چند سوال رایج مرتبط با کنکور.
پارسال به پیشنهاد یکی از دوستان چند وویس کوتاه ضبط کردم و درمورد تعدادی از سوالات رایج بچههای کنکوری صحبت کردم. حالا که زمان انتخاب رشته فرا رسیده، فکر کنم ارزش شیرکردن رو داشته باشه:
- چرا پزشکی:
https://t.me/epsilongroup_ir/3629
- بار روانی دبیرستان:
https://t.me/epsilongroup_ir/3640
- شرایط دانشگاه علوم پزشکی البرز:
https://t.me/epsilongroup_ir/3644
- شرایط مدرسهٔ دبیرستان:
https://t.me/epsilongroup_ir/3652
پینوشت اول: حقیقتاً هیچوقت مشاور کنکور نبودهام و آشنایی خوبی هم با تغییرات اخیر ندارم. همچنین شناخت دقیقی از این موسسه ندارم و لطفا شیرکردن رو معرفی در نظر نگیرید.
پینوشت دوم: قبلا نظرم درمورد کنکور رو با شیرکردن این ویدئو و نوشتن این مطلب گفته بودم. اگر خواستید بیشتر بخونید، بنظرم اونها دقیقترند.
@sinusealpha_channel
پارسال به پیشنهاد یکی از دوستان چند وویس کوتاه ضبط کردم و درمورد تعدادی از سوالات رایج بچههای کنکوری صحبت کردم. حالا که زمان انتخاب رشته فرا رسیده، فکر کنم ارزش شیرکردن رو داشته باشه:
- چرا پزشکی:
https://t.me/epsilongroup_ir/3629
- بار روانی دبیرستان:
https://t.me/epsilongroup_ir/3640
- شرایط دانشگاه علوم پزشکی البرز:
https://t.me/epsilongroup_ir/3644
- شرایط مدرسهٔ دبیرستان:
https://t.me/epsilongroup_ir/3652
پینوشت اول: حقیقتاً هیچوقت مشاور کنکور نبودهام و آشنایی خوبی هم با تغییرات اخیر ندارم. همچنین شناخت دقیقی از این موسسه ندارم و لطفا شیرکردن رو معرفی در نظر نگیرید.
پینوشت دوم: قبلا نظرم درمورد کنکور رو با شیرکردن این ویدئو و نوشتن این مطلب گفته بودم. اگر خواستید بیشتر بخونید، بنظرم اونها دقیقترند.
@sinusealpha_channel
❤10👍2
در نکوهش پرسشگری سقراطی در بحثها.
بنجامین فرانکلین، در کتاب زندگینامهاش نوشته که در نوجوانی، مسحور روش پرسشگری سقراطی در گفتگو و بحث بود و هر مخالفت و جدلی رو به این شکل ادامه میداد و برنده میشد! اما خیلی زود از این روش منصرف شد، چرا اون رو که مخالف حجب و خویشتنداری میدونست. از اون به بعد، تصمیم میگیره که دیگه هیچوقت از این روش استفاده نکنه، و فروتنی بیشتری در صحبتهاش به خرج بده.
خیلی جالب بود این بخش برای من! در اواسط کتاب هم چند بار افرادی که با پرسیدن سوالاتی که به قول خودش «بیعفادهٔ عاری از اعمال» هستند، سعی بر اقناع طرف مقابلشون میکردند، رو ذکر میکنه. و اصلا هم از اونها به نیکی یاد نمیکنه! همچنین خیلی جدی معتقده که این روش، برای تاثیرگذاری در بلندمدت مناسب نیست، و بهتره که افراد فروتنی رو همواره جزو مسلک گفتگوهای روزمرهشون در نظر داشته باشند.
@sinusealpha_channel
بنجامین فرانکلین، در کتاب زندگینامهاش نوشته که در نوجوانی، مسحور روش پرسشگری سقراطی در گفتگو و بحث بود و هر مخالفت و جدلی رو به این شکل ادامه میداد و برنده میشد! اما خیلی زود از این روش منصرف شد، چرا اون رو که مخالف حجب و خویشتنداری میدونست. از اون به بعد، تصمیم میگیره که دیگه هیچوقت از این روش استفاده نکنه، و فروتنی بیشتری در صحبتهاش به خرج بده.
خیلی جالب بود این بخش برای من! در اواسط کتاب هم چند بار افرادی که با پرسیدن سوالاتی که به قول خودش «بیعفادهٔ عاری از اعمال» هستند، سعی بر اقناع طرف مقابلشون میکردند، رو ذکر میکنه. و اصلا هم از اونها به نیکی یاد نمیکنه! همچنین خیلی جدی معتقده که این روش، برای تاثیرگذاری در بلندمدت مناسب نیست، و بهتره که افراد فروتنی رو همواره جزو مسلک گفتگوهای روزمرهشون در نظر داشته باشند.
@sinusealpha_channel
❤14👍4🔥4
سینوسِ آلفا
به مرور هم میتونن بزرگتر و بزرگتر بشن تا به جایی برسند که ما بخواهیم و «بتونیم» که با اون فرد پروژهای چند ساله و چند ده سالهای رو شروع کنیم!
هر چقدر بیشتر میگذره، بیشتر به این میرسم که میزان مشارکت و جدیت آدمها خیلی ارتباطی به اندازه و اهمیت پروژه و کار نداره! یعنی اونی که در راهاندازی یک گروه کتابخوانی یا یه رویداد ساده بیمسئولیته، از زیر کار در میره و...، در کارهای مهمتر و بزرگتر هم یا همینه، و یا حتی خیلی وضعیت بدتری داره. از اون سمت، اونی که موقع بازیکردن هم جدیت خودش رو داره، موقع کارهای مهمتر هم همون قدر - و یا حتی بیشتر - جدیت نشون میده و کار رو به نتیجه میرسونه.
بخاطر همین تجربههای کوچیک و ساده رو واقعا دستکم نگیرید. خیلی چیزها درمورد آدمها به ما یاد میدن، و اینجا استثنائا میتونیم به دقت خوبی تعمیم بدیم!
@sinusealpha_channel
بخاطر همین تجربههای کوچیک و ساده رو واقعا دستکم نگیرید. خیلی چیزها درمورد آدمها به ما یاد میدن، و اینجا استثنائا میتونیم به دقت خوبی تعمیم بدیم!
@sinusealpha_channel
❤35👍9💯4
اهمیت داشتن آلترناتیو در سیستم درمان!
یکی از مهمترین پیشنهاداتم به همهٔ افرادی که [به عنوان دانشجو یا...] تازه وارد سیستم درمان شدهاند، اینه که حتما به اندازهٔ کافی روی چیزی جز درس، دانشگاه، بیمارستان و... سرمایهگذاری کنند تا در سالهای آینده و صرفاً به دلیل نیاز مالی و اعتباری، مجبور به تحمل هر نوع خفتی نشن! این خیلی خیلی موضوع مهمیه، ولی معمولاً کسی درموردش صحبت نمیکنه.
دیروز یکی از رزیدنتهای ما داشت به دزدیدهشدن چوب لباسیاش با چنان شدتی اعتراض میکرد که من اصلا باورم نمیشد که همچین موضوعی هم میتونه محل بحث باشه! قضیه هم از این قراره که سیستم سلامت، آدمهاش رو از ابتدا [با انتظار حجم بالای سرمایهگذاری زمانی برای درسخوندن و کشیکدادن و...] وابسته به خودش بار میاره، و وقتی اوضاع سخت میشه، و یا مشکلی بهوجود میاد، هر ظلمی بهشون میکنه.
اما فقط کسی که نیازی به سیستم نداره، و حداقل از نظر مالی، اعتباری و... به اندازهای تامینه که بود یا نبودش در سیستم، تغییر بزرگی در زندگیاش ایجاد نمیکنه، میتونه «مستقل» فکر کنه. زیر بار ظلم نره، و هر حرفی رو صرفا به خاطر اینکه مبادا یک اتند، رزیدنت و... (به عبارت بهتر «سالبالایی») از دستاش ناراحت بشه قبول نکنه!
دوران دانشجویی در علوم پزشکی به نظرم زمان ساختن این «بینیازی از سیستم» عه و اگر کسی از همون ابتدا این قضیه رو جدی نگیره، یهو به خودش میاد و میبینه که زیر بار هر ظلمی میره و هر خفتی رو از هر سالبالاییای قبول میکنه. این با حداقل کرامت انسانی هم در تضاده، ولی متاسفانه جوریه که سیستم کار میکنه.
@sinusealpha_channel
یکی از مهمترین پیشنهاداتم به همهٔ افرادی که [به عنوان دانشجو یا...] تازه وارد سیستم درمان شدهاند، اینه که حتما به اندازهٔ کافی روی چیزی جز درس، دانشگاه، بیمارستان و... سرمایهگذاری کنند تا در سالهای آینده و صرفاً به دلیل نیاز مالی و اعتباری، مجبور به تحمل هر نوع خفتی نشن! این خیلی خیلی موضوع مهمیه، ولی معمولاً کسی درموردش صحبت نمیکنه.
دیروز یکی از رزیدنتهای ما داشت به دزدیدهشدن چوب لباسیاش با چنان شدتی اعتراض میکرد که من اصلا باورم نمیشد که همچین موضوعی هم میتونه محل بحث باشه! قضیه هم از این قراره که سیستم سلامت، آدمهاش رو از ابتدا [با انتظار حجم بالای سرمایهگذاری زمانی برای درسخوندن و کشیکدادن و...] وابسته به خودش بار میاره، و وقتی اوضاع سخت میشه، و یا مشکلی بهوجود میاد، هر ظلمی بهشون میکنه.
اما فقط کسی که نیازی به سیستم نداره، و حداقل از نظر مالی، اعتباری و... به اندازهای تامینه که بود یا نبودش در سیستم، تغییر بزرگی در زندگیاش ایجاد نمیکنه، میتونه «مستقل» فکر کنه. زیر بار ظلم نره، و هر حرفی رو صرفا به خاطر اینکه مبادا یک اتند، رزیدنت و... (به عبارت بهتر «سالبالایی») از دستاش ناراحت بشه قبول نکنه!
دوران دانشجویی در علوم پزشکی به نظرم زمان ساختن این «بینیازی از سیستم» عه و اگر کسی از همون ابتدا این قضیه رو جدی نگیره، یهو به خودش میاد و میبینه که زیر بار هر ظلمی میره و هر خفتی رو از هر سالبالاییای قبول میکنه. این با حداقل کرامت انسانی هم در تضاده، ولی متاسفانه جوریه که سیستم کار میکنه.
@sinusealpha_channel
❤26👍5🔥1
#موقت
ما داریم بزرگترین رویداد «هوش مصنوعی در علوم پزشکی» کشور رو برگزار میکنیم، و سخنرانهایی از بهترین شرکتها، دانشگاهها و بیمارستانهای دنیا قراره در این رویداد سخنرانی کنند.
توی همین چند روز خیلی استقبال خوبی از رویداد شده، و اگر شما هم علاقهمندید، به ادمین پیام بدید و بگید که من معرفیتون کردم تا کد تخفیف ویژهای رو براتون ارسال کنند.😁
لینک کانال:
@medaisummit
ما داریم بزرگترین رویداد «هوش مصنوعی در علوم پزشکی» کشور رو برگزار میکنیم، و سخنرانهایی از بهترین شرکتها، دانشگاهها و بیمارستانهای دنیا قراره در این رویداد سخنرانی کنند.
توی همین چند روز خیلی استقبال خوبی از رویداد شده، و اگر شما هم علاقهمندید، به ادمین پیام بدید و بگید که من معرفیتون کردم تا کد تخفیف ویژهای رو براتون ارسال کنند.😁
لینک کانال:
@medaisummit
❤10🔥7💯4👍2
- functional aesthetics
من قبلا درمورد «زیبایی شناسی» اشتباه فکر میکردم. توی این پادکست هم یه جایی به این موضوع اشاره کردم که الان به نظرم درست نیست. در واقع من راجع به این موضوع مطالعه زیادی نکرده بودم، و تقریبا چیزی نمیدونستم. اصلا نمیدونستم که اینقدر موضوع گسترده و مهمیه. و چقدر درموردش نوشتهاند و چه بحثهایی حولاش وجود داره.
اخیرا چند کتاب از فلسفههای شرق و غرب در این زمینه خوندهام و واقعا حیرتزدهام. فکر نمیکردم که اینقدر جدی باشه اصلا. و الان به یک چیزی تحت عنوان functional aesthetics (برای تعریف شخصی) رسیدهام که بنظرم خیلی دقیقتر و درستتر از اون تعریف اشتباهیه که متاسفانه یکبار هم در اون پادکست درموردش حرف زدم. البته میدونید که همین کلمهٔ aesthetics هم خودش کلمهٔ جدیدی نیست و در عربی و لاتین کلمات قدیمیتر و بهتری برای توصیف زیبایی موجودات به کار میره.
حالا نمیخوام اینجا بازش کنم، و هنوز هم دارم درموردش مطالعه میکنم. منتهی دیگه اون دیدگاه قبلیم که تمرکزش روی appearance (ظاهر/تجلی) چیزها بود رو ندارم، و ای کاش میتونستم همهٔ حرفهایی که بر اساس اون فلسفه زده بودم رو پس بگیرم. الان زیباییشناسی معنی دیگری برام داره و احتمالا به زودی خیلی مفصلتر درموردش بنویسم.
@sinusealpha_channel
من قبلا درمورد «زیبایی شناسی» اشتباه فکر میکردم. توی این پادکست هم یه جایی به این موضوع اشاره کردم که الان به نظرم درست نیست. در واقع من راجع به این موضوع مطالعه زیادی نکرده بودم، و تقریبا چیزی نمیدونستم. اصلا نمیدونستم که اینقدر موضوع گسترده و مهمیه. و چقدر درموردش نوشتهاند و چه بحثهایی حولاش وجود داره.
اخیرا چند کتاب از فلسفههای شرق و غرب در این زمینه خوندهام و واقعا حیرتزدهام. فکر نمیکردم که اینقدر جدی باشه اصلا. و الان به یک چیزی تحت عنوان functional aesthetics (برای تعریف شخصی) رسیدهام که بنظرم خیلی دقیقتر و درستتر از اون تعریف اشتباهیه که متاسفانه یکبار هم در اون پادکست درموردش حرف زدم. البته میدونید که همین کلمهٔ aesthetics هم خودش کلمهٔ جدیدی نیست و در عربی و لاتین کلمات قدیمیتر و بهتری برای توصیف زیبایی موجودات به کار میره.
حالا نمیخوام اینجا بازش کنم، و هنوز هم دارم درموردش مطالعه میکنم. منتهی دیگه اون دیدگاه قبلیم که تمرکزش روی appearance (ظاهر/تجلی) چیزها بود رو ندارم، و ای کاش میتونستم همهٔ حرفهایی که بر اساس اون فلسفه زده بودم رو پس بگیرم. الان زیباییشناسی معنی دیگری برام داره و احتمالا به زودی خیلی مفصلتر درموردش بنویسم.
@sinusealpha_channel
❤16👍4🔥1💯1
Forwarded from 1st MedAI Summit
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17🔥4💯3
1st MedAI Summit
مدتی رو مشغول سامیت بودیم و اتفاقات خیلی جالب و هیجانانگیزی برامون افتاد که در این پست به بعضیهاشون اشاره کردم. :) به زودی در یک مطلب مفصلتر هم درمورد جزئیات داستان ما و سامیت خواهم نوشت.
@sinusealpha_channel
@sinusealpha_channel
❤14🔥4💯2🤩1
یه چیز ضربالمثلطور بین استخدامکنندهها رایجه که میگن:
با درست و غلطبودنش خیلی کاری ندارم، اما کاملاً مصداق خارجی داره و کمپانیها از عمد مسیری رو برای این نوع از استخدامها ترتیب میدن تا افراد خیلیخوب رو با آگهی اشتباه، غیرفیت و... از دست ندن! بخاطر همین معمولا افرادی که از این طریق استخدام میشن، قویتر و مهمتر هستند. اینجا یک توضیح مختصری در این مورد اومده:
https://t.me/sharif_work/48
@sinusealpha_channel
"if you're talented enough, every company is hiring."
با درست و غلطبودنش خیلی کاری ندارم، اما کاملاً مصداق خارجی داره و کمپانیها از عمد مسیری رو برای این نوع از استخدامها ترتیب میدن تا افراد خیلیخوب رو با آگهی اشتباه، غیرفیت و... از دست ندن! بخاطر همین معمولا افرادی که از این طریق استخدام میشن، قویتر و مهمتر هستند. اینجا یک توضیح مختصری در این مورد اومده:
https://t.me/sharif_work/48
@sinusealpha_channel
❤13👍5💯2🔥1
مهارت پنهانی که در بیمارستان آموزش میدهند!
یکی از مهارتهایی که در بیمارستان به ما آموزش میدهند، مشغول نشوندادن خودمونه. در واقع خیلی مهم نیست که واقعا مشغول به انجام کاری باشیم یا نباشیم، و یا نتیجهای رو اصلا حاصل بکنیم یا نه، اما خب باید حتما اینطور نشون بدیم که داره این اتفاق میافته. باید شرححال طولانی بنویسیم. مهم نیست محتواش چی باشه، همینکه طولانی باشه کافیه. باید کل آزمایشهای بیمار رو بنویسیم. مهم نیست اون آزمایش اهمیتی داره یا نداره، یا اصلا میفهمیم که نوشتن اون آزمایش لازمه یا نه. همینکه زیاد بنویسیم کافیه.
در یک و نیم ماهی که از بخش داخلیمون میگذره، تقریبا به اندازهٔ نصف یک روز محتوای آموزشی دریافت کردهام. اما به اندازهٔ سالها این مهارتی که بالاتر درموردش صحبت کردیم رو یاد گرفتم و هر روز دارم تمریناش میکنم. البته از شانس خوبم، بعدازظهرها مشغول کاری هستم که دقیقا برعکس بیمارستانه. یعنی فقط خروجیاش مهمه، و نه ساعت، نه حجم کار و... اصلا - و به درستی - مورد ارزیابی قرار نمیگیره. و unlearn میکنه اون عادتهای چرت و پرتی رو که صبحها دارم learn میکنم (~میشوره میبره)!
خودم هم اینطوری شدهام که موقع شروع هر کار جدید، با بیمارستان میسنجم. اگر ببینم مدل کاریمون داره شبیه به سیستم اونجا میشه، تردید میکنم که مبادا یه incentiveای چیزی رو اشتباه طراحی کردهایم که داریم اون شکلی میشیم. به شما هم پیشنهاد میکنم که بیمارستان و مدل کاری این سیستم رو خوب بشناسید، تا شبیهاش نشید، چرا که:
پینوشت: راستش قضیه خیلی هم پنهانی نیست، صرفا عنوان پست رو اینطوری انتخاب کردم تا بخونید. :)
@sinusealpha_channel
یکی از مهارتهایی که در بیمارستان به ما آموزش میدهند، مشغول نشوندادن خودمونه. در واقع خیلی مهم نیست که واقعا مشغول به انجام کاری باشیم یا نباشیم، و یا نتیجهای رو اصلا حاصل بکنیم یا نه، اما خب باید حتما اینطور نشون بدیم که داره این اتفاق میافته. باید شرححال طولانی بنویسیم. مهم نیست محتواش چی باشه، همینکه طولانی باشه کافیه. باید کل آزمایشهای بیمار رو بنویسیم. مهم نیست اون آزمایش اهمیتی داره یا نداره، یا اصلا میفهمیم که نوشتن اون آزمایش لازمه یا نه. همینکه زیاد بنویسیم کافیه.
در یک و نیم ماهی که از بخش داخلیمون میگذره، تقریبا به اندازهٔ نصف یک روز محتوای آموزشی دریافت کردهام. اما به اندازهٔ سالها این مهارتی که بالاتر درموردش صحبت کردیم رو یاد گرفتم و هر روز دارم تمریناش میکنم. البته از شانس خوبم، بعدازظهرها مشغول کاری هستم که دقیقا برعکس بیمارستانه. یعنی فقط خروجیاش مهمه، و نه ساعت، نه حجم کار و... اصلا - و به درستی - مورد ارزیابی قرار نمیگیره. و unlearn میکنه اون عادتهای چرت و پرتی رو که صبحها دارم learn میکنم (~میشوره میبره)!
خودم هم اینطوری شدهام که موقع شروع هر کار جدید، با بیمارستان میسنجم. اگر ببینم مدل کاریمون داره شبیه به سیستم اونجا میشه، تردید میکنم که مبادا یه incentiveای چیزی رو اشتباه طراحی کردهایم که داریم اون شکلی میشیم. به شما هم پیشنهاد میکنم که بیمارستان و مدل کاری این سیستم رو خوب بشناسید، تا شبیهاش نشید، چرا که:
"you have to know something to ignore that thing!"
پینوشت: راستش قضیه خیلی هم پنهانی نیست، صرفا عنوان پست رو اینطوری انتخاب کردم تا بخونید. :)
@sinusealpha_channel
❤25👍10💯4🔥3
«کار تیمی» کار نمیکنه.
دیروز یکجایی درمورد مضرات (!) تیمورکینگ صحبت کردیم. انتقاد کردیم. و راههای جایگزینی که ما میتونیم در اون قالبها سازماندهی بشیم و همکاری کنیم رو معرفی کردیم. در رویداد سامیت هم تلاش کردیم تا این شکلی سازماندهی بشیم و در این مطلب، اندکی درموردش نوشتهام. خوشحال میشم اگر بخونید و نظرتون رو برام بنویسید.
پینوشت: حدس میزنم که حجم مخالفهای این قضیه خیلی زیاد باشه. بخاطر همین به شکل پابلیک دارم مینویسماش. اما خب بحثکردن درموردش رو واقعا دوست دارم. از طریق لینکهای موجود در این مطلب هم میتونید به کل محتوای جلسهٔ دیروز دسترسی داشته باشید.
@sinusealpha_channel
دیروز یکجایی درمورد مضرات (!) تیمورکینگ صحبت کردیم. انتقاد کردیم. و راههای جایگزینی که ما میتونیم در اون قالبها سازماندهی بشیم و همکاری کنیم رو معرفی کردیم. در رویداد سامیت هم تلاش کردیم تا این شکلی سازماندهی بشیم و در این مطلب، اندکی درموردش نوشتهام. خوشحال میشم اگر بخونید و نظرتون رو برام بنویسید.
پینوشت: حدس میزنم که حجم مخالفهای این قضیه خیلی زیاد باشه. بخاطر همین به شکل پابلیک دارم مینویسماش. اما خب بحثکردن درموردش رو واقعا دوست دارم. از طریق لینکهای موجود در این مطلب هم میتونید به کل محتوای جلسهٔ دیروز دسترسی داشته باشید.
@sinusealpha_channel
Substack
team-working is overrated.
introducing a better organizing way you can use for your inter-personal collaborations.
❤9👍9💯3🔥1
این توییتها خیلی برای من جالبان. یه نفری یه جایی تصمیم گرفته که مسیر نرمالاش رو بیخیال بشه و بره توی یه استارتاپ ناشناختهای کار کنه، و بعدش اون استارتاپه اونقدری موفق میشه که طرف با یه توییت، اینقدر دیده میشه و اینقدر تصمیماش ارزشمند به حساب میاد و مورد احترام قرار میگیره.
در حاشیه جذب سرمایهٔ جدید Kalshi (یه وبسایت شرطبندی)، یه سری افراد جدید اینطوری هم پیدا شدند. از فاندرش که میلیاردر شد، تا کارمندهاشون که احتمالا بواسطه سهامشون الان به نقطهٔ خوبی رسیده باشن. هر از گاهی از این اخبار میاد، و واقعا انگیزهبخش و باحالان.
در ضمن برای شتابدهندهها هم این اتفاقات جالبان. همین YC و Neo (شتابدهندههای معروفی هستند و روی kalshi هم سرمایهگذاری کرده بودند)، بین ۳۰۰ تا ۱۵۰۰ برابر بازده گرفتهاند (البته هنوز خروج نکردهاند). در حدود ۶ سال. که واقعا در هیچ جایی جز استارتاپ (و البته شتکوینها) ممکن نیست!
@sinusealpha_channel
در حاشیه جذب سرمایهٔ جدید Kalshi (یه وبسایت شرطبندی)، یه سری افراد جدید اینطوری هم پیدا شدند. از فاندرش که میلیاردر شد، تا کارمندهاشون که احتمالا بواسطه سهامشون الان به نقطهٔ خوبی رسیده باشن. هر از گاهی از این اخبار میاد، و واقعا انگیزهبخش و باحالان.
در ضمن برای شتابدهندهها هم این اتفاقات جالبان. همین YC و Neo (شتابدهندههای معروفی هستند و روی kalshi هم سرمایهگذاری کرده بودند)، بین ۳۰۰ تا ۱۵۰۰ برابر بازده گرفتهاند (البته هنوز خروج نکردهاند). در حدود ۶ سال. که واقعا در هیچ جایی جز استارتاپ (و البته شتکوینها) ممکن نیست!
@sinusealpha_channel
X (formerly Twitter)
Jack (@JackOpsKalshi) on X
I turned down my corporate job offer last year and bet on myself.
When I joined Kalshi my senior year of college, my friends called me dumb and irresponsible, joining a company they hadn’t heard of before.
Now, I have friends reaching out to ask, “What…
When I joined Kalshi my senior year of college, my friends called me dumb and irresponsible, joining a company they hadn’t heard of before.
Now, I have friends reaching out to ask, “What…
👍10❤5🔥3💯1
دیروز کتاب «مذاکره: قواعد بازی تغییر کرده است» از مکس بیزرمن رو میخوندم. این کتاب، در ابتدای سال ۲۰۲۵ منتشر شد، و با فاصلهٔ خیلی کمی، توسط نشر نوین، به فارسی هم ترجمه و منتشر شده و در کل کتاب خوبیه. اما من اولش فقط جذب عنواناش شده بودم و دنبال «چیز جدید» میگشتم. ولی بعد از خوندن کتاب، به این نتیجه رسیدم که قواعد بازی تقریبا هیچ تغییری نکردهاند. البته بعضی از فصلهای کتاب (مثل ۸ و ۱۰) مطالب جدیدی هم داشتند، اما با «قواعد بازی» مرتبط نبودند و کاربرد همون قواعد همیشگی در فضاهای دیگر به حساب میاومدند. خلاصه که عنوان کتاب حقیقت نداره، اما خالی از ارزش هم نیست.
امروز داشتم به این فکر میکردم که اگر کتاب، با عنوان «مذاکره: قواعد بازی تغییر نکرده است» منتشر میشد، آیا همچنان برای من جذاب بود؟ و واقعا پاسخم مثبته. حداقل الان مثبته. اتفاقا معتقدم که تغییرنکردن چیزها میتونه نشونهٔ خیلی بهتری از تغییرکردنشون باشه. اینکه یک سری نکات و قواعد و اصول، هنوز بعد از سالها (چه بهتر که دههها، صدهها و...) کار میکنند، واقعا نشون از ارزشمندبودن اونها داره و حتی میشه اینطوری بهشون نگاه کرد که ما چقدر خوشبختیم که این حجم از کتب و نوشتههای قدیمی در اختیارمون قرار داره و میتونیم تجارب صدهها زندگی مردم در سراسر دنیا رو بخونیم و یاد بگیریم و به کار ببریم. دقیقا این حرفهای ثابت ولی کارراهانداز هستند که هزاران بار ارزش خوندن دارند و هر سری هم میشه از اونها چیزهای جدیدی یاد گرفت. اما مشکل اینجاست که اگر عنوان کتاب به این صورت و واقعی بود، جذابیت ظاهری عنوان فعلی رو نمیداشت، و من - و احتمالا افراد زیادی شبیه به من - هرگز فرصت خوندناش رو پیدا نمیکردیم. این صنعت مارکتینگ هم با اینکه ما رو دستکاری میکنه - تا یکسری کارها رو بکنیم و یکسری کارها رو نه - میتونه در مسیر خوبی استفاده بشه. و این هم نمونهاش!
@sinusealpha_channel
امروز داشتم به این فکر میکردم که اگر کتاب، با عنوان «مذاکره: قواعد بازی تغییر نکرده است» منتشر میشد، آیا همچنان برای من جذاب بود؟ و واقعا پاسخم مثبته. حداقل الان مثبته. اتفاقا معتقدم که تغییرنکردن چیزها میتونه نشونهٔ خیلی بهتری از تغییرکردنشون باشه. اینکه یک سری نکات و قواعد و اصول، هنوز بعد از سالها (چه بهتر که دههها، صدهها و...) کار میکنند، واقعا نشون از ارزشمندبودن اونها داره و حتی میشه اینطوری بهشون نگاه کرد که ما چقدر خوشبختیم که این حجم از کتب و نوشتههای قدیمی در اختیارمون قرار داره و میتونیم تجارب صدهها زندگی مردم در سراسر دنیا رو بخونیم و یاد بگیریم و به کار ببریم. دقیقا این حرفهای ثابت ولی کارراهانداز هستند که هزاران بار ارزش خوندن دارند و هر سری هم میشه از اونها چیزهای جدیدی یاد گرفت. اما مشکل اینجاست که اگر عنوان کتاب به این صورت و واقعی بود، جذابیت ظاهری عنوان فعلی رو نمیداشت، و من - و احتمالا افراد زیادی شبیه به من - هرگز فرصت خوندناش رو پیدا نمیکردیم. این صنعت مارکتینگ هم با اینکه ما رو دستکاری میکنه - تا یکسری کارها رو بکنیم و یکسری کارها رو نه - میتونه در مسیر خوبی استفاده بشه. و این هم نمونهاش!
@sinusealpha_channel
👍13❤8🔥1💯1
ترک طبابت - قسمت اول: آیا آینده شبیه گذشته است؟
یکی از چیزهایی که در سالهای گذشته و به مرور زمان بیشتر دیدهام، تعداد افرادی بوده که تصمیم گرفتهاند «شغل» طبابت رو - فارغ از ادامه یا ترک تحصیل پزشکی - کنار بگذارند. این کنار گذاشتن طبابت، فقط به خاطر مشکلات سیستم سلامت کشور و مختص ایران نیست و «هوش مصنوعی»، یکی از مهمترین موضوعاتیه که معمولا بین صحبتها ازش نام برده میشه و واقعا هم قابل درکه. روند رشد هوش مصنوعی - دوست داشته باشیم یا نه - به شکلیه که به سختی میشه چیزهایی که امروزه جزء شرح وظایف و شایستگیهای یک طبیب «خوب» مطرح میشه رو در آینده - حتی نزدیک - هم وارد (relevant)، مهم و ارزشمند دونست و این وضعیت، برای بخش نسبتا کوچکی از جامعهٔ سلامت - که داره بزرگتر میشه - زنگ خطری رو به صدا در آورده و از نزدیک شاهد این وضعیت در سالهای گذشته بودهام.
و اما درمورد «مقصد» این تصمیم، هنوز شکهای خیلی زیادی وجود داره. آیا پژوهش میتونه مسیر خوبی باشه؟ یا استارتاپ و کار آزاد؟ یا... که همهشون علیرغم تفاوتهای بسیار زیاد، مورد انتخاب عدهای بودهاند. اما وجه اشتراک همهٔ این مسیرهای جایگزین - باز هم چه دوست داشته باشیم و چه نه - اینه که «هیچ کدوم»، به اندازهٔ پزشکی سابق «قطعیت شغلی» ندارند و با ویژگیهای شخصیتی جامعهٔ علوم پزشکی - که اغلب بسیار ریسکگریز محسوب میشوند - همخونی لازم رو ندارند و این، تصمیمگیری رو هم سختتر کرده.
قصد دارم درمورد مسیرهای مختلف، و نحوهٔ تصمیمگیری درمورد این مسیرها بنویسم. اما مشکل اصلی در بین «اکثریت» این جامعه، نه گرفتن هر کدوم از این تصمیمها، بلکه قبولکردن اینه که «واقعا پزشکی هم قراره تغییر کنه!» و هنوز، متاسفانه بیشتر افراد فکر میکنند که پزشکی امروز و سالهای آینده، لااقل در ایران، به مانند سی-چهل سال گذشته خواهد بود! این تصور اصلا درست و منطبق بر واقعیت نیست. بعد از همهٔ این مقدمهچینیها، میخوام بگم که مطالعهٔ کتاب «قوی سیاه - نسیم طالب» برای هر کدوم از ما بسیار بسیار واجبه - و اتفاقا با شرایط عمومی این روزهای کشور هم مرتبطه. برای درک مفهوم کلی کتاب هم مثال زیر کمککننده است:
در پدیدههای قوی سیاه، اصولا خود اتفاق غیرقابل پیشبینیه. یعنی برای اون بوقلمون داستان ما، پیشبینی روز هزار و یکم قابل انجام نیست. در هوش مصنوعی در پزشکی هم همینطور بوده و حسب شواهد ما از سالها پیش، اینطور به نظر میرسه که هیچ کس «واقعا» فکر نمیکرد که پزشکی به این سمت بره! اما حالا، همه «منطق» میارن که این مسیر بدیهی بوده! اتفاقا این موضوع، یکی دیگه از ویژگیهای پدیدههای قوی سیاهه - که «منطق، همیشه بعد از اتفاق» تولید میشه. وضعیت فعلی پزشکی هم اینطوریه که کشاورز تصمیمش رو گرفته و وسایلش رو هم آماده کرده، ولی هنوز گردن بوقلمون زده نشده...
هدف کلی کتاب، انتقال ذهنیت «انعطافپذیری» است. سابقاً در این مطلب کمی به این موضوع پرداخته بودم. در بخشهای بعدی هم بیشتر در این باره خواهم نوشت.
@sinusealpha_channel
یکی از چیزهایی که در سالهای گذشته و به مرور زمان بیشتر دیدهام، تعداد افرادی بوده که تصمیم گرفتهاند «شغل» طبابت رو - فارغ از ادامه یا ترک تحصیل پزشکی - کنار بگذارند. این کنار گذاشتن طبابت، فقط به خاطر مشکلات سیستم سلامت کشور و مختص ایران نیست و «هوش مصنوعی»، یکی از مهمترین موضوعاتیه که معمولا بین صحبتها ازش نام برده میشه و واقعا هم قابل درکه. روند رشد هوش مصنوعی - دوست داشته باشیم یا نه - به شکلیه که به سختی میشه چیزهایی که امروزه جزء شرح وظایف و شایستگیهای یک طبیب «خوب» مطرح میشه رو در آینده - حتی نزدیک - هم وارد (relevant)، مهم و ارزشمند دونست و این وضعیت، برای بخش نسبتا کوچکی از جامعهٔ سلامت - که داره بزرگتر میشه - زنگ خطری رو به صدا در آورده و از نزدیک شاهد این وضعیت در سالهای گذشته بودهام.
و اما درمورد «مقصد» این تصمیم، هنوز شکهای خیلی زیادی وجود داره. آیا پژوهش میتونه مسیر خوبی باشه؟ یا استارتاپ و کار آزاد؟ یا... که همهشون علیرغم تفاوتهای بسیار زیاد، مورد انتخاب عدهای بودهاند. اما وجه اشتراک همهٔ این مسیرهای جایگزین - باز هم چه دوست داشته باشیم و چه نه - اینه که «هیچ کدوم»، به اندازهٔ پزشکی سابق «قطعیت شغلی» ندارند و با ویژگیهای شخصیتی جامعهٔ علوم پزشکی - که اغلب بسیار ریسکگریز محسوب میشوند - همخونی لازم رو ندارند و این، تصمیمگیری رو هم سختتر کرده.
قصد دارم درمورد مسیرهای مختلف، و نحوهٔ تصمیمگیری درمورد این مسیرها بنویسم. اما مشکل اصلی در بین «اکثریت» این جامعه، نه گرفتن هر کدوم از این تصمیمها، بلکه قبولکردن اینه که «واقعا پزشکی هم قراره تغییر کنه!» و هنوز، متاسفانه بیشتر افراد فکر میکنند که پزشکی امروز و سالهای آینده، لااقل در ایران، به مانند سی-چهل سال گذشته خواهد بود! این تصور اصلا درست و منطبق بر واقعیت نیست. بعد از همهٔ این مقدمهچینیها، میخوام بگم که مطالعهٔ کتاب «قوی سیاه - نسیم طالب» برای هر کدوم از ما بسیار بسیار واجبه - و اتفاقا با شرایط عمومی این روزهای کشور هم مرتبطه. برای درک مفهوم کلی کتاب هم مثال زیر کمککننده است:
فرض کنید شما بوقلمونی هستید که در یک مزرعه زندگی میکنید. هر روز، کشاورز به شما غذا میدهد و از شما مراقبت میکند. بر اساس دادههای روزانه (غذا، آب، امنیت) به این نتیجه رسیدهاید که زندگی «همیشه» همینطور امن و خوب خواهد بود. این روند برای ۱۰۰۰ روز ادامه دارد و اعتماد شما هم بیشتر و بیشتر شده است. اما در روز هزار و یکم - که مثلاً نزدیک عید شکرگزاری است - کشاورز گردن شما را میزند!
در پدیدههای قوی سیاه، اصولا خود اتفاق غیرقابل پیشبینیه. یعنی برای اون بوقلمون داستان ما، پیشبینی روز هزار و یکم قابل انجام نیست. در هوش مصنوعی در پزشکی هم همینطور بوده و حسب شواهد ما از سالها پیش، اینطور به نظر میرسه که هیچ کس «واقعا» فکر نمیکرد که پزشکی به این سمت بره! اما حالا، همه «منطق» میارن که این مسیر بدیهی بوده! اتفاقا این موضوع، یکی دیگه از ویژگیهای پدیدههای قوی سیاهه - که «منطق، همیشه بعد از اتفاق» تولید میشه. وضعیت فعلی پزشکی هم اینطوریه که کشاورز تصمیمش رو گرفته و وسایلش رو هم آماده کرده، ولی هنوز گردن بوقلمون زده نشده...
هدف کلی کتاب، انتقال ذهنیت «انعطافپذیری» است. سابقاً در این مطلب کمی به این موضوع پرداخته بودم. در بخشهای بعدی هم بیشتر در این باره خواهم نوشت.
@sinusealpha_channel
❤22👍7🔥2💯2
ترک طبابت - قسمت دوم: آیا پزشکی یکشبه و خودبخود تغییر خواهد کرد؟
در قسمت قبل، به این نتیجه رسیدیم که گذشته، لزوما پیشبینیکنندهٔ آینده نیست و آیندهٔ پزشکی، با پیشرفتهای تکنولوژی، قطعا شبیه به گذشتهاش نخواهد بود. اما حالا سوال اینه که آیا آیندهای که درموردش حرف میزنیم، اولاً یکشبه، و ثانیاً خودبهخود بهوجود خواهد آمد؟ پاسخ به هر دو سوال منفیه.
تغییرات معمولا یکشبه اتفاق نمیافتند. در مثال قوی سیاه هم هدف ما توضیح «امکان» تغییر روند بود، و نه یکشبه بودنش. تاثیر هوش مصنوعی بر طبابت هم هرگز یکشبه اتفاق نخواهد افتاد و این تغییر، از دههها قبل شروع شده است. مثلا وقتی در سال ۱۹۸۹ اولین شبکههای عصبی پیچشی مبتنیبر backpropagation (یا به اختصار CNN) معرفی شدند، اولین حدسها (Conjectures) راجعبه آیندهٔ کار رادیولوژیستها و... هم زده شد و در سالهای بعد هم کاربردهای این تکنولوژی (Applications) - با سرعت بسیار کمی - معرفی شدند. با گذشت زمان، سرعت توسعهٔ این کاربردها هم بیشتر شد، و غالب مقالات امروز ما در ۲۰۲۶، دیگه دربارهٔ معرفی کاربرد هوش مصنوعی در فلان زمینهٔ پزشکی نیستند. بلکه مثلا به بررسی وضعیت استفادهٔ بیماران از مدلهای زبانی برای خوددرمانی یا چیزهایی اینچنینی پرداختهاند! این حقیقتیه که نمیشه کتمان کرد، و روزبهروز هم واقعیتر میشه.
درمورد خودبخودی بودن تغییرات هم لازم به توضیحه که - حداقل فعلا و تا چند سال آینده - این انسانها هستند که بیشتر زحمت توسعهٔ این کاربردها و تکنولوژیها را بر عهده دارند، و «انسانها» هم واژهٔ بیمعنی و گُنگیه. در واقع، این من و شما هستیم - و یا لااقل باید باشیم - که داریم کاربرد هوش مصنوعی در پزشکی را توسعه میدهیم و اتفاقی که منتظرش هستیم - یعنی حد اعلای استفاده از تکنولوژی در سیستم سلامت و بیشینهکردن فایده برای بیمار (Patient Outcome) بواسطهٔ آن - جز با حضور فعالانه و مشارکت من و شما محقق نخواهد شد. پس خودبخودی هم نیست. این خیلی مهمه، چون ما معمولاً عادت داریم که درمورد تغییراتی که در زمان و مکان دیگری بهوجود اومده صحبت کنیم، و نه تغییراتی که بهوجود آوردیم. اهمیت اولی رو باید صفر در نظر بگیریم و فقط روی دومی تمرکز کنیم. برای «ساختن» هم باید از جای درست شروع کرد و نباید بیست سال بگذره و تازه بفهمیم که ماه از مریخ نزدیکتر بوده! در قسمتهای بعدی در این باره هم خواهم نوشت.
درمورد سرعت پیشرفتها هم وقتی کسی تازه با فضای هوش مصنوعی در پزشکی آشنا میشه، در همون ابتدا، احساس میکنه که سرعت توسعهها «بسیار» بالاست - که الحق و الانصاف بالا است. اما معتقدم سرعت توسعه «آنقدرها هم که باید» بالا نیست. چون صرفا بالاتر از بخشهای دیگر پزشکی - که متاسفانه هنوز با دیدگاه مهندسی توسعه نمییابند - است، ما این سرعت را دستبالا (Overrated) در نظر میگیریم، وگرنه حالا که سال ۲۰۲۵ هم گذشته، هنوز رادیولوژیستها سوار ماشین غیرخودران میشن و تصاویر را تفسیر میکنن و گزارشاش را هم خودشون مینویسن! اندازهٔ بازار (Market Size) هوش مصنوعی در رادیولوژی هم - در سراسر دنیا - هنوز بسیار کوچک است و حتی میشه گفت که «هنوز هیچ اتفاق به اندازهٔ کافی بزرگی نیفتاده است.»
پس بهعنوان نتیجهٔ این بخش هم به این میرسیم که سرعت تغییر در پزشکی، به حضور و مشارکت جدی ما وابسته است و اگر این تغییر را مطلوب میدانیم - که منطقاً چنین است - مشارکت فعال و جدی، لازمهٔ سرعت هرچه بیشترش است و مشارکت نکردن هم به نتیجهٔ خاصی - جز irrelevantشدن خود شخص در سالهای آینده - نمیانجامه. پس یا باید چیزی که درسته رو ساخت، و یا باید نظارهگر ساختهشدن اون چیزها بود و مسیر دوم، هیچ فایدهای نداره. جملهٔ زیر هم به خوبی این تلگنر را به ما میزنه:
این تلنگر کلا خوبه، اما معمولا منجر به نتیجهای رایج اما اشتباه میشه که در قسمت بعدی به آن خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
در قسمت قبل، به این نتیجه رسیدیم که گذشته، لزوما پیشبینیکنندهٔ آینده نیست و آیندهٔ پزشکی، با پیشرفتهای تکنولوژی، قطعا شبیه به گذشتهاش نخواهد بود. اما حالا سوال اینه که آیا آیندهای که درموردش حرف میزنیم، اولاً یکشبه، و ثانیاً خودبهخود بهوجود خواهد آمد؟ پاسخ به هر دو سوال منفیه.
تغییرات معمولا یکشبه اتفاق نمیافتند. در مثال قوی سیاه هم هدف ما توضیح «امکان» تغییر روند بود، و نه یکشبه بودنش. تاثیر هوش مصنوعی بر طبابت هم هرگز یکشبه اتفاق نخواهد افتاد و این تغییر، از دههها قبل شروع شده است. مثلا وقتی در سال ۱۹۸۹ اولین شبکههای عصبی پیچشی مبتنیبر backpropagation (یا به اختصار CNN) معرفی شدند، اولین حدسها (Conjectures) راجعبه آیندهٔ کار رادیولوژیستها و... هم زده شد و در سالهای بعد هم کاربردهای این تکنولوژی (Applications) - با سرعت بسیار کمی - معرفی شدند. با گذشت زمان، سرعت توسعهٔ این کاربردها هم بیشتر شد، و غالب مقالات امروز ما در ۲۰۲۶، دیگه دربارهٔ معرفی کاربرد هوش مصنوعی در فلان زمینهٔ پزشکی نیستند. بلکه مثلا به بررسی وضعیت استفادهٔ بیماران از مدلهای زبانی برای خوددرمانی یا چیزهایی اینچنینی پرداختهاند! این حقیقتیه که نمیشه کتمان کرد، و روزبهروز هم واقعیتر میشه.
درمورد خودبخودی بودن تغییرات هم لازم به توضیحه که - حداقل فعلا و تا چند سال آینده - این انسانها هستند که بیشتر زحمت توسعهٔ این کاربردها و تکنولوژیها را بر عهده دارند، و «انسانها» هم واژهٔ بیمعنی و گُنگیه. در واقع، این من و شما هستیم - و یا لااقل باید باشیم - که داریم کاربرد هوش مصنوعی در پزشکی را توسعه میدهیم و اتفاقی که منتظرش هستیم - یعنی حد اعلای استفاده از تکنولوژی در سیستم سلامت و بیشینهکردن فایده برای بیمار (Patient Outcome) بواسطهٔ آن - جز با حضور فعالانه و مشارکت من و شما محقق نخواهد شد. پس خودبخودی هم نیست. این خیلی مهمه، چون ما معمولاً عادت داریم که درمورد تغییراتی که در زمان و مکان دیگری بهوجود اومده صحبت کنیم، و نه تغییراتی که بهوجود آوردیم. اهمیت اولی رو باید صفر در نظر بگیریم و فقط روی دومی تمرکز کنیم. برای «ساختن» هم باید از جای درست شروع کرد و نباید بیست سال بگذره و تازه بفهمیم که ماه از مریخ نزدیکتر بوده! در قسمتهای بعدی در این باره هم خواهم نوشت.
درمورد سرعت پیشرفتها هم وقتی کسی تازه با فضای هوش مصنوعی در پزشکی آشنا میشه، در همون ابتدا، احساس میکنه که سرعت توسعهها «بسیار» بالاست - که الحق و الانصاف بالا است. اما معتقدم سرعت توسعه «آنقدرها هم که باید» بالا نیست. چون صرفا بالاتر از بخشهای دیگر پزشکی - که متاسفانه هنوز با دیدگاه مهندسی توسعه نمییابند - است، ما این سرعت را دستبالا (Overrated) در نظر میگیریم، وگرنه حالا که سال ۲۰۲۵ هم گذشته، هنوز رادیولوژیستها سوار ماشین غیرخودران میشن و تصاویر را تفسیر میکنن و گزارشاش را هم خودشون مینویسن! اندازهٔ بازار (Market Size) هوش مصنوعی در رادیولوژی هم - در سراسر دنیا - هنوز بسیار کوچک است و حتی میشه گفت که «هنوز هیچ اتفاق به اندازهٔ کافی بزرگی نیفتاده است.»
پس بهعنوان نتیجهٔ این بخش هم به این میرسیم که سرعت تغییر در پزشکی، به حضور و مشارکت جدی ما وابسته است و اگر این تغییر را مطلوب میدانیم - که منطقاً چنین است - مشارکت فعال و جدی، لازمهٔ سرعت هرچه بیشترش است و مشارکت نکردن هم به نتیجهٔ خاصی - جز irrelevantشدن خود شخص در سالهای آینده - نمیانجامه. پس یا باید چیزی که درسته رو ساخت، و یا باید نظارهگر ساختهشدن اون چیزها بود و مسیر دوم، هیچ فایدهای نداره. جملهٔ زیر هم به خوبی این تلگنر را به ما میزنه:
"Once a new technology rolls over you, if you're not part of the steamroller, you're part of the road."
ترجمه: وقتی یک فناوری جدید میآید، اگر بخشی از غلتک نباشید، بخشی از جاده خواهید بود.
این تلنگر کلا خوبه، اما معمولا منجر به نتیجهای رایج اما اشتباه میشه که در قسمت بعدی به آن خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
❤14👍4💯3🔥1
ترک طبابت - قسمت سوم: آیا پزشکانی که از هوش مصنوعی استنفاده میکنند جایگزین پزشکانی خواهند شد که استفاده نمیکنند؟
حتی اگر کمی با فضای هوش مصنوعی در پزشکی آشنا باشید، احتمالاً این جمله معروف را شنیدهاید که پزشکانی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، توانمندتر از پزشکانی هستند که از آن استفاده نمیکنند و اگر قرار بر جایگزینی گروهی از پزشکان باشد، آنها جایگزین پزشکانی میشوند که میانهای با هوش مصنوعی ندارند. اما به نظر من این جمله که معمولا بهعنوان نتیجهای از صحبتهایمان در قسمت قبلی نیز مطرح میشود - اگر صحیح هم باشد - قطعا کامل نیست. البته باید بپذیریم که این «تصور» تا سال ۲۰۲۳ وجود داشت و با اطلاعاتی که تا آن زمان داشتیم، درست هم بود. اما پژوهشهای بعدی - به مانند آنچه در تصویر میبینید - این موضوع را رد کرد و این روزها، این جمله دیگر از مد افتاده است.
حالا اینطور تصور میشود که پزشکی که از دانش خود برای تشخیص، تصمیمگیری و اقدام فیزیکی در بالین استفاده میکند - به عبارتی knowledge worker و نه چیزی بیشتر به حساب میآید - میتواند با کمک هوش مصنوعی تمام کارهایش را با دقت و کیفیت بهتری انجام دهد. «تمام» کارهایش را. یعنی میتواند از مدلهای کمکتشخیصی برای تشخیص بهتر و دقیقتر بهره ببرد، از مدلهای تصمیمیار برای برنامهریزی بهتر برای بیماران استفاده کند و از رباتها نیز برای اقدامات فیزیکی دقیقتر سود ببرد. در واقع، پزشکی که از هوش مصنوعی استفاده میکند، به صورت قطعی و اثباتشده، دقت و کیفیت فعالیت بیشتری خواهد داشت. اما مسئله اصلا این نیست.
مسئله اینجاست که خود هوش مصنوعی - بدون دخالت، ورود و حضور پزشک فعلی - میتواند «تمام» این کارها را با دقت بیشتری انجام دهد! این دقت، حتی از زمانی که پزشک فعلی از هوش مصنوعی استفاده میکند هم بالاتر است! این خیلی مهم است. پزشکی، ریاضی است و هوش مصنوعی، استاد ریاضی. یعنی حضور پزشک از یک جایی به بعد، نهتنها کمککننده نیست، بلکه به دلایل بسیاری - از جمله سوگیریها، تأثیر احساسات و… - میتواند دقت هوش مصنوعی را پایینتر هم بیاورد. این موضوع در مقالات اخیر - مانند این مقاله که مدتها قبل منتشر و پارسال هم در مجلهٔ Nature چاپ شد - در حال بررسی است و شواهد ثابت کردهاند که پزشکان مجهز و غیرمجهز به هوش مصنوعی، در مقایسه با خود هوش مصنوعی «به تنهایی»، دقت پایینتری خواهند داشت. در نتیجه حتی میتوان گفت بهینهتر آن است که کلاً پزشک انسانی - به شیوهٔ فعلی - نداشته باشیم!
و امروزه دیگر کسی این نظر را ندارد که «پزشکان فعلی + هوش مصنوعی»، برای آیندهای که در آن، هوش مصنوعی میتواند همهچیز را با دقت و کیفیت بیشتری انجام دهد، گزینهای «ایدهآل» باشند. ما گزینههای بهتری داریم و واضح است که گزینههای مفیدتر - مخصوصا آنهایی که با اختلاف زیادی بهتر هستند - به مرور و در یک بازار آزاد (اینجا بحث مفصل میشود)، جایگزین گزینههای کمفایدهتر خواهند شد. اما اینکه این «به مرور» چقدر طول بکشد، همانطور که در قسمت قبل بحث کردیم، به خود ما بستگی دارد.
حالا سوال اینجاست که آیا پزشکی قرار است کلا منسوخ (Obsolete) شود؟ در قسمت بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
حتی اگر کمی با فضای هوش مصنوعی در پزشکی آشنا باشید، احتمالاً این جمله معروف را شنیدهاید که پزشکانی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، توانمندتر از پزشکانی هستند که از آن استفاده نمیکنند و اگر قرار بر جایگزینی گروهی از پزشکان باشد، آنها جایگزین پزشکانی میشوند که میانهای با هوش مصنوعی ندارند. اما به نظر من این جمله که معمولا بهعنوان نتیجهای از صحبتهایمان در قسمت قبلی نیز مطرح میشود - اگر صحیح هم باشد - قطعا کامل نیست. البته باید بپذیریم که این «تصور» تا سال ۲۰۲۳ وجود داشت و با اطلاعاتی که تا آن زمان داشتیم، درست هم بود. اما پژوهشهای بعدی - به مانند آنچه در تصویر میبینید - این موضوع را رد کرد و این روزها، این جمله دیگر از مد افتاده است.
حالا اینطور تصور میشود که پزشکی که از دانش خود برای تشخیص، تصمیمگیری و اقدام فیزیکی در بالین استفاده میکند - به عبارتی knowledge worker و نه چیزی بیشتر به حساب میآید - میتواند با کمک هوش مصنوعی تمام کارهایش را با دقت و کیفیت بهتری انجام دهد. «تمام» کارهایش را. یعنی میتواند از مدلهای کمکتشخیصی برای تشخیص بهتر و دقیقتر بهره ببرد، از مدلهای تصمیمیار برای برنامهریزی بهتر برای بیماران استفاده کند و از رباتها نیز برای اقدامات فیزیکی دقیقتر سود ببرد. در واقع، پزشکی که از هوش مصنوعی استفاده میکند، به صورت قطعی و اثباتشده، دقت و کیفیت فعالیت بیشتری خواهد داشت. اما مسئله اصلا این نیست.
مسئله اینجاست که خود هوش مصنوعی - بدون دخالت، ورود و حضور پزشک فعلی - میتواند «تمام» این کارها را با دقت بیشتری انجام دهد! این دقت، حتی از زمانی که پزشک فعلی از هوش مصنوعی استفاده میکند هم بالاتر است! این خیلی مهم است. پزشکی، ریاضی است و هوش مصنوعی، استاد ریاضی. یعنی حضور پزشک از یک جایی به بعد، نهتنها کمککننده نیست، بلکه به دلایل بسیاری - از جمله سوگیریها، تأثیر احساسات و… - میتواند دقت هوش مصنوعی را پایینتر هم بیاورد. این موضوع در مقالات اخیر - مانند این مقاله که مدتها قبل منتشر و پارسال هم در مجلهٔ Nature چاپ شد - در حال بررسی است و شواهد ثابت کردهاند که پزشکان مجهز و غیرمجهز به هوش مصنوعی، در مقایسه با خود هوش مصنوعی «به تنهایی»، دقت پایینتری خواهند داشت. در نتیجه حتی میتوان گفت بهینهتر آن است که کلاً پزشک انسانی - به شیوهٔ فعلی - نداشته باشیم!
و امروزه دیگر کسی این نظر را ندارد که «پزشکان فعلی + هوش مصنوعی»، برای آیندهای که در آن، هوش مصنوعی میتواند همهچیز را با دقت و کیفیت بیشتری انجام دهد، گزینهای «ایدهآل» باشند. ما گزینههای بهتری داریم و واضح است که گزینههای مفیدتر - مخصوصا آنهایی که با اختلاف زیادی بهتر هستند - به مرور و در یک بازار آزاد (اینجا بحث مفصل میشود)، جایگزین گزینههای کمفایدهتر خواهند شد. اما اینکه این «به مرور» چقدر طول بکشد، همانطور که در قسمت قبل بحث کردیم، به خود ما بستگی دارد.
حالا سوال اینجاست که آیا پزشکی قرار است کلا منسوخ (Obsolete) شود؟ در قسمت بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
❤18🔥3💯2
ترک طبابت - قسمت چهارم: با حضور هوش مصنوعی، آیا پزشکی منسوخ خواهد شد؟
در قسمت قبلی به این نتیجه رسیدیم که هوش مصنوعی، میتواند تمام کارهای تشخیصی و درمانی و... یک بیمارپزشک را در حد اعلا و بینیاز از او انجام دهد. اما در چنین شرایطی، آیا کل طبابت به معنای فعلیاش از بین خواهد رفت و اصطلاحاً منسوخ (Obsolete) خواهد شد؟ پاسخ منفی است.
پزشکی یا طبابت، به معنای واقعی کلمه - شامل انجام کارهایی برای رسیدن به تشخیص و درمان افرادی که بخش یا کل سلامت (شامل تمام انواع) آنها مشکلی پیدا کرده و... - غیرقابل اجتناب است. به این معنا که انسانها از ابتدای تاریخ تا حداقل امروز، بیمار میشده و میشوند و لازم، منطقی، اخلاقی و ارزشمند است شرایطی را فراهم آوریم که بیماران، بهبود یابند. این را بهعنوان یک فرض میپذیریم و با این فرض، به بررسی موضوع میپردازیم.
با توسعهٔ روزبهروز تکنولوژی و کاربردش در طبابت، ممکن و محتمل است به جایی برسیم که بیماران - که با معنای فعلی، کسی است که برای درمان به جایی که آنرا بیمارستان مینامیم مراجعه میکند - بسیار کمتری داشته باشیم. شواهد هم این را نشان میدهند که روند برخی بیماریهای واگیردار به کلی متوقف شده و بیماریهای غیرواگیردار هم در حال کاهش هستند. بیماریهای مزمن به کمک Telemedicine درحال حل و بیماریهای حاد و اورژانسی هم با کمک تصمیمیارها و رباتهای مستقر در اورژانس میتوانند به کلی بینیاز از حضور انسانها شوند. در کل، روند بسیار امیدوار کننده است، و حتی فارغ از کمترشدن یا نشدن خود بیماریها، شکل طبابت بسیار به سمت استفادهٔ هرچه کمتر از انسانها در «هرجایی که میشود» و کاهش نیاز به اقدامات حضوری میرود و این، منطقا مفید است.
اما منسوخشدن پزشکی - به معنای واقعی کلمه - اگر نگوییم غیرممکن، بسیار دورتر از تصورات ما به نظر میرسد. دقت کنید که بحث درمورد خود «طبابت» است و نه طبیبان فعلی. همچنین قابل ذکر است که هوش مصنوعی، قول درمان «تمام» بیماریها و بیماران را داده است، اما قول «بیمارنشدن افراد جدید»، مشابه درمانشان نیست، و متاسفانه نیازمند تغییرات عظیمی در سبک و نحوهٔ زندگی انسانها و محیط آنها است و اصولا محصولاتی که به چنین مسیری دست زدهاند و قصد تغییر عادات و سبک زندگی را داشتهاند، بسیار به ندرت موفق شدهاند. لذا طبابت را - حداقل در میانمدت و بهعنوان فرض - غیرقابل منسوخشدن در نظر میگیریم.
حالا سوال اینجاست که طبابت - به معنای عمومی آن - چه شکل تازهای پیدا خواهد کرد؟ پاسخ من این است که در کوتاهمدت، هیچ شکلی! واقعا در کوتاه مدت، تغییری در شکل پزشکی اتفاق نخواهد افتاد و حضور یک یا دو دستگاه و استفاده از چند اپلیکیشن و...، «شکل» پزشکی را تغییر نخواهند داد. برای تغییر این صنعت راکد، نیاز به سیستم و زیرساخت تازهای داریم که توسعهاش طول خواهد کشید. چرا که فواید حاصل از کاربرد تکنولوژیهای فعلی، در سیستم و زیرساخت فعلی، نمیتوانند بیشینه شوند. چنانچه ماشینهای خودران هم نمیتوانند وسط جادهای پر از ماشین و موتور و دوچرخه و... که توسط انسانها در حال هدایت هستند به بیشینهٔ فایدهشان برسند. یا به قول سم آلتمن خود هوش مصنوعی هم توسط تلفنهای همراهی که مانعی چون Screen دارند، به حد اعلای فایدهاش نخواهد رسید و به زودی متوجه خواهیم شد که این UI، چقدر غیربهینه بوده است. بدیهی است که حل این چنین مشکلات سیستمی، به مراتب مهمتر از حل مشکل یک تسک و یک رشته است!
در این مرحله، معمولا این سوال پیش میآید که روند تغییرات با کدام رشتههای زیرمجموعهٔ پزشکی آغاز خواهد شد و به چه شکل پیش خواهد رفت و ما چه کاری میتوانیم انجام دهیم تا همچنان relevant بمانیم. در قسمت بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
در قسمت قبلی به این نتیجه رسیدیم که هوش مصنوعی، میتواند تمام کارهای تشخیصی و درمانی و... یک بیمارپزشک را در حد اعلا و بینیاز از او انجام دهد. اما در چنین شرایطی، آیا کل طبابت به معنای فعلیاش از بین خواهد رفت و اصطلاحاً منسوخ (Obsolete) خواهد شد؟ پاسخ منفی است.
پزشکی یا طبابت، به معنای واقعی کلمه - شامل انجام کارهایی برای رسیدن به تشخیص و درمان افرادی که بخش یا کل سلامت (شامل تمام انواع) آنها مشکلی پیدا کرده و... - غیرقابل اجتناب است. به این معنا که انسانها از ابتدای تاریخ تا حداقل امروز، بیمار میشده و میشوند و لازم، منطقی، اخلاقی و ارزشمند است شرایطی را فراهم آوریم که بیماران، بهبود یابند. این را بهعنوان یک فرض میپذیریم و با این فرض، به بررسی موضوع میپردازیم.
با توسعهٔ روزبهروز تکنولوژی و کاربردش در طبابت، ممکن و محتمل است به جایی برسیم که بیماران - که با معنای فعلی، کسی است که برای درمان به جایی که آنرا بیمارستان مینامیم مراجعه میکند - بسیار کمتری داشته باشیم. شواهد هم این را نشان میدهند که روند برخی بیماریهای واگیردار به کلی متوقف شده و بیماریهای غیرواگیردار هم در حال کاهش هستند. بیماریهای مزمن به کمک Telemedicine درحال حل و بیماریهای حاد و اورژانسی هم با کمک تصمیمیارها و رباتهای مستقر در اورژانس میتوانند به کلی بینیاز از حضور انسانها شوند. در کل، روند بسیار امیدوار کننده است، و حتی فارغ از کمترشدن یا نشدن خود بیماریها، شکل طبابت بسیار به سمت استفادهٔ هرچه کمتر از انسانها در «هرجایی که میشود» و کاهش نیاز به اقدامات حضوری میرود و این، منطقا مفید است.
اما منسوخشدن پزشکی - به معنای واقعی کلمه - اگر نگوییم غیرممکن، بسیار دورتر از تصورات ما به نظر میرسد. دقت کنید که بحث درمورد خود «طبابت» است و نه طبیبان فعلی. همچنین قابل ذکر است که هوش مصنوعی، قول درمان «تمام» بیماریها و بیماران را داده است، اما قول «بیمارنشدن افراد جدید»، مشابه درمانشان نیست، و متاسفانه نیازمند تغییرات عظیمی در سبک و نحوهٔ زندگی انسانها و محیط آنها است و اصولا محصولاتی که به چنین مسیری دست زدهاند و قصد تغییر عادات و سبک زندگی را داشتهاند، بسیار به ندرت موفق شدهاند. لذا طبابت را - حداقل در میانمدت و بهعنوان فرض - غیرقابل منسوخشدن در نظر میگیریم.
حالا سوال اینجاست که طبابت - به معنای عمومی آن - چه شکل تازهای پیدا خواهد کرد؟ پاسخ من این است که در کوتاهمدت، هیچ شکلی! واقعا در کوتاه مدت، تغییری در شکل پزشکی اتفاق نخواهد افتاد و حضور یک یا دو دستگاه و استفاده از چند اپلیکیشن و...، «شکل» پزشکی را تغییر نخواهند داد. برای تغییر این صنعت راکد، نیاز به سیستم و زیرساخت تازهای داریم که توسعهاش طول خواهد کشید. چرا که فواید حاصل از کاربرد تکنولوژیهای فعلی، در سیستم و زیرساخت فعلی، نمیتوانند بیشینه شوند. چنانچه ماشینهای خودران هم نمیتوانند وسط جادهای پر از ماشین و موتور و دوچرخه و... که توسط انسانها در حال هدایت هستند به بیشینهٔ فایدهشان برسند. یا به قول سم آلتمن خود هوش مصنوعی هم توسط تلفنهای همراهی که مانعی چون Screen دارند، به حد اعلای فایدهاش نخواهد رسید و به زودی متوجه خواهیم شد که این UI، چقدر غیربهینه بوده است. بدیهی است که حل این چنین مشکلات سیستمی، به مراتب مهمتر از حل مشکل یک تسک و یک رشته است!
در این مرحله، معمولا این سوال پیش میآید که روند تغییرات با کدام رشتههای زیرمجموعهٔ پزشکی آغاز خواهد شد و به چه شکل پیش خواهد رفت و ما چه کاری میتوانیم انجام دهیم تا همچنان relevant بمانیم. در قسمت بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel
❤17👍3🔥2💯1