This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسانی که به ظاهر بی آزار است اما برخویش کنترلی ندارد، انسان خوبی نیست.
انسانی خوب است که خطرناک است اما برخویش کنترل دارد!
💭جردن پیترسون
1898 @SlQmen
انسانی خوب است که خطرناک است اما برخویش کنترل دارد!
💭جردن پیترسون
1898 @SlQmen
1898
انسانی که به ظاهر بی آزار است اما برخویش کنترلی ندارد، انسان خوبی نیست. انسانی خوب است که خطرناک است اما برخویش کنترل دارد! 💭جردن پیترسون 1898 @SlQmen
منظور از خطرناک یعنی چی؟
و چرا پیترسون دو واژه به ظاهر متضاد رو باهم ادغام کرده!
ببینید، اصلی ترین عامل بروز خشم، حسادت و کینه توزی، عدم احساس تسلط بر خود هست!
اینکه انسان نتونه احساس قدرتمندی کنه، حتی در کمترین حالت! منجر به این میشه که احساس قربانی بودن رو به خودش القا کنه، که در نهایت در این احساسه القا شده، درست مثل یک بمب ساعتی، یک روز یک جا منفجر میشه! در کانون خانواده یا در محل کار یا در جمع دوستان یا حتی در مناسبات اجتماعی و ترافیک خیابان!
چون زمانی که شما احساس ناتوانی کنید، خواه ناخواه برداشت هاتون از موقعیت های مختلف، برداشت های یک ذهنیت قربانیه! بطور کاملا ناخودآگاه.
تصور کنید در صف نانوایی هستید، فردی با ظاهری آراسته، مودبانه اما صریح از شما درخواست میکنه که نوبتتونرو بدید بهش چون عجله داره..طبعا انسان اینکارو میکنه اما فردی با ذهنیت قربانی، پس از این اقدام فداکارانه، خودش رو سرزنش و فرد مقابل رو در ذهنش قضاوت و دعوا میکنه!
حالا چنین مثالی رو در هر موقعیتی تصور کنید، در محل کار و غیره..
به مرور زمان، یهو کنترلتون رو از دست میدید یا از اون بدتر اگر موقعیتی داشته باشید که بتونید به کسی صدمه بزنید و فکر کنید قرار نیست زیرسوال برید، قطعا اینکار رو میکنید!
خطرناک بودن از دید پیترسون بدین معناست که شما توانایی محافظت از منافع خودتون رو دارید! که حدود نود و نه درصده حق مطلبه منظور از محافظت، مربوط به قدرت مدیریت افکار و بیان شماست! چون ما در عصر مدرن زندگی میکنیم نه دوره وایکینگ ها…
بنابراین هرچقدر که ذهن شما نسبت به مدیریت افکار و بیاناتتون مسلط باشه، به همون میزان شما نسبت به مسائل جزئی و پیش پاافتاده کمتر فکر میکنید و کمتر خودتون رو مورد سرزنش قرار میدید و درنهایت طبعا کمتر دچار خشم، حسادت و کینه توزی میشید.
به کلیپی که میفرستم دقت کنید.
1898 @SlQmen
و چرا پیترسون دو واژه به ظاهر متضاد رو باهم ادغام کرده!
ببینید، اصلی ترین عامل بروز خشم، حسادت و کینه توزی، عدم احساس تسلط بر خود هست!
اینکه انسان نتونه احساس قدرتمندی کنه، حتی در کمترین حالت! منجر به این میشه که احساس قربانی بودن رو به خودش القا کنه، که در نهایت در این احساسه القا شده، درست مثل یک بمب ساعتی، یک روز یک جا منفجر میشه! در کانون خانواده یا در محل کار یا در جمع دوستان یا حتی در مناسبات اجتماعی و ترافیک خیابان!
چون زمانی که شما احساس ناتوانی کنید، خواه ناخواه برداشت هاتون از موقعیت های مختلف، برداشت های یک ذهنیت قربانیه! بطور کاملا ناخودآگاه.
تصور کنید در صف نانوایی هستید، فردی با ظاهری آراسته، مودبانه اما صریح از شما درخواست میکنه که نوبتتونرو بدید بهش چون عجله داره..طبعا انسان اینکارو میکنه اما فردی با ذهنیت قربانی، پس از این اقدام فداکارانه، خودش رو سرزنش و فرد مقابل رو در ذهنش قضاوت و دعوا میکنه!
حالا چنین مثالی رو در هر موقعیتی تصور کنید، در محل کار و غیره..
به مرور زمان، یهو کنترلتون رو از دست میدید یا از اون بدتر اگر موقعیتی داشته باشید که بتونید به کسی صدمه بزنید و فکر کنید قرار نیست زیرسوال برید، قطعا اینکار رو میکنید!
خطرناک بودن از دید پیترسون بدین معناست که شما توانایی محافظت از منافع خودتون رو دارید! که حدود نود و نه درصده حق مطلبه منظور از محافظت، مربوط به قدرت مدیریت افکار و بیان شماست! چون ما در عصر مدرن زندگی میکنیم نه دوره وایکینگ ها…
بنابراین هرچقدر که ذهن شما نسبت به مدیریت افکار و بیاناتتون مسلط باشه، به همون میزان شما نسبت به مسائل جزئی و پیش پاافتاده کمتر فکر میکنید و کمتر خودتون رو مورد سرزنش قرار میدید و درنهایت طبعا کمتر دچار خشم، حسادت و کینه توزی میشید.
به کلیپی که میفرستم دقت کنید.
1898 @SlQmen
افرادی که از اتفاقات ناخوشایند زندگی خود چیزی نمی آموزند، وجدان هستی را مجبور می کنند تا آن اتفاقات را تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند تا فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناخوشایند می خواهند آموزش دهند، یاد گیرد.
آنچه که انکار میکنی تو را شکست می دهد، آنچه که قبول می کنی تو را تغییر می دهد.
💭 کارل گوستاو یونگ
1898 @SlQmen
آنچه که انکار میکنی تو را شکست می دهد، آنچه که قبول می کنی تو را تغییر می دهد.
💭 کارل گوستاو یونگ
1898 @SlQmen
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما می توانید همه آن چه را که می دانید به یک شخص بیاموزید، اما فقط تجربه او را متقاعد می کند که آن چه می گویید درست است
💭 ریچل گودریچ
1898 @SlQmen
💭 ریچل گودریچ
1898 @SlQmen
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیزی که در مردان زرنگ زیباتر است، چیزی زنانه است. آنچه در زنان شجاع زیباتر است، چیزی مردانه است.
💭 سوزان سونتاگ
1898 @SlQmen
💭 سوزان سونتاگ
1898 @SlQmen
1898
چیزی که در مردان زرنگ زیباتر است، چیزی زنانه است. آنچه در زنان شجاع زیباتر است، چیزی مردانه است. 💭 سوزان سونتاگ 1898 @SlQmen
برای درک بهتر این نقل قول، راجع به نظریه آنیما و آنیموس از کارل گوستاو یونگ مطالعه کنید.
1898
همه ما به دلیل عشق به خود، مستعد چاپلوسی هستیم. 💭 رابرت گرین 1898 @SlQmen
انسان خواه ناخواه به دنبال تائیدگیری هست، علی رغم اینکه فکر میکنه اصلا به دنبال تائیدگیری نیست و چه بسا ازش نفرت داره!
چون انسان ذاتا به خودش علاقه مند هست منتها این علاقه باید تائید بشه!
هوش و ذکاوتش، زیباییش، قدرتش، اقتدارش، موفقیتش و غیره…
حقیقت اینکه شرطی سازی کلاسیک، ابداء نشد، بلکه از ابتدای خلقت بوده و هست!
شرطی سازی یکی از مؤلفه های بنیادین طبیعت هست، که از این طریق به موجودات چارچوب ها، بابد و نباید هاش رو القا میکنه.
یکی از این چارچوب ها، پذیرش در اجتماع هست که بسته به نوع فرهنگ اون اجتماع، وابسته به مسائل مختلفی هست، بعنوان مثال رفتاری متمدنانه، مسئولیت پذیری، آراستگی و و…
چنانچه شما این اصول اولیه چارجوب فرهنگ موجود در محیط پیرامونتون رو رعایت نکنید، حتی اگر اتفاق خاصی رخ نده (که معمولا هم همینطور هست.) شما همچنان احساس یک خلأ عمیق رو در وجودتون خواهید داشت! بنابراین، دیر یا زود یا به یک گروه، تیم، محفل میپیوندید، یا خودتون یک گروه، تیم، محفل ابجاد میکنید و سعی میکنید با ایجاد یک ساختاری که نسبتا، متفاوت از ساختار فعلی فرهنگ محیطیتون هست، اون خلأ رو پر کنید. منتهای مراتب پیوستن به محفل و تیم و گروه صرفا بدین معنی نیست که با افرادی مستقیما در ارتباط باشید! مسئله ناخودآگاه شماست و صرفا با تصور ابنکه به باور و ساختار دیگری معتقد هست، خلأ رو پر میکنه، منتها نه برای همیشه!
باید به دنبال تائید گیری های سالم باشید! تائید گیری های که منطق حکم میکنه و توسط طبیعت و جامعه منطق مند، پذیرفته شده.
چرا مهمه که توسط جامعه منطق مند پذیرفته شده باشه؟ چون چارجوب طبیعت خشک و تیزه، هر اجتماع بسته به روحیات اون نسل فرهنگی که با ساختار طبیعت ادغام شده رو منعطف تر میکنه. و شما باید پیرو این چارچوبه منعطف باشید و درنهایت آگاهانه از تائید شدن های جزئی لذت ببرید (اما حواستون به نفستون باشه و فروتن باشید.)
1898 @SlQmen
چون انسان ذاتا به خودش علاقه مند هست منتها این علاقه باید تائید بشه!
هوش و ذکاوتش، زیباییش، قدرتش، اقتدارش، موفقیتش و غیره…
حقیقت اینکه شرطی سازی کلاسیک، ابداء نشد، بلکه از ابتدای خلقت بوده و هست!
شرطی سازی یکی از مؤلفه های بنیادین طبیعت هست، که از این طریق به موجودات چارچوب ها، بابد و نباید هاش رو القا میکنه.
یکی از این چارچوب ها، پذیرش در اجتماع هست که بسته به نوع فرهنگ اون اجتماع، وابسته به مسائل مختلفی هست، بعنوان مثال رفتاری متمدنانه، مسئولیت پذیری، آراستگی و و…
چنانچه شما این اصول اولیه چارجوب فرهنگ موجود در محیط پیرامونتون رو رعایت نکنید، حتی اگر اتفاق خاصی رخ نده (که معمولا هم همینطور هست.) شما همچنان احساس یک خلأ عمیق رو در وجودتون خواهید داشت! بنابراین، دیر یا زود یا به یک گروه، تیم، محفل میپیوندید، یا خودتون یک گروه، تیم، محفل ابجاد میکنید و سعی میکنید با ایجاد یک ساختاری که نسبتا، متفاوت از ساختار فعلی فرهنگ محیطیتون هست، اون خلأ رو پر کنید. منتهای مراتب پیوستن به محفل و تیم و گروه صرفا بدین معنی نیست که با افرادی مستقیما در ارتباط باشید! مسئله ناخودآگاه شماست و صرفا با تصور ابنکه به باور و ساختار دیگری معتقد هست، خلأ رو پر میکنه، منتها نه برای همیشه!
باید به دنبال تائید گیری های سالم باشید! تائید گیری های که منطق حکم میکنه و توسط طبیعت و جامعه منطق مند، پذیرفته شده.
چرا مهمه که توسط جامعه منطق مند پذیرفته شده باشه؟ چون چارجوب طبیعت خشک و تیزه، هر اجتماع بسته به روحیات اون نسل فرهنگی که با ساختار طبیعت ادغام شده رو منعطف تر میکنه. و شما باید پیرو این چارچوبه منعطف باشید و درنهایت آگاهانه از تائید شدن های جزئی لذت ببرید (اما حواستون به نفستون باشه و فروتن باشید.)
1898 @SlQmen
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر فرزندانتان را با پول آشنا نکنید مثل این است درباره آنچه میخورند اهمیت نمیدهید!
💭 دونالد ترامپ
1898 @SlQmen
💭 دونالد ترامپ
1898 @SlQmen
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بالاخره من به آنچه میخواستم رسیدم. آیا من خوشحال هستم؟ نه واقعا. اما چه چیزی کم است؟ روح من دیگر فعالیت تند ناشی از امیال را ندارد، اوه، ما نباید خود را فریب دهیم- لذت در تحقق نیست، بلکه در تعقیب است.
💭پیتر آگوستین کارون دوبومارشا
1898 @SlQmen
💭پیتر آگوستین کارون دوبومارشا
1898 @SlQmen
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همانطور که انتظار دارید دیگران حدومرزهای ما را محترم بشمارند، عادلانه این است که ما هم به مرزهای دیگران توجه کنیم.
💭 لوری بوچانان
1898 @SlQmen
💭 لوری بوچانان
1898 @SlQmen
بهترین اقدامی که میتونید داشته باشید برای یک تحول بزرگ و عظیم، صرفا یک مسئله ساده است.
دو سواله ساده!
چقدر از شرایط موجود رو بر اساس قضاوتم میسنجم!؟
و
قضاوت من به کدام سمت گرایش داره، منفی گرایی یا مثبت گرایی!؟
با پاسخ دادن به این دو سوال ساده، (البته اگر پاسخی صریح و مطلقا صادقانه ارائه بدید به خودتون) میتونید درک کنید که چرا تا به الان همیشه شرایط زندگی تنها در دوحالت قابل تجربه بوده، بد یا خوب، شاد یا غمگین..که البته، اکثرا هم بد و غمگینانه تفسیر میشه!
چون وقتی شرایط رو بد و منفی تلقی کنید، متقاعد کردن خودتون برای بیخیالی بیشتر و توجیهات غیرواقعیتون، واقع بینانه تر به نظر میرسه. و البته، پیدا کردن افرادی که با شما هم نظر باشند هم بیشتره! اگر هم در این بین کسی مخالف باشه، از لیست تعاملاتتون حذفش میکنید چون آسایش فکریتون رو خدشه دار میکنه.
بهتره هرچه زودتر درک کنید که اغلب اوقات، شرایط ها، بد یا خوب نیستند. شرایط ها غالبا خنثی هستند! این ما هستیم که با سیستم فکری ناخودآگاهمون برای شرایط مختلف روابط علت و معلولی شکل میدیم.
بعنوان مثال، بارون آمدن در تابستان برای یک کشاورزی که چاه آب نداره و گندم کاشته، یک نعمت الهیه و برای کشاورزی که شالی برنج کاشته، یک مصیبته!
چالش های متعدد در کار برای یک کارمند، فرصتی برای نشون دادن توانایی و مستعد پیشرفت بودنش به کارفرماست و برای یک کارمند، بدشانسی و بد اقبالی!
فقر برای یک فرد انگیزه ای برای استمرار و ضرورته هدفمندی و برای دیگری نفرین الهی!
بنابراین، شرایط ها غالبا خنثی هستند، ذهن ما اون هارو تفسیر میکنه. این رو درک کنید تا تازه قدمی در آگاهی بردارید.
1898 @SlQmen
دو سواله ساده!
چقدر از شرایط موجود رو بر اساس قضاوتم میسنجم!؟
و
قضاوت من به کدام سمت گرایش داره، منفی گرایی یا مثبت گرایی!؟
با پاسخ دادن به این دو سوال ساده، (البته اگر پاسخی صریح و مطلقا صادقانه ارائه بدید به خودتون) میتونید درک کنید که چرا تا به الان همیشه شرایط زندگی تنها در دوحالت قابل تجربه بوده، بد یا خوب، شاد یا غمگین..که البته، اکثرا هم بد و غمگینانه تفسیر میشه!
چون وقتی شرایط رو بد و منفی تلقی کنید، متقاعد کردن خودتون برای بیخیالی بیشتر و توجیهات غیرواقعیتون، واقع بینانه تر به نظر میرسه. و البته، پیدا کردن افرادی که با شما هم نظر باشند هم بیشتره! اگر هم در این بین کسی مخالف باشه، از لیست تعاملاتتون حذفش میکنید چون آسایش فکریتون رو خدشه دار میکنه.
بهتره هرچه زودتر درک کنید که اغلب اوقات، شرایط ها، بد یا خوب نیستند. شرایط ها غالبا خنثی هستند! این ما هستیم که با سیستم فکری ناخودآگاهمون برای شرایط مختلف روابط علت و معلولی شکل میدیم.
بعنوان مثال، بارون آمدن در تابستان برای یک کشاورزی که چاه آب نداره و گندم کاشته، یک نعمت الهیه و برای کشاورزی که شالی برنج کاشته، یک مصیبته!
چالش های متعدد در کار برای یک کارمند، فرصتی برای نشون دادن توانایی و مستعد پیشرفت بودنش به کارفرماست و برای یک کارمند، بدشانسی و بد اقبالی!
فقر برای یک فرد انگیزه ای برای استمرار و ضرورته هدفمندی و برای دیگری نفرین الهی!
بنابراین، شرایط ها غالبا خنثی هستند، ذهن ما اون هارو تفسیر میکنه. این رو درک کنید تا تازه قدمی در آگاهی بردارید.
1898 @SlQmen