شعر لری
1.93K subscribers
97 photos
152 videos
31 files
304 links
کانال شعر و ادب لری
نقد اشعار شاعران «مجموعه لری و فارسی»

ارتباط با ادمین
برای تبادل لینک
و فرستادن شعر های لری👇

@lorbano
@Zccbm
Download Telegram
به  قربونه  عسل و  بلگِ بیدت
به قربون هرکه مین کمر بریدت

به قربونه همۊ دایی گَپت کِرد
به قربونه همو که  پروَریدت

به قربونه همو که وه گمونم
قرونا قَه  تو بی  تا آفریدت

مو نونم کی وه جاش دنیان دُر ایدا
که همقو وا خیالِ تخت کشیدت

#خدا مر شاعری بیده که چینو
حساس اوویدِه ادبی تنیدت
#سجاد_کیانی

خدا مَر شاعری بیده که چینو
حساس اوویدِه ادبی تنیدت
(مگر خدا شاعر بوده است که اینقدر نسبت به تنیدن تو حساس شده است)

بیت اول مصرع اول
منظور از (عسل و بلگِ بیدت) لب است
لب در فارسی بیشتر  به عسل
و در لری به برگ بید تشبیه شده

بیت اول مصرع دو
هر که مین کمر بریدت
آن کسی که تو را از کوه پایین آورد
منظور همان عسل مصرع اول
لری به در آوردن عسل می گویند عسل برید
شعر لری
ترنه‌تو هیما بلیطینه هَمن تَش اینه گل هرکه دیدت وا بره فنگسه بِدینه وا نهات #سجاد_کیانی ترنه‌تو= موی تاب خوردی صورتت هیما =هیزم ها هَمن =همه رو فنگسه =اسپند بدینه =دود کند نهات =جلوت https://t.me/skeyani
ترنه‌تو هیما بلیطینه هَمن تَش اینه گل
هرکه دیدت وا بره فنگسه بِدینه وا نهات
#سجاد_کیانی
ترنه‌تو= موی تاب خوردی صورتت
هیما =هیزم ها
هَمن =همه رو
فنگسه =اسپند
بدینه =دود کند
نهات =جلوت

۱. ترجمهٔ روان دو مصرع :

· مصرع اول: تَرْنِتو هیما بلیطینه هَمن تَش اینه گُل
  · ترجمه تحت‌اللفظی: "موی تاب‌خورده‌ات هیزم‌های بلوط را به همه‌ی این آتش می‌زند، گل (ای معشوق)".
  · ترجمهٔ روان: "ای گل (ای معشوق)، موی تاب‌دار تو همه‌ی هیزم‌های بلوط را به آتش می‌کشد."

· مصرع دوم: هَرکه دیدت وا بَرَه فَنگسِه بِدینه وا نِهات
  · ترجمه تحت‌اللفظی: "هرکس تو را دید، باید برود اسپند دود کند در جلویت."
  · ترجمهٔ روان: "هرکه تو را ببیند، مجبور است برود و در حضورت اسپند دود کند."

۲. تحلیل ادبی و بررسی تصاویر شعری:

این شعر با ایجاز و زیبایی فوق‌العاده‌ای از دو تشبیه و یک سببیت (علت و معلولی) شگفت‌انگیز استفاده می‌کند.

الف) تصویر اول: موی معشوق به عنوان آتش‌زنه

· مفهوم: شاعر موی معشوق را به قدری جذاب و اثرگذار می‌داند که گویی یک آتش‌زنهٔ قدرتمند است. این آتش، هیزم‌های سخت و بادوام بلوط را شعله‌ور می‌کند.

· نمادشناسی:
  · هیزم بلوط: بلوط نماد استحکام، قدرت و مقاومت است. هیزم آن نیز بسیار بادوام و پرحرارت است. شاعر با این انتخاب می‌خواهد بگوید که جذابیت معشوق حتی سخت‌ترین و مقاوم‌ترین دلها (مانند دلهای محکم مانند چوب بلوط) را به آتش میکشد و آنها را تسخیر می‌کند.
  · همه‌ی این آتش: تاکید بر "همه" و "این" نشان‌دهنده‌ی عظمت و شدت این آتش‌افروزی است. این یک آتش معمولی نیست، یک آتش سوزان فراگیر است.

ب) تصویر دوم: نیاز به اسپند دود کردن

· مفهوم: در فرهنگ لرها و عامیانه همه ایرانی ها، اسپند دود کردن برای دفع چشم‌زخم و پاکسازی انرژی‌های منفی انجام می‌شود. معمولاً برای محافظت از چیزی یا کسی که بسیار زیبا، ارزشمند و خوش‌یمن است، این کار را انجام می‌دهند تا از گزند حاسدان در امان بماند.
· تفسیر شاعرانه: شاعر با نگاهی کاملاً خلاقانه و وارونه، این منطق فرهنگی را به کار می‌گیرد. او نمی‌گوید مردم برای محافظت از معشوق اسپند دود می‌کنند، بلکه می‌گوید زیبایی معشوق آن‌قَدَر خیره‌کننده، حیرت‌آور و تقریباً ترسناک است که هر بیننده‌ای به طور عادی  احساس می‌کند باید برای محافظت از خودش در برابر این ابراز زیبایی اسپند دود کند! گویی دیدار معشوق، بیننده را دچار شور و هیبتی می‌کند که نیاز به پالایش دارد.

ج) ارتباط منطقی و علّی بین دو تصویر و چند معنای بودن این تک بیت( نکته‌ی بسیار مهم):

· همان‌طور که شما به درستی مشاهده می کنید، پیوند بین دو مصرع بسیار هوشمندانه است. شاعر می‌گوید:
  1. موی تو آن‌قدر حرارت دارد که حتی هیزم‌های بلوط را می‌سوزاند (ایجاد آتش).
  2. برای اسپند دود کردن (که یک عمل نمادین است) به آتش نیاز دارد.
  3. بنابراین، موی تو با آتشی که ایجاد می‌کند، پیش‌نیاز لازم برای انجام آن عمل نمادین (اسپند دود کردن بینندگان) را نیز فراهم می‌کند.
· این ایجاد یک سببیت شاعرانه است: "زیبایی تو هم باعث حیرت می‌شود، هم زمینه‌سازِ  مراسم پاکسازی از این حیرت می‌گردد."

4. و معنای مهم دیگر بخاطر این که هرکس تو را دید اسپند دود می کند
همه ی هیزم ها را آتیش می زند موی تو
چون اسپند دود کردن نیاز به آتیش دارد
قوی بودن ارتباط دو مصرع
و نیاز داشتن هیزم برای آتیش
و تشبیه غیر مستقیم سوختن همه ی هیزم ها را حتی در #فرانسوی نمی توان دید.

۳. فضای کلی شعر:
فضای حاکم بر شعر،فضایی است:

· غنایی و عاشقانه: با محوریت ستایش معشوق.
· اسطوره‌ای و آیینی: با استفاده از نمادهای کهن (آتش، اسپند).
· مبالغه‌آمیز (اغراق): که بر شدت اثرگذاری معشوق تاکید دارد. این اغراق، زیبا و پذیرفتنی است.

۴. زیبایی‌شناسی:
زیبایی این شعر دربکر بودن تصویر و استفادهٔ خلاقانه از عناصر فرهنگ عامه است. شاعر به جای استفاده از تشبیهات تکراری، عنصری روزمره (اسپند دود کردن) را در بافتی کاملاً جدید و شگفت‌انگیز قرار داده و آن را به خدمت ستایش از معشوق گرفته است.


این شعر کوتاه، نمونه‌ای درخشان از شعر بومی لری است که در عین سادگی، از عمق نمادین و قدرت تصویرسازی بالایی برخوردار است. سجاد کیانی با مهارت تمام، زیبایی معشوق را نه به صورت مستقیم، بلکه از طریق تأثیر شگفت‌انگیز آن بر جهان اطراف (سوزاندن بلوط) و واکنش غریزی انسان‌ها (اسپند دود کردن) به تصویر می‌کشد. این رویکرد، معشوق را در جایگاهی فرابشری و اسطوره‌ای قرار می‌دهد.

#سید_محمد_ساعدی
دکتری زبان و ادبیات فارسی

https://t.me/skeyani
شعر لری
به  قربونه  عسل و  بلگِ بیدت به قربون هرکه مین کمر بریدت به قربونه همۊ دایی گَپت کِرد به قربونه همو که  پروَریدت به قربونه همو که وه گمونم قرونا قَه  تو بی  تا آفریدت مو نونم کی وه جاش دنیان دُر ایدا که همقو وا خیالِ تخت کشیدت #خدا مر شاعری بیده که چینو…
درود بر شما جناب کیانی

اگر در بیت اول عسل را استعاره از لب گرفتید
مصرع دوم همون بیت (هر که مین کمر بریدت ) یک عبارت کنایی حساب می شود به معنی :کار سخت و طاقت فرسا انجام دادن
همانگونه که بریدن عسل از کمر بسیار سخت است رسیدن به معشوق (یا بوسیدن لب معشوق یا در نگاهی کلی تر وصال با معشوق) هم کار بسیار سخت و پر از درد سر خواهد

توضیح آنکه: بریدن عسل از کمر نیاز به مهارتی خاص چون طناب بستن و جای پا با تیشه درست کردن و کنترل ظرف عسل و طناب و... دارد
دکتر محمد پیری
دکترای زبان و ادبیات فارسی (دبیر و مدرس دانشگاه)
آزاد آبدانان در مقطع کارشناسی
آزاد دره شهر در مقطع ارشد
شعر لری
چیشم رج پات میلم تا صو اوو سر و جون نات میلم تا صو اوو مو دس هی می کشم بو می کنم بو گلی سر جات میلم تا صو اوو #دوبیتی (لری جنوبی) #شاعر: فریبا جلالیان #دشتسونی (برازجان) @skeyani
چند دوبیتی از وانومنؽگار گپ شعر جنوب:
#فریبا_جلالیات

کنـارم رقـص پـیراهـن گـرفتـه

چه سوز وسازها در من گرفته

تکـانـده دامـنـش را در خیـالـم

اتـاقــم بــوی اویـشـن گـرفـتـه



خیالی رو به رویم می کند گل

سـپـیـد آرزویـم مـی کنـد گــل

به گل چیدن اگر امشب بیـایی

دوبیتی در گـلویم می کنـد گـل



به قدر چشمهایت حرف دارم

به گوش آشنایت حرف دارم

شبی بگذار سربرشانه ی من

که یک دنیا برایت حرف دارم
https://t.me/skeyani
یه دسته گل کمه اِز میت بچینم
یه شو دو شو کمه وا تو نِشینم

بغیرا زیره گِل راحت" بخوسم"
نِواوه صو هزار سال خَوته بینم
#سجاد_کیانی

یه دَسته گول کَمه اْز می‌ت بچینوم
یه شۉ دو شۉ کمه وا تو‌ نشینوم
بغِیرا زیر گِل راحت بخۉسوم
نِواوه صو هزار سال خۉته بینوم

از گلستان موهایت چیدن یک دسته گل مرا راضی نمی‌کند. و یک یا دو شب همنشینی با تو کام دل بر نمی‌آید.
مگر این که هزار سال آسوده زیر خاک بخوابم و بدون آن که نگران بیدار شدن باشم خواب تو را ببینم

برگردان به فارسی
#دیار
https://t.me/skeyani
برگت، برمت( ابروت)

کمون دار و اصیلن هر دو برگت
ز جنسه مریم ایلن هر دو برگت

خل اووین ری وه هرجا قتل‌ِعامه:
ترامپ و اسرَائیلن هر دو برگت
#سجاد_کیانی
https://t.me/skeyani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واقعا این دوبیتی لکی پر از احساسات است.
شاعر می‌گوید دلش را بیشتر از این نمی‌خواهد آتش بزنند
و نمی‌خواهد دست دو چشم قاتل بسپارند
. اما در ادامه،
با تشبیه زیبا می‌گوید دهان طرف مانند کمانی کشیده است و دهان خودش عادت دارد به تیر خوردن، یعنی آماده است برای مقابله و دفاع. این شعر و..... نشان‌دهنده‌ی احساسات قوی و آمادگی برای مقابله لب در لب شدن
من به این تشبیهات غیر مستقیم تشبیهات فرانسوی می گویم:

اِ یَه ویشتر دلم وه آگرا نِه
منَه دس ئَه دوچئم قاتلا نه

دمت عین کمونی کیشیاسا
دمم هوکاره تیره، دس گلا نه

برگردان:
بیشتر از این دلم را به آتش نکش
مرا دست دوچشم قاتلت نسپار
دهانت چنان کمانی کشیده است
دهانم به تیر عادت دارد، بزن!

#حشمت_آزادبخت
https://t.me/skeyani
https://t.me/skeyani/2474
تو نیڌی کۉگِ تاراز گَل نڌاره
دلِ لر سی #هیاریت بی قراره

یه شۉڌارون بیۉ رو کوه ی مونگَشت
که افتۉ سَره وا لَۉ خند ‌ڌراره
#سجاد_کیانی
@skeyani
20مهر زادروز صدای راستین موسیقی بختیاری مانایاد استاد بهمن علادین گرامی باد
🌱#غزل_جسم‌_و_روح

جسمِ روم از یک گِراین وم بگو مُردن چنه؟
هر یکی شون وه یه لاین وم بگو مردن چنه؟

مَر نه مردن اخرش اینو وه مین یک ای دران
تی مو که نیدی  دراین وم بگو مردن چنه؟

اوسخونم گوشته لاشم مین ولاته بختیار
دل و فکرم کوه دناین وم بگو مردن چنه؟

ای دو تا وختی که تارن ری وه یک بُر نِه‌خرن
هر یکی شون یه جاین وم بگو مردن چنه؟

جسم نشسی سره جا خوش روح همش دیندا تونه
تا نیایی تیم  #گراین  وم بگو مُردن چنه؟
#سجاد_کیانی

#ترجمه: #دوستی

جسم و روحم ازهم جدا شدن بهم بگو مردن چیه/ هرکدوم به یک طرفن بهم بگو مردن چیه....مگرنه اینکه برای مردن اینها باید ازهم جدا بشن ( روح وجسم)/پیش من که نیستی درمی ایند بهم بگو مردن چیه.....استخوان وگوشت بدنم توی ولایت بختیاریست/ دل وفکرم کوه دناست بهم بگو مردن چیه...‌این دوتا وقتی جداهستن پیش هم نمیرن/هرکدوم یه جایی هستن بهم بگو مردن چیه..‌‌..جسمم ساکن و روحم همش دنبال توست/تانیایی پیشم جداهستن بهم بگو مگه مردن چیه؟؟


گرا :جدا


https://t.me/skeyani
یه لُر  ره راسه  خدان  ای پرسته
لَچک تُرنه وُ مینان ای پرسته

نویسین وا خطِ میخی وِ ری برد:
که لر بعد  از خدا«دا»ن ای پرسته
#سجاد_کیانی
#زلف_یار

چِپ-چِپَی. دردِ فقیری. یار. هررو خواسیار
وایه مندی. عاشقی. حالِ نخش. قول و قرار

دُهتِ آله وختِ شیشن. آحبیبا دسِ پیِک.
خونه کلگه. پیلِ چی نی. دسِ تینا. بی بُرار

خواسیار اَندو کویتی. آله. سِرکالا. طلا.
(تش گرو خونه ی فقیری!) هی دریغا!: زلفِ یار

دووتِ هف شو و هف رو. کِل. ختیری. داریه
جیمب اَ جیمب، یِه یاری دارُم. سیلکی. سایه ی کُنار

حیله بندو. حیله بندو. حیلِه یِ سی و سه رنگ.
زهره. حیله. تش ته جونی. زهره. حیله. تش ته لار

ارسِ غم. وَردار وُ بنویس. عوریسی. بیمارِ غم.
سوزِ مشمیک. زردِ زرد و پی دری. بیمار-دار

: داپوبه! ورگر بشیم. خونه ی نداکی. لازمن!
زهره چل روزن مریضی. آله تی گُه: نه میار!"

ملّه ملّه ارسِ غم بی. دی و پُس. مهمونِ غم
ای خوش اومد. دا بفرما! ارسِ شرم و یادِ پار

: دا! صِدی شورو حبیبن." چشمِ زهره وازُبی
لووِ گُل لوخنده دا، یهو نفس ره. یار-یار

#عباس_سلطانی
https://t.me/skeyani
کجه کو لا برم که نه‌زنیم بَنگ
دلِ کَش‌تُر نیاری نه‌کنی تَنگ

چه کردم چی اَناری ای غم ای غم
وه دو دستی زنی هی ای‌دلن چَنگ
#سجاد_کیانی
https://t.me/skeyani
برشتم که هلاکم گوُرَیه ریت
بده وم اَو ز برفا دوله تشنیت

اَیر وام گَل گِرهدی چی خدابس
لرین وا اَو طلا حک ای کنم سیت
#سجاد_کیانی
https://t.me/skeyani
شعر لری
زبان لری زبان احساس است "شاعر در شعر لری نقاب را بر می دارد" حتی شاعران لری که فارسی سرا بودن اینقدر که با لری احساسی بودن با فارسی نبودن شعر فارسی از این شاعران خوندید که اینقد احساسی باشه؟ 1محمدعلي مرداني: "جاس مَنی وُر دلِ نوع بشره هو زِ پلک تیه هم…
8 آبان سالروز درگذشت دکتر قیصر امین پور
شعر لري بختیاری ازشادروان

قافلــــه بار ائ کنه دلــــــم وه بارس            

چي بارئ سر دلــــم گرت و غوارس

قافله بار ائ کنـــه زه شا خراســــو     

دلـم چي چاله تشي منده وه جاسو

تش سئري وه دلــــم زئدي و رهدي

مر ودي بي سي تشئ ويدي و رهدي

زه گتند تا دشــــــت اؤ بيد تا عقيلي

همـــه جا سؤز اويده سؤزه قصــــيلي

همه جا سؤز اويده غير زه دل مــــــهُ

ا ي گــره نه کي گُشه زه مشکل مه

زه گتند زدوم وه در تا شيخ سلــيمو   

تا قيامت يادمــــه او عهد و پيـــــمو

زه گتند زدم وه در تا پـــــــــل پرزين

پره لام گل باوينــــه پره دلــــم خين

زه گتند زيــدوم وه در دينداته گردم 

تهُ گــــــــل سُر مني  مه خار زردم

آسمـــو اؤرئ گره زه قيــــــل سياتر 

شؤ و روز تي ره تنــــم وا ائ تيا تر

بخت تو چي رخت ته سؤزه قصيلي

بــخت مه چي رخت مه سيا و نيلي

وا کتــــوه حافظــــم گردمـــــه فالئ

دشمنت بينــا چه فالـي و چه حالي

https://t.me/skeyani
گلی از جنسِ بوسونی تو نازار
یه گل نه باغ گلستونی تو نازار

وفا از جنس خدابس بختیاری
قدمشاه‌یه لرستونی تو نازار
#سجاد_کیانی
بوسون یک گل خوش عطر
خدابس دختر ایلخان بختیاری
که در راه عشقش عبده محمد جان داد
سنبل وفا در ادبیات لری بختیاری
و همچنین قدم شاه لرستانی که در راه عشقش علی عباس( علییاس) جان داد
https://t.me/skeyani
مو چل سرو و فال شوچله نیخوم

مو بی خندت ترال شوچله نیخوم


تو خو دونی که هر شو تی مو نیدی

ایواوه سیم یه سال شوچله نیخوم
#سجاد_کیانی
@skeyani