🔹رشد نمایی تعداد مقالات مرتبط با هوش مصنوعی!
این مقاله که چند وقت پیش منتشر شده بود به این موضوع پرداخته که آیندهی تحقیقات هوش مصنوعی به چه شکل خواهد بود و این نمودار رو بعنوان بررسی تعداد مقالات این حیطه در سی سال اخیر معرفی کرده.
هر چی بیشتر میگذره، بیشتر به این جملهی naval میرسم که:
"All the returns in life, whether in wealth, relationships, or KNOWLEDGE, come from compound interest."
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
این مقاله که چند وقت پیش منتشر شده بود به این موضوع پرداخته که آیندهی تحقیقات هوش مصنوعی به چه شکل خواهد بود و این نمودار رو بعنوان بررسی تعداد مقالات این حیطه در سی سال اخیر معرفی کرده.
هر چی بیشتر میگذره، بیشتر به این جملهی naval میرسم که:
"All the returns in life, whether in wealth, relationships, or KNOWLEDGE, come from compound interest."
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
🔥4👍2❤1
سینوسِ آلفا
#بلاگ #هوش_مصنوعی 🔹مدل “ChatGPT” اگه توی روزهای گذشته توییتر (انگلیسی) رو اسکرول کرده باشید، احتمالا به تعجب کاربران (حتی افراد مشهور) از مدل ChatGPT برخوردید! در این بلاگ سعی کردم خلاصهای از واکنشهای کاربران رو در کنار معرفی اجمالی این مدل بنویسم و…
🔹یک سال از نوشتن این مطلب گذشت!
توی این پست، قراره داستان نوشتناش رو براتون تعریف کنم. البته ممکنه براتون تعریف کرده باشم، یا خودتون بخشی از داستان باشید. اما این داستان، یکی از جالبترین تجربههای من در یک سال اخیر محسوب میشه. چرا که یکجورهایی عامل شروع جدیتری شد بر «نوشتن»ام.
سر کلاس نشسته بودم. یه درس عمومی داشتیم و کلاس، اصلا جذاب نبود. من داشتم توییتر [انگلیسی] رو میچرخیدم و همینطور که داشتم توییتهای مردم رو میخوندم، متوجه کلمهی عجیبی شدم که معنیاش رو نمیدونستم. راستش این اتفاق توی توییتر زیاد میافته! :)) اون کلمه، ChatGPT بود. اینقدر میگفتند که چقدر باحاله، چه کارای جالبی میکنه و... که تصمیم گرفتم درموردش سرچ کنم.
سرچام رو مثل همیشه با عبارت «ChatGPT چیست؟» در گوگل شروع کردم. اما یک چیز واقعا عجیب بود. هیچ محتوایی وجود نداشت. حتی یک وبسایت فارسی هم درمورد این موضوع محتوایی نداشت. دقت کنید که اون موقع فقط چند ساعت از انتشار ChatGPT گذشته بود.
من که توی گوگل چیزی به زبان فارسی [که بتونم راحت بفهممش] پیدا نکرده بودم.ث، تصمیم گرفتم از سرچ تلگرام کمک بگیرم. توی تلگرام عبارت ChatGPT رو سرچ کردم و باز هم هیچ چیزی پیدا نشد. انگار برای هیچکس اهمیت نداشت که همچین اتفاقی افتاده! [اما اگر الان توی تلگرامتون این واژه رو سرچ کنید، احتمالا تعداد نتایج نامحدود باشند.]
آره خلاصه، هیچ چیزی پیدا نشد و من هم ناامیدانه مجبور شدم با همون محتواهای سختفهم انگلیسی کنار بیام. واقعاً قابل فهم نبودند. هر کسی به هر مدلی که دوست داشت، فقط تعجبش رو نشون میداد و چند دقیقه طول میکشید تا بفهمم طرف تعجب کرده یا یه حرف بدی زده :)) کسی واقعا نمیدونست قضیه چیه. همه فقط متعجب بودند. ولی خب از بین اون توییتهای تعجبآمیز، حرفهای جالب و مفیدی هم پیدا میشد و تصمیم گرفتم بنویسمشون. روی کاغذ.
یک کاغذ A5 رو گذاشتم روی میز و شروع کردم به نوشتن. هر چیزی که از توییتهای مردم متوجه میشدم رو به فارسی نوشتم. پشت و روی کاغذ پر شد و من هم خیلی هیجانزده بودم. از یک طرف باورم نمیشد که همچین چیزی ساخته شده، از یک طرف هم نمیتونستم باور کنم که چرا هیچ محتوای فارسیای در این زمینه وجود نداره!
آخر هفته بود و یکی دو روز به این قضیهها فکر کردم. این سوال که «چرا هیچ کس براش مهم نیست؟» واقعا اذیتام میکرد. شنبه صبح همهی اون چیزهایی که از توییتهای مردم فهمیده بودم رو سر کلاس دانشگاه برای چند نفر از دوستانم تعریف کردم و نوشتههام رو روی تختهی کلاس هم نوشتم. :) اونها هم باورشون نمیشد و خیلی هیجانزده شدند.
من که دیدم واقعا آدمها از شنیدن همچین داستانهایی خوششون میاد، تصمیم گرفتم که به صورت منسجم بنویسماش و نوشتهام رو منتشر کنم. علت خاصی هم نداشتم. صرفا میدونستم که این مطلب «باید» نوشته و منتشر بشه.
در زمان انتشار هم به ندرت مطلب فارسی درمورد ChatGPT پیدا میشد. چند نفر به زبان فارسی تعجب کرده بودند و همین. من مطلب رو توی ویرگول نوشتم و منتشر کردم و لینکش رو هم جاهای مختلف گذاشتم و بعد از چند ساعت، رفتم سراغش. اصلا باورم نمیشد. استقبال فراتر از حد تصورم بود. یه آدمهایی بهم پیام میدادند و از مطلبم خوششون اومده بود که جزو قهرمانان زندگیم محسوب میشدند :)))
آره خلاصه، استقبال آدمها خیلی خوب بود و من هم از این قضیه خوشحال بودم. این شد که تصمیم گرفتم همون دیدگاه رو در ادامه هم داشته باشم. یعنی چیزی رو بگم و یا بنویسم که قبلا کسی نگفته و ننوشته و این حرکت، واقعا جواب داد. آدمها، برای حرفهای جدید و مفید، ارزش خیلی ویژهای قائلاند و این کل فکر من موقع نوشتن بود. بعداً به کارهای دیگه هو توسعهاش دادم.
البته من قبل از این مطلب هم مطالب دیگری رو نوشته بودم. اما تا اون زمان، اینقدر از نوشتنام استقبال نشده بود و اینقدر حس مفیدبودن نکرده بودم. به این شد که تصمیم گرفتم نوشتن رو ادامه بدم و این کانال رو هم جدیتر گرفتم. خوشبختانه نتیجهی بدی هم نداد و همچنان دارم این مسیر بامزه و جالب رو ادامه میدم.
پایان. :)
@sinusealpha_channel
توی این پست، قراره داستان نوشتناش رو براتون تعریف کنم. البته ممکنه براتون تعریف کرده باشم، یا خودتون بخشی از داستان باشید. اما این داستان، یکی از جالبترین تجربههای من در یک سال اخیر محسوب میشه. چرا که یکجورهایی عامل شروع جدیتری شد بر «نوشتن»ام.
سر کلاس نشسته بودم. یه درس عمومی داشتیم و کلاس، اصلا جذاب نبود. من داشتم توییتر [انگلیسی] رو میچرخیدم و همینطور که داشتم توییتهای مردم رو میخوندم، متوجه کلمهی عجیبی شدم که معنیاش رو نمیدونستم. راستش این اتفاق توی توییتر زیاد میافته! :)) اون کلمه، ChatGPT بود. اینقدر میگفتند که چقدر باحاله، چه کارای جالبی میکنه و... که تصمیم گرفتم درموردش سرچ کنم.
سرچام رو مثل همیشه با عبارت «ChatGPT چیست؟» در گوگل شروع کردم. اما یک چیز واقعا عجیب بود. هیچ محتوایی وجود نداشت. حتی یک وبسایت فارسی هم درمورد این موضوع محتوایی نداشت. دقت کنید که اون موقع فقط چند ساعت از انتشار ChatGPT گذشته بود.
من که توی گوگل چیزی به زبان فارسی [که بتونم راحت بفهممش] پیدا نکرده بودم.ث، تصمیم گرفتم از سرچ تلگرام کمک بگیرم. توی تلگرام عبارت ChatGPT رو سرچ کردم و باز هم هیچ چیزی پیدا نشد. انگار برای هیچکس اهمیت نداشت که همچین اتفاقی افتاده! [اما اگر الان توی تلگرامتون این واژه رو سرچ کنید، احتمالا تعداد نتایج نامحدود باشند.]
آره خلاصه، هیچ چیزی پیدا نشد و من هم ناامیدانه مجبور شدم با همون محتواهای سختفهم انگلیسی کنار بیام. واقعاً قابل فهم نبودند. هر کسی به هر مدلی که دوست داشت، فقط تعجبش رو نشون میداد و چند دقیقه طول میکشید تا بفهمم طرف تعجب کرده یا یه حرف بدی زده :)) کسی واقعا نمیدونست قضیه چیه. همه فقط متعجب بودند. ولی خب از بین اون توییتهای تعجبآمیز، حرفهای جالب و مفیدی هم پیدا میشد و تصمیم گرفتم بنویسمشون. روی کاغذ.
یک کاغذ A5 رو گذاشتم روی میز و شروع کردم به نوشتن. هر چیزی که از توییتهای مردم متوجه میشدم رو به فارسی نوشتم. پشت و روی کاغذ پر شد و من هم خیلی هیجانزده بودم. از یک طرف باورم نمیشد که همچین چیزی ساخته شده، از یک طرف هم نمیتونستم باور کنم که چرا هیچ محتوای فارسیای در این زمینه وجود نداره!
آخر هفته بود و یکی دو روز به این قضیهها فکر کردم. این سوال که «چرا هیچ کس براش مهم نیست؟» واقعا اذیتام میکرد. شنبه صبح همهی اون چیزهایی که از توییتهای مردم فهمیده بودم رو سر کلاس دانشگاه برای چند نفر از دوستانم تعریف کردم و نوشتههام رو روی تختهی کلاس هم نوشتم. :) اونها هم باورشون نمیشد و خیلی هیجانزده شدند.
من که دیدم واقعا آدمها از شنیدن همچین داستانهایی خوششون میاد، تصمیم گرفتم که به صورت منسجم بنویسماش و نوشتهام رو منتشر کنم. علت خاصی هم نداشتم. صرفا میدونستم که این مطلب «باید» نوشته و منتشر بشه.
در زمان انتشار هم به ندرت مطلب فارسی درمورد ChatGPT پیدا میشد. چند نفر به زبان فارسی تعجب کرده بودند و همین. من مطلب رو توی ویرگول نوشتم و منتشر کردم و لینکش رو هم جاهای مختلف گذاشتم و بعد از چند ساعت، رفتم سراغش. اصلا باورم نمیشد. استقبال فراتر از حد تصورم بود. یه آدمهایی بهم پیام میدادند و از مطلبم خوششون اومده بود که جزو قهرمانان زندگیم محسوب میشدند :)))
آره خلاصه، استقبال آدمها خیلی خوب بود و من هم از این قضیه خوشحال بودم. این شد که تصمیم گرفتم همون دیدگاه رو در ادامه هم داشته باشم. یعنی چیزی رو بگم و یا بنویسم که قبلا کسی نگفته و ننوشته و این حرکت، واقعا جواب داد. آدمها، برای حرفهای جدید و مفید، ارزش خیلی ویژهای قائلاند و این کل فکر من موقع نوشتن بود. بعداً به کارهای دیگه هو توسعهاش دادم.
البته من قبل از این مطلب هم مطالب دیگری رو نوشته بودم. اما تا اون زمان، اینقدر از نوشتنام استقبال نشده بود و اینقدر حس مفیدبودن نکرده بودم. به این شد که تصمیم گرفتم نوشتن رو ادامه بدم و این کانال رو هم جدیتر گرفتم. خوشبختانه نتیجهی بدی هم نداد و همچنان دارم این مسیر بامزه و جالب رو ادامه میدم.
پایان. :)
@sinusealpha_channel
❤13👍4🤩3🔥1
Gmail - Greetings.pdf
154.8 KB
واقعا سطح کلاهبرداریها به یه جایی رسیده که برام قابل باور نیست! نمیدونم بخندم یا چی. اینجا share کردم تا شما هم با این پدیدهی عجیب و خندهدار آشنا بشید.
طرف از آمریکا با یه اکانت ظاهراً رسمی بهم ایمیل زده و میگه موکلم اسمش جاوید مرادی [فامیلی یکسان با من] بوده و چند سال پیش توی یه حادثه فوت کرده و من دنبال خانوادهاش هستم که ۲۵ میلیون دلار ارث رو با اونها نصف کنم. :))))
بعد میگه هفته پیش یه دونه اخطاریه دریافت کردم و اگه تا ۲۱ روز آینده این پول رو به اونها نرسونم دولت آمریکا مصادرهاش میکنه. :)))
این فایل هم پرینت ایمیلهای طرف هستش و میتونید دقیق بررسی کنید که چقدر خوب و حرفهای بنظر میاد، ولی حس میکنم شناخت خوبی از ما ایرانیها نداره :)))
طرف از آمریکا با یه اکانت ظاهراً رسمی بهم ایمیل زده و میگه موکلم اسمش جاوید مرادی [فامیلی یکسان با من] بوده و چند سال پیش توی یه حادثه فوت کرده و من دنبال خانوادهاش هستم که ۲۵ میلیون دلار ارث رو با اونها نصف کنم. :))))
بعد میگه هفته پیش یه دونه اخطاریه دریافت کردم و اگه تا ۲۱ روز آینده این پول رو به اونها نرسونم دولت آمریکا مصادرهاش میکنه. :)))
این فایل هم پرینت ایمیلهای طرف هستش و میتونید دقیق بررسی کنید که چقدر خوب و حرفهای بنظر میاد، ولی حس میکنم شناخت خوبی از ما ایرانیها نداره :)))
😁11🤯6👍2
این ترسناکترین چیزیه که توی یک ماه اخیر دیدم!
🔹عملکرد پزشک مجهز به هوش مصنوعی، از عملکرد خود هوش مصنوعی کمتره!
این مقاله که چند روز پیش از طرف google deepmind توی arxive منتشر شده، اومده اثبات کرده که [برای تهیهی لیست تشخیص افتراقیها] نتیجهی کار یک مدل هوش مصنوعی بدون دخالت انسان، بهتر از نتیجهی کار انسانی هستش که از همون هوش مصنوعی کمک میگیره!
نموداری که توی تصویر میبینید هم از روی دادههای همون مقاله رسم شده است. عکس مقاله رو هم گذاشتم و دیدن اسم دو تا ایرانی اون وسط، برام جذاب بود. :)
قضیه ایناز این قراره که اومدند تعداد زیادی از کیسهای چالشی و سخت رو به ۲۰ تا پزشک دادند و ازشون خواستند که تشخیص افتراقی (differential diagnosis) بذارن. توی پست بعدی این قضیه رو با جزئیات بیشتری توضیح میدم.
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
🔹عملکرد پزشک مجهز به هوش مصنوعی، از عملکرد خود هوش مصنوعی کمتره!
این مقاله که چند روز پیش از طرف google deepmind توی arxive منتشر شده، اومده اثبات کرده که [برای تهیهی لیست تشخیص افتراقیها] نتیجهی کار یک مدل هوش مصنوعی بدون دخالت انسان، بهتر از نتیجهی کار انسانی هستش که از همون هوش مصنوعی کمک میگیره!
نموداری که توی تصویر میبینید هم از روی دادههای همون مقاله رسم شده است. عکس مقاله رو هم گذاشتم و دیدن اسم دو تا ایرانی اون وسط، برام جذاب بود. :)
قضیه ایناز این قراره که اومدند تعداد زیادی از کیسهای چالشی و سخت رو به ۲۰ تا پزشک دادند و ازشون خواستند که تشخیص افتراقی (differential diagnosis) بذارن. توی پست بعدی این قضیه رو با جزئیات بیشتری توضیح میدم.
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
👍6❤2🤯2😁1
یک بار پزشکان به تنهایی این کار رو انجام دادند و عملکردشون رو توی ستون سوم [از سمت راست] میبینید. یک بار با کمک سرچ (توی سایتهایی مثل آپتودیت و پابمد) این کار رو انجام دادند و عملکردشون رو توی ستون دوم میبینید.
یک بار هم به کمک هوش مصنوعی این کار رو انجام دادند و عملکردشون رو توی ستون اول میبینید. :)
اما یک بار هم خود هوش مصنوعی این کار رو کرده و عملکردش رو در سمت چپ میبینید. اما اگر عملکرد اون رو با تمام حالتهای قبلی مقایسه کنید، میبینید که بهتر از اونهاست!
👈اگر خیلی خیلی ساده بخوام بگم، دخالت پزشک باعث خرابشدن کار میشه و بهتره کلا دخالت نکنه! نتیجهاش هم اینکه باید جمع کنیم بریم :)
پینوشت: اون «باید جمع کنیم بریم» جدی نیست و سعی میکنم که بعداً درمورد نقش پزشک و آیندهی پزشکان بیشتر بنویسم.
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
یک بار هم به کمک هوش مصنوعی این کار رو انجام دادند و عملکردشون رو توی ستون اول میبینید. :)
اما یک بار هم خود هوش مصنوعی این کار رو کرده و عملکردش رو در سمت چپ میبینید. اما اگر عملکرد اون رو با تمام حالتهای قبلی مقایسه کنید، میبینید که بهتر از اونهاست!
👈اگر خیلی خیلی ساده بخوام بگم، دخالت پزشک باعث خرابشدن کار میشه و بهتره کلا دخالت نکنه! نتیجهاش هم اینکه باید جمع کنیم بریم :)
پینوشت: اون «باید جمع کنیم بریم» جدی نیست و سعی میکنم که بعداً درمورد نقش پزشک و آیندهی پزشکان بیشتر بنویسم.
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
👍4🤯3❤1
هر ذرهای از پیشرفت AI، بحث جایگزین شدن پزشکان رو باز میکنه و اینجا، میخوام یه کمی درموردش بنویسم.
یادتون میاد یه زمانی این حرف خیلی باب شده بود که «پزشک با هوش مصنوعی جایگزین نمیشه ولی پزشکی که میتونه با هوش مصنوعی کار کنه، جایگزین پزشکی میشه که نمیتونه»!؟
این حرف رو هنوز عدهی زیادی قبول دارند. علتش رو هم تا حدی میفهمم. اما خب متاسفانه، دیگه حرف خیلی قدیمی و نادرستی محسوب میشه!
چند وقت پیش هم توی یک جلسهای، یک نفر این حرف رو مطرح کرد و من گفتم که بنظرم خیلی درست نیست. ولی چون مستندات خوبی برای حرفم نداشتم، قضیه رو باز نکردم.
اما الان که این مقاله منتشر شده و یواش یواش، بیشتر هم از این مدل نتایج خواهیم دید، میشه دیگه خیلی راحت حرف بالا رو رد کرد و اینطوری گفت که «بسیاری از حیطههای پزشکی بهتر است که به طور کامل به هوش مصنوعی سپرده بشوند.»
حالا اینکه اون مسئولیت پذیری ما در برابر عملکرد ضعیفمون چقدر برامون ارزش داره و اختلاف عملکرد ما با هوش مصنوعی دقیقا چقدر هستش تعیین میکنه که باید چه تصمیمی گرفته بشه.
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
یادتون میاد یه زمانی این حرف خیلی باب شده بود که «پزشک با هوش مصنوعی جایگزین نمیشه ولی پزشکی که میتونه با هوش مصنوعی کار کنه، جایگزین پزشکی میشه که نمیتونه»!؟
این حرف رو هنوز عدهی زیادی قبول دارند. علتش رو هم تا حدی میفهمم. اما خب متاسفانه، دیگه حرف خیلی قدیمی و نادرستی محسوب میشه!
چند وقت پیش هم توی یک جلسهای، یک نفر این حرف رو مطرح کرد و من گفتم که بنظرم خیلی درست نیست. ولی چون مستندات خوبی برای حرفم نداشتم، قضیه رو باز نکردم.
اما الان که این مقاله منتشر شده و یواش یواش، بیشتر هم از این مدل نتایج خواهیم دید، میشه دیگه خیلی راحت حرف بالا رو رد کرد و اینطوری گفت که «بسیاری از حیطههای پزشکی بهتر است که به طور کامل به هوش مصنوعی سپرده بشوند.»
حالا اینکه اون مسئولیت پذیری ما در برابر عملکرد ضعیفمون چقدر برامون ارزش داره و اختلاف عملکرد ما با هوش مصنوعی دقیقا چقدر هستش تعیین میکنه که باید چه تصمیمی گرفته بشه.
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
👍11❤3
🔹داستان e/acc و e/a چیه؟
هرگز فکر نمیکردم قضیه اینقدر جدی باشه!
تقریبا کل دنیا به دو دستهی e/acc و e/a تقسیم شدهاند و یکجورهایی میشه فرقههای جدید بینالمللی نامگذاریشون کرد. من خیلی دقیق نمیشناختمشون، اما وقتی این مطلب رو خوندم فهمیدم که قضیه خیلی جدی هستش و میشه اوضاع رو به یک «جنگ» تشبیه کرد.
خب بیایید توضیح بدم که قضیه چیه. e/acc یا effective accelerationalism (شتابدادن موثر) یه فرقهست که توسط basedbeffjezos و چند نفر دیگه راهاندازی شده (جدی به خودشون میگن فاندر!) و توسط یکسری از آدمها مثل لری پیج [تا حدی] حمایت میشه.
هدفشون هم رشد روزافزون هوش مصنوعی به صورت open source [و کلا پیشرفت تکنولوژی] هستش. بیشتر آدمهای فنی و البته نویسندهی این مطلب هم مشخصا جزو این گروه محسوب میشوند.
اما e/a یا effective alturism (نوعدوستی موثر) که اسم جالبتری هم داره، فرقهی متضاد و مقابل فرقهی قبلی محسوب میشه. این گروه نظرشون اینه که پیشرفت هوش مصنوعی، میتونه آسیبهای زیادی رو به انسانها بزنه. بحث alignment رو همینها درست کردند و البته توسط افرادی مانند ایلان ماسک به شدت حمایت میشوند [اما خب خود ایلان یکجورهایی اعمالاش با حرفهاش یکسان نیست].
طبق نظر نویسندهی این مطلب [که کمی اغراقشده است] این گروه مهمترین مشکل جهان رو بهوجود اومدن آخرالزمان حاصل از هوش مصنوعی عمومی (AGI) میدونند و ۵۰۰ میلیون دلار هزینه کردهاند که این موضوع، توی رسانهها بزرگتر جلوه داده بشه! (صحتش رو مطمئن نیستم)
من هنوز هیچ نظری راجع به اینها ندارم و اصلا هم نمیشناسمشون و صرفا بحثهاشون توی توییتر خیلی برام جالب بود. ممکنه چیزهایی هم که گفتم خیلی دقیق نباشند. اما بحث به شدت داغه، به حدی که هر کدوم از آدمهای این فرقهها با نوشتن e/acc یا e/a کنار اسمشون، به عقیدهشون هم اشاره میکنند!
سر همین موضوع، خیلی دارم به حاکمیت عقاید مختلف توی «شرایطی که از هر نظر تامین باشیم» و روشهایی که آدمها براش اتخاذ میکنند فکر میکنم. همچنین خیلی برام جالبه که آدما به رقابت کمپانیها فکر میکنند، در صورتی که رقابت اصلی، بین عقاید و نظرات مختلفه و کمپانیهای همسو، دیر یا زود با هم همراه میشوند.
پینوشت: اوضاع عجیبیه کلا و اطلاعات درست رو به سختی میشه پیدا کرد. اگر در این مورد مطالعه داشتهاید، لطفا به من هم اطلاعات بدید که به شدت کنجکاو این موضوعام! :)))
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
هرگز فکر نمیکردم قضیه اینقدر جدی باشه!
تقریبا کل دنیا به دو دستهی e/acc و e/a تقسیم شدهاند و یکجورهایی میشه فرقههای جدید بینالمللی نامگذاریشون کرد. من خیلی دقیق نمیشناختمشون، اما وقتی این مطلب رو خوندم فهمیدم که قضیه خیلی جدی هستش و میشه اوضاع رو به یک «جنگ» تشبیه کرد.
خب بیایید توضیح بدم که قضیه چیه. e/acc یا effective accelerationalism (شتابدادن موثر) یه فرقهست که توسط basedbeffjezos و چند نفر دیگه راهاندازی شده (جدی به خودشون میگن فاندر!) و توسط یکسری از آدمها مثل لری پیج [تا حدی] حمایت میشه.
هدفشون هم رشد روزافزون هوش مصنوعی به صورت open source [و کلا پیشرفت تکنولوژی] هستش. بیشتر آدمهای فنی و البته نویسندهی این مطلب هم مشخصا جزو این گروه محسوب میشوند.
اما e/a یا effective alturism (نوعدوستی موثر) که اسم جالبتری هم داره، فرقهی متضاد و مقابل فرقهی قبلی محسوب میشه. این گروه نظرشون اینه که پیشرفت هوش مصنوعی، میتونه آسیبهای زیادی رو به انسانها بزنه. بحث alignment رو همینها درست کردند و البته توسط افرادی مانند ایلان ماسک به شدت حمایت میشوند [اما خب خود ایلان یکجورهایی اعمالاش با حرفهاش یکسان نیست].
طبق نظر نویسندهی این مطلب [که کمی اغراقشده است] این گروه مهمترین مشکل جهان رو بهوجود اومدن آخرالزمان حاصل از هوش مصنوعی عمومی (AGI) میدونند و ۵۰۰ میلیون دلار هزینه کردهاند که این موضوع، توی رسانهها بزرگتر جلوه داده بشه! (صحتش رو مطمئن نیستم)
من هنوز هیچ نظری راجع به اینها ندارم و اصلا هم نمیشناسمشون و صرفا بحثهاشون توی توییتر خیلی برام جالب بود. ممکنه چیزهایی هم که گفتم خیلی دقیق نباشند. اما بحث به شدت داغه، به حدی که هر کدوم از آدمهای این فرقهها با نوشتن e/acc یا e/a کنار اسمشون، به عقیدهشون هم اشاره میکنند!
سر همین موضوع، خیلی دارم به حاکمیت عقاید مختلف توی «شرایطی که از هر نظر تامین باشیم» و روشهایی که آدمها براش اتخاذ میکنند فکر میکنم. همچنین خیلی برام جالبه که آدما به رقابت کمپانیها فکر میکنند، در صورتی که رقابت اصلی، بین عقاید و نظرات مختلفه و کمپانیهای همسو، دیر یا زود با هم همراه میشوند.
پینوشت: اوضاع عجیبیه کلا و اطلاعات درست رو به سختی میشه پیدا کرد. اگر در این مورد مطالعه داشتهاید، لطفا به من هم اطلاعات بدید که به شدت کنجکاو این موضوعام! :)))
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
www.aipanic.news
Effective Altruism Funded the “AI Existential Risk” Ecosystem with Half a Billion Dollars
The “AI Existential Safety” field did not arise organically. Effective Altruism invested $500 million in its growth and expansion.
❤7👍5🤯2
🔹ببخشید، من معرفیکردن را بلد نیستم!
نمیدانم از کجا شروع کنم. من تا اواسط بیست و یک و خردهای سالگی کارهای زیادی را انجام دادهام. اما در هنگام انجام هیچکدام از آنها، چنین تجربهای نداشتهام. همان تجربهای که دن آریلی به آن «کار معنیدار» میگوید و برخی از دوستانم، از عبارت «کار purposeful» برای اشاره به آن استفاده میکنند.
همان چیزی که ساعت چهار صبح میتوانم برای انجامدادنش بیدار شوم و یا تا آن زمان بیدار بمانم. همان چیزی که میگذارم آخر لیست کارهایم! چرا که میدانم خستگیهایم تاثیری در انجامدادنش نخواهند داشت، برخلاف تقریبا هر کار دیگری که انجام میدهم.
اوایل سال، به یکی از عزیزانم گفتم که من حالا بیست و یک ساله شدهام و احساس میکنم که هیچ کار مفیدی را در زندگیام انجام ندادهام. اما حالا نظرم فرق کرده است. این کار برای من ارزشمند است و انجام دادنش را دوست دارم. برای دیگران هم احتمالا مفید است و به همین دلیل، حس رضایت و لذت عمیقی را برایم دارد. همان لذتی که نام «eudimonic» را از دکتر مکری درموردش شنیدم.
حالا که اپیزود دوم آن ضبط شده و از هفتم دیماه هم منتشر خواهد شد، امیدوارم که بتوانم تا مدتهای زیادی این کار را ادامه بدهم. ادامه بدهم تا اگر روزی قرار شد که دیگر نباشم، بدانم که ارزشی را از خودم بر جای گذاشتهام و کار مفیدی انجام دادهام. حرفی که درمورد تا به اینجای زندگیام نمیتوانم بزنم.
گفتم که دست به قلم شدن برای نوشتن این مطلب سخت بود، اما آن زمان به پایاندادنش فکر نمیکردم. نمیدانستم که پایاندادن به نوشتن درمورد یک احساس تازه، سختتر هم خواهد بود. بگذریم. حرفی نمانده است و صرفا از شما دعوت میکنم که «پادکست ۳۰دی | 30D podcast» را گوش کنید و اگر لطفتان خیلی زیاد است، نظرتان را هم برایمان بنویسید.
👈🏻کانال تلگرام پادکست ۳۰دی:
@podcast30D
نمیدانم از کجا شروع کنم. من تا اواسط بیست و یک و خردهای سالگی کارهای زیادی را انجام دادهام. اما در هنگام انجام هیچکدام از آنها، چنین تجربهای نداشتهام. همان تجربهای که دن آریلی به آن «کار معنیدار» میگوید و برخی از دوستانم، از عبارت «کار purposeful» برای اشاره به آن استفاده میکنند.
همان چیزی که ساعت چهار صبح میتوانم برای انجامدادنش بیدار شوم و یا تا آن زمان بیدار بمانم. همان چیزی که میگذارم آخر لیست کارهایم! چرا که میدانم خستگیهایم تاثیری در انجامدادنش نخواهند داشت، برخلاف تقریبا هر کار دیگری که انجام میدهم.
اوایل سال، به یکی از عزیزانم گفتم که من حالا بیست و یک ساله شدهام و احساس میکنم که هیچ کار مفیدی را در زندگیام انجام ندادهام. اما حالا نظرم فرق کرده است. این کار برای من ارزشمند است و انجام دادنش را دوست دارم. برای دیگران هم احتمالا مفید است و به همین دلیل، حس رضایت و لذت عمیقی را برایم دارد. همان لذتی که نام «eudimonic» را از دکتر مکری درموردش شنیدم.
حالا که اپیزود دوم آن ضبط شده و از هفتم دیماه هم منتشر خواهد شد، امیدوارم که بتوانم تا مدتهای زیادی این کار را ادامه بدهم. ادامه بدهم تا اگر روزی قرار شد که دیگر نباشم، بدانم که ارزشی را از خودم بر جای گذاشتهام و کار مفیدی انجام دادهام. حرفی که درمورد تا به اینجای زندگیام نمیتوانم بزنم.
گفتم که دست به قلم شدن برای نوشتن این مطلب سخت بود، اما آن زمان به پایاندادنش فکر نمیکردم. نمیدانستم که پایاندادن به نوشتن درمورد یک احساس تازه، سختتر هم خواهد بود. بگذریم. حرفی نمانده است و صرفا از شما دعوت میکنم که «پادکست ۳۰دی | 30D podcast» را گوش کنید و اگر لطفتان خیلی زیاد است، نظرتان را هم برایمان بنویسید.
👈🏻کانال تلگرام پادکست ۳۰دی:
@podcast30D
❤26👍2
🔹آیا هر چیزی که مهمتر به نظر میرسد، واقعا مهمتر است؟
[این یک یادداشت شخصی بود که تصمیم گرفتم اینجا هم منتشرش کنم]
یکی از مواردی که لازم است هنگام بررسی میزان «اهمیت» یک چیز به آن توجه کنیم [و اتفاقا بسیار در تلهی این موضوع میافتیم]، «آسانبودن یا سختبودن روایت داستان آن چیز (storytelling)» است. به این معنی که اگر چیزی آسانتر روایت میشود، احتمال اینکه بیشتر روایت شود و مهمتر به نظر برسد بالاتر میرود و اگر چیزی سختتر روایت میشود، احتمال اینکه بیشتر روایت شود و مهمتر به نظر برسد هم پایینتر میآید.
این روش، اتفاقا یکی از کارهاییست که میتوان در طراحی یک داستان از آن بهره برد. به این معنی که شما تلاش میکنید داستانتان را [برای اینکه viral شود و یا حداقل توانایی virality بیشتری پیدا کند] به سادهترین شکل ممکن بیان کنید. این کار، نه تنها باعث میشود که آن داستان راحتتر در خاطرهها باقی بماند، بلکه باعث میشود که روایت آن برای دیگران هم سادهتر شود و در نهایت، فراگیری بیشتری داشته باشد.
اما من از منظر دیگری به این قضیه نگاه میکنم و میخواهم این «خطای تصمیمگیری» [که خودم بارها مرتکب آن شدهام] را کمی گسترش دهم. نظر من در حال حاضر این است که هنگام بررسی اهمیت یک چیز، به هیچ وجه نباید به حجم روایتهای حول آن نگاه کنیم. این موضوع نه تنها شاخص خوبی برای بررسی اهمیت واقعی یک چیز نیست، بلکه میتواند شاخصی برای بیاهمیتی آن چیز هم باشد! چرا که حجم روایتها ارتباط بسیاری نزدیکی با «شکل» آن داستان دارد و شکل آن داستان، به سادگی قابل مهندسی است.
👈🏻خوشحال میشوم که نظر شما را هم در این زمینه بدانم. اگر نظری دارید لطفا در کامنتها بنویسید تا درموردش صحبت کنیم.
@sinusealpha_channel
[این یک یادداشت شخصی بود که تصمیم گرفتم اینجا هم منتشرش کنم]
یکی از مواردی که لازم است هنگام بررسی میزان «اهمیت» یک چیز به آن توجه کنیم [و اتفاقا بسیار در تلهی این موضوع میافتیم]، «آسانبودن یا سختبودن روایت داستان آن چیز (storytelling)» است. به این معنی که اگر چیزی آسانتر روایت میشود، احتمال اینکه بیشتر روایت شود و مهمتر به نظر برسد بالاتر میرود و اگر چیزی سختتر روایت میشود، احتمال اینکه بیشتر روایت شود و مهمتر به نظر برسد هم پایینتر میآید.
این روش، اتفاقا یکی از کارهاییست که میتوان در طراحی یک داستان از آن بهره برد. به این معنی که شما تلاش میکنید داستانتان را [برای اینکه viral شود و یا حداقل توانایی virality بیشتری پیدا کند] به سادهترین شکل ممکن بیان کنید. این کار، نه تنها باعث میشود که آن داستان راحتتر در خاطرهها باقی بماند، بلکه باعث میشود که روایت آن برای دیگران هم سادهتر شود و در نهایت، فراگیری بیشتری داشته باشد.
اما من از منظر دیگری به این قضیه نگاه میکنم و میخواهم این «خطای تصمیمگیری» [که خودم بارها مرتکب آن شدهام] را کمی گسترش دهم. نظر من در حال حاضر این است که هنگام بررسی اهمیت یک چیز، به هیچ وجه نباید به حجم روایتهای حول آن نگاه کنیم. این موضوع نه تنها شاخص خوبی برای بررسی اهمیت واقعی یک چیز نیست، بلکه میتواند شاخصی برای بیاهمیتی آن چیز هم باشد! چرا که حجم روایتها ارتباط بسیاری نزدیکی با «شکل» آن داستان دارد و شکل آن داستان، به سادگی قابل مهندسی است.
👈🏻خوشحال میشوم که نظر شما را هم در این زمینه بدانم. اگر نظری دارید لطفا در کامنتها بنویسید تا درموردش صحبت کنیم.
@sinusealpha_channel
❤9👍4🤯2
🔹تشخیص کتاب واقعی از غیرواقعی!
ترجمه: برای اینکه ببینید یک کتاب واقعی [و اصیل] است، از ده نفر با زمینهها و حرفههای متفاوت بخواهید که آن را خلاصه کنند. اگر خلاصهها شبیه به همدیگر باشند، آن کتاب میتواند به یک مقاله کوتاه تبدیل شود و باقی نخواهد ماند. و هر چه خلاصهها از هم دورتر باشند، ابعاد آن کتاب بیشتر است [و واقعیتر است و باقی خواهد ماند].
این حرف رو بذارید کنار اینکه نسیم طالب کلا با خلاصهکردن یک کتاب و مخصوصا کتابهای خودش به شدت (!) مخالفه و رفتار جالبی هم با خلاصه کنندههاش نداره. :)))
از این توییت هم میشه نتیجه گرفت که «هر چه یک کتاب غیرقابل خلاصهشدنتر باشد، واقعیتر و ماندگارتر است!» حالا چه کتابی به ذهنتون رسید؟
@sinusealpha_channel
ترجمه: برای اینکه ببینید یک کتاب واقعی [و اصیل] است، از ده نفر با زمینهها و حرفههای متفاوت بخواهید که آن را خلاصه کنند. اگر خلاصهها شبیه به همدیگر باشند، آن کتاب میتواند به یک مقاله کوتاه تبدیل شود و باقی نخواهد ماند. و هر چه خلاصهها از هم دورتر باشند، ابعاد آن کتاب بیشتر است [و واقعیتر است و باقی خواهد ماند].
این حرف رو بذارید کنار اینکه نسیم طالب کلا با خلاصهکردن یک کتاب و مخصوصا کتابهای خودش به شدت (!) مخالفه و رفتار جالبی هم با خلاصه کنندههاش نداره. :)))
از این توییت هم میشه نتیجه گرفت که «هر چه یک کتاب غیرقابل خلاصهشدنتر باشد، واقعیتر و ماندگارتر است!» حالا چه کتابی به ذهنتون رسید؟
@sinusealpha_channel
👍8❤5
این بخش از مطلب how to do what you love (لینک) بنظرم خیلی مهمه.
ترجمهی بخش مشخصشده:
“خطرناکترین دروغگوها [به کودکان]، میتوانند والدین آنها باشند!
اگر آنها شغلی کسلکننده را انتخاب کنند تا به خانوادهشان استاندارد زندگی بالایی را ارائه دهند (همانند بسیاری از افراد)، در خطر ابتلای فرزندان به این ایده که «کار خسته کننده است» خواهند بود.
شاید برای کودکان در این مورد بهتر بود که والدین آنها اینقدر غیرخودخواه نبودند [و اینقدر از خود گذشتگی نمیکردند].
پدر و مادری که نمونهای از عشق به کارشان باشد، ممکن است بیشتر از یک خانه گران قیمت به فرزندانشان کمک کنند!”
پینوشت: اگر با این موضوع موافق نیستید، لطفا نظرتون رو در کامنتها بنویسید.
@sinusealpha_channel
ترجمهی بخش مشخصشده:
“خطرناکترین دروغگوها [به کودکان]، میتوانند والدین آنها باشند!
اگر آنها شغلی کسلکننده را انتخاب کنند تا به خانوادهشان استاندارد زندگی بالایی را ارائه دهند (همانند بسیاری از افراد)، در خطر ابتلای فرزندان به این ایده که «کار خسته کننده است» خواهند بود.
شاید برای کودکان در این مورد بهتر بود که والدین آنها اینقدر غیرخودخواه نبودند [و اینقدر از خود گذشتگی نمیکردند].
پدر و مادری که نمونهای از عشق به کارشان باشد، ممکن است بیشتر از یک خانه گران قیمت به فرزندانشان کمک کنند!”
پینوشت: اگر با این موضوع موافق نیستید، لطفا نظرتون رو در کامنتها بنویسید.
@sinusealpha_channel
👍4❤3
🔹اگر تازه عضو این کانال شدید...
[احساس میکنم نیاز هستش که یک سری توضیحات رو برای کسانی که تازه به کانال عضو میشن قرار بدم. این پیام هم پین میمونه، تا اگر بعدا کسی...]
سلام. من سینا مرادی هستم و این کانال رو حدودا یک سال پیش ساختم تا درمورد چیزهای جالب و ارزشمندی که میخونم یا میشنوم، بنویسم. این کار رو قبلا در قالبهای دیگری میکردم و یکجورهایی ادامهی یک عادت قدیمی محسوب میشه. البته بعضی از پستها صرفا نظر شخصی و خب مشخصاند. این کار رو میکنم، چون بنظرم درسته و همهی ما، باید محتوایی که ارزش گسترش داره رو گسترش بدیم و یه contribute هرچند کوچک به جهان اطرافمون داشته باشیم. به شما هم پیشنهاد میکنم که بیشتر از من، از این مدل کارها بکنید. :)
بنظرم یکی از سادهترین کارهایی که میتونیم بکنیم اینه که چیزهایی که یاد میگیریم رو تا جای ممکن share کنیم تا بقیه هم یاد بگیرند. این کارهایی که کوچیک بنظر میرسن، در بلندمدت به نفع همهمونه و قطعا موثر هم خواهند بود [و دیگه بیشتر از این توضیح نمیدم]. توی یکسال اخیر هم تعداد آدمهایی که دیدم همچین کارهایی رو شروع کردند، خیلی بیشتر شده و این، واقعا [برای من]خوشحالکننده است. اگر همچین کانالی دارید، لطفا برای من هم لینکش رو بفرستید! :)
درمورد خود «نوشتن» هم بگم که من نوشتن رو دوست دارم. یکجورهایی از تفریحاتمه. خیلی وقت میشه که چند ده برابر حجم مطالبی که اینجا مینویسم رو به صورت شخصی مینویسم و این کار، کمک زیادی به فکرکردنام کرده. این رو به شما هم پیشنهاد میکنم. اینجا هم بعضا نظرات شخصیام رو مینویسم و اگر با اونها موافق نیستید، همواره میتونید نظرتون رو توی کامنتها بنویسید. من هم از بحث استقبال میکنم، همهی کامنتها رو میخونم و در حد توان پاسخ میدم.
مورد بعدی اینکه من اینجا تبلیغ نمیگذارم. اگر از چیزی خوشم بیاد، share میکنم و نیازی به گفتن نداره. درضمن، مشخصاً اگر محتوای شما رو share نکردم، به این معنی نیست که ارزشمند نیست. این رو گفتم چون چندین بار پیش اومده و متاسفانه بعضی از دوستان هم از من دلخور شدند. تعداد اعضای کانال هم اونقدری نیست [و قرار هم نیست بشه] که من بخوام استفادهی تبلیغاتی ازش بکنم. صرفا یک جور کانال شخصیه.
بیشتر مطالب هم به #پزشکی، #هوش_مصنوعی و #کارآفرینی مربوط میشه. علتش هم صرفاً اینه که این روزها بیشتر توی این زمینهها مطالعه میکنم و ممکنه به مرور زمان، موضوع مطالب هم به شدت تغییر کنند! این گستردگی ممکنه برای شما جالب نباشه، اما مدل کنجکاوی من اینطوریه و نمیتونم تغییرش بدم. :) البته توی هیچکدوم متخصص نیستم و پیشنهاد میکنم که همهی مطالب من در این کانال رو با تصور اینکه یه تازهکار اونها رو نوشته، بخونید. :)
برای share کردن مطالب کانال هم نیازی به اجازه نیست. چه مطالبی که من نوشتم، چه مطالبی که از دیگران نقل میکنم. فوروارد، کپی یا انتشار مطالب «به هر صورتی» آزاده. قبلا هم توضیح دادم که این اتفاق، برای من خوشحال کنندهست و هیچ مشکلی ندارم. (میدونم نیاز به مطرحکردن نداره ولی دیدهام که بعضی جاها میگن انتشار ندید و... و منم گفتم که حتما ذکر کنم)
برای ارتباط با من هم میتونید از این پست کمک بگیرید (اینجا هم توضیح دادم که میتونیم میتینگهای کوتاهی رو داشته باشیم). اینجا هم قبلا یک توضیحی درمورد معرفیکردن خودم دادهام و هنوز هم نظرم همونه. :) دیگه هم حرفی نیست :) اگر موردی بود، توی کامنتها بفرمایید تا توضیح بدم :)
@sinusealpha_channel
[احساس میکنم نیاز هستش که یک سری توضیحات رو برای کسانی که تازه به کانال عضو میشن قرار بدم. این پیام هم پین میمونه، تا اگر بعدا کسی...]
سلام. من سینا مرادی هستم و این کانال رو حدودا یک سال پیش ساختم تا درمورد چیزهای جالب و ارزشمندی که میخونم یا میشنوم، بنویسم. این کار رو قبلا در قالبهای دیگری میکردم و یکجورهایی ادامهی یک عادت قدیمی محسوب میشه. البته بعضی از پستها صرفا نظر شخصی و خب مشخصاند. این کار رو میکنم، چون بنظرم درسته و همهی ما، باید محتوایی که ارزش گسترش داره رو گسترش بدیم و یه contribute هرچند کوچک به جهان اطرافمون داشته باشیم. به شما هم پیشنهاد میکنم که بیشتر از من، از این مدل کارها بکنید. :)
بنظرم یکی از سادهترین کارهایی که میتونیم بکنیم اینه که چیزهایی که یاد میگیریم رو تا جای ممکن share کنیم تا بقیه هم یاد بگیرند. این کارهایی که کوچیک بنظر میرسن، در بلندمدت به نفع همهمونه و قطعا موثر هم خواهند بود [و دیگه بیشتر از این توضیح نمیدم]. توی یکسال اخیر هم تعداد آدمهایی که دیدم همچین کارهایی رو شروع کردند، خیلی بیشتر شده و این، واقعا [برای من]خوشحالکننده است. اگر همچین کانالی دارید، لطفا برای من هم لینکش رو بفرستید! :)
درمورد خود «نوشتن» هم بگم که من نوشتن رو دوست دارم. یکجورهایی از تفریحاتمه. خیلی وقت میشه که چند ده برابر حجم مطالبی که اینجا مینویسم رو به صورت شخصی مینویسم و این کار، کمک زیادی به فکرکردنام کرده. این رو به شما هم پیشنهاد میکنم. اینجا هم بعضا نظرات شخصیام رو مینویسم و اگر با اونها موافق نیستید، همواره میتونید نظرتون رو توی کامنتها بنویسید. من هم از بحث استقبال میکنم، همهی کامنتها رو میخونم و در حد توان پاسخ میدم.
مورد بعدی اینکه من اینجا تبلیغ نمیگذارم. اگر از چیزی خوشم بیاد، share میکنم و نیازی به گفتن نداره. درضمن، مشخصاً اگر محتوای شما رو share نکردم، به این معنی نیست که ارزشمند نیست. این رو گفتم چون چندین بار پیش اومده و متاسفانه بعضی از دوستان هم از من دلخور شدند. تعداد اعضای کانال هم اونقدری نیست [و قرار هم نیست بشه] که من بخوام استفادهی تبلیغاتی ازش بکنم. صرفا یک جور کانال شخصیه.
بیشتر مطالب هم به #پزشکی، #هوش_مصنوعی و #کارآفرینی مربوط میشه. علتش هم صرفاً اینه که این روزها بیشتر توی این زمینهها مطالعه میکنم و ممکنه به مرور زمان، موضوع مطالب هم به شدت تغییر کنند! این گستردگی ممکنه برای شما جالب نباشه، اما مدل کنجکاوی من اینطوریه و نمیتونم تغییرش بدم. :) البته توی هیچکدوم متخصص نیستم و پیشنهاد میکنم که همهی مطالب من در این کانال رو با تصور اینکه یه تازهکار اونها رو نوشته، بخونید. :)
برای share کردن مطالب کانال هم نیازی به اجازه نیست. چه مطالبی که من نوشتم، چه مطالبی که از دیگران نقل میکنم. فوروارد، کپی یا انتشار مطالب «به هر صورتی» آزاده. قبلا هم توضیح دادم که این اتفاق، برای من خوشحال کنندهست و هیچ مشکلی ندارم. (میدونم نیاز به مطرحکردن نداره ولی دیدهام که بعضی جاها میگن انتشار ندید و... و منم گفتم که حتما ذکر کنم)
برای ارتباط با من هم میتونید از این پست کمک بگیرید (اینجا هم توضیح دادم که میتونیم میتینگهای کوتاهی رو داشته باشیم). اینجا هم قبلا یک توضیحی درمورد معرفیکردن خودم دادهام و هنوز هم نظرم همونه. :) دیگه هم حرفی نیست :) اگر موردی بود، توی کامنتها بفرمایید تا توضیح بدم :)
@sinusealpha_channel
❤20👍4🔥2
سینوسِ آلفا
این رویداد شدیداً پیشنهاد میشه! بحث توضیحپذیری و تفسیر پذیری، تقریباً مهمترین بحث هوش مصنوعی در پزشکی (که جدیداً بهش dilemma هم میگن) هستش. این موضوع به قدری مهمه که حل اون، میتونه انفجاری رو در میزان استفادهی بیمارستانها از مدلهای هوش مصنوعی به وجود…
خب دیشب این رویداد برگزار شد و ویدئوش رو میتونید اینجا ببینید. در ادامه، من یک سری نکته که بنظرم مهمتر رسیدند رو [به پیشنهاد یکی از دوستان] مینویسم، اما دیدن ویدئوش هم زمان زیادی نمیبره و اگه وقت داشتید، ببینید.
اولش مجری از eric topol پرسید که این روزها همه از کلمهی explainability استفاده میکنند، اما معنی واقعی این کلمه چیه؟ eric هم در جواب گفت که ما توی پزشکی معنی خیلی از چیزهایی که استفاده میکنیم و کارهایی که میکنیم رو نمیدونیم و هم مشکلی باهاش نداریم :) منظورش این بود که خودش و معنیش و... خیلی مهم نیست.
در ادامه، yann حرف eric رو تایید کرد و گفت که این explainability اونقدرها هم مهم نیست! چیزی که مهمتره، accuracy عه و اگر قرار بشه روی explainability دست بذاریم، اول از همه باید به پزشکها گیر بدیم! البته این رو هم گفت که کلا تصمیمهای انسانها تا حد کمی قابل توضیح هستش و بهتره کلا روی accuracy کار کنیم. [و به ما چه که چطوری تصمیم گرفته؟] :)
بعدش yann به این هم اشاره کرد که شما نمیتونید با خوندن کلی کتاب دکتر بشید و باید تجربه کسب کنید. تجربه هم دقیقا همون چیزی هستش که باعث از بین رفتن explainability تصمیمهای پزشکان (همون بحث skillful neglect) و هر شخص دیگری میشه! پس بهتره به explainable بودن یا نبودن خیلی کاری نداشته باشیم.
حرف از مطالعههایی شد که عملکرد پزشکان رو با هوش مصنوعی مقایسه کرده و eric هم درموردشون گفت که خیلی خوب design نشدهاند و بجای مقایسهی AI و پزشک، باید AI رو با «AI بعلاوهی پزشک» مقایسه کنند که خب این حرف خیلی جدید نیست و اینجا دیدیم که لزوما نتیجهی بهتری هم نمیده! همچنین گفت که جذابترین کاربرد هوش مصنوعی در پزشکی از دیدگاه اون به بهبود رابطهی پزشک و بیمار مربوط میشه که خب واقعا درسته.
آخرش هم yann در پاسخ به سوال مجری که پرسید اگر AGI داشته باشیم، ممکنه که کلا AI doctor هم داشته باشیم و نیازی به انسانها نباشه گفت که LLM چیزی نیست که ما رو به AGI برسونه (این رو قبلا چند بار هم گفته بود) و اینها اصلا به AGI نزدیک هم نیستند و باید روی چیزهای دیگری کار کنیم. خلاصه اینکه سوال رو جواب نداد ولی به صورت ضمنی گفت که بذارید AGI بیاد بعد ببینیم میتونیم جایگزین کنیم یا نه :)
در کل اونقدری که فکر میکردم حرفهای جدید نداشت و تقریبا همهی حرفهاشون رو قبلا هم گفته بودند و شنیده بودیم. اما من از تسلط yann روی موضوعات پزشکی واقعا شوکه شدم و اصلا انتظار این حجم از پراکندگی مثالها و دیدگاه عمیقش رو نداشتم. کلا هم آدم independent minded ای محسوب میشه و مخالف هم زیاد داره :)
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
اولش مجری از eric topol پرسید که این روزها همه از کلمهی explainability استفاده میکنند، اما معنی واقعی این کلمه چیه؟ eric هم در جواب گفت که ما توی پزشکی معنی خیلی از چیزهایی که استفاده میکنیم و کارهایی که میکنیم رو نمیدونیم و هم مشکلی باهاش نداریم :) منظورش این بود که خودش و معنیش و... خیلی مهم نیست.
در ادامه، yann حرف eric رو تایید کرد و گفت که این explainability اونقدرها هم مهم نیست! چیزی که مهمتره، accuracy عه و اگر قرار بشه روی explainability دست بذاریم، اول از همه باید به پزشکها گیر بدیم! البته این رو هم گفت که کلا تصمیمهای انسانها تا حد کمی قابل توضیح هستش و بهتره کلا روی accuracy کار کنیم. [و به ما چه که چطوری تصمیم گرفته؟] :)
بعدش yann به این هم اشاره کرد که شما نمیتونید با خوندن کلی کتاب دکتر بشید و باید تجربه کسب کنید. تجربه هم دقیقا همون چیزی هستش که باعث از بین رفتن explainability تصمیمهای پزشکان (همون بحث skillful neglect) و هر شخص دیگری میشه! پس بهتره به explainable بودن یا نبودن خیلی کاری نداشته باشیم.
حرف از مطالعههایی شد که عملکرد پزشکان رو با هوش مصنوعی مقایسه کرده و eric هم درموردشون گفت که خیلی خوب design نشدهاند و بجای مقایسهی AI و پزشک، باید AI رو با «AI بعلاوهی پزشک» مقایسه کنند که خب این حرف خیلی جدید نیست و اینجا دیدیم که لزوما نتیجهی بهتری هم نمیده! همچنین گفت که جذابترین کاربرد هوش مصنوعی در پزشکی از دیدگاه اون به بهبود رابطهی پزشک و بیمار مربوط میشه که خب واقعا درسته.
آخرش هم yann در پاسخ به سوال مجری که پرسید اگر AGI داشته باشیم، ممکنه که کلا AI doctor هم داشته باشیم و نیازی به انسانها نباشه گفت که LLM چیزی نیست که ما رو به AGI برسونه (این رو قبلا چند بار هم گفته بود) و اینها اصلا به AGI نزدیک هم نیستند و باید روی چیزهای دیگری کار کنیم. خلاصه اینکه سوال رو جواب نداد ولی به صورت ضمنی گفت که بذارید AGI بیاد بعد ببینیم میتونیم جایگزین کنیم یا نه :)
در کل اونقدری که فکر میکردم حرفهای جدید نداشت و تقریبا همهی حرفهاشون رو قبلا هم گفته بودند و شنیده بودیم. اما من از تسلط yann روی موضوعات پزشکی واقعا شوکه شدم و اصلا انتظار این حجم از پراکندگی مثالها و دیدگاه عمیقش رو نداشتم. کلا هم آدم independent minded ای محسوب میشه و مخالف هم زیاد داره :)
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
X (formerly Twitter)
Nabla (@nabla_ai) on X
@RamziJelassi @techguy @ylecun @EricTopol https://t.co/45vNkAlcFU
❤5👍5
احتمالا خبر لغو قرارداد 20 میلیارد دلاری خرید فیگما توسط ادوبی رو شنیده باشید [که خداروشکر حقیقت داره]، اما آیا این رو هم میدونید که کل venture funding (سرمایهی خطرپذیری که روش گذاشتند) فقط حدود 333 میلیون دلار بوده؟! درضمن این رو هم میدونید که فیگما بخاطر لغو همین قرارداد، قراره 1 میلیارد دلار از ادوبی خسارت بگیره؟ :)
بعد از همهي این اخبار رفتم لینکدین مدیر عامل و یکی از بنیانگذاران فیگما (Dylan field) رو دیدم و باید خدمتتون عرض کنم که ایشون قبل از راهاندازی این کمپانی 10-20 میلیارد دلاری، کارآموز بوده :) اون هم نه فقط در حوزهی دیزاین، بلکه در چند حوزهی دیگه هم کارآموز بوده و بخشی از سابقهاش رو توی تصویر میبینید!
#دیزاین
@sinusealpha_channel
بعد از همهي این اخبار رفتم لینکدین مدیر عامل و یکی از بنیانگذاران فیگما (Dylan field) رو دیدم و باید خدمتتون عرض کنم که ایشون قبل از راهاندازی این کمپانی 10-20 میلیارد دلاری، کارآموز بوده :) اون هم نه فقط در حوزهی دیزاین، بلکه در چند حوزهی دیگه هم کارآموز بوده و بخشی از سابقهاش رو توی تصویر میبینید!
#دیزاین
@sinusealpha_channel
🔥6👍4❤3🤯2
کتاب build یا ساختن (نوشتهی Tony Fadell)، یکی از کتابهایی است که هر از گاهی به آن سر میزنم و امروز هم بواسطهی یک موضوعی، بخشی از آنرا ورق زدم. داشتم کتاب را میبستم که یکی از فصول دیگر آن به چشمم خورد و تصمیم گرفتم که به آن هم نگاهی بیاندازم و اینجا درموردش مینویسم.
🔹عنوان آن فصل٬ عوضیها (assholes) بود!
تونی فادل تاکید میکند که شما در سراسر مسیر شغلیتان با آدمهایی روبهرو میشوید که خصوصیات اخلاقی متفاوتی از جمله خودخواهی٬ دغلکاری و یا بیرحمی دارند. اما وجه مشترک همهی آنها «غیرقابل اعتماد بودن» است. بارها و بارها به شما و تیمتان نارو میزنند و تمام تلاششان این است که خودشان «قهرمان» به نظر برسند.
همچنین با افرادی برخورد میکنید که همکاری با آنها بسیار دشوار است. بداخلاق٬ پرسروصدا٬ پرادعا و یا اعصابخردکن هستند. بیشترین تراکم این افراد هم متاسفانه در نزدیکی راس سازمان است!
نویسنده تاکید میکند که باید ابتدا شخصیت این افراد را بشناسید تا بهترین شیوهی همکاری و یا در صورت لزوم٬ دورزدن او را انتخاب کنید.
👈در ادامه هم انواع این افراد را توضیح میدهد و به شما پیشنهاد میکنم که این چند صفحه را [که تصاویرش را در کامنتها قرار دادهام] حتما مطالعه کنید.
@sinusealpha_channel
🔹عنوان آن فصل٬ عوضیها (assholes) بود!
تونی فادل تاکید میکند که شما در سراسر مسیر شغلیتان با آدمهایی روبهرو میشوید که خصوصیات اخلاقی متفاوتی از جمله خودخواهی٬ دغلکاری و یا بیرحمی دارند. اما وجه مشترک همهی آنها «غیرقابل اعتماد بودن» است. بارها و بارها به شما و تیمتان نارو میزنند و تمام تلاششان این است که خودشان «قهرمان» به نظر برسند.
همچنین با افرادی برخورد میکنید که همکاری با آنها بسیار دشوار است. بداخلاق٬ پرسروصدا٬ پرادعا و یا اعصابخردکن هستند. بیشترین تراکم این افراد هم متاسفانه در نزدیکی راس سازمان است!
نویسنده تاکید میکند که باید ابتدا شخصیت این افراد را بشناسید تا بهترین شیوهی همکاری و یا در صورت لزوم٬ دورزدن او را انتخاب کنید.
👈در ادامه هم انواع این افراد را توضیح میدهد و به شما پیشنهاد میکنم که این چند صفحه را [که تصاویرش را در کامنتها قرار دادهام] حتما مطالعه کنید.
@sinusealpha_channel
👍15❤1🔥1
به پیشنهاد یکی از دوستان تصمیم گرفتم کانالهایی که به صورت جدی دنبالشان میکنم را معرفی کنم.
پیشاپیش لازم به ذکر هستش که این پست تبلیغ نیست و من هیچ صحبتی هم با نویسندگان این کانالها انجام ندادهام. ضمنا همهی مطالب آنها هم مورد تایید من نیستند و پیشنهاد میکنم که به چشم «صدایی در میان نویزها» آنها را ببینید.
کانال آقای مسعود زمانی:
@MasoudSharings
کانال آقای وحید فخر:
@investingfund
کانال فرهنگ معین:
@farhangemoein
کانال آقای فرید فرجی:
@gashtzaniha
کانال تنیدگی:
@tanidegi
کانال Dev Tweet:
@tweetdev
کانال آقای پیمان فخاریان:
@peymanfakharian
کانال NLP stuff:
@nlp_stuff
کانال فلسفهی دیزاین:
@Dexign
کانال مفیدات:
@Mofidot
کانال وبآموز:
@webamoozir
کانال دکتر مکری:
@DrAzarakhshMokri
کانال PsychoTaha:
@PsychoTaha
کانال آزادیجات:
@azadijat
کانال تکتوب:
@TechTube
کانال آقای محمدرضا شعبانعلی:
@bamotamem
کانال آقای علیرضا اسکندری:
@prof_eskandari
پینوشت اول: این لیست به مرور زمان تکمیل خواهد شد و هیچ ترتیبی هم بین کانالهای ذکرشده وجود ندارد.
پینوشت دوم: همهی این کانالها ساختار یکسانی ندارند و لزوما هم بهترینها نیستند. صرفا آنهایی هستند که من بیشتر دنبالشان میکنم و بنظرم محتوای ارزشمندی دارند.
👈پینوشت سوم [و مهم]: اگر کانال خوبی را میشناسید که میتواند در این لیست قرار بگیرد، لطفا در کامنتها یا به اکانت @sinusealpha اعلام کنید تا [اگر از نظر من هم مناسب بود😁] اضافهشان کنم.
@sinusealpha_channel
پیشاپیش لازم به ذکر هستش که این پست تبلیغ نیست و من هیچ صحبتی هم با نویسندگان این کانالها انجام ندادهام. ضمنا همهی مطالب آنها هم مورد تایید من نیستند و پیشنهاد میکنم که به چشم «صدایی در میان نویزها» آنها را ببینید.
کانال آقای مسعود زمانی:
@MasoudSharings
کانال آقای وحید فخر:
@investingfund
کانال فرهنگ معین:
@farhangemoein
کانال آقای فرید فرجی:
@gashtzaniha
کانال تنیدگی:
@tanidegi
کانال Dev Tweet:
@tweetdev
کانال آقای پیمان فخاریان:
@peymanfakharian
کانال NLP stuff:
@nlp_stuff
کانال فلسفهی دیزاین:
@Dexign
کانال مفیدات:
@Mofidot
کانال وبآموز:
@webamoozir
کانال دکتر مکری:
@DrAzarakhshMokri
کانال PsychoTaha:
@PsychoTaha
کانال آزادیجات:
@azadijat
کانال تکتوب:
@TechTube
کانال آقای محمدرضا شعبانعلی:
@bamotamem
کانال آقای علیرضا اسکندری:
@prof_eskandari
پینوشت اول: این لیست به مرور زمان تکمیل خواهد شد و هیچ ترتیبی هم بین کانالهای ذکرشده وجود ندارد.
پینوشت دوم: همهی این کانالها ساختار یکسانی ندارند و لزوما هم بهترینها نیستند. صرفا آنهایی هستند که من بیشتر دنبالشان میکنم و بنظرم محتوای ارزشمندی دارند.
👈پینوشت سوم [و مهم]: اگر کانال خوبی را میشناسید که میتواند در این لیست قرار بگیرد، لطفا در کامنتها یا به اکانت @sinusealpha اعلام کنید تا [اگر از نظر من هم مناسب بود😁] اضافهشان کنم.
@sinusealpha_channel
❤9👍3🤩2
خیلی از این خوشم اومد.
من چند روز پیش از یک ابزاری فقط برای یک بار استفاده کردم و بعدش از اکانتم خارج شدم. امروز (که اتفاقا کریسمس و روز تعطیل هم هست) فاندر همون اپ ایمیل زده و پرسیده که آیا با مشکلی مواجه شدی که فقط یک بار استفاده کردی؟ بعدش هم از من خواست که نگرانیهام و فیدبکهام رو براش بفرستم (توی تصویر، ایمیلش رو میبینید).
بنظرم این کار به شدت قشنگه و خیلی خوب میشه اگر همهی آدمها، اینقدر ارتباطاتشون (که اینجا صرفا ارتباط بین اپ و کاربر هستش) رو جدی بگیرند. برای حفظ ارتباطات خوب تلاش کنند و… ولی متاسفانه چیزی که در عمل میبینیم اینه که این چیزها، صرفا در حد «حرف و شعار» باقی میمونه.
بخاطر همین این پست رو گذاشتم که بگم این اپلیکیشن [که خیلی هم چیز بااهمیتی نیست]، اینقدر برای کاربرانش ارزش قائل میشه.
ما کجای کار ایم!؟
#customer_obsession
@sinusealpha_channel
من چند روز پیش از یک ابزاری فقط برای یک بار استفاده کردم و بعدش از اکانتم خارج شدم. امروز (که اتفاقا کریسمس و روز تعطیل هم هست) فاندر همون اپ ایمیل زده و پرسیده که آیا با مشکلی مواجه شدی که فقط یک بار استفاده کردی؟ بعدش هم از من خواست که نگرانیهام و فیدبکهام رو براش بفرستم (توی تصویر، ایمیلش رو میبینید).
بنظرم این کار به شدت قشنگه و خیلی خوب میشه اگر همهی آدمها، اینقدر ارتباطاتشون (که اینجا صرفا ارتباط بین اپ و کاربر هستش) رو جدی بگیرند. برای حفظ ارتباطات خوب تلاش کنند و… ولی متاسفانه چیزی که در عمل میبینیم اینه که این چیزها، صرفا در حد «حرف و شعار» باقی میمونه.
بخاطر همین این پست رو گذاشتم که بگم این اپلیکیشن [که خیلی هم چیز بااهمیتی نیست]، اینقدر برای کاربرانش ارزش قائل میشه.
ما کجای کار ایم!؟
#customer_obsession
@sinusealpha_channel
👍10❤3
در چند ماه گذشته تعدادی ژورنالکلاب برگزار کردیم و چند نفر از دوستان درخواست ویدئوی این جلسات رو داشتند.
امروز، پس از مدتها :) فرصت شد که این ویدئوها را در جایی آپلود کنم که برای همه و به صورت ساده قابل دسترس باشد و به همین دلیل، یک پلیلیست در یوتیوب ساختم. ژورنالکلابهای بعدی هم [اگر برگزار شود] در ادامهی همین لیست آپلود خواهند شد.
👈لینک:
https://youtube.com/playlist?list=PL_ncJzi2Tlh64y8k02555dxx_jq6Ij4UE&si=heD6F8D7GDgto_st
@sinusealpha_channel
امروز، پس از مدتها :) فرصت شد که این ویدئوها را در جایی آپلود کنم که برای همه و به صورت ساده قابل دسترس باشد و به همین دلیل، یک پلیلیست در یوتیوب ساختم. ژورنالکلابهای بعدی هم [اگر برگزار شود] در ادامهی همین لیست آپلود خواهند شد.
👈لینک:
https://youtube.com/playlist?list=PL_ncJzi2Tlh64y8k02555dxx_jq6Ij4UE&si=heD6F8D7GDgto_st
@sinusealpha_channel
❤4👍2🔥1