده می کنیم. بخاطر داشته باشید که قبل از نام هر پارامتر باید نوع آنرا مشخص نماییم و بدانیم که کامپایلر هیچ متغیری بدون نوع را قبول نکرده و در صورت برخورد با این مورد از برنامه خطا می گیرد و در نتیجه برنامه را اجرا نخواهد کرد .
و در نهایت دستورات تابع را در بلوکی از آکولاد قرار می دهیم که به این دستورات بدنه تابع گفته می شود و در واقع عملکرد تابع را تعریف می کند .
و در نهایت دستورات تابع را در بلوکی از آکولاد قرار می دهیم که به این دستورات بدنه تابع گفته می شود و در واقع عملکرد تابع را تعریف می کند .
در برنامه نویسی برای اینکه به کامپایلر وجود تابع یا توابعی را اطلاع دهیم باید آنرا اعلان کنیم که اینکار را قبل از تابع main و بعد از فایلهای سرآیند برنامه انجام خواهیم داد .
در اعلان (الگو) توابع باید نوع برگشتی، تمامی پارامترها بهمراه نوعشان و نام تابع را بیان نماییم. نام، نوع برگشتی و نوع پارامترها باید کاملا مطابق با موارد متناظر در تعریف تابع باشند، اما لازم نیست که نام پارامترها شبیه به نامهای تعریف تابع باشد .
در نهایت باید در درون برنامه خود، تابع را صدا بزنیم که به اینکار فراخوانی توابع گفته می شود .
در فراخوانی توابع باید نام تابع و نام پارامترها را بیان کنیم که در اینجا به نام پارامترها، آرگومانهای تابع گفته می شود و دیگر نباید نوع آرگومانها را ذکر کنیم. در مورد نوع برگشتی تابع دو حالت وجو دارد. اول اینکه اگر بدون نوع برگشتی باشد لازم نیست از void استفاده کنیم و دوم اینکه اگر تابع دارای نوع برگشتی باشد باید آنرا برابر با مقدار متغیر از همان نوع قرار دهیم تا مقدار برگشتی را در متغیر مذکور ریخته و در جای مناسب از آن استفاده نماییم که در آینده به این مورد می پردازیم .
در شکل زیر شمای کلی تابع در برنامه نویسی را می بینید :
در شکل زیر شمای کلی تابع در برنامه نویسی را می بینید :
در بالای تابع main تابع را اعلان می کنیم طوری که نوع بازگشتی و پارامترها با نوعشان و نام تابع را ذکر می کنیم، سپس در خارج از تابع main تابع خود را تعریف کرده که برای اینکار هم باید تمامی انواع ورودی و خروجی بهمراه نامشان و همچنین نام تابع را بنویسیم و دستورات را در آن قرار دهیم و در نهایت در تابع main تابع خود را بدون ذکر انواع فراخوانی نماییم .
کد فوق تابعی را با نام print تعریف می کند که بدون خروجی و ورودی است که در بالای برنامه هم به همین ترتیب اعلان شده است و در فراخوانی آن، چون نوعی ندارد ما آنها را خالی می گذاریم .
کامپایلر اجرای برنامه را از تابع main شروع می کند و در خط بعدی به تابع print برمی خورد که فراخوانی شده است لذا در اینجا از تابع main خارج شده و وارد تابع print می شود. انواع ورودی و خروجی و نامشان را چک کرده و در صورت نبود خطا دستورات را انجام داده تا به انتهای تابع می رسد. در اینجا کامپایلر باز به تابع main برمیگردد و ادامه دستورات را اجرا می کند و در نهایت برنامه خاتمه میابد .
کد فوق تابعی را با نام print تعریف می کند که بدون خروجی و ورودی است که در بالای برنامه هم به همین ترتیب اعلان شده است و در فراخوانی آن، چون نوعی ندارد ما آنها را خالی می گذاریم .
کامپایلر اجرای برنامه را از تابع main شروع می کند و در خط بعدی به تابع print برمی خورد که فراخوانی شده است لذا در اینجا از تابع main خارج شده و وارد تابع print می شود. انواع ورودی و خروجی و نامشان را چک کرده و در صورت نبود خطا دستورات را انجام داده تا به انتهای تابع می رسد. در اینجا کامپایلر باز به تابع main برمیگردد و ادامه دستورات را اجرا می کند و در نهایت برنامه خاتمه میابد .
یکی از مسائل مهمی که در برنامه نویسی به هر زبانی قابل توجه است اینه که تا جایی که میشود سرعت اجرای برنامه را بالا برد و زمان اجرای دستورات به حداقل برسد. پیاده سازی برنامه به کمک توابع، مقداری به زمان اجرای برنامه اضافه می کند هرچند که این زمان بسیار کم و در حد میلی ثانیه است اما باری را بر روی برنامه قرار می دهد و علت این تاخیر زمانی این است که در فراخوانی و اعلان توابع، کامپایلر کپی از تابع مو رد نظر را در حافظه قرار می دهد و در فراخوانی تابع به آدرس مذکور مراجعه می کند و در عین حال آدرس موقعیت توقف دستورات در تابع main را نیز ذخیره می کند که پس از پایان تابع به آدرس قبل برگردد و ادامه دستورات را اجرا کند، در نتیجه این آدرس دهی ها و نقل و انتقالات بین آنها بار زمانی را در برنامه ایجاد می کند که در صورت زیاد بودن توابع در برنامه و تعداد فراخوانیهای لازم زمان قابل توجهی خواهد شد .
برای رفع این مورد و بهینه سازی کدنویسی می توان از توابع inline در برنامه نویسی استفاده کرد. در واقع کامپایلر در برخورد با این توابع تعریف تابع را در حافظه کپی نمی کند بلکه با فراخوانی تابع در برنامه، کپی از آنرا در خود برنامه قرار می دهد که مورد آدرس دهی از میان خواهد رفت. بهتر است در جایی که تعریف تابع کم است و از تابع بیش از 2 یا 3 بار در طول برنامه استفاده نمی کنیم از این روش بهره بگیریم و بدانیم که inline از کلمات کلیدی در زبان C++ است. به نحوه تعریف یک تابع inline در برنامه نویسی C++ دقت کنید :
برای رفع این مورد و بهینه سازی کدنویسی می توان از توابع inline در برنامه نویسی استفاده کرد. در واقع کامپایلر در برخورد با این توابع تعریف تابع را در حافظه کپی نمی کند بلکه با فراخوانی تابع در برنامه، کپی از آنرا در خود برنامه قرار می دهد که مورد آدرس دهی از میان خواهد رفت. بهتر است در جایی که تعریف تابع کم است و از تابع بیش از 2 یا 3 بار در طول برنامه استفاده نمی کنیم از این روش بهره بگیریم و بدانیم که inline از کلمات کلیدی در زبان C++ است. به نحوه تعریف یک تابع inline در برنامه نویسی C++ دقت کنید :
در مورد تابع inline این نکته را باید دانست که تعریف تابع، در درون اعلان همان تابع انجام می شود .
تابع دیگری را می بینیم با نام clrscr که این تابع یک توابع از پیش ساخته شده زبان C++ هست و در فایل سرآیند conio قرار دارد و وظیفه آن پاک کردن صفحه نمایش است .
تابع دیگری را می بینیم با نام clrscr که این تابع یک توابع از پیش ساخته شده زبان C++ هست و در فایل سرآیند conio قرار دارد و وظیفه آن پاک کردن صفحه نمایش است .