Iranian Software Engineers
71 subscribers
213 photos
5 videos
19 files
131 links
Download Telegram
سرازیرشدن تقاضاهای زیاد به یک سرور یا Ddos چیست؟
Ddosیک نوع حمله ی توزیع شده است که تلاش می کند با از دسترس خارج کردن شبکه ی کامپیوتری برای کاربران بر روی سرور آنلاین اختلال ایجاد می کند.این حمله معمولا با ترافیکی از منابع ناشناخته اتفاق می افتد.هدف این حملات شبکه هایی با منابع مهم است که شامل سایت های بانکی و شبکه های محبوب است و برای کاربرانی که می خواهند به اطلاعات مهم دسترسی داشته باشند چالش ایجاد می کند.در اصل حمله ی Ddos یک حمله ی ترکیبی است که در اغلب موارد از راه دور و از طریق اینترنت سیستم های کامپیوتری را از دور خارج می کند.تا زمانی که این نوع حملات روی مجموعه ای از الگوها تنظیم شود, نشانه ای وجود ندارد که چطور حمله ی Ddos اتفاق افتاده است.
کتاب آموزش اسکرام و کانبان 👆

@SoftwareEngineers
👆👆شرکت خدمات نوین سداد فعال در حوزه پرداخت الکترونیک (PSP) نیاز به افراد متخصص در زمینه بانک اطلاعاتی، برنامه نویسی وب و موبایل دارد.
رزومه خود را به ایمیل مشخص شده در فایل مربوطه ارسال کنید
@SoftwareEngineers
ابزارهای تست امنیت

@SoftwareEngineers
🍁دوره آموزشی مدیریت پروژه چابک
#Agile
🌟 درس هشتم

دراپ باکس رو حتما می‌شناسین. داستانش رو هم می‌دونین؟
به نظرتون چند سال روی نرم‌افزار کار کردن و بعد اون چیز کاملی که الان می‌شناسیم رو دادن بیرون، به این امید که مردم ازش خوششون بیاد و پول صرفش کنن؟ نه. قدم به قدم رفتن جلو و قابلیت‌هایی که بازار می‌خواسته رو بهش اضافه کردن.
حالا سوال من اینه: فکر می‌کنین اولین محصولی که بیرون دادن چی بوده؟نه، حتی از اون هم ساده‌تر. دوباره فکر کنین.
محصول اولی که دادن یه فیلم بوده، که شیوه کار کردن دراپ باکس رو نشون می‌داده؛ نرم‌افزاری که هنوز وجود نداشته. بعد به مردم گفتن که این نرم‌افزار تا چند ماه دیگه میاد بیرون و اگه علاقه دارین الان ثبت نام کنین. وقتی تعداد ثبت نام‌ها به اندازه کافی رسید مطمئن شدن که می‌تونه آینده داشته باشه و رفتن مرحله بعد.
باز هم فکر کنیم به مثال‌های بیشتر.

احتمال داره بیس‌کمپ رو نشناسین. این یکی دو سال خیلی معروف شده و در نوع خودش از موفق‌ترین‌هاس. یه نرم‌افزار مدیریت پروژه آنلاینه.کار شرکت سازنده‌ش طراحی وب بوده. کارهای کوچیک می‌گرفته و تعداد مشتری‌هاش هم خیلی زیاد بوده. برای این‌که کارش راحت‌تر بشه یه نرم‌افزار ساده تهیه می‌کنه برای پیگیری کارها بین خودشون و مشتری. می‌خواستن نرم‌افزار رو در همون حد نگه دارن، ولی بعد می‌بینن که مشتری‌ها خیلی ازش استقبال کردن و دایما دارن پیشنهادهای مختلفی برای تقویتش می‌دن. اون‌ها هم دایما اون رو بهتر و بهتر می‌کنن.
در نهایت کار به جایی می‌رسه که اشتراک استفاده از نرم‌افزار رو به جاهای مختلف می‌فروشن. بعد از مدتی می‌بینن که درآمدش داره از درآمد کار اصلی شرکت بیشتر می‌شه و آینده‌ش هم به نظر خیلی روشن میاد. مرحله به مرحله کار رو جلو می‌برن و به جایی می‌رسن که کار اصلی شرکت که طراحی سایت بوده رو متوقف می‌کنن و فقط متمرکز می‌شن روی این نرم‌افزار. الان هم ظاهرا دارن روی نرم‌افزار جدیدی برای مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) کار می‌کنن. نسخه‌های اولیه‌ش فکر می‌کنم تموم شده و همچنان دارن چابک پیش می‌رن.
خوب، مثال‌هایی که زدم بیشتر از جنس Startup بودن تا پروژه به مفهوم رایجش. دلیلش اینه که اون‌ها خیلی ملموس‌ترن. همین روش و مکانیزم در مورد بقیه پروژه‌های چابک هم وجود داره. خیلی وقت‌ها البته به جای بازخورد بازار تمرکزمون روی بازخورد کارفرماس، که اون هم از نظر عدم قطعیت فرق چندانی با یه بازار متلاطم نداره .

حالا سوال اینه:‌ برای چه پروژه‌های می‌تونیم از روش‌های چابک استفاده کنیم؟
به نظرم اگه خوب بهش فکر کنین می‌تونین جواب کامل بدین.

این دوره ادامه دارد.....
🍁دوره آموزشی مدیریت پروژه چابک
#Agile

🌟 درس نهم

به نظرتون می‌شه هر پروژه‌ای رو چابک اجرا کرد؟
متاسفانه جواب منفیه!
پروژه اون درمانگاه رو یادتونه؟ مثال یکی از درس‌های قبلی. به نظرتون برای اون پروژه لازمه تطبیقی پیش بریم؟ به نظر من که نه. ارتباط بین محصول و نتیجه انقدر محکم و ساده‌س که نیازی به تطبیق نداریم و خیلی راحت می‌تونیم متعین پیش بریم.
حالا اگه اصرار داشته باشیم چی، می‌شه؟
نه. نمی‌شه. یادتونه، برای تطبیقی اجرا کردن پروژه لازمه که محصولش تدریجی(incremental) تولید بشه و کارمون قدم به قدم (iterative) باشه. هرکدوم این‌ها هم تبعات خودشون رو دارن. مثلا تدریجی بودن، به مفهومی که اینجا مد نظرمونه، مستلزم اینه که خروجی قابل استفاده باشه. آیا می‌شه از یه ساختمونی که نیمه‌کارس و هنوز سقف نداره استفاده کرد؟ نه. پس این محصول نمی‌تونه «تدریجی» تولید بشه.
از طرف دیگه، کار باید قدم به قدم پیش بره و منظورمون اینه که تو هر قدم باید فرآیندهای تولید برای بخشی جدید تکرار بشن، از جمله طراحی. آیا می‌شه فقط بخشی از یه ساختمون رو طراحی کرد، بدون بخش‌های دیگه‌ش؟ مثلا فونداسیون رو طراحی کنیم بدون بقیه قسمت‌های اسکلت؟ نه، چون فونداسیون رو برای تحمل وزن طراحی می‌کنیم که اون هم بستگی داره به طراحی بقیه اسکلت.
خلاصه این‌که هر پروژه‌ای رو نمی‌شه چابک اجرا کرد و این کاملا بستگی داره به محصول پروژه. خودتون یه کم مرور کنین ببینین چه چیزهایی رو می‌شه چابک اجرا کردن و چه چیزهایی رو نمی‌شه. معمولا وقتی می‌شه یه چیزی رو چابک اجرا کرد، روش چابک خیلی مقرون به صرفه‌تر و سریع‌تره. چرا؟ به چراییش فکر کنین تا فردا درباره‌ش صحبت کنیم.

این دوره ادامه دارد.....
https://www.mongodb.com/nosql-explained
این مقاله هم برای دوستانی که در مورد #NoSQL هنوز کنجکاو هستن که کی و کجا استفاده کنند. توضیحات تقریباً خوبی ارائه شده
@SoftwareEngineers
**درسی بزرگ از سرنوشت تلخ نوکیا برای همه**

شرکت نوکیا یکی از قدرتمندترین شرکت های دنیا و بزرگترین تولید کننده گوشی های تلفن همراه در جهان بود که اخیرا پس از کاهش 99 درصدی ارزش سهامش توسط شرکت مایکروسافت خریداری شد. در طول برگزاری نشست خبری اعلام فروش این شرکت به مایکروسافت رییس این شرکت گفت: "ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را در اختیار داشتیم، ماهیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علی رغم همه این ها شکست خوردیم." بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند.
از اوایل سال 1990 تا سال 2012، نوکیا یکی از قدرتمندترین کمپانی های دنیا و بزرگترین تولیدکننده گوشی های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن 80 درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت 42 دلار و ارزش این شرکت 250 میلیارد یورو بود. نوکیا یک شرکت فوق العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه ای بود که کارشان را به خوبی انجام می دادند. اما متاسفانه امروزه به خوبی کار کردن و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.
رهبران نوکیا، به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند. آنها نتوانستند تغییرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه را که به واسطه شرکت های سامسونگ و اپل آورده شدند را پیش بینی کنند. شرکت های اپل و سامسونگ تا چند سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی کردند اما آنها شرکت های یادگیرنده ای بودند و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می گشتند.
خیلی سریع iphone و Galaxy گوشی های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم قابل توجهی از بازار گوشی های تلفن همراه را به خود اختصاص دادند. از سال 2011 تا 2013 نوکیا از رتبه اول بازار به رتبه دهم سقوط کرد. سهم بازار 80 درصدی نوکیا به 3 درصد رسید. ارزش هر سهم نوکیا از 42 دلار به 2.5 دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت کوش نوکیا از کار برکنار شدند. ارزش شرکت نوکیا با کاهشی 99 درصدی از 250 میلیارد یورو به 3.79 میلیارد یورو رسید.
شرکت نوکیا هیچ اشتباهی نداشت. آنها هیچ کار خطایی انجام ندادند اما جهان به سرعت در حال تغییر است. ضعف آنها در عدم یادگیری، رشد و تغییر مداوم و سریع بود. آنها به این خاطر که یادگیری مداوم را فراموش کردند، نه تنها شانس خود برای رسیدن به موفقیت را از دست داده بلکه شانس بقا را نیز از دست دادند.
امروزه اگر به دنبال رشد و پیشرفت نباشید و از موفقیت امروز خود راضی بوده و به دنبال حفظ وضع فعلی باشید شکست خواهید خورد. نوکیا به واسطه موفقیت چشمگیری که داشت شکست خورد. آنها قربانی موفقیت خود شدند.
اگر شما از وضع خود راضی باشید و به جای آموزش های جدید و یادگیری مداوم به دنبال حفظ وضع کنونی بوده و از یادگیری و آموزش دست بکشید قطعا قربانی خواهید شد.
@SoftwareEngineers
🍁دوره آموزشی مدیریت پروژه چابک
#Agile
🌟 درس دهم

اول از همه باید روی این ماجرا خیلی تاکید کنم که تعریف فراوان از روش‌های چابک اصلا به این معنی نیست که روش‌های متعین نامناسب هستن. نه، خیلی هم عالی هستن. ماجرا اینه که برای بعضی محصول‌ها روش‌های چابک خیلی بهتر عمل می‌کنن.
روش‌های چابک می‌تونن تو شرایط مناسب بهتر عمل کنن، به دلایل مختلف، از جمله:
• هزینه تغییر خیلی کمتره. هر تغییری که ازمون بخوان رو راحت می‌تونیم تو قدم(iteration) بعد اعمال کنیم و وابستگی به طراحی اولیه‌ای نداریم که لازم باشه دوباره کاری کنیم.
• فضا خیلی برای پذیرش تغییرها مناسب‌تره و در نتیجه تغییرهای خیلی بیشتری تو پروژه اعمال می‌شه. بهتره به جای تغییر بگیم تطبیق. نتیجه: رضایت خیلی بیشتر کارفرما. نتیجه اون: موفقیت کسب و کار پیمانکار.
• هزینه و زمان کمتری صرف پروژه می‌شه به خاطر اتلاف منبع کمتر.
چرا اتلاف منبع کمتر؟
داستانش اینه که وقتی پروژه متعین پیش می‌ره کارفرما باید در ابتدای پروژه گستره رو مشخص کنه و اگه این کار رو کامل نکرده باشه وسط پروژه به مشکل برمی‌خوره و پیمانکار به ازای چیزهای جدیدی که ازشون می‌خواد هزینه و زمان بیشتر درخواست می‌کنن. این معمولا باعث می‌شه نفرات کارفرما دچار مشکل بشن و در نتیجه برای جلوگیری از این دردسر تمام خلاقیت خودشون رو به کار می‌گیرن که هر قابلیتی ممکنه لازمشون بشه رو همون اول به گستره پروژه اضافه کنن. خیلی از این قابلیت‌ها اصلا لازم نبودن و به همین خاطره که طبق آمار به طور میانگین ۴۵ درصد قابلیت‌های نرم‌افزارها هیچوقت استفاده نمی‌شن. این یعنی اتلاف پول و زمان.
روش‌های چابک از این اتلاف جلوگیری می‌کنن، چون کارفرما رو مجبور نمی‌کنیم که اول همه چیز رو حدس بزنه و بگه. هر موقع بخوان می‌تونن اضافه کنن و در نتیجه زیاده روی نمی‌کنن.
خوب، الان انواع و اقسام روش‌های چابک وجود دارن. می‌شناسینشون؟