Splendid Isolation
52 subscribers
412 photos
3 videos
1 file
9 links
Another typical ordinary concept of Mood swings.
IG: hsessive & aydaesthetic
Download Telegram
Forwarded from خزعبلات یک ذهن مریض
عق زد گوشه‌ی تختش
رو تختی به استفراغِ افکارش، مزیّن شد
#sabixoo
@thistimeimreadytorun
[میگویمت "رفیق" و کسی چیزی
از واژه‌ی رفیق نمیفهمد...]
[- پرواز را نکردی - پر که نداشتی !-]
[- کجاست آغوشی تا که خوب گریه کنی؟!]
[مرا بگیر در آغوش لعنتیت عزیز!
که گریه‌های من از شب بزرگتر شده...]
[بی تو هر چه می بینم
خوابِ توی زندان است
اخم بازجوها و
خنده ی نگهبان است
نیستی و در بغلم
سردی زمستان است]
- فاطمه اختصاری -
[- وقتی تو را رفیق! نخواهم دید]
[- کسی چیزی، از واژه‌ی رفیق نمیفهمد]
[- من به تو، تو به من، که ما در ما]
[- به رگ زدن‌هایم روی خواب خونی تو]
[- به کودکی که به سختی ادامه می‌دهدم]
[- رها کنید در این حسّ لعنتی ما را...]
[- به «هرگز»ت که سؤالی شد و نوشت :«کدام؟»]
[- به بوسه‌های تو در خواب احتمالی من]
[- قسم به من! به همین شاعر تمام شده]
[سقوطِ
تلخِ
زنی که
عذاب وجدان داشت]
Forwarded from Splendid Isolation
[اسمی نداشت، جنس: چه فرقی نمی‌کند
مثل تمام مردم، مشغول کار بود

با خود بلند حرف، غزل، جوک، ترانه، جیغ...
[باور نمی‌کنی چقَدَر خنده‌دار بود!!]

اسمی که نیست بعد شدیداً پیاده شد
انگار به مریضی سختی دچار بود↓

که توی قلب و مغزش و... [او مغز داشت؟!!] خُب...
خب فرض می‌کنیم [که چی؟ که دچار بود؟!]

اسمی که نیست بعدِ پیاده شدن [ببین!
کی گفته که از اوّل قصّه سوار بود؟!]

او ابتدای شعر به این متن آمد و
گرچه بدون اسم، سوار قطار بود]