Forwarded from نیچه و فلسفه / Theodor
البته عنوان درست این رسالهی اسپینوزا، رسالهی الهیاتی-سیاسی (Tractatus Theologico-Politicus) می باشد که مترجم آن را (به اشتباه) الهی ترجمه کرده است.
سپاس از پارسا حبیبی بابت تذکر این نکته.
#M_Rezaeian
📚 @PHILOSOPHI_ZER
سپاس از پارسا حبیبی بابت تذکر این نکته.
#M_Rezaeian
📚 @PHILOSOPHI_ZER
«اگر بردگی، بربریت و عزلت را بتوان صلح نامید، آدمیان را هیچ نگونبختی بدتر از چنین صلحی نخواهد بود... چون، همانگونه که پیشتر آوردیم، نبودِ جنگ، به تنهایی، به برقراری صلح نمیانجامد؛ بلکه بُنمایهی صلح، یگانگی و همرأیی اذهان [شهروندان] است.»
@Spaph
#اسپینوزا، #رساله_سیاسی، فصلِ ششم، بندِ چهارم.
@Spaph
#اسپینوزا، #رساله_سیاسی، فصلِ ششم، بندِ چهارم.
👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#دوشنبه_ها_با_نگری
🎥 نسخهی فشردهشده مستند «آنتونیو نگری: شورشی که هرگز پایان نمییابد.»
🔹 این مستند بە کارگردانی الکساندر ولتز و آندرس پیچلر به تهیهکنندگی کریستن بیتز در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. در این مستند شاهد چموخمهای زندگی فیلسوفی هستیم که شاید بتوان او را همچون متفکر محبوبش، اسپینوزا، قسمی «نابهنجاری وحشی» دانست. نگری آثار بسیاری نوشتە است که از جملە مهمترین آنها میتوان بە «دکارت سیاسی»، «نابهنجاری وحشی»، «شورشها: قدرت مٶسس و دولت مدرن»، و آثار مشترکش با مایکل هارت از قبیل «امپراتوری»، «انبوهخلق»، «جمهور»، و «مجتمع» اشارە کرد. اما همزمان، او را به نوعی رهبر جنبش «اتونومیا» در ایتالیا نیز میدانند، جنبشی که ده سال بعد از می ۶۸ نیز به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه ... .
#ادامه_دارد، #قسمت_پنجم، #آنتونیو_نگری، #مایکل_هارت، #پارسا_حبیبی، #الکساندر_ولتز، #آندرس_پیچلر
🔶 ترجمهی پارسا حبیبی
✔️ لینک آپارات:
Aparat.com/v/OgheM
✔️ لینک نسخهی فشردهشده:
https://t.me/Spaph/244
© اسپینوزا و فلسفه
🖇 @Spaph & @MSandUS
🎥 نسخهی فشردهشده مستند «آنتونیو نگری: شورشی که هرگز پایان نمییابد.»
🔹 این مستند بە کارگردانی الکساندر ولتز و آندرس پیچلر به تهیهکنندگی کریستن بیتز در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. در این مستند شاهد چموخمهای زندگی فیلسوفی هستیم که شاید بتوان او را همچون متفکر محبوبش، اسپینوزا، قسمی «نابهنجاری وحشی» دانست. نگری آثار بسیاری نوشتە است که از جملە مهمترین آنها میتوان بە «دکارت سیاسی»، «نابهنجاری وحشی»، «شورشها: قدرت مٶسس و دولت مدرن»، و آثار مشترکش با مایکل هارت از قبیل «امپراتوری»، «انبوهخلق»، «جمهور»، و «مجتمع» اشارە کرد. اما همزمان، او را به نوعی رهبر جنبش «اتونومیا» در ایتالیا نیز میدانند، جنبشی که ده سال بعد از می ۶۸ نیز به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه ... .
#ادامه_دارد، #قسمت_پنجم، #آنتونیو_نگری، #مایکل_هارت، #پارسا_حبیبی، #الکساندر_ولتز، #آندرس_پیچلر
🔶 ترجمهی پارسا حبیبی
✔️ لینک آپارات:
Aparat.com/v/OgheM
✔️ لینک نسخهی فشردهشده:
https://t.me/Spaph/244
© اسپینوزا و فلسفه
🖇 @Spaph & @MSandUS
«اسپینوزا، با پیش کشیدن این همانی تولید و بر ساختن، در خاستگاههای تمدن سرمایهداری، امکان دیالکتیک قدرت برساخته را از بین میبرد و چشم انداز قدرت برسازنده را میگشاید. این گسست، به لحاظ علمی، ضرورت قسمی پدیدارشناسی پراکسیس جمعی را تجلی میبخشد و فرم آن را نشان میدهد.»
@Spaph
از مقالهی «تفاوت و آینده» نوشتهی #آنتونیو_نگری، ترجمهی #فواد_حبیبی و #امین_کرمی از مجموعهی #بازیابی_مکرر.
@Spaph
از مقالهی «تفاوت و آینده» نوشتهی #آنتونیو_نگری، ترجمهی #فواد_حبیبی و #امین_کرمی از مجموعهی #بازیابی_مکرر.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#دوشنبه_ها_با_نگری
🎥 نسخهی فشردهشده مستند «آنتونیو نگری: شورشی که هرگز پایان نمییابد.»
🔹 این مستند بە کارگردانی الکساندر ولتز و آندرس پیچلر به تهیهکنندگی کریستن بیتز در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. در این مستند شاهد چموخمهای زندگی فیلسوفی هستیم که شاید بتوان او را همچون متفکر محبوبش، اسپینوزا، قسمی «نابهنجاری وحشی» دانست. نگری آثار بسیاری نوشتە است که از جملە مهمترین آنها میتوان بە «دکارت سیاسی»، «نابهنجاری وحشی»، «شورشها: قدرت مٶسس و دولت مدرن»، و آثار مشترکش با مایکل هارت از قبیل «امپراتوری»، «انبوهخلق»، «جمهور»، و «مجتمع» اشارە کرد. اما همزمان، او را به نوعی رهبر جنبش «اتونومیا» در ایتالیا نیز میدانند، جنبشی که ده سال بعد از می ۶۸ نیز به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه ... .
#ادامه_دارد، #قسمت_ششم، #آنتونیو_نگری، #مایکل_هارت، #پارسا_حبیبی، #الکساندر_ولتز، #آندرس_پیچلر
🔶 ترجمهی پارسا حبیبی
✔️ لینک آپارات:
Aparat.com/v/kuPzQ
✔️ لینک نسخهی فشردهشده:
https://t.me/Spaph/245
© اسپینوزا و فلسفه
🖇 @Spaph & @MSandUS
🎥 نسخهی فشردهشده مستند «آنتونیو نگری: شورشی که هرگز پایان نمییابد.»
🔹 این مستند بە کارگردانی الکساندر ولتز و آندرس پیچلر به تهیهکنندگی کریستن بیتز در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. در این مستند شاهد چموخمهای زندگی فیلسوفی هستیم که شاید بتوان او را همچون متفکر محبوبش، اسپینوزا، قسمی «نابهنجاری وحشی» دانست. نگری آثار بسیاری نوشتە است که از جملە مهمترین آنها میتوان بە «دکارت سیاسی»، «نابهنجاری وحشی»، «شورشها: قدرت مٶسس و دولت مدرن»، و آثار مشترکش با مایکل هارت از قبیل «امپراتوری»، «انبوهخلق»، «جمهور»، و «مجتمع» اشارە کرد. اما همزمان، او را به نوعی رهبر جنبش «اتونومیا» در ایتالیا نیز میدانند، جنبشی که ده سال بعد از می ۶۸ نیز به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه ... .
#ادامه_دارد، #قسمت_ششم، #آنتونیو_نگری، #مایکل_هارت، #پارسا_حبیبی، #الکساندر_ولتز، #آندرس_پیچلر
🔶 ترجمهی پارسا حبیبی
✔️ لینک آپارات:
Aparat.com/v/kuPzQ
✔️ لینک نسخهی فشردهشده:
https://t.me/Spaph/245
© اسپینوزا و فلسفه
🖇 @Spaph & @MSandUS
انفعالات اندوهناک و مسئلهی بندگی
«آز و ترسِ از دست دادن، ریشههایی است که درختِ شر از آن میروید.»
جنگهای ستارهای: جنگهای کلون *
اسپینوزا سه بار در آثار مختلفش سوالی را میپرسد که به زعم خود وی، پرسش بنیادین فلسفهی سیاسی است: چه میشود که انسانها، به عوض آزادی، تن به بندگی میدهند؟ یا اگر بخواهیم دقیقتر عبارت خود وی را ذکر کنیم: «چرا انسانها با همان تهوری برای بندگیشان میجنگند که برای رستگاریشان؟»
و در بار سوم، سرانجام، خود وی بە این پرسش بنیادی پاسخ میدهد، آری، «انفعالات اندوهناک»! چرا کە انفعالات اندوهناک قدرت یک بدن را رو بە زوال میبرد، میل را به سوی ویرانی رهنمون میشود، و، لذا، به عوض رستگاری و آزادی، بندگی را هدف میگیرد.
@Spaph
* "Greed and fear of loss are the roots that lead to the tree of evil."
Star wars: The clone wars
«آز و ترسِ از دست دادن، ریشههایی است که درختِ شر از آن میروید.»
جنگهای ستارهای: جنگهای کلون *
اسپینوزا سه بار در آثار مختلفش سوالی را میپرسد که به زعم خود وی، پرسش بنیادین فلسفهی سیاسی است: چه میشود که انسانها، به عوض آزادی، تن به بندگی میدهند؟ یا اگر بخواهیم دقیقتر عبارت خود وی را ذکر کنیم: «چرا انسانها با همان تهوری برای بندگیشان میجنگند که برای رستگاریشان؟»
و در بار سوم، سرانجام، خود وی بە این پرسش بنیادی پاسخ میدهد، آری، «انفعالات اندوهناک»! چرا کە انفعالات اندوهناک قدرت یک بدن را رو بە زوال میبرد، میل را به سوی ویرانی رهنمون میشود، و، لذا، به عوض رستگاری و آزادی، بندگی را هدف میگیرد.
@Spaph
* "Greed and fear of loss are the roots that lead to the tree of evil."
Star wars: The clone wars
«هدف این مبارزهها[ی علیه اقتدار] اثرهای قدرت آنگونه که هستند، است. برای مثال، انتقاد از حرفهی پزشکی پیش از همه انتقاد از کسب سود در این حرفه نیست، بلکه انتقاد از اعمال بدون کنترل قدرت بر بدنها، بر سلامت افراد، بر زندگی و بر مرگشان است.»
@Spaph
ص ۴۱۲ کتاب «تئاتر فلسفه»، مقالهی «سوژه و قدرت»، اثر #میشل_فوکو، ترجمهی #نیکو_سرخوش و #افشین_جهاندیده.
@Spaph
ص ۴۱۲ کتاب «تئاتر فلسفه»، مقالهی «سوژه و قدرت»، اثر #میشل_فوکو، ترجمهی #نیکو_سرخوش و #افشین_جهاندیده.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#دوشنبه_ها_با_نگری
🎥 نسخهی فشردهشده مستند «آنتونیو نگری: شورشی که هرگز پایان نمییابد.»
🔹 این مستند بە کارگردانی الکساندر ولتز و آندرس پیچلر به تهیهکنندگی کریستن بیتز در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. در این مستند شاهد چموخمهای زندگی فیلسوفی هستیم که شاید بتوان او را همچون متفکر محبوبش، اسپینوزا، قسمی «نابهنجاری وحشی» دانست. نگری آثار بسیاری نوشتە است که از جملە مهمترین آنها میتوان بە «دکارت سیاسی»، «نابهنجاری وحشی»، «شورشها: قدرت مٶسس و دولت مدرن»، و آثار مشترکش با مایکل هارت از قبیل «امپراتوری»، «انبوهخلق»، «جمهور»، و «مجتمع» اشارە کرد. اما همزمان، او را به نوعی رهبر جنبش «اتونومیا» در ایتالیا نیز میدانند، جنبشی که ده سال بعد از می ۶۸ نیز به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه ... .
#پایان، #قسمت_هفتم، #آنتونیو_نگری، #مایکل_هارت، #پارسا_حبیبی، #الکساندر_ولتز، #آندرس_پیچلر
🔶 ترجمهی پارسا حبیبی
✔️ لینک آپارات:
Aparat.com/v/HdY7U
✔️ لینک نسخهی فشردهشده:
https://t.me/Spaph/248
© اسپینوزا و فلسفه
🖇 @Spaph & @MSandUS
🎥 نسخهی فشردهشده مستند «آنتونیو نگری: شورشی که هرگز پایان نمییابد.»
🔹 این مستند بە کارگردانی الکساندر ولتز و آندرس پیچلر به تهیهکنندگی کریستن بیتز در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. در این مستند شاهد چموخمهای زندگی فیلسوفی هستیم که شاید بتوان او را همچون متفکر محبوبش، اسپینوزا، قسمی «نابهنجاری وحشی» دانست. نگری آثار بسیاری نوشتە است که از جملە مهمترین آنها میتوان بە «دکارت سیاسی»، «نابهنجاری وحشی»، «شورشها: قدرت مٶسس و دولت مدرن»، و آثار مشترکش با مایکل هارت از قبیل «امپراتوری»، «انبوهخلق»، «جمهور»، و «مجتمع» اشارە کرد. اما همزمان، او را به نوعی رهبر جنبش «اتونومیا» در ایتالیا نیز میدانند، جنبشی که ده سال بعد از می ۶۸ نیز به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه ... .
#پایان، #قسمت_هفتم، #آنتونیو_نگری، #مایکل_هارت، #پارسا_حبیبی، #الکساندر_ولتز، #آندرس_پیچلر
🔶 ترجمهی پارسا حبیبی
✔️ لینک آپارات:
Aparat.com/v/HdY7U
✔️ لینک نسخهی فشردهشده:
https://t.me/Spaph/248
© اسپینوزا و فلسفه
🖇 @Spaph & @MSandUS
اسپینوزا و فلسفه
#دوشنبه_ها_با_نگری 🎥 نسخهی فشردهشده مستند «آنتونیو نگری: شورشی که هرگز پایان نمییابد.» 🔹 این مستند بە کارگردانی الکساندر ولتز و آندرس پیچلر به تهیهکنندگی کریستن بیتز در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. در این مستند شاهد چموخمهای زندگی فیلسوفی هستیم که شاید…
یادداشتی بر آخرین قسمت مستند «آنتونیو نگری»:
ایدهی ترجمهی این مستند از مدتها پیش در ذهن من و دوستم، نازنین اسدزاده، رقم خورده بود. اما بالاخره از اسفند، و در پی فرصت ناشی از تعطیلی نهاد آکادمی، کار ترجمهی این اثر را شروع کردیم و، با توجە بە توان اندکمان، آرام و پیوسته مسیر ترجمهی کار را تا بدینجا پیمودیم. البته در نیمهی راه یکی دیگر از دوستان دیگر نیز، آریا فروزانفر، در ترجمەی یکی از قسمتها به یاریمان آمد.
اینک کە سرانجام، خوشبختانە، به مقصد رسیدەایم، جا دارد از نازنین و آریا برای همراهی در ترجمهی این اثر از طرف خودم تشکر کنم. و از فٶاد حبیبی که زحمت ویراستاری - و گاە ترجمهی مجدد - اثر را بر عهده گرفت تا اثر شستەرفتەتر و کماشتباهتری را عرضه کرده باشیم. و در آخر از تمامی دوستان عزیزی سپاسگزاریم کە با معرفی و بە اشتراک گذاشتن این مستند، یا حتی با دیدن آن، ما را در طی این مسیر همراهی کردند.
امید داریم که ترجمەی این مستند توانسته باشد بخشی از تجارب، امکانات و گشودگیهای نظریە و پراتیک آنتونیو نگری، در مقام نامی برای یکی از شورانگیزترین و پایدارترین جدوجهدها برای آزادی، را نشان دادە باشد و بتواند همچون فتح بابی عمل کند برای مواجهەای شادمانە، خردمندانە و خوب با این متفکر بزرگ و ترغیب ذهن و بدنهای خردورز و توانمند برای ترجمه و تولید آثاری دیگر، و چەبسا بهتر، در این راستا.
ایدهی ترجمهی این مستند از مدتها پیش در ذهن من و دوستم، نازنین اسدزاده، رقم خورده بود. اما بالاخره از اسفند، و در پی فرصت ناشی از تعطیلی نهاد آکادمی، کار ترجمهی این اثر را شروع کردیم و، با توجە بە توان اندکمان، آرام و پیوسته مسیر ترجمهی کار را تا بدینجا پیمودیم. البته در نیمهی راه یکی دیگر از دوستان دیگر نیز، آریا فروزانفر، در ترجمەی یکی از قسمتها به یاریمان آمد.
اینک کە سرانجام، خوشبختانە، به مقصد رسیدەایم، جا دارد از نازنین و آریا برای همراهی در ترجمهی این اثر از طرف خودم تشکر کنم. و از فٶاد حبیبی که زحمت ویراستاری - و گاە ترجمهی مجدد - اثر را بر عهده گرفت تا اثر شستەرفتەتر و کماشتباهتری را عرضه کرده باشیم. و در آخر از تمامی دوستان عزیزی سپاسگزاریم کە با معرفی و بە اشتراک گذاشتن این مستند، یا حتی با دیدن آن، ما را در طی این مسیر همراهی کردند.
امید داریم که ترجمەی این مستند توانسته باشد بخشی از تجارب، امکانات و گشودگیهای نظریە و پراتیک آنتونیو نگری، در مقام نامی برای یکی از شورانگیزترین و پایدارترین جدوجهدها برای آزادی، را نشان دادە باشد و بتواند همچون فتح بابی عمل کند برای مواجهەای شادمانە، خردمندانە و خوب با این متفکر بزرگ و ترغیب ذهن و بدنهای خردورز و توانمند برای ترجمه و تولید آثاری دیگر، و چەبسا بهتر، در این راستا.
Forwarded from نیچه و فلسفه / Theodor
«انسانِ نادان، علاوه بر اینکه به طرقِ متعدد دستخوشِ عللِ خارجی است، هرگز از آرامشِ راستینِ نفس برخوردار نیست، به علاوه تقریباً از خود، از خدا [=طبیعت] و از اشیاء ناآگاه است و به محضِ اینکه از انفعال باز میماند، از هستی نیز باز میماند. بر عکس، انسانِ دانا از این حیث که اینچنین اعتبار شده است، تقریباً هیچوقت دچارِ انقلابِ روحی نمیشود و با ضرورتِ سَرمَدیِ خاصی از خود، از خدا [=طبیعت] و از اشیاء آگاه است، هرگز از هستی باز نمیماند و همواره از آرامشِ راستینِ نفس برخوردار است. اگر چه راهی که من برای رسیدن به این مقصود نشان دادم سخت است، ولی با وجودِ این، دستیابی بدان ممکن است. البته باید هم سخت باشد؛ زیرا به ندرت میتوان بدان دست یافت. اگر نجات در دسترسِ همه میبود و انسان میتوانست بدونِ زحمتِ زیاد بدان دست یابد، چگونه امکان میداشت که تقریباً موردِ غفلتِ همگان قرار گیرد؟ اما هر چیزِ عالی همانقدر که نادر است دشوار هم هست.»
👤 #اسپینوزا
📘 از کتاب #اخلاق ، نوشتهی #باروخ_اسپینوزا ، بخشِ پنجم، تبصرهی قضیهی آخر (کلماتِ پایانیِ کتاب)، ترجمهی محسن جهانگیری
#M_Rezaeian
📚 @PHILOSOPHI_ZER
👤 #اسپینوزا
📘 از کتاب #اخلاق ، نوشتهی #باروخ_اسپینوزا ، بخشِ پنجم، تبصرهی قضیهی آخر (کلماتِ پایانیِ کتاب)، ترجمهی محسن جهانگیری
#M_Rezaeian
📚 @PHILOSOPHI_ZER
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#دوشنبه_ها_با_نگری
🎥 نسخهی کامل و باکیفیت «آنتونیو نگری: شورشی که هرگز پایان نمییابد.»
🔹 این مستند بە کارگردانی الکساندر ولتز و آندرس پیچلر به تهیهکنندگی کریستن بیتز در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. در این مستند شاهد چموخمهای زندگی فیلسوفی هستیم که شاید بتوان او را همچون متفکر محبوبش، اسپینوزا، قسمی «نابهنجاری وحشی» دانست. نگری آثار بسیاری نوشتە است که از جملە مهمترین آنها میتوان بە «دکارت سیاسی»، «نابهنجاری وحشی»، «شورشها: قدرت مٶسس و دولت مدرن»، و آثار مشترکش با مایکل هارت از قبیل «امپراتوری»، «انبوهخلق»، «جمهور»، و «مجتمع» اشارە کرد. اما همزمان، او را به نوعی رهبر جنبش «اتونومیا» در ایتالیا نیز میدانند، جنبشی که ده سال بعد از می ۶۸ نیز به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه ... .
#آنتونیو_نگری، #مایکل_هارت، #پارسا_حبیبی، #الکساندر_ولتز، #آندرس_پیچلر
🔶 ترجمهی پارسا حبیبی
✔️ لینک آپارات (برای دانلود نسخههای کم حجمتر میتوانید از گزینهی دانلود آپارات استفاده کنید):
Aparat.com/v/ovOmy
✔️ لینک نسخهی کامل و باکیفیت (حجم تقریبی یک گیگ):
https://t.me/Spaph/252
© اسپینوزا و فلسفه
🖇 @Spaph & @MSandUS
🎥 نسخهی کامل و باکیفیت «آنتونیو نگری: شورشی که هرگز پایان نمییابد.»
🔹 این مستند بە کارگردانی الکساندر ولتز و آندرس پیچلر به تهیهکنندگی کریستن بیتز در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. در این مستند شاهد چموخمهای زندگی فیلسوفی هستیم که شاید بتوان او را همچون متفکر محبوبش، اسپینوزا، قسمی «نابهنجاری وحشی» دانست. نگری آثار بسیاری نوشتە است که از جملە مهمترین آنها میتوان بە «دکارت سیاسی»، «نابهنجاری وحشی»، «شورشها: قدرت مٶسس و دولت مدرن»، و آثار مشترکش با مایکل هارت از قبیل «امپراتوری»، «انبوهخلق»، «جمهور»، و «مجتمع» اشارە کرد. اما همزمان، او را به نوعی رهبر جنبش «اتونومیا» در ایتالیا نیز میدانند، جنبشی که ده سال بعد از می ۶۸ نیز به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه ... .
#آنتونیو_نگری، #مایکل_هارت، #پارسا_حبیبی، #الکساندر_ولتز، #آندرس_پیچلر
🔶 ترجمهی پارسا حبیبی
✔️ لینک آپارات (برای دانلود نسخههای کم حجمتر میتوانید از گزینهی دانلود آپارات استفاده کنید):
Aparat.com/v/ovOmy
✔️ لینک نسخهی کامل و باکیفیت (حجم تقریبی یک گیگ):
https://t.me/Spaph/252
© اسپینوزا و فلسفه
🖇 @Spaph & @MSandUS
Forwarded from اتچ بات
«قضیه ۳۶: کسی که شیئی را که زمانی از آن لذت برده است به یاد میآورد میخواهد که آن را با همان شرایطی که نخستین بار از آن لذت برده است در تصرف داشته باشد.
برهان: هر چیزی که انسان آن را همراه با شیئی که از آن لذت برده دیده است بالعرض علت لذت وی خواهد بود (قضیه ۱۵ ، همین بخش) و لذا او (قضیه ۲۸ ، همین بخش) میخواهد که آن را همراه با همان شیئی که از آن لذت برده است داشته باشد، به عبارت دیگر می خواهد که شیء مذکور را با همان شرایطی که نخستین بار از آن لذت برده است در تصرف داشته باشد. مطلوب ثابت شد.
نتیجه: بنابراین، اگر عاشق دریابد که شرطی از این شرایط مفقود است، متالم خواهد شد.»
بخش سوم کتاب «اخلاق» (Ethics) اثر بندیکت اسپینوزا، ترجمهی محسن جهانگیری.
@Spaph
☢ خطر اسپویل فیلم همشهری کین 🚫
پ.ن تصویر مقابل، تصویری است از رزباد (Rosebud). رزباد آخرین کلمهای که چارلز فاستر کین در فیلم همشهری کین به زبان میآورد، فردی که ثروت او شهرهی خاص و عام است. اما آخرین کلمات این فرد، نه وصیت و نه حتی اسم یکی از معشوقههایش، بلکه سورتمهای است که در بچگی از وی به علت مهاجرت به شهر، سلب شده است. چه چیز از این تراژدیکتر است؟! آنچه که به ما لذت میبخشد، خود در فقدان و نبودش چه دردهای عجیبی بر ما وارد میکند! این است پارادوکس عشق به ابژهی متناهی، هر آنچه لذت ما را تعمیق میبخشد به همان اندازه نیز میتواند ضرباتی جانکاه بر ما وارد سازد.
از اینستاگرام:
Instagram.com/parsa_habibi._
برهان: هر چیزی که انسان آن را همراه با شیئی که از آن لذت برده دیده است بالعرض علت لذت وی خواهد بود (قضیه ۱۵ ، همین بخش) و لذا او (قضیه ۲۸ ، همین بخش) میخواهد که آن را همراه با همان شیئی که از آن لذت برده است داشته باشد، به عبارت دیگر می خواهد که شیء مذکور را با همان شرایطی که نخستین بار از آن لذت برده است در تصرف داشته باشد. مطلوب ثابت شد.
نتیجه: بنابراین، اگر عاشق دریابد که شرطی از این شرایط مفقود است، متالم خواهد شد.»
بخش سوم کتاب «اخلاق» (Ethics) اثر بندیکت اسپینوزا، ترجمهی محسن جهانگیری.
@Spaph
☢ خطر اسپویل فیلم همشهری کین 🚫
پ.ن تصویر مقابل، تصویری است از رزباد (Rosebud). رزباد آخرین کلمهای که چارلز فاستر کین در فیلم همشهری کین به زبان میآورد، فردی که ثروت او شهرهی خاص و عام است. اما آخرین کلمات این فرد، نه وصیت و نه حتی اسم یکی از معشوقههایش، بلکه سورتمهای است که در بچگی از وی به علت مهاجرت به شهر، سلب شده است. چه چیز از این تراژدیکتر است؟! آنچه که به ما لذت میبخشد، خود در فقدان و نبودش چه دردهای عجیبی بر ما وارد میکند! این است پارادوکس عشق به ابژهی متناهی، هر آنچه لذت ما را تعمیق میبخشد به همان اندازه نیز میتواند ضرباتی جانکاه بر ما وارد سازد.
از اینستاگرام:
Instagram.com/parsa_habibi._
Telegram
attach 📎
«ایدەی پایەای اسپینوزا بسیار سادە است، اینکە دو آفت در بشر وجود دارد و به همین خاطر است کە اسپینوزا نیچەایست و نیچە اسپینوزایی. اسپینوزا میگفت کە دو بلا وجود دارد: نفرت و پشیمانی. نیچە میگوید دو بلا وجود دارد: انسان بەمثابە مرض، کینەتوزی، و وجدان معذب. کینەتوزی و وجدان معذب به بیان دقیق کلمە همان چیزیهایی است کە اسپینوزا نفرت و پشیمانی نامید. اینجا میتوان تابلویی روانپزشکانە در خصوص تٲثیرهای نفرت و تٲثیرهای پشیمانی یافت. اما آنچە روش دیدن این همە را از سوی اسپینوزا جالب میکند روانپزشکی نیست، بلکه قطعاً سیاست است. اسپینوزا از خودش میپرسد: چیزهایی کە قدرتهای موجود (Pouvoir) نامیدە میشوند چیستند؟ ... قدرتهای موجود بنیاداً نهادهایی هستند کە برای متٲثر کردن شما با اندوە ساختە شدەاند، آنها اینطور کار میکنند و فقط میتوانند همینطور کار کنند. چیزهایی مانند امید، پاداش، و امنیت شما را در معرض تٲثیرهای اندوهناک قرار میدهند.»
@Spaph
#ژیل_دلوز، نامهای تاریخ و نە نام پدر، ترجمەی #زهرە_اکسیری، #پیمان_غلامی
@Spaph
#ژیل_دلوز، نامهای تاریخ و نە نام پدر، ترجمەی #زهرە_اکسیری، #پیمان_غلامی
Forwarded from نیچه و فلسفه / Theodor (امیرحسین الهی)
واقعاً حیرت کردهام، سرِ شوق آمدهام! من یک پیشگام دارم، و البته چه پیشگامی! اسپینوزا را به دشواری میشناختم: غریزهام مرا به سمت او کشانده است. نهتنها سرتاسرِ گرایشاتِ او در بدل کردنِ شناخت به نیرومندترین عاطفه به من شباهت دارد، بلکه خود را در پنج نکته از آموزههایِ او مییابم؛ و این نابههنجارترین و گوشهگیرترین متفکر، دقیقاً در بطنِ همین نکات، بیش از همه به من نزدیک است: او ارادهی آزاد، غایتانگاری، نظمِ اخلاقیِ جهان، طبیعتِ ناخودخواهانه، و شرّ را رد میکند. هرچند تفاوتهای بسیاری بینِ من و او وجود دارد، ولی باید آنها را تفاوتهای عصر، فرهنگ و [میزان رشدِ] علم دانست. خلاصه اینکه تنهاییِ من که همچون گوشهگیریهایم در کوهستانهایِ بلند، اغلب، به واقع اغلب، سبب میشوند در عطشِ کسبِ نیرویی تازه لَهلَه بزنم و خون بالا بیاورم، اکنون دستِکم «انزوایی برایِ دو نفر» است. غریب است! ورایِ این گفتهها، سلامتیام بر وفقِ مراد نیست. وضعیتِ آبوهوایِ اینجا نیز ملتهب است. تغییراتِ پیوستهی شرایطِ جوی مرا مجبور خواهد کرد تا اروپا را ترک کنم. میبایست چندین ماهِ متوالی آسمانِ آبی و صاف داشته باشم، یا در غیرِ این صورت هرگز هیچ پیشرفتی نخواهم داشت. هماکنون شش حملهی خطرناک را از سر گذراندهام؛ حملهها دو یا سه روز به طول انجامیدهاند.
از صمیم قلب. دوستِ تو.
📕 ( #فردریش_نیچه ؛ نامه به «فرانتس اُوِربِک»؛ سیلس ماریا، 30 جولای 1881، نقل از #ژیل_دلوز در #اسپینوزا_فلسفه_عملی )
#M_Rezaeian
join us : | کانال نیچه و فلسفه
💯 @Friedrich_nietzsche
از صمیم قلب. دوستِ تو.
📕 ( #فردریش_نیچه ؛ نامه به «فرانتس اُوِربِک»؛ سیلس ماریا، 30 جولای 1881، نقل از #ژیل_دلوز در #اسپینوزا_فلسفه_عملی )
#M_Rezaeian
join us : | کانال نیچه و فلسفه
💯 @Friedrich_nietzsche
Forwarded from نیچه و فلسفه / Theodor (مهدی رضاییان)
✅ پینوشتِ پستِ بالا:
🔸پ.ن1:
جالب است که این نامه در کتابِ «نامههایِ نیچه» نیست، کتابی که به سال 1921 اسکار لوی آن را تدوین کرد و دکتر مجید هوشنگی آن را به فارسی ترجمه کرده است. منبعِ مورد استفادهی ما کتابِ «اسپینوزا: فلسفهی عملی» از ژیل دلوز، نشرِ دهگان (بخشِ آخرِ کتاب، یک صفحه مانده به آخر) است. ژیل دلوز در کتاب، به این نامه اشارهای مختصر میکند، ولی در پانوشت، مترجمِ محترم (پیمان غلامی) ترجمهی کاملِ این نامه را میآورد. من که احتمالِ اشتباهی در ترجمه را حدس زدم، در تطبیقِ این ترجمه با متنِ انگلیسیِ آن مشکلاتی دیدم که البته جزئی هم نبودند از جمله ترجمهی affect به «شور» درحالی که در زبان اسپینوزا passion به معنایِ شور یا انفعال است، و affect به معنایِ عاطفه (یا بنابه مقدمهی خودِ مترجم «تأثیر») است. همچنین در متن teleology را به غایتانگاری برگرداندم (به جای «مقاصد» که مترجم به کار برده)، و the unegoistic را «طبیعتِ ناخودخواهانه» (به جای «منانگاری» که مترجم به کار برده)، ترجمه کردم. توجه به این نکته ضروری است که اینها مفاهیم بنیادی در فلسفهی نیچه هستند، مثلا غایتانگاری یا طبیعتِ ناخودخواهانه دو اصلی هستند که نیچه بدونِ استثناء در آثارش آنها را رد میکند. از همه مهمتر اینکه جمله با فعلِ he denies «رد میکند» تکمیل میشود نه با «رد نمیکند». برای روشنتر شدن عرایضم، ترجمهی آقای غلامی و ترجمهی خودم را از این جمله در زیر آوردهام:
▪️ترجمهی غلامی: «او ارادهی آزاد، مقاصد، مرتبهی اخلاقی برای جهان، منانگاری و شرّ را رد نمیکند.»
▪️ترجمهی من: «او ارادهی آزاد، غایتانگاری، نظمِ اخلاقیِ جهان، طبیعتِ ناخودخواهانه، و شرّ را رد میکند.»
چنین اشتباهی از جناب پیمان غلامی بسیار بعید بود، زیرا ایشان از دقیقترین مترجمان فلسفهی ژیل دلوز دربارهی نیچه و اسپینوزا هستند و همواره ترجمههایشان با دغدغههایِ فلسفی عمیقی همراهاند و در مسیرِ ترجمه محققانه و اندیشمندانه و با حوصله گام میزنند (احتمالاً خودِ منبعِ موردِ استفادهی ایشان برای ترجمهی این نامه مشکل داشت).
🔸پ.ن2:
این نامه را نیچه زمانی نوشت که اولین کتابِ تاثیرگذارش یعنی «انسانی بسیار انسانی» را نوشته و مشغول نوشتنِ «سپیدهدمان» شده بود. در سالهای بعدی بود که کتابهای حکمت شادان، چنین گفت زرتشت، فراسوی نیک و بد و... را نوشت و این نشان میدهد نیچه قبل از نوشتن همهی اینها با اسپینوزا آشنا شده بود. همچنین در این نامه میتوان اهمیت والای اسپینوزا برایِ نیچه را دید، و اهمیتِ کارِ فیلسوفانی چون ژیل دلوز بر روی سنتِ اسپینوزا-نیچهای را بیشتر فهمید.
#M_Rezaeian
join us : | کانال نیچه و فلسفه
💯 @Friedrich_nietzsche
🔸پ.ن1:
جالب است که این نامه در کتابِ «نامههایِ نیچه» نیست، کتابی که به سال 1921 اسکار لوی آن را تدوین کرد و دکتر مجید هوشنگی آن را به فارسی ترجمه کرده است. منبعِ مورد استفادهی ما کتابِ «اسپینوزا: فلسفهی عملی» از ژیل دلوز، نشرِ دهگان (بخشِ آخرِ کتاب، یک صفحه مانده به آخر) است. ژیل دلوز در کتاب، به این نامه اشارهای مختصر میکند، ولی در پانوشت، مترجمِ محترم (پیمان غلامی) ترجمهی کاملِ این نامه را میآورد. من که احتمالِ اشتباهی در ترجمه را حدس زدم، در تطبیقِ این ترجمه با متنِ انگلیسیِ آن مشکلاتی دیدم که البته جزئی هم نبودند از جمله ترجمهی affect به «شور» درحالی که در زبان اسپینوزا passion به معنایِ شور یا انفعال است، و affect به معنایِ عاطفه (یا بنابه مقدمهی خودِ مترجم «تأثیر») است. همچنین در متن teleology را به غایتانگاری برگرداندم (به جای «مقاصد» که مترجم به کار برده)، و the unegoistic را «طبیعتِ ناخودخواهانه» (به جای «منانگاری» که مترجم به کار برده)، ترجمه کردم. توجه به این نکته ضروری است که اینها مفاهیم بنیادی در فلسفهی نیچه هستند، مثلا غایتانگاری یا طبیعتِ ناخودخواهانه دو اصلی هستند که نیچه بدونِ استثناء در آثارش آنها را رد میکند. از همه مهمتر اینکه جمله با فعلِ he denies «رد میکند» تکمیل میشود نه با «رد نمیکند». برای روشنتر شدن عرایضم، ترجمهی آقای غلامی و ترجمهی خودم را از این جمله در زیر آوردهام:
▪️ترجمهی غلامی: «او ارادهی آزاد، مقاصد، مرتبهی اخلاقی برای جهان، منانگاری و شرّ را رد نمیکند.»
▪️ترجمهی من: «او ارادهی آزاد، غایتانگاری، نظمِ اخلاقیِ جهان، طبیعتِ ناخودخواهانه، و شرّ را رد میکند.»
چنین اشتباهی از جناب پیمان غلامی بسیار بعید بود، زیرا ایشان از دقیقترین مترجمان فلسفهی ژیل دلوز دربارهی نیچه و اسپینوزا هستند و همواره ترجمههایشان با دغدغههایِ فلسفی عمیقی همراهاند و در مسیرِ ترجمه محققانه و اندیشمندانه و با حوصله گام میزنند (احتمالاً خودِ منبعِ موردِ استفادهی ایشان برای ترجمهی این نامه مشکل داشت).
🔸پ.ن2:
این نامه را نیچه زمانی نوشت که اولین کتابِ تاثیرگذارش یعنی «انسانی بسیار انسانی» را نوشته و مشغول نوشتنِ «سپیدهدمان» شده بود. در سالهای بعدی بود که کتابهای حکمت شادان، چنین گفت زرتشت، فراسوی نیک و بد و... را نوشت و این نشان میدهد نیچه قبل از نوشتن همهی اینها با اسپینوزا آشنا شده بود. همچنین در این نامه میتوان اهمیت والای اسپینوزا برایِ نیچه را دید، و اهمیتِ کارِ فیلسوفانی چون ژیل دلوز بر روی سنتِ اسپینوزا-نیچهای را بیشتر فهمید.
#M_Rezaeian
join us : | کانال نیچه و فلسفه
💯 @Friedrich_nietzsche
«اگر طی وجودمان توانسته باشیم این اجزاء را به نحوی ترکیب کنیم که قدرت کنشگریمان را افزایش دهیم، آن گاه توأمان تعداد به تناسب بزرگتری از تأثرهایی را که تنها به خودمان، یعنی به جزء شدید خودمان وابستهاند، تجربه کردهایم. اگر، برعکس، همواره در حال نابودی یا تلاشی اجزاء خودمان و دیگران باشیم، آنگاه جزء شدید یا ابدیمان، یا همان جزء ذاتی و اساسیمان صرفا میتواند تعداد بسیار کمی از تأثرهایی را که از خودش ناشی میشوند داشته باشد، و هیچ شادیای به آن تعلق ندارد. پس تفاوت نهایی بین انسان خوب و انسان بد به همین قرار است: فرد خوب یا قوی کسی است که چنان به نحوی سرشار یا شدید میزید که ابدیت را طی دوران زندگیاش به دست آورده است، به نحوی که مرگ، که همواره امتدادی و بیرونی است، از اهمیت بسیار کمی نزد او برخودار است.»
@spaph
ص ۵۷ اسپینوزا: فلسفهی عملی، اثر #ژیل_دلوز ترجمهی #پیمان_غلامی
پ.ن: اسپینوزا خود در کتاب گرانسنگ اخلاق میگوید: «انسان آزاد به هیچ چیز کمتر از مرگ نمیاندیشد، و حکمتش نە اندیشیدن به مرگ کە تأمل در باب زندگی است.»
@spaph
ص ۵۷ اسپینوزا: فلسفهی عملی، اثر #ژیل_دلوز ترجمهی #پیمان_غلامی
پ.ن: اسپینوزا خود در کتاب گرانسنگ اخلاق میگوید: «انسان آزاد به هیچ چیز کمتر از مرگ نمیاندیشد، و حکمتش نە اندیشیدن به مرگ کە تأمل در باب زندگی است.»
Forwarded from نیچه و فلسفه / Theodor
اسپینوزا در آثار نیچه.pdf
646.5 KB
اسپینوزا در آثار نیچه
مجموعه قطعاتی که نیچه در آثارش، از اسپینوزا نام می برد
تحقیق از م.رضاییان
تقدیم به علاقهمندان نیچه و اسپینوزا
#M_Rezaeian
📚 @PHILOSOPHI_ZER
مجموعه قطعاتی که نیچه در آثارش، از اسپینوزا نام می برد
تحقیق از م.رضاییان
تقدیم به علاقهمندان نیچه و اسپینوزا
#M_Rezaeian
📚 @PHILOSOPHI_ZER
نیچه و فلسفه / Theodor
اسپینوزا در آثار نیچه.pdf
انبوه_خلق_و_تکینگی_آنتونیو_نگری،_اسپینوزا_و_ما.pdf
432 KB
فصل سوم از اسپینوزا و ما، صص 117-133
در این فصل از کتاب اسپینوزا و ما، آنتونیو نگری ضمن برشمردن سختترین نقدهای نیچە بر موضع اسپینوزا، موضع وی را تشریح میکند و بە دفاع از هستیشناسی اسپینوزا برمیآید.
@Spaph
@MSandUS
نوشتهی #آنتونیو_نگری؛ ترجمهی #فواد_حبیبی و #امین_کرمی
در این فصل از کتاب اسپینوزا و ما، آنتونیو نگری ضمن برشمردن سختترین نقدهای نیچە بر موضع اسپینوزا، موضع وی را تشریح میکند و بە دفاع از هستیشناسی اسپینوزا برمیآید.
@Spaph
@MSandUS
نوشتهی #آنتونیو_نگری؛ ترجمهی #فواد_حبیبی و #امین_کرمی
«فانتزی اراده آزاد اجازه میدهد انسانها تخیل کنند که خودشان انتخاب کردهاند ″برای بندگیشان چنان بجنگند که گویی برای آزادیشان میجنگند″ (رساله الهیاتی- سیاسی، پیشگفتار)، و بدینسان از عللی غافل شوند که اذهانشان را به میل داشتن و بدنهایشان را برای عمل ورزيدن تعين بخشیده است. در نتیجە، جهالت تجلییافته در باور به علل غایی و اراده آزاد، مأمن اقتداری است که نه بر رضایت مردم ([از نظر اسپینوزا] اصطلاح «رضایت» دیگر هیچ معنایی ندارد) بلکه بر سکون و عجز آنها اتکا دارد. زیرا انسان هرگز به اندازه زمانی عاجز نیست که نمیداند چه عللی موجب تفکر و عمل وی میشوند، اما وقتی باور دارد ارباب مطلق خویش، یا خدایی کوچک، است که هر روز عمرش از بطن هیچ (ex nihilo) تفکر و عمل میکند، در واقع به موجب نیروهای درونی و بیرونی خود وادار به انجام دادن اعمالی میشود که صرفاً به صورتی مبهم از آنها اطلاع دارد. هر چه فرد بیشتر احساس کند خودآیین و آزاد است، کمتر قادر خواهد بود به بندگیاش پی ببرد، دیگر بماند فایق آمدن بر آن.»
@Spaph
از مقالهی «اسپینوزا: سیاست در جهانی بدون تعالی» نوشتهی #وارن_مونتاگ، ترجمهی #فواد_حبیبی و #امین_کرمی از مجموعهی #بارگذاری_مجدد.
@Spaph
از مقالهی «اسپینوزا: سیاست در جهانی بدون تعالی» نوشتهی #وارن_مونتاگ، ترجمهی #فواد_حبیبی و #امین_کرمی از مجموعهی #بارگذاری_مجدد.
«نقد تمامعیار همواره شورشگرانه است؛ یورشی لجامگسیخته است به ارزشهای مستقر و قوای حاکمهای که بر آنها تکیه دارند؛ نقد تمامعیار mise en cause یا به پرسش کشیدن کل افق معاصر است. نفیای که هستۀ نقد تمامعیار را میسازد، غیردیالکتیکی است، دقیقاً به این دلیل که نگرش محافظهکارانۀ دیالکتیک را کنار میزند: چنین نقدی ذاتِ دشمنش را بازیابی نمیکند، و «آنچه را که کنار گذاشته شده، حفظ و ابقا» نمیکند (ر.ک.: پدیدارشناسی روح، قطعۀ 188). بنابراین، از احیای جادویی دیگری در درون همان خبری نیست، بلکه با آنتاگونیسمی محض و سازشناپذیر سروکار داریم. ... نابودسازی بدون ملاحظه، فضا را برای نیروهای خلاقِ آزاد و اصیل به وجود میآورد. ... فقط کسی که میداند چگونه به نفیای قدرتمند دست یازد، میتواند تأییدی واقعی به وجود آورد. نهِ نقدِ تمامعیار، نمودار ساختن نفیای بیلجام، آزادیبخش است و فرد را به مرتبۀ بالاتری میرساند.»
@Spaph
#ژیل_دلوز: نوآموزی در فلسفه، اثر #مایکل_هارت؛ ترجمهی #رضا_نجف_زاده
@Spaph
#ژیل_دلوز: نوآموزی در فلسفه، اثر #مایکل_هارت؛ ترجمهی #رضا_نجف_زاده
«دولت دموکراتیک نه یک آرمان بلکه نیرویی واقعی است که وضعیت فعلی امور را از میان برمیدارد، وضعیتی که در آن وجه مشخصهی دولتْ ترس، ترور و مرگ است. بنابراین دموکراسی اسپینوزایی فرمی از حکومت نیست بلکه به عکس قسمی فعالیت اجتماعی ناظر بر دگرگونی است، قسمی ″ابدی شدن″.»
@Spaph
از مقالهی «دموکراسی و ابدیت از نظر اسپینوزا» نوشتهی #آنتونیو_نگری، ترجمهی #فواد_حبیبی و #امین_کرمی از مجموعهی #بارگذاری_مجدد.
@Spaph
از مقالهی «دموکراسی و ابدیت از نظر اسپینوزا» نوشتهی #آنتونیو_نگری، ترجمهی #فواد_حبیبی و #امین_کرمی از مجموعهی #بارگذاری_مجدد.