•› 𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐄𝐦𝐛𝐞𝐫 ‹•
Norbert Grzegorczyk – Blood Moon
داشتم گوشش میدادم و این توی ذهنم مرور شد؛
«میدانم آینده خالی از لحظات و روزهای خوشایند نخواهد بود و این دوره از زندگی نیز خواهد گذشت؛ اما واقعیت این است که دانستن، الزاما باعث آرامش آدمی نمیشود!» ...
«میدانم آینده خالی از لحظات و روزهای خوشایند نخواهد بود و این دوره از زندگی نیز خواهد گذشت؛ اما واقعیت این است که دانستن، الزاما باعث آرامش آدمی نمیشود!» ...
•› 𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐄𝐦𝐛𝐞𝐫 ‹•
Sufjan Stevens – Fourth of July
What could I have said to raise,
you from the dead?! Oh, could I ;
be the sky ,
on the Fourth of July?!
.
.
.
We’re all gonna die …
you from the dead?! Oh, could I ;
be the sky ,
on the Fourth of July?!
.
.
.
We’re all gonna die …
💘1
•› 𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐄𝐦𝐛𝐞𝐫 ‹•
thewalkway – (Violin)
«اگر روزى مرا در آغوش مرگ يافتيد، بدانيد كه تمام وجودم به اين پايان راضى بود …
نه از آن رو كه زندگی را دوست نداشتم، بلكه از آن رو كه هر انسان، روزى به آخرين ايستگاهِ خويش مىرسد .
اگر نامى از من ماند، اميدوارم در خاطر كسانى باشد كه روزى با تمامِ قلب
دوستشان داشتم .
و اگر چیزی از من به جا نماند،
باد، قصه ام را با خود خواهد برد !
همان گونه كه رد پاى هزاران رهگذر را از خاک برده است …»
نه از آن رو كه زندگی را دوست نداشتم، بلكه از آن رو كه هر انسان، روزى به آخرين ايستگاهِ خويش مىرسد .
اگر نامى از من ماند، اميدوارم در خاطر كسانى باشد كه روزى با تمامِ قلب
دوستشان داشتم .
و اگر چیزی از من به جا نماند،
باد، قصه ام را با خود خواهد برد !
همان گونه كه رد پاى هزاران رهگذر را از خاک برده است …»
و گمونم بزرگسالی همونجاست که بغض داری اما فرصتِ گریهت رو به بعداً موکول میکنی چون وقت نداری …
💔3
- So many
books to read,
movies to watch,
series to consume,
places to visit,
songs to listen,
hobbies to try,
journals to fill,
lives to live !
+ But I don't have the passion for that ...
books to read,
movies to watch,
series to consume,
places to visit,
songs to listen,
hobbies to try,
journals to fill,
lives to live !
+ But I don't have the passion for that ...
•› 𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐄𝐦𝐛𝐞𝐫 ‹•
Sezen Aksu – Son Bakış
Sen benim ilk kederimdin . İnsan ilk kederini unutur mu?!
Forwarded from •بوتهی توتفرنگی• (بـــهـار)
آدمی تا زمانیکه خیال بورزد؛ میخزد، میلولد، خونی و مالی میشود؛
اما از تپش نمیافتد.
اما از تپش نمیافتد.
Forwarded from •بوتهی توتفرنگی• (بـــهـار)
از فرداشب نیستم تا 12 تیر.
آدم ِ یهویی رفتن و دیلیتاکانت کردن و غیب شدنم؛ اما چون قول داده بودم، اینجا هم گفتم.
منتظرم بمونید و از خاطر نبرینم؛)🩶
آدم ِ یهویی رفتن و دیلیتاکانت کردن و غیب شدنم؛ اما چون قول داده بودم، اینجا هم گفتم.
منتظرم بمونید و از خاطر نبرینم؛)🩶
آدمی زمانی که خیال میوَرزه؛ نمیدونه قراره چقدر بخَزه، بِلوله، خونی و مالی هم بشه، وَ دست بر قضا از تپش هم میاُفته ...
Forwarded from •بوتهی توتفرنگی• (بـــهـار)
سالِ پیش اینموقع توی چنل قبلیم نوشتم«شما که غریبه نیستید، خسته شدم انقدر گریه کردم.»
الان، امروزم همین؛ خسته شدم...
الان، امروزم همین؛ خسته شدم...
•بوتهی توتفرنگی•
«شما که غریبه نیستید، خسته شدم انقدر گریه کردم.»
و این داستان ادامه دارد …
Forwarded from "لایار" (رسولِ وحید)
آه خدای من چهقدر یک عمر کمه، و یک روز هم زیاده.
"لایار"
آه خدای من چهقدر یک عمر کمه، و یک روز هم زیاده.
دقیقه با جگرِ سال میتپه، و سالها؟! به چشمبهمزدنی …