سینوسِ آلفا
975 subscribers
204 photos
2 videos
31 files
273 links
Sina Moradi | MD-MBA candidate, ML Developer, & Former Math Teacher

Building at Zumud.com

Website:
- https://sinusealpha.github.io/

Contact:
- Sina80mor@gmail.com
- Sina@zumud.com
Download Telegram
ai most recent progresses - aug 2024 - sina moradi.pdf
25.7 MB
اسلایدهای جلسه‌ی امروز با موضوع:

ai’s most recent progress, with a focus on med-related works

#پزشکی
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
17🔥3🤩1
پنج‌شنبه در هشتمین مجمع عمومی ایفسا قرار هست با همراهی عارف عزیز صحبت نسبتا مشابهی با این جلسه داشته باشیم. اما این بار تمرکزمون بیشتر بر روی کارهای مرتبط با داروسازی و علی‌الخصوص computional drug discovery خواهد بود و از طریق لینک زیر می‌توانید به رایگان در این جلسه ثبت‌نام کنید.

🔹link: https://t.me/IPhSAIran/5887

#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
11🔥1🤯1🤩1
#موقت

سلام دوستان!

من در حال نوشتن مطلبی درمورد «انتخاب رشته» هستم. ممنون می‌شوم اگر نظرتان درمورد جملات زیر را به صورت ناشناس (لینک) و یا شناس (sina80mor@gmail.com) برای من ارسال کنید.

- «بهترین رشته برای تو، اونی هست که بیشتر بهش علاقه داری.»
- «ببین بازار کار یه رشته چطوریه و اگر خوب بود انتخابش کن.»
- «بالا بودن میانگین درآمد افراد فارغ‌التحصیلان یه رشته معیار خوبی برای انتخاب اون رشته‌ست.»
- «مهم نیست چه رشته‌ای می‌خونی. مهم اینه که چه کاری در نهایت انجام بدی.»
- «دانشگاه مهم‌تر از رشته است و باید اون رو اول در نظر بگیری.»
- «دانشگاه فقط چند سال باهاته. ولی رشته‌ای که می‌خونی تا ابد باهاته.»
- «ببین می‌خوای توی چه زمینه‌ای عمیق بشی. همون رو انتخاب کن.»
- «اگه رشته‌ای که می‌خونی مورد علاقه‌ات نباشه، نمی‌تونی توش موفق بشی.»
- «اگر علاقه‌ای به سال‌های زیاد تحصیل نداری، رشته‌ای رو انتخاب کن که زودبازده هستش.»

و هر جمله‌ی این مدلی که ممکنه در فضای انتخاب رشته بشنوید و مایل باشید درموردش صحبت کنید...

@sinusealpha_channel
8🔥4🤩3
🔹پاول دورف، TON و پول عصر جدید

نویسنده: محمدمهدی دوستی | startuplab

واحد پولی عصر جدید، نه رمزارزها و ایردراپ‌ها و فیات‌ها، بلکه «اعتماد» است. کافی‌ست آدم‌ها به کسب و کارتان اعتماد کنند تا شما آن را به پول نقد تبدیل کنید. با ورود اعتماد آدم‌ها به کسب و کار و افزایش آن در گذر زمان، اعتمادهای دیگری هم به کسب و کارتان سرازیر می‌شود و ارزش‌اش را افزایش می‌دهد. خروج اعتماد هم دقیقا نتیجه‌ای معکوس دارد.

اعتماد، «ضد تورم» و نسبت به تغییرات واکنش‌پذیر است و اگر یک کسب و کار، اعتماد «تمام» مشتریان حاضر در یک صنعت را به دست آورد، رقبا دیگر نمی‌توانند آن اعتماد را در انباری خود به پول تبدیل کنند و این اعتماد، تعدادش محدود و به دست آوردنش سخت و از دست دادنش به شدت راحت است. اعتماد، ارزشمندترین پول دنیاست که افراد کمی با آن آشنا، ولی «همه» مشغول استفاده از این پول هستند.

یادتان نرود که تکنولوژی زمانی ارزشمند شد که «بستری برای لیست شدن اعتماد» در سرتاسر خود و خرید و فروش همین اعتماد ایجاد کرد. چنان‌چه شما قبل از خرید یک محصول، نظرات مرتبط با آن‌را را می‌خوانید، یا در هنگام انتخاب فیلم به امتیاز آن توجه می کنید و یا... فلذا اگر از محصول یا خدمتی ناراضی هستید و کسی به شکایت شما رسیدگی نمی‌کند، به راحتی می‌توانید شبکه‌های اجتماعی را اهرم و با ضریبی هزاربرابری که از همراهی‌شدن توسط افراد به‌وجود می‌اید، طلب خود را با تاثیر بر روی پس‌انداز نکردن اعتماد در آن کسب و کار پس بگیرید. حالا شاید زمان مناسبی باشد که به ارتباط پاول دوروف، TON و پول عصر جدید بیاندیشید.

#پست_مهمان
@sinusealpha_channel
110👍5🔥3
🔹درمورد مدل‌های زبانی در پزشکی

این روزها بیشتر پیشرفت‌های هوش مصنوعی حول «مدل‌های زبانی» می‌چرخه. یا دارند توانایی استدلال‌شون رو بهتر می‌کنند، و یا برای فیلدهای خاصی فاین‌تیون می‌کنند. البته کارهای دیگری هم داره انجام می‌شه. اما نکته‌ی جالب این کارها برای من، میزان خلاقیتی هست که بعضی از پژوهشگرا برای استفاده از این مدل‌ها [به جهت بهبود مشکلات فعلی] بروز می‌دن!

مثلا توی این مطلب، وقتی دیدند که نمی‌شه خود مدل رو [به هزار دلیل] بهتر کرد، اومدند با مدل‌های زبانی نویزهای جدیدی رو تولید کرده‌اند و مدل با دیدن و یادگرفتن اون نویزها، عملکردش به شدت بهتر شده! یا مثلا توی یه مطلب دیگه‌ای که چند روز پیش منتشر شده بود، اومدند یک مدل زبانی خاص حیطه‌ی سرطان رو از مدل‌های زبانی عمومی فاین‌تیون کرده اند که عملکرد به شدت بهتری از اون‌ها داره (هرچند ترند مدل‌های عمومی همچنان ادامه داره). این‌ها به شدت برای من مهم و جالب هستند و خیلی پیگیری‌شون می‌کنم و این روزها هم به‌واسطه‌ی پروژه‌ی اپن‌سورس MedX، جای مناسبی برای نوشتن درموردشون پیدا کرده‌ام تا هر کسی بتونه از این پیشرفت‌ها مطلع بشه و اگر مایل بود بقیه رو هم مطلع کنه.

این کار، احتمالا پرفایده‌ترین کاری هست که بیشترمون برای تغییر سیستم سلامت می‌تونیم انجام بدیم و امیدوارم که روز به روز هم آدم‌های بیشتری وارد این پروژه بشن و این اشتراک‌گذاری‌ها برای همه مفید باشه. در ضمن از این به بعد هم کمتر از مطالب #هوش_مصنوعی این‌جا می‌نویسم و بقیه‌اش رو توی کانال مدیکس می‌تونید دنبال کنید. :)

🔹لینک کانال مدیکس:
@medx_media

@sinusealpha_channel
8👍2🔥2🤯1
🔹درمورد کتاب proofs and refutations از imre lakatos

یکی از کتاب‌های به شدت جالبی که اخیرا شروع به خوندن‌اش کرده‌ام، کتاب proofs and refutations، نوشته‌ی imre lakatos هست. ایشون یک ریاضی‌دان-فیلسوف بوده‌ان و این کتاب، در واقع، اقتباسی از تز دکتری‌شون [که اولین بار در سال ۱۹۶۳ ارائه شده] هست و شامل گفتگوی سقراط‌مانند معلم و دانش‌جویانی است که در تلاش برای اثبات قضیه‌ای در ریاضیات هستند.

این قضیه، درمورد خواص چندوجهی (polyhedra) است و بیان می‌کنه که اگه حاصل جمع تعداد رئوس (vertices) اون چندوجهی رو با تعداد سطوح‌اش (faces) محاسبه کنیم و از تعداد یال‌هاش (edges) کم کنیم، به عدد «۲» می‌رسیم (می‌تونید مثلا درمورد هرم و مکعب محاسبه‌اش کنید).
به این صورت:
V - E + F = 2

این یک حدس (conjecture) بود و هدف نویسنده از بیان‌اش هم، رسیدن به یک مثال نقض (counterexample) «توسط دانش‌جویان» است و می‌خواهد به اهمیت «انسان‌ها» و انسانی‌بودن پیش‌برد قضیه‌های ریاضی اشاره کنه! این قضیه هم توسط پیداشدن یک مثال نقض، توسط یک انسان، ابطال (refutate) می‌شه و تصور ما از این‌که کل ریاضی بر یک‌سری objectها و یک‌سری functionها بنا شده و می‌چرخه و اثبات/ابطال می‌شه رو به چالش می‌کشه.

حالا من معمولا میرم ویدئوهای مرتبط به قضیه‌ای که حس می‌کنم نفهمیدم رو هم می‌بینم و بعد از دیدن این ویدئو، خیلی دید بهتری نسبت به این مدل تفکر پیدا کردم. این‌جا درمورد عنصرهای اصلی معرفت‌شناسی hintikka و lakatos [و البته کلی چیز دیگه] صحبت می‌کنه که به این صورت هست:

- both argue and contraditions promote knowledge graph.
- both offer a heuristic methodology for knowledge graph.

بیشتر از این هم وارد جزئیاتش نمی‌شم و صرفا پیشنهاد می‌کنم که به این فکر کنید که تا چه حد آدم‌ها [و خواص انسانی اون‌ها] پشت این اثبات‌ها/ابطال‌ها در ریاضیات [و اصولا کل علم] هستند و چقدر این کارها «کمتر خشک» هستند! این، من رو یاد فصل اول کتاب the beginning of infinity [نوشته‌ی david deutch] هم انداخت و اگر علاقه‌مندید، پیشنهاد می‌کنم اون فصل رو هم یک نگاهی بندازید.

پی‌نوشت: این آقای lakatos هم مثل david deutsch از theory of knowledge کارل پوپر تاثیر زیادی گرفته و کلا اگه مثل من به خوندن درمورد فضای فکری تجربه‌گراها و کلا تجربه‌گرایی (empericism) علاقه دارید، خوبه که مطالبش رو یک نگاه بیاندازید. اصلا به همین فلسفه‌اش، «quasi-empericism» هم میگن که خب قضیه‌ی پشت‌اش رو خیلی خوب می‌رسونه.

#ریاضی
@sinusealpha_channel
29🔥3👍2
دو روز پیش، openai سری جدید مدل‌ها رو با نام o1 معرفی کرد و در medx، یک گزارشی درموردش نوشتیم. البته با چاشنی پزشکی! اگر علاقه‌مند هستید، پیشنهاد می‌کنم که یک نگاهی بیاندازید.

https://t.me/medxmedia_net/24
19🔥2
🔹چه شد که شرکت مشاوره‌ای بزرگ‌ترین مشاور کسب و کار دنیا ورشکست شد؟

کسانی که mba خونده‌اند، قطعا اسم michael porter رو شنیده‌اند. ایشون رو می‌شه یک‌جورهایی «پراستنادترین و معروف‌ترین فرد در زمینه‌ی کسب و کار [و به‌خصوص استراتژی]» در نظر گرفت. ایشون، فارغ‌التحصیل دکتری اقتصاد از دانشگاه هاروارد هستند و در سال ۱۹۸۳، شرکت مشاوره مدیریتی‌ای رو به نام monitor group تاسیس کردند. این شرکت که به نام harvard consulting group هم شناخته می‌شد، پس از سال‌ها فعالیت، در سال ۲۰۱۲ اعلام کرد که نمی‌تونه قبض‌های headquarterشون رو پرداخت کنند و بلافاصله اعلام ورشکستگی کرد!

آقای مایکل پورتر هم قبل از این، در سال ۱۹۷۹، مقاله‌ای رو با عنوان How Competitive Forces Shape Strategy در HBR منتشر کرد و تئوری مطرح «پنج نیروی مهم در رقابت‌های کسب و کار» رو معرفی کرد. این تئوری، سال‌ها تدریس می‌شد و یکی از مهم‌ترین درس‌ها در استراتژی هم به حساب می‌اومد [و در بعضی از دوره‌های فعلی هم تدریس می‌شه!]. ایشون، سال بعد [یعنی در سال ۱۹۸۰] هم یک کتاب با عنوان competitive strategies نوشت که اون هم یک‌جورهایی bible استراتژی محسوب می‌شد و تا مدت‌ها، مهم‌ترین کتاب این حوزه به حساب می‌اومد.

اما در سال ۲۰۱۲ و پس از ورشکست‌شدن شرکت مشاوره مدیریتی ایشون، این سوال پیش اومد که «چطور ممکنه کسی که خودش به شرکت‌ها کمک می‌کنه تا استراتژی‌های بهتری رو پیش بگیرند و سود رو بیشینه کنند و... ورشکست بشه؟ آیا استراتژی‌های خودشون کار نمی‌کنه؟ یا نمی‌تونن استراتژی‌های خودشون رو پیاده کنند؟ قضیه چیه؟» این سوال خیلی مهم بود! چرا که سرنوشت شرکت‌های زیادی به این موضوع گره خورده بود و خیلی‌ها همون مدل‌های معرفی‌شده توسط آقای مایکل پورتر رو به‌عنوان یک‌چیز ثابت و غیرقابل تغییر قبول کرده بودند و داشتند ازش استفاده می‌کردند!

تا این‌که این مقاله [در اواخر سال ۲۰۱۲] منتشر شد. این مقاله، به همین موضوع می‌پردازه که قضیه چی بود و چرا اون مدل پنج نیروی کسب و کار «زیادی ساده‌شده» است و این‌که بعضی موقع‌ها «کار می‌کرد»، دلیل بر این نیست که «درست» هم باشه. حتی آقای Peter Gorski هم با لحنی بسیار عجیب درمورد مدل ایشون نوشته:

“even a blindfolded chimpanzee throwing darts at the Five Porter Forces framework can select a business strategy that performs as well as that prescribed by Dr. Porter and other high-paid strategy consultants.”

ترجمه: "حتی یک شامپانزه‌ی کور که دارت پرتاب می‌کند هم به طور تصادفی می‌تواند یک استراتژی کسب‌و‌کاری‌ای را انتخاب کند که به اندازه‌ی استراتژی‌های پیشنهاد شده توسط دکتر پورتر و سایر مشاوران پرهزینه کسب‌وکار موفق باشد!"


و خب نتیجه‌ای هم که می‌شه از این قضیه گرفت این هست که «هیچ استراتژی‌ای رو نمی‌شه به‌عنوان وحی منزل در نظر گرفت» و باید حواس‌مون به یک حجم زیادی از چیزها باشه. همچنین «این‌که یک چیزی جواب میده، لزوما دلیلی بر درست بودنش نیست و باید علت جواب دادنش هم مشخص و منطقی باشه» و... که در آینده سعی می‌کنم بیشتر درموردشون بنویسم.

@sinusealpha_channel
6👍136🤯2🔥1🤩1
سینوسِ آلفا
سلام. :) من تصمیم گرفتم که زمانی رو در آخر هر هفته برای صحبت‌های نیم‌ساعته اختصاص بدم. از طریق لینک زیر می‌تونید زمان مورد نظر خودتون رو انتخاب کنید تا با هم [درمورد هر موضوعی که فکر می‌کنید کمکی از دست من برمیاد] صحبت کنیم. 🔹لینک: https://calendly.com…
خب، به‌خاطر یک‌سری مشغولیت‌های جدید، تصمیم گرفتم که این جلسات رو تا اطلاع ثانوی کنسل کنم تا ببینم بعدا چی پیش میاد. :)

توی این مدت، ۳۰ جلسه‌ی حدودا نیم الی یک‌ساعته داشتیم و بواسطه‌ی همین جلسات، با دوستان زیاد و خیلی خوبی آشنا شدم و بشخصه خیلی چیزها ازشون یاد گرفتم و واقعا تجربه‌ی فوق‌العاده‌ای بود.

یک‌سری موضوعات هم بین صحبت بچه‌هایی با بک‌گراند کاملا متفاوت، مشترک بود و شاید بعدا فرصت بشه که درموردشون بنویسم. در کل خیلی راضی بودم از این موضوع و امیدوارم تونسته باشم اندک کمکی که از دستم بر می‌اومد رو هم انجام داده باشم.🩵

@sinusealpha_Channel
19
یکی از خفن‌ترین و جالب‌ترین مقالاتی که اخیرا باهاش مواجه شدم، این مقاله‌ست که اومدند با «وضعیت بعدی بیمار در سیستم سلامت» شبیه به «کلمه‌ی بعدی در یک جمله» رفتار کردند!

🔹لینک: https://t.me/MedX_Media/31

@sinusealpha_channel
19👍4🔥1🤯1
یکی از جالب‌ترین خبرنامه‌هایی که دنبال می‌کنم، «Aleph 0» نام داره و توسط Adithya نوشته می‌شه و توی هر نسخه‌اش به موضوعات جالب ریاضی می‌پردازه. توی نسخه‌ی جدیدش هم درمورد تابع‌های جالبی که توی ریاضی داریم نوشته. همون استثناء‌هایی که بعضی مواقع پاسخ سوالاتی مثل «تابعی مثال بزنید که...» هستند. پیشنهاد می‌کنم که اگر فرصتش رو دارید، نگاهی به این مطلب [و کل خبرنامه‌اش] بیاندازید.

🔹لینک نسخه‌ی جدید:
https://open.substack.com/pub/aleph0/p/some-confusing-functions?r=1vtpit&utm_medium=ios

#ریاضی
@sinusealpha_channel
8👍2🔥1
من وقتی می‌بینم که کلی از بچه‌ها پیام میدن و درمورد medx می‌پرسن و می‌خوان که مشارکت کنن، به معنای واقعی کلمه انرژی می‌گیرم. احتمالا هر کس دیگه‌ای هم باشه، با دیدن آدم‌های هم‌هدف و هم‌مسیر، انرژی و انگیزه می‌گیره و این دقیقا نیرویی هست که داره ما رو به جلو می‌بره. افراد فعال توی کار هم دقیقا از همین بچه‌ها [که البته همه‌شون بزرگ من‌اند] هستند و خیلی خوشحالم که جمع فوق‌العاده‌ای شکل گرفته و هر روز هم داره پربارتر و خفن‌تر می‌شه.

#درمورد_مدیکس
@sinusealpha_channel
219🔥4
سینوسِ آلفا
من وقتی می‌بینم که کلی از بچه‌ها پیام میدن و درمورد medx می‌پرسن و می‌خوان که مشارکت کنن، به معنای واقعی کلمه انرژی می‌گیرم. احتمالا هر کس دیگه‌ای هم باشه، با دیدن آدم‌های هم‌هدف و هم‌مسیر، انرژی و انگیزه می‌گیره و این دقیقا نیرویی هست که داره ما رو به جلو…
کلا اتفاقات خیلی جالبی افتاده و دنبال فرصتی هستم که درموردشون بنویسم. از حسی که وقتی دیدم دو نفر توی سرویس اتوبوس دانشگاه دارند درمورد مدیکس صحبت می‌کنند، تا وقتی که دیدم یه نفر از تصاویر مدیکس توی اسلاید ارائه‌اش استفاده کرده و... که بعضی‌هاش رو توی گزارش ماهیانه‌ای که اخیرا منتشر کردیم، نوشتم. ولی داستان درازه و وقت برای تعریف‌کر‌دن کم و کار برای انجام‌دادن زیاد. :))

#درمورد_مدیکس
@sinusealpha_channel
15🔥2🤯1
سینوسِ آلفا
- به نظر من بهتره که برنامه‌ی نوشتن نداشته باشید! شاید بدترین چیزی که می‌تونید برای نوشتن استفاده کنید و متاسفانه خیلی هم تبلیغ می‌شه، همین منظم بودنه! این‌طوری که هر روز یا هر فلان تعداد روز یک‌بار بشینید یه سری چیزها رو بنویسید. نوشتن این مدلی کار نمی‌کنه. نوشتن از جنس نوآوری هستش و پیشنهاد می‌کنم که هر وقت یک فکری داشتید، اون رو بنویسید. همین.
🔹یه روش جدیدی برای کتاب‌خوندن

پیش‌نوشت: در کنار این‌که اون توصیه‌ی «هر روز یه کمی بنویس.» کار نمی‌کنه، باید بگم این توصیه‌ی «هر روز یه کمی کتاب بخون.» هم [برای من حداقل] کار نمی‌کنه. در واقع اشتباه هم هست و کارهای ارزشمندی مثل نوشتن و خوندن رو تلخ می‌کنه.

یکی از روش‌هایی که اخیراً چندباری امتحان‌اش کردم، «خوندن کل یک کتاب توی یک روز» بود و جایگزین بازه‌ی ۲-۳ هفته‌ای شد که قبلا تلاش می‌کردم بخونم. و خب نتیجه‌اش به شدت بهتر بوده. این‌طوری در واقع اون انگیزه و الهامی که بواسطه‌اش شروع به خوندن یک کتاب می‌کنم، تا آخرش همراهم می‌مونه و علاوه بر این‌که خیلی راحت‌تر می‌شه کتاب رو تموم کرد [و کل موضوع رو متوجه شد]، خیلی بهتر هم می‌شه بین اول و آخر و جاهای مختلف اون کتاب ارتباط برقرار کرد و نهایتا هم ذهنیت نویسنده رو بهتر فهمید.

برای مثال، من این کتاب proofs and refutations رو حوالی ساعت ۱۵ اون روز شروع به خوندن کردم و حدود ساعت ۱۲ شب بود که تموم شد. توی اون مدت، کار دیگه‌ای هم تقریبا نکردم و کل‌اش به همین کتاب گذشت. اما نکته‌اش این‌جا نیست و بخش جالب ماجرا، روزهای بعد اتفاق افتاد! وقتی حجم زیادی از کلمات و مفاهیم توی ذهنم ردیف شده بودند و داشتم دائماً [توی مترو و اتوبوس و تاکسی و کلاس و...] بهشون فکر می‌کردم، فهمیدم که تا «حداقل یک هفته» نمی‌تونم سراغ خوندن چیز جدیدی برم. توی اون مدت هم فقط به محتوای کتاب [و جملاتی که برام مهم‌تر بودند] فکر می‌کردم و کلی نتیجه‌ی جدید هم خودم گرفتم و خیلی پروسه‌ی جالبی شد.

خلاصه، پیشنهاد می‌کنم که این روش رو هم توی یکی از روزهایی که فرصت‌اش رو دارید، با یک کتاب نسبتا ساده ولی عمیق [که بشه روزها بهش فکر کرد]، امتحان کنید. روزهای بعدش هم کتابی رو نخونید و فقط به جملات abstractای که از اون کتاب بیرون کشیدید فکر کنید. بعدش احتمالا مثل من خواهید دید که تاثیر یک کتاب، تا چه حد می‌تونه فقط با تغییر روش خوندن‌اش، بیشتر بشه!

@sinusealpha_channel
👍1512🔥1🤯1
مدت‌ها بود که وبلاگی به این خوبی نخونده بودم! البته [کم و بیش] همه‌مون به این نتیجه رسیده بودیم [و یا خواهیم رسید]، اما توی این مطلب، خیلی دقیق و عالی این موضوع رو بیان کرده و پیشنهاد می‌کنم که حتما یک نگاهی بهش بندازید.

🔹لینک:
https://open.substack.com/pub/alexw/p/do-too-much?r=1vtpit&utm_campaign=post&utm_medium=web

پی‌نوشت: نویسنده‌ی این مطلب هم آقای Alex Wang هستند که این‌جا معرفی‌شون کرده بودم.

@sinusealpha_channel
6👍4🤩1
🔹درمورد تشخیص انحصار واقعی

بیشتر کسب و کارهایی که [فاندرهاشون] کتاب «صفر تا یک» رو خونده‌اند، دوست دارند مونوپلی (monopoly) یا انحصار داشته باشند. به این معنی که تمام یا حجم بسیار زیادی از بازاری که در اون فعال هستند رو در دست داشته باشند. اما [نمی‌دونم چرا] همین کسب و کارها، وقتی نوبت به معرفی‌شون می‌رسه، دقیقا برعکس [چیزی که در ادامه‌ی همین موضوع در کتاب صفر تا یک اومده] عمل می‌کنند!

احتمالا دیده باشید کسب و کارهایی رو که خودشون رو «مرجع» یه چیزی معرفی می‌کنند. یا این پیام رو منتقل می‌کنند که ما بزرگ‌ترین بازیگر فلان بازار هستیم و این حرف‌ها، توی تگ‌لاین‌ها و صحبت‌هاشون هنگام معرفی دیده می‌شه. اما هم خودشون و هم مخاطب‌شون می‌دونه که چنین خبری نیست. اما خب دوست دارند که خودشون رو بزرگ‌تر از چیزی که واقعا هستند جلوه بدن.

این البته لزوما هم چیز بدی [از نظر منافع کسب و کار] نیست. می‌تونه یک حجم زیادی از کاربرها رو جذب کنه. مخصوصا اون کاربرهایی که اصطلاحا «عقل‌شون به چشم‌شونه» و توی صنعت‌هایی که این مدل کاربرها بیشتر هستند هم بیشتر دیده می‌شه.

ولی این برای کسی مثل سرمایه‌گذار [خوب]، واقعا خنده‌داره! چرا که اون سرمایه‌گذار هم کتاب صفر تا یکی [که فاندرها خونده‌اند] رو خونده و [احتمالا برعکس این فاندرها] حتی ادامه‌ی اون موضوع «رقابت برای بازنده‌ها است» رو هم مطالعه کرده و می‌دونه اون کسب و کاری که خودش رو این‌طوری معرفی می‌کنه، داره توی رقابت غرق می‌شه و برعکس، اون کسب و کاری که بیشتر درمورد رقبایی که داره و بازیگرهای مختلفی که توی بازار وجود دارند صحبت می‌کنه، [با احتمال بیشتری] مونوپلی داره!

یعنی اوضاع دقیقا برعکسه. مثال پیتر تیل هم از یک طرف، گوگلی بود که از رقیب‌هاش صحبت می‌کرد و از طرف دیگه، کسب و کارهای محلی‌ای که خودشون رو بهترین و پراستفاده‌ترین و مرجع‌ترین (!) بازیگر صنعت‌شون معرفی می‌کردند! و خب در این نیمچه‌داستان، درس‌هایی است برای آن‌هایی که پیچ‌دک درست می‌کنند و تگ‌لاین می‌نویسند و...

@sinusealpha_channel
19👍2🔥2
سینوسِ آلفا
روش جدیدی برای کتاب‌خوندن
امروز هم به همون روش کتاب خوندم. این‌بار، کتاب «گفتاری درباره‌ی نابرابری - نوشته‌ی ژان‌ژاک روسو»، که در سال ۱۷۵۵ منتشر شد و به «گفتار دوم روسو» هم مشهور است رو انتخاب کردم و از این کتاب، جملات زیر رو انتخاب کردم تا بهشون فکر کنم و این بار، این‌جا قرارشون میدم تا شما هم اگر دوست داشتید، بهشون فکر کنید.

- هر اندازه علوم و دانش‌های تازه‌تری می‌آموزیم، به همان اندازه نیز، خود را از دستیابی به مهم‌ترین آن‌ها محروم می‌کنیم.

- تمام تسهیلات رفاهی که آدمی در زندگی، بارها بیشتر از حیوانات اهلی خود از آن‌ها بهره‌مند است، اصلی‌ترین عللی هستند که موجب تباهی وی می‌شوند.

- حیوان در سرپیچی از نظمی که برایش مقرر گشته، ناتوان است، حتی اگر این کار برای‌اش دارای مزیت باشد. و به عکس، آدمی، پی‌در‌پی به زیان خویش، از این مقررات عدول می‌کند.

- تفاوت مابین آدمی و هم‌نوع خویش، از تفاوت مابین حیوان و آدمیزاد، بیشتر است.

- آدمیزاد وحشی، شرور نیست. زیرا نمی‌داند خوب‌بودن چیست، زیرا نه پیشرفت دانش و نه افسار قانون، بلکه آرامش امیال و جهل از رذیلت است که او را از ارتکاب شرارت باز می‌دارد.

- نسل بشر دیرزمانی از بین رفته بود چنان‌چه حفظ آن به تعقل کسانی بستگی می‌داشت که آن را تشکیل می‌دهند.

- ممکن نیست کسی برده شود، مگر این‌که پیشایپش وی را در وضعیتی قرار دهند که نتواند کارهای خود را بدون دیگری انجام دهد.

- بدترین حالتی که می‌تواند در روابط بین دو انسان رخ دهد این است که کسی خود را زیر سایه‌ی مرحمت دیگری ببیند.

- نخستین کسی که تکه‌ای از زمین را با این نیت محصور کرد که بگوید «این مال من است؟» همو پایه‌گذار جامعه‌ی مدنی بود و آدمیان ساده‌لوحی نیز پیدا شدند که گفته‌اش را باور کردند.

- تمام رشد سپیسن جهان ظاهرا نمایانگر گام‌هایی به سوی کمال فرد اما در واقع، به سوی زوال گونه‌اش است.

- به نظر می‌رسد که طبیعت برای نگه‌داشتن این راز مرگبار (شناخت آهن) از ما، رنج زیادی کشیده است.

- از آن‌جایی که تنها برخی از کیفیات احترام‌آورند، پس به زودی نیاز به دستیابی به این کیفیات و یا وانمودکردن به برخورداری از آن‌ها به وجود آمد. سودمندتر گردید که آدم، خود را چیزی به جز آن‌چه در واقع بود بود وانمود می‌نمود. از آن پس، بودن و وانمودن، دو چیز یک‌سره متفاوت گشتند و نتیجه‌ی این اختلاف، شکوه تحمیلی، حیله‌ی فریبنده و همه‌ی رذایلی از آن جنس بود.

- آن‌چه ابداع می‌شود، به دست کسانی ساخته شده که از آن نفع می‌برند، نه کسانی که از آن زیان می‌بینند.

- اشخاصی که وظیفه‌ی محافظت از قانون اساسی را عهده‌دار بودند، خودشان ذی‌نفع‌ترین بودند.

- خون‌هایی به مراتب بیش از آن‌چه تعصب باعث ریخته‌شدن‌شان می‌شود، [توسط تعصب] حفظ می‌شوند.

- بسیار دشوار می‌توان کسی را سرسپرده کرد که به دنبال فرماندهی نیست و ماهرترین سیاستمدار هرگز موفق نخواهد شد کسانی را که جز آزادشدن نمی‌خواهند، به بردگی بکشد.

@sinusealpha_channel
10👍4🔥2🤯2
سینوسِ آلفا
کلا اتفاقات خیلی جالبی افتاده و دنبال فرصتی هستم که درموردشون بنویسم. از حسی که وقتی دیدم دو نفر توی سرویس اتوبوس دانشگاه دارند درمورد مدیکس صحبت می‌کنند، تا وقتی که دیدم یه نفر از تصاویر مدیکس توی اسلاید ارائه‌اش استفاده کرده و... که بعضی‌هاش رو توی گزارش…
دادمهر عزیز، اولین کسی که به عنوان توسعه‌دهنده به پروژه اپن‌سورس medx مشارکت کرد، یکی از پایه‌ترین و پرانرژی‌ترین برنامه‌ نویس‌هایی هست که دیده‌ام. تا دیروز، من هرجایی که می‌رفتم از گیتهاب‌اش تعریف می‌کردم. از دیروز که متوجه شدم دانش‌آموز کلاس دهمه، این رو هم همه‌جا میگم. حالا دادمهر اومده و مستندات نسخه‌ی ۳.۱۳ پایتون (جدیدترین) رو به فارسی ترجمه کرده و توی این ریپو می‌تونید بخونیدشون.

#درمورد_مدیکس
@sinusealpha_channel
🔥18🤯42👍1
اگر مقاله‌ی Machines of loving grace از آقای Dario Amodei رو خونده‌اید که هیچ. اما اگر نخونده‌اید پیشنهاد می‌کنم که این ویدئو رو ببینید. این‌جا به صورت خیلی جذاب و خلاصه موضوعات اون مقاله تعریف شده و سوالات خوبی [درمورد آینده و تاثیر هوش مصنوعی و تغییر صنایع مختلف و...] برای فکر کردن مطرح می‌شه که می‌تونه هفته‌ها ذهن‌تون رو درگیر کنه!

@sinusealpha_channel
6