اسپینوزا و فلسفه
وقتی پای رابطۀ فیلسوف و قدرت مستقر [یا برساخته] وسط میآید هیچ گزینهای به صورت پیشینی کنار نهاده نمیشود: از حمایت فعال و حمایت انتقادی تا مخالفت سازنده و مخالفت تمامعیار، خواه عیان باشد و خواه نهان ــ همهچیز بستگی به شرایط دارد.
بگذارید در اینجا با تبیین این نکته بحثم را جمعبندی کنم که فیلسوف انسانیست بالکل آزاد. اینهمانی اسپینوزیستی حق و قدرت [برسازنده] بدان معناست که فیلسوف هیچ الزامی به اطاعت از خودکامه ندارد؛ در حقیقت، مسئله دقیقاً خلاف این است، زیرا خودکامه نمیتواند هیچ ترسی در قلوب فلاسفه ایجاد کند و بدینسان هیچ قدرتی بر کنشهای آنها ندارد. تعریف اسپینوزیستی از عدالت بهمثابۀ احترام به قوانین موضوعه به هیچ وجه فیلسوف را از تلقی برخی از قوانین به عنوان قوانینی ناعادلانه بازنمیدارد، زیرا قوانینی وجود دارند که لاجرم موجب برانگیختن شهروندان به تخطی از قانون میشوند و خودشان با این کار هر شهروندی را به دشمن قوانین موضوعه بدل میسازند. و این استدلال اسپینوزیستی که بدترین دولتها کماکان بر وضع طبیعی ترجیح دارند، بهشرطی که مانع از رفتار هرجومرجطلبانۀ شهروندان شوند، به هیچ وجه مانع از آن نمیشود که فیلسوف در راستای از میان برداشتن چنین دولتی و جایگزینی آن با دولتی دیگر به فعالیت بپردازد؛ در حقیقت، بهعکس، فلاسفه میدانند که چنین رخدادی در بلندمدت اجتنابناپذیر است، که این خطر وجود دارد که خود این دولت منجر به وضعیتی شود که به صورت موقت همچون آشوب ناشی از وضع طبیعی باشد، در نتیجه بهتر آن است که پیشاپیش مهیای آن شد که چنین تغییری در بهترین شرایط ممکن رخ دهد. بدینسان وقتی پای رابطۀ فیلسوف و قدرت مستقر [یا برساخته] وسط میآید هیچ گزینهای به صورت پیشینی کنار نهاده نمیشود: از حمایت فعال و حمایت انتقادی تا مخالفت سازنده و مخالفت تمامعیار، خواه عیان باشد و خواه نهان ــ همهچیز بستگی به شرایط دارد. فعالیت سیاسی خود اسپینوزا صرفاً یک مثال در خصوص این احتمالات متعدد است.
@Spaph
ــ الکساندر ماترون، «اخلاق و سیاست نزد اسپینوزا»، در سیاست، هستیشناسی و شناخت نزد اسپینوزا، ۲۰۲۰.
@Spaph
ــ الکساندر ماترون، «اخلاق و سیاست نزد اسپینوزا»، در سیاست، هستیشناسی و شناخت نزد اسپینوزا، ۲۰۲۰.
«اسپینوزا نخستین کسی بود که مسئلۀ قرائت و در نتیجۀ نوشتار را مطرح کرد، و هم او نخستین کسی در جهان بود که توأماً نظریه ای را در خصوص تاریخ و فلسفۀ ناظر بر ابهام امر بلاواسطه مطرح کرد. به مدد او، برای نخستین بار انسان بدین طریق ذات قرائت و ذات تاریخ را در قالب نظریه ای راجع به تفاوت مابین امر خیالی و امر حقیقی به هم پیوند زد.»
@Spaph
لویی آلتوسر و اتیین بالیبار، قرائت سرمایه، ۱۹۶۷
@Spaph
لویی آلتوسر و اتیین بالیبار، قرائت سرمایه، ۱۹۶۷
«فلسفه بهشدت نهفقط به فهم فلسفی، از رهگذر مفاهیم، بل به فهمی غیرفلسفی نیازمند است که در ادراکات و تأثیرات یا عواطف ریشه دارد. ما به هر دو فهم نیاز داریم. فلسفه رابطهای اساسی و ایجابی با غیرفلسفه دارد: فلسفه مستقیماً با غیرفیلسوفان سخن میگوید. برجستهترین نمونۀ ممکن، یعنی اسپینوزا، را در نظر بگیرید: همان فیلسوف مطلق که «اخلاق» وی برجستهترین کتابهایی است که بر مفاهیم ابتنا دارد. اما این نابترین فلاسفه همچنین با همگان نیز صحبت میکند: هر کسی میتواند «اخلاق» را بخواند اگر آماده باشد که باد و آتش آن وی را از جا برکند. یا نیچه را ببینید. از سوی دیگر، میتوان به شناخت بسیاری دست یافت که رکن اصلیاش خارج از فلسفه است. فهم غیرفلسفی نه فهمی نابسنده یا موقت، بلکه یکی از طرفین فلسفه، یکی از بالهای پرواز آن است.»
@Spaph
ژیل دلوز، جستار «در باب فلسفه» در Negotiations، 1995.
@Spaph
ژیل دلوز، جستار «در باب فلسفه» در Negotiations، 1995.
«آنچه خطرناک است نه ناتوانی مردم در اندیشیدن به مسائل جامعه، بلکه باور به ناتوانی مردم در اندیشیدن به مسائل جامعه است. به زبان لفور، تاریخ اندیشه نشان داده است عمده بصیرتهای فلسفی ریشه در زندگی معمولی و روزمره مردم دارد.»
مصطفی مهرآیین
@mostafamehraeen
مصطفی مهرآیین
@mostafamehraeen
باید درک کنیم و بدانیم تا آزاد باشیم و بتوانیم تغییر کنیم، تا بدان ظرفیتی دست یابیم که به قدرت برسازنده بدل میشود و به ما اجازۀ تقویم پایداری در هستیمان، یعنی شادمانی، را عطا میکند. بیایید ترتیب نقلقولهای یادداشتشدۀ مارکس را به منزلۀ شرحی بر نامههای اسپینوزا قرائت کنیم: این ترتیب شاخصیست دال بر بعد اخلاقی فلسفۀ مارکس، که همانا قسمی «اخلاق» اوست. بدینسان میتوان تصدیق کرد که نظام فکری اسپینوزا ترکیبیست سرتاسر متشکل از امر سیاسی (میدانیم که در واقع «رسالۀ سیاسی» آخرین اثر اسپینوزاست).
@Spaph
- مارگریتا پاسکوچی، «قدرت فقر: مارکس اسپینوزا میخواند»، ترجمۀ فؤاد حبیبی و امین کرمی.
@Spaph
- مارگریتا پاسکوچی، «قدرت فقر: مارکس اسپینوزا میخواند»، ترجمۀ فؤاد حبیبی و امین کرمی.
«راهنمای انبوه خلق آزاد امید است و نه ترس، در حالی که انبوه خلقی که به انقیاد درآمده را ترس هدایت میکند و نه امید. دستهی نخست در جستوجوی ترویج زندگی و دستهی دوم صرفاً به دنبال اجتناب از مرگ است. به بیان دیگر، دستهی نخست مشتاق زندگی برای خویش است و دستهی دوم بهاجبار به مالکیت یک فاتح درآمده است. به همین سبب میگوییم که دستهی دوم برده و دستهی نخست آزاد است.»
@Spaph
- اسپینوزا، رسالهی سیاسی، ترجمهی پیمان غلامی و ایمان گنجی
@Spaph
- اسپینوزا، رسالهی سیاسی، ترجمهی پیمان غلامی و ایمان گنجی
💯1
«اسپینوزا میگوید که ماهی به سکونت در آب تعیّن یافته و بدین کار بهحق متعیّن شده، درست هم چنانکه ماهی بزرگتر، نیز بهحق، به خوردن ماهی کوچک تعیّن یافته است. بخش نخست این مثال به اندازهی کافی واضح مینماید: چیزها همان چیزی هستند که هستند، بهحق در فعلیتشان وجود دارند و بهحقیقت به چه صورت دیگری میتوانند باشند، به جز اینکه حق [در غیر این صورت] به هنجاری متعالی و فراطبیعی بدل شود که از رهگذرش دست به داوری، نکوهش یا انکار آن چیزی بزنیم که وجود دارد. ماهیها صاحب این حقاند که چنان باشند که هستند و نه بهصورتی دیگر؛ آنها حق دارند در آب سکونت کنند اما این حق را ندارند (یعنی، برای آنها ممکن نیست) که صحبت کنند. اما این مثال نباید ما را گمراه کند: مراد اسپینوزا از ماهی قسمی ماهی انتزاعی یا کلی نیست. همهی ماهیهای منفرد ساکن آب برای چنین کاری واجد حقاند؛ اگر، به هر دلیلی، ماهی خاصی دچار بیماریای شود که مانع از آن شود تا اکسیژن را از آب جذب کند و بنابراین نتواند دیگر در آن زندگانی کند، او دیگر صاحب حق سکونت در آب نیست.»
@Spaph
وارن مونتاگ، «بازگشت [به] اسپینوزا»
@Spaph
وارن مونتاگ، «بازگشت [به] اسپینوزا»
«راهنمای یک مردم آزاد امید است و نه ترس، در حالی که مردم تحت انقیاد را ترس هدایت میکند نه امید.»
@Spaph
اسپینوزا، رساله سیاسی
@Spaph
اسپینوزا، رساله سیاسی
پس انقلاب و مرزهای آن نزد اسپینوزا همان قلمرویی است که عملیاتی فوقالعاده بر آن بنا میشود، تجسم پیشینی مسئلهی بنیادین فلسفهی سدههای بعد: تأسیس امر جمعی در مقام پراکسیس. از این منظر، فلسفهی اسپینوزا حقیقتاً فلسفهای بیزمان است: زمان آن آینده است!
- آنتونیو نگری، «نابهنجاری وحشی: قدرت متافیزیک و سیاست اسپینوزا».
@Spaph
- آنتونیو نگری، «نابهنجاری وحشی: قدرت متافیزیک و سیاست اسپینوزا».
@Spaph
اسپینوزا مردم را به شکل بسیار بسیار زیبایی میبیند. حتی زیباتر است وقتی اعتراضهایی را، که مردم به او وارد کردند، در نظر میگیریم، مثلاً هگل کودن. وقتی هگل علیه اسپینوزا میگوید «آه، او هیچ وقت چیزی از کار امر منفی نفهمید». این عالیست کار امر منفی کپهی مدفوع است. نه این که او نمیفهمید خیلی خوب هم میفهمید کار امر منفی یا شورهای غمگین آنهایی هستند که قدرتِ تأثیرپذیری را در شرایطی که قدرت کنشگری لزوماً کاهش مییابد محقق میکند.
@Spaph
ژیل دلوز، سمینارهای آنتی ادیپ و هزار فلات
@Spaph
ژیل دلوز، سمینارهای آنتی ادیپ و هزار فلات
«نقد تمامعیار همواره شورشگرانه است؛ یورشی لجامگسیخته است به ارزشهای مستقر و قوای حاکمهای که بر آنها تکیه دارند؛ نقد تمامعیار mise en cause یا به پرسش کشیدن کل افق معاصر است. نفیای که هستۀ نقد تمامعیار را میسازد، غیردیالکتیکی است، دقیقاً به این دلیل که نگرش محافظهکارانۀ دیالکتیک را کنار میزند: چنین نقدی ذاتِ دشمنش را بازیابی نمیکند، و «آنچه را که کنار گذاشته شده، حفظ و ابقا» نمیکند (ر.ک.: پدیدارشناسی روح، قطعۀ 188). بنابراین، از احیای جادویی دیگری در درون همان خبری نیست، بلکه با آنتاگونیسمی محض و سازشناپذیر سروکار داریم. ... نابودسازی بدون ملاحظه، فضا را برای نیروهای خلاقِ آزاد و اصیل به وجود میآورد. ... فقط کسی که میداند چگونه به نفیای قدرتمند دست یازد، میتواند تأییدی واقعی به وجود آورد. نهِ نقدِ تمامعیار، نمودار ساختن نفیای بیلجام، آزادیبخش است و فرد را به مرتبۀ بالاتری میرساند.»
@Spaph
مایکل هارت، «ژیل دلوز: نوآموزی در فلسفه»
@Spaph
مایکل هارت، «ژیل دلوز: نوآموزی در فلسفه»
قدرتهای موجود (powers-that-be/pouvoir) فقط با با متأثر کردن ما نگاهمان میدارند، یعنی با تحقق قدرتِ تأثیر پذیریمان با تأثیرهای غمگین، و بیشک هزار راه برای این کار وجود دارد. و آنچه اسپینوزا در نظر داشت قدرتِ دولت و قدرتِ کلیسا بود. فکر میکرد قدرتِ دولت و قدرت كليسا اساساً قدرتهایی هستند که سوژههایشان را با متأثر کردنشان یا تأثیرهای غمگین کنترل میکنند. به بیان دیگر، قدرت در معنای pouvoir سوژهها را افسرده میکند. این امر عملیاتِ بنیادینِ قدرت است؛ که ما را با غمگینی متأثر میکند و آشکارا به سرتاسر بازی تاوان دادنها اشاره دارد؛ «اگر عاقل بودید پاداش میگرفتید»، به این دلیل است که اسپینوزا لذتِ پاداش را با تأثیرهای غمگین همسو میداند، پاداشها مثل تاوانی برای غمگینی بنیادینِ هستی هستند.
@Spaph
ژیل دلوز، سمینارهای آنتی ادیپ و هزار فلات
@Spaph
ژیل دلوز، سمینارهای آنتی ادیپ و هزار فلات
«اسپینوزا نیز مسیح فلاسفه است و بزرگترین فلاسفه چیزی بیش از حواریون او نیستند که یا به این راز تقرب میجویند یا از آن تبری میجویند. اسپینوزا: فیلسوف بیکران «شدن». اسپینوزا «بهترین» سطح درونماندگاری* را نشان داده، برپا ساخته و به اندیشه درآورده است، یعنی نابترین سطح درونماندگاری را، که نه به امر متعالی حواله میشود و نه هیچ امر متعالیای را اعاده میسازد، و کمترین توهم، احساسهای بد و ادراکهای مغلوط را القا میکند ... .»
@Spaph
ژیل دلوز و فلیکس گتاری، «فلسفه چیست؟» بخش اول: سطح درونماندگاری
* به عوض ترجمهی طرحصفحهی درونمانی برای The plane of immanence، ترجمهی سطح درونماندگاری را جایگزین ترجمه کردم.
@Spaph
ژیل دلوز و فلیکس گتاری، «فلسفه چیست؟» بخش اول: سطح درونماندگاری
* به عوض ترجمهی طرحصفحهی درونمانی برای The plane of immanence، ترجمهی سطح درونماندگاری را جایگزین ترجمه کردم.
«تاریخ فلسفه باید نقشی را بازی کند کمابیش معادل با نقش کولاژ در نقاشی. تاریخ فلسفه بازتولید خود فلسفه است. در تاریخ فلسفه، یک شرح باید مثل همزادی راستین عمل کند و بیشترین اصلاح مختص یک همزاد را متحمل شود. میتوانیم هگلی از حیث فلسفی ریشو یا مارکسی از حیث فلسفی شش تیغه را تصور کنیم، به همان طریقی که مونالیزایی سبیلو را. باید بتوانیم کتابی واقعی از فلسفهی گذشته را بازگو کنیم انگار کتابی خیالی و جعلی باشد. میدانیم که بورخس سرآمد بازگویی کتابهای خیالی است.»
@Spaph
ژیل دلوز، تفاوت و تکرار
@Spaph
ژیل دلوز، تفاوت و تکرار
👍2
«آنتونیو نگری، با کتاب عظیمی که در زندان نوشته است، فهم ما از اسپینوزا را از جهات بسیاری عوض و احیا میکند. نگری بهراستی و عمیقاً یک اسپینوزایی است».
- ژیل دلوز
@Spaph
- ژیل دلوز
@Spaph
Forwarded from اسپینوزا و فلسفه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#دوشنبه_ها_با_نگری
🎥 نسخهی کامل و باکیفیت «آنتونیو نگری: شورشی که هرگز پایان نمییابد.»
🔹 این مستند بە کارگردانی الکساندر ولتز و آندرس پیچلر به تهیهکنندگی کریستن بیتز در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. در این مستند شاهد چموخمهای زندگی فیلسوفی هستیم که شاید بتوان او را همچون متفکر محبوبش، اسپینوزا، قسمی «نابهنجاری وحشی» دانست. نگری آثار بسیاری نوشتە است که از جملە مهمترین آنها میتوان بە «دکارت سیاسی»، «نابهنجاری وحشی»، «شورشها: قدرت مٶسس و دولت مدرن»، و آثار مشترکش با مایکل هارت از قبیل «امپراتوری»، «انبوهخلق»، «جمهور»، و «مجتمع» اشارە کرد. اما همزمان، او را به نوعی رهبر جنبش «اتونومیا» در ایتالیا نیز میدانند، جنبشی که ده سال بعد از می ۶۸ نیز به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه ... .
#آنتونیو_نگری، #مایکل_هارت، #پارسا_حبیبی، #الکساندر_ولتز، #آندرس_پیچلر
🔶 ترجمهی پارسا حبیبی
✔️ لینک آپارات (برای دانلود نسخههای کم حجمتر میتوانید از گزینهی دانلود آپارات استفاده کنید):
Aparat.com/v/ovOmy
✔️ لینک نسخهی کامل و باکیفیت (حجم تقریبی یک گیگ):
https://t.me/Spaph/252
© اسپینوزا و فلسفه
🖇 @Spaph & @MSandUS
🎥 نسخهی کامل و باکیفیت «آنتونیو نگری: شورشی که هرگز پایان نمییابد.»
🔹 این مستند بە کارگردانی الکساندر ولتز و آندرس پیچلر به تهیهکنندگی کریستن بیتز در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. در این مستند شاهد چموخمهای زندگی فیلسوفی هستیم که شاید بتوان او را همچون متفکر محبوبش، اسپینوزا، قسمی «نابهنجاری وحشی» دانست. نگری آثار بسیاری نوشتە است که از جملە مهمترین آنها میتوان بە «دکارت سیاسی»، «نابهنجاری وحشی»، «شورشها: قدرت مٶسس و دولت مدرن»، و آثار مشترکش با مایکل هارت از قبیل «امپراتوری»، «انبوهخلق»، «جمهور»، و «مجتمع» اشارە کرد. اما همزمان، او را به نوعی رهبر جنبش «اتونومیا» در ایتالیا نیز میدانند، جنبشی که ده سال بعد از می ۶۸ نیز به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه ... .
#آنتونیو_نگری، #مایکل_هارت، #پارسا_حبیبی، #الکساندر_ولتز، #آندرس_پیچلر
🔶 ترجمهی پارسا حبیبی
✔️ لینک آپارات (برای دانلود نسخههای کم حجمتر میتوانید از گزینهی دانلود آپارات استفاده کنید):
Aparat.com/v/ovOmy
✔️ لینک نسخهی کامل و باکیفیت (حجم تقریبی یک گیگ):
https://t.me/Spaph/252
© اسپینوزا و فلسفه
🖇 @Spaph & @MSandUS
«هدف دولت تبدیل انسانها از موجوداتی عقلانی به جانوران با عروسکهای خیمه شببازی نیست، بلکه به عکس، هدف توانا ساختن آنها برای بسط و توسعه ذهنها و بدنهایشان در امنیت، استفاده از عقلشان بدون قید و بند و ممانعت از ستیزه و سوءاستفاده متقابل شرورانهای است که نفرت، عصبانیت یا فریب محرک آن است. لذا هدف دولت، در واقع آزادی است.»
@Spaph
اسپینوزا، رساله الهیاتی سیاسی
@Spaph
اسپینوزا، رساله الهیاتی سیاسی
👍3
«دولت دموکراتیک نه یک آرمان بلکه نیرویی واقعی است که وضعیت فعلی امور را از میان برمیدارد وضعیتی که در آن وجه مشخصۀ دولت ترس، ترور و مرگ است. بنابراین دموکراسی اسپینوزایی فرمی از حکومت نیست بلکه به عکس قسمی فعالیت اجتماعی ناظر بر دگرگونی است، قسمی ″ابدی شدن″».
@Spaph
آنتونیو نگری، دموکراسی و ابدیت از نظر اسپینوزا
@Spaph
آنتونیو نگری، دموکراسی و ابدیت از نظر اسپینوزا