سروش دباغ
9.75K members
688 photos
29 videos
102 files
369 links
Download Telegram
to view and join the conversation
🔺قرار است به دعوت برخی از همکارانِ دانشگاهیِ ایرانی عزیز، 27 و 28 ماه جولای، تحت عنوان" چشم انداز سکولاریسم در ایران" در دانشگاه مک گیل سخن بگویم. پیش از این، در ژانویۀ سال جاری، در دو نوبت، تحت عنوان " مسلمان سکولار" در «مرکز فرهنگی نور»، در مونترال سخنرانی کردم. بحثِ پیش رو، مکمل سخنان شش ماه قبل من است و توسعا دربارۀ سکولاریسم خواهد بود. در این سخنرانیِ دو قسمتی، بنا دارم با وام کردن آراء طلال اسد، چارلز تیلور و یورگن هابرماس، زمینه و زمانۀ پیدایی سکولاریسم را بررسیده، مؤلفه ها و مشخصات جوامع سکولار و پست- سکولار را تبیین کرده، سپس به وضعیت سکولاریسم در ایران بپردازم....
با مهر
امروز سخنان تیز و تند حمید بقایی پس از آزادیِ از زندان را خواندم؛ با رصد کردنِ آنچه بر او رفته، به یاد این ابیات حکیمانۀ سعدی افتادم:
یاد دارم ز پیر دانشمند
تو هم از من به یاد دار این پند
آنچه بر نفس خویش نپسندی
نیز بر نفس دیگری مپسند
ظاهرا از نظر بقایی، قوه قضائیه از وقتی او را به زندان افکنده، دچار خبط و خطا گشته و بدیها و کژروی هایش بر معاون رئیس جمهور سابق هویدا گشته است. تا زمانی که رقبای سیاسی هزینه می دادند و به زندان می افتادند و شکنجه می شدند و از دیار و کاشانۀ خود آواره می گشتند، مشکلی در میان نبود؛ چرا که یاران رئیس جمهور سابق در امن و امان بودند و ایام را به نیکی سپری می کردند. اما، از وقتی ورق برگشت و کشتیبان را سیاستی دگر آمد و دور گردون بر مراد حضرات نگشت، از این دست سخنان بر زبان و قلم شان جاری می شود. چرا پس از اتفاقات سال 88 که فاجعۀ کهریزک رخ داد، کثیری از فعالان سیاسی و دانشجویان به زندانهای 6 ساله محکوم شدند، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی نازنین به حصر خانگی رفتند...، بانگ اعتراضی از دولتمردان سابق برنخاست و سخنی نشنیدیم؟؟ روزگاری که ایشان همچنان سرمست از بادۀ قدرت بودند و ماشین دولت را در اختیار داشتند و می تاختند و پیش می رفتند...
وظیفۀ مدنی هریک از ماست که از حقوق شهروندی بقایی دفاع کنیم، وظیفۀ اخلاقی ماست که اگر ظلمی بر او رفته، بدان اعتراض کنیم؛ در عین حال، بوی صدقی از رفتار او و دیگر حواریونِ رئیس جمهور سابق شنیده نمی شود و نباید آنها را جدی گرفت. رفتارهای تلخ و دل آزار وعوام فریبانه، عدم اعتقاد عمیق به ساز و کار دموکراتیک، تاراجِ بی امان هشت سالۀ سرمایه های کشور بنا بر گزارش های رسمی منتشره در چهار سال اخیر، از منویات درونی و ما فی الضمیرِ این قوم پرده برمی گیرد؛ از اینرو شوقی را برنمی انگیزد، دلی را نمی لرزاند و امیدی را زنده نمی کند.
روشن است که امثال حمید بقایی، عده و عُدّۀ و پایگاه اجتماعیِ جدی و به اصطلاح «پای کاری» ندارند؛ هواداران شان موسمی اند و عضو حزب باد و بسته به موقعیت و چگونگیِ توزیع منافع، از پی عمرو و زید روانه می شوند. امروز دوستی پیشه می کنند و فردا روزی روی برمی گردانند ( کما اینکه تعداد قابل توجهی از یاران رئیس جمهور سابق در انتخابات ریاست جهموری اخیر، در ستاد ابراهیم رئیسی مشغول فعالیت بودند)؛ بر خلاف طرفدارانِ محصورانِ در بند و خاتمی و روحانی عزیز که پای کار اند و در پیگری آرمانهای خود جدی و مصمم؛ به نحو اغلبی، دموکرات و آزادیخواه اند و دلنگران مُلک و ملت و دلمشغولِ آبادانی و شکوفایی این مرز و بوم، نه در اندیشۀ تحقق منافع شخصی. از اینرو ظاهرا دستگیری و سپس آزادی بقایی جای نگرانی ندارد....
با مهر
@SoroushDabbagh_official
تفسیر تنهایی #سهراب
#شرح_کتاب "در سپهر سپهری"
نوشته سروش دباغ

نسبت دکتر عبدالکریم سروش به #مولانا، نسبت دکتر سروش دباغ است به #سپهری .

شعر سهراب همزمان آسان و سخت است و هرچقدر عامه پسند است، عمیق و چند لایه است.

تلاشی که دکتر سروش برای تفسیر جهان عرفانی مولانا کرد را در سروش دباغ برای تفسیر جهان سهراب نیز می بینیم و گرچه تفاسیر و تلاش های ارزشمند دیگری برای دنیای سهراب شده است ؛ می توان به جرات ارزشمندترین آثار را در گفتار و نوشتار دکتر سروش دباغ جست.

این کتاب مجموعه ی گفتارها، مقالات و نوشتار سروش دباغ در تفسیر شعر سهراب است و دری ست به معنای پنهان اشعار سپهری، دری ست به حیاط خلوت سهراب

برای علاقه مندان به شعر سپهری یا (به قول سروش دباغ) عرفان مدرن مطالعه این کتاب توصیه می شود.

زبان سروش دباغ زبانی دقیق و ظریف است و هیچ کلمه ی سرگردان و بی خانمانی در زبان او نمی توان یافت، پرگویی نمی کند و به محض رساندن پیام اش سراغ موضوع بعد می رود.

در این کتاب تفسیری بی نظیر از شعر #سپهری ارایه می کند و همزمان به دفعات به اشعار و دنیای مولانا نیز گریز می زند و #مولانا را نماد و نماینده #عرفان_کلاسیک معرفی می کند و #سپهری را نمود و نماینده #عرفان_مدرن .
#شرح_کتاب
"در سپهر سپهری"
نوشته دکتر سروش دباغ
🔻
@raahezendegie
« در این مقاله تلاش می‌شود آرا‌ء اخلاقی آیریس مرداک بانوی فیلسوف، شاعر و رمان‌نویس معاصر و ابوحامد غزالی عارف، متکلم، فقیه و فیلسوف قرن پنجم هجری با یکدیگر مقایسه شود. غزالی در سنت اخلاق فضیلت‌ گرای عرفانی رشد یافته و مرداک، از سوی دیگر، از احیاء کنندگان فضیلت‌گرایی اخلاقی در دوره معاصر است. مرداک خود را یک نوافلاطونیِ‌ ویتگنشتاینی می‌داند، و از این رو هم میراث‌دار سنت افلاطونی در اخلاق است و هم متأثر از آراء اگزیستانسیالست‌ها در این حوزه،‌ گرچه در مواردی ناقد آن‌ها نیز هست. غزالی در آراء اخلاقی خود، شاید بیش از هر کس دیگری تحت تأثیر حارث محاسبی و ابوالقاسم قشیری بوده است، اگرچه تا‌ثیر‌پذیری او از عرفایی چون بایزید بسطامی، جنید و دیگران نیز معقول می‌نماید. وی هم چنین متأثر از اخلاق فلسفی ارسطو ـ به طور خاص در باب مفهوم عدالت ـ و ابن‌مسکویه ـ درباب تربیت اخلاقی ـ بوده است. غزالی گرچه از بزرگترین منتقدان و مخالفان فلسفه است،‌ اما در زمینه اخلاق معتقد است که اخلاق عرفانی و اخلاق فلسفی ریشه‌های مشترکی دارند و از این رو به نوعی می‌کوشد تا از فصل مشترک اخلاق عرفانی و اخلاق فلسفی سراغ بگیرد و آنرا تبیین کند.»
مقالۀ " فضیلت گرایی اخلاقی؛ بررسی تطبیقیِ آراء مرداک و غزالی" دیروز در سایت « زیتون» منتشر شده، دوستان و عزیزانی که مایلند این مقاله را بخوانند، می توانند به لینک زیر مراجعه کنند.
سخنرانی دکتر #سروش_دباغ

تحت عنوان:

#چشم_انداز_سکولاریسم_در_ایران (جلسه دوم)

بهمراه فایل پرسش و پاسخ

ایراد شده در دانشگاه مک گیل
🔻🔻🔻
@SoroushDabbagh_official
پنجشنبه گذشته، جهت ایراد دو سخنرانی تحت عنوان " چشم انداز سکولاریسم درایران" در دانشگاه مک گیل عازم مونترال شدم. در این سفر، از مصاحبت و نشست و برخاست با همکاران و دوستان و علاقه مندان به مباحث اندیشگی و معرفتی لذت بردم و از نکته سنجی های ایشان آموختم. افزون بر بحث و گفتگو، در دان تاون زیبای مونترال، به تماشای نمایشگاه fine art نشستم، نمایشگاهی هنری که هر تابستان در مونترال برگزار می شود.
پیش از بازگشت از مونترال، شهری که در ایالت کبکِ فرانسوی نشین کانادا واقع شده و فرهنگ فرانسوی و اروپایی در جای جای آن به چشم می خورد، به پیشنهاد تنی چند از دوستانِ همدل، به « باغ گیاه شناسی مونترال» Montreal Botanical Garden رفتیم. در این باغ بزرگ، هم انواع گیاهانی که در مناطق استوایی و دیگر نقاط دنیا یافت می شوند، در شرایط گلخانه ای نگه داری می شوند، هم باغ های روبازی نظیر باغ بومیان، باغ ژاپنی و باغ چینی که در آن گیاهان بومی، ژاپنی و چینی نگه داری می گردد، واقع شده اند. مجسمۀ بزرگ و زیبای شیر در محوطۀ ورودی ، همچنین مرکز پژوهش حشره شناسی از دیگر بخش های دیدنی و جذاب « باغ گیاه شناسی مونترال» اند.
در بخشی از باغ ژاپنی، با پدیدۀ « بون سای» ( Bonsai) مواجه شدیم. این نحوه از کشت درختان که نسب نامۀ چینی دارد، کاری هنری است و از جنس ورزۀ درونی و متضمن محک زدنِ میزان صبوری و دقت کشاوز. در اصل، طی عملِ «بون سای»، مینیاتوری کوچک و زنده از یک درخت تهیه می شود، درختی که می تواند به عمر 100 تا 250 سالۀ خود در یک ظرف ادامه دهد. شیوۀ کار از این قرار است که در موعد مناسب و مقتضی، کشاورز، شاخه های درخت را جهت جلوگیری از رشد کردن و قطور شدن با سیم محکم می بندد؛ همچنین بخش هایی از ریشۀ درختِ زنده را می برد، تا از رشد درخت جلوگیری کند. دقت و حساسیت زیادی باید به خرج داده شود تا در این فرایند، ریشه های درخت به طور کامل قطع نشود، که در این صورت درخت می خشکد و از بین می رود. همچنین، باید از رشد شاخه ها به نحو ظریفی جلوگیری شود، والّا، درخت، زشت و بد شکل و بد قواره می گردد. محصول این صبوری و مراقبت و محافظتِ درازآهنگ 50-60 ساله، که در یک خانواده می تواند از نسلی به نسلی دیگر ادامه یابد ، درخت زنده ای است که در یک ظرف بالیده، تصویر مینیاتوریِ زیبایی از یک درخت بزرگی است که بارها در باغ و بوستان و جنگل دیده ایم....
سهراب می گفت: « هر کجا برگی هست شور من می شکفد» و « باید کتاب را بست/ باید بلند شد/ در امتداد وقت قدم زد/ گل را نگاه کرد/ ابهام را شنید/ باید دوید تا ته بودن/ باید به بوی خاک فنا رفت/باید به ملتقای درخت و خدا رسید.»
شخصا، دقایق و ساعاتی که در باغ و بوستان بسر می برم و در میان برگ و گل و درخت نفس می کشم و قدم می زنم و می گردم و می چرخم، شورم می شکفد و اوقاتم خوش می شود. خصوصا با درخت، رابطۀ ویژه ای دارم، درختی که به طور متوسط زندگی سه نسل انسانی را نظاره می کند و رازهای سر به مُهر بسیاری را می داند؛ درختی که سر به زیراست، که بدون قیل و قال و هیاهو از سایه و میوه و چوب خود، بدون محاسبه و چشمداشت می بخشد و دریغ نمی کند؛ درختی که سخت و وسیع و تودار است، که وقتی پوستش را می خراشند و یا برگش را می چینند و یا سنگینی تبری را برتنه اش لمس می کند ، خم به ابرو نمی آورد و آه نمی کشد؛ درختی که مقاوم است و مملو از نشاط و شور زندگی، که وقتی سرمای استخوان سوز زمستان در می رسد و برگ هایش یکایک زرد می شوند و می پژمرند و فرومی ریزند و عریانی و ویرانی را تجربه می کند، قالب تهی نمی کند و فرو نمی ریزد و مایوس نمی شود، بلکه در انتظار سپری شدنِ زمستان و سر زدن بهار و دمیدن شکوفه ها و معطر و مطرا شدن فضای باغ و بوستان، صبوری می کند و طاقت می آورد و از باد و بورانِ سرد و طاقت فرسا ، سر به سلامت می برد، که « صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند».
درخت، به نزد من، مظهر زندگی است. می توان در سایه سارش نشست و بدان زل زد و سر به زیری و سختی و توداری و نشاط و شورانگیزی اش را رصد کرد و ستود؛ می توان از او درس زندگی آموخت و سرزندگی و امیدواری را جایگزین تلخی و ناامیدی کرد...
نمی دانم چه سرّی در « بون سای» نهفته است؛ آزار و اذیت یک موجود زنده را نمی پسندم و برنمی تابم، ولو به این قیمت که محصول، کاری مینیاتوری و زیبا باشد. فشردن و قطع کردنِ بخشی از یک ارگانیسم زنده، هر چند محصول صبوری و مداقه و مراقبه باشد، به نزد من، کاری ناموجه است و متضمن نادیده انگاشتن « قانون زمین»: « یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بربخورد». تعجب می کنم، چگونه در فرهنگ معنوی ژاپنی که عمیقا متاثر از سنت بودیسم است و با تسلیم (submission) و آرامش و احترام گذاشتن به قانون طبیعت عمیقا بر سر مهر، دخل و تصرف کردنِ در چرخۀ رشد طبیعی و حیات و ممات درختان، مقبول افتاده است؟

با مهر
🔻🔻🔻
@Soroush_Dabbagh_official
💠 هم اکنون جلسه پرسش و پاسخ آنلاین با حضور دکتر #سروش_دباغ، با موضوع #حجاب
🔻🔻🔻🔻🔻
@Soroush_Dabbagh_official
"آغاز جلسه"

با عرض سلام و احترام و ضمن تشکر از حضور شما در این محفل، خواهشمند هستیم مقدمه‌ای در خصوص موضوع این جلسه ایراد بفرمایید
🔻🔻🔻🔻🔻
@Soroush_Dabbagh_official
Forwarded from Soroush Dabbagh
"پرسش یکم"

عرض سلام و ادب خدمت دکتر دباغ عزیز، ارتباط کنونی پوشش اسلامی را با فتح ایران چگونه می‌بینید؟ آیا پوشش ایرانیان تاثیری بر پوشش فعلی (که مُد نظری کثیری از فقهای اسلامی شیعه و اهل سنت است) داشته است؟
🔻🔻🔻🔻🔻
@Soroush_Dabbagh_official
Forwarded from Soroush Dabbagh
"پرسش دوم"

با سلام

با توجه به باور شما به توزین احکام فقهی در ترازوی اخلاق، چگونه می‌توان این باور را با حکم فقهی حرام بودن بدعت در دین جمع کرد؟
🔻🔻🔻🔻🔻
@Soroush_Dabbagh_official