سینوسِ آلفا
975 subscribers
204 photos
2 videos
31 files
273 links
Sina Moradi | MD-MBA candidate, ML Developer, & Former Math Teacher

Building at Zumud.com

Website:
- https://sinusealpha.github.io/

Contact:
- Sina80mor@gmail.com
- Sina@zumud.com
Download Telegram
یک مطلب جالب دیگر از andrew chen!

اندرو چن رو احتمالا با uber یا کتاب cold start problem بشناسید، اما وبلاگ‌اش هم ارزش دنبال‌کردن داره و بشخصه مطلب اخیرش رو هم خیلی دوست داشتم.

در این مطلب که با عنوان Lies per Second, Meetings per Decision Ratio, and other important biz metrics منتشر شده به بررسی متریک‌های مهم [و البته فان] که می‌تونه مقایسهٔ خوبی از چیزهایی که هر روزه باهاشون مواجه میشیم فراهم کنه می‌پردازه و چندتایی‌شون که جالب‌تر بودند رو در ادامه آورده‌ام:

- Cost per hour of pleasure (CPHP): Going to a concert or basketball game is high CPHP. Buying a super nice treadmill that you use 3x/week is low.

- Complaints per Hour (CHP): High CPH means high negativity.

- Phone Pickups per Hour (PPPH): If you are with boring people, or hanging out somewhere boring, the number of phone pickups is very high.

- % Conversational Autopilot: what % of the convo is in this mode? Personally I find that great chats often hover around 20-30%.


در ادامهٔ همین موضوع هم به تعدادی از متریک‌های «مرتبط با کسب و کار» می‌پردازه که بنظرم محاسبه‌کردن‌شون، سخت‌تر از چیزیه که بشه در لحظه انجام داد، و اگر به شکل unconscious conscious انجام بگیره، عالی می‌شه.

- Lies per Second (LPS)
: When you find yourself in a high LPS meeting, it might just be time to end it early.

- Meetings per Decision Ratio (MPDR)
: How many meetings did it take to make that decision? A high MPDR tells you that something is broken, and the situation needs to be escalated to a decision maker to simplify.

- Time to First Excuse (TFE)
: You often sit in a review meeting and you can count the minutes before a poor result is presented, along with an excuse for why it happened. A low TFE often leads to a low TNE — that is, Time to Next Excuse.

- Numbers vs Text Ratio (NTR)
: In startupland, one of my favorite stages is the very very beginning when the idea is being formed. That’s when it’s all story, and all text/narrative.

- PowerPoints per Launch (PPPL)
: The only way to reduce PPPL is to involve senior executives who want to push it forward, otherwise you’re in consensus-building hell.

- Dollar per IQ Point
: If you hire a top 1% stanford CS student, believe it or not, you’re probably spending moderate dollars per IQ point.


چند متریک دیگری رو هم در کامنت‌های این مطلب اشاره کرده‌اند که بین‌شون، این‌ها به نظر من جالب‌تر اومدند:

- Time To Buzzword Bingo (TTBB)
: Time required in a Board meeting to complete your Buzzword Bingo card.

- Rejection per Week (RPW)
: High RPW means that you're courageous and trying to move forward and low RPW means that you're not taking enough risks.


بنظرم برای فکر کردن خوب‌اند. یعنی می‌شه در کانتکست‌های شخصی این‌ها رو سنجید و بررسی کرد و وضعیت رو متوجه شد. به شخصه هم، همچنان signal to noise ratio برام مهم‌تر از همهٔ این متریک‌های بالاست و حتی می‌شه همهٔ اون‌ها رو شکلی از همین متریک در نظر گرفت.

@sinusealpha_channel
🔥93🤯2
وقتی کسی می‌خواد برای شرکت anthropic (سازندهٔ claude) اپلای کنه، [برخلاف بقیهٔ کمپانی‌ها] توضیحاتی درمورد سیاست‌های استفاده از AI در بخش‌های مختلف شرکت مثل پروسهٔ استخدام به اون فرد ارائه می‌دهند. ابتدای مطلب هم این‌طوری شروع می‌شه:
At Anthropic, we use Claude every day, so we’re looking for candidates who excel at collaborating with AI.

در انتهای این راهنما نوشته‌اند که بقیهٔ سازمان‌ها هم خوبه همچین شفاف‌سازی‌هایی رو داشته باشند و روز به روز هم این قضیه داره بین کمپانی‌ها جدی‌تر می‌شه. ‌این‌جا می‌تونید این راهنما رو بخونید:

@sinusealpha_channel
👍71🔥1
سینوسِ آلفا
- ممکن نیست کسی برده شود، مگر این‌که پیشایپش وی را در وضعیتی قرار دهند که نتواند کارهای خود را بدون دیگری انجام دهد.

- بدترین حالتی که می‌تواند در روابط بین دو انسان رخ دهد این است که کسی خود را زیر سایه‌ی مرحمت دیگری ببیند.
هر روزی که می‌گذره، بیشتر اون دو جملهٔ روسو برام معنا پیدا می‌کنند و بیشتر به این می‌رسم که resourceful (مدبر)بودن، لازمهٔ اصلی بی‌نیاز/مستقل بودنه و کسی که در مسیر resourcefulشدن قدم برنداره، داره در مسیر نیازمند/وابسته بودن حرکت می‌کنه. حالا این‌که مستقل‌بودن هم خودش لازمهٔ ابتدایی uncompromising بودن محسوب می‌شه رو فعلا کاری ندارم!

@sinusealpha_channel
👍103🔥2
شما جنرالیست نیستید. شما ۲۳ سالتونه.

یک چیزی که اخیرا خیلی بیشتر می‌بینم و موقع صحبت با افراد مختلف خیلی راحت قابل تشخیصه، «کم‌عمقی بیش‌ازحد» در هر مسئله‌ایه. یعنی دیگه بحث ما سر «عمق یا وسعت» نیست. بحث بین کم‌عمقی عادی و کم‌عمقی بیش‌ازحده. و این کم‌عمقی بیش‌از حد، دیگه اصلا اون مزایای generalistبودن [که خیلی‌ها به‌واسطه‌اش تصمیم به متخصص‌نشدن می‌گیرند] رو نداره، و اتفاقا به «نادانی» شباهت بیشتری داره.

محتواهای بسیار کوتاه شبکه‌های اجتماعی، داره حالتی از آشنایی با موضوعات مختلف رو فراهم می‌کنه که کسی ممکنه بواسطه دونستن «۵ جمله» [و واقعا در همین حد!] از یک موضوع، در اون زمینه ساعت‌ها (!) صحبت کنه و «نظر» داشته باشه. این اصلا اسمش «وسعت» نیست. این عینا حماقته.

نمی‌خواستم این بخش رو هم تعریف کنم، اما امروز با کسی درمورد موضوعی که من آشنایی خیلی کمی در اون زمینه داشتم، صحبت می‌کردم. آشنایی نسبتا کم من [که بی‌اغراق و فروتنی و... واقعا هم کمه]، شامل خوندن دو کتاب [که یکی هم تازه تاریخی و نیمه‌مرتبط بود] و چند ویدئو از یوتیوب می‌شد و اصرار داشتم که من واقعا اطلاعات لازم رو ندارم و نمی‌تونم نظر بدم. اما وقتی پرسیدم «چقدر در این زمینه مطالعه کرده‌ای؟»، چیزی نگفت و مشخص بود که ادعاها نهایتا و [در بهترین حالت] از چند reels و shorts منشا می‌گیرند.

اما قسمت جالب و عجیب‌تر در این موضوع، «جرئت»‌ ما در قضاوت بر اساس همین میزان از اطلاعاته. این واقعا عجیبه. البته من منکر شجاعت و شرایط خاص در تصمیم‌گیری و... نمی‌خوام بشم، اما واضح و منطقیه که قبل از هر نوبت از تصمیم‌گیری، باید بپرسیم که آیا میزان اطلاعات ما، به «حداقل اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری» رسیده [و آیا امکان رسیدن داره] یا نه. و اگر پاسخ منفیه، بهتره اصول جدید و ناآزموده تراوش نکنیم و شجاعت بی‌جا هم به خرج ندیم.

قبل‌تر هم گفته بودم و باز هم می‌خوام تاکید کنم که اون چیزی که تحت عنوان generalist به ما فروخته‌اند، در واقعیت و از دید دیگران، بیشتر شبیه به متخصصی در چندین موضوعه، نه یک فرد سطحی در هر موضوعی. همچنین اگر زیر ۲۵ سال (با اغراق!) داریم، احتمالا حتی امکان نزدیک‌شدن به «generalist» [به معنی واقعی] رو نداشته باشیم و اون چیزی که ممکنه «عمق» تصورش کنیم، سطحه. سطح. و این حجم از سطحی‌بودن به شدت خطرناکه.

@sinusealpha_channel
👍4515🔥4
inference-time-compute-Nouha-Dziri.pdf
52.5 MB
این‌ها اسلایدهای مربوط به ارائه‌های ArmeniaLLM Summer School هست که هفتهٔ گذشته شرکت کرده بودم. این‌جا توضیحات بیشتری در این مورد داده‌ام و ممکنه براتون جالب باشند.

کلا بحث‌های نسبتا تازه‌ای مطرح شده بود. از NeurIPS 2025 به این سمت یک سری ترندهای جدیدی شکل گرفته بود که صحبتش این‌جا هم شد. مشکلات دیتا و scaling law و این چیزها هم به شدت مطرح و مورد بحث بودند. لذا پیشنهاد می‌کنم که اگر در این فضا مشغول‌اید، این اسلایدها رو که به نظرم خیلی ارزشمند بودند، یک نگاه هرچند اجمالی بندازید.

@sinusealpha_channel
14🔥1🤩1
چند روز پیش مطلع شدم که مقاله‌مون در RSNA پذیرفته شده و بواسطه‌اش، یک مطلبی رو در مورد «ریسرچ» نوشته‌ام که می‌تونید این‌جا بخونید.

قضیه از این قراره که آخرین کارهای «ریسرچ»ای که من شروع به انجام‌شون کرده بودم، به بیشتر از چهار سال پیش وقتی هنوز ترم یک‌مون شروع نشده بود برمی‌گشت و شانس آوردم که اون کارها، هرگز به جایی نرسیدند. :) در کل این مدت هم، تعداد نسبتا زیادی از پیشنهادات این شکلی رو رد می‌کردم (+) تا درگیر چیزی به نام ریسرچ، که اگر نگم بی‌فایده، کم‌فایده می‌دونستم، نشم. و واقعا هم از این تصمیم راضی‌ام.

اما این کار فرق می‌کرد. و شد اولین مقالهٔ من. که در RSNA 2025 پذیرفته شد. و به زودی قراره که ابزار توسعه داده‌شده در این مقاله، از طریق وب‌سایت AJNR (مجلهٔ نورورادیولوژی آمریکا) برای عموم قابل استفاده بشه. در آینده نزدیک و به محض انتشار، جزئیات کار و محصول نهایی رو هم مفصل‌تر توضیح خواهم داد.

@sinusealpha_channel
🔥206🤯2
تجزیهٔ و ترکیب جملات، یک تمرین برای نوشتن بهتر.

یک تمرین نسبتاً سخت برای بهتر نوشتن، تجزیه و ترکیب جملات است. در این تمرین، شما یا حرف‌هایی که در چند جمله می‌شنوید را در یک جملهٔ بزرگ بیان می‌کنید، یا یک جملهٔ بزرگ را به جملات ساده‌تری که تعداد کلمات کمتر و آشنا‌تری دارند تجزیه می‌کنید. این تمرین به شما محتوای جدیدی اضافه نمی‌کند، اما در تنظیم بهتر متن، که احتمالا‌ً آخرین مرحلهٔ نوشتن است، بسیار موثر است.

من هم معمولاً مرحلهٔ آخر نوشتن را به این کار اختصاص می‌دهم. اول محتوا، و بعد شکل، و نهایتاً روی طولانی/کوتاه و ساده/سخت بودن جملات و ساختار کلی داستان کار می‌کنم. محتوا، و مهم‌تر از هر چیزی، مخاطب محتوا، در این‌که من این تنظیم را به چه شکلی انجام دهم به شدت مؤثرند.

مثلاً اگر مطلب مهم و جدی‌ای نوشته باشم، جملات را طولانی‌تر و کلمات را سخت‌تر انتخاب می‌کنم، تا هر خواننده‌ای که شروع به خواندن متن من کرده است، به پایانش نرسد (!)، و فقط آن افرادی که پیگیری بیشتری دارند بخوانند. اما اگر بخواهم گروه بیشتری از خواننده‌ها، و حتی آن‌هایی که پنجرهٔ توجه خیلی کوتاهی دارند متن من را بخوانند، با کلمات به شدت ساده‌تر و جملات کوتاه‌تر و ساختار داستانی آشناتری متن را تنظیم می‌کنم.

به همین دلیل و به احتمال زیاد دیده باشید که بعضی از متن‌های این کانال و بقیهٔ صفحات، وبلاگ‌ها و...، شامل عبارت‌های در ظاهر [و حتی باطن] سخت‌تری هستند و به مانند همین جمله، پتانسیل بیشتری برای فراری‌دادن گروهی از خوانندگان که احتمالاً استفادهٔ روزمرهٔ بیشتری هم از شبکه‌های اجتماعی دارند، داشته باشند.

اما بعضی متن‌ها ساده‌اند. یا حداقل ساده‌ترند. ساختار داستان آشنایی دارند و خبری از کلمات پیچیده در آن‌ها نیست. مثل همین بخش، که ساده‌تر از بخش قبلی‌ست، و راحت‌تر هم خوانده می‌شود. حتی توجه‌ها را هم جلب می‌کند و روش بهتری برای انتقال پیام است. مخصوصاً برای آن‌هایی که زیاد توجه نمی‌کنند.

این‌ها صرفاً مثال‌های ساده‌ای از تمرینی هستند که پیشنهاد می‌کنم در مکالمات و از آن بهتر، در خواندن رفرنس‌های آکادمیک و کتاب‌های فلسفی فارسی [یا با ترجمهٔ خوب]، که محل مواجهه با جملات طولانی‌تر و پیچیده‌تر است، انجام دهید. به نظرم معجزه می‌کند. در آینده هم بیشتر از این موضوع خواهم نوشت. :)

@sinusealpha_channel
👍106💯2
Forwarded from 1st Abzums AI Program
🔻گزارش رویداد Projects Day بخش سوم!

📂امروز، دوشنبه سوم شهریور، شرکت‌کنندگان بخش سوم برنامه هوش مصنوعی البرز در رویدادی با حضور اساتید و مسئولین دانشگاه، به ارائه پروژه‌های خود پرداختند و پروندهٔ بخش سوم نیز بسته شد.

🔄 پس از پایان ارائه‌ها، نفرات برتر و منتورهای برنامه مورد تقدیر قرار گرفتند و عکس‌های یادگاری نیز گرفته شد که بخشی از آن‌ها را در این پست، و بقیهٔ تصاویر و ویدئوها را در ویدئوی پایانی بخش سوم که به زودی منتشر خواهد شد، مشاهده خواهید کرد.

💻 بخش چهارم برنامه هم که به موضوع یادگیری ماشین اختصاص دارد از فردا آغاز خواهد شد و برای ثبت‌نام در آن بخش، هنوز فرصت باقی است.

️ قدردان همراهی‌تان هستیم!
@AbzumsAI
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
15💯4🔥2👍1
چند سوال رایج مرتبط با کنکور.

پارسال به پیشنهاد یکی از دوستان چند وویس کوتاه ضبط کردم و درمورد تعدادی از سوالات رایج بچه‌های کنکوری صحبت کردم. حالا که زمان انتخاب رشته فرا رسیده، فکر کنم ارزش شیرکردن رو داشته باشه:

- چرا پزشکی:
https://t.me/epsilongroup_ir/3629
- بار روانی دبیرستان:
https://t.me/epsilongroup_ir/3640
- شرایط دانشگاه علوم پزشکی البرز:
https://t.me/epsilongroup_ir/3644
- شرایط مدرسهٔ دبیرستان:
https://t.me/epsilongroup_ir/3652

پی‌نوشت اول: حقیقتاً هیچ‌وقت مشاور کنکور نبوده‌ام و آشنایی خوبی هم با تغییرات اخیر ندارم. همچنین شناخت دقیقی از این موسسه ندارم و لطفا شیرکردن رو معرفی در نظر نگیرید.

پی‌نوشت دوم: قبلا نظرم درمورد کنکور رو با شیرکردن این ویدئو و نوشتن این مطلب گفته بودم. اگر خواستید بیشتر بخونید، بنظرم اون‌ها دقیق‌ترند.

@sinusealpha_channel
10👍2
در نکوهش پرسشگری سقراطی در بحث‌ها.

بنجامین فرانکلین، در کتاب زندگی‌نامه‌اش نوشته که در نوجوانی، مسحور روش پرسش‌گری سقراطی در گفتگو و بحث بود و هر مخالفت و جدلی رو به این شکل ادامه می‌داد و برنده می‌شد! اما خیلی زود از این روش منصرف شد، چرا اون رو که مخالف حجب و خویشتن‌داری می‌دونست. از اون به بعد، تصمیم می‌گیره که دیگه هیچ‌وقت از این روش استفاده نکنه، و فروتنی بیشتری در صحبت‌هاش به خرج بده.

خیلی جالب بود این بخش برای من! در اواسط کتاب هم چند بار افرادی که با پرسیدن سوالاتی که به قول خودش «بی‌عفادهٔ عاری از اعمال» هستند، سعی بر اقناع طرف مقابل‌شون می‌کردند، رو ذکر می‌کنه. و اصلا هم از اون‌ها به نیکی یاد نمی‌کنه! همچنین خیلی جدی معتقده که این روش، برای تاثیرگذاری در بلندمدت مناسب نیست، و بهتره که افراد فروتنی رو همواره جزو مسلک گفتگوهای روزمره‌شون در نظر داشته باشند.

@sinusealpha_channel
14👍4🔥4
سینوسِ آلفا
به مرور هم می‌تونن بزرگ‌تر و بزرگ‌تر بشن تا به جایی برسند که ما بخواهیم و «بتونیم» که با اون فرد پروژه‌ای چند ساله و چند ده ساله‌ای رو شروع کنیم!
هر چقدر بیشتر می‌گذره، بیشتر به این می‌رسم که میزان مشارکت و جدیت آدم‌ها خیلی ارتباطی به اندازه و اهمیت پروژه و کار نداره! یعنی اونی که در راه‌اندازی یک گروه کتاب‌خوانی یا یه رویداد ساده بی‌مسئولیته، از زیر کار در میره و...، در کارهای مهم‌تر و بزرگ‌تر هم یا همینه، و یا حتی خیلی وضعیت بدتری داره. از اون سمت، اونی که موقع بازی‌کردن هم جدیت خودش رو داره، موقع کارهای مهم‌تر هم همون قدر - و یا حتی بیشتر - جدیت نشون میده و کار رو به نتیجه می‌رسونه.

بخاطر همین تجربه‌های کوچیک و ساده رو واقعا دست‌کم نگیرید. خیلی چیزها درمورد آدم‌ها به ما یاد میدن، و این‌جا استثنائا می‌تونیم به دقت خوبی تعمیم بدیم!

@sinusealpha_channel
35👍9💯4