-=عقل سلیم=-
35 subscribers
102 photos
24 videos
7 files
132 links
Download Telegram
‌
نقاشی‌های یک روان‌شناس بالینی در اوقات فراغتش

باید به درون خود بنگرید تا آنها را درک کنید.

سیریل رولاندو، روان‌شناس بالینی، در فرانسه زندگی می‌کند. وی تصویرسازی می‌کند، چون عقیده دارد که بسیاری از موضوعات در روان‌شناسی به کمک تصاویر کشف می‌شوند. این هنرمند به تصاویر خود عنوان «رؤیاهای ملموس» را داده، و برای تصویرسازی، تنها کافیست به کودکی خود، هنگامی که تخیلش دنیا را تغییر می‌داد، رجعت کند.

در مجموعه ذیل، زیباترین آثار این هنرمند فرانسوی گردآوری شده‌اند. بینندگانی که ارتباط بین زیبایی و سمبلیسم را دوست دارند، از این تصاویر لذت خواهند برد.


-=عقل سلیم=-
‌
‌
براساس «راهنمای ۲۰۲۰-۲۰۱۵ تغذیه آمریکا» مصرف کلسترول دیگر محدودیت ندارد.

«‌در راهنمای ۲۰۱۰ توصیه شده بود که مصرف روزانه کلسترول به ۳۰۰ میلی‌گرم در روز محدود شود، این توصیه در راهنمای ۲۰۱۵ وجود ندارد.»

The Key Recommendation from the 2010 Dietary Guidelines to limit consumption of dietary cholesterol to 300 mg per day is not included in the 2015 edition.

https://health.gov/dietaryguidelines/2015/guidelines/chapter-1/a-closer-look-inside-healthy-eating-patterns/#other-components


-=عقل سلیم=-
‌
‌
افرادی كه فكر نمی‌كنند و به چيزی اعتقاد دارند، فراموش می‌كنند كه دائم خودشان را در معرض بدترين دشمن‌ يعنی ترديد قرار می‌دهند. هرجا "اعتقاد" حاكم است، ترديد در پس زمينه كمين كرده است.

افراد متفكر اما از ترديد استقبال می‌كنند؛ ترديد برای آن‌ها حكم سنگ باارزشی‌ست كه روی آن پا می‌گذارند تا به دانش بهتر دست پيدا كنند
.

- جیمز هالیس


-=عقل سلیم=-
‌
‌
جانوران بت نمی‌پرستند ، قلدر نمی‌تراشند و به کثافت‌کاری‌های خودشان نمی‌بالند. برای همین، تاریخ ندارند.

📖 توپ مرواری
👤 صادق هدایت


-=عقل سلیم=-
‌
‌
ما در اثر سال‌ها تجربه تلخ دریافتیم که مردم دنیا خوش‌باور و احمق و توسری‌خورند و عقلشان به چشمشان می‌باشد و همچنان دنیا خرتوخر است. اگر ما از حماقت مردم استفاده می‌کنیم گناه از ما نیست. چشمشان کور شود و دنده‌شان نرم، اگر شعور دارند بزنند و پدرمان را در بیاورند. اما حالا که ریگی به کفش دارند و قلدرپرستند پس فضولی موقوف، بیخود صورت حق‌بجانب بخود نگیرند، زیرا حق نُتُق کشیدن ندارند. آخر ما هم بیکار نمی‌نشینیم و با قصه "بی‌بی گوزک" سرشان را گرم خواهیم کرد. چنان آنها را ترغیب به گذشت و فقر و مرده‌پرستی و گریه و وافور و توسری می‌کنیم که دست روی دستشان بگذارند و بگویند، باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند!

📖 توپ مرواری
👤 صادق هدایت


-=عقل سلیم=-
‌
‌
من از شما خواهش می‌کنم دست از کهنه‌پرستی، سنت‌ها، ایمان، و مرجع‌گرایی بکشید! بیایید از نو با شک کردن به هر چیزی که فکر می‌کنیم "ثابت شده" است، آغاز کنیم.

- جوردانو برونو، فیلسوف و کیهان‌شناس ایتالیایی


-=عقل سلیم=-
‌
‌
می‌دانید چرﺍ ﯾﮏ فرد ﻣﯽﺗﺮﺳﺪ تا ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ؟

ﭼﻮﻥ او ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩش ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ، "چگونه ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭل‌های ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟"

این ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ انسان‌هاﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ترس از تغییر!

👤 #برﺗﺮﺍﻧﺪﺭﺍﺳﻞ


-=عقل سلیم=-
‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌
تصور کن بهشتی نیست
اگر سعی کنی آسان است
جهنمی در زیر ما نیست
بالای سرمان فقط آسمان
تصور کن تمام انسان‌ها
برای امروز زندگی کنند
تصور کن که کشوری نیست
کار سختی نیست
چیزی نیست که برایش بمیری یا بکشی
و نیز هیچ دینی [نیست]
تصور کن تمام انسان‌ها
در صلح و آرامش زندگی کنند
شاید بگویی که من رویاپردازم
اما من یگانه کس نیستم
امیدوارم روزی به ما بپیوندی
و جهان یکپارچه شود
تصور کن هیچ مالکیتی نیست
اگر بتوانی شگفت زده‌ام خواهی کرد
نیازی به طمع و گشنگی نیست
یک پیمان برادری میان انسان‌ها
تصور کن تمام انسان‌ها
جهان را با هم شریک باشند
شاید بگویی که من رویاپردازم
اما من یگانه کس نیستم
امیدوارم روزی به ما بپیوندی
و جهان یکپارچه شود

🎶 #تصور_کن
👤 #جان_لنون

-=عقل سلیم=-
‌
Love Someone
Lukas Graham
Lukas Graham - Love Someone
shekastan-etelesm-d@bamun1.pdf
2.9 MB
کتاب "شکستن طلسم"
(دین به عنوان پدیده ای طبیعی)

نوشته دنیل دِنِت.
ترجمه به فارسی: امیر منیعی
نشر اینترنتی، وایکینگ، تیر 1398

⚛ @dr_nayeri ✍
شهر کتاب.pdf
1.4 MB
♦️ماهنامه شهرکتاب | ۱۰ تیر ۱۳۹۵

🔷هومیوپاتی و خطرات شبه علم در طب و درمان

🖇فایل pdf

🌎پرونده ای درباره هومیوپاتی: علم یا شبه علم

⭕️کانال مطالعات علم را به دوستداران علم معرفی کنید: 👈 @thermophil
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌
📹 طب اسلامی و سنتی؛ از واقعیت تا سرکیسه کردن مردم…

دکتر محمدکاظم عطاری (محقق پزشکی اجتماعی دانشگاه جرج واشنگتن) / بی‌بی‌سی فارسی


-=عقل سلیم=-
‌
‌
🖋 در گذشته، سانسور از طریق مسدود کردن جریان اطلاعات به اجرا درمی‌آمد. در قرن بیست‌ویکم، از طریق غوطه‌ور کردن انسان‌ها در سیلاب اطلاعات بی‌اهمیت و نامربوط عملی می‌شود. انسان‌ها واقعا نمی‌دانند به چه چیزی توجه نشان دهند و اغلب وقت خود را صرف بحث و بررسی درباره‌ی موضوعات فرعی می‌کنند. در زمانهای دور، قدرت داشتن به معنی دسترسی به اطلاعات بود. اکنون قدرت یعنی آگاهی بر اینکه از چه چیز باید چشم پوشید.

- یووال نوح هراری


-=عقل سلیم=-
‌
📱 پروپاگاندا

فکر می‌کنم همه ما تحت تاثیر پروپاگانداهای مختلف هستیم و چون نیک بنگرید همه‌ی ما رفتار پروپاگاندایی داریم.

چه کنیم؟

برای این‌که اسیر و گرفتار پروپاگاندا نشویم:
۱. سبد رسانه‌ای خود را متنوع کنید.
۲. اطرافیان خود را با تنوع افکار انتخاب کنید.
۳. به‌عنوان پیش‌فرض در ارتباط با رسانه‌ها و اندیشه‌ها، بدبین باشید.
۴. از سنجه‌های عقلانی استفاده کنید.
۵. قالب‌های غیرقابل انعطاف ذهنتان را کنار بگذارید.
۶. در عقایدتان گاهی مثل دکارت شک کنید. فرض کنید کاملا اشتباه فکر می‌کرده‌اید. این شک را تا جایی ادامه دهید که به شواهد جدی نقض‌کننده‌اش برسید که دیگر قابل تشکیک نباشند. (البته اگر برسید!)
۷. از خود بپرسید مسئله چیست و نتیجه یا مدعا کدام است؟
۸. دلایل استدلال کدامند؟
۹. کدام واژه‌ها یا عبارت‌ها مبهم‌اند؟
۱۰. تضادهای ارزشی و فرض‌های ارزشی کدامند؟
۱۱. آیا مغالطه‌ای در کار نیست؟
۱۲. شواهد چقدر محکم‌اند؟
۱۳. آیا علت‌های بدیل در کار نیستند؟
۱۴. آیا آمار عرضه‌شده فریب‌دهنده نیست؟
۱۵. چه اطلاعات مهمی بیان نشده است که نتیجه یا ادعاهای معقول دیگری می‌توان مطرح کرد؟
خانه

کسی خونه‌اشو ترک نمی‌کنه
مگر اینکه خونه‌اش در دهان کوسه باشه

وقتی شتابان به سوی مرز میری
که می‌بینی همه دارن میرن
…
فقط وقتی خونه‌اتو ترک می‌کنی
که دیگه (خونه‌ات) نمی‌خوادت

هیچکس خونه‌اشو رها نمی‌کنه، مگه اینکه خونه در تعقیبش باشه
آتش زیر پا
خون داغ در شکم
هیچوقت نمی‌خواستی بری
تا اینکه تیغه شمشیر
روی گردنت قرار گرفت
حتی اون زمان هم سرود ملی
در نفست بود
…
اینو بدون
کسی بچه‌هاشو تو قایق نمی‌ذاره
مگر اینکه امنیت دریا از خشکی بیشتر باشه
…

می‌خوام برم خونه
ولی خونه‌ام در دهان کوسه است
خونه‌ام جلوی توپه
هیچکس جلای وطن نمی‌کنه
مگر اینکه تا ساحل تعقیبت کنن
مگر اینکه خونه بهت بگه
بدو
لباساتو رها کن
در صحرا بخز
از اقیانوس‌ها گذر کن
غرق شو
نجات پیدا کن
گرسنگی بکش
تقاضا کن
غرورتو فراموش کن
بقا مهم‌تر است

هیچکس خونشو ترک نمی‌کنه مگر اینکه اونجا صدایی ژفگین در گوشت بگه-
برو
از من فرار کن
نمی‌دونم چی شدم
ولی می‌دونم
هرجایی از اینجا امن‌تره

https://genius.com/Warsan-shire-home-annotated
اگر بخوام توی کاراکتر‌های قصه‌ی سفیدبرفی یک کاراکتر پدرسوخته‌ی منفی رو معرفی کنم، اون کاراکتر آینه‌ست! تنها کاراکتر واقعی و پلید قصه که هنوز زنده‌ست و کسی هم کاری به کارش نداره!
من با اون جادوگر یا ملکه‌ی غمگین بی‌اعتمادبه‌نفسی که هر روز از آینه می‌پرسه: «کی در این دنیا از همه زیباتره...؟» عمیقاً همذات‌پنداری می‌کنم چرا که ما هم اینکار رو می‌کنیم! حالا نه اینکه همه‌مون یک آینه‌ی جادویی مخفی داشته باشیم و روش پارچه کشیده باشیم اما همه‌مون تلویزیون که داریم. آینه‌های جهان مصرف‌گرای لعنتی رو.
اگر بگم من هر روز می‌بینم که آینه‌ها ما آدم‌ها رو به تلاشی وادار می‌کنن که آخرش ما برنده و شاد نیستیم دروغ نگفتم.
کارشون همینه. تحریک ما برای تبدیل شدن به کسی که نیستیم. نمونه‌ش علی‌آقای باشگاه خودمون. علی‌آقا مربی باشگاه دوران نوجوونیم بود. هیولای ترسناکی بود از عضله که به سختی وارد دستشویی باشگاه می‌شد! نه که همینجوری بگم که مثلا بگم خیلی هیکلی بود. به چشم خودم دیدم برای رد شدن از در دستشویی باید خم می‌شد و‌ در رو به زور پشت سرش می‌بست. یک روز بعد از یک هفته که مریض بود و باشگاه نیومده بود توی رختکن دیدمش روبه‌روی آینه. با وسواس دست به شکمش کشید و چند تا فیگور پشت بازو گرفت. با یک غمی زیر لب گفت: «تو این چند هفته سرماخوردگی همش ریخت! شدم مثل ملخ!» این رو با غم ساختگی‌ای نگفت که شکسته‌نفسی کنه! با غم‌ مردی گفت که تمام سرمایه‌ی دوران اداره و بازنشستگیش رو سپرده به بانک کاسپین تا با سود کمتر از سی درصدش زخمی رو مرهم بذاره که نشد و سپرده‌ هم دود شد و رفت هوا! همینقدر غمگین. آینه‌ها عکس‌های رونی کلمن رو نشونش می‌دادن و کمرش رو خم می‌کردن از غم این چند هفته مریضی! یا لیلا خانم! لیلا خانم منشی آموزشگاه موسیقی. تو رقابت بود با اسکارلت جوهانسون. حالا اینکه چرا با اسکارلت در رقابت بود خودش می‌تونست یک کتاب صد صفحه‌ای بشه تا تمام احتمالات رو در نظر بگیریم اما خودش اعتراف کرده بود همسرش یک روزی وسط دعوایشان، توی تلویزیون اسکارلت رو نشونش داده و گفته: «اگر حرف عمو‌هام رو گوش داده بودم و از این خراب‌شده رفته بودم الان زنم این شکلی بود!» این شروع رقابت یک خانم چهل و خرده‌ای ساله‌ی سبزه و تپل با اسکارلت بود! تا روزی که فیلم لوسی اکران شد اوضاع معقول می‌گذشت اما بعد از فیلم لوسی لیلا خانم غیر قابل تحمل شد. مو‌هاش رو کوتاه و بلوند کرد و لنز آبی گذاشت. یک روزی که پیشش بودم و داشتم برای ترم بعد ثبت‌نام می‌کردم خال روی گونه‌ی اسکارلت رو نشونم داد و گفت: «آقا سهیل می‌شه از مامان یا باباتون که دکترن بپرسین کجا می‌تونم از این خال‌ها بذارم؟»
حالا همه‌ی این‌ها رو گفتم که چه؟ گفتم تا برسم به این عکس. از دور که دیدمش با‌ خودم گفتم چقدر چهره‌ی زیبایی داره! یک چهره‌ی جنوبی اصیل که تمام خونگرمی و مهربونی جزیره رو تو خودش منعکس می‌کنه. وقتی ازش اجازه گرفتم که عکس بگیرم گفت: «یک جوری عکس بنداز که خوشگل بیفتیم. یک جوری که اینقدر که سیاه هستیم نیفتیم. سفید بیفتیم!» با غم گفت. نه با غمی ساختگی که شکسته‌نفسی کنه! با غم دختربچه‌ی کوچولوی سبزه‌ای گفت که کارتون سفیدبرفی رو دیده و شنیده آینه به "سفیدی" گفته بود "زیبا"! با غم بچه‌ای که نفهمیده بود شخصیت بدجنس قصه کسی نیست جز "آینه"!
📸📝سهیل سرگلزایی
@szcafe
سیاه‌پوستان آمریکا دو قرن برده بودن! دو قرن به فرمایشات ارباب و کلیسا احترام گذاشتن و مورد تجاوز روحی و جسمی قرار گرفتن تا سال ۱۹۵۰ که شروع مبارزات مدنی و حتی مسلحانه‌ی سیاهان علیه باور‌ سفیدپوستان بود. مردمان آفریقای جنوبی سال‌ها تحت سلطه‌ی آپارتاید بودن تا زمانی که نلسون ماندلا تصمیم گرفت به اعتقا‌دات آپارتاید احترام نذاره! دوست فرهیخته‌ی روشن فکر من! آزادی و لیبرالیسم هم تعریف مشخصی داره که ساده‌سازی شده‌ش به این معناست؛ «آزادی فردی تا جایی که آزادی دیگران را به خطر نندازی!»
پس اگر تو یک متجاوز جنسی هستی، اگر مدافع ارگان‌های تروریستی هستی، اگر فاشیست هستی، اگر کودک‌آزار هستی و اگر اعتقادت به این معناست که دیگران گوش به فرمان تو باشن من بهت احترام نمیذارم!
📝📸سهیل سرگلزایی
@szcafe
‌
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:
«امروز همه روی زمین زیر پر ماست،
بر اوج فلک چون بپرم -از نظر تیز-
می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست
گر بر سر خاشاک یکی پشّه بجنبد
جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست.»
بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست:
ناگه ز کمینگاه، یکی سخت کمانی،
تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست،
بر بال عقاب آمد آن تیر جگردوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست،
بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست،
گفتا: «عجب است! این که ز چوب است و ز آهن!
این تیزی و تندیّ و پریدنش کجا خاست؟!»
چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید
گفتا: «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.»

منسوب به ناصرخسرو

-=عقل سلیم=-
‌