Splendid Isolation
52 subscribers
412 photos
3 videos
1 file
9 links
Another typical ordinary concept of Mood swings.
IG: hsessive & aydaesthetic
Download Telegram
[سقوطِ
تلخِ
زنی که
عذاب وجدان داشت]
Forwarded from Splendid Isolation
[اسمی نداشت، جنس: چه فرقی نمی‌کند
مثل تمام مردم، مشغول کار بود

با خود بلند حرف، غزل، جوک، ترانه، جیغ...
[باور نمی‌کنی چقَدَر خنده‌دار بود!!]

اسمی که نیست بعد شدیداً پیاده شد
انگار به مریضی سختی دچار بود↓

که توی قلب و مغزش و... [او مغز داشت؟!!] خُب...
خب فرض می‌کنیم [که چی؟ که دچار بود؟!]

اسمی که نیست بعدِ پیاده شدن [ببین!
کی گفته که از اوّل قصّه سوار بود؟!]

او ابتدای شعر به این متن آمد و
گرچه بدون اسم، سوار قطار بود]
[رؤیای «من» مقابل «تو» - تو که نیستی! -]
[- که می‌شود به رگ و پوست، از تو تیغ کشید]
[باید ببخشی که بدم، خیلی «غلط» دارم!
با هر که بودی، باش! خیلی دوستت دارم]
[- از گریه‌ی تمام شده بعدِ چند روز]
[کسی که بود و نبودش همیشه یکسان است
کسی که دوست نبوده، کسی که دشمن نیست]
[- من مرد میشوم و تو مانند زن برقص]
[- شاید میتونستیم برای هم کافی باشیم]
- خونه ، واندایرکشن -
[هری : این برای فیک بودن زیادی واقعیه!]
- Hold On To Me -
[تو تنهاییاتو بزار روو دوش من
صدای تو لالایی میشه توو گوش من]
[- مجنون تویی تویی علّت وجود]
[لویی : تو فقط برای من لبخند بزن و بعد ما از پسِ هر کاری بر میایم.]
- Hold On To Me -
[تیغ :)]
Forwarded from Splendid Isolation
[و نصفه‌ی تیغ خوب است... و قرص چیز بدی نیست]
- سید مهدی موسوی -
[- بکشی دست روی تنهاییَ‌ش... بکشد دست از تو و دنیا...]
[- مثلاً ابر بهارم که ببارم الکی]
#داستان_کوتاه

دست به سینه ایستادم رو‌به‌روش و گفتم:«اما من هیچ منظوری نداشتم»
بند کیفش از روی دوشش ول شد.
- تموم اون کارا و حرفا...
حرفشُ قطع کردم: بی‌منظور بود.
- اما...
+ هیچ منظور خاصی پشتشون نبود.

ناباور زل زد تو چشمام. مرتب اون دو تا تیله‌ی شیشه‌ایشُ بین دو تا چشمام می‌چرخوند. زیپ بیرونی کیفشُ باز کرد و سی‌دی مورد علاقه‌شُ اورد بیرون. اومدم بگم تیله‌های چشمات خوشرنگن؛ به جاش گفتم: «می‌خوای هدیه‌مُ پس بدی؟»
گفت: «می‌خوای دلتُ پس بگیری؟»
- دلم پیش خودمه

+ وقتی آلبوم مورد علاقه‌مُ توو یه بسته‌بندی خوشگل بهم هدیه دادی...
- فقط می‌خواستم خوشحالت کنم.
+ وقتی توو انجمن بعد از اون پیشنهادم تو تنها کسی بودی که ازم دفاع کردی...
- من فقط از نظرم دفاع کردم.
- وقتی یه هفته بیمارستان بودم و تو توو انجام پروژه‌هام کمکم کردی، وقتی همیشه همه‌ی حرفامُ شنیدی و قضاوت نکردی، وقتایی که بهم اعتماد به نفس می‌دادی...
- همیشه، همیشه، همیشه دلم پیش خودم بود.
+ حتی... حتی یه وقتا یه حرفایی می‌زدی که...
محکم و با عصبانیت گفتم: «من هیـــــچ منظوری نداشتم!»

دو تا تیله‌ی شیشه‌ایش، غمناک برق ‌زدن. تلاش‌هاش برای اثبات وجود حسی که می‌گفت بهش دارم بی‌فایده بود. راست می‌گفت. خیلی حرفا بهش زدم. کمترینش تعریف همیشگیم از خوشرنگی تیله‌های نافذش بود. همه چیزی می‌گفتم که تو دلش زلزله راه بندازم، اما همیشه مراقب بودم نگم دوستت دارم. دوست داشتن مثل گل زدنه و اعتراف به دوست داشتن مثل زدن گل به تیم خودت... می‌دونستم وقتی نگم، هر موقع که بخوام، راحت می‌تونم بزنم زیرش..‌. الانم زدم زیرش. زدم زیر دوست داشتن‌هام، زدم زیر تیله‌های عسلیش و پرتشون کردم توو دره‌ی سردرگمی.

می‌دونستم که باور نمی‌کنه. می‌دونستم که توو ذهنش کلی «چرا» دارن چرخ می‌خورن؛ اما خودم هم نمی‌دونستم چرا... فقط می‌دونستم توو‌ این زمونه‌ای که همه گل به خودی می‌زنن، من دلم نمی‌خواد جزو لشکر شکست خورده‌ها باشم...

#آنا_جمشیدی
@cafeparagraph_mag