جشنواره لینوکس و نرمافزار های متن باز امیرکبیر
تخفیف ۴۰ درصدی برای دانشجویان با کد تخفیف : STU
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به آدرس زیر مراجعه کنید.
http://bit.ly/1YeorpQ
@SoftwareEngineers
تخفیف ۴۰ درصدی برای دانشجویان با کد تخفیف : STU
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به آدرس زیر مراجعه کنید.
http://bit.ly/1YeorpQ
@SoftwareEngineers
🍁دوره آموزشی مدیریت پروژه چابک
#Agile
🌟 درس چهاردهم
خوب، تو درس قبل بیانیه چابک رو به سرعت مرور کردیم. حالا تو این درس میریم سراغ اولین ارزش بیانیه: اینکه برای افراد و تعاملهاشون بیشتر از فرآیندها و ابزارها ارزش قایلیم. اسم تیلور (taylor) تا حالا به گوشتون خورده؟ تیلور پیشروی طرز فکری بود که از سالهای ۱۸۸۰ شکل گرفت و بهش میگن مدیریت علمی. این طرز فکر که بعد از اون تقریبا با کمی پس و پیش طرز فکر مدیریتی «درست» به حساب اومد عمدتا مبتنی بر فرآیندها و ابزارهاس و از طریق اونها محصول و نتیجه رو بهبود میداد.
روشها خیلی عالی بودن و تمام زحمتهایی که کشیده بودن هنوز هم اثرهای مثبتش برای ما وجود داره. با این حال الان اوضاع خیلی فرق کرده. خیلی از کارهای ساده و تکراری که اون موقع به عهده آدمها بود رو الان ماشینها انجام میدن و چیزهایی که برای آدمها باقی مونده مجموعا خیلی پیچیدهتر و خلاقانهتر از اون زمانه. به همین خاطر تمرکز بیش از اندازه روی فرآیندها و ابزارها نمیتونه مشکلاتمون رو به اندازه کافی حل کنه. وقتی تمرکز زیاد از حد روی ابزار و فرآیند باشه، آدمها به چشم قطعههای یه ماشین دیده میشن. ماشین ایدهآلی که اگه یکی از قطعههاش مشکل داشته باشه عوض میکنیمش و درست میشه.
الان متوجه شدیم که مشکلهای اصلی تو فرآیندها و ابزارها نیست، تو آدمها و تعاملهاشونه. به همین خاطر هم باید برای رفع مشکلات کارمون رو از اصلاح اون قسمت شروع کنیم. شما هم تو پروژهها و شرکتهاتون احساس میکنین که تمرکز اکثر مدیرها روی فرآیندهاس و به سادهترین مسایلی که به تعاملهای بین آدمها مربوط میشه توجه نمیکنن؟ هرچقدر هم که فرآیندها رو اصلاح میکنن مشکل حل نمیشه، ولی باز هم حل نشدنش رو میندازن گردن فرآیندها و ابزارها و سعی میکنن با بهتر کردنشون به نتیجه برسن. معمولا هم نمیرسن.
بگذریم. این اولین ارزش بیانیه چابک بود. تو فضاهای چابک فرآیندها و ابزارهامون خیلی ساده هستن و تمام تمرکزمون روی آدمها و ارتباطهاشونه. حتی ترجیح میدیم از نرمافزار برای کنترل پروژههامون استفاده نکنیم، چون بیدلیل کارها رو تو این فضا پیچیده میکنه. یه وایتبرد برای کنترل موثر پروژه کافیه.
فردا درباره دومین ارزش صحبت میکنیم: اینکه برای نرمافزار در حال کار بیشتر از اسناد مفصل و جامع ارزش قایلیم. اگه از جملهبندیش زیاد راضی نیستین به جای نرمافزار بذارین «محصول». به این فکر کنین که تبعات این بخش از بیانیه چجوریه و چطوری میتونین با پروژههاتون تطبیقشون بدین.
#Agile
🌟 درس چهاردهم
خوب، تو درس قبل بیانیه چابک رو به سرعت مرور کردیم. حالا تو این درس میریم سراغ اولین ارزش بیانیه: اینکه برای افراد و تعاملهاشون بیشتر از فرآیندها و ابزارها ارزش قایلیم. اسم تیلور (taylor) تا حالا به گوشتون خورده؟ تیلور پیشروی طرز فکری بود که از سالهای ۱۸۸۰ شکل گرفت و بهش میگن مدیریت علمی. این طرز فکر که بعد از اون تقریبا با کمی پس و پیش طرز فکر مدیریتی «درست» به حساب اومد عمدتا مبتنی بر فرآیندها و ابزارهاس و از طریق اونها محصول و نتیجه رو بهبود میداد.
روشها خیلی عالی بودن و تمام زحمتهایی که کشیده بودن هنوز هم اثرهای مثبتش برای ما وجود داره. با این حال الان اوضاع خیلی فرق کرده. خیلی از کارهای ساده و تکراری که اون موقع به عهده آدمها بود رو الان ماشینها انجام میدن و چیزهایی که برای آدمها باقی مونده مجموعا خیلی پیچیدهتر و خلاقانهتر از اون زمانه. به همین خاطر تمرکز بیش از اندازه روی فرآیندها و ابزارها نمیتونه مشکلاتمون رو به اندازه کافی حل کنه. وقتی تمرکز زیاد از حد روی ابزار و فرآیند باشه، آدمها به چشم قطعههای یه ماشین دیده میشن. ماشین ایدهآلی که اگه یکی از قطعههاش مشکل داشته باشه عوض میکنیمش و درست میشه.
الان متوجه شدیم که مشکلهای اصلی تو فرآیندها و ابزارها نیست، تو آدمها و تعاملهاشونه. به همین خاطر هم باید برای رفع مشکلات کارمون رو از اصلاح اون قسمت شروع کنیم. شما هم تو پروژهها و شرکتهاتون احساس میکنین که تمرکز اکثر مدیرها روی فرآیندهاس و به سادهترین مسایلی که به تعاملهای بین آدمها مربوط میشه توجه نمیکنن؟ هرچقدر هم که فرآیندها رو اصلاح میکنن مشکل حل نمیشه، ولی باز هم حل نشدنش رو میندازن گردن فرآیندها و ابزارها و سعی میکنن با بهتر کردنشون به نتیجه برسن. معمولا هم نمیرسن.
بگذریم. این اولین ارزش بیانیه چابک بود. تو فضاهای چابک فرآیندها و ابزارهامون خیلی ساده هستن و تمام تمرکزمون روی آدمها و ارتباطهاشونه. حتی ترجیح میدیم از نرمافزار برای کنترل پروژههامون استفاده نکنیم، چون بیدلیل کارها رو تو این فضا پیچیده میکنه. یه وایتبرد برای کنترل موثر پروژه کافیه.
فردا درباره دومین ارزش صحبت میکنیم: اینکه برای نرمافزار در حال کار بیشتر از اسناد مفصل و جامع ارزش قایلیم. اگه از جملهبندیش زیاد راضی نیستین به جای نرمافزار بذارین «محصول». به این فکر کنین که تبعات این بخش از بیانیه چجوریه و چطوری میتونین با پروژههاتون تطبیقشون بدین.
🍁دوره آموزشی مدیریت پروژه چابک
#Agile
🌟 درس پانزدهم
به ارزش دوم فکر کردین؟ به نظرم ماجراییه که همه دایما باهاش سر و کار داریم. البته ممکنه تو نگاه اول خیلی واضح نباشه. دومین قسمت بیانیه اینه که برای نرمافزار در حال کار خیلی بیشتر از اسناد مفصل و جامع ارزش قایلیم. کسایی که بیانیه رو تهیه میکردن همه تو حوزه نرمافزار کار میکردن و هنوز هم مهمترین استفاده روشهای چابک تو نرمافزاره. با این حال به اون محدود نمیشه. به همین خاطر میتونیم ارزش دوم رو اینطوری بازنویسی کنیم: برای محصول کاربردی بیشتر از اسناد ارزش قایلیم.
ماجرا اینه که تو روشهای سنتی از انواع و اقسام اسناد برای تعامل با کارفرما و حتی داخل تیم استفاده میکنیم. مثلا سندی در مورد گستره پروژه تهیه میکنیم و تایید کارفرما رو میگیریم، به این خیال که الان هر دو تصور مشترکی از موضوع داریم. همون رو مبنای پروژه قرار میدیم و محصول نهایی رو میسازیم، ولی بعد میبینیم که کارفرما ازش راضی نیست، چون برداشتی که از سند داشته با برداشت ما متفاوت بوده. به همین خاطره که به جای اسناد از خود محصول استفاده میکنیم. البته منظورم محصول نهایی نیست، اجزای قابل استفاده محصول نهایی، انواع مدلها و چیزهایی از اون دسته. چیزهایی که کارفرما میتونه باهاشون کار کنه و ببینه همونی که میخواسته هست یا نه و بر اون اساس بازخورد بده. از بازخوردش برای اصلاح روندمون در ادامه پروژه استفاده میکنیم. قطعا مستندسازی تو پروژه خیلی مهمه، ولی کاربردهای خاص خودش رو داره و هیچوقت نباید فکر کنیم بر هر درد بیدرمان دواست و هروقت به مشکلی خوردیم یه مرحله مستندسازیهامون رو پیچیدهتر و کسالتآورتر کنیم. قبل از اینکه این رو تموم کنم این نکته رو هم بگم که ماجرای شیوه تولید محصول و مدیریت گستره چیزیه که تو درسهای بعدیمون خیلی مفصلتر و دقیقتر بررسیش میکنیم.
خوب، فردا درباره ارزش سوم صحبت میکنیم: اینکه برای مشارکت مشتری بیشتر ارزش قایلیم تا مذاکرات قراردادی. مطمئنم که انواع و اقسام خاطرات داره تو ذهنتون مرور میشه. احتمالا اون شرایطی رو هم به یاد آوردین که کارفرما و پیمانکار مثل دوتا دشمن با هم برخورد میکنن، انگار نه انگار که هدف مشترکی دارن (تولید محصول پروژه). خوب، لطفا به مرور خاطراتتون ادامه بدین و ببینین چه جنبههای دیگهای ازش به نظرتون میاد، تا فردا دربارهش با هم صحبت کنیم.
این دوره ادامه دارد.....
#Agile
🌟 درس پانزدهم
به ارزش دوم فکر کردین؟ به نظرم ماجراییه که همه دایما باهاش سر و کار داریم. البته ممکنه تو نگاه اول خیلی واضح نباشه. دومین قسمت بیانیه اینه که برای نرمافزار در حال کار خیلی بیشتر از اسناد مفصل و جامع ارزش قایلیم. کسایی که بیانیه رو تهیه میکردن همه تو حوزه نرمافزار کار میکردن و هنوز هم مهمترین استفاده روشهای چابک تو نرمافزاره. با این حال به اون محدود نمیشه. به همین خاطر میتونیم ارزش دوم رو اینطوری بازنویسی کنیم: برای محصول کاربردی بیشتر از اسناد ارزش قایلیم.
ماجرا اینه که تو روشهای سنتی از انواع و اقسام اسناد برای تعامل با کارفرما و حتی داخل تیم استفاده میکنیم. مثلا سندی در مورد گستره پروژه تهیه میکنیم و تایید کارفرما رو میگیریم، به این خیال که الان هر دو تصور مشترکی از موضوع داریم. همون رو مبنای پروژه قرار میدیم و محصول نهایی رو میسازیم، ولی بعد میبینیم که کارفرما ازش راضی نیست، چون برداشتی که از سند داشته با برداشت ما متفاوت بوده. به همین خاطره که به جای اسناد از خود محصول استفاده میکنیم. البته منظورم محصول نهایی نیست، اجزای قابل استفاده محصول نهایی، انواع مدلها و چیزهایی از اون دسته. چیزهایی که کارفرما میتونه باهاشون کار کنه و ببینه همونی که میخواسته هست یا نه و بر اون اساس بازخورد بده. از بازخوردش برای اصلاح روندمون در ادامه پروژه استفاده میکنیم. قطعا مستندسازی تو پروژه خیلی مهمه، ولی کاربردهای خاص خودش رو داره و هیچوقت نباید فکر کنیم بر هر درد بیدرمان دواست و هروقت به مشکلی خوردیم یه مرحله مستندسازیهامون رو پیچیدهتر و کسالتآورتر کنیم. قبل از اینکه این رو تموم کنم این نکته رو هم بگم که ماجرای شیوه تولید محصول و مدیریت گستره چیزیه که تو درسهای بعدیمون خیلی مفصلتر و دقیقتر بررسیش میکنیم.
خوب، فردا درباره ارزش سوم صحبت میکنیم: اینکه برای مشارکت مشتری بیشتر ارزش قایلیم تا مذاکرات قراردادی. مطمئنم که انواع و اقسام خاطرات داره تو ذهنتون مرور میشه. احتمالا اون شرایطی رو هم به یاد آوردین که کارفرما و پیمانکار مثل دوتا دشمن با هم برخورد میکنن، انگار نه انگار که هدف مشترکی دارن (تولید محصول پروژه). خوب، لطفا به مرور خاطراتتون ادامه بدین و ببینین چه جنبههای دیگهای ازش به نظرتون میاد، تا فردا دربارهش با هم صحبت کنیم.
این دوره ادامه دارد.....
@SoftwareEngineers
یک لپ تاپ هم برای برنامه نویس های که میخوان سرور با خودشان حمل کنند معرفی کنیم.
از 1300 دلار شروع میشه تا نزدیک 5000 دلار که میشه سی پی یو Xeon و رم 64 و 3 تا هارد با امکان رید 0 و 1، و ...براش سفارش داد
http://shop.lenovo.com/us/en/laptops/thinkpad/p-series/p50/#SYSTEM
یک لپ تاپ هم برای برنامه نویس های که میخوان سرور با خودشان حمل کنند معرفی کنیم.
از 1300 دلار شروع میشه تا نزدیک 5000 دلار که میشه سی پی یو Xeon و رم 64 و 3 تا هارد با امکان رید 0 و 1، و ...براش سفارش داد
http://shop.lenovo.com/us/en/laptops/thinkpad/p-series/p50/#SYSTEM
Lenovo
ThinkPad P50 | Mobile Workstation |
15.6" mobile workstation with enterprise-class features for the most demanding mobile workstation use, including Intel Xeon processors, professional-caliber displays, ISV certifications, & optional touchscreen.
توسط cnet تخمین زده شده بود که استفاده از یک رنگ آبی مخصوص در bing موجب افزایش 80 میلیون دلاری درآمد سالیانه bing شد
@SoftwareEngineers
@SoftwareEngineers
🍁دوره آموزشی مدیریت پروژه چابک
#Agile
🌟 درس شانزدهم
و اینک سومین ارزش بیانیه چابک: مشارکت کارفرما خیلی بیشتر از مذاکرات قراردادی برامون ارزش داره.
پیمانکار و کارفرما واقعا هدف مشترک دارن، غیر از اینه؟ هردو میخوان محصول پروژه رو به بهترین شکل محقق کنن. البته شکی نیست که منافعشون ممکنه متفاوت باشه. مثلا ممکنه کارفرما دولتی باشه و منفعتی که دنبالشه افزایش رفاه عموم باشه (نخیر، من «های» نیستم!)، در حالی که منفعت پیمانکار سود مالی باشه. یا حتی ممکنه منفعت کارفرما کسب درآمد باشه و منفعت پیمانکار صرفا کسب اعتبار و راه پیدا کردن به بازارهای جدید. با وجود همه اینها، هنوز هم اشتراک خیلی زیادی دارن: محصول پروژه. اگه این دو عنصر با هم به اندازه کافی همکاری کنن و واقعا همسو باشن و به هم کمک کنن، پروژه خیلی بهتر پیش میره.
وقتی که هنوز ایران کار میکردم احساس میکردم رابطه کارفرماها و پیمانکارها سال به سال داره بدتر میشه. کارفرماها بیشتر و بیشتر خودشون رو دست بالا میگیرن و عملا با پیمانکار به چشم دزد برخورد میکنن. بله، خیلی پیمانکارها شیطنتهایی دارن، ولی همین که به جای انواع کارهای بیثمر پردرآمد اومدن زندگی حرفهای خودشون رو وقف چیزی کردن که به بهتر شدن وضعیت کشور کمک میکنه خیلی جای تقدیر داره.
پیمانکارها هم باید مراقب باشن که شرایط برای مشارکت کارفرما فراهم بشه. مثلا کارفرما قرار نیست به اندازه پیمانکار فنی باشه و در نتیجه اگه پیمانکار اجازه بده جنبههای پیشرفته فنی روی همه تعاملها سایه بندازه، کیفیت ارتباط افت میکنه. خیلی از پیمانکارها عمدا این کار رو میکنن و در نهایت به خودشون صدمه میخوره.
خوب، این هم از درس امروز. فردا درباره ارزش چهارم صحبت میکنیم، اینکه واکنش به تغییر بیشتر از اجرای برنامه برامون ارزش داره. این مورد دیگه واقعا برخلاف خیلی از برداشتهامونه، چون همیشه طبق برنامه پیش رفتن برامون بالاترین درجه تعالی به حساب میومده. پس چطور؟ یه مقدار بهش فکر کنین
#Agile
🌟 درس شانزدهم
و اینک سومین ارزش بیانیه چابک: مشارکت کارفرما خیلی بیشتر از مذاکرات قراردادی برامون ارزش داره.
پیمانکار و کارفرما واقعا هدف مشترک دارن، غیر از اینه؟ هردو میخوان محصول پروژه رو به بهترین شکل محقق کنن. البته شکی نیست که منافعشون ممکنه متفاوت باشه. مثلا ممکنه کارفرما دولتی باشه و منفعتی که دنبالشه افزایش رفاه عموم باشه (نخیر، من «های» نیستم!)، در حالی که منفعت پیمانکار سود مالی باشه. یا حتی ممکنه منفعت کارفرما کسب درآمد باشه و منفعت پیمانکار صرفا کسب اعتبار و راه پیدا کردن به بازارهای جدید. با وجود همه اینها، هنوز هم اشتراک خیلی زیادی دارن: محصول پروژه. اگه این دو عنصر با هم به اندازه کافی همکاری کنن و واقعا همسو باشن و به هم کمک کنن، پروژه خیلی بهتر پیش میره.
وقتی که هنوز ایران کار میکردم احساس میکردم رابطه کارفرماها و پیمانکارها سال به سال داره بدتر میشه. کارفرماها بیشتر و بیشتر خودشون رو دست بالا میگیرن و عملا با پیمانکار به چشم دزد برخورد میکنن. بله، خیلی پیمانکارها شیطنتهایی دارن، ولی همین که به جای انواع کارهای بیثمر پردرآمد اومدن زندگی حرفهای خودشون رو وقف چیزی کردن که به بهتر شدن وضعیت کشور کمک میکنه خیلی جای تقدیر داره.
پیمانکارها هم باید مراقب باشن که شرایط برای مشارکت کارفرما فراهم بشه. مثلا کارفرما قرار نیست به اندازه پیمانکار فنی باشه و در نتیجه اگه پیمانکار اجازه بده جنبههای پیشرفته فنی روی همه تعاملها سایه بندازه، کیفیت ارتباط افت میکنه. خیلی از پیمانکارها عمدا این کار رو میکنن و در نهایت به خودشون صدمه میخوره.
خوب، این هم از درس امروز. فردا درباره ارزش چهارم صحبت میکنیم، اینکه واکنش به تغییر بیشتر از اجرای برنامه برامون ارزش داره. این مورد دیگه واقعا برخلاف خیلی از برداشتهامونه، چون همیشه طبق برنامه پیش رفتن برامون بالاترین درجه تعالی به حساب میومده. پس چطور؟ یه مقدار بهش فکر کنین
🍁دوره آموزشی مدیریت پروژه چابک
#Agile
🌟 درس هفدهم (پایانی)
چیزی تا تموم شدن دوره نمونده. به ارزش چهارم فکر کردین؟
طبق برنامه پیش رفتن تو پروژههای متعین ارزش خیلی بالاییه، چون میدونیم چه محصولی میخوایم درست کنیم و برنامه راه رسیدنمون به اون محصوله. ولی تو پروژههای تطبیقی نمیتونیم چنین چیزی داشته باشیم و در نتیجه برنامههامون هم خیلی محدود و کوتاه مدتن. چیزی که برای ما مهمه واکنش دادن به تغییره، بازخورد گرفتن، همون چیزی که باعث میشه بتونیم تطبیقی پیش بریم.
دورهمون دیگه تموم شد. دوره کوتاه و سادهای بود و خیلی بیشتر از اینها میشه درباره چابکی حرف زد. من فقط امیدوارم که یه تصویر جامع و درست، هرچند کلی، از این مفهوم تو ذهنتون شکل گرفته باشه.
موفق و پیروز باشید
پایان
#Agile
🌟 درس هفدهم (پایانی)
چیزی تا تموم شدن دوره نمونده. به ارزش چهارم فکر کردین؟
طبق برنامه پیش رفتن تو پروژههای متعین ارزش خیلی بالاییه، چون میدونیم چه محصولی میخوایم درست کنیم و برنامه راه رسیدنمون به اون محصوله. ولی تو پروژههای تطبیقی نمیتونیم چنین چیزی داشته باشیم و در نتیجه برنامههامون هم خیلی محدود و کوتاه مدتن. چیزی که برای ما مهمه واکنش دادن به تغییره، بازخورد گرفتن، همون چیزی که باعث میشه بتونیم تطبیقی پیش بریم.
دورهمون دیگه تموم شد. دوره کوتاه و سادهای بود و خیلی بیشتر از اینها میشه درباره چابکی حرف زد. من فقط امیدوارم که یه تصویر جامع و درست، هرچند کلی، از این مفهوم تو ذهنتون شکل گرفته باشه.
موفق و پیروز باشید
پایان