[نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم
که به روی دوست ماند که برافکند نقابی]
که به روی دوست ماند که برافکند نقابی]
You're Still The One
Larry Stylinson
You're still the one i run to ,
The one that i belong to .
The one that i belong to .
Splendid Isolation
Sia – Breathe Me
[ تنفسم کن | سیا ]
[کمك، دوباره انجامش دادم
بارها و بارها همچین جایی بودم
امروز دوباره به خودم آسیب زدم
و بدترین قسمتشم اونجاست که کسی مقصر نیست
دوستم باش، بگیر منو
تموممکن، در آغوشم بگیر
کوچیك و محتاجم
تموم و تنفسم کن
اوچ باز خودمو گم کردم
خودمو گم کردم و جایی پیدا نمیشم
آره فکر کنم شاید بشکنم
باز خودمو گم کردم و حس خطر دارم]
- @SplendidIsolation ,Translator: @OpenAVein -
[کمك، دوباره انجامش دادم
بارها و بارها همچین جایی بودم
امروز دوباره به خودم آسیب زدم
و بدترین قسمتشم اونجاست که کسی مقصر نیست
دوستم باش، بگیر منو
تموممکن، در آغوشم بگیر
کوچیك و محتاجم
تموم و تنفسم کن
اوچ باز خودمو گم کردم
خودمو گم کردم و جایی پیدا نمیشم
آره فکر کنم شاید بشکنم
باز خودمو گم کردم و حس خطر دارم]
- @SplendidIsolation ,Translator: @OpenAVein -
Splendid Isolation
Halsey – Without Me
[ بدونِ من|هالزی ]
[وقتی پیدات کردم که قلبت شکسته بود
فنجونتو پر کردم تا لبریز شد
خیلی طول کشید تا بتونم نزدیکم نگهت دارم
میترسیدم تنها ولت کنم و برم
گفتم اگه بیوفتی، میگیرمت
و اگه اونا بخندن هم خب گور باباشون
بعد از روی زانوهات برداشتمتو روی پاهات وایسونمدت
که [ بتونی واسه موقعیتای بهتر ] از من سوءِ استفاده کنی
بگو ببینم، نشستن اون بالا چه حسی داره؟
حسابی بالایی ولی خیلی دوری که بغلم کنی
میدونی که خودم به اونجا رسوندمت
اسمت توی آسمون تا حالا تنها شده؟
فکر میکنی میتونی بدون من زندگی کنی
آخه عزیزم من خودم به اونجا رسوندمت و حتی نمیدونم چرا
صدها بار بهت عشق ورزیدم که از افکار شیطانیت فرار کنم
بعد تحت تاثیر افکارت، اونارو تبدیل کردم به افکار خودم
و حتی نفهمیدم چون عشق کورم کرده بود
مجبور نیستی بگی چیکار کردی، خودم میدونم
باید برم و از طریق اونا بفهمم
حالا بگو ببینم چه حسی داره؟]
- @SplendidIsolation ,Translator: @OpenAVein -
[وقتی پیدات کردم که قلبت شکسته بود
فنجونتو پر کردم تا لبریز شد
خیلی طول کشید تا بتونم نزدیکم نگهت دارم
میترسیدم تنها ولت کنم و برم
گفتم اگه بیوفتی، میگیرمت
و اگه اونا بخندن هم خب گور باباشون
بعد از روی زانوهات برداشتمتو روی پاهات وایسونمدت
که [ بتونی واسه موقعیتای بهتر ] از من سوءِ استفاده کنی
بگو ببینم، نشستن اون بالا چه حسی داره؟
حسابی بالایی ولی خیلی دوری که بغلم کنی
میدونی که خودم به اونجا رسوندمت
اسمت توی آسمون تا حالا تنها شده؟
فکر میکنی میتونی بدون من زندگی کنی
آخه عزیزم من خودم به اونجا رسوندمت و حتی نمیدونم چرا
صدها بار بهت عشق ورزیدم که از افکار شیطانیت فرار کنم
بعد تحت تاثیر افکارت، اونارو تبدیل کردم به افکار خودم
و حتی نفهمیدم چون عشق کورم کرده بود
مجبور نیستی بگی چیکار کردی، خودم میدونم
باید برم و از طریق اونا بفهمم
حالا بگو ببینم چه حسی داره؟]
- @SplendidIsolation ,Translator: @OpenAVein -
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
[ خواننده: غوغا تابان ]
- @SplendidIsolation -
- @SplendidIsolation -
Splendid Isolation
[ خواننده: غوغا تابان ] - @SplendidIsolation -
[دم به دم و منزل به منزل دوستت دارم
بر ضد سنتهای قاتل دوستت دارم
تو مومن استی و نمازت بوسههایت است
تو فرق داری، اعتراضت بوسههایت است
از عشق، از امید، از فردا نمیترسی
میبوسمت در بین طالبها نمیترسی
میبوسمت در گوشهی مسجد نمیلرزی
در بین عطر وحشی سنجد… نمیلرزی
میبوسمت در تاکسیها، در خیابانها
میبوسمت بر ضد تکفیر مسلمانها
در بین زخم و خون و تاولها بگیر از لب
در بین شلیک مسلسلها بگیر از لب
میبوسمت در بین بغض و سوگواریها
میبوسیام در دار و گیر انتحاریها
میبوسیام تا لحظهای در آسمان باشیم
در شهر پیر و مردنیشان جوان باشیم
گرچه جوانی تیغِ مانده روی گردن بود
با نالهی ظاهر هویدا گریه کردن بود
تنها به خانه ماندن و تنها سفر کردن
با جیب خالی تا ته دنیا سفر کردن
مانند بغضی زیر باران منفجر گشتن
با «سید قطبی» در خیابان منفجر گشتن
شبها «غزالی» خواندن و خواب بدی دیدن
هر برگ گل را در نگاه مرتدی دیدن
در مدرسه آموختن قتل برادر را
چاقو زدن از پشت، گلهای صنوبر را
شاعر شدن، در حسرتِ با ماه خوابیدن
با «خادم دین رسوالالله» خوابیدن
سهم تو از این شهر تنها ناسپاسی است
هر اشک من یک مهرهی خوب سیاسی است
آرام میآیی بغل میگیرمت آرام
گریه نکن، گریه نکن میمیرمت، آرام
میبوسم اشک جاریِ بر گونههایت را
موی ترا، لبهای خشکت را، صدایت را
با من بگو، یک عمر لب را دوختی ارچند
گریه نکن باغ انارم، سوختی ارچند
غنچه گل نورسته بر روی مزار من!
بر شانهام سر را بمان دار و ندار من
میبوسمت در تاکسیها در خیابانها
میبوسمت ضد غزالیخواندن آنها
میبوسمت در منبر مسجد نمیترسی
هرچند میخوانندمان ملحد، نمیترسی
در بین زخم و خون و تاولها بگیر از لب
در بین شلیک مسلسلها بگیر از لب
میبوسمت در بین بغض و سوگواریها
میبوسیام در دار و گیر انتحاریها
میبوسیام در سوگواریها و محفلها
میبوسمت بر ضد فتواهای قاتلها]
- شعر از رامین مظهر -
- @SplendidIsolation -
بر ضد سنتهای قاتل دوستت دارم
تو مومن استی و نمازت بوسههایت است
تو فرق داری، اعتراضت بوسههایت است
از عشق، از امید، از فردا نمیترسی
میبوسمت در بین طالبها نمیترسی
میبوسمت در گوشهی مسجد نمیلرزی
در بین عطر وحشی سنجد… نمیلرزی
میبوسمت در تاکسیها، در خیابانها
میبوسمت بر ضد تکفیر مسلمانها
در بین زخم و خون و تاولها بگیر از لب
در بین شلیک مسلسلها بگیر از لب
میبوسمت در بین بغض و سوگواریها
میبوسیام در دار و گیر انتحاریها
میبوسیام تا لحظهای در آسمان باشیم
در شهر پیر و مردنیشان جوان باشیم
گرچه جوانی تیغِ مانده روی گردن بود
با نالهی ظاهر هویدا گریه کردن بود
تنها به خانه ماندن و تنها سفر کردن
با جیب خالی تا ته دنیا سفر کردن
مانند بغضی زیر باران منفجر گشتن
با «سید قطبی» در خیابان منفجر گشتن
شبها «غزالی» خواندن و خواب بدی دیدن
هر برگ گل را در نگاه مرتدی دیدن
در مدرسه آموختن قتل برادر را
چاقو زدن از پشت، گلهای صنوبر را
شاعر شدن، در حسرتِ با ماه خوابیدن
با «خادم دین رسوالالله» خوابیدن
سهم تو از این شهر تنها ناسپاسی است
هر اشک من یک مهرهی خوب سیاسی است
آرام میآیی بغل میگیرمت آرام
گریه نکن، گریه نکن میمیرمت، آرام
میبوسم اشک جاریِ بر گونههایت را
موی ترا، لبهای خشکت را، صدایت را
با من بگو، یک عمر لب را دوختی ارچند
گریه نکن باغ انارم، سوختی ارچند
غنچه گل نورسته بر روی مزار من!
بر شانهام سر را بمان دار و ندار من
میبوسمت در تاکسیها در خیابانها
میبوسمت ضد غزالیخواندن آنها
میبوسمت در منبر مسجد نمیترسی
هرچند میخوانندمان ملحد، نمیترسی
در بین زخم و خون و تاولها بگیر از لب
در بین شلیک مسلسلها بگیر از لب
میبوسمت در بین بغض و سوگواریها
میبوسیام در دار و گیر انتحاریها
میبوسیام در سوگواریها و محفلها
میبوسمت بر ضد فتواهای قاتلها]
- شعر از رامین مظهر -
- @SplendidIsolation -
[ you know there are times that you just don't have a place to go. that you can just sit there, stare at a wall or a poster or anything and cry. not the cry you do because you miss someone or a cry for help or a cry because someone hurt you or you lost anybody. that kind of cry you do when you just have a lot going on in your mind and you just don't have any clue what to do so you cry. i know that humankind had experienced it in their lives but any time it comes, it's new. it's a new fucking thing that you don't know what to do with. ]
All The Good Girls Go To Hell
Billie Eilish
[ even God herself has enemies ]
- @SplendidIsolation -
- @SplendidIsolation -