داشتم این مطلب (being a noob) رو مطالعه میکردم که دو تا جملهاش خیلی قابل تامل به نظرم اومدند و ترجیح دادم اینجا هم بنویسمشون:
1) the more of a noob you are LOCALLY, the less of a noob you are GLOBALLY.
ترجمه [تحتاللفظی]: هر چه در سطح محلی بیشتر نوب باشید، در سطح جهانی کمتر نوب هستید!
2) the feeling of being noob is INVERSELY correlated with actual ignorance.
ترجمه: احساس نوب بودن با جهل واقعی همبستگی معکوس دارد!
پینوشت: اگر نظری در این زمینه دارید، لطفا کامنت کنید. :)
@sinusealpha_channel
1) the more of a noob you are LOCALLY, the less of a noob you are GLOBALLY.
ترجمه [تحتاللفظی]: هر چه در سطح محلی بیشتر نوب باشید، در سطح جهانی کمتر نوب هستید!
2) the feeling of being noob is INVERSELY correlated with actual ignorance.
ترجمه: احساس نوب بودن با جهل واقعی همبستگی معکوس دارد!
پینوشت: اگر نظری در این زمینه دارید، لطفا کامنت کنید. :)
@sinusealpha_channel
❤4👍4🤯2
چون چندین بار پرسیده شد، تصمیم گرفتم که اینجا هم اعلام کنم.
دوستان، من وبلاگ شخصی ندارم. فقط یک خبرنامهی انگلیسی (لینک)، یک صفحهی ویرگول (لینک) و این کانال را دارم. در هیچ جای دیگری به صورت رسمی نمینویسم و فعلا قصدی هم در این زمینه ندارم.
مشخصاً شما به من لطف دارید که این را میپرسید، اما مطمئن باشید که به محض راهاندازی وبلاگ و یا هرچیز جدید، از این کانال به اطلاعتون میرسونم. :) ممنونم♥️
دوستان، من وبلاگ شخصی ندارم. فقط یک خبرنامهی انگلیسی (لینک)، یک صفحهی ویرگول (لینک) و این کانال را دارم. در هیچ جای دیگری به صورت رسمی نمینویسم و فعلا قصدی هم در این زمینه ندارم.
مشخصاً شما به من لطف دارید که این را میپرسید، اما مطمئن باشید که به محض راهاندازی وبلاگ و یا هرچیز جدید، از این کانال به اطلاعتون میرسونم. :) ممنونم♥️
❤19👍1
درصد خطای GPT-4 بر روی تسکهای متنی رادیولوژی به «زیر یک درصد» رسیده است. همچنین این مدل زبانی عمومی، بهتر از مدلهای پیشرفته و ویژهی رادیولوژی (SOTA rad. models) در برخی تسکها عمل میکند.
این مقاله با اینکه خیلی جدید نیست و مال حدوداً یک ماه پیش هستش، اما حرفاش برای من جدید بود و نخونده بودمش. اومدند یه بررسی کلی روی وضعیت عملکرد GPT-4 در تسکهای متنی رادیولوژی انجام دادند و یافتههاشون واقعا جالبه.
درصد خطای (mistake rate) این مدل، در این تسکها تقریبا صفر شده. البته دقیقاً صفر نشده و عدد دقیقاش رو توی جدول بالا میتونید مشاهده کنید. همچنین عملکرد GPT-4 از مدلهای اختصاصی رادیولوژی در بعضی از تسکها (مثل temporal sentence similarity و natural language inference) حدود ۱۰٪ بهتر بوده! این عدد، واقعا زیاده.
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
این مقاله با اینکه خیلی جدید نیست و مال حدوداً یک ماه پیش هستش، اما حرفاش برای من جدید بود و نخونده بودمش. اومدند یه بررسی کلی روی وضعیت عملکرد GPT-4 در تسکهای متنی رادیولوژی انجام دادند و یافتههاشون واقعا جالبه.
درصد خطای (mistake rate) این مدل، در این تسکها تقریبا صفر شده. البته دقیقاً صفر نشده و عدد دقیقاش رو توی جدول بالا میتونید مشاهده کنید. همچنین عملکرد GPT-4 از مدلهای اختصاصی رادیولوژی در بعضی از تسکها (مثل temporal sentence similarity و natural language inference) حدود ۱۰٪ بهتر بوده! این عدد، واقعا زیاده.
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
❤7🔥3
سینوسِ آلفا
درصد خطای GPT-4 بر روی تسکهای متنی رادیولوژی به «زیر یک درصد» رسیده است. همچنین این مدل زبانی عمومی، بهتر از مدلهای پیشرفته و ویژهی رادیولوژی (SOTA rad. models) در برخی تسکها عمل میکند. این مقاله با اینکه خیلی جدید نیست و مال حدوداً یک ماه پیش هستش،…
توی این گزارش مایکروسافت [که دیروز منتشر شده] هم میتونید توضیحات بیشتر و بهتری رو راجع به این مقاله و کلا این موضوع بخونید.
مثلا این حرف واقعا باحال و مهمه:
"Our extensive error analysis with a board-certified radiologist shows GPT-4 has a sufficient level of radiology knowledge with only occasional errors in the complex contexts that require nuanced domain knowledge."
ترجمه: ما خطاهای GPT-4 را با یک رادیولوژیست board-certified به صورت گسترده بررسی کردیم و مشخص شد که این مدل دانش کافیای در رادیولوژی دارد، اما گاهی اشتباهات وابسته به موقعیت انجام میدهد و نیازمند دانش زمینهای و بسته به شرایط است.
پینوشت: متوجه هستید که یه رادیولوژیست این حرفها رو زده!؟ :)))
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
مثلا این حرف واقعا باحال و مهمه:
"Our extensive error analysis with a board-certified radiologist shows GPT-4 has a sufficient level of radiology knowledge with only occasional errors in the complex contexts that require nuanced domain knowledge."
ترجمه: ما خطاهای GPT-4 را با یک رادیولوژیست board-certified به صورت گسترده بررسی کردیم و مشخص شد که این مدل دانش کافیای در رادیولوژی دارد، اما گاهی اشتباهات وابسته به موقعیت انجام میدهد و نیازمند دانش زمینهای و بسته به شرایط است.
پینوشت: متوجه هستید که یه رادیولوژیست این حرفها رو زده!؟ :)))
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
🔥3🤯2👍1
توی مطلب بالا، یه لینک به یه مطلب راجع به Empathy مدلهای هوش مصنوعی پیدا کردم که آقای Peter Lee اون رو نوشته.
یه بخشی از این مطلب رو توی تصویر بالا مشاهده میکنید. داستان از این قراره که دوست یکی از همکارانش به سرطان لوزالمعده مبتلا شده و پزشک از اون فرد خواسته که درمورد گزینههای درمانی بیمار با او حرف بزنه. این آقا هم اومده از GPT-4 پرسیده که چطوری این خبر بد رو به دوستم بگم. GPT-4 هم راهنماییش کرده و مثل اینکه خیلی هم مفید بوده.
در انتهای صحبتش هم از مدل تشکر کرده و مدل [که توی نقش empatheticاش خیلی خوب فرو رفته :))) ] این جواب رو بهش داده:
“You’re welcome, but what about you? Are you getting everything you need? How are you feeling and holding up through this?"
در ادامه هم میگه که مطالعه شده و نشون دادند که GPT-4 واقعا توانایی «همدلی» خیلی بیشتری از پزشکان داره و این خیلی خوبه! :)
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
یه بخشی از این مطلب رو توی تصویر بالا مشاهده میکنید. داستان از این قراره که دوست یکی از همکارانش به سرطان لوزالمعده مبتلا شده و پزشک از اون فرد خواسته که درمورد گزینههای درمانی بیمار با او حرف بزنه. این آقا هم اومده از GPT-4 پرسیده که چطوری این خبر بد رو به دوستم بگم. GPT-4 هم راهنماییش کرده و مثل اینکه خیلی هم مفید بوده.
در انتهای صحبتش هم از مدل تشکر کرده و مدل [که توی نقش empatheticاش خیلی خوب فرو رفته :))) ] این جواب رو بهش داده:
“You’re welcome, but what about you? Are you getting everything you need? How are you feeling and holding up through this?"
در ادامه هم میگه که مطالعه شده و نشون دادند که GPT-4 واقعا توانایی «همدلی» خیلی بیشتری از پزشکان داره و این خیلی خوبه! :)
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
❤7👍3
این رویداد شدیداً پیشنهاد میشه!
بحث توضیحپذیری و تفسیر پذیری، تقریباً مهمترین بحث هوش مصنوعی در پزشکی (که جدیداً بهش dilemma هم میگن) هستش. این موضوع به قدری مهمه که حل اون، میتونه انفجاری رو در میزان استفادهی بیمارستانها از مدلهای هوش مصنوعی به وجود بیاره. مهمانان هم نیازی به تعریف ندارند و میشناسیدشون.
لینک registration:
https://www.linkedin.com/video/event/urn:li:ugcPost:7130919014649729026
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
بحث توضیحپذیری و تفسیر پذیری، تقریباً مهمترین بحث هوش مصنوعی در پزشکی (که جدیداً بهش dilemma هم میگن) هستش. این موضوع به قدری مهمه که حل اون، میتونه انفجاری رو در میزان استفادهی بیمارستانها از مدلهای هوش مصنوعی به وجود بیاره. مهمانان هم نیازی به تعریف ندارند و میشناسیدشون.
لینک registration:
https://www.linkedin.com/video/event/urn:li:ugcPost:7130919014649729026
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
👍6❤2🔥1
بخش سوم و پایانی این سری از نوشتهها هم منتشر شد!
در این بخش به منابعی برای مسیر خودیادگیری موضوعات MBA پرداختم. این مطلب کمی طولانیست و لیست زیر، احتمالا در یافتن بخش مورد نیازتان مفید باشد.
فهرست:
— منابع MBA
مهارتهای نرم • ابزارها • مباحث عمومی دیگر
— منابع استارتاپی
یک هشدار مهم! • المپیاد کارآفرینی • تشخیص منبع خوب از غیرخوب • موضوعاتی که «بهتر است» یاد بگیرید! • کتابهایی که «بهتر است» بخوانید! • افرادی که «بهتر است» دنبالشان کنید!
👈🏻لینک:
https://vrgl.ir/rSakg
پینوشت: واقعا خوشحالم و خیالم راحت شد که نوشتن این مطلب به پایان رسید! شاید بعدا ازش بعنوان یکی از مفیدترین کارای ۲۱ سالگیم یاد کنم. :)))
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
در این بخش به منابعی برای مسیر خودیادگیری موضوعات MBA پرداختم. این مطلب کمی طولانیست و لیست زیر، احتمالا در یافتن بخش مورد نیازتان مفید باشد.
فهرست:
— منابع MBA
مهارتهای نرم • ابزارها • مباحث عمومی دیگر
— منابع استارتاپی
یک هشدار مهم! • المپیاد کارآفرینی • تشخیص منبع خوب از غیرخوب • موضوعاتی که «بهتر است» یاد بگیرید! • کتابهایی که «بهتر است» بخوانید! • افرادی که «بهتر است» دنبالشان کنید!
👈🏻لینک:
https://vrgl.ir/rSakg
پینوشت: واقعا خوشحالم و خیالم راحت شد که نوشتن این مطلب به پایان رسید! شاید بعدا ازش بعنوان یکی از مفیدترین کارای ۲۱ سالگیم یاد کنم. :)))
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
❤11👍1🤩1
این مقاله که دیروز توی nature چاپ شده، دو تا حرف خیلی مهم داره.
مورد اول اینکه مدلهای زبانی بزرگ میتونن به زودی به ابزاری «ضروری» برای تشخیص بیماریها تبدیل بشن و برای محافظت از حریم خصوصی افراد، خود «متخصصان پزشکی» باید توسعه و استقرار چنین مدلهایی [که باید اپنسورس باشند] رو هدایت کنند!
مورد دوم هم اینکه اومده میزان سرمایهگذاری بخش خصوصی در تاثیر هوش مصنوعی بر صنایع مختلف رو بررسی کرده و صنعت سلامت، «بیشترین میزان سرمایهگذاری» رو داشته! علت اینکه هر کی هر جا میخواد یه مفهوم سادهی هوشمصنوعی رو توضیح بده و به تشخیص سرطان و سیتی اسکن و... اشاره میکنه هم همینه. دلایل این موضوع هم زیاده و شاید بعدا درموردش نوشتم.
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
مورد اول اینکه مدلهای زبانی بزرگ میتونن به زودی به ابزاری «ضروری» برای تشخیص بیماریها تبدیل بشن و برای محافظت از حریم خصوصی افراد، خود «متخصصان پزشکی» باید توسعه و استقرار چنین مدلهایی [که باید اپنسورس باشند] رو هدایت کنند!
مورد دوم هم اینکه اومده میزان سرمایهگذاری بخش خصوصی در تاثیر هوش مصنوعی بر صنایع مختلف رو بررسی کرده و صنعت سلامت، «بیشترین میزان سرمایهگذاری» رو داشته! علت اینکه هر کی هر جا میخواد یه مفهوم سادهی هوشمصنوعی رو توضیح بده و به تشخیص سرطان و سیتی اسکن و... اشاره میکنه هم همینه. دلایل این موضوع هم زیاده و شاید بعدا درموردش نوشتم.
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
👍7❤2
🔹تیمهای ریموت ایدههای غیرمنتظره و مخرب کمتری میدهند!
این مقاله که دو روز پیش توی nature چاپ شده هم سر و صدای زیادی به پا کرده. نویسندهها اومدند ۲۰ میلیون مقالهی تحقیقاتی رو ۴ میلیون درخواست ثبت اختراع رو در سراسر جهان بررسی کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که:
"despite striking improvements in digital technology in recent years, remote teams are less likely to integrate the knowledge of their members to produce new, disruptive ideas."
پینوشت: کلا از بعد از کرونا بحث کار ریموت یا غیر ریموت و مزایا و معایب هر دو خیلی داغه و هر سری هم یه سری نتایج متفاوت ارائه میشه. این هم یک نمونهی دیگه است :))
@sinusealpha_channel
این مقاله که دو روز پیش توی nature چاپ شده هم سر و صدای زیادی به پا کرده. نویسندهها اومدند ۲۰ میلیون مقالهی تحقیقاتی رو ۴ میلیون درخواست ثبت اختراع رو در سراسر جهان بررسی کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که:
"despite striking improvements in digital technology in recent years, remote teams are less likely to integrate the knowledge of their members to produce new, disruptive ideas."
پینوشت: کلا از بعد از کرونا بحث کار ریموت یا غیر ریموت و مزایا و معایب هر دو خیلی داغه و هر سری هم یه سری نتایج متفاوت ارائه میشه. این هم یک نمونهی دیگه است :))
@sinusealpha_channel
👍5❤3
🔹رشد نمایی تعداد مقالات مرتبط با هوش مصنوعی!
این مقاله که چند وقت پیش منتشر شده بود به این موضوع پرداخته که آیندهی تحقیقات هوش مصنوعی به چه شکل خواهد بود و این نمودار رو بعنوان بررسی تعداد مقالات این حیطه در سی سال اخیر معرفی کرده.
هر چی بیشتر میگذره، بیشتر به این جملهی naval میرسم که:
"All the returns in life, whether in wealth, relationships, or KNOWLEDGE, come from compound interest."
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
این مقاله که چند وقت پیش منتشر شده بود به این موضوع پرداخته که آیندهی تحقیقات هوش مصنوعی به چه شکل خواهد بود و این نمودار رو بعنوان بررسی تعداد مقالات این حیطه در سی سال اخیر معرفی کرده.
هر چی بیشتر میگذره، بیشتر به این جملهی naval میرسم که:
"All the returns in life, whether in wealth, relationships, or KNOWLEDGE, come from compound interest."
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
🔥4👍2❤1
سینوسِ آلفا
#بلاگ #هوش_مصنوعی 🔹مدل “ChatGPT” اگه توی روزهای گذشته توییتر (انگلیسی) رو اسکرول کرده باشید، احتمالا به تعجب کاربران (حتی افراد مشهور) از مدل ChatGPT برخوردید! در این بلاگ سعی کردم خلاصهای از واکنشهای کاربران رو در کنار معرفی اجمالی این مدل بنویسم و…
🔹یک سال از نوشتن این مطلب گذشت!
توی این پست، قراره داستان نوشتناش رو براتون تعریف کنم. البته ممکنه براتون تعریف کرده باشم، یا خودتون بخشی از داستان باشید. اما این داستان، یکی از جالبترین تجربههای من در یک سال اخیر محسوب میشه. چرا که یکجورهایی عامل شروع جدیتری شد بر «نوشتن»ام.
سر کلاس نشسته بودم. یه درس عمومی داشتیم و کلاس، اصلا جذاب نبود. من داشتم توییتر [انگلیسی] رو میچرخیدم و همینطور که داشتم توییتهای مردم رو میخوندم، متوجه کلمهی عجیبی شدم که معنیاش رو نمیدونستم. راستش این اتفاق توی توییتر زیاد میافته! :)) اون کلمه، ChatGPT بود. اینقدر میگفتند که چقدر باحاله، چه کارای جالبی میکنه و... که تصمیم گرفتم درموردش سرچ کنم.
سرچام رو مثل همیشه با عبارت «ChatGPT چیست؟» در گوگل شروع کردم. اما یک چیز واقعا عجیب بود. هیچ محتوایی وجود نداشت. حتی یک وبسایت فارسی هم درمورد این موضوع محتوایی نداشت. دقت کنید که اون موقع فقط چند ساعت از انتشار ChatGPT گذشته بود.
من که توی گوگل چیزی به زبان فارسی [که بتونم راحت بفهممش] پیدا نکرده بودم.ث، تصمیم گرفتم از سرچ تلگرام کمک بگیرم. توی تلگرام عبارت ChatGPT رو سرچ کردم و باز هم هیچ چیزی پیدا نشد. انگار برای هیچکس اهمیت نداشت که همچین اتفاقی افتاده! [اما اگر الان توی تلگرامتون این واژه رو سرچ کنید، احتمالا تعداد نتایج نامحدود باشند.]
آره خلاصه، هیچ چیزی پیدا نشد و من هم ناامیدانه مجبور شدم با همون محتواهای سختفهم انگلیسی کنار بیام. واقعاً قابل فهم نبودند. هر کسی به هر مدلی که دوست داشت، فقط تعجبش رو نشون میداد و چند دقیقه طول میکشید تا بفهمم طرف تعجب کرده یا یه حرف بدی زده :)) کسی واقعا نمیدونست قضیه چیه. همه فقط متعجب بودند. ولی خب از بین اون توییتهای تعجبآمیز، حرفهای جالب و مفیدی هم پیدا میشد و تصمیم گرفتم بنویسمشون. روی کاغذ.
یک کاغذ A5 رو گذاشتم روی میز و شروع کردم به نوشتن. هر چیزی که از توییتهای مردم متوجه میشدم رو به فارسی نوشتم. پشت و روی کاغذ پر شد و من هم خیلی هیجانزده بودم. از یک طرف باورم نمیشد که همچین چیزی ساخته شده، از یک طرف هم نمیتونستم باور کنم که چرا هیچ محتوای فارسیای در این زمینه وجود نداره!
آخر هفته بود و یکی دو روز به این قضیهها فکر کردم. این سوال که «چرا هیچ کس براش مهم نیست؟» واقعا اذیتام میکرد. شنبه صبح همهی اون چیزهایی که از توییتهای مردم فهمیده بودم رو سر کلاس دانشگاه برای چند نفر از دوستانم تعریف کردم و نوشتههام رو روی تختهی کلاس هم نوشتم. :) اونها هم باورشون نمیشد و خیلی هیجانزده شدند.
من که دیدم واقعا آدمها از شنیدن همچین داستانهایی خوششون میاد، تصمیم گرفتم که به صورت منسجم بنویسماش و نوشتهام رو منتشر کنم. علت خاصی هم نداشتم. صرفا میدونستم که این مطلب «باید» نوشته و منتشر بشه.
در زمان انتشار هم به ندرت مطلب فارسی درمورد ChatGPT پیدا میشد. چند نفر به زبان فارسی تعجب کرده بودند و همین. من مطلب رو توی ویرگول نوشتم و منتشر کردم و لینکش رو هم جاهای مختلف گذاشتم و بعد از چند ساعت، رفتم سراغش. اصلا باورم نمیشد. استقبال فراتر از حد تصورم بود. یه آدمهایی بهم پیام میدادند و از مطلبم خوششون اومده بود که جزو قهرمانان زندگیم محسوب میشدند :)))
آره خلاصه، استقبال آدمها خیلی خوب بود و من هم از این قضیه خوشحال بودم. این شد که تصمیم گرفتم همون دیدگاه رو در ادامه هم داشته باشم. یعنی چیزی رو بگم و یا بنویسم که قبلا کسی نگفته و ننوشته و این حرکت، واقعا جواب داد. آدمها، برای حرفهای جدید و مفید، ارزش خیلی ویژهای قائلاند و این کل فکر من موقع نوشتن بود. بعداً به کارهای دیگه هو توسعهاش دادم.
البته من قبل از این مطلب هم مطالب دیگری رو نوشته بودم. اما تا اون زمان، اینقدر از نوشتنام استقبال نشده بود و اینقدر حس مفیدبودن نکرده بودم. به این شد که تصمیم گرفتم نوشتن رو ادامه بدم و این کانال رو هم جدیتر گرفتم. خوشبختانه نتیجهی بدی هم نداد و همچنان دارم این مسیر بامزه و جالب رو ادامه میدم.
پایان. :)
@sinusealpha_channel
توی این پست، قراره داستان نوشتناش رو براتون تعریف کنم. البته ممکنه براتون تعریف کرده باشم، یا خودتون بخشی از داستان باشید. اما این داستان، یکی از جالبترین تجربههای من در یک سال اخیر محسوب میشه. چرا که یکجورهایی عامل شروع جدیتری شد بر «نوشتن»ام.
سر کلاس نشسته بودم. یه درس عمومی داشتیم و کلاس، اصلا جذاب نبود. من داشتم توییتر [انگلیسی] رو میچرخیدم و همینطور که داشتم توییتهای مردم رو میخوندم، متوجه کلمهی عجیبی شدم که معنیاش رو نمیدونستم. راستش این اتفاق توی توییتر زیاد میافته! :)) اون کلمه، ChatGPT بود. اینقدر میگفتند که چقدر باحاله، چه کارای جالبی میکنه و... که تصمیم گرفتم درموردش سرچ کنم.
سرچام رو مثل همیشه با عبارت «ChatGPT چیست؟» در گوگل شروع کردم. اما یک چیز واقعا عجیب بود. هیچ محتوایی وجود نداشت. حتی یک وبسایت فارسی هم درمورد این موضوع محتوایی نداشت. دقت کنید که اون موقع فقط چند ساعت از انتشار ChatGPT گذشته بود.
من که توی گوگل چیزی به زبان فارسی [که بتونم راحت بفهممش] پیدا نکرده بودم.ث، تصمیم گرفتم از سرچ تلگرام کمک بگیرم. توی تلگرام عبارت ChatGPT رو سرچ کردم و باز هم هیچ چیزی پیدا نشد. انگار برای هیچکس اهمیت نداشت که همچین اتفاقی افتاده! [اما اگر الان توی تلگرامتون این واژه رو سرچ کنید، احتمالا تعداد نتایج نامحدود باشند.]
آره خلاصه، هیچ چیزی پیدا نشد و من هم ناامیدانه مجبور شدم با همون محتواهای سختفهم انگلیسی کنار بیام. واقعاً قابل فهم نبودند. هر کسی به هر مدلی که دوست داشت، فقط تعجبش رو نشون میداد و چند دقیقه طول میکشید تا بفهمم طرف تعجب کرده یا یه حرف بدی زده :)) کسی واقعا نمیدونست قضیه چیه. همه فقط متعجب بودند. ولی خب از بین اون توییتهای تعجبآمیز، حرفهای جالب و مفیدی هم پیدا میشد و تصمیم گرفتم بنویسمشون. روی کاغذ.
یک کاغذ A5 رو گذاشتم روی میز و شروع کردم به نوشتن. هر چیزی که از توییتهای مردم متوجه میشدم رو به فارسی نوشتم. پشت و روی کاغذ پر شد و من هم خیلی هیجانزده بودم. از یک طرف باورم نمیشد که همچین چیزی ساخته شده، از یک طرف هم نمیتونستم باور کنم که چرا هیچ محتوای فارسیای در این زمینه وجود نداره!
آخر هفته بود و یکی دو روز به این قضیهها فکر کردم. این سوال که «چرا هیچ کس براش مهم نیست؟» واقعا اذیتام میکرد. شنبه صبح همهی اون چیزهایی که از توییتهای مردم فهمیده بودم رو سر کلاس دانشگاه برای چند نفر از دوستانم تعریف کردم و نوشتههام رو روی تختهی کلاس هم نوشتم. :) اونها هم باورشون نمیشد و خیلی هیجانزده شدند.
من که دیدم واقعا آدمها از شنیدن همچین داستانهایی خوششون میاد، تصمیم گرفتم که به صورت منسجم بنویسماش و نوشتهام رو منتشر کنم. علت خاصی هم نداشتم. صرفا میدونستم که این مطلب «باید» نوشته و منتشر بشه.
در زمان انتشار هم به ندرت مطلب فارسی درمورد ChatGPT پیدا میشد. چند نفر به زبان فارسی تعجب کرده بودند و همین. من مطلب رو توی ویرگول نوشتم و منتشر کردم و لینکش رو هم جاهای مختلف گذاشتم و بعد از چند ساعت، رفتم سراغش. اصلا باورم نمیشد. استقبال فراتر از حد تصورم بود. یه آدمهایی بهم پیام میدادند و از مطلبم خوششون اومده بود که جزو قهرمانان زندگیم محسوب میشدند :)))
آره خلاصه، استقبال آدمها خیلی خوب بود و من هم از این قضیه خوشحال بودم. این شد که تصمیم گرفتم همون دیدگاه رو در ادامه هم داشته باشم. یعنی چیزی رو بگم و یا بنویسم که قبلا کسی نگفته و ننوشته و این حرکت، واقعا جواب داد. آدمها، برای حرفهای جدید و مفید، ارزش خیلی ویژهای قائلاند و این کل فکر من موقع نوشتن بود. بعداً به کارهای دیگه هو توسعهاش دادم.
البته من قبل از این مطلب هم مطالب دیگری رو نوشته بودم. اما تا اون زمان، اینقدر از نوشتنام استقبال نشده بود و اینقدر حس مفیدبودن نکرده بودم. به این شد که تصمیم گرفتم نوشتن رو ادامه بدم و این کانال رو هم جدیتر گرفتم. خوشبختانه نتیجهی بدی هم نداد و همچنان دارم این مسیر بامزه و جالب رو ادامه میدم.
پایان. :)
@sinusealpha_channel
❤13👍4🤩3🔥1
Gmail - Greetings.pdf
154.8 KB
واقعا سطح کلاهبرداریها به یه جایی رسیده که برام قابل باور نیست! نمیدونم بخندم یا چی. اینجا share کردم تا شما هم با این پدیدهی عجیب و خندهدار آشنا بشید.
طرف از آمریکا با یه اکانت ظاهراً رسمی بهم ایمیل زده و میگه موکلم اسمش جاوید مرادی [فامیلی یکسان با من] بوده و چند سال پیش توی یه حادثه فوت کرده و من دنبال خانوادهاش هستم که ۲۵ میلیون دلار ارث رو با اونها نصف کنم. :))))
بعد میگه هفته پیش یه دونه اخطاریه دریافت کردم و اگه تا ۲۱ روز آینده این پول رو به اونها نرسونم دولت آمریکا مصادرهاش میکنه. :)))
این فایل هم پرینت ایمیلهای طرف هستش و میتونید دقیق بررسی کنید که چقدر خوب و حرفهای بنظر میاد، ولی حس میکنم شناخت خوبی از ما ایرانیها نداره :)))
طرف از آمریکا با یه اکانت ظاهراً رسمی بهم ایمیل زده و میگه موکلم اسمش جاوید مرادی [فامیلی یکسان با من] بوده و چند سال پیش توی یه حادثه فوت کرده و من دنبال خانوادهاش هستم که ۲۵ میلیون دلار ارث رو با اونها نصف کنم. :))))
بعد میگه هفته پیش یه دونه اخطاریه دریافت کردم و اگه تا ۲۱ روز آینده این پول رو به اونها نرسونم دولت آمریکا مصادرهاش میکنه. :)))
این فایل هم پرینت ایمیلهای طرف هستش و میتونید دقیق بررسی کنید که چقدر خوب و حرفهای بنظر میاد، ولی حس میکنم شناخت خوبی از ما ایرانیها نداره :)))
😁11🤯6👍2
این ترسناکترین چیزیه که توی یک ماه اخیر دیدم!
🔹عملکرد پزشک مجهز به هوش مصنوعی، از عملکرد خود هوش مصنوعی کمتره!
این مقاله که چند روز پیش از طرف google deepmind توی arxive منتشر شده، اومده اثبات کرده که [برای تهیهی لیست تشخیص افتراقیها] نتیجهی کار یک مدل هوش مصنوعی بدون دخالت انسان، بهتر از نتیجهی کار انسانی هستش که از همون هوش مصنوعی کمک میگیره!
نموداری که توی تصویر میبینید هم از روی دادههای همون مقاله رسم شده است. عکس مقاله رو هم گذاشتم و دیدن اسم دو تا ایرانی اون وسط، برام جذاب بود. :)
قضیه ایناز این قراره که اومدند تعداد زیادی از کیسهای چالشی و سخت رو به ۲۰ تا پزشک دادند و ازشون خواستند که تشخیص افتراقی (differential diagnosis) بذارن. توی پست بعدی این قضیه رو با جزئیات بیشتری توضیح میدم.
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
🔹عملکرد پزشک مجهز به هوش مصنوعی، از عملکرد خود هوش مصنوعی کمتره!
این مقاله که چند روز پیش از طرف google deepmind توی arxive منتشر شده، اومده اثبات کرده که [برای تهیهی لیست تشخیص افتراقیها] نتیجهی کار یک مدل هوش مصنوعی بدون دخالت انسان، بهتر از نتیجهی کار انسانی هستش که از همون هوش مصنوعی کمک میگیره!
نموداری که توی تصویر میبینید هم از روی دادههای همون مقاله رسم شده است. عکس مقاله رو هم گذاشتم و دیدن اسم دو تا ایرانی اون وسط، برام جذاب بود. :)
قضیه ایناز این قراره که اومدند تعداد زیادی از کیسهای چالشی و سخت رو به ۲۰ تا پزشک دادند و ازشون خواستند که تشخیص افتراقی (differential diagnosis) بذارن. توی پست بعدی این قضیه رو با جزئیات بیشتری توضیح میدم.
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
👍6❤2🤯2😁1
یک بار پزشکان به تنهایی این کار رو انجام دادند و عملکردشون رو توی ستون سوم [از سمت راست] میبینید. یک بار با کمک سرچ (توی سایتهایی مثل آپتودیت و پابمد) این کار رو انجام دادند و عملکردشون رو توی ستون دوم میبینید.
یک بار هم به کمک هوش مصنوعی این کار رو انجام دادند و عملکردشون رو توی ستون اول میبینید. :)
اما یک بار هم خود هوش مصنوعی این کار رو کرده و عملکردش رو در سمت چپ میبینید. اما اگر عملکرد اون رو با تمام حالتهای قبلی مقایسه کنید، میبینید که بهتر از اونهاست!
👈اگر خیلی خیلی ساده بخوام بگم، دخالت پزشک باعث خرابشدن کار میشه و بهتره کلا دخالت نکنه! نتیجهاش هم اینکه باید جمع کنیم بریم :)
پینوشت: اون «باید جمع کنیم بریم» جدی نیست و سعی میکنم که بعداً درمورد نقش پزشک و آیندهی پزشکان بیشتر بنویسم.
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
یک بار هم به کمک هوش مصنوعی این کار رو انجام دادند و عملکردشون رو توی ستون اول میبینید. :)
اما یک بار هم خود هوش مصنوعی این کار رو کرده و عملکردش رو در سمت چپ میبینید. اما اگر عملکرد اون رو با تمام حالتهای قبلی مقایسه کنید، میبینید که بهتر از اونهاست!
👈اگر خیلی خیلی ساده بخوام بگم، دخالت پزشک باعث خرابشدن کار میشه و بهتره کلا دخالت نکنه! نتیجهاش هم اینکه باید جمع کنیم بریم :)
پینوشت: اون «باید جمع کنیم بریم» جدی نیست و سعی میکنم که بعداً درمورد نقش پزشک و آیندهی پزشکان بیشتر بنویسم.
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
👍4🤯3❤1
هر ذرهای از پیشرفت AI، بحث جایگزین شدن پزشکان رو باز میکنه و اینجا، میخوام یه کمی درموردش بنویسم.
یادتون میاد یه زمانی این حرف خیلی باب شده بود که «پزشک با هوش مصنوعی جایگزین نمیشه ولی پزشکی که میتونه با هوش مصنوعی کار کنه، جایگزین پزشکی میشه که نمیتونه»!؟
این حرف رو هنوز عدهی زیادی قبول دارند. علتش رو هم تا حدی میفهمم. اما خب متاسفانه، دیگه حرف خیلی قدیمی و نادرستی محسوب میشه!
چند وقت پیش هم توی یک جلسهای، یک نفر این حرف رو مطرح کرد و من گفتم که بنظرم خیلی درست نیست. ولی چون مستندات خوبی برای حرفم نداشتم، قضیه رو باز نکردم.
اما الان که این مقاله منتشر شده و یواش یواش، بیشتر هم از این مدل نتایج خواهیم دید، میشه دیگه خیلی راحت حرف بالا رو رد کرد و اینطوری گفت که «بسیاری از حیطههای پزشکی بهتر است که به طور کامل به هوش مصنوعی سپرده بشوند.»
حالا اینکه اون مسئولیت پذیری ما در برابر عملکرد ضعیفمون چقدر برامون ارزش داره و اختلاف عملکرد ما با هوش مصنوعی دقیقا چقدر هستش تعیین میکنه که باید چه تصمیمی گرفته بشه.
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
یادتون میاد یه زمانی این حرف خیلی باب شده بود که «پزشک با هوش مصنوعی جایگزین نمیشه ولی پزشکی که میتونه با هوش مصنوعی کار کنه، جایگزین پزشکی میشه که نمیتونه»!؟
این حرف رو هنوز عدهی زیادی قبول دارند. علتش رو هم تا حدی میفهمم. اما خب متاسفانه، دیگه حرف خیلی قدیمی و نادرستی محسوب میشه!
چند وقت پیش هم توی یک جلسهای، یک نفر این حرف رو مطرح کرد و من گفتم که بنظرم خیلی درست نیست. ولی چون مستندات خوبی برای حرفم نداشتم، قضیه رو باز نکردم.
اما الان که این مقاله منتشر شده و یواش یواش، بیشتر هم از این مدل نتایج خواهیم دید، میشه دیگه خیلی راحت حرف بالا رو رد کرد و اینطوری گفت که «بسیاری از حیطههای پزشکی بهتر است که به طور کامل به هوش مصنوعی سپرده بشوند.»
حالا اینکه اون مسئولیت پذیری ما در برابر عملکرد ضعیفمون چقدر برامون ارزش داره و اختلاف عملکرد ما با هوش مصنوعی دقیقا چقدر هستش تعیین میکنه که باید چه تصمیمی گرفته بشه.
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
👍11❤3
🔹داستان e/acc و e/a چیه؟
هرگز فکر نمیکردم قضیه اینقدر جدی باشه!
تقریبا کل دنیا به دو دستهی e/acc و e/a تقسیم شدهاند و یکجورهایی میشه فرقههای جدید بینالمللی نامگذاریشون کرد. من خیلی دقیق نمیشناختمشون، اما وقتی این مطلب رو خوندم فهمیدم که قضیه خیلی جدی هستش و میشه اوضاع رو به یک «جنگ» تشبیه کرد.
خب بیایید توضیح بدم که قضیه چیه. e/acc یا effective accelerationalism (شتابدادن موثر) یه فرقهست که توسط basedbeffjezos و چند نفر دیگه راهاندازی شده (جدی به خودشون میگن فاندر!) و توسط یکسری از آدمها مثل لری پیج [تا حدی] حمایت میشه.
هدفشون هم رشد روزافزون هوش مصنوعی به صورت open source [و کلا پیشرفت تکنولوژی] هستش. بیشتر آدمهای فنی و البته نویسندهی این مطلب هم مشخصا جزو این گروه محسوب میشوند.
اما e/a یا effective alturism (نوعدوستی موثر) که اسم جالبتری هم داره، فرقهی متضاد و مقابل فرقهی قبلی محسوب میشه. این گروه نظرشون اینه که پیشرفت هوش مصنوعی، میتونه آسیبهای زیادی رو به انسانها بزنه. بحث alignment رو همینها درست کردند و البته توسط افرادی مانند ایلان ماسک به شدت حمایت میشوند [اما خب خود ایلان یکجورهایی اعمالاش با حرفهاش یکسان نیست].
طبق نظر نویسندهی این مطلب [که کمی اغراقشده است] این گروه مهمترین مشکل جهان رو بهوجود اومدن آخرالزمان حاصل از هوش مصنوعی عمومی (AGI) میدونند و ۵۰۰ میلیون دلار هزینه کردهاند که این موضوع، توی رسانهها بزرگتر جلوه داده بشه! (صحتش رو مطمئن نیستم)
من هنوز هیچ نظری راجع به اینها ندارم و اصلا هم نمیشناسمشون و صرفا بحثهاشون توی توییتر خیلی برام جالب بود. ممکنه چیزهایی هم که گفتم خیلی دقیق نباشند. اما بحث به شدت داغه، به حدی که هر کدوم از آدمهای این فرقهها با نوشتن e/acc یا e/a کنار اسمشون، به عقیدهشون هم اشاره میکنند!
سر همین موضوع، خیلی دارم به حاکمیت عقاید مختلف توی «شرایطی که از هر نظر تامین باشیم» و روشهایی که آدمها براش اتخاذ میکنند فکر میکنم. همچنین خیلی برام جالبه که آدما به رقابت کمپانیها فکر میکنند، در صورتی که رقابت اصلی، بین عقاید و نظرات مختلفه و کمپانیهای همسو، دیر یا زود با هم همراه میشوند.
پینوشت: اوضاع عجیبیه کلا و اطلاعات درست رو به سختی میشه پیدا کرد. اگر در این مورد مطالعه داشتهاید، لطفا به من هم اطلاعات بدید که به شدت کنجکاو این موضوعام! :)))
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
هرگز فکر نمیکردم قضیه اینقدر جدی باشه!
تقریبا کل دنیا به دو دستهی e/acc و e/a تقسیم شدهاند و یکجورهایی میشه فرقههای جدید بینالمللی نامگذاریشون کرد. من خیلی دقیق نمیشناختمشون، اما وقتی این مطلب رو خوندم فهمیدم که قضیه خیلی جدی هستش و میشه اوضاع رو به یک «جنگ» تشبیه کرد.
خب بیایید توضیح بدم که قضیه چیه. e/acc یا effective accelerationalism (شتابدادن موثر) یه فرقهست که توسط basedbeffjezos و چند نفر دیگه راهاندازی شده (جدی به خودشون میگن فاندر!) و توسط یکسری از آدمها مثل لری پیج [تا حدی] حمایت میشه.
هدفشون هم رشد روزافزون هوش مصنوعی به صورت open source [و کلا پیشرفت تکنولوژی] هستش. بیشتر آدمهای فنی و البته نویسندهی این مطلب هم مشخصا جزو این گروه محسوب میشوند.
اما e/a یا effective alturism (نوعدوستی موثر) که اسم جالبتری هم داره، فرقهی متضاد و مقابل فرقهی قبلی محسوب میشه. این گروه نظرشون اینه که پیشرفت هوش مصنوعی، میتونه آسیبهای زیادی رو به انسانها بزنه. بحث alignment رو همینها درست کردند و البته توسط افرادی مانند ایلان ماسک به شدت حمایت میشوند [اما خب خود ایلان یکجورهایی اعمالاش با حرفهاش یکسان نیست].
طبق نظر نویسندهی این مطلب [که کمی اغراقشده است] این گروه مهمترین مشکل جهان رو بهوجود اومدن آخرالزمان حاصل از هوش مصنوعی عمومی (AGI) میدونند و ۵۰۰ میلیون دلار هزینه کردهاند که این موضوع، توی رسانهها بزرگتر جلوه داده بشه! (صحتش رو مطمئن نیستم)
من هنوز هیچ نظری راجع به اینها ندارم و اصلا هم نمیشناسمشون و صرفا بحثهاشون توی توییتر خیلی برام جالب بود. ممکنه چیزهایی هم که گفتم خیلی دقیق نباشند. اما بحث به شدت داغه، به حدی که هر کدوم از آدمهای این فرقهها با نوشتن e/acc یا e/a کنار اسمشون، به عقیدهشون هم اشاره میکنند!
سر همین موضوع، خیلی دارم به حاکمیت عقاید مختلف توی «شرایطی که از هر نظر تامین باشیم» و روشهایی که آدمها براش اتخاذ میکنند فکر میکنم. همچنین خیلی برام جالبه که آدما به رقابت کمپانیها فکر میکنند، در صورتی که رقابت اصلی، بین عقاید و نظرات مختلفه و کمپانیهای همسو، دیر یا زود با هم همراه میشوند.
پینوشت: اوضاع عجیبیه کلا و اطلاعات درست رو به سختی میشه پیدا کرد. اگر در این مورد مطالعه داشتهاید، لطفا به من هم اطلاعات بدید که به شدت کنجکاو این موضوعام! :)))
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
www.aipanic.news
Effective Altruism Funded the “AI Existential Risk” Ecosystem with Half a Billion Dollars
The “AI Existential Safety” field did not arise organically. Effective Altruism invested $500 million in its growth and expansion.
❤7👍5🤯2
🔹ببخشید، من معرفیکردن را بلد نیستم!
نمیدانم از کجا شروع کنم. من تا اواسط بیست و یک و خردهای سالگی کارهای زیادی را انجام دادهام. اما در هنگام انجام هیچکدام از آنها، چنین تجربهای نداشتهام. همان تجربهای که دن آریلی به آن «کار معنیدار» میگوید و برخی از دوستانم، از عبارت «کار purposeful» برای اشاره به آن استفاده میکنند.
همان چیزی که ساعت چهار صبح میتوانم برای انجامدادنش بیدار شوم و یا تا آن زمان بیدار بمانم. همان چیزی که میگذارم آخر لیست کارهایم! چرا که میدانم خستگیهایم تاثیری در انجامدادنش نخواهند داشت، برخلاف تقریبا هر کار دیگری که انجام میدهم.
اوایل سال، به یکی از عزیزانم گفتم که من حالا بیست و یک ساله شدهام و احساس میکنم که هیچ کار مفیدی را در زندگیام انجام ندادهام. اما حالا نظرم فرق کرده است. این کار برای من ارزشمند است و انجام دادنش را دوست دارم. برای دیگران هم احتمالا مفید است و به همین دلیل، حس رضایت و لذت عمیقی را برایم دارد. همان لذتی که نام «eudimonic» را از دکتر مکری درموردش شنیدم.
حالا که اپیزود دوم آن ضبط شده و از هفتم دیماه هم منتشر خواهد شد، امیدوارم که بتوانم تا مدتهای زیادی این کار را ادامه بدهم. ادامه بدهم تا اگر روزی قرار شد که دیگر نباشم، بدانم که ارزشی را از خودم بر جای گذاشتهام و کار مفیدی انجام دادهام. حرفی که درمورد تا به اینجای زندگیام نمیتوانم بزنم.
گفتم که دست به قلم شدن برای نوشتن این مطلب سخت بود، اما آن زمان به پایاندادنش فکر نمیکردم. نمیدانستم که پایاندادن به نوشتن درمورد یک احساس تازه، سختتر هم خواهد بود. بگذریم. حرفی نمانده است و صرفا از شما دعوت میکنم که «پادکست ۳۰دی | 30D podcast» را گوش کنید و اگر لطفتان خیلی زیاد است، نظرتان را هم برایمان بنویسید.
👈🏻کانال تلگرام پادکست ۳۰دی:
@podcast30D
نمیدانم از کجا شروع کنم. من تا اواسط بیست و یک و خردهای سالگی کارهای زیادی را انجام دادهام. اما در هنگام انجام هیچکدام از آنها، چنین تجربهای نداشتهام. همان تجربهای که دن آریلی به آن «کار معنیدار» میگوید و برخی از دوستانم، از عبارت «کار purposeful» برای اشاره به آن استفاده میکنند.
همان چیزی که ساعت چهار صبح میتوانم برای انجامدادنش بیدار شوم و یا تا آن زمان بیدار بمانم. همان چیزی که میگذارم آخر لیست کارهایم! چرا که میدانم خستگیهایم تاثیری در انجامدادنش نخواهند داشت، برخلاف تقریبا هر کار دیگری که انجام میدهم.
اوایل سال، به یکی از عزیزانم گفتم که من حالا بیست و یک ساله شدهام و احساس میکنم که هیچ کار مفیدی را در زندگیام انجام ندادهام. اما حالا نظرم فرق کرده است. این کار برای من ارزشمند است و انجام دادنش را دوست دارم. برای دیگران هم احتمالا مفید است و به همین دلیل، حس رضایت و لذت عمیقی را برایم دارد. همان لذتی که نام «eudimonic» را از دکتر مکری درموردش شنیدم.
حالا که اپیزود دوم آن ضبط شده و از هفتم دیماه هم منتشر خواهد شد، امیدوارم که بتوانم تا مدتهای زیادی این کار را ادامه بدهم. ادامه بدهم تا اگر روزی قرار شد که دیگر نباشم، بدانم که ارزشی را از خودم بر جای گذاشتهام و کار مفیدی انجام دادهام. حرفی که درمورد تا به اینجای زندگیام نمیتوانم بزنم.
گفتم که دست به قلم شدن برای نوشتن این مطلب سخت بود، اما آن زمان به پایاندادنش فکر نمیکردم. نمیدانستم که پایاندادن به نوشتن درمورد یک احساس تازه، سختتر هم خواهد بود. بگذریم. حرفی نمانده است و صرفا از شما دعوت میکنم که «پادکست ۳۰دی | 30D podcast» را گوش کنید و اگر لطفتان خیلی زیاد است، نظرتان را هم برایمان بنویسید.
👈🏻کانال تلگرام پادکست ۳۰دی:
@podcast30D
❤26👍2
🔹آیا هر چیزی که مهمتر به نظر میرسد، واقعا مهمتر است؟
[این یک یادداشت شخصی بود که تصمیم گرفتم اینجا هم منتشرش کنم]
یکی از مواردی که لازم است هنگام بررسی میزان «اهمیت» یک چیز به آن توجه کنیم [و اتفاقا بسیار در تلهی این موضوع میافتیم]، «آسانبودن یا سختبودن روایت داستان آن چیز (storytelling)» است. به این معنی که اگر چیزی آسانتر روایت میشود، احتمال اینکه بیشتر روایت شود و مهمتر به نظر برسد بالاتر میرود و اگر چیزی سختتر روایت میشود، احتمال اینکه بیشتر روایت شود و مهمتر به نظر برسد هم پایینتر میآید.
این روش، اتفاقا یکی از کارهاییست که میتوان در طراحی یک داستان از آن بهره برد. به این معنی که شما تلاش میکنید داستانتان را [برای اینکه viral شود و یا حداقل توانایی virality بیشتری پیدا کند] به سادهترین شکل ممکن بیان کنید. این کار، نه تنها باعث میشود که آن داستان راحتتر در خاطرهها باقی بماند، بلکه باعث میشود که روایت آن برای دیگران هم سادهتر شود و در نهایت، فراگیری بیشتری داشته باشد.
اما من از منظر دیگری به این قضیه نگاه میکنم و میخواهم این «خطای تصمیمگیری» [که خودم بارها مرتکب آن شدهام] را کمی گسترش دهم. نظر من در حال حاضر این است که هنگام بررسی اهمیت یک چیز، به هیچ وجه نباید به حجم روایتهای حول آن نگاه کنیم. این موضوع نه تنها شاخص خوبی برای بررسی اهمیت واقعی یک چیز نیست، بلکه میتواند شاخصی برای بیاهمیتی آن چیز هم باشد! چرا که حجم روایتها ارتباط بسیاری نزدیکی با «شکل» آن داستان دارد و شکل آن داستان، به سادگی قابل مهندسی است.
👈🏻خوشحال میشوم که نظر شما را هم در این زمینه بدانم. اگر نظری دارید لطفا در کامنتها بنویسید تا درموردش صحبت کنیم.
@sinusealpha_channel
[این یک یادداشت شخصی بود که تصمیم گرفتم اینجا هم منتشرش کنم]
یکی از مواردی که لازم است هنگام بررسی میزان «اهمیت» یک چیز به آن توجه کنیم [و اتفاقا بسیار در تلهی این موضوع میافتیم]، «آسانبودن یا سختبودن روایت داستان آن چیز (storytelling)» است. به این معنی که اگر چیزی آسانتر روایت میشود، احتمال اینکه بیشتر روایت شود و مهمتر به نظر برسد بالاتر میرود و اگر چیزی سختتر روایت میشود، احتمال اینکه بیشتر روایت شود و مهمتر به نظر برسد هم پایینتر میآید.
این روش، اتفاقا یکی از کارهاییست که میتوان در طراحی یک داستان از آن بهره برد. به این معنی که شما تلاش میکنید داستانتان را [برای اینکه viral شود و یا حداقل توانایی virality بیشتری پیدا کند] به سادهترین شکل ممکن بیان کنید. این کار، نه تنها باعث میشود که آن داستان راحتتر در خاطرهها باقی بماند، بلکه باعث میشود که روایت آن برای دیگران هم سادهتر شود و در نهایت، فراگیری بیشتری داشته باشد.
اما من از منظر دیگری به این قضیه نگاه میکنم و میخواهم این «خطای تصمیمگیری» [که خودم بارها مرتکب آن شدهام] را کمی گسترش دهم. نظر من در حال حاضر این است که هنگام بررسی اهمیت یک چیز، به هیچ وجه نباید به حجم روایتهای حول آن نگاه کنیم. این موضوع نه تنها شاخص خوبی برای بررسی اهمیت واقعی یک چیز نیست، بلکه میتواند شاخصی برای بیاهمیتی آن چیز هم باشد! چرا که حجم روایتها ارتباط بسیاری نزدیکی با «شکل» آن داستان دارد و شکل آن داستان، به سادگی قابل مهندسی است.
👈🏻خوشحال میشوم که نظر شما را هم در این زمینه بدانم. اگر نظری دارید لطفا در کامنتها بنویسید تا درموردش صحبت کنیم.
@sinusealpha_channel
❤9👍4🤯2
🔹تشخیص کتاب واقعی از غیرواقعی!
ترجمه: برای اینکه ببینید یک کتاب واقعی [و اصیل] است، از ده نفر با زمینهها و حرفههای متفاوت بخواهید که آن را خلاصه کنند. اگر خلاصهها شبیه به همدیگر باشند، آن کتاب میتواند به یک مقاله کوتاه تبدیل شود و باقی نخواهد ماند. و هر چه خلاصهها از هم دورتر باشند، ابعاد آن کتاب بیشتر است [و واقعیتر است و باقی خواهد ماند].
این حرف رو بذارید کنار اینکه نسیم طالب کلا با خلاصهکردن یک کتاب و مخصوصا کتابهای خودش به شدت (!) مخالفه و رفتار جالبی هم با خلاصه کنندههاش نداره. :)))
از این توییت هم میشه نتیجه گرفت که «هر چه یک کتاب غیرقابل خلاصهشدنتر باشد، واقعیتر و ماندگارتر است!» حالا چه کتابی به ذهنتون رسید؟
@sinusealpha_channel
ترجمه: برای اینکه ببینید یک کتاب واقعی [و اصیل] است، از ده نفر با زمینهها و حرفههای متفاوت بخواهید که آن را خلاصه کنند. اگر خلاصهها شبیه به همدیگر باشند، آن کتاب میتواند به یک مقاله کوتاه تبدیل شود و باقی نخواهد ماند. و هر چه خلاصهها از هم دورتر باشند، ابعاد آن کتاب بیشتر است [و واقعیتر است و باقی خواهد ماند].
این حرف رو بذارید کنار اینکه نسیم طالب کلا با خلاصهکردن یک کتاب و مخصوصا کتابهای خودش به شدت (!) مخالفه و رفتار جالبی هم با خلاصه کنندههاش نداره. :)))
از این توییت هم میشه نتیجه گرفت که «هر چه یک کتاب غیرقابل خلاصهشدنتر باشد، واقعیتر و ماندگارتر است!» حالا چه کتابی به ذهنتون رسید؟
@sinusealpha_channel
👍8❤5