این مقاله که همین امروز توی لنست چاپ شده، ارزش توجه داره!
پژوهشگران سوئدی، تعداد زیادی از خانمهایی که تحت غربالگری منظم ماموگرافی قراره گرفته بودند (بیش از ۵۵ هزار نفر) را وارد مطالعهای کردند تا متوجه شوند که استفاده از کمک هوشمصنوعی، چه تاثیری در وضعیت تشخیص رادیولوژیستها دارد. نتایج (با CI=95%) شگفتانگیز بود!
وضعیت تشخیص سرطان سینه، ۴ درصد بهبود یافت! به این معنی که چهار درصد از افراد مبتلا به سرطان [که در حالت عادی تشخیص داده نمیشدند (منفیهای کاذب)]، مشخص شدند.
همچنین، میزان زمان مورد نیاز برای خواندهشدن تصاویر توسط رادیولوژیستها، ۵۰٪ کاهش یافت (بسیار مهم) و ۶ الی ۵۵ درصد از کسانی که به اشتباه مبتلا به سرطان سینه تشخیص داده میشدند (مثبتهای کاذب)، مشخص شدند.
#پزشکی
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
پژوهشگران سوئدی، تعداد زیادی از خانمهایی که تحت غربالگری منظم ماموگرافی قراره گرفته بودند (بیش از ۵۵ هزار نفر) را وارد مطالعهای کردند تا متوجه شوند که استفاده از کمک هوشمصنوعی، چه تاثیری در وضعیت تشخیص رادیولوژیستها دارد. نتایج (با CI=95%) شگفتانگیز بود!
وضعیت تشخیص سرطان سینه، ۴ درصد بهبود یافت! به این معنی که چهار درصد از افراد مبتلا به سرطان [که در حالت عادی تشخیص داده نمیشدند (منفیهای کاذب)]، مشخص شدند.
همچنین، میزان زمان مورد نیاز برای خواندهشدن تصاویر توسط رادیولوژیستها، ۵۰٪ کاهش یافت (بسیار مهم) و ۶ الی ۵۵ درصد از کسانی که به اشتباه مبتلا به سرطان سینه تشخیص داده میشدند (مثبتهای کاذب)، مشخص شدند.
#پزشکی
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
👍13🔥2❤1🤩1
سینوسِ آلفا
روزی که خبرنامهی لینکدین رو شروع کردم، حتی کسی رو نمیشناختم که توی لینکدین خبرنامه بخونه، چه برسه به اینکه اونجا خبرنامه راه انداخته باشه. الگویی وجود نداشت و همین موضوع هم جذابترش میکرد. با همهی این اوصاف، تعداد دنبالکننده هاش امروز از عدد ۱۲۵۰ نفر…
چهارمین یادداشت از سری platform thinking هم منتشر شد!
👈🏻لینک:
https://www.linkedin.com/pulse/customer-obsession-sina-moradi
پینوشت: مثل همیشه، منتظر شنیدن انتقادات و نظرات شما عزیزان هستم.🌱
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
👈🏻لینک:
https://www.linkedin.com/pulse/customer-obsession-sina-moradi
پینوشت: مثل همیشه، منتظر شنیدن انتقادات و نظرات شما عزیزان هستم.🌱
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
Linkedin
Note 4: Customer Obsession!
Let's start anew! Last week, I decided to write about a significant mindset shift: "moving from viewing your customers as mere consumers to seeing them as co-creators". However, I recently noticed that the second note from the platform thinking series (the…
🔥4👍2🤩1
سینوسِ آلفا
چهارمین یادداشت از سری platform thinking هم منتشر شد! 👈🏻لینک: https://www.linkedin.com/pulse/customer-obsession-sina-moradi پینوشت: مثل همیشه، منتظر شنیدن انتقادات و نظرات شما عزیزان هستم.🌱 #پلتفرم #کارآفرینی @sinusealpha_channel
درضمن، با این موضوع که از این کانال به عنوان محلی برای اطلاعرسانی استفاده میکنم، خیلی راحت نیستم. هدف این نبوده اصلا. :)
به همین دلیل، یک Email list ساختم تا این مدل اطلاعرسانیها (شامل یادداشتها، نوشتهها و…) رو به صورت اختصاصی و برای کسانی که مایل هستند انجام بدم. خودم هم بهشخصه عضو چندین ایمیللیست هستم و با این موضوع راحتترم.
👈🏻برای عضو شدن در این ایمیللیست، کافیه که فرم کوتاه زیر (اسم و ایمیل) رو پر کنید:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSeBFyxZp9uXy0gK_447PLID5kxdqR_gA2WkrIXIIjhYCxU8hQ/viewform?usp=sf_link
به همین دلیل، یک Email list ساختم تا این مدل اطلاعرسانیها (شامل یادداشتها، نوشتهها و…) رو به صورت اختصاصی و برای کسانی که مایل هستند انجام بدم. خودم هم بهشخصه عضو چندین ایمیللیست هستم و با این موضوع راحتترم.
👈🏻برای عضو شدن در این ایمیللیست، کافیه که فرم کوتاه زیر (اسم و ایمیل) رو پر کنید:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSeBFyxZp9uXy0gK_447PLID5kxdqR_gA2WkrIXIIjhYCxU8hQ/viewform?usp=sf_link
Google Docs
Sina Moradi's Substack email-list
Subscribe to receive my Substack blogs for free!
for subscribing, just put enter your email below and wait for my blogs in your email inbox!
for subscribing, just put enter your email below and wait for my blogs in your email inbox!
👍6❤5
سینوسِ آلفا
Photo
این پست رو یادتونه؟ حالا یک نفر از اعضای Stable diffusion community توی ردیت اومده و با همون مدل [که اسمش QR Code Monster هستش]، یک سری تصاویر جدید رو ساخته و منتشر کرده.
پینوشت اول: روند کارش رو خیلی توضیح نداده [و من هم جایی رو پیدا نکردم که توضیح داده باشند] ولی تصاویرش بینهایت جذابند و خیلی هم سر و صدا کرده. زیر این پست ردیت میتونید بحثهای جالبی رو حول این تصاویر ببینید. این توییت هم از همون پست ردیت برداشته شده، اما بحثهاش کاملا متفاوت و جالبتره!
پینوشت دوم: وقتی به کاربردهاش فکر میکنم، مغزم سوت میکشه. شما هم همینطور هستید؟ :)
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
پینوشت اول: روند کارش رو خیلی توضیح نداده [و من هم جایی رو پیدا نکردم که توضیح داده باشند] ولی تصاویرش بینهایت جذابند و خیلی هم سر و صدا کرده. زیر این پست ردیت میتونید بحثهای جالبی رو حول این تصاویر ببینید. این توییت هم از همون پست ردیت برداشته شده، اما بحثهاش کاملا متفاوت و جالبتره!
پینوشت دوم: وقتی به کاربردهاش فکر میکنم، مغزم سوت میکشه. شما هم همینطور هستید؟ :)
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
🤯7🔥4👍1
🔹همه میدانیم که پرداخت پول به کاربر برای استفاده از محصول منطقی نیست؛ اما آیا تجربه هم شده است!؟
داشتم ارائهی Bill Gurley در All-In Summit [که دیروز منتشر شده] رو میدیدم. تمام ارائه، بسیار جالب و حول موضوع مهم این روزهای تکنولوژی، یعنی regulation بود. جالبترین بخش صحبت اما [برای من]، داستان شرکت epic و قانون Obamacare بود. من درمورد این موضوع هیچ اطلاعی نداشتم (شاید بخاطر اینکه در اون سالها 7،8 سال سن داشتم!)؛ اما بعد از دیدن این ویدئو، سرچ کردم و تا حدی با اصل داستان آشنا شدم و اینجا، کمی درموردش مینویسم.
داستان [طبق چیزی که بیل گرلی تعریف میکنه و حقیقت هم داره] از این قرار هستش که آقای باراک اوباما، فردی رو به عنوان مسئول health IT council خودش منصوب میکنه و این فرد، خانم Judith Faulkner، مدیرعامل شرکت بزرگ و خصوصی epic بوده. علت این انتصاب رو هم کمک انتخاباتی خانم فالکنر به اوباما میدونند [و خب طبیعی بوده و تا اینجا چیز عجیبی وجود نداره].
در همون سالها، قانون affordable care act یا ACA وضع میشه و طبق این قانون، یک آژانس قانونگذاری (regulation) تاسیس میشه تا مسئول اجرای درست برنامهای [که شامل یک نرمافزار برای پزشکان هم بود] باشه که در اون، به پزشکانی که نرمافزار رو خرید کرده باشند، 44 هزار دلار پرداخت بشه! ضمنا، اگر پزشکان ثابت میکردند که از نرمافزار استفاده هم میکنند (meaningful use)، 17 هزار دلار دیگر پاداش میگرفتند.
کل بودجهی پیشبینی شده برای این طرح هم چیزی حدود 38 میلیارد دلار بوده. در همین حین، وزارت دادگستری هم در حال تدوین الزاماتی برای نرمافزارهای رقیب این نرمافزار بود و طی این الزامات، شرکتهای رقیب، ضررهای سنگین چندصد میلیون دلاری رو متوجه شدند و عملا از دور رقابت کنار رفتند.
بعد از تعریف این داستان، بیل گرلی کنایهای میزنه و میگه که اگر هر کدوم از ما تصمیمگیرنده بودیم، قطعا چنین کاری نمیکردیم و این موضوع که «به افراد پول پرداخت کنیم تا از چیزی استفاده کنند»، سالهاست که منسوخ شده! در ضمن، گفته میشه که بعدها اوباما با ناامیدی از این طرح یاد میکرده.
حالا فارغ از این داستان عبرتآموز، فحوای اصلی صحبت حول تاثیر منفی regulation در دو مورد بوده. اول اینکه regulation برخلاف تصور، باعث کاهش رقابت در بازار میشه و دوم اینکه، نهتنها عامل افزایش نوآوری نیست، بلکه اون رو هم کاهش میده. پیشنهاد میکنم [که اگر علاقهمند هستید] این سخنرانی جذاب (با لحن superpumped آقای بیل!) رو از دست ندید.
👈🏻لینک ویدئو:
https://www.youtube.com/watch?v=F9cO3-MLHOM
👈🏻مقالهای که به بررسی شکست پروژهی Obamacare میپردازه:
https://www.rpc.senate.gov/policy-papers/a-decade-of-repairing-damage-done-by-obamacare
#پزشکی
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
داشتم ارائهی Bill Gurley در All-In Summit [که دیروز منتشر شده] رو میدیدم. تمام ارائه، بسیار جالب و حول موضوع مهم این روزهای تکنولوژی، یعنی regulation بود. جالبترین بخش صحبت اما [برای من]، داستان شرکت epic و قانون Obamacare بود. من درمورد این موضوع هیچ اطلاعی نداشتم (شاید بخاطر اینکه در اون سالها 7،8 سال سن داشتم!)؛ اما بعد از دیدن این ویدئو، سرچ کردم و تا حدی با اصل داستان آشنا شدم و اینجا، کمی درموردش مینویسم.
داستان [طبق چیزی که بیل گرلی تعریف میکنه و حقیقت هم داره] از این قرار هستش که آقای باراک اوباما، فردی رو به عنوان مسئول health IT council خودش منصوب میکنه و این فرد، خانم Judith Faulkner، مدیرعامل شرکت بزرگ و خصوصی epic بوده. علت این انتصاب رو هم کمک انتخاباتی خانم فالکنر به اوباما میدونند [و خب طبیعی بوده و تا اینجا چیز عجیبی وجود نداره].
در همون سالها، قانون affordable care act یا ACA وضع میشه و طبق این قانون، یک آژانس قانونگذاری (regulation) تاسیس میشه تا مسئول اجرای درست برنامهای [که شامل یک نرمافزار برای پزشکان هم بود] باشه که در اون، به پزشکانی که نرمافزار رو خرید کرده باشند، 44 هزار دلار پرداخت بشه! ضمنا، اگر پزشکان ثابت میکردند که از نرمافزار استفاده هم میکنند (meaningful use)، 17 هزار دلار دیگر پاداش میگرفتند.
کل بودجهی پیشبینی شده برای این طرح هم چیزی حدود 38 میلیارد دلار بوده. در همین حین، وزارت دادگستری هم در حال تدوین الزاماتی برای نرمافزارهای رقیب این نرمافزار بود و طی این الزامات، شرکتهای رقیب، ضررهای سنگین چندصد میلیون دلاری رو متوجه شدند و عملا از دور رقابت کنار رفتند.
بعد از تعریف این داستان، بیل گرلی کنایهای میزنه و میگه که اگر هر کدوم از ما تصمیمگیرنده بودیم، قطعا چنین کاری نمیکردیم و این موضوع که «به افراد پول پرداخت کنیم تا از چیزی استفاده کنند»، سالهاست که منسوخ شده! در ضمن، گفته میشه که بعدها اوباما با ناامیدی از این طرح یاد میکرده.
حالا فارغ از این داستان عبرتآموز، فحوای اصلی صحبت حول تاثیر منفی regulation در دو مورد بوده. اول اینکه regulation برخلاف تصور، باعث کاهش رقابت در بازار میشه و دوم اینکه، نهتنها عامل افزایش نوآوری نیست، بلکه اون رو هم کاهش میده. پیشنهاد میکنم [که اگر علاقهمند هستید] این سخنرانی جذاب (با لحن superpumped آقای بیل!) رو از دست ندید.
👈🏻لینک ویدئو:
https://www.youtube.com/watch?v=F9cO3-MLHOM
👈🏻مقالهای که به بررسی شکست پروژهی Obamacare میپردازه:
https://www.rpc.senate.gov/policy-papers/a-decade-of-repairing-damage-done-by-obamacare
#پزشکی
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
YouTube
All-In Summit: Bill Gurley presents 2,851 Miles
This talk was recorded live at the All-In Summit 2023 at Royce Hall on UCLA's campus in Los Angeles.
(0:00) 2,851 Miles
(24:44) In conversation with Bill Gurley
Follow Bill:
https://twitter.com/bgurley
Follow the besties:
https://twitter.com/chamath…
(0:00) 2,851 Miles
(24:44) In conversation with Bill Gurley
Follow Bill:
https://twitter.com/bgurley
Follow the besties:
https://twitter.com/chamath…
👍6🤯2❤1
#معرفی_کتاب
چند ماه پیش بود که از طریق کانال آقای پیمان فخاریان (به صورت دقیقتر، این کامنت بود)، با کتابهایی آشنا شدم. تصمیم گرفتم که مطالعهشون کنم.
این کتابها که در چند ماه گذشته، همراه من در مترو، اتوبوس و هرجای مشابه دیگه بودند، متاسفانه امروز به پایان رسیدند :( و شما هم اگر قصد دارید که یک دید کلی و داستانوار از اتفاقات مهم مرتبط با تجارت در ایران معاصر پیدا کنید، این کتابها رو از دست ندید!
البته این کتابها کمی (فقط کمی!) سانسورشده هستند که خب طبیعی هم هست. تاریخ سانسور نشده وجود نداره. نکتهی مثبت اما در این بود که با کمی سرچ در اینترنت، محلهای سانسور رو میشد تا حد خوبی متوجه شد و دید تقریبا دقیقی از موضوعات پیدا خواهید کرد.
در ضمن، مطالبی از این کتابها رو هم [با هدف ایجاد علاقه :) ] در این کانال قراره داده بودم که بعنوان نمونه میشه به این پست و این پست اشاره کرد.
پینوشت: اگر خوندید یا قصد خوندنشون رو دارید، خوشحال میشم تا با هم درموردشون حرف بزنیم. برداشتهای جالب و مهم و کاربردیای میشه ازشون داشت و بنظرم حیفه که بدون دید انتقادی و بحث و دعوا ازشون بگذریم. :)
@sinusealpha_channel
چند ماه پیش بود که از طریق کانال آقای پیمان فخاریان (به صورت دقیقتر، این کامنت بود)، با کتابهایی آشنا شدم. تصمیم گرفتم که مطالعهشون کنم.
این کتابها که در چند ماه گذشته، همراه من در مترو، اتوبوس و هرجای مشابه دیگه بودند، متاسفانه امروز به پایان رسیدند :( و شما هم اگر قصد دارید که یک دید کلی و داستانوار از اتفاقات مهم مرتبط با تجارت در ایران معاصر پیدا کنید، این کتابها رو از دست ندید!
البته این کتابها کمی (فقط کمی!) سانسورشده هستند که خب طبیعی هم هست. تاریخ سانسور نشده وجود نداره. نکتهی مثبت اما در این بود که با کمی سرچ در اینترنت، محلهای سانسور رو میشد تا حد خوبی متوجه شد و دید تقریبا دقیقی از موضوعات پیدا خواهید کرد.
در ضمن، مطالبی از این کتابها رو هم [با هدف ایجاد علاقه :) ] در این کانال قراره داده بودم که بعنوان نمونه میشه به این پست و این پست اشاره کرد.
پینوشت: اگر خوندید یا قصد خوندنشون رو دارید، خوشحال میشم تا با هم درموردشون حرف بزنیم. برداشتهای جالب و مهم و کاربردیای میشه ازشون داشت و بنظرم حیفه که بدون دید انتقادی و بحث و دعوا ازشون بگذریم. :)
@sinusealpha_channel
❤6👍1🤩1
🔹اگر شیء a، همان شیء b است. آیا b نیز همان a است؟ جواب ما مثبت (و صحیح) است؛ اما جواب هوشمصنوعی چیز دیگریست!
در این مقاله که به تازگی (۵ روز پیش) منتشر شده و اتفاقا هم سر و صدای زیادی داشته، به این موضوع پرداخته شده. عنوان مقاله هم دقیقا به همین موضوع اشاره میکنه:
The Reversal Curse:
LLMs trained on “A is B” fail to learn “B is A”
پینوشت: علاوه بر این موضوع، احتمالا اون پرامپ معروف که «از مدل میپرسند آیا ۴۵۰، ۹۰٪ پانصد هستش و مدل، اولش میگه نه و بعدش در همون پیام، خودش رو اصلاح میکنه و میگه بله» رو دیده باشید. کلا این روزها سوتیهای زیادی از مدلها پیدا و معروف شدند و اتفاقا، جالب و بعضا خندهدار هم هستند. :)
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
در این مقاله که به تازگی (۵ روز پیش) منتشر شده و اتفاقا هم سر و صدای زیادی داشته، به این موضوع پرداخته شده. عنوان مقاله هم دقیقا به همین موضوع اشاره میکنه:
The Reversal Curse:
LLMs trained on “A is B” fail to learn “B is A”
پینوشت: علاوه بر این موضوع، احتمالا اون پرامپ معروف که «از مدل میپرسند آیا ۴۵۰، ۹۰٪ پانصد هستش و مدل، اولش میگه نه و بعدش در همون پیام، خودش رو اصلاح میکنه و میگه بله» رو دیده باشید. کلا این روزها سوتیهای زیادی از مدلها پیدا و معروف شدند و اتفاقا، جالب و بعضا خندهدار هم هستند. :)
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
🤯7👍2😁2🔥1
🔹در متن بالا چند حرف F (یا f) میبینید؟
شاید سوال خندهداری به نظر بیاد و البته تا حدی هم اینطور است. :) اما حقیقت اینه که اغلب افراد، در تلاش اولشون، پاسخ اشتباه میدهند! (درمورد علتش، احتمالا در آینده صحبت کنم).
پینوشت اول: علت گذاشتن تصویر هم این بود که این روزها درمورد موضوعی در حال مطالعه هستم و این چالش، در ابتدای تقریبا تمام لکچرها و سخنرانیها مرتبط به موضوع وجود داشت. :)
پینوشت دوم: پاسخ صحیح،شش عدد است!
@sinusealpha_channel
شاید سوال خندهداری به نظر بیاد و البته تا حدی هم اینطور است. :) اما حقیقت اینه که اغلب افراد، در تلاش اولشون، پاسخ اشتباه میدهند! (درمورد علتش، احتمالا در آینده صحبت کنم).
پینوشت اول: علت گذاشتن تصویر هم این بود که این روزها درمورد موضوعی در حال مطالعه هستم و این چالش، در ابتدای تقریبا تمام لکچرها و سخنرانیها مرتبط به موضوع وجود داشت. :)
پینوشت دوم: پاسخ صحیح،
@sinusealpha_channel
😁6👍5❤1
🔹فصل چهارمِ آدمها و ریاضیات
این پلیلیست که اتفاقا به تازگی هم شروع شده و داره ادامه پیدا میکنه، فوقالعاده است. بنظرم حداقل دو قسمت زیر رو از دست ندید:
👈🏻محمد اکبرپور (استاد اقتصاد، استنفورد):
https://youtu.be/kODT2dEsqJs?si=NWsKzDglDMPOk3Tp
👈🏻تینا ترکمان (دکتری ریاضی، هاروارد):
https://youtu.be/jft2Fizl3m0?si=x_PFyG-NU0pkXQag
پینوشت: این مجموعه، سه فصل دیگر هم داره که بنظرم به جذابیت فصل چهارمش نیستند. اما اگر علاقهمند باشید، به شدت ارزش دیدن دارند.
#ریاضی
@sinusealpha_channel
این پلیلیست که اتفاقا به تازگی هم شروع شده و داره ادامه پیدا میکنه، فوقالعاده است. بنظرم حداقل دو قسمت زیر رو از دست ندید:
👈🏻محمد اکبرپور (استاد اقتصاد، استنفورد):
https://youtu.be/kODT2dEsqJs?si=NWsKzDglDMPOk3Tp
👈🏻تینا ترکمان (دکتری ریاضی، هاروارد):
https://youtu.be/jft2Fizl3m0?si=x_PFyG-NU0pkXQag
پینوشت: این مجموعه، سه فصل دیگر هم داره که بنظرم به جذابیت فصل چهارمش نیستند. اما اگر علاقهمند باشید، به شدت ارزش دیدن دارند.
#ریاضی
@sinusealpha_channel
👍4🔥4
🔹تبلیغات، چگونه خرد متعارف را شکل میدهند؟
خرد متعارف یا حکمت رایج [که ترجمهی عبارت conventional wisdom هستند]، به جملات پذیرفتهشدهای اطلاق میشود که اکثریت جامعه، درستبودن آنها را پذیرفتهاند و به صحت آنها فکر هم نمیکنند.
مشهورشدن این عبارت (conventional wisdom) هم به کارهای آقای john Kenneth Galbreath (اقتصاددان آمریکایی) و کتاب مشهور او، یعنی the affluent society مربوط میشود. کسی که استاد دانشگاه هاروارد بود و مدتی را نیز بعنوان سفیر در کشور هند سپری کرد.
داستان زیر، از کتاب Freakonomics (دقیقتر: صفحهی 101 و 102 آن) آورده شده است و به خوبی، به تاثیر تبلیغات در شکلگیری چنین خردهای متعارفی شرح میدهد:
«لیسترین در قرن نوزدهم به عنوان یک ضدعفونی کنندهای قوی [برای] بعد از جراحیها ساخته شد. اما به مرور به صورت تقطیرشده و به عنوان پاککننده و عامل درمان سوزاک فروخته میشد. [گذشت و گذشت تا اینکه] در دههی 1920 به عنوان راه حلی برای "هالیتوز مزمن" (یک اصطلاح پزشکی برای بوی بد دهان) مطرح شد.
در آغاز، موفقیت چشمگیری نداشت اما آگهیهای جدید لیسترین، زنان و مردان جوانی را نشان میداد که مشتاق ازدواج بودند، اما هنگام مواجهشدن با بوی بد دهان همسرشان، سکوت میکردند و به این فکر میکردند که آیا می توانم با این وجود، در کنار او زندگی خوبی را داشته باشم؟! تا آن زمان، بوی بد دهان به طور متعارف چنین فاجعهای در نظر گرفته نمیشد؛ اما لیسترین این موضوع را به طور کامل تغییر داد!
البته همانطور که یک محقق (جیمز بی توئیچل) مینویسد، "[شرکت سازندهی] لیسترین، آنقدر که باعث ایجاد هالیتوزیس میشد دهانشویه نمیساخت." [و این به معنای بیفایده بودن آن است]. اما تنها در هفت سال، سود این شرکت از حدود صدهزار دلار در سال، به بیش از هشت میلیون دلار افزایش یافت.»
طراحی و ایجاد یک خرد متعارف جدید، برای محصولاتی که فروش نرفتهاند، روشی قدیمی اما متاسفانه موثر برای خلاصشدن از آنهاست. حواسمان به این موضوعات اطرافمان باشد. چرا که به قول Richard Marcinko:
conventional wisdom is no wisdom at all.
علت معرفی آقای Kenneth Galbreath در ابتدای متن هم بیان جملهی مشهور او در همین زمینه است:
the conventional view serves to protect us from the painful job of thinking.
ترجمه: دیدگاه متعارف، در خدمت محافظت از ما در برابر کار دردناک اندیشیدن است.
پینوشت: درمورد کارها و کتابهای این فرد در حال مطالعه هستم و احتمالا به زودی، درموردش متن دیگری بنویسم.
@sinusealpha_channel
خرد متعارف یا حکمت رایج [که ترجمهی عبارت conventional wisdom هستند]، به جملات پذیرفتهشدهای اطلاق میشود که اکثریت جامعه، درستبودن آنها را پذیرفتهاند و به صحت آنها فکر هم نمیکنند.
مشهورشدن این عبارت (conventional wisdom) هم به کارهای آقای john Kenneth Galbreath (اقتصاددان آمریکایی) و کتاب مشهور او، یعنی the affluent society مربوط میشود. کسی که استاد دانشگاه هاروارد بود و مدتی را نیز بعنوان سفیر در کشور هند سپری کرد.
داستان زیر، از کتاب Freakonomics (دقیقتر: صفحهی 101 و 102 آن) آورده شده است و به خوبی، به تاثیر تبلیغات در شکلگیری چنین خردهای متعارفی شرح میدهد:
«لیسترین در قرن نوزدهم به عنوان یک ضدعفونی کنندهای قوی [برای] بعد از جراحیها ساخته شد. اما به مرور به صورت تقطیرشده و به عنوان پاککننده و عامل درمان سوزاک فروخته میشد. [گذشت و گذشت تا اینکه] در دههی 1920 به عنوان راه حلی برای "هالیتوز مزمن" (یک اصطلاح پزشکی برای بوی بد دهان) مطرح شد.
در آغاز، موفقیت چشمگیری نداشت اما آگهیهای جدید لیسترین، زنان و مردان جوانی را نشان میداد که مشتاق ازدواج بودند، اما هنگام مواجهشدن با بوی بد دهان همسرشان، سکوت میکردند و به این فکر میکردند که آیا می توانم با این وجود، در کنار او زندگی خوبی را داشته باشم؟! تا آن زمان، بوی بد دهان به طور متعارف چنین فاجعهای در نظر گرفته نمیشد؛ اما لیسترین این موضوع را به طور کامل تغییر داد!
البته همانطور که یک محقق (جیمز بی توئیچل) مینویسد، "[شرکت سازندهی] لیسترین، آنقدر که باعث ایجاد هالیتوزیس میشد دهانشویه نمیساخت." [و این به معنای بیفایده بودن آن است]. اما تنها در هفت سال، سود این شرکت از حدود صدهزار دلار در سال، به بیش از هشت میلیون دلار افزایش یافت.»
طراحی و ایجاد یک خرد متعارف جدید، برای محصولاتی که فروش نرفتهاند، روشی قدیمی اما متاسفانه موثر برای خلاصشدن از آنهاست. حواسمان به این موضوعات اطرافمان باشد. چرا که به قول Richard Marcinko:
conventional wisdom is no wisdom at all.
علت معرفی آقای Kenneth Galbreath در ابتدای متن هم بیان جملهی مشهور او در همین زمینه است:
the conventional view serves to protect us from the painful job of thinking.
ترجمه: دیدگاه متعارف، در خدمت محافظت از ما در برابر کار دردناک اندیشیدن است.
پینوشت: درمورد کارها و کتابهای این فرد در حال مطالعه هستم و احتمالا به زودی، درموردش متن دیگری بنویسم.
@sinusealpha_channel
👍5🤯3❤1
#اندکی_تجربه
“بیانِ کمتر، لذتِ بیشتر!”
بعنوان کسی که در بیشتر موقعیتها در حال سعی و خطا بودهام و سعی کردهام که چیزهای پیشفرض رو کمتر قبول کنم، یک موضوع جالبی رو متوجه شدم.
میزان خوشحالی بهوجود اومده در مغز من، با تغییر فقط یک مرحله از انجام کارها، بسیار متفاوت شد. توضیح میدم. بعنوان نمونه، میشه «چیزی که من رو خوشحال میکرد» رو به صورت کلی زیر در نظر گرفت:
مدل A: [انجام یک کار -> نتیجهی مثبت -> پاداش مغزی + بیان نتیجه به عموم -> پاداش مغزی بیشتر و…]
بیایید اگر این اتفاق رو چرخهی A در نظر بگیریم و براش، پاداش تام n رو در نظر بگیریم. حالا چرخهی B رو به صورت زیر تعریف میکنم:
مدل B: [انجام یک کار -> نتیجهی مثبت -> پاداش مغزی و…]
در مدل جدید، «بیان نتیجه به عموم» رو پاک کردم و این روش رو هم امتحان کردم. چندین بار. و خب چیزی که متوجه شدم این بود که پاداش مغزی تام در این حالت، به صورت معناداری بیشتر از n (در مدل A) هستش!
پینوشت اول: مشخصا نمیشه در هر کاری اون بخش رو پاک کرد و احتمالا حتی ممکن هم نباشه. اما چیزی که به تجربه بهش رسیدم، این بود که در چیزهایی که امکان حذف وجود داره، حذف کنم و اجازه بدم که اون میزان پاداش مغزی، از n بیشتر بشه. چون حداقل برای من که این اتفاق افتاد و داره میافته.
پینوشت دوم: میدونم که خیلی خوب و ساده توضیحش ندادم :) شاید بخاطر این باشه که اونطور که باید متوجهاش نشدم و صرفاً چیزی بود که تجربه کردم. هیچ مستندی هم براش ندارم. اما اگر نظر با تجربهای دارید، حتما بگید تا درموردش صحبت کنیم.
@sinusealpha_channel
“بیانِ کمتر، لذتِ بیشتر!”
بعنوان کسی که در بیشتر موقعیتها در حال سعی و خطا بودهام و سعی کردهام که چیزهای پیشفرض رو کمتر قبول کنم، یک موضوع جالبی رو متوجه شدم.
میزان خوشحالی بهوجود اومده در مغز من، با تغییر فقط یک مرحله از انجام کارها، بسیار متفاوت شد. توضیح میدم. بعنوان نمونه، میشه «چیزی که من رو خوشحال میکرد» رو به صورت کلی زیر در نظر گرفت:
مدل A: [انجام یک کار -> نتیجهی مثبت -> پاداش مغزی + بیان نتیجه به عموم -> پاداش مغزی بیشتر و…]
بیایید اگر این اتفاق رو چرخهی A در نظر بگیریم و براش، پاداش تام n رو در نظر بگیریم. حالا چرخهی B رو به صورت زیر تعریف میکنم:
مدل B: [انجام یک کار -> نتیجهی مثبت -> پاداش مغزی و…]
در مدل جدید، «بیان نتیجه به عموم» رو پاک کردم و این روش رو هم امتحان کردم. چندین بار. و خب چیزی که متوجه شدم این بود که پاداش مغزی تام در این حالت، به صورت معناداری بیشتر از n (در مدل A) هستش!
پینوشت اول: مشخصا نمیشه در هر کاری اون بخش رو پاک کرد و احتمالا حتی ممکن هم نباشه. اما چیزی که به تجربه بهش رسیدم، این بود که در چیزهایی که امکان حذف وجود داره، حذف کنم و اجازه بدم که اون میزان پاداش مغزی، از n بیشتر بشه. چون حداقل برای من که این اتفاق افتاد و داره میافته.
پینوشت دوم: میدونم که خیلی خوب و ساده توضیحش ندادم :) شاید بخاطر این باشه که اونطور که باید متوجهاش نشدم و صرفاً چیزی بود که تجربه کردم. هیچ مستندی هم براش ندارم. اما اگر نظر با تجربهای دارید، حتما بگید تا درموردش صحبت کنیم.
@sinusealpha_channel
❤8👍4🤯1
داشتم ارائهای رو آماده میکردم و برای بار نمیدونم چندم، از این جملهی جورج باکس استفاده کردم. حقیقتا بجز «به نام خدا» هیچ جملهای اینقدر در ارائههام (با صرفا کمی تغییر و توضیح) پرتکرار نبوده و حیفم اومد که اینجا «هم» نگذارمش :)
“All models are wrong, but some are useful.”
ترجمه: همهی مدلها غلط هستند، اما برخی [از آنها] مفیدند.
@sinusealpha_channel
“All models are wrong, but some are useful.”
ترجمه: همهی مدلها غلط هستند، اما برخی [از آنها] مفیدند.
@sinusealpha_channel
❤12👍3🔥1🤩1
دوستانم در کمیتهی تحقیقات دانشگاه علوم پزشکی البرز جلساتی را ترتیب دادهاند تا دربارهی دو موضوع مهم (بحث عدم قطعیت و بحث مدلهای زبانی) در زمینهی «هوش مصنوعی - پزشکی» صحبت کنیم. اگر به این موضوع علاقهمند هستید، لینک زیر ممکن است برایتان جالب باشد.
👈🏻لینک:
https://t.me/MSRC_ABZUMS/2011
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
👈🏻لینک:
https://t.me/MSRC_ABZUMS/2011
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
❤6👍3🔥1🤩1
من میانهی خوبی با اسطوره سازی ندارم؛ اما کارهای این مرد، واقعا جای تحسین داره!
جاناتان آیوْ.
از سال ۱۹۹۲ وارد بخش طراحی صنعتی اپل شد و تا سال ۲۰۱۹ در آنجا ماند. آنقدر حضورش مهم بود که رفتنش، باعث کاهش لحظهای در ارزش سهام اپل شد! و داستانهای جالبش در «الهام گرفتن از صنایع بسیار دور» در طراحی محصولات اپل بسیار جذاب و شنیدنی هستند!
او که برای طراحی مجدد آیپد ۲ به ژاپن سفر کرد تا با یکی از اساتید شمشیر سازی سامورائی ملاقات کند، با کاهش ضخامت دستگاه تا حدود یک سوم، وزن آن را نیز به مقدار خوبی کاهش داد!
همچنین زمانی که استیو جابز از او خواست که کامپیوتری با رنگهای شاد بسازد [و بعدها به آیمک معروف شد] او ساعتها در یک کارخانهی شیرینی سازی وقت صرف کرد تا از رنگها الهام بگیرد و با کارش به دنیا بگوید: این دستگاه فقط برای کار نیست، برای لذت بردن و سرگرمی هم هست!
زندگینامهی او در کتابی تحت عنوان:
Jony Ive: The Genius Behind Apple's Greatest Products (Link)
به چاپ رسیده است.
پینوشت: در حال خواندن کتاب هستم و احتمالا بخشهای جالب آنرا share کنم (کامنتها).
#دیزاین
@sinusealpha_channel
جاناتان آیوْ.
از سال ۱۹۹۲ وارد بخش طراحی صنعتی اپل شد و تا سال ۲۰۱۹ در آنجا ماند. آنقدر حضورش مهم بود که رفتنش، باعث کاهش لحظهای در ارزش سهام اپل شد! و داستانهای جالبش در «الهام گرفتن از صنایع بسیار دور» در طراحی محصولات اپل بسیار جذاب و شنیدنی هستند!
او که برای طراحی مجدد آیپد ۲ به ژاپن سفر کرد تا با یکی از اساتید شمشیر سازی سامورائی ملاقات کند، با کاهش ضخامت دستگاه تا حدود یک سوم، وزن آن را نیز به مقدار خوبی کاهش داد!
همچنین زمانی که استیو جابز از او خواست که کامپیوتری با رنگهای شاد بسازد [و بعدها به آیمک معروف شد] او ساعتها در یک کارخانهی شیرینی سازی وقت صرف کرد تا از رنگها الهام بگیرد و با کارش به دنیا بگوید: این دستگاه فقط برای کار نیست، برای لذت بردن و سرگرمی هم هست!
زندگینامهی او در کتابی تحت عنوان:
Jony Ive: The Genius Behind Apple's Greatest Products (Link)
به چاپ رسیده است.
پینوشت: در حال خواندن کتاب هستم و احتمالا بخشهای جالب آنرا share کنم (کامنتها).
#دیزاین
@sinusealpha_channel
❤15🔥2🤯2👍1