«کار تیمی» کار نمیکنه.
دیروز یکجایی درمورد مضرات (!) تیمورکینگ صحبت کردیم. انتقاد کردیم. و راههای جایگزینی که ما میتونیم در اون قالبها سازماندهی بشیم و همکاری کنیم رو معرفی کردیم. در رویداد سامیت هم تلاش کردیم تا این شکلی سازماندهی بشیم و در این مطلب، اندکی درموردش نوشتهام. خوشحال میشم اگر بخونید و نظرتون رو برام بنویسید.
پینوشت: حدس میزنم که حجم مخالفهای این قضیه خیلی زیاد باشه. بخاطر همین به شکل پابلیک دارم مینویسماش. اما خب بحثکردن درموردش رو واقعا دوست دارم. از طریق لینکهای موجود در این مطلب هم میتونید به کل محتوای جلسهٔ دیروز دسترسی داشته باشید.
@sinusealpha_channel
دیروز یکجایی درمورد مضرات (!) تیمورکینگ صحبت کردیم. انتقاد کردیم. و راههای جایگزینی که ما میتونیم در اون قالبها سازماندهی بشیم و همکاری کنیم رو معرفی کردیم. در رویداد سامیت هم تلاش کردیم تا این شکلی سازماندهی بشیم و در این مطلب، اندکی درموردش نوشتهام. خوشحال میشم اگر بخونید و نظرتون رو برام بنویسید.
پینوشت: حدس میزنم که حجم مخالفهای این قضیه خیلی زیاد باشه. بخاطر همین به شکل پابلیک دارم مینویسماش. اما خب بحثکردن درموردش رو واقعا دوست دارم. از طریق لینکهای موجود در این مطلب هم میتونید به کل محتوای جلسهٔ دیروز دسترسی داشته باشید.
@sinusealpha_channel
Substack
team-working is overrated.
introducing a better organizing way you can use for your inter-personal collaborations.
❤9👍9💯3🔥1
این توییتها خیلی برای من جالبان. یه نفری یه جایی تصمیم گرفته که مسیر نرمالاش رو بیخیال بشه و بره توی یه استارتاپ ناشناختهای کار کنه، و بعدش اون استارتاپه اونقدری موفق میشه که طرف با یه توییت، اینقدر دیده میشه و اینقدر تصمیماش ارزشمند به حساب میاد و مورد احترام قرار میگیره.
در حاشیه جذب سرمایهٔ جدید Kalshi (یه وبسایت شرطبندی)، یه سری افراد جدید اینطوری هم پیدا شدند. از فاندرش که میلیاردر شد، تا کارمندهاشون که احتمالا بواسطه سهامشون الان به نقطهٔ خوبی رسیده باشن. هر از گاهی از این اخبار میاد، و واقعا انگیزهبخش و باحالان.
در ضمن برای شتابدهندهها هم این اتفاقات جالبان. همین YC و Neo (شتابدهندههای معروفی هستند و روی kalshi هم سرمایهگذاری کرده بودند)، بین ۳۰۰ تا ۱۵۰۰ برابر بازده گرفتهاند (البته هنوز خروج نکردهاند). در حدود ۶ سال. که واقعا در هیچ جایی جز استارتاپ (و البته شتکوینها) ممکن نیست!
@sinusealpha_channel
در حاشیه جذب سرمایهٔ جدید Kalshi (یه وبسایت شرطبندی)، یه سری افراد جدید اینطوری هم پیدا شدند. از فاندرش که میلیاردر شد، تا کارمندهاشون که احتمالا بواسطه سهامشون الان به نقطهٔ خوبی رسیده باشن. هر از گاهی از این اخبار میاد، و واقعا انگیزهبخش و باحالان.
در ضمن برای شتابدهندهها هم این اتفاقات جالبان. همین YC و Neo (شتابدهندههای معروفی هستند و روی kalshi هم سرمایهگذاری کرده بودند)، بین ۳۰۰ تا ۱۵۰۰ برابر بازده گرفتهاند (البته هنوز خروج نکردهاند). در حدود ۶ سال. که واقعا در هیچ جایی جز استارتاپ (و البته شتکوینها) ممکن نیست!
@sinusealpha_channel
X (formerly Twitter)
Jack (@JackOpsKalshi) on X
I turned down my corporate job offer last year and bet on myself.
When I joined Kalshi my senior year of college, my friends called me dumb and irresponsible, joining a company they hadn’t heard of before.
Now, I have friends reaching out to ask, “What…
When I joined Kalshi my senior year of college, my friends called me dumb and irresponsible, joining a company they hadn’t heard of before.
Now, I have friends reaching out to ask, “What…
👍10❤5🔥3💯1
دیروز کتاب «مذاکره: قواعد بازی تغییر کرده است» از مکس بیزرمن رو میخوندم. این کتاب، در ابتدای سال ۲۰۲۵ منتشر شد، و با فاصلهٔ خیلی کمی، توسط نشر نوین، به فارسی هم ترجمه و منتشر شده و در کل کتاب خوبیه. اما من اولش فقط جذب عنواناش شده بودم و دنبال «چیز جدید» میگشتم. ولی بعد از خوندن کتاب، به این نتیجه رسیدم که قواعد بازی تقریبا هیچ تغییری نکردهاند. البته بعضی از فصلهای کتاب (مثل ۸ و ۱۰) مطالب جدیدی هم داشتند، اما با «قواعد بازی» مرتبط نبودند و کاربرد همون قواعد همیشگی در فضاهای دیگر به حساب میاومدند. خلاصه که عنوان کتاب حقیقت نداره، اما خالی از ارزش هم نیست.
امروز داشتم به این فکر میکردم که اگر کتاب، با عنوان «مذاکره: قواعد بازی تغییر نکرده است» منتشر میشد، آیا همچنان برای من جذاب بود؟ و واقعا پاسخم مثبته. حداقل الان مثبته. اتفاقا معتقدم که تغییرنکردن چیزها میتونه نشونهٔ خیلی بهتری از تغییرکردنشون باشه. اینکه یک سری نکات و قواعد و اصول، هنوز بعد از سالها (چه بهتر که دههها، صدهها و...) کار میکنند، واقعا نشون از ارزشمندبودن اونها داره و حتی میشه اینطوری بهشون نگاه کرد که ما چقدر خوشبختیم که این حجم از کتب و نوشتههای قدیمی در اختیارمون قرار داره و میتونیم تجارب صدهها زندگی مردم در سراسر دنیا رو بخونیم و یاد بگیریم و به کار ببریم. دقیقا این حرفهای ثابت ولی کارراهانداز هستند که هزاران بار ارزش خوندن دارند و هر سری هم میشه از اونها چیزهای جدیدی یاد گرفت. اما مشکل اینجاست که اگر عنوان کتاب به این صورت و واقعی بود، جذابیت ظاهری عنوان فعلی رو نمیداشت، و من - و احتمالا افراد زیادی شبیه به من - هرگز فرصت خوندناش رو پیدا نمیکردیم. این صنعت مارکتینگ هم با اینکه ما رو دستکاری میکنه - تا یکسری کارها رو بکنیم و یکسری کارها رو نه - میتونه در مسیر خوبی استفاده بشه. و این هم نمونهاش!
@sinusealpha_channel
امروز داشتم به این فکر میکردم که اگر کتاب، با عنوان «مذاکره: قواعد بازی تغییر نکرده است» منتشر میشد، آیا همچنان برای من جذاب بود؟ و واقعا پاسخم مثبته. حداقل الان مثبته. اتفاقا معتقدم که تغییرنکردن چیزها میتونه نشونهٔ خیلی بهتری از تغییرکردنشون باشه. اینکه یک سری نکات و قواعد و اصول، هنوز بعد از سالها (چه بهتر که دههها، صدهها و...) کار میکنند، واقعا نشون از ارزشمندبودن اونها داره و حتی میشه اینطوری بهشون نگاه کرد که ما چقدر خوشبختیم که این حجم از کتب و نوشتههای قدیمی در اختیارمون قرار داره و میتونیم تجارب صدهها زندگی مردم در سراسر دنیا رو بخونیم و یاد بگیریم و به کار ببریم. دقیقا این حرفهای ثابت ولی کارراهانداز هستند که هزاران بار ارزش خوندن دارند و هر سری هم میشه از اونها چیزهای جدیدی یاد گرفت. اما مشکل اینجاست که اگر عنوان کتاب به این صورت و واقعی بود، جذابیت ظاهری عنوان فعلی رو نمیداشت، و من - و احتمالا افراد زیادی شبیه به من - هرگز فرصت خوندناش رو پیدا نمیکردیم. این صنعت مارکتینگ هم با اینکه ما رو دستکاری میکنه - تا یکسری کارها رو بکنیم و یکسری کارها رو نه - میتونه در مسیر خوبی استفاده بشه. و این هم نمونهاش!
@sinusealpha_channel
👍13❤8🔥1💯1
ترک طبابت - قسمت اول: آیا آینده شبیه گذشته است؟
یکی از چیزهایی که در سالهای گذشته و به مرور زمان بیشتر دیدهام، تعداد افرادی بوده که تصمیم گرفتهاند «شغل» طبابت رو - فارغ از ادامه یا ترک تحصیل پزشکی - کنار بگذارند. این کنار گذاشتن طبابت، فقط به خاطر مشکلات سیستم سلامت کشور و مختص ایران نیست و «هوش مصنوعی»، یکی از مهمترین موضوعاتیه که معمولا بین صحبتها ازش نام برده میشه و واقعا هم قابل درکه. روند رشد هوش مصنوعی - دوست داشته باشیم یا نه - به شکلیه که به سختی میشه چیزهایی که امروزه جزء شرح وظایف و شایستگیهای یک طبیب «خوب» مطرح میشه رو در آینده - حتی نزدیک - هم وارد (relevant)، مهم و ارزشمند دونست و این وضعیت، برای بخش نسبتا کوچکی از جامعهٔ سلامت - که داره بزرگتر میشه - زنگ خطری رو به صدا در آورده و از نزدیک شاهد این وضعیت در سالهای گذشته بودهام.
و اما درمورد «مقصد» این تصمیم، هنوز شکهای خیلی زیادی وجود داره. آیا پژوهش میتونه مسیر خوبی باشه؟ یا استارتاپ و کار آزاد؟ یا... که همهشون علیرغم تفاوتهای بسیار زیاد، مورد انتخاب عدهای بودهاند. اما وجه اشتراک همهٔ این مسیرهای جایگزین - باز هم چه دوست داشته باشیم و چه نه - اینه که «هیچ کدوم»، به اندازهٔ پزشکی سابق «قطعیت شغلی» ندارند و با ویژگیهای شخصیتی جامعهٔ علوم پزشکی - که اغلب بسیار ریسکگریز محسوب میشوند - همخونی لازم رو ندارند و این، تصمیمگیری رو هم سختتر کرده.
قصد دارم درمورد مسیرهای مختلف، و نحوهٔ تصمیمگیری درمورد این مسیرها بنویسم. اما مشکل اصلی در بین «اکثریت» این جامعه، نه گرفتن هر کدوم از این تصمیمها، بلکه قبولکردن اینه که «واقعا پزشکی هم قراره تغییر کنه!» و هنوز، متاسفانه بیشتر افراد فکر میکنند که پزشکی امروز و سالهای آینده، لااقل در ایران، به مانند سی-چهل سال گذشته خواهد بود! این تصور اصلا درست و منطبق بر واقعیت نیست. بعد از همهٔ این مقدمهچینیها، میخوام بگم که مطالعهٔ کتاب «قوی سیاه - نسیم طالب» برای هر کدوم از ما بسیار بسیار واجبه - و اتفاقا با شرایط عمومی این روزهای کشور هم مرتبطه. برای درک مفهوم کلی کتاب هم مثال زیر کمککننده است:
در پدیدههای قوی سیاه، اصولا خود اتفاق غیرقابل پیشبینیه. یعنی برای اون بوقلمون داستان ما، پیشبینی روز هزار و یکم قابل انجام نیست. در هوش مصنوعی در پزشکی هم همینطور بوده و حسب شواهد ما از سالها پیش، اینطور به نظر میرسه که هیچ کس «واقعا» فکر نمیکرد که پزشکی به این سمت بره! اما حالا، همه «منطق» میارن که این مسیر بدیهی بوده! اتفاقا این موضوع، یکی دیگه از ویژگیهای پدیدههای قوی سیاهه - که «منطق، همیشه بعد از اتفاق» تولید میشه. وضعیت فعلی پزشکی هم اینطوریه که کشاورز تصمیمش رو گرفته و وسایلش رو هم آماده کرده، ولی هنوز گردن بوقلمون زده نشده...
هدف کلی کتاب، انتقال ذهنیت «انعطافپذیری» است. سابقاً در این مطلب کمی به این موضوع پرداخته بودم. در بخشهای بعدی هم بیشتر در این باره خواهم نوشت.
@sinusealpha_channel
یکی از چیزهایی که در سالهای گذشته و به مرور زمان بیشتر دیدهام، تعداد افرادی بوده که تصمیم گرفتهاند «شغل» طبابت رو - فارغ از ادامه یا ترک تحصیل پزشکی - کنار بگذارند. این کنار گذاشتن طبابت، فقط به خاطر مشکلات سیستم سلامت کشور و مختص ایران نیست و «هوش مصنوعی»، یکی از مهمترین موضوعاتیه که معمولا بین صحبتها ازش نام برده میشه و واقعا هم قابل درکه. روند رشد هوش مصنوعی - دوست داشته باشیم یا نه - به شکلیه که به سختی میشه چیزهایی که امروزه جزء شرح وظایف و شایستگیهای یک طبیب «خوب» مطرح میشه رو در آینده - حتی نزدیک - هم وارد (relevant)، مهم و ارزشمند دونست و این وضعیت، برای بخش نسبتا کوچکی از جامعهٔ سلامت - که داره بزرگتر میشه - زنگ خطری رو به صدا در آورده و از نزدیک شاهد این وضعیت در سالهای گذشته بودهام.
و اما درمورد «مقصد» این تصمیم، هنوز شکهای خیلی زیادی وجود داره. آیا پژوهش میتونه مسیر خوبی باشه؟ یا استارتاپ و کار آزاد؟ یا... که همهشون علیرغم تفاوتهای بسیار زیاد، مورد انتخاب عدهای بودهاند. اما وجه اشتراک همهٔ این مسیرهای جایگزین - باز هم چه دوست داشته باشیم و چه نه - اینه که «هیچ کدوم»، به اندازهٔ پزشکی سابق «قطعیت شغلی» ندارند و با ویژگیهای شخصیتی جامعهٔ علوم پزشکی - که اغلب بسیار ریسکگریز محسوب میشوند - همخونی لازم رو ندارند و این، تصمیمگیری رو هم سختتر کرده.
قصد دارم درمورد مسیرهای مختلف، و نحوهٔ تصمیمگیری درمورد این مسیرها بنویسم. اما مشکل اصلی در بین «اکثریت» این جامعه، نه گرفتن هر کدوم از این تصمیمها، بلکه قبولکردن اینه که «واقعا پزشکی هم قراره تغییر کنه!» و هنوز، متاسفانه بیشتر افراد فکر میکنند که پزشکی امروز و سالهای آینده، لااقل در ایران، به مانند سی-چهل سال گذشته خواهد بود! این تصور اصلا درست و منطبق بر واقعیت نیست. بعد از همهٔ این مقدمهچینیها، میخوام بگم که مطالعهٔ کتاب «قوی سیاه - نسیم طالب» برای هر کدوم از ما بسیار بسیار واجبه - و اتفاقا با شرایط عمومی این روزهای کشور هم مرتبطه. برای درک مفهوم کلی کتاب هم مثال زیر کمککننده است:
فرض کنید شما بوقلمونی هستید که در یک مزرعه زندگی میکنید. هر روز، کشاورز به شما غذا میدهد و از شما مراقبت میکند. بر اساس دادههای روزانه (غذا، آب، امنیت) به این نتیجه رسیدهاید که زندگی «همیشه» همینطور امن و خوب خواهد بود. این روند برای ۱۰۰۰ روز ادامه دارد و اعتماد شما هم بیشتر و بیشتر شده است. اما در روز هزار و یکم - که مثلاً نزدیک عید شکرگزاری است - کشاورز گردن شما را میزند!
در پدیدههای قوی سیاه، اصولا خود اتفاق غیرقابل پیشبینیه. یعنی برای اون بوقلمون داستان ما، پیشبینی روز هزار و یکم قابل انجام نیست. در هوش مصنوعی در پزشکی هم همینطور بوده و حسب شواهد ما از سالها پیش، اینطور به نظر میرسه که هیچ کس «واقعا» فکر نمیکرد که پزشکی به این سمت بره! اما حالا، همه «منطق» میارن که این مسیر بدیهی بوده! اتفاقا این موضوع، یکی دیگه از ویژگیهای پدیدههای قوی سیاهه - که «منطق، همیشه بعد از اتفاق» تولید میشه. وضعیت فعلی پزشکی هم اینطوریه که کشاورز تصمیمش رو گرفته و وسایلش رو هم آماده کرده، ولی هنوز گردن بوقلمون زده نشده...
هدف کلی کتاب، انتقال ذهنیت «انعطافپذیری» است. سابقاً در این مطلب کمی به این موضوع پرداخته بودم. در بخشهای بعدی هم بیشتر در این باره خواهم نوشت.
@sinusealpha_channel
❤22👍7🔥2💯2
ترک طبابت - قسمت دوم: آیا پزشکی یکشبه و خودبخود تغییر خواهد کرد؟
در قسمت قبل، به این نتیجه رسیدیم که گذشته، لزوما پیشبینیکنندهٔ آینده نیست و آیندهٔ پزشکی، با پیشرفتهای تکنولوژی، قطعا شبیه به گذشتهاش نخواهد بود. اما حالا سوال اینه که آیا آیندهای که درموردش حرف میزنیم، اولاً یکشبه، و ثانیاً خودبهخود بهوجود خواهد آمد؟ پاسخ به هر دو سوال منفیه.
تغییرات معمولا یکشبه اتفاق نمیافتند. در مثال قوی سیاه هم هدف ما توضیح «امکان» تغییر روند بود، و نه یکشبه بودنش. تاثیر هوش مصنوعی بر طبابت هم هرگز یکشبه اتفاق نخواهد افتاد و این تغییر، از دههها قبل شروع شده است. مثلا وقتی در سال ۱۹۸۹ اولین شبکههای عصبی پیچشی مبتنیبر backpropagation (یا به اختصار CNN) معرفی شدند، اولین حدسها (Conjectures) راجعبه آیندهٔ کار رادیولوژیستها و... هم زده شد و در سالهای بعد هم کاربردهای این تکنولوژی (Applications) - با سرعت بسیار کمی - معرفی شدند. با گذشت زمان، سرعت توسعهٔ این کاربردها هم بیشتر شد، و غالب مقالات امروز ما در ۲۰۲۶، دیگه دربارهٔ معرفی کاربرد هوش مصنوعی در فلان زمینهٔ پزشکی نیستند. بلکه مثلا به بررسی وضعیت استفادهٔ بیماران از مدلهای زبانی برای خوددرمانی یا چیزهایی اینچنینی پرداختهاند! این حقیقتیه که نمیشه کتمان کرد، و روزبهروز هم واقعیتر میشه.
درمورد خودبخودی بودن تغییرات هم لازم به توضیحه که - حداقل فعلا و تا چند سال آینده - این انسانها هستند که بیشتر زحمت توسعهٔ این کاربردها و تکنولوژیها را بر عهده دارند، و «انسانها» هم واژهٔ بیمعنی و گُنگیه. در واقع، این من و شما هستیم - و یا لااقل باید باشیم - که داریم کاربرد هوش مصنوعی در پزشکی را توسعه میدهیم و اتفاقی که منتظرش هستیم - یعنی حد اعلای استفاده از تکنولوژی در سیستم سلامت و بیشینهکردن فایده برای بیمار (Patient Outcome) بواسطهٔ آن - جز با حضور فعالانه و مشارکت من و شما محقق نخواهد شد. پس خودبخودی هم نیست. این خیلی مهمه، چون ما معمولاً عادت داریم که درمورد تغییراتی که در زمان و مکان دیگری بهوجود اومده صحبت کنیم، و نه تغییراتی که بهوجود آوردیم. اهمیت اولی رو باید صفر در نظر بگیریم و فقط روی دومی تمرکز کنیم. برای «ساختن» هم باید از جای درست شروع کرد و نباید بیست سال بگذره و تازه بفهمیم که ماه از مریخ نزدیکتر بوده! در قسمتهای بعدی در این باره هم خواهم نوشت.
درمورد سرعت پیشرفتها هم وقتی کسی تازه با فضای هوش مصنوعی در پزشکی آشنا میشه، در همون ابتدا، احساس میکنه که سرعت توسعهها «بسیار» بالاست - که الحق و الانصاف بالا است. اما معتقدم سرعت توسعه «آنقدرها هم که باید» بالا نیست. چون صرفا بالاتر از بخشهای دیگر پزشکی - که متاسفانه هنوز با دیدگاه مهندسی توسعه نمییابند - است، ما این سرعت را دستبالا (Overrated) در نظر میگیریم، وگرنه حالا که سال ۲۰۲۵ هم گذشته، هنوز رادیولوژیستها سوار ماشین غیرخودران میشن و تصاویر را تفسیر میکنن و گزارشاش را هم خودشون مینویسن! اندازهٔ بازار (Market Size) هوش مصنوعی در رادیولوژی هم - در سراسر دنیا - هنوز بسیار کوچک است و حتی میشه گفت که «هنوز هیچ اتفاق به اندازهٔ کافی بزرگی نیفتاده است.»
پس بهعنوان نتیجهٔ این بخش هم به این میرسیم که سرعت تغییر در پزشکی، به حضور و مشارکت جدی ما وابسته است و اگر این تغییر را مطلوب میدانیم - که منطقاً چنین است - مشارکت فعال و جدی، لازمهٔ سرعت هرچه بیشترش است و مشارکت نکردن هم به نتیجهٔ خاصی - جز irrelevantشدن خود شخص در سالهای آینده - نمیانجامه. پس یا باید چیزی که درسته رو ساخت، و یا باید نظارهگر ساختهشدن اون چیزها بود و مسیر دوم، هیچ فایدهای نداره. جملهٔ زیر هم به خوبی این تلگنر را به ما میزنه:
این تلنگر کلا خوبه، اما معمولا منجر به نتیجهای رایج اما اشتباه میشه که در قسمت بعدی به آن خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
در قسمت قبل، به این نتیجه رسیدیم که گذشته، لزوما پیشبینیکنندهٔ آینده نیست و آیندهٔ پزشکی، با پیشرفتهای تکنولوژی، قطعا شبیه به گذشتهاش نخواهد بود. اما حالا سوال اینه که آیا آیندهای که درموردش حرف میزنیم، اولاً یکشبه، و ثانیاً خودبهخود بهوجود خواهد آمد؟ پاسخ به هر دو سوال منفیه.
تغییرات معمولا یکشبه اتفاق نمیافتند. در مثال قوی سیاه هم هدف ما توضیح «امکان» تغییر روند بود، و نه یکشبه بودنش. تاثیر هوش مصنوعی بر طبابت هم هرگز یکشبه اتفاق نخواهد افتاد و این تغییر، از دههها قبل شروع شده است. مثلا وقتی در سال ۱۹۸۹ اولین شبکههای عصبی پیچشی مبتنیبر backpropagation (یا به اختصار CNN) معرفی شدند، اولین حدسها (Conjectures) راجعبه آیندهٔ کار رادیولوژیستها و... هم زده شد و در سالهای بعد هم کاربردهای این تکنولوژی (Applications) - با سرعت بسیار کمی - معرفی شدند. با گذشت زمان، سرعت توسعهٔ این کاربردها هم بیشتر شد، و غالب مقالات امروز ما در ۲۰۲۶، دیگه دربارهٔ معرفی کاربرد هوش مصنوعی در فلان زمینهٔ پزشکی نیستند. بلکه مثلا به بررسی وضعیت استفادهٔ بیماران از مدلهای زبانی برای خوددرمانی یا چیزهایی اینچنینی پرداختهاند! این حقیقتیه که نمیشه کتمان کرد، و روزبهروز هم واقعیتر میشه.
درمورد خودبخودی بودن تغییرات هم لازم به توضیحه که - حداقل فعلا و تا چند سال آینده - این انسانها هستند که بیشتر زحمت توسعهٔ این کاربردها و تکنولوژیها را بر عهده دارند، و «انسانها» هم واژهٔ بیمعنی و گُنگیه. در واقع، این من و شما هستیم - و یا لااقل باید باشیم - که داریم کاربرد هوش مصنوعی در پزشکی را توسعه میدهیم و اتفاقی که منتظرش هستیم - یعنی حد اعلای استفاده از تکنولوژی در سیستم سلامت و بیشینهکردن فایده برای بیمار (Patient Outcome) بواسطهٔ آن - جز با حضور فعالانه و مشارکت من و شما محقق نخواهد شد. پس خودبخودی هم نیست. این خیلی مهمه، چون ما معمولاً عادت داریم که درمورد تغییراتی که در زمان و مکان دیگری بهوجود اومده صحبت کنیم، و نه تغییراتی که بهوجود آوردیم. اهمیت اولی رو باید صفر در نظر بگیریم و فقط روی دومی تمرکز کنیم. برای «ساختن» هم باید از جای درست شروع کرد و نباید بیست سال بگذره و تازه بفهمیم که ماه از مریخ نزدیکتر بوده! در قسمتهای بعدی در این باره هم خواهم نوشت.
درمورد سرعت پیشرفتها هم وقتی کسی تازه با فضای هوش مصنوعی در پزشکی آشنا میشه، در همون ابتدا، احساس میکنه که سرعت توسعهها «بسیار» بالاست - که الحق و الانصاف بالا است. اما معتقدم سرعت توسعه «آنقدرها هم که باید» بالا نیست. چون صرفا بالاتر از بخشهای دیگر پزشکی - که متاسفانه هنوز با دیدگاه مهندسی توسعه نمییابند - است، ما این سرعت را دستبالا (Overrated) در نظر میگیریم، وگرنه حالا که سال ۲۰۲۵ هم گذشته، هنوز رادیولوژیستها سوار ماشین غیرخودران میشن و تصاویر را تفسیر میکنن و گزارشاش را هم خودشون مینویسن! اندازهٔ بازار (Market Size) هوش مصنوعی در رادیولوژی هم - در سراسر دنیا - هنوز بسیار کوچک است و حتی میشه گفت که «هنوز هیچ اتفاق به اندازهٔ کافی بزرگی نیفتاده است.»
پس بهعنوان نتیجهٔ این بخش هم به این میرسیم که سرعت تغییر در پزشکی، به حضور و مشارکت جدی ما وابسته است و اگر این تغییر را مطلوب میدانیم - که منطقاً چنین است - مشارکت فعال و جدی، لازمهٔ سرعت هرچه بیشترش است و مشارکت نکردن هم به نتیجهٔ خاصی - جز irrelevantشدن خود شخص در سالهای آینده - نمیانجامه. پس یا باید چیزی که درسته رو ساخت، و یا باید نظارهگر ساختهشدن اون چیزها بود و مسیر دوم، هیچ فایدهای نداره. جملهٔ زیر هم به خوبی این تلگنر را به ما میزنه:
"Once a new technology rolls over you, if you're not part of the steamroller, you're part of the road."
ترجمه: وقتی یک فناوری جدید میآید، اگر بخشی از غلتک نباشید، بخشی از جاده خواهید بود.
این تلنگر کلا خوبه، اما معمولا منجر به نتیجهای رایج اما اشتباه میشه که در قسمت بعدی به آن خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
❤14👍4💯3🔥1
ترک طبابت - قسمت سوم: آیا پزشکانی که از هوش مصنوعی استنفاده میکنند جایگزین پزشکانی خواهند شد که استفاده نمیکنند؟
حتی اگر کمی با فضای هوش مصنوعی در پزشکی آشنا باشید، احتمالاً این جمله معروف را شنیدهاید که پزشکانی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، توانمندتر از پزشکانی هستند که از آن استفاده نمیکنند و اگر قرار بر جایگزینی گروهی از پزشکان باشد، آنها جایگزین پزشکانی میشوند که میانهای با هوش مصنوعی ندارند. اما به نظر من این جمله که معمولا بهعنوان نتیجهای از صحبتهایمان در قسمت قبلی نیز مطرح میشود - اگر صحیح هم باشد - قطعا کامل نیست. البته باید بپذیریم که این «تصور» تا سال ۲۰۲۳ وجود داشت و با اطلاعاتی که تا آن زمان داشتیم، درست هم بود. اما پژوهشهای بعدی - به مانند آنچه در تصویر میبینید - این موضوع را رد کرد و این روزها، این جمله دیگر از مد افتاده است.
حالا اینطور تصور میشود که پزشکی که از دانش خود برای تشخیص، تصمیمگیری و اقدام فیزیکی در بالین استفاده میکند - به عبارتی knowledge worker و نه چیزی بیشتر به حساب میآید - میتواند با کمک هوش مصنوعی تمام کارهایش را با دقت و کیفیت بهتری انجام دهد. «تمام» کارهایش را. یعنی میتواند از مدلهای کمکتشخیصی برای تشخیص بهتر و دقیقتر بهره ببرد، از مدلهای تصمیمیار برای برنامهریزی بهتر برای بیماران استفاده کند و از رباتها نیز برای اقدامات فیزیکی دقیقتر سود ببرد. در واقع، پزشکی که از هوش مصنوعی استفاده میکند، به صورت قطعی و اثباتشده، دقت و کیفیت فعالیت بیشتری خواهد داشت. اما مسئله اصلا این نیست.
مسئله اینجاست که خود هوش مصنوعی - بدون دخالت، ورود و حضور پزشک فعلی - میتواند «تمام» این کارها را با دقت بیشتری انجام دهد! این دقت، حتی از زمانی که پزشک فعلی از هوش مصنوعی استفاده میکند هم بالاتر است! این خیلی مهم است. پزشکی، ریاضی است و هوش مصنوعی، استاد ریاضی. یعنی حضور پزشک از یک جایی به بعد، نهتنها کمککننده نیست، بلکه به دلایل بسیاری - از جمله سوگیریها، تأثیر احساسات و… - میتواند دقت هوش مصنوعی را پایینتر هم بیاورد. این موضوع در مقالات اخیر - مانند این مقاله که مدتها قبل منتشر و پارسال هم در مجلهٔ Nature چاپ شد - در حال بررسی است و شواهد ثابت کردهاند که پزشکان مجهز و غیرمجهز به هوش مصنوعی، در مقایسه با خود هوش مصنوعی «به تنهایی»، دقت پایینتری خواهند داشت. در نتیجه حتی میتوان گفت بهینهتر آن است که کلاً پزشک انسانی - به شیوهٔ فعلی - نداشته باشیم!
و امروزه دیگر کسی این نظر را ندارد که «پزشکان فعلی + هوش مصنوعی»، برای آیندهای که در آن، هوش مصنوعی میتواند همهچیز را با دقت و کیفیت بیشتری انجام دهد، گزینهای «ایدهآل» باشند. ما گزینههای بهتری داریم و واضح است که گزینههای مفیدتر - مخصوصا آنهایی که با اختلاف زیادی بهتر هستند - به مرور و در یک بازار آزاد (اینجا بحث مفصل میشود)، جایگزین گزینههای کمفایدهتر خواهند شد. اما اینکه این «به مرور» چقدر طول بکشد، همانطور که در قسمت قبل بحث کردیم، به خود ما بستگی دارد.
حالا سوال اینجاست که آیا پزشکی قرار است کلا منسوخ (Obsolete) شود؟ در قسمت بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
حتی اگر کمی با فضای هوش مصنوعی در پزشکی آشنا باشید، احتمالاً این جمله معروف را شنیدهاید که پزشکانی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، توانمندتر از پزشکانی هستند که از آن استفاده نمیکنند و اگر قرار بر جایگزینی گروهی از پزشکان باشد، آنها جایگزین پزشکانی میشوند که میانهای با هوش مصنوعی ندارند. اما به نظر من این جمله که معمولا بهعنوان نتیجهای از صحبتهایمان در قسمت قبلی نیز مطرح میشود - اگر صحیح هم باشد - قطعا کامل نیست. البته باید بپذیریم که این «تصور» تا سال ۲۰۲۳ وجود داشت و با اطلاعاتی که تا آن زمان داشتیم، درست هم بود. اما پژوهشهای بعدی - به مانند آنچه در تصویر میبینید - این موضوع را رد کرد و این روزها، این جمله دیگر از مد افتاده است.
حالا اینطور تصور میشود که پزشکی که از دانش خود برای تشخیص، تصمیمگیری و اقدام فیزیکی در بالین استفاده میکند - به عبارتی knowledge worker و نه چیزی بیشتر به حساب میآید - میتواند با کمک هوش مصنوعی تمام کارهایش را با دقت و کیفیت بهتری انجام دهد. «تمام» کارهایش را. یعنی میتواند از مدلهای کمکتشخیصی برای تشخیص بهتر و دقیقتر بهره ببرد، از مدلهای تصمیمیار برای برنامهریزی بهتر برای بیماران استفاده کند و از رباتها نیز برای اقدامات فیزیکی دقیقتر سود ببرد. در واقع، پزشکی که از هوش مصنوعی استفاده میکند، به صورت قطعی و اثباتشده، دقت و کیفیت فعالیت بیشتری خواهد داشت. اما مسئله اصلا این نیست.
مسئله اینجاست که خود هوش مصنوعی - بدون دخالت، ورود و حضور پزشک فعلی - میتواند «تمام» این کارها را با دقت بیشتری انجام دهد! این دقت، حتی از زمانی که پزشک فعلی از هوش مصنوعی استفاده میکند هم بالاتر است! این خیلی مهم است. پزشکی، ریاضی است و هوش مصنوعی، استاد ریاضی. یعنی حضور پزشک از یک جایی به بعد، نهتنها کمککننده نیست، بلکه به دلایل بسیاری - از جمله سوگیریها، تأثیر احساسات و… - میتواند دقت هوش مصنوعی را پایینتر هم بیاورد. این موضوع در مقالات اخیر - مانند این مقاله که مدتها قبل منتشر و پارسال هم در مجلهٔ Nature چاپ شد - در حال بررسی است و شواهد ثابت کردهاند که پزشکان مجهز و غیرمجهز به هوش مصنوعی، در مقایسه با خود هوش مصنوعی «به تنهایی»، دقت پایینتری خواهند داشت. در نتیجه حتی میتوان گفت بهینهتر آن است که کلاً پزشک انسانی - به شیوهٔ فعلی - نداشته باشیم!
و امروزه دیگر کسی این نظر را ندارد که «پزشکان فعلی + هوش مصنوعی»، برای آیندهای که در آن، هوش مصنوعی میتواند همهچیز را با دقت و کیفیت بیشتری انجام دهد، گزینهای «ایدهآل» باشند. ما گزینههای بهتری داریم و واضح است که گزینههای مفیدتر - مخصوصا آنهایی که با اختلاف زیادی بهتر هستند - به مرور و در یک بازار آزاد (اینجا بحث مفصل میشود)، جایگزین گزینههای کمفایدهتر خواهند شد. اما اینکه این «به مرور» چقدر طول بکشد، همانطور که در قسمت قبل بحث کردیم، به خود ما بستگی دارد.
حالا سوال اینجاست که آیا پزشکی قرار است کلا منسوخ (Obsolete) شود؟ در قسمت بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
❤18🔥3💯2
ترک طبابت - قسمت چهارم: با حضور هوش مصنوعی، آیا پزشکی منسوخ خواهد شد؟
در قسمت قبلی به این نتیجه رسیدیم که هوش مصنوعی، میتواند تمام کارهای تشخیصی و درمانی و... یک بیمارپزشک را در حد اعلا و بینیاز از او انجام دهد. اما در چنین شرایطی، آیا کل طبابت به معنای فعلیاش از بین خواهد رفت و اصطلاحاً منسوخ (Obsolete) خواهد شد؟ پاسخ منفی است.
پزشکی یا طبابت، به معنای واقعی کلمه - شامل انجام کارهایی برای رسیدن به تشخیص و درمان افرادی که بخش یا کل سلامت (شامل تمام انواع) آنها مشکلی پیدا کرده و... - غیرقابل اجتناب است. به این معنا که انسانها از ابتدای تاریخ تا حداقل امروز، بیمار میشده و میشوند و لازم، منطقی، اخلاقی و ارزشمند است شرایطی را فراهم آوریم که بیماران، بهبود یابند. این را بهعنوان یک فرض میپذیریم و با این فرض، به بررسی موضوع میپردازیم.
با توسعهٔ روزبهروز تکنولوژی و کاربردش در طبابت، ممکن و محتمل است به جایی برسیم که بیماران - که با معنای فعلی، کسی است که برای درمان به جایی که آنرا بیمارستان مینامیم مراجعه میکند - بسیار کمتری داشته باشیم. شواهد هم این را نشان میدهند که روند برخی بیماریهای واگیردار به کلی متوقف شده و بیماریهای غیرواگیردار هم در حال کاهش هستند. بیماریهای مزمن به کمک Telemedicine درحال حل و بیماریهای حاد و اورژانسی هم با کمک تصمیمیارها و رباتهای مستقر در اورژانس میتوانند به کلی بینیاز از حضور انسانها شوند. در کل، روند بسیار امیدوار کننده است، و حتی فارغ از کمترشدن یا نشدن خود بیماریها، شکل طبابت بسیار به سمت استفادهٔ هرچه کمتر از انسانها در «هرجایی که میشود» و کاهش نیاز به اقدامات حضوری میرود و این، منطقا مفید است.
اما منسوخشدن پزشکی - به معنای واقعی کلمه - اگر نگوییم غیرممکن، بسیار دورتر از تصورات ما به نظر میرسد. دقت کنید که بحث درمورد خود «طبابت» است و نه طبیبان فعلی. همچنین قابل ذکر است که هوش مصنوعی، قول درمان «تمام» بیماریها و بیماران را داده است، اما قول «بیمارنشدن افراد جدید»، مشابه درمانشان نیست، و متاسفانه نیازمند تغییرات عظیمی در سبک و نحوهٔ زندگی انسانها و محیط آنها است و اصولا محصولاتی که به چنین مسیری دست زدهاند و قصد تغییر عادات و سبک زندگی را داشتهاند، بسیار به ندرت موفق شدهاند. لذا طبابت را - حداقل در میانمدت و بهعنوان فرض - غیرقابل منسوخشدن در نظر میگیریم.
حالا سوال اینجاست که طبابت - به معنای عمومی آن - چه شکل تازهای پیدا خواهد کرد؟ پاسخ من این است که در کوتاهمدت، هیچ شکلی! واقعا در کوتاه مدت، تغییری در شکل پزشکی اتفاق نخواهد افتاد و حضور یک یا دو دستگاه و استفاده از چند اپلیکیشن و...، «شکل» پزشکی را تغییر نخواهند داد. برای تغییر این صنعت راکد، نیاز به سیستم و زیرساخت تازهای داریم که توسعهاش طول خواهد کشید. چرا که فواید حاصل از کاربرد تکنولوژیهای فعلی، در سیستم و زیرساخت فعلی، نمیتوانند بیشینه شوند. چنانچه ماشینهای خودران هم نمیتوانند وسط جادهای پر از ماشین و موتور و دوچرخه و... که توسط انسانها در حال هدایت هستند به بیشینهٔ فایدهشان برسند. یا به قول سم آلتمن خود هوش مصنوعی هم توسط تلفنهای همراهی که مانعی چون Screen دارند، به حد اعلای فایدهاش نخواهد رسید و به زودی متوجه خواهیم شد که این UI، چقدر غیربهینه بوده است. بدیهی است که حل این چنین مشکلات سیستمی، به مراتب مهمتر از حل مشکل یک تسک و یک رشته است!
در این مرحله، معمولا این سوال پیش میآید که روند تغییرات با کدام رشتههای زیرمجموعهٔ پزشکی آغاز خواهد شد و به چه شکل پیش خواهد رفت و ما چه کاری میتوانیم انجام دهیم تا همچنان relevant بمانیم. در قسمت بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
در قسمت قبلی به این نتیجه رسیدیم که هوش مصنوعی، میتواند تمام کارهای تشخیصی و درمانی و... یک بیمارپزشک را در حد اعلا و بینیاز از او انجام دهد. اما در چنین شرایطی، آیا کل طبابت به معنای فعلیاش از بین خواهد رفت و اصطلاحاً منسوخ (Obsolete) خواهد شد؟ پاسخ منفی است.
پزشکی یا طبابت، به معنای واقعی کلمه - شامل انجام کارهایی برای رسیدن به تشخیص و درمان افرادی که بخش یا کل سلامت (شامل تمام انواع) آنها مشکلی پیدا کرده و... - غیرقابل اجتناب است. به این معنا که انسانها از ابتدای تاریخ تا حداقل امروز، بیمار میشده و میشوند و لازم، منطقی، اخلاقی و ارزشمند است شرایطی را فراهم آوریم که بیماران، بهبود یابند. این را بهعنوان یک فرض میپذیریم و با این فرض، به بررسی موضوع میپردازیم.
با توسعهٔ روزبهروز تکنولوژی و کاربردش در طبابت، ممکن و محتمل است به جایی برسیم که بیماران - که با معنای فعلی، کسی است که برای درمان به جایی که آنرا بیمارستان مینامیم مراجعه میکند - بسیار کمتری داشته باشیم. شواهد هم این را نشان میدهند که روند برخی بیماریهای واگیردار به کلی متوقف شده و بیماریهای غیرواگیردار هم در حال کاهش هستند. بیماریهای مزمن به کمک Telemedicine درحال حل و بیماریهای حاد و اورژانسی هم با کمک تصمیمیارها و رباتهای مستقر در اورژانس میتوانند به کلی بینیاز از حضور انسانها شوند. در کل، روند بسیار امیدوار کننده است، و حتی فارغ از کمترشدن یا نشدن خود بیماریها، شکل طبابت بسیار به سمت استفادهٔ هرچه کمتر از انسانها در «هرجایی که میشود» و کاهش نیاز به اقدامات حضوری میرود و این، منطقا مفید است.
اما منسوخشدن پزشکی - به معنای واقعی کلمه - اگر نگوییم غیرممکن، بسیار دورتر از تصورات ما به نظر میرسد. دقت کنید که بحث درمورد خود «طبابت» است و نه طبیبان فعلی. همچنین قابل ذکر است که هوش مصنوعی، قول درمان «تمام» بیماریها و بیماران را داده است، اما قول «بیمارنشدن افراد جدید»، مشابه درمانشان نیست، و متاسفانه نیازمند تغییرات عظیمی در سبک و نحوهٔ زندگی انسانها و محیط آنها است و اصولا محصولاتی که به چنین مسیری دست زدهاند و قصد تغییر عادات و سبک زندگی را داشتهاند، بسیار به ندرت موفق شدهاند. لذا طبابت را - حداقل در میانمدت و بهعنوان فرض - غیرقابل منسوخشدن در نظر میگیریم.
حالا سوال اینجاست که طبابت - به معنای عمومی آن - چه شکل تازهای پیدا خواهد کرد؟ پاسخ من این است که در کوتاهمدت، هیچ شکلی! واقعا در کوتاه مدت، تغییری در شکل پزشکی اتفاق نخواهد افتاد و حضور یک یا دو دستگاه و استفاده از چند اپلیکیشن و...، «شکل» پزشکی را تغییر نخواهند داد. برای تغییر این صنعت راکد، نیاز به سیستم و زیرساخت تازهای داریم که توسعهاش طول خواهد کشید. چرا که فواید حاصل از کاربرد تکنولوژیهای فعلی، در سیستم و زیرساخت فعلی، نمیتوانند بیشینه شوند. چنانچه ماشینهای خودران هم نمیتوانند وسط جادهای پر از ماشین و موتور و دوچرخه و... که توسط انسانها در حال هدایت هستند به بیشینهٔ فایدهشان برسند. یا به قول سم آلتمن خود هوش مصنوعی هم توسط تلفنهای همراهی که مانعی چون Screen دارند، به حد اعلای فایدهاش نخواهد رسید و به زودی متوجه خواهیم شد که این UI، چقدر غیربهینه بوده است. بدیهی است که حل این چنین مشکلات سیستمی، به مراتب مهمتر از حل مشکل یک تسک و یک رشته است!
در این مرحله، معمولا این سوال پیش میآید که روند تغییرات با کدام رشتههای زیرمجموعهٔ پزشکی آغاز خواهد شد و به چه شکل پیش خواهد رفت و ما چه کاری میتوانیم انجام دهیم تا همچنان relevant بمانیم. در قسمت بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
❤17👍3🔥2💯1
ترک طبابت - قسمت پنجم: تغییر زیررشتههای پزشکی چگونه خواهد بود؟
در قسمت قبل، گفتیم که پزشکی در میانمدت قابل منسوخشدن نیست. اما این موضوع درمورد پزشکان - و مخصوصا آنهایی که در برخی زیررشتهها مشغولاند - صدق نمیکند. شغل آنها تغییرات زیادی خواهد کرد و در آیندهای حتی نزدیک، شبیه به قبل نخواهد بود. حالا سوال رایج این است که کدام زیررشتههای پزشکی بیشتر تغییر خواهند کرد و به اصطلاح حذف خواهند شد و کدام به روند فعلیشان ادامه خواهند داد؟ بحث مفصلی است.
از دیدگاههای مرسوم این است که رشتههای تشخیصمحور مثل رادیولوژی، پاتولوژی و... از آنجایی که کارشان دیدن و تفسیر تصاویر است، و چون پردازش تصویر پیشرفت قابل توجهی کرده، در معرض حذفشدن هستند. اما این دیدگاه - اگر درست هم باشد - کامل نیست. در ادامهٔ این دیدگاه، معمولاً گفته میشود که رشتههای اصطلاحاً «تحلیلمحور» مثل داخلی، اطفال و... از آنجایی که به قضاوت انسانی وابستهاند، دیرتر حذف خواهند شد. همچنین درمورد رشتههای جراحیدار نیز گفته میشود که چون هنوز رباتها به اندازهٔ کافی پیشرفت نکردهاند، مسیر شغلی امنتری به حساب میآیند. به صورت خلاصه باید بگویم که همهٔ این دیدگاهها outdated و نادرست هستند، و دیگر چنین تصوری نمیشود.
قبل از بررسی رشتههای تشخیصمحور و جراحیدار، بیایید به بررسی وضعیت «قضاوت انسانی» در رشتههای داخلی و... بپردازیم. از بیرون، تصور میشود که پزشکان متخصص داخلی و...، با تحلیلهایی intuitive و برآمده از تجربه، sense و...، تصمیم میگیرند و این تحلیلها، قابل formalization نیستند. اما اگر از نزدیک با مسیر فکری پزشکان آشنا باشید، دقیقا متوجه میشوید که الگوریتمهایی - بسیار سادهتر از الگوریتمهای هوش مصنوعی - در ذهنشان ران میشود و اتفاقا با عدد تصمیم میگیرند. درستاش هم همین است! یعنی مثلا برای تشخیص یک بیماری، یک سیستم نمرهدهی (x score) مانند تصویر تعریف میکنند و به علائم و ویژگیهای مختلف بیمار نمره میدهند و اگر نمره از حدی بیشتر/کمتر بود، تشخیص میگذارند. این نوع از تحلیل، قابل جایگزینی با سادهترین نرمافزارها - مانند این برنامهٔ ساده که دو سال پیش نوشته بودم - است و اگر پزشک هستید، اکیداً پیشنهاد میکنم که حفظکردن این الگوریتمها را فراموش کنید. چیزی که تحت عنوان skillful neglect مطرح میشود هم همان نبود توضیحپذیری (explainability) است و «علمی و درست و قابل اعتماد» نیست و اگر مبنای فکریتان است، مبنای فکری هوش مصنوعی هم میتواند باشد. اما اگر قصد داریم پزشکی آینده را هم علمی پیش ببریم، روشهای بهینهتری داریم و هرگز حتی سمت روشهای وابسته به قضاوت پزشک فعلی نمیرویم. صریحتر بگویم، هر چیز قابل formalization را فراموش کنید. این درمورد بقیهٔ صنایع و مشاغل نیز صدق میکند. هرچند سیستمهای آموزشی همچنان این موارد را ارزشیابی میکنند.
درمورد رشتههای جراحیدار هم لازم به ذکر است که ما به نرمافزارها سوگیری پیدا کردهایم. اغلب تصوری از رباتیک نداریم و «چون هنوز ندیدهایم»، فکر میکنیم که مثلا یک ربات نمیتواند جراحی قاعدهٔ جمجمه را به خوبی یک جراح باتجربه انجام دهد. این «تصور» حاصل از سوگیری، باز هم ما را به موضوع معرفی شده در قسمت اول، یعنی اثر قوی سیاه باز میگرداند. دوست داشته باشیم یا نه، بالاخره روز هزار و یکم میرسد و آن تغییری که قابل پیشبینی نیست، واقعی خواهد شد. در کل هم از نظر تکنیکال، جراحی سادهتر از تشخیص است. تصور بیشتر پزشکان در این مورد اشتباه است و فکر میکنند که چون در پزشکی جراحی سختتر از داخلی و رادیولوژی است، پس در تکنولوژی هم همینطور است. اما انواع جراحیها و کیسهای نادر آنها به مراتب از رادیولوژی و داخلی کمترند، و اگر روزی نوبت به حذف یکی از این رشتهها برسد، احتمالا اولین گروه، همین جراحیها باشند! البته این موارد در کل دنیا صدق میکند و حساسیتهای رباتیک در ایران را نیز باید به تحلیلمان اضافه کنیم.
درمورد رشتههای تشخیصی مثل رادیولوژی نیز باید گفت که تغییرات عمدهشان زودتر از بقیه شروع شده است، و زودتر از بقیه هم به اتمام خواهد رسید. این خیلی مهم است. پزشکان محصل در این رشتهها، برخلاف سایر پزشکان در حال re-invent کردن خودشان هستند و حتی شغل امروزهشان هم بیشتر technologist است، و بسیار متفاوت با ده سال پیش محسوب میشود. این پزشکان - بهعلت نزدیکی بیشتر با تکنولوژی و تاثیرپذیری زودتر - سریعتر هم با شرایط جدید وفق پیدا خواهند کرد و قبل از بقیه، از حالت «پزشک سابق» بیرون خواهند آمد و سایر رشتههای پزشکی را نیز همینها تغییر خواهند داد. یکی از علل افزایش رقابت ورود به این رشتهها در آمریکا نیز همین است.
در ادامه به این میپردازیم که چه کسانی در آینده صنعت سلامت نقش خواهند داشت...
@sinusealpha_channel
در قسمت قبل، گفتیم که پزشکی در میانمدت قابل منسوخشدن نیست. اما این موضوع درمورد پزشکان - و مخصوصا آنهایی که در برخی زیررشتهها مشغولاند - صدق نمیکند. شغل آنها تغییرات زیادی خواهد کرد و در آیندهای حتی نزدیک، شبیه به قبل نخواهد بود. حالا سوال رایج این است که کدام زیررشتههای پزشکی بیشتر تغییر خواهند کرد و به اصطلاح حذف خواهند شد و کدام به روند فعلیشان ادامه خواهند داد؟ بحث مفصلی است.
از دیدگاههای مرسوم این است که رشتههای تشخیصمحور مثل رادیولوژی، پاتولوژی و... از آنجایی که کارشان دیدن و تفسیر تصاویر است، و چون پردازش تصویر پیشرفت قابل توجهی کرده، در معرض حذفشدن هستند. اما این دیدگاه - اگر درست هم باشد - کامل نیست. در ادامهٔ این دیدگاه، معمولاً گفته میشود که رشتههای اصطلاحاً «تحلیلمحور» مثل داخلی، اطفال و... از آنجایی که به قضاوت انسانی وابستهاند، دیرتر حذف خواهند شد. همچنین درمورد رشتههای جراحیدار نیز گفته میشود که چون هنوز رباتها به اندازهٔ کافی پیشرفت نکردهاند، مسیر شغلی امنتری به حساب میآیند. به صورت خلاصه باید بگویم که همهٔ این دیدگاهها outdated و نادرست هستند، و دیگر چنین تصوری نمیشود.
قبل از بررسی رشتههای تشخیصمحور و جراحیدار، بیایید به بررسی وضعیت «قضاوت انسانی» در رشتههای داخلی و... بپردازیم. از بیرون، تصور میشود که پزشکان متخصص داخلی و...، با تحلیلهایی intuitive و برآمده از تجربه، sense و...، تصمیم میگیرند و این تحلیلها، قابل formalization نیستند. اما اگر از نزدیک با مسیر فکری پزشکان آشنا باشید، دقیقا متوجه میشوید که الگوریتمهایی - بسیار سادهتر از الگوریتمهای هوش مصنوعی - در ذهنشان ران میشود و اتفاقا با عدد تصمیم میگیرند. درستاش هم همین است! یعنی مثلا برای تشخیص یک بیماری، یک سیستم نمرهدهی (x score) مانند تصویر تعریف میکنند و به علائم و ویژگیهای مختلف بیمار نمره میدهند و اگر نمره از حدی بیشتر/کمتر بود، تشخیص میگذارند. این نوع از تحلیل، قابل جایگزینی با سادهترین نرمافزارها - مانند این برنامهٔ ساده که دو سال پیش نوشته بودم - است و اگر پزشک هستید، اکیداً پیشنهاد میکنم که حفظکردن این الگوریتمها را فراموش کنید. چیزی که تحت عنوان skillful neglect مطرح میشود هم همان نبود توضیحپذیری (explainability) است و «علمی و درست و قابل اعتماد» نیست و اگر مبنای فکریتان است، مبنای فکری هوش مصنوعی هم میتواند باشد. اما اگر قصد داریم پزشکی آینده را هم علمی پیش ببریم، روشهای بهینهتری داریم و هرگز حتی سمت روشهای وابسته به قضاوت پزشک فعلی نمیرویم. صریحتر بگویم، هر چیز قابل formalization را فراموش کنید. این درمورد بقیهٔ صنایع و مشاغل نیز صدق میکند. هرچند سیستمهای آموزشی همچنان این موارد را ارزشیابی میکنند.
درمورد رشتههای جراحیدار هم لازم به ذکر است که ما به نرمافزارها سوگیری پیدا کردهایم. اغلب تصوری از رباتیک نداریم و «چون هنوز ندیدهایم»، فکر میکنیم که مثلا یک ربات نمیتواند جراحی قاعدهٔ جمجمه را به خوبی یک جراح باتجربه انجام دهد. این «تصور» حاصل از سوگیری، باز هم ما را به موضوع معرفی شده در قسمت اول، یعنی اثر قوی سیاه باز میگرداند. دوست داشته باشیم یا نه، بالاخره روز هزار و یکم میرسد و آن تغییری که قابل پیشبینی نیست، واقعی خواهد شد. در کل هم از نظر تکنیکال، جراحی سادهتر از تشخیص است. تصور بیشتر پزشکان در این مورد اشتباه است و فکر میکنند که چون در پزشکی جراحی سختتر از داخلی و رادیولوژی است، پس در تکنولوژی هم همینطور است. اما انواع جراحیها و کیسهای نادر آنها به مراتب از رادیولوژی و داخلی کمترند، و اگر روزی نوبت به حذف یکی از این رشتهها برسد، احتمالا اولین گروه، همین جراحیها باشند! البته این موارد در کل دنیا صدق میکند و حساسیتهای رباتیک در ایران را نیز باید به تحلیلمان اضافه کنیم.
درمورد رشتههای تشخیصی مثل رادیولوژی نیز باید گفت که تغییرات عمدهشان زودتر از بقیه شروع شده است، و زودتر از بقیه هم به اتمام خواهد رسید. این خیلی مهم است. پزشکان محصل در این رشتهها، برخلاف سایر پزشکان در حال re-invent کردن خودشان هستند و حتی شغل امروزهشان هم بیشتر technologist است، و بسیار متفاوت با ده سال پیش محسوب میشود. این پزشکان - بهعلت نزدیکی بیشتر با تکنولوژی و تاثیرپذیری زودتر - سریعتر هم با شرایط جدید وفق پیدا خواهند کرد و قبل از بقیه، از حالت «پزشک سابق» بیرون خواهند آمد و سایر رشتههای پزشکی را نیز همینها تغییر خواهند داد. یکی از علل افزایش رقابت ورود به این رشتهها در آمریکا نیز همین است.
در ادامه به این میپردازیم که چه کسانی در آینده صنعت سلامت نقش خواهند داشت...
@sinusealpha_channel
❤12👍5🔥2💯2
ترک طبابت - قسمت ششم: چه کسانی در آینده پزشکی نقش اصلی را خواهند داشت؟
در قسمت قبل، به این نتیجه رسیدیم که تنها پزشکانی که تکنولوژیست - بهمعنای مهندسان توسعهدهندهٔ فناوری - هستند، امکان مشارکت در توسعهٔ پزشکی در آینده را خواهند داشت، و این موضوع مجدداً حکم تاییدی بر آن است که حتی پزشکان آشنا به هوش مصنوعی، irrelevant خواهند بود و اصلا قابل مقایسه با تکنولوژیستها - که از قضا پزشک هم هستند - نیستند. لذا ما زیررشتههای پزشکی را به شکل و عناوین دیگری که حاصل از ادغام و حذف زیررشتههای فعلی است، خواهیم دید. و حضور و فعالیت در شکلهای تازهشان، ملزوم به تکنولوژیست بودن پزشک - و هر فرد فعال دیگری - خواهد بود.
پس اگر پزشک هستید و نگران اینکه «آشنا» نبودن با هوش مصنوعی ممکن است شما را در آینده irrelevant کند، باید بگویم که نگران نباشید. «آشنا» بودنتان هم تفاوت زیادی را حاصل نمیکند، تا زمانیکه توسعهدهندهاش باشید. در واقع اگر قرار است از کسی بترسید که جایگزین شما شود، احتمالا باید به technologistها - مخصوصا مهندسان نرمافزار و هوش مصنوعی و... که میزان بیکاریشان در صنعت خودشان در حال افزایش است - فکر کنید. این افراد، کارشان «حل مسئله با تکنولوژی» است و اگر شما - بهعنوان پزشک فعال در صنعت سلامت - نتوانید مسائل صنعتتان را «با تکنولوژی» حل کنید، این افراد حل خواهند کرد. جملهٔ قدیمی زیر هم تلنگری در همین باره است:
پس دوست داشته باشیم یا نه، مسیر ما از تکنولوژی نمیگذرد. بلکه مسیر تکنولوژی از ما میگذرد و مجبوریم یاد بگیریم که به کمک تکنولوژی، مشکلات صنعت سلامت را حل کنیم. این تنها مسیر ممکن است که متاسفانه قطعیت شغلیاش حتی نزدیک به پزشکی هم نیست. با آن دوران باید خداخافظی کنیم. چرا که در چنین آیندهای، هرچه زودتر وارد این مسیر شویم، زودتر هم تکنولوژیست خواهیم شد و مشکلات بیشتری را هم حل خواهیم کرد. حل مشکلات صنعت سلامت اما فقط شامل «یک نقش» نمیشود. نقشهای مختلف - و اتفاقاً جدیدی - خواهیم داشت. چنانچه نقشهایی که امروزه در دنیا رایجاند، پنجاه سال پیش وجود نداشتند.
یک سوء برداشت رایج در اینجا این است که ما باید حتما توسعهٔ دهنده تکنولوژی هوش مصنوعی - بهمعنای برنامهنویس - باشیم. این درست نیست. همه کسانی که مسئله حل میکنند، برنامه نویس نیستند. همه تکنولوژیستها هم برنامه نویس نیستند. چنانچه سالها قبل وقتی استفاده از برق رایج شد، همه متخصص برق نشدند. اما هیچ کاری امروزه بدون برق قابل انجام نیست و افراد، در نقشهای مختلف، با برق کار میکنند و توسعهدهنده برق محسوب نمیشود. پس نتیجه این قسمت لزوماً توصیه به یادگیری برنامهنویسی نیست. بلکه توصیه به مشکلحلکردن است - که خواه ناخواه بیشتر مسیرش از برنامه نویسی میگذرد.
حالا سوالاتی از قبیل در صنعت سلامت چه مشکلاتی وجود دارد و با چه نقشهایی میتوان آنها را حل کرد و از چه نقاطی میتوان وارد شد و... مطرح میشوند که در قسمتهای بعدی به آنها خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
در قسمت قبل، به این نتیجه رسیدیم که تنها پزشکانی که تکنولوژیست - بهمعنای مهندسان توسعهدهندهٔ فناوری - هستند، امکان مشارکت در توسعهٔ پزشکی در آینده را خواهند داشت، و این موضوع مجدداً حکم تاییدی بر آن است که حتی پزشکان آشنا به هوش مصنوعی، irrelevant خواهند بود و اصلا قابل مقایسه با تکنولوژیستها - که از قضا پزشک هم هستند - نیستند. لذا ما زیررشتههای پزشکی را به شکل و عناوین دیگری که حاصل از ادغام و حذف زیررشتههای فعلی است، خواهیم دید. و حضور و فعالیت در شکلهای تازهشان، ملزوم به تکنولوژیست بودن پزشک - و هر فرد فعال دیگری - خواهد بود.
پس اگر پزشک هستید و نگران اینکه «آشنا» نبودن با هوش مصنوعی ممکن است شما را در آینده irrelevant کند، باید بگویم که نگران نباشید. «آشنا» بودنتان هم تفاوت زیادی را حاصل نمیکند، تا زمانیکه توسعهدهندهاش باشید. در واقع اگر قرار است از کسی بترسید که جایگزین شما شود، احتمالا باید به technologistها - مخصوصا مهندسان نرمافزار و هوش مصنوعی و... که میزان بیکاریشان در صنعت خودشان در حال افزایش است - فکر کنید. این افراد، کارشان «حل مسئله با تکنولوژی» است و اگر شما - بهعنوان پزشک فعال در صنعت سلامت - نتوانید مسائل صنعتتان را «با تکنولوژی» حل کنید، این افراد حل خواهند کرد. جملهٔ قدیمی زیر هم تلنگری در همین باره است:
"You may not be in the software industry, but one day the software industry will be in yours."
ترجمه: شما ممکن است که در صنعت نرمافزار نباشید، اما روزی صنعت نرمافزار در صنعت شما خواهد بود.
پس دوست داشته باشیم یا نه، مسیر ما از تکنولوژی نمیگذرد. بلکه مسیر تکنولوژی از ما میگذرد و مجبوریم یاد بگیریم که به کمک تکنولوژی، مشکلات صنعت سلامت را حل کنیم. این تنها مسیر ممکن است که متاسفانه قطعیت شغلیاش حتی نزدیک به پزشکی هم نیست. با آن دوران باید خداخافظی کنیم. چرا که در چنین آیندهای، هرچه زودتر وارد این مسیر شویم، زودتر هم تکنولوژیست خواهیم شد و مشکلات بیشتری را هم حل خواهیم کرد. حل مشکلات صنعت سلامت اما فقط شامل «یک نقش» نمیشود. نقشهای مختلف - و اتفاقاً جدیدی - خواهیم داشت. چنانچه نقشهایی که امروزه در دنیا رایجاند، پنجاه سال پیش وجود نداشتند.
یک سوء برداشت رایج در اینجا این است که ما باید حتما توسعهٔ دهنده تکنولوژی هوش مصنوعی - بهمعنای برنامهنویس - باشیم. این درست نیست. همه کسانی که مسئله حل میکنند، برنامه نویس نیستند. همه تکنولوژیستها هم برنامه نویس نیستند. چنانچه سالها قبل وقتی استفاده از برق رایج شد، همه متخصص برق نشدند. اما هیچ کاری امروزه بدون برق قابل انجام نیست و افراد، در نقشهای مختلف، با برق کار میکنند و توسعهدهنده برق محسوب نمیشود. پس نتیجه این قسمت لزوماً توصیه به یادگیری برنامهنویسی نیست. بلکه توصیه به مشکلحلکردن است - که خواه ناخواه بیشتر مسیرش از برنامه نویسی میگذرد.
حالا سوالاتی از قبیل در صنعت سلامت چه مشکلاتی وجود دارد و با چه نقشهایی میتوان آنها را حل کرد و از چه نقاطی میتوان وارد شد و... مطرح میشوند که در قسمتهای بعدی به آنها خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
❤17🔥2💯2
ترک طبابت - قسمت هفتم: «ساختن» در صنعت سلامت از کجا شروع میشود؟
در قسمت قبل، به این نتیجه رسیدیم که راهی جز تکنولوژیستشدن وجود ندارد. همچنین تاکید کردیم که نقشهای مختلفی وجود خواهند داشت، و همهٔ آنها هم به نوعی به تکنولوژی ختم خواهند شد. حالا سوال مهم این است که محل شروع ما در این مسیر از کجاست و چه میتوان کرد. قبل از محل شروع، بدیهی است باید به این بپردازیم که قرار است به کجا برسیم، و یا به کدام سمت برویم. اما موضوع پایهایتر و فلسفیتر از آن است که در اینجا بحث کنیم. لذا پیشفرض ادامهٔ متن این است که خواننده، قصد تاثیرگذاری، تغییر و بهبود شرایط را دارد و میخواهد مشکلی را حل کند. اگر چنین نیست، خواندن ادامهٔ این متن و قسمتهای بعدی بیفایده خواهند بود.
مهمترین عامل در کشف مشکلی که حل آن، محل شروع صحیحی است، داشتن قضاوت (Judgement) صحیح از دنیاست. تصمیمگیری درمورد اینکه «چه بسازیم؟» روز به روز مهمتر میشود و «چگونه بسازیم؟» هم به مرور بیشتر به تکنولوژی واگذار خواهد شد. شناخت و داشتن بینش صحیح از این دو روند هم اساس صحبتهای بعدی خواهند بود و فعلاً به جزئیاتش نمیپردازیم.
یکی از الزامات داشتن قضاوت صحیح از شرایط، open-mindedness است. به این معنی که فرد باید بتواند ارزیابی غیروابسته و مستقل، از شرایط و دنیای «فعلی» داشته باشد و این موضوع، متاسفانه با متخصصبودن همبستگی منفی دارد. یعنی هرچه متخصصتر باشیم، زاویهٔ دیدمان اصطلاحا لولهتفنگیتر میشود، و هرچه بیشتر این اتفاق بیفتد، دقت قضاوتهایمان هم پایینتر خواهد آمد. در همین حین، افرادی هستند که با مشاهدهٔ آنچه دیگران انجام میدهند (مثال: ریسرچ)، آنچه درآمد بالایی دارد (مثال: کنکور)، و یا حتی آنچه امروزه موضوع مهمی بهنظر میرسد (مثال: هوش مصنوعی!)، قضاوتشان را جهتدهی میکنند که همگی - اگر هم به نتایج درستی برسند - روشهای غلطی برای تفکر هستند. مسیر درست، از قضاوت درست و شخصی میگذرد، حتی اگر اینبار به نتیجهٔ درستی نینجامد. مهمترین فایدهٔ تفکر آزاد رادیکال هم این است که طرف مقابلشان، یعنی افراد متعصب، با دنیایی با سرعت تغییر بالا سازگار نیستند و حذف خواهند شد. پس یکی از مهمترین شروط سازگاری با چنین دنیایی، عدم تعصب است.
محل شروع فعالیت در صنعت سلامت هم از صنعت سلامت شروع نمیشود. محل شروع، برای تقریبا تمام افراد محصل و فارغالتحصیل از رشتههای علوم پزشکی، ساختن پایهای فلسفی و عمیق در موضوعات مهمتر است. به همین دلیل است که مهمترین و موثرترین افراد این صنعت - چه در کشور ما و چه در کل دنیا - اصلا محصل رشتههای علوم پزشکی نبودهاند! این را حتما بررسی کنید که بهترین محصولات صنعت سلامت را چه کسانی ساختهاند، تا از نتایجاش شگفتزده شوید! یک نقل قول رایج هم بین سازندگان فعال در صنعت سلامت وجود دارد - و من بارها شنیدهام - این است که میگویند «اگر میخواهید محصولی را در صنعت سلامت بسازید، با پزشکان مشورت نکنید!» و این موضوع علت واقعی دارد. خلاصه که حجم تعصب بیش از حد است.
پس اولین مرحله، کنارگذاشتن تعصب است. این بسیار مهم است، به حدی که تصمیم گرفتم یک بخش کامل از این سری مطالب را به این موضوع اختصاص بدهم. اغلب افراد در همین مرحله فیلتر میشوند و اصلا وارد مراحل بعدی نخواهند شد. در ادامه هم به سراغ مراحل بعدی خواهیم رفت...
@sinusealpha_channel
در قسمت قبل، به این نتیجه رسیدیم که راهی جز تکنولوژیستشدن وجود ندارد. همچنین تاکید کردیم که نقشهای مختلفی وجود خواهند داشت، و همهٔ آنها هم به نوعی به تکنولوژی ختم خواهند شد. حالا سوال مهم این است که محل شروع ما در این مسیر از کجاست و چه میتوان کرد. قبل از محل شروع، بدیهی است باید به این بپردازیم که قرار است به کجا برسیم، و یا به کدام سمت برویم. اما موضوع پایهایتر و فلسفیتر از آن است که در اینجا بحث کنیم. لذا پیشفرض ادامهٔ متن این است که خواننده، قصد تاثیرگذاری، تغییر و بهبود شرایط را دارد و میخواهد مشکلی را حل کند. اگر چنین نیست، خواندن ادامهٔ این متن و قسمتهای بعدی بیفایده خواهند بود.
مهمترین عامل در کشف مشکلی که حل آن، محل شروع صحیحی است، داشتن قضاوت (Judgement) صحیح از دنیاست. تصمیمگیری درمورد اینکه «چه بسازیم؟» روز به روز مهمتر میشود و «چگونه بسازیم؟» هم به مرور بیشتر به تکنولوژی واگذار خواهد شد. شناخت و داشتن بینش صحیح از این دو روند هم اساس صحبتهای بعدی خواهند بود و فعلاً به جزئیاتش نمیپردازیم.
یکی از الزامات داشتن قضاوت صحیح از شرایط، open-mindedness است. به این معنی که فرد باید بتواند ارزیابی غیروابسته و مستقل، از شرایط و دنیای «فعلی» داشته باشد و این موضوع، متاسفانه با متخصصبودن همبستگی منفی دارد. یعنی هرچه متخصصتر باشیم، زاویهٔ دیدمان اصطلاحا لولهتفنگیتر میشود، و هرچه بیشتر این اتفاق بیفتد، دقت قضاوتهایمان هم پایینتر خواهد آمد. در همین حین، افرادی هستند که با مشاهدهٔ آنچه دیگران انجام میدهند (مثال: ریسرچ)، آنچه درآمد بالایی دارد (مثال: کنکور)، و یا حتی آنچه امروزه موضوع مهمی بهنظر میرسد (مثال: هوش مصنوعی!)، قضاوتشان را جهتدهی میکنند که همگی - اگر هم به نتایج درستی برسند - روشهای غلطی برای تفکر هستند. مسیر درست، از قضاوت درست و شخصی میگذرد، حتی اگر اینبار به نتیجهٔ درستی نینجامد. مهمترین فایدهٔ تفکر آزاد رادیکال هم این است که طرف مقابلشان، یعنی افراد متعصب، با دنیایی با سرعت تغییر بالا سازگار نیستند و حذف خواهند شد. پس یکی از مهمترین شروط سازگاری با چنین دنیایی، عدم تعصب است.
محل شروع فعالیت در صنعت سلامت هم از صنعت سلامت شروع نمیشود. محل شروع، برای تقریبا تمام افراد محصل و فارغالتحصیل از رشتههای علوم پزشکی، ساختن پایهای فلسفی و عمیق در موضوعات مهمتر است. به همین دلیل است که مهمترین و موثرترین افراد این صنعت - چه در کشور ما و چه در کل دنیا - اصلا محصل رشتههای علوم پزشکی نبودهاند! این را حتما بررسی کنید که بهترین محصولات صنعت سلامت را چه کسانی ساختهاند، تا از نتایجاش شگفتزده شوید! یک نقل قول رایج هم بین سازندگان فعال در صنعت سلامت وجود دارد - و من بارها شنیدهام - این است که میگویند «اگر میخواهید محصولی را در صنعت سلامت بسازید، با پزشکان مشورت نکنید!» و این موضوع علت واقعی دارد. خلاصه که حجم تعصب بیش از حد است.
پس اولین مرحله، کنارگذاشتن تعصب است. این بسیار مهم است، به حدی که تصمیم گرفتم یک بخش کامل از این سری مطالب را به این موضوع اختصاص بدهم. اغلب افراد در همین مرحله فیلتر میشوند و اصلا وارد مراحل بعدی نخواهند شد. در ادامه هم به سراغ مراحل بعدی خواهیم رفت...
@sinusealpha_channel
❤12👍5🔥2💯2
ترک طبابت - قسمت هشتم: ساختن در صنعت سلامت از کجا شروع نمیشود؟
در قسمت قبل، به این پرداختیم که بدیهیترین پیشنیاز ساختن چیزی موثر، کنار گذاشتن تعصب است. اما قطعا این کافی نیست. در این قسمت، بهجای پرداختن به اینکه از کجا شروع کنیم، به این میپردازیم که از کجا شروع نکنیم! در واقع مسائل و مشکلاتی در صنعت سلامت وجود دارند که علیرغم شدت و حدت بالا، نقطه شروع خوبی نیستند! مسئلهٔ ابتدایی خوب را هم چیزی در نظر میگیریم که «علاوهبر صحیح بودن، حل آن اهرمی برای حل سایر مسائل و ورود به سایر بازارها و... باشد».
درمورد درستی مشکل انتخابشده، پیشنهاد من این است که دو اصل را مد نظر داشته باشیم. اول اینکه این مشکل باید صاحبی داشته باشد. یعنی شخصی واقعا وجود داشته باشد که از وجود این مشکل رنج ببرد. اگر چنین نباشد، چالشهای زیادی خواهیم داشت و به ندرت به محصولات خوبی خواهیم رسید. اصل دوم هم این است که آن فرد صاحب مشکل، توانایی پرداخت هزینه برای دریافت راهحل مشکلاش را داشته باشد. این هم به همان اندازه مهم است.
بیشتر محصولات، بدون اینکه یک مشکل واقعی را حل کنند، از بین میروند. یعنی اصلا به جایی نمیرسند که آن مشکل را حل کرده باشند. لذا اگر شما محصولی دارید و فکر میکنید که مشکلی را حل میکند، تعداد کاربرهایتان را نشان دهید. اگر تعدادشان کم است و رشد نمیکنید، پس محصولتان مشکل دارد (شرط دیگری برقرار نیست). اما برخی از محصولات - که اتفاقا در صنعت سلامت هم بیشتر دیده میشوند - هستند که «واقعا» مشکلی را حل میکنند، اما «کاربر اشتباهی» را انتخاب کردهاند، چرا که آن کاربر توانایی/اجازه پرداخت هزینهٔ لازم برای دریافت راهحل را ندارد. به همین دلیل است که غالب محصولاتی که برای بیمارستانهای دولتی ساخته میشوند، محکوم به شکست هستند.
لذا محصول ما، در هر زمینهای از صنعت سلامت که باشد، بهتر است با کاربری شروع شود که اولا دردی واقعی دارد و ثانیا، قادر به پرداخت هزینهٔ راهحلاش است. هرچقدر این دو اصل بیشتر برقرار باشند، شرایط شروع کار هم فراهمتر خواهد بود. به همین دلیل است که میبینید بهترین محصولات این صنعت، از نقاطی بسیار ساده و حتی خستهکننده (!) شروع به کار کردهاند و جریان درآمدی خوبی ساختهاند و بواسطهٔ آن جریان درآمدی و حضور در بازار و...، وارد سایر بازارهای اطراف هم شدهاند و رشد کردهاند.
قطعا اصول دیگری هم در این مسیر وجود دارند، و برای ساختن محصولی عالی، لازم هستند. اما خارج از این مبحث میشوند و در سری دیگری از نوشتهها، به آنها هم خواهیم پرداخت. در قسمت بعدی، به این خواهیم رسید که زمینههای مختلف فعالیت، از قبیل استارتاپ، پژوهش و... چه تغییراتی کردهاند و میکنند و اگر قصد شروع فعالیت را داریم، چه نکاتی را باید در نظر بگیریم و چه روندهایی را باید بشناسیم و...
@sinusealpha_channel
در قسمت قبل، به این پرداختیم که بدیهیترین پیشنیاز ساختن چیزی موثر، کنار گذاشتن تعصب است. اما قطعا این کافی نیست. در این قسمت، بهجای پرداختن به اینکه از کجا شروع کنیم، به این میپردازیم که از کجا شروع نکنیم! در واقع مسائل و مشکلاتی در صنعت سلامت وجود دارند که علیرغم شدت و حدت بالا، نقطه شروع خوبی نیستند! مسئلهٔ ابتدایی خوب را هم چیزی در نظر میگیریم که «علاوهبر صحیح بودن، حل آن اهرمی برای حل سایر مسائل و ورود به سایر بازارها و... باشد».
درمورد درستی مشکل انتخابشده، پیشنهاد من این است که دو اصل را مد نظر داشته باشیم. اول اینکه این مشکل باید صاحبی داشته باشد. یعنی شخصی واقعا وجود داشته باشد که از وجود این مشکل رنج ببرد. اگر چنین نباشد، چالشهای زیادی خواهیم داشت و به ندرت به محصولات خوبی خواهیم رسید. اصل دوم هم این است که آن فرد صاحب مشکل، توانایی پرداخت هزینه برای دریافت راهحل مشکلاش را داشته باشد. این هم به همان اندازه مهم است.
بیشتر محصولات، بدون اینکه یک مشکل واقعی را حل کنند، از بین میروند. یعنی اصلا به جایی نمیرسند که آن مشکل را حل کرده باشند. لذا اگر شما محصولی دارید و فکر میکنید که مشکلی را حل میکند، تعداد کاربرهایتان را نشان دهید. اگر تعدادشان کم است و رشد نمیکنید، پس محصولتان مشکل دارد (شرط دیگری برقرار نیست). اما برخی از محصولات - که اتفاقا در صنعت سلامت هم بیشتر دیده میشوند - هستند که «واقعا» مشکلی را حل میکنند، اما «کاربر اشتباهی» را انتخاب کردهاند، چرا که آن کاربر توانایی/اجازه پرداخت هزینهٔ لازم برای دریافت راهحل را ندارد. به همین دلیل است که غالب محصولاتی که برای بیمارستانهای دولتی ساخته میشوند، محکوم به شکست هستند.
لذا محصول ما، در هر زمینهای از صنعت سلامت که باشد، بهتر است با کاربری شروع شود که اولا دردی واقعی دارد و ثانیا، قادر به پرداخت هزینهٔ راهحلاش است. هرچقدر این دو اصل بیشتر برقرار باشند، شرایط شروع کار هم فراهمتر خواهد بود. به همین دلیل است که میبینید بهترین محصولات این صنعت، از نقاطی بسیار ساده و حتی خستهکننده (!) شروع به کار کردهاند و جریان درآمدی خوبی ساختهاند و بواسطهٔ آن جریان درآمدی و حضور در بازار و...، وارد سایر بازارهای اطراف هم شدهاند و رشد کردهاند.
قطعا اصول دیگری هم در این مسیر وجود دارند، و برای ساختن محصولی عالی، لازم هستند. اما خارج از این مبحث میشوند و در سری دیگری از نوشتهها، به آنها هم خواهیم پرداخت. در قسمت بعدی، به این خواهیم رسید که زمینههای مختلف فعالیت، از قبیل استارتاپ، پژوهش و... چه تغییراتی کردهاند و میکنند و اگر قصد شروع فعالیت را داریم، چه نکاتی را باید در نظر بگیریم و چه روندهایی را باید بشناسیم و...
@sinusealpha_channel
❤7👍3🔥3💯2
#موقت
سلام دوستان شما از کجا کانفیگ میخرید؟
ما داریم برای هر گیگ حدود یک تومن هزینه میکنیم و دنبال راههای ارزونتری هستیم. ممنون میشم اگر راه ارزونتری میشناسید، به ما هم (در اینجا/بله به آیدی @sinusealpha) معرفی کنید. ارادت🙏
سلام دوستان شما از کجا کانفیگ میخرید؟
ما داریم برای هر گیگ حدود یک تومن هزینه میکنیم و دنبال راههای ارزونتری هستیم. ممنون میشم اگر راه ارزونتری میشناسید، به ما هم (در اینجا/بله به آیدی @sinusealpha) معرفی کنید. ارادت🙏
👍2