سینوسِ آلفا
975 subscribers
204 photos
2 videos
31 files
273 links
Sina Moradi | MD-MBA candidate, ML Developer, & Former Math Teacher

Building at Zumud.com

Website:
- https://sinusealpha.github.io/

Contact:
- Sina80mor@gmail.com
- Sina@zumud.com
Download Telegram
🔹انقلاب تکنولوژی، پیروزی ارزش انسان بر ارزش منابع طبیعی!

نویسنده: محمدمهدی دوستی | startuplab

در جامعه‌ای که بیشتر مردمانش «داده» را نفت عصر جدید نمی‌دانند، بیایید نگاهی متفاوت به مسئله‌ی تکنولوژی داشته باشیم.

در زمان‌های قدیم و داستان‌های اساطیری، انسان‌ها بازیچه‌ی دست خدایان‌شان بودند. بارش باران و غریدن رعد و پیروزی و شکست در جنگ‌ها، همه در دستان خدایان قرار داشت و عصبانیت آن‌ها، مایه‌ی بدبختی و خوشحالی آن‌ها، فرصتی برای بهروزی انسان‌ها بود.

از آن دوران عبور کردیم. اما پادشاهان همچنان بر سر زمین‌های یکدیگر مشغول جنگ بودند. فاصله‌ی طبقانی همچنان مشهود بود و افراد، یا کشاورز بودند و یا نجیب‌زاده! دانشمندان هم بیشتر حکم موجودات زینتی‌ای را داشتند که گه‌گاهی با نگاه‌کردن به وضعیت ماه و ستاره‌ها، هشدارهایی را به پادشاهان می‌دادند و تلاش می‌کردند که به معماری و حل مسائل کمک کنند.

ادامه در پست بعدی...

@sinusealpha_channel
18🤯2👍1
سینوسِ آلفا
🔹انقلاب تکنولوژی، پیروزی ارزش انسان بر ارزش منابع طبیعی! نویسنده: محمدمهدی دوستی | startuplab در جامعه‌ای که بیشتر مردمانش «داده» را نفت عصر جدید نمی‌دانند، بیایید نگاهی متفاوت به مسئله‌ی تکنولوژی داشته باشیم. در زمان‌های قدیم و داستان‌های اساطیری، انسان‌ها…
ادامه...

از این دوران هم عبور کردیم و دولت‌های جدیدی ظهور کردند. دسترسی‌ها بیشتر شد و معنای فجایع هم اتفاقا تغییر زیادی کرد. جنگ دیگر فقط به معنای دعوای دو قبیله بر سر حق‌آبه‌ی رودخانه‌ی میان‌شان نبود و معنایی جهانی پیدا کرده بود. کشته‌شدگان جنگ‌ها هم دیگر ده یا بیست نفر نبودند و میلیون‌ها نفر می‌شدند. باارزش‌ترین شرکت‌های جهان هم از شرکت‌هایی نظیر «کمپانی هند شرقی» به شرکت‌های «نفتی و معدنی» تغییر پیدا کرده بود.

تا آن‌که تکنولوژی از راه رسید!

با ظهور تکنولوژی، معنای «ارزش» عوض شد! حالا دیگر نه در استعمار ارزشی وجود داشت و نه در صاحب شرکت نفتی شدن! ارزش دیگر ماده‌ای نبود که از درون زمین به بیرون کشیده شود و قیمتی پیدا کند! در چنین شرایطی بود که «فیلسوفان عمل‌گرا» فرصتی پیدا کردند و با «پوسته‌ی کارآفرینی» وارد بطن جامعه شدند و علیه نظام موجود شورش کردند!

حالا دیگر قیمت کار یک انسان با نرخ ثابت اندازه‌گیری نمی‌شد. این شرکت‌ها بودند که بر اساس عملکرد فرد و مکانیسم بازار سعی داشتند که با کمترین تعداد نیروهای انسانی، چیزی از بدنه‌ی ناکارآمد دولت بیرون بکشند و با تبدیل آن به یک «راه‌حل خیریه‌ای انتفاعی» و تاسیس شرکت، ارزش را «به نفع توده‌ی مردم» دموکراتیزه کنند!

آیا باور نمی‌کنید که گوگل یک «خیریه‌ی انتفاعی» است؟ پس لطفا ماشین زمان‌تان را بردارید و به ۲۵ سال قبل برگردید. همان زمانی که برای دسترسی به کمترین اطلاعات، مجبور به پرداخت هزینه‌های بسیار زیاد اشتراک کتاب‌خانه و مجلات بودید!

این شد که «ثروتمندان سرمایه‌گذار بر روی وضع موجود» و «صاحبان صندوق‌های سرمایه‌گذاری» و یا حتی «افراد دارای حق مالکیت بر منابع طبیعی [مانند شرکت‌های ملکی و نفتی و ...]» جای خود را به شرکت‌هایی دادند که شعارشان make things that people want و یا do things that don't scale بود!

این شرکت‌ها، «رسیدگی به نیازهای انسان» را سرلوحه‌ی کار خود قرار دادند و بابت حق‌الزحمه‌ی ارزشی که خلق کردند، به‌جای تصاحب تمام ارزش موجود، تنها به گرفتن کمیسیونی از جریان اقتصادی بسنده کردند و کارمندانی را تربیت کردند [که با چنین آرمان‌هایی] سهام را بر حقوق اولویت دادند و ریسک کردند و خود، نسل بعدی ثروتمندان شدند! حالا کارشان هم سرمایه‌گذاری بر ایده‌های بعدی‌ست و این مسیر تازه شروع شده است!

سرعت پیشروی در این مسیر، در برخی مناطق کمتر و در برخی مناطق بیشتر است. اما چیزی که مثل روز روشن است، افزایش بی‌سابقه‌ی ارزش انسان‌هاست که به مهم‌ترین عامل رشد و سقوط تمام شرکت‌ها تبدیل شده است. حالا این #انتخاب با شماست که به انسان‌ها اهمیت ندهید و تنها به سود خود بیاندیشید [و دچار سقوط شوید]، و یا جور دیگری فکر کنید! فرقی هم نمی‌کند که یک کسب و کار کوچک هستید و یا یک شرکت بزرگ، مثل نوکیا!

#پست_مهمان
@sinusealpha_channel
👍93🔥3🤯2
بعضی موقع ما اون‌قدر یک‌سری کارها رو اتفاقا درست انجام میدیم که یادمون میره حالت اشتباهش هم وجود داره و تصورمون اینه که هیچ‌وقت برای ما پیش نمیاد. ولی همون اشتباهات رایج «هم» قراره برای ما پیش بیان و اصلا این‌طوری بوده‌ان که شده‌ان رایج!

یکی از این اشتباهات رایج هم «ساختن تیم موقع شروع یک کار نسبتا بزرگ و مهم» عه! چیزی که من تجربه‌اش نکرده بودم و کردم و این‌جا درموردش نوشته‌ام و امیدوارم مفید باشه.

🔹لینک:
https://sinamoradi.substack.com/p/never-start-with-a-team

@sinusealpha_channel
👍76🔥1
#درمورد_امروز

خب من تصمیم گرفتم که بیشتر از #پزشکی بنویسم! فکر می‌کنم که هنوز صلاحیت‌اش رو ندارم که به صورت تخصصی بنویسم. اما از اتفاقات و علی‌الخصوص inefficiency هایی که وجود داره می‌تونم بنویسم. چرا که هنوز اون tunnel vision رو پیدا نکرده‌ام و می‌بینم مشکلات رو. این پست هم درمورد کلاس امروز [که موضوعش شرح‌حال و پرونده‌نویسی بود] هست.

ما امروز کلاس پرونده‌نویسی داشتیم. همون کاغذهایی که در پرونده‌ی بیمار قرار می‌گیره و پزشک و پرستار و... قراره بنویسن‌شون. اون‌ها رو یاد گرفتیم. اما من نمی‌خوام درمورد اون‌ها توضیح بدم. من قصد دارم که درمورد مشکلات و غیرکارآمدی هایی که در نگاه اول به نظرم اومدند بنویسم و امیدوارم که بعدا این‌ها رو فراموش نکنم.

مورد اول این بود که چقدر این سیستم پرونده نویسی فعلی ما قدیمی عه! به این معنی که کل کارهایی که ما [در حال حاضر] به‌عنوان پزشک باید در روند پرونده نویسی انجام بدیم، با امکانات و پیشرفت‌های حداقل پنجاه سال پیش هم قابل انجامه! یک کاغذ آماده و کپی‌شده داریم و باید همون رو پر کنیم و فکر می‌کنم که پنجاه سال پیش هم همین‌شکلی بوده باشه! اگر هم نبوده، عملا چیز پیشرفته‌ای توی این سیستم دیده نمی‌شه که قبلا نبوده باشه. کلا قدیمیه همه‌چی!

مورد دوم هم این‌که چقدر «کاغذ» مصرف می‌شه این‌جا! امروز حداقل با ده نوع کاغذی که توسط پزشک و پرستار و... قراره نوشته بشه آشنا شدم. از کاغذ مربوط به مشاوره و اردر و کاردکس گرفته، تا خود کاغذ مربوط به شرح‌حال و... و این، به میزان عجیب و غریبی غیربهینه‌ست! بعید می‌دونم که کل اون کاغذها هم به صورت کامل نوشته بشه و این یعنی عملا یه حجم زیادی هدررفت الکی وجود داره.

مورد سوم هم این‌که استاد ما بیش از حد روی «نوشتن» تاکید داشت و من حس می‌کنم که این سیستم فعلی، کلا «انسان‌بودن» ما رو توی معادلات‌اش در نظر نگرفته. بعید می‌دونم که هیچ انسانی بتونه [در حجم بالا] به صورت بی‌نقص بنویسه و این انتظار که شما برای هر بیمار باید این حجم از نوشته رو [اون‌هم به صورت خیلی دقیق و کامل] آماده کنی، واقعا منطقی نیست. ما انجام می‌دیم [و تلاش هم می‌کنیم که خوب انجام‌اش بدیم]، ولی مشخصا راه بهینه‌ای نیست.

مورد چهارم هم این هست که با توجه به چیزی که من متوجه شدم، هدف از نوشتن این کاغذها اصلا کمک به درمان بیمار نیست! هدفش حتی کمک به انتقال اطلاعات در بیمارستان هم نیست! هدف صرفا این هست که «مشکل قانونی‌ای پیش نیاد». مثلا استاد مثال زدند که اگر بیمار در اثر درگیری اتفاقی براش بیفته و شما به‌جای «درگیری»، بنویسید «ترومای جسم نافذ (همون چاقو خوردن خودمون)»، اون‌وقت بیمه پول اون بیمار رو میده و بیمار هم نمیاد با شما دعوا کنه و زنده می‌مونید! و [تاکید کردند که] قرار هست به مرور یاد بگیریم که چطوری این سیستم فعلی رو هم بپیچونیم! واقعا عجیبه این کارها!

من سعی کردم که فقط موردهای اصلی رو بگم. این‌که هی باید اسم بیمار رو بنویسی و هی باید تاریخ و ساعت بنویسی و هی باید امضا کنی و مهر بزنی و... هم از ناکارآمدی‌های «کوچیک» این سیستم فعلی محسوب می‌شن و بیخیال‌شون شدم. که خب بیان‌شون خیلی منطقی نیست وقتی این مشکلات بزرگ رو هم خیلی نرمال به ما تدریس کردند و حتی یک‌بار هم نگفتند که این‌ها درست نیستند و راه درست‌اش، شاید جور دیگری باشه!

تا بعد...

پی‌نوشت: می‌دونم که این رو دیده بودید و این نوع پیشرفت‌ها زیادند. اما با این استادهایی که من دیده‌ام، بعید می‌دونم که به این زودی‌ها تغییرات بزرگی اتفاق بیفته! حداقل به استادها نمی‌شه امیدوار بود و باید به جای دیگری امید داشته باشیم.

@sinusealpha_channel
👍284🔥2🤯1
🔹جادوی تصاویری که meme می‌شوند در چیست؟

پربازدیدترین تصاویر تاریخ را می‌شناسید؟ من نمی‌شناسم. اما حدس‌هایی دارم. مثلا تصویر بک‌گراند ویندوز xp، تصویر تابلوی مونالیزا، تصویر موهای فرفری اینشتین، تصویر زمین از فضاپیمای وویجر و... احتمالا جزو آن‌ها باشند.

اما یکی از پربازدیدترین تصاویر هفته‌ی اخیر قطعا این شرکت‌کنندگان المپیک هستند که به «دلایل مختلف» وایرال شده‌اند و احتمالا بیشتر از مجموع تمام باقی شرکت‌گنندگان از تمامی تیم‌ها دیده شوند!

حالا سوال من این است که آیا تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که چه چیزهایی باعث وایرال‌شدن این تصاویر می‌شود؟ یا اگر دقیق‌تر بپرسم، «چه چیزهایی باعث می‌شود که افراد مایل باشند که با یک تصویر meme درست کنند؟» پاسخ‌اش را نمی‌دانم، اما سوال خوبی‌ست. فکرکردن به آن‌را مفید می‌دانم و اگربه پاسخ‌اش نزدیک شویم، کارهای جالب زیادی قابل انجام خواهد بود!

@sinusealpha_channel
👍7🤯42🔥2
🔹لطفا تا اطلاع ثانوی کارآفرینی «نکنید»!

نویسنده: محمدمهدی دوستی | startuplab

دستورالعمل‌های کارآفرینی را دیده‌اید؟ همین گام‌هایی که برای‌تان می‌چینند و می‌گویند که اگر از این مسیر پیروی کنی، کارآفرین می‌شوی! اما به محض پیروی از یکی از آن‌ها، متوجه خواهی شد که کار نمی‌کنند. حداقل برای تو و در شرایط تو کار نمی‌کنند. اما گاهی این مشکلات ریشه‌ای‌تر هستند و به «تصمیم نادرست آدمی» برای ورود به دنیای کارآفرینی برمی‌گردند. تصمیمی که مبنایش «هیجان» است! من هم در این مطلب می‌خواهم یک دستورالعمل خدمت‌تان ارائه کنم. دستورالعملی برای «کارآفرینی نکردن»! از نبایدهای این انتخاب بگویم و بدترین دلایل را برای‌تان لیست کنم!

🔻اگر به‌دنبال پولدارشدن هستید، به سراغ کارآفرینی نیایید!

رسیدن به «استقلال مالی» [و نه پولدارشدن] می‌تواند محرک خوبی برای شروع این مسیر باشد. اما قطعا محرک خوبی برای ادامه‌ی راه نیست! یادتان نرود که بیشتر از ۹۰٪ کسب و کار‌ها در سال اول شکست می‌خورند و به عقیده‌ی من، بیشتر این شکست‌ها از طرز فکر نادرست حاصل می‌شود. این آمار را صرفا هشداری در نظر بگیرید و بدانید که درحال راه‌اندازی یک شکست هستید و تمام تلاش‌تان [همانند کسی که از چنگال ببر برای نجات جان‌اش فرار می‌کند] باید فرار از این شکست باشد.

🔻اگر روحیه‌ی حساسی دارید، به سراغ کارآفرینی نیایید!

در این مسیر قرار است هزاران بار «نه» بشنوید! از گروه‌های مختلف! اگر محصول‌تان کار کند، اندکی تقدیر می‌شوید. اما اگر لحظه‌ای دچار مشکل شود، باران فحش است که نثارتان خواهد شد! خانواده‌تان در ابتدا حامی‌تان خواهند بود و هنگامی که ببینند پس از یک سال پستی و بلندی، همچنان درآمدتان از حقوق پایه هم پایین‌تر است، آن‌ها هم شروع به گلایه خواهند کرد و این گلایه‌ها، جدا از آن گلایه‌های مربوط به کم‌بودن حضورتان است! دوستان‌تان را خواهید دید که در شرکت‌های مختلف در حال پیشرفت هستند و پست لینکدینی می‌گذارند و از این‌که چقدر برای محیط کاری جدیدشان قلبی‌قلبی هستند اظهار شادمانی می‌کنند. علاوه‌بر این موضوع، حقوق‌شان هم در بدترین حالت از شما بیشتر است و بدون هیچ‌گونه ریسک و نگرانی، پول‌شان را دریافت می‌کنند. اما شما در انتهای هر ماه باید زانوی غم بغل بگیرید و به فکر پرداخت حقوق کارکنان‌تان باشید و با هر تصمیم سخت، گویی تکه‌ای از بدن خود را با میل خود زیر ساطور برده و قطع کرده‌اید و کم‌کم از نظر دیگران، به فردی خشک و غیراحساسی تبدیل خواهید شد!

ادامه در پست بعدی...

@sinusealpha_channel
1🔥85👍4🤯1
...ادامه پست قبلی

🔻وقتی که در حال رشد هستید، اوضاع بدتر خواهد شد!

افسانه‌های زیادی از سعادت کارآفرین‌هایی که کسب و کارشان به هنگام رشد همچون ماشین پول‌سازی عمل کرده وجود دارد. اما باید خدمت‌تان بگویم که در هنگام رشد، هیچ‌چیز کسب و کارتان متناسب رشد نخواهد کرد و همیشه محصول‌تان ناکافی خواهد بود و به محض این‌که اثبات کنید که این کسب و کار «کار می‌کند» باید منتظر سیل‌ای از افرادی که به‌دنبال کندن بخشی از کیک‌تان [و نه بزرگ‌تر کردن این کیک] هستند باشید! از رگولاتورها گرفته تا بازیگران جدیدی که به حوزه‌ی کاری‌تان سرازیر خواهند شد. یک خطا کافی‌ست تا یک موج منفی بسیار بزرگ علیه‌تان راه بیفتد و هر اشتباه شما، نه میلیون‌ها تومان، بلکه میلیاردها تومان هزینه بر سیستم‌تان تحمیل خواهد کرد. بخشی از سرمایه‌گذاران‌تان از این‌که چرا به اندازه‌ی کافی رشد نمی‌کنید عصبانی خواهند بود و بخش دیگری از آن‌ها هم از این‌که چرا به اندازه‌ی کافی سودده نیستید! همه‌ی این‌ها را باید تحمل کنید!

🔻به‌عنوان کارآفرین باید از «همه‌چیز» خوش‌تان بیاید!

خواندن صورت مالی شرکت‌ها برای‌تان عذاب‌آور است؟ از فروش بدتان می‌آید و معاشرت با افراد بسیار متفاوت برای‌تان حکم مرگ را دارد؟ تبریک می‌گویم! این کارها و بسیاری از کارهای مشابه تا مدت‌ها و بعضا تا ابد بخشی از وظایف‌تان خواهند بود! کارآفرینی شبیه به بوفه‌ای نیست که غذای مورد علاقه‌تان را انتخاب و میل کنید! بلکه شبیه به میزی سرشار از عذاهای متفاوت است که از خوردن بیشتر آن‌ها بیزارید! البته هرازگاهی هم ممکن است عذای مورد علاقه‌تان قسمت‌تان شود. اما این بخش آن‌قدر ناچیز است که باید از همین حالا پبذیرید که قرار نیست کارهایی که انجام می‌دهید «مورد علاقه‌تان» باشند!

🔻خودتان را برای تاریک‌ترین ساعت‌ها و «تنهایی کارآفرینی» آماده کنید!

با اصطلاح darkest hour آشنا هستید؟ به زمان قبل از طلوع خورشید [که تاریکی در اوج قدرت و روشنایی در اوج ذلت قرار دارد] می‌گویند! باید خدمت‌تان عرض کنم که این زمان ممکن است بیشتر از چیزی که فکر می‌کنید طول بکشد و باید برای این طول‌کشیدن آماده باشید! اما بدانید و مطمئن باشید که بدترین اتفاق‌ها ،همواره نویدبخش بهترین اتفاقات هستند و به راستی که شکافته‌شدن آسمان تاریک توسط پرتوهای نور، لذت دوچندانی را برای افرادی که تمام شب بیدار بوده‌اند خواهد داشت!

#پست_مهمان
@sinusealpha_channel
1🔥135👍5🤯1
🔹درمورد رقابت!

نویسنده: محمدمهدی دوستی | startuplab

چرا با وجود این‌که می‌دانیم رقابت در کارآفرینی نادرست است، اما در برخی موارد ناگهان به تنظیمات قبلی‌مان برمی‌گردیم؟ به نظر من، تا زمانی که ندانیم که رقابت چییست، نمی‌توانیم از آن دوری کنیم و برای شناسایی آن، باید به لحظه و علت وقوع «اولین رقابت بر روی زمین» رجوع کنیم!

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ

و داستان دو پسر آدم را به‌درستى بر ايشان بخوان. هنگامى كه [هر یک از آن دو] قربانی‌ای در پيش داشتند. پس زمانی‌که از يكى از آن دو پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد. [قابيل] گفت‏: حتما تو را خواهم كشت. [هابيل] گفت:‏ خدا فقط از تقواپيشگان مى ‏پذيرد.

-- سوره مائده آیه ۲۷


داستان حسادت قابیل به هابیل، با این علت شروع می‌شود که هابیل کم‌سن‌تر، از طرف خداوند به‌عنوان وصی و جانشین پدرش برگزیده شد و قابیل، دست به مخالفت با این حکم زد. این اولین «حسد» بر روی زمین است و قابیلی که قصد دورزدن این حکم را داشت، دست به رقابت زد! اما قربانی‌اش مورد قبول واقع نشد و با شعله‌ورکردن آتش حسد موجود در درون‌اش، دست به بزرگ‌ترین گناه [یعنی قتل] زد!

هابیل توسط قابیل و به علت حسادت کشته شد. این حسادت، هم عامل رقابت است و هم نتیجه‌ی آن. وقتی ما چیزی را می‌بینیم که برای دیگران است و می‌خواهیم آن‌را بدست آوریم، حسد می‌ورزیم و این حسد، باعث ورود ما به فرآیندی‌ست که خود عامل رقابت است. در این فرآیند، دیگر توسط «عقل» خود هدایت نمی‌شویم و سعی بر کپی‌کردن دیگران می‌کنیم و هر چه بیشتر این کار را می‌کنیم، بیشتر حس عقب‌بودن داریم و حسدمان هم بیشتر می‌شود. عجب چرخه‌ی معیوب و مسخره‌ای!

نقل قول معروفی از charlie munger وجود دارد که می‌گوید:
"There is nothing more counterproductive than envy. Someone in the world will always be better than you. Of all the sins, envy is easily the worst because you can't even have any fun with it. It's a total net loss."

ترجمه: هیچ چیزی بی‌ثمرتر از «حسادت» نیست. همیشه کسی در دنیا وجود دارد که از شما بهتر باشد. از بین تمام گناهان هم، حسادت به راحتی «بدترین» است، زیرا حتی نمی‌توانی از آن لذت ببری! این یک زیان تمام‌عیار است!


تصور اکثریت بر این است که رقابت عامل کارآفرینی است. این درست است. اما برای رفتن از یک به n! نه از صفر به یک! حالا سوالی که پیش می‌آید این است که در دنیای صفر به یک، چگونه می‌توانیم بدون ورود به رقابت کارآفرینی کنیم؟ پاسخ این سوال، هم ساده است و هم سخت. شما باید یک کار را تنها به این دلیل که آن کار «باید» انجام شود، انجام دهید. نه کمتر و نه بیشتر!

بهترین روش گزینش مشکل، برای شروع کارآفرینی، انتخاب مشکلی‌ست که اگر شما به سراغ آن نروید، هیچ‌کسی به سراغ‌اش نخواهد رفت. اما اگر به دنبال رقابت هستید، در درون‌تان به چیزی حسد می‌ورزید. پیشنهاد می‌کنم که آن را پیدا کنید و از شروع فرآیندی که هیچ سودی در آن نیست، اجتناب کنید.

به خانه‌ی همسایه‌ی خود طمع مکن! به زنش، غلامش، کنیزش، گاوش، الاغش و هر چیزی که مال همسایه‌‌ات می‌باشد طمع نداشته باش.

-- عهد عتیق، سفر خروج، باب ۲۰، آیه ۱۷


#پست_مهمان
@sinusealpha_channel
1👍134🤯2🤩1
سینوسِ آلفا
مدتی می‌شد که توی این کانال، درمورد مقاله‌ها و کلا اتفاقات جدیدی که هر روزه داره توی فیلدهای هوش مصنوعی و پزشکی می‌افته کمتر می‌نوشتم. علتش صرفا نبودن فرصت و مجالی برای نوشتن بود. اما حالا فرصتش پیش اومده که توی این جلسه، درمورد اتفاقات مهم و تازه‌ی مرتبط…
پنج ماه پیش جلسه‌ای رو داشتیم و درمورد تازه‌ترین پیشرفت‌های هوش مصنوعی در صنعت سلامت [در اون زمان] صحبت کردیم. این‌جا می‌تونید ویدئوش رو ببینید.

استقبال خیلی خوبی شد و پیام‌های خیلی خوبی هم دریافت کردم و قرار هست که پنج‌شنبه‌ی این هفته هم، جلسه‌ی دیگری رو با همین موضوع داشته باشیم.

این جلسه هم رایگان هست و اگر علاقه‌مندید، احتمالا زمان خوبی رو داشته باشید. درضمن توی این جلسه، معرفی چیزی رو [برای اولین بار] خواهیم داشت و از اون نظر هم ممکنه جالب باشه!😁

🔹لینک:
https://t.me/ABZUMS_SRC/516

#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
👍7🔥5🤩2
ai most recent progresses - aug 2024 - sina moradi.pdf
25.7 MB
اسلایدهای جلسه‌ی امروز با موضوع:

ai’s most recent progress, with a focus on med-related works

#پزشکی
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
17🔥3🤩1
پنج‌شنبه در هشتمین مجمع عمومی ایفسا قرار هست با همراهی عارف عزیز صحبت نسبتا مشابهی با این جلسه داشته باشیم. اما این بار تمرکزمون بیشتر بر روی کارهای مرتبط با داروسازی و علی‌الخصوص computional drug discovery خواهد بود و از طریق لینک زیر می‌توانید به رایگان در این جلسه ثبت‌نام کنید.

🔹link: https://t.me/IPhSAIran/5887

#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
11🔥1🤯1🤩1
#موقت

سلام دوستان!

من در حال نوشتن مطلبی درمورد «انتخاب رشته» هستم. ممنون می‌شوم اگر نظرتان درمورد جملات زیر را به صورت ناشناس (لینک) و یا شناس (sina80mor@gmail.com) برای من ارسال کنید.

- «بهترین رشته برای تو، اونی هست که بیشتر بهش علاقه داری.»
- «ببین بازار کار یه رشته چطوریه و اگر خوب بود انتخابش کن.»
- «بالا بودن میانگین درآمد افراد فارغ‌التحصیلان یه رشته معیار خوبی برای انتخاب اون رشته‌ست.»
- «مهم نیست چه رشته‌ای می‌خونی. مهم اینه که چه کاری در نهایت انجام بدی.»
- «دانشگاه مهم‌تر از رشته است و باید اون رو اول در نظر بگیری.»
- «دانشگاه فقط چند سال باهاته. ولی رشته‌ای که می‌خونی تا ابد باهاته.»
- «ببین می‌خوای توی چه زمینه‌ای عمیق بشی. همون رو انتخاب کن.»
- «اگه رشته‌ای که می‌خونی مورد علاقه‌ات نباشه، نمی‌تونی توش موفق بشی.»
- «اگر علاقه‌ای به سال‌های زیاد تحصیل نداری، رشته‌ای رو انتخاب کن که زودبازده هستش.»

و هر جمله‌ی این مدلی که ممکنه در فضای انتخاب رشته بشنوید و مایل باشید درموردش صحبت کنید...

@sinusealpha_channel
8🔥4🤩3
🔹پاول دورف، TON و پول عصر جدید

نویسنده: محمدمهدی دوستی | startuplab

واحد پولی عصر جدید، نه رمزارزها و ایردراپ‌ها و فیات‌ها، بلکه «اعتماد» است. کافی‌ست آدم‌ها به کسب و کارتان اعتماد کنند تا شما آن را به پول نقد تبدیل کنید. با ورود اعتماد آدم‌ها به کسب و کار و افزایش آن در گذر زمان، اعتمادهای دیگری هم به کسب و کارتان سرازیر می‌شود و ارزش‌اش را افزایش می‌دهد. خروج اعتماد هم دقیقا نتیجه‌ای معکوس دارد.

اعتماد، «ضد تورم» و نسبت به تغییرات واکنش‌پذیر است و اگر یک کسب و کار، اعتماد «تمام» مشتریان حاضر در یک صنعت را به دست آورد، رقبا دیگر نمی‌توانند آن اعتماد را در انباری خود به پول تبدیل کنند و این اعتماد، تعدادش محدود و به دست آوردنش سخت و از دست دادنش به شدت راحت است. اعتماد، ارزشمندترین پول دنیاست که افراد کمی با آن آشنا، ولی «همه» مشغول استفاده از این پول هستند.

یادتان نرود که تکنولوژی زمانی ارزشمند شد که «بستری برای لیست شدن اعتماد» در سرتاسر خود و خرید و فروش همین اعتماد ایجاد کرد. چنان‌چه شما قبل از خرید یک محصول، نظرات مرتبط با آن‌را را می‌خوانید، یا در هنگام انتخاب فیلم به امتیاز آن توجه می کنید و یا... فلذا اگر از محصول یا خدمتی ناراضی هستید و کسی به شکایت شما رسیدگی نمی‌کند، به راحتی می‌توانید شبکه‌های اجتماعی را اهرم و با ضریبی هزاربرابری که از همراهی‌شدن توسط افراد به‌وجود می‌اید، طلب خود را با تاثیر بر روی پس‌انداز نکردن اعتماد در آن کسب و کار پس بگیرید. حالا شاید زمان مناسبی باشد که به ارتباط پاول دوروف، TON و پول عصر جدید بیاندیشید.

#پست_مهمان
@sinusealpha_channel
110👍5🔥3
🔹درمورد مدل‌های زبانی در پزشکی

این روزها بیشتر پیشرفت‌های هوش مصنوعی حول «مدل‌های زبانی» می‌چرخه. یا دارند توانایی استدلال‌شون رو بهتر می‌کنند، و یا برای فیلدهای خاصی فاین‌تیون می‌کنند. البته کارهای دیگری هم داره انجام می‌شه. اما نکته‌ی جالب این کارها برای من، میزان خلاقیتی هست که بعضی از پژوهشگرا برای استفاده از این مدل‌ها [به جهت بهبود مشکلات فعلی] بروز می‌دن!

مثلا توی این مطلب، وقتی دیدند که نمی‌شه خود مدل رو [به هزار دلیل] بهتر کرد، اومدند با مدل‌های زبانی نویزهای جدیدی رو تولید کرده‌اند و مدل با دیدن و یادگرفتن اون نویزها، عملکردش به شدت بهتر شده! یا مثلا توی یه مطلب دیگه‌ای که چند روز پیش منتشر شده بود، اومدند یک مدل زبانی خاص حیطه‌ی سرطان رو از مدل‌های زبانی عمومی فاین‌تیون کرده اند که عملکرد به شدت بهتری از اون‌ها داره (هرچند ترند مدل‌های عمومی همچنان ادامه داره). این‌ها به شدت برای من مهم و جالب هستند و خیلی پیگیری‌شون می‌کنم و این روزها هم به‌واسطه‌ی پروژه‌ی اپن‌سورس MedX، جای مناسبی برای نوشتن درموردشون پیدا کرده‌ام تا هر کسی بتونه از این پیشرفت‌ها مطلع بشه و اگر مایل بود بقیه رو هم مطلع کنه.

این کار، احتمالا پرفایده‌ترین کاری هست که بیشترمون برای تغییر سیستم سلامت می‌تونیم انجام بدیم و امیدوارم که روز به روز هم آدم‌های بیشتری وارد این پروژه بشن و این اشتراک‌گذاری‌ها برای همه مفید باشه. در ضمن از این به بعد هم کمتر از مطالب #هوش_مصنوعی این‌جا می‌نویسم و بقیه‌اش رو توی کانال مدیکس می‌تونید دنبال کنید. :)

🔹لینک کانال مدیکس:
@medx_media

@sinusealpha_channel
8👍2🔥2🤯1
🔹درمورد کتاب proofs and refutations از imre lakatos

یکی از کتاب‌های به شدت جالبی که اخیرا شروع به خوندن‌اش کرده‌ام، کتاب proofs and refutations، نوشته‌ی imre lakatos هست. ایشون یک ریاضی‌دان-فیلسوف بوده‌ان و این کتاب، در واقع، اقتباسی از تز دکتری‌شون [که اولین بار در سال ۱۹۶۳ ارائه شده] هست و شامل گفتگوی سقراط‌مانند معلم و دانش‌جویانی است که در تلاش برای اثبات قضیه‌ای در ریاضیات هستند.

این قضیه، درمورد خواص چندوجهی (polyhedra) است و بیان می‌کنه که اگه حاصل جمع تعداد رئوس (vertices) اون چندوجهی رو با تعداد سطوح‌اش (faces) محاسبه کنیم و از تعداد یال‌هاش (edges) کم کنیم، به عدد «۲» می‌رسیم (می‌تونید مثلا درمورد هرم و مکعب محاسبه‌اش کنید).
به این صورت:
V - E + F = 2

این یک حدس (conjecture) بود و هدف نویسنده از بیان‌اش هم، رسیدن به یک مثال نقض (counterexample) «توسط دانش‌جویان» است و می‌خواهد به اهمیت «انسان‌ها» و انسانی‌بودن پیش‌برد قضیه‌های ریاضی اشاره کنه! این قضیه هم توسط پیداشدن یک مثال نقض، توسط یک انسان، ابطال (refutate) می‌شه و تصور ما از این‌که کل ریاضی بر یک‌سری objectها و یک‌سری functionها بنا شده و می‌چرخه و اثبات/ابطال می‌شه رو به چالش می‌کشه.

حالا من معمولا میرم ویدئوهای مرتبط به قضیه‌ای که حس می‌کنم نفهمیدم رو هم می‌بینم و بعد از دیدن این ویدئو، خیلی دید بهتری نسبت به این مدل تفکر پیدا کردم. این‌جا درمورد عنصرهای اصلی معرفت‌شناسی hintikka و lakatos [و البته کلی چیز دیگه] صحبت می‌کنه که به این صورت هست:

- both argue and contraditions promote knowledge graph.
- both offer a heuristic methodology for knowledge graph.

بیشتر از این هم وارد جزئیاتش نمی‌شم و صرفا پیشنهاد می‌کنم که به این فکر کنید که تا چه حد آدم‌ها [و خواص انسانی اون‌ها] پشت این اثبات‌ها/ابطال‌ها در ریاضیات [و اصولا کل علم] هستند و چقدر این کارها «کمتر خشک» هستند! این، من رو یاد فصل اول کتاب the beginning of infinity [نوشته‌ی david deutch] هم انداخت و اگر علاقه‌مندید، پیشنهاد می‌کنم اون فصل رو هم یک نگاهی بندازید.

پی‌نوشت: این آقای lakatos هم مثل david deutsch از theory of knowledge کارل پوپر تاثیر زیادی گرفته و کلا اگه مثل من به خوندن درمورد فضای فکری تجربه‌گراها و کلا تجربه‌گرایی (empericism) علاقه دارید، خوبه که مطالبش رو یک نگاه بیاندازید. اصلا به همین فلسفه‌اش، «quasi-empericism» هم میگن که خب قضیه‌ی پشت‌اش رو خیلی خوب می‌رسونه.

#ریاضی
@sinusealpha_channel
29🔥3👍2
دو روز پیش، openai سری جدید مدل‌ها رو با نام o1 معرفی کرد و در medx، یک گزارشی درموردش نوشتیم. البته با چاشنی پزشکی! اگر علاقه‌مند هستید، پیشنهاد می‌کنم که یک نگاهی بیاندازید.

https://t.me/medxmedia_net/24
19🔥2
🔹چه شد که شرکت مشاوره‌ای بزرگ‌ترین مشاور کسب و کار دنیا ورشکست شد؟

کسانی که mba خونده‌اند، قطعا اسم michael porter رو شنیده‌اند. ایشون رو می‌شه یک‌جورهایی «پراستنادترین و معروف‌ترین فرد در زمینه‌ی کسب و کار [و به‌خصوص استراتژی]» در نظر گرفت. ایشون، فارغ‌التحصیل دکتری اقتصاد از دانشگاه هاروارد هستند و در سال ۱۹۸۳، شرکت مشاوره مدیریتی‌ای رو به نام monitor group تاسیس کردند. این شرکت که به نام harvard consulting group هم شناخته می‌شد، پس از سال‌ها فعالیت، در سال ۲۰۱۲ اعلام کرد که نمی‌تونه قبض‌های headquarterشون رو پرداخت کنند و بلافاصله اعلام ورشکستگی کرد!

آقای مایکل پورتر هم قبل از این، در سال ۱۹۷۹، مقاله‌ای رو با عنوان How Competitive Forces Shape Strategy در HBR منتشر کرد و تئوری مطرح «پنج نیروی مهم در رقابت‌های کسب و کار» رو معرفی کرد. این تئوری، سال‌ها تدریس می‌شد و یکی از مهم‌ترین درس‌ها در استراتژی هم به حساب می‌اومد [و در بعضی از دوره‌های فعلی هم تدریس می‌شه!]. ایشون، سال بعد [یعنی در سال ۱۹۸۰] هم یک کتاب با عنوان competitive strategies نوشت که اون هم یک‌جورهایی bible استراتژی محسوب می‌شد و تا مدت‌ها، مهم‌ترین کتاب این حوزه به حساب می‌اومد.

اما در سال ۲۰۱۲ و پس از ورشکست‌شدن شرکت مشاوره مدیریتی ایشون، این سوال پیش اومد که «چطور ممکنه کسی که خودش به شرکت‌ها کمک می‌کنه تا استراتژی‌های بهتری رو پیش بگیرند و سود رو بیشینه کنند و... ورشکست بشه؟ آیا استراتژی‌های خودشون کار نمی‌کنه؟ یا نمی‌تونن استراتژی‌های خودشون رو پیاده کنند؟ قضیه چیه؟» این سوال خیلی مهم بود! چرا که سرنوشت شرکت‌های زیادی به این موضوع گره خورده بود و خیلی‌ها همون مدل‌های معرفی‌شده توسط آقای مایکل پورتر رو به‌عنوان یک‌چیز ثابت و غیرقابل تغییر قبول کرده بودند و داشتند ازش استفاده می‌کردند!

تا این‌که این مقاله [در اواخر سال ۲۰۱۲] منتشر شد. این مقاله، به همین موضوع می‌پردازه که قضیه چی بود و چرا اون مدل پنج نیروی کسب و کار «زیادی ساده‌شده» است و این‌که بعضی موقع‌ها «کار می‌کرد»، دلیل بر این نیست که «درست» هم باشه. حتی آقای Peter Gorski هم با لحنی بسیار عجیب درمورد مدل ایشون نوشته:

“even a blindfolded chimpanzee throwing darts at the Five Porter Forces framework can select a business strategy that performs as well as that prescribed by Dr. Porter and other high-paid strategy consultants.”

ترجمه: "حتی یک شامپانزه‌ی کور که دارت پرتاب می‌کند هم به طور تصادفی می‌تواند یک استراتژی کسب‌و‌کاری‌ای را انتخاب کند که به اندازه‌ی استراتژی‌های پیشنهاد شده توسط دکتر پورتر و سایر مشاوران پرهزینه کسب‌وکار موفق باشد!"


و خب نتیجه‌ای هم که می‌شه از این قضیه گرفت این هست که «هیچ استراتژی‌ای رو نمی‌شه به‌عنوان وحی منزل در نظر گرفت» و باید حواس‌مون به یک حجم زیادی از چیزها باشه. همچنین «این‌که یک چیزی جواب میده، لزوما دلیلی بر درست بودنش نیست و باید علت جواب دادنش هم مشخص و منطقی باشه» و... که در آینده سعی می‌کنم بیشتر درموردشون بنویسم.

@sinusealpha_channel
6👍136🤯2🔥1🤩1
سینوسِ آلفا
سلام. :) من تصمیم گرفتم که زمانی رو در آخر هر هفته برای صحبت‌های نیم‌ساعته اختصاص بدم. از طریق لینک زیر می‌تونید زمان مورد نظر خودتون رو انتخاب کنید تا با هم [درمورد هر موضوعی که فکر می‌کنید کمکی از دست من برمیاد] صحبت کنیم. 🔹لینک: https://calendly.com…
خب، به‌خاطر یک‌سری مشغولیت‌های جدید، تصمیم گرفتم که این جلسات رو تا اطلاع ثانوی کنسل کنم تا ببینم بعدا چی پیش میاد. :)

توی این مدت، ۳۰ جلسه‌ی حدودا نیم الی یک‌ساعته داشتیم و بواسطه‌ی همین جلسات، با دوستان زیاد و خیلی خوبی آشنا شدم و بشخصه خیلی چیزها ازشون یاد گرفتم و واقعا تجربه‌ی فوق‌العاده‌ای بود.

یک‌سری موضوعات هم بین صحبت بچه‌هایی با بک‌گراند کاملا متفاوت، مشترک بود و شاید بعدا فرصت بشه که درموردشون بنویسم. در کل خیلی راضی بودم از این موضوع و امیدوارم تونسته باشم اندک کمکی که از دستم بر می‌اومد رو هم انجام داده باشم.🩵

@sinusealpha_Channel
19
یکی از خفن‌ترین و جالب‌ترین مقالاتی که اخیرا باهاش مواجه شدم، این مقاله‌ست که اومدند با «وضعیت بعدی بیمار در سیستم سلامت» شبیه به «کلمه‌ی بعدی در یک جمله» رفتار کردند!

🔹لینک: https://t.me/MedX_Media/31

@sinusealpha_channel
19👍4🔥1🤯1