درمورد این توییت خیلی بحث شده بود و یک جورهایی خیلی مهمه؛ منم ترجیح دادم اینجا بذارمش.
این آقای Alex Graveley کسی هستش که github copilot (ابزار مبتنی بر هوش مصنوعی که کارش نوشتن و تکمیل کد عه) رو ساخته! البته این کار رو به صورت تنهایی انجام نداده و مسئول یک تیم در شرکت مایکروسافت بوده. اما چیزی که عایدش شده، ۲۰ هزار دلار پول بهمراه ترفیع بوده که ترفیعش هم بعدا کنسل شده و همین! (مشخصه که ارزش کارش چند صد برابر این بوده؟)
نتیجهای که خودش گرفته این بوده که «عضو یک استارتاپ بشوید» اما خیلیها باهاش مخالف بودند و گفتند که انجام همچین کاری در مایکروسافت ریسک کمی داره و این ریسک توی استارتاپ خیلی بالاست و شمایی که عضو corporation شدی، نخواستی این ریسک رو قبول کنی. خیلیها بهش گفتند که اگر شکست میخوردی هم حقوقت رو میگرفتی و ضرری نمیکردی اما اگر استارتاپت شکست میخورد، ورشکسته میشدی و بدهکار.
👈🏻به صورت کلی انتخاب بین کارمندی یا کارآفرینی انتخاب آسونی نیست (شاید برای برخی افراد اتفاقا انتخاب سادهای باشه) و همواره هم درموردش بحثهای زیادی شکل گرفته. نظر شما در این مورد چیه؟
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
این آقای Alex Graveley کسی هستش که github copilot (ابزار مبتنی بر هوش مصنوعی که کارش نوشتن و تکمیل کد عه) رو ساخته! البته این کار رو به صورت تنهایی انجام نداده و مسئول یک تیم در شرکت مایکروسافت بوده. اما چیزی که عایدش شده، ۲۰ هزار دلار پول بهمراه ترفیع بوده که ترفیعش هم بعدا کنسل شده و همین! (مشخصه که ارزش کارش چند صد برابر این بوده؟)
نتیجهای که خودش گرفته این بوده که «عضو یک استارتاپ بشوید» اما خیلیها باهاش مخالف بودند و گفتند که انجام همچین کاری در مایکروسافت ریسک کمی داره و این ریسک توی استارتاپ خیلی بالاست و شمایی که عضو corporation شدی، نخواستی این ریسک رو قبول کنی. خیلیها بهش گفتند که اگر شکست میخوردی هم حقوقت رو میگرفتی و ضرری نمیکردی اما اگر استارتاپت شکست میخورد، ورشکسته میشدی و بدهکار.
👈🏻به صورت کلی انتخاب بین کارمندی یا کارآفرینی انتخاب آسونی نیست (شاید برای برخی افراد اتفاقا انتخاب سادهای باشه) و همواره هم درموردش بحثهای زیادی شکل گرفته. نظر شما در این مورد چیه؟
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
👍5❤2🔥1🤯1
ما به همراه تعدادی از دوستان جلساتی رو داریم و درمورد موضوع platform thinking (و موضوعات حول این قضیه) صحبت میکنیم. شما هم میتوانید از طریق لینکهای زیر به وویس اون جلسات در این کانال دسترسی داشته باشید:
▫️جلسهی اول (مقدمه تفکر پلتفرمی، تعاریف و مفاهیم اولیه، بررسی چند مثال و…) | لینک
▫️جلسهی دوم (مرور مفاهیم اولیه، استراتژیهای رشد، مقدمهای بر network effect، ارزش و انواع شبکه و…) | لینک
▫️جلسهی سوم (مرور کلیات تفکر نمایی، معماری پلتفرم، مقدمهای بر اصول ساختن پلتفرم و…) | لینک
▫️جلسه چهارم (مرور معماری پلتفرم، تفاوت push و pull، شروعی بر استراتژیهای حل chicken or egg dilemma و…) | لینک
▫️جلسه پنجم (تکمیل استراتژیهای حل قضیهی مرغ و تخممرغ و کلیاتی از monetization پلتفرمها) | لینک
▫️جلسه ششم (اندازهی بازار پلتفرمها، فرمولهای ارزشگذاری شبکهها، دو جملهی چالشی و…) | لینک
▫️جلسهی هفتم (چرایی تفکر پلتفرمی، مقدمهای بر اصول تفکر پلتفرمی، قصد، قاعدهی ده برابر و…) | لینک
▫️جلسهی هشتم (مثالها و کاربردهایی از قاعدهی ده برابر، پروداکت-مارکت فیت و…) | لینک
▫️جلسهی نهم (تعاریف و مصداقهایی از push و pull، طراحی سازمان بر این اساس و…) | لینک
▫️جلسهی دهم (نگاه به مشتری در دیدگاه پلتفرمی، تجربهی بدون friction و…) | لینک
⚠️این پست دیگر آپدیت نخواهد شد، برای فایلهای بعدی از این کانال استفاده کنید.
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
▫️جلسهی اول (مقدمه تفکر پلتفرمی، تعاریف و مفاهیم اولیه، بررسی چند مثال و…) | لینک
▫️جلسهی دوم (مرور مفاهیم اولیه، استراتژیهای رشد، مقدمهای بر network effect، ارزش و انواع شبکه و…) | لینک
▫️جلسهی سوم (مرور کلیات تفکر نمایی، معماری پلتفرم، مقدمهای بر اصول ساختن پلتفرم و…) | لینک
▫️جلسه چهارم (مرور معماری پلتفرم، تفاوت push و pull، شروعی بر استراتژیهای حل chicken or egg dilemma و…) | لینک
▫️جلسه پنجم (تکمیل استراتژیهای حل قضیهی مرغ و تخممرغ و کلیاتی از monetization پلتفرمها) | لینک
▫️جلسه ششم (اندازهی بازار پلتفرمها، فرمولهای ارزشگذاری شبکهها، دو جملهی چالشی و…) | لینک
▫️جلسهی هفتم (چرایی تفکر پلتفرمی، مقدمهای بر اصول تفکر پلتفرمی، قصد، قاعدهی ده برابر و…) | لینک
▫️جلسهی هشتم (مثالها و کاربردهایی از قاعدهی ده برابر، پروداکت-مارکت فیت و…) | لینک
▫️جلسهی نهم (تعاریف و مصداقهایی از push و pull، طراحی سازمان بر این اساس و…) | لینک
▫️جلسهی دهم (نگاه به مشتری در دیدگاه پلتفرمی، تجربهی بدون friction و…) | لینک
⚠️این پست دیگر آپدیت نخواهد شد، برای فایلهای بعدی از این کانال استفاده کنید.
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
Telegram
محتوای جلسات تفکر پلتفرمی
این کانال، صرفا محلی برای بارگزاری محتوای جلسات تفکر پلتفرمی میباشد و هیچگونه فعالیت دیگری در آن صورت نخواهد گرفت.
❤10👍1🔥1
سینوسِ آلفا
روزی که خبرنامهی لینکدین رو شروع کردم، حتی کسی رو نمیشناختم که توی لینکدین خبرنامه بخونه، چه برسه به اینکه اونجا خبرنامه راه انداخته باشه. الگویی وجود نداشت و همین موضوع هم جذابترش میکرد. با همهی این اوصاف، تعداد دنبالکننده هاش امروز از عدد ۱۲۵۰ نفر…
خب بالاخره اولین یادداشت از سری Platform thinking منتشر شد!😁
این مطلب را میتوان یک آشنایی کلی با بحث تفکر پلتفرمی و نتورک افکت در نظر گرفت و سعی کردهام داستانوار توضیحش بدهم تا جذابیت قابل قبولی نیز داشته باشد.
👈🏻لینک:
https://www.linkedin.com/pulse/note-1-introduction-platform-thinking-sina-moradi
پینوشت: منتظر نظرات پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان هستم!🌱
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
این مطلب را میتوان یک آشنایی کلی با بحث تفکر پلتفرمی و نتورک افکت در نظر گرفت و سعی کردهام داستانوار توضیحش بدهم تا جذابیت قابل قبولی نیز داشته باشد.
👈🏻لینک:
https://www.linkedin.com/pulse/note-1-introduction-platform-thinking-sina-moradi
پینوشت: منتظر نظرات پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان هستم!🌱
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
Linkedin
Note 1: Introduction to Platform Thinking
Hello again:) I'm back with a new topic: platform thinking! A year ago, I read a book called 'The Platform Revolution'. It was astounding and fascinating.
❤10🔥5👍1
🔹۲ میلیارد بازدید در ۲ هفته!
کاری به محتوای توییت ندارم، اما کجای تاریخ، یک متن، دو هفته بعد از نوشتهشدن، نزدیک به دو میلیارد بار دیده شده است؟ این شد که یاد نقل قولی از آقای Naval افتادم:
“We live in a age of infinite leverage.”
نکتهی دیگه اینه که تعداد کاربران فعال ماهانهی توییتر از چهارصد میلیون نفر بیشتر نمیشه و این یعنی هر کاربر فعال به طور متوسط ۵ بار این توییت رو مشاهده کرده! بنظر من که بینظیره!
پینوشت: بعد از این توییت بود که رفتم پربازدیدترین ویدئوهای یوتیوب رو هم سرچ کردم :) در این لینک میتونید مشاهدهشون کنید. در این لینک هم پرلایکترین توییتهای تاریخ رو مشاهده میکنید. :)
@sinusealpha_channel
کاری به محتوای توییت ندارم، اما کجای تاریخ، یک متن، دو هفته بعد از نوشتهشدن، نزدیک به دو میلیارد بار دیده شده است؟ این شد که یاد نقل قولی از آقای Naval افتادم:
“We live in a age of infinite leverage.”
نکتهی دیگه اینه که تعداد کاربران فعال ماهانهی توییتر از چهارصد میلیون نفر بیشتر نمیشه و این یعنی هر کاربر فعال به طور متوسط ۵ بار این توییت رو مشاهده کرده! بنظر من که بینظیره!
پینوشت: بعد از این توییت بود که رفتم پربازدیدترین ویدئوهای یوتیوب رو هم سرچ کردم :) در این لینک میتونید مشاهدهشون کنید. در این لینک هم پرلایکترین توییتهای تاریخ رو مشاهده میکنید. :)
@sinusealpha_channel
❤4👍2🤯2😁1
سینوسِ آلفا
روزی که خبرنامهی لینکدین رو شروع کردم، حتی کسی رو نمیشناختم که توی لینکدین خبرنامه بخونه، چه برسه به اینکه اونجا خبرنامه راه انداخته باشه. الگویی وجود نداشت و همین موضوع هم جذابترش میکرد. با همهی این اوصاف، تعداد دنبالکننده هاش امروز از عدد ۱۲۵۰ نفر…
دومین یادداشت از سری platform thinking هم منتشر شد!😄
راستش قرار نبود این یادداشت به این موضوع اختصاص پیدا کنه. اما حقیقتاً اگر این مسئله برای یک فرد حل نشه، امکان ادامهی مسیر در تفکر پلتفرمی وجود نخواهد داشت و به قول خارجیها، bottle neck بحث همینجاست. این شد که تصمیم گرفتم [خیلی یهویی] درمورد این موضوع بنویسم تا در یادداشتهای بعدی که به جزئیات موضوع خواهیم پرداخت، از این بابت خیالمون راحت باشه.
👈🏻لینک:
https://www.linkedin.com/pulse/note-2-big-why-sina-moradi
پینوشت اول: این یادداشت کامل نیست و به مرور زمان کاملتر و بهتر میشه.
پینوشت دوم: شدیداً :) منتظر شنیدن نظرات و خصوصا انتقادات شما عزیزان هستم.🌱
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
راستش قرار نبود این یادداشت به این موضوع اختصاص پیدا کنه. اما حقیقتاً اگر این مسئله برای یک فرد حل نشه، امکان ادامهی مسیر در تفکر پلتفرمی وجود نخواهد داشت و به قول خارجیها، bottle neck بحث همینجاست. این شد که تصمیم گرفتم [خیلی یهویی] درمورد این موضوع بنویسم تا در یادداشتهای بعدی که به جزئیات موضوع خواهیم پرداخت، از این بابت خیالمون راحت باشه.
👈🏻لینک:
https://www.linkedin.com/pulse/note-2-big-why-sina-moradi
پینوشت اول: این یادداشت کامل نیست و به مرور زمان کاملتر و بهتر میشه.
پینوشت دوم: شدیداً :) منتظر شنیدن نظرات و خصوصا انتقادات شما عزیزان هستم.🌱
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
Linkedin
Note 2: The big why!
as discussed in the previous note (Introduction to platform thinking | link), "platform" is a business model in which you don't play the game yourself. instead, you become a game.
❤4👍2🔥1
در این رشتهتوییت، ۳ نکتهی مهمی که دربارهی «تغییر نگرش / مخالفت» باید لحاظ کنیم را نوشتهام. اگر علاقهمند هستید، پیشنهاد میکنم نگاهی بیاندازید.
👈🏻ادامه (در کامنتها):
https://twitter.com/sinamoradi2002/status/1675909547016192005?s=46&t=vaZfSdnO4r7NrWXKFatKdQ
@sinusealpha_channel
👈🏻ادامه (در کامنتها):
https://twitter.com/sinamoradi2002/status/1675909547016192005?s=46&t=vaZfSdnO4r7NrWXKFatKdQ
@sinusealpha_channel
❤7👍2🔥1
🔹رکورد ChatGPT شکسته شد!
هنوز یک روز از انتشار اپ Threads نمیگذرد که تعداد کاربرانش از ۵۰ میلیون نفر عبور کرد! به همین واسطه، بیایید the piggy back strategy که استراتژی اصلی ساختهشدن این پلتفرم بوده است را با هم مرور کنیم.
استراتژی the piggy back یا همان “پشت خوک” (این اصطلاح در کتاب the platform revolution به کار رفته و ممکن است در جاهای دیگر، نامهای دیگری داشته باشد) به این معناست که پلتفرمی، بر روی پلتفرم دیگری قرار میگیرد و رشد میکند. در این مسیر، از کاربران و اطلاعات پلتفرم پایینتر استفاده میکند تا رشد خود را تسریع کند و بهبود ببخشد. بحث جدیدی هم نیست و سابقهی طولانی دارد!
این استراتژی، یک روش خوب برای کسانی است که یک پلتفرم دارند و به قصد cannibalization (اطلاعات بیشتر)، قصد ساختن پلتفرم دیگری [و اغلب بهتری] را دارند. هدف از این کار، صرفا ساختن پلتفرم جدید نیست و عملا پیروی از جملهی disrupt yourself before being disrupted by others است (اطلاعات بیشتر).
👈🏻نظر شما چیست؟ آیا کلابهاوس دیگری در راه است، یا انقلابی جدی در شبکههای اجتماعی مبتنی بر متن را شاهد خواهیم بود؟
@sinusealpha_channel
هنوز یک روز از انتشار اپ Threads نمیگذرد که تعداد کاربرانش از ۵۰ میلیون نفر عبور کرد! به همین واسطه، بیایید the piggy back strategy که استراتژی اصلی ساختهشدن این پلتفرم بوده است را با هم مرور کنیم.
استراتژی the piggy back یا همان “پشت خوک” (این اصطلاح در کتاب the platform revolution به کار رفته و ممکن است در جاهای دیگر، نامهای دیگری داشته باشد) به این معناست که پلتفرمی، بر روی پلتفرم دیگری قرار میگیرد و رشد میکند. در این مسیر، از کاربران و اطلاعات پلتفرم پایینتر استفاده میکند تا رشد خود را تسریع کند و بهبود ببخشد. بحث جدیدی هم نیست و سابقهی طولانی دارد!
این استراتژی، یک روش خوب برای کسانی است که یک پلتفرم دارند و به قصد cannibalization (اطلاعات بیشتر)، قصد ساختن پلتفرم دیگری [و اغلب بهتری] را دارند. هدف از این کار، صرفا ساختن پلتفرم جدید نیست و عملا پیروی از جملهی disrupt yourself before being disrupted by others است (اطلاعات بیشتر).
👈🏻نظر شما چیست؟ آیا کلابهاوس دیگری در راه است، یا انقلابی جدی در شبکههای اجتماعی مبتنی بر متن را شاهد خواهیم بود؟
@sinusealpha_channel
❤9👍4🤯1
کمیتهی تحقیقات دانشگاه علومپزشکی البرز ژورنال کلابهایی را برگزار میکند که ممکن است برایتان جالب باشند!
موضوع کلی ژورنال کلابها، «پزشکی نوین» است و در آنها، مقالات مهم و درستحسابی حیطههای جدید پزشکی بررسی خواهند شد!
یکی از حیطهها، Telemedicine است و بنده بعنوان ارائهدهنده جلسهی اول آن، شنبه ساعت ۱۶ الی ۱۸، در خدمت شما خواهم بود.
در این جلسه، ابتدا آشنایی کلیای را با این حیطه (پزشکی از راه دور) خواهیم داشت و سپس، یک مقالهی بسیار مهماش را بررسی خواهیم کرد.
👈🏻اگر مایل به شرکت در این ژورنال کلابها هستید، پیام زیر را مشاهده و سپس ثبتنام (رایگان) کنید:
https://t.me/MSRC_ABZUMS/1880
#پزشکی
@sinusealpha_channel
موضوع کلی ژورنال کلابها، «پزشکی نوین» است و در آنها، مقالات مهم و درستحسابی حیطههای جدید پزشکی بررسی خواهند شد!
یکی از حیطهها، Telemedicine است و بنده بعنوان ارائهدهنده جلسهی اول آن، شنبه ساعت ۱۶ الی ۱۸، در خدمت شما خواهم بود.
در این جلسه، ابتدا آشنایی کلیای را با این حیطه (پزشکی از راه دور) خواهیم داشت و سپس، یک مقالهی بسیار مهماش را بررسی خواهیم کرد.
👈🏻اگر مایل به شرکت در این ژورنال کلابها هستید، پیام زیر را مشاهده و سپس ثبتنام (رایگان) کنید:
https://t.me/MSRC_ABZUMS/1880
#پزشکی
@sinusealpha_channel
❤11🔥4
On an early paper of Maryam Mirzakhani.pdf
1.2 MB
آنقدر بزرگ بود که درمورد نوشتن اولین مقالهاش مقاله نوشتهاند!
داستان نوشتن اولین مقالهاش آنقدر جذاب است که هر شنوندهای را مجدوب میکند. به همین دلیل، پیشنهاد میکنم این مقاله را مطالعه کنید.
خلاصهی داستان از این قرار است که استاد مریم میرزاخانی (دکتر سعید اکبری) مسئلهای که ۲۰ سال حل نشده بود را به دانشجویان دادند و برایش ۱۰ دلار جایزه قرار دادند. مریم آن را حل کرد و جایزه را برد. راه حل آن، هم اکنون بخشی از کتابهای درسی است (منبع).
👈🏻شش سال پیش در چنین روزی، مریم میرزاخانی از دنیا رفت. روحش شاد🖤
#ریاضی
@sinusealpha_channel
داستان نوشتن اولین مقالهاش آنقدر جذاب است که هر شنوندهای را مجدوب میکند. به همین دلیل، پیشنهاد میکنم این مقاله را مطالعه کنید.
خلاصهی داستان از این قرار است که استاد مریم میرزاخانی (دکتر سعید اکبری) مسئلهای که ۲۰ سال حل نشده بود را به دانشجویان دادند و برایش ۱۰ دلار جایزه قرار دادند. مریم آن را حل کرد و جایزه را برد. راه حل آن، هم اکنون بخشی از کتابهای درسی است (منبع).
👈🏻شش سال پیش در چنین روزی، مریم میرزاخانی از دنیا رفت. روحش شاد🖤
#ریاضی
@sinusealpha_channel
❤19🤩1
سینوسِ آلفا
کمیتهی تحقیقات دانشگاه علومپزشکی البرز ژورنال کلابهایی را برگزار میکند که ممکن است برایتان جالب باشند! موضوع کلی ژورنال کلابها، «پزشکی نوین» است و در آنها، مقالات مهم و درستحسابی حیطههای جدید پزشکی بررسی خواهند شد! یکی از حیطهها، Telemedicine است…
introduction_to_telemedicine_for_medical_students_sina_moradi.pdf
859.8 KB
اسلایدهای جلسهی امروز با موضوع:
Introduction to Telemedicine and Telehealth for medical students
پینوشت: جلسه ضبط شده است و در کانال کمیتهی تحقیقات البرز (لینک) قرار خواهد گرفت.
#پزشکی
@sinusealpha_channel
Introduction to Telemedicine and Telehealth for medical students
پینوشت: جلسه ضبط شده است و در کانال کمیتهی تحقیقات البرز (لینک) قرار خواهد گرفت.
#پزشکی
@sinusealpha_channel
❤8🔥5
🔹داستانی غلط درمورد پلتفرمها (رقابت اپل و نوکیا)
یکی از چیزهایی که اغلب به غلط روایت میشود، داستان راهاندازی AppStore توسط اپل و حذف رقیبهایی مانند نوکیا و بلکبری است. گفته میشود که اپل [و مایکروسافت که فعلا کاری با آن نداریم]، به دلیل هوش و ذکاوت مدیران و موسسانش، قدرت پلتفرمها و crowdsourcing را زودتر متوجه شد. به همین دلیل، اجازهی فعالیت به third-party ها را داد تا برای گوشیها [و سایر deviceهایش] برنامههای متفاوتی develop کنند. در همین داستان، نوکیا و بلکبری، به دلیل ذهن سنتی و سلطهطلب، نتوانستند به این مهم پی ببرند و جا ماندند و حذف شدند.
همهی ما، با کمی بالا و پایین، همین داستان را شنیدهایم. اما حقیقت چیز دیگری است...!
یکی از نکاتی که ممکن است آن را نشنیده باشیم، این است که اپل، AppStore را در 10ام جولای سال 2008 لانچ کرد! (دیر به نظر نمیرسد؟) و نوکیا، حتی قبل از سال 2005 هم این برنامه را داشت و در سال 2009، Ovi Store (پلتفرم مخصوص خودش) را لانچ کرد! نامش را نشنیدهاید؟ حق دارید! :)
نکتهی جالب دیگری هم وجود دارد. خود استیو جابز [که احتمالا او را عامل پیروزی اپل در برابر نوکیا میدانیم]، در ابتدا با تصمیم راهاندازی AppStore موافق نبود! این که چه چیزی نظر جابز را عوض کرد و باعث موافقت وی شد داستان دیگری است اما، تفاوت اپل و نوکیا در چه چیزی بود که اولی (اپل) دوازده سال بعد در سال 2020، 54 میلیارد دلار فقط از AppStore درآمد داشت و دومی (نوکیا) به طور کلی از این بازار disrupt شد؟
کتاب Platform strategy (نوشتهی آقای Tero Ojanpera و Timo o. vuori) یکی از علتها را "عدم تمرکز" میداند:
"Nokia had forgotten what made it the number one player in the world of phones – focus."
توضیح: نوکیا از همان ابتدای کار، وارد سرویسهای زیاد و متفاوتی شد و این اصل که ساختن پلتفرم از تمرکز بر یک سرویس و انجام آن به صورت 10x better شروع میشود را در نظر نگرفت.
یکی دیگر از علتها را "کندی یادگیری" بیان میکند:
"Nokia had started to design touchscreens and an app store already before 2005. However, fear and paralysis prevented fast enough progress."
توضیح: مدیران نوکیا به جای تمرکز بر یادگیری سریع در زمین بازی جدید [جایی که حتی قوانینش را نیز نمیدانستند]، بر روی حریفهایشان تمرکز کرده بودند و سمینارهای متعددی دربارهی آیندهی تلفن همراه برگزار میکردند!
علتهای دیگری نیز وجود دارد و به “اصول ساختن پلتفرم” تبدیل شدهاند. فعلا به همین موارد بسنده میکنیم. با توجه به جذابیت کتاب ذکر شده، احتمالا در پستهای بعدی هم از آن صحبت به عمل بیاوریم. :)
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
یکی از چیزهایی که اغلب به غلط روایت میشود، داستان راهاندازی AppStore توسط اپل و حذف رقیبهایی مانند نوکیا و بلکبری است. گفته میشود که اپل [و مایکروسافت که فعلا کاری با آن نداریم]، به دلیل هوش و ذکاوت مدیران و موسسانش، قدرت پلتفرمها و crowdsourcing را زودتر متوجه شد. به همین دلیل، اجازهی فعالیت به third-party ها را داد تا برای گوشیها [و سایر deviceهایش] برنامههای متفاوتی develop کنند. در همین داستان، نوکیا و بلکبری، به دلیل ذهن سنتی و سلطهطلب، نتوانستند به این مهم پی ببرند و جا ماندند و حذف شدند.
همهی ما، با کمی بالا و پایین، همین داستان را شنیدهایم. اما حقیقت چیز دیگری است...!
یکی از نکاتی که ممکن است آن را نشنیده باشیم، این است که اپل، AppStore را در 10ام جولای سال 2008 لانچ کرد! (دیر به نظر نمیرسد؟) و نوکیا، حتی قبل از سال 2005 هم این برنامه را داشت و در سال 2009، Ovi Store (پلتفرم مخصوص خودش) را لانچ کرد! نامش را نشنیدهاید؟ حق دارید! :)
نکتهی جالب دیگری هم وجود دارد. خود استیو جابز [که احتمالا او را عامل پیروزی اپل در برابر نوکیا میدانیم]، در ابتدا با تصمیم راهاندازی AppStore موافق نبود! این که چه چیزی نظر جابز را عوض کرد و باعث موافقت وی شد داستان دیگری است اما، تفاوت اپل و نوکیا در چه چیزی بود که اولی (اپل) دوازده سال بعد در سال 2020، 54 میلیارد دلار فقط از AppStore درآمد داشت و دومی (نوکیا) به طور کلی از این بازار disrupt شد؟
کتاب Platform strategy (نوشتهی آقای Tero Ojanpera و Timo o. vuori) یکی از علتها را "عدم تمرکز" میداند:
"Nokia had forgotten what made it the number one player in the world of phones – focus."
توضیح: نوکیا از همان ابتدای کار، وارد سرویسهای زیاد و متفاوتی شد و این اصل که ساختن پلتفرم از تمرکز بر یک سرویس و انجام آن به صورت 10x better شروع میشود را در نظر نگرفت.
یکی دیگر از علتها را "کندی یادگیری" بیان میکند:
"Nokia had started to design touchscreens and an app store already before 2005. However, fear and paralysis prevented fast enough progress."
توضیح: مدیران نوکیا به جای تمرکز بر یادگیری سریع در زمین بازی جدید [جایی که حتی قوانینش را نیز نمیدانستند]، بر روی حریفهایشان تمرکز کرده بودند و سمینارهای متعددی دربارهی آیندهی تلفن همراه برگزار میکردند!
علتهای دیگری نیز وجود دارد و به “اصول ساختن پلتفرم” تبدیل شدهاند. فعلا به همین موارد بسنده میکنیم. با توجه به جذابیت کتاب ذکر شده، احتمالا در پستهای بعدی هم از آن صحبت به عمل بیاوریم. :)
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
❤5👍2🔥1
🔹بیمارِ ما، در اینترنت سرچ بکند یا نه؟ پزشک چهکاره است؟ به کدام سمت برویم بهتر است؟
یکی از بحثهایی که در هفتههای اخیر در توییتر فارسی (حول این توییت) داغ شده بود، این بود که بیماران، بهتر است درمورد بیماریشان در اینترنت سرچ بکنند یا خیر. سوال چالش برانگیزی بود و جوابهای متفاوت و گاهاً متضادی هم داده میشد. چه از طرف پزشکان و چه از طرف سایر افراد. همین بحثها، انگیزهای شد تا کمی درمورد این موضوع سرچ کنم. ماحصل این سرچها، چند نکتهی مطلب حاضر است. بهمانند همیشه، امیدوارم که برای شما هم مفید باشند!
نکتهی اول و بسیار مهمی که باید در نظر گرفت این است که سرچکردن در اینترنت، درمورد بیماری، توسط بیمار، تنها در ایران اتفاق نمیافتد و طبق این مقاله، ۸۰٪ کسانی که در آمریکا به اینترنت دسترسی دارند، حداقل یکبار درمورد علائم بیماریشان در اینترنت سرچ کردهاند. در سایر کشورها هم، آمار تقریبا مشابهی وجود دارد.
نکتهی دوم. طبق این مقاله، به اشتراک گذاشتن اطلاعات صحیح مرتبط با سلامت، در اینترنت، باعث بهبود وضعیت سلامت روان در بیماران میشود! [و خواه ناخواه به روند درمانشان کمک میکند]. به این دلیل که یادگیری از دیگران، احساس "حمایتشدن" را در فرد برمیانگیزد و این حس، باعث تقویت روحیهاش میشود. این مقاله ادعا کرده است که این نوع از حمایت اجتماعی، مهمترین نقشی است که جوامع آنلاین میتوانند در روند در درمان بیماران ایفا کنند!
مقالههای دیگری مانند این مقاله نیز وجود دارند که این سودرسانی به بیمار را عمومیتر در نظر گرفته و ادعا کردهاند که نه تنها بیمار، بلکه اطرافیان بیمار، پزشکان و کل جامعه از این اتفاق (اشتراکگذاری اطلاعات صحیح مرتبط با سلامت در اینترنت) سود میبرند! به همین دلیل است که بحث "چگونگی تقویت اشتراکگذاری اطلاعات صحیح مرتبط با سلامت در اینترنت"، موضوعیت پیدا کرد. مقالههایی مانند این مقاله هم با هدف پیبردن به عواملی که به پزشکان انگیزه میدهند تا در این فرآیند همکاری کنند، نوشته شدهاند. پیشنهاد میکنم [اگر علاقهمند هستید] مطالعه کنید.
👈🏻برداشت شخصی: قرار نیست انتشار مطالب مرتبط با سلامت در اینترنت ممنوع شود. بیماران را هم نمیتوان به راحتی مجبور به انجام کاری غیرمنطقی کرد. پس بهتر نیست که پزشکان [و سایر کادر درمان] در زمینهی انتشار مطالب موثق و بر پایهی شواهد و مدارک علمی وارد شوند!؟ (یکجورهایی حل مسئلهی بالا، با دیزاینی بهتر است). تا علاوه بر فایدههای این حرکت در تمامی بخشهای جامعه، مطالب شبهعلم و غیرعلم هم روز به روز کمرنگتر و نهایتا [با تغییر فرهنگ جامعه]، حذف شوند. نیاز به توضیح هم نیست که منظور پزشکان از عدم جستجو در اینترنت، مطالعهی چنین مطالب اخلالگری بود و افزایش سطح سواد سلامت جامعه، از بزرگترین اهداف نظام سلامت میباشد.
در نهایت هم میخواهم مطلب را با جملهای از آقای Daniel Schwammenthal به پایان برسانم: “قانون آهنین سیاست این است که اگر مشکلات واقعی در جامعه وجود داشته باشند و گروههای مسئول به آنها نپردازند، گروههای غیرمسئول به آنها خواهند پرداخت!”
پینوشت: ممکن است و احتمالش هم اصلا کم نیست که نظر متفاوتی داشته باشیم. خوشحال میشود نظرتان را بشنوم و در این مورد بیشتر صحبت کنیم.
#پزشکی
@sinusealpha_channel
یکی از بحثهایی که در هفتههای اخیر در توییتر فارسی (حول این توییت) داغ شده بود، این بود که بیماران، بهتر است درمورد بیماریشان در اینترنت سرچ بکنند یا خیر. سوال چالش برانگیزی بود و جوابهای متفاوت و گاهاً متضادی هم داده میشد. چه از طرف پزشکان و چه از طرف سایر افراد. همین بحثها، انگیزهای شد تا کمی درمورد این موضوع سرچ کنم. ماحصل این سرچها، چند نکتهی مطلب حاضر است. بهمانند همیشه، امیدوارم که برای شما هم مفید باشند!
نکتهی اول و بسیار مهمی که باید در نظر گرفت این است که سرچکردن در اینترنت، درمورد بیماری، توسط بیمار، تنها در ایران اتفاق نمیافتد و طبق این مقاله، ۸۰٪ کسانی که در آمریکا به اینترنت دسترسی دارند، حداقل یکبار درمورد علائم بیماریشان در اینترنت سرچ کردهاند. در سایر کشورها هم، آمار تقریبا مشابهی وجود دارد.
نکتهی دوم. طبق این مقاله، به اشتراک گذاشتن اطلاعات صحیح مرتبط با سلامت، در اینترنت، باعث بهبود وضعیت سلامت روان در بیماران میشود! [و خواه ناخواه به روند درمانشان کمک میکند]. به این دلیل که یادگیری از دیگران، احساس "حمایتشدن" را در فرد برمیانگیزد و این حس، باعث تقویت روحیهاش میشود. این مقاله ادعا کرده است که این نوع از حمایت اجتماعی، مهمترین نقشی است که جوامع آنلاین میتوانند در روند در درمان بیماران ایفا کنند!
مقالههای دیگری مانند این مقاله نیز وجود دارند که این سودرسانی به بیمار را عمومیتر در نظر گرفته و ادعا کردهاند که نه تنها بیمار، بلکه اطرافیان بیمار، پزشکان و کل جامعه از این اتفاق (اشتراکگذاری اطلاعات صحیح مرتبط با سلامت در اینترنت) سود میبرند! به همین دلیل است که بحث "چگونگی تقویت اشتراکگذاری اطلاعات صحیح مرتبط با سلامت در اینترنت"، موضوعیت پیدا کرد. مقالههایی مانند این مقاله هم با هدف پیبردن به عواملی که به پزشکان انگیزه میدهند تا در این فرآیند همکاری کنند، نوشته شدهاند. پیشنهاد میکنم [اگر علاقهمند هستید] مطالعه کنید.
👈🏻برداشت شخصی: قرار نیست انتشار مطالب مرتبط با سلامت در اینترنت ممنوع شود. بیماران را هم نمیتوان به راحتی مجبور به انجام کاری غیرمنطقی کرد. پس بهتر نیست که پزشکان [و سایر کادر درمان] در زمینهی انتشار مطالب موثق و بر پایهی شواهد و مدارک علمی وارد شوند!؟ (یکجورهایی حل مسئلهی بالا، با دیزاینی بهتر است). تا علاوه بر فایدههای این حرکت در تمامی بخشهای جامعه، مطالب شبهعلم و غیرعلم هم روز به روز کمرنگتر و نهایتا [با تغییر فرهنگ جامعه]، حذف شوند. نیاز به توضیح هم نیست که منظور پزشکان از عدم جستجو در اینترنت، مطالعهی چنین مطالب اخلالگری بود و افزایش سطح سواد سلامت جامعه، از بزرگترین اهداف نظام سلامت میباشد.
در نهایت هم میخواهم مطلب را با جملهای از آقای Daniel Schwammenthal به پایان برسانم: “قانون آهنین سیاست این است که اگر مشکلات واقعی در جامعه وجود داشته باشند و گروههای مسئول به آنها نپردازند، گروههای غیرمسئول به آنها خواهند پرداخت!”
پینوشت: ممکن است و احتمالش هم اصلا کم نیست که نظر متفاوتی داشته باشیم. خوشحال میشود نظرتان را بشنوم و در این مورد بیشتر صحبت کنیم.
#پزشکی
@sinusealpha_channel
MSU Extension
Health information on the internet - MSU Extension
When searching for health information, make sure the website is reliable, credible and trustworthy.
👍7❤4
سینوسِ آلفا
روزی که خبرنامهی لینکدین رو شروع کردم، حتی کسی رو نمیشناختم که توی لینکدین خبرنامه بخونه، چه برسه به اینکه اونجا خبرنامه راه انداخته باشه. الگویی وجود نداشت و همین موضوع هم جذابترش میکرد. با همهی این اوصاف، تعداد دنبالکننده هاش امروز از عدد ۱۲۵۰ نفر…
سومین یادداشت از سری platform thinking هم منتشر شد!😄
با توجه به مطالب خوب موجود، تصمیم نداشتم که یک نوت کامل رو به این موضوع اختصاص بدم. اما بعد از صحبت با چند نفر از دوستان، حس کردم انحراف معیار دیدگاهها کمی زیاده. به همین دلیل، برای crystallize کردن دانشمون در این موضوع، این مطلب رو نوشتم و به شما هم پیشنهادش میکنم.
👈🏻لینک:
https://www.linkedin.com/pulse/note-3-push-pull-sina-moradi
پینوشت: به شدت منتظر شنیدن انتقادات شما عزیزان هستم.🌱
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
با توجه به مطالب خوب موجود، تصمیم نداشتم که یک نوت کامل رو به این موضوع اختصاص بدم. اما بعد از صحبت با چند نفر از دوستان، حس کردم انحراف معیار دیدگاهها کمی زیاده. به همین دلیل، برای crystallize کردن دانشمون در این موضوع، این مطلب رو نوشتم و به شما هم پیشنهادش میکنم.
👈🏻لینک:
https://www.linkedin.com/pulse/note-3-push-pull-sina-moradi
پینوشت: به شدت منتظر شنیدن انتقادات شما عزیزان هستم.🌱
#پلتفرم
#کارآفرینی
@sinusealpha_channel
Linkedin
Note 3: Push or Pull?
The previous notes taught us about platforms' functions and why we should go this way. In this and the following notes, we are gonna discuss the 'thinking' part of the platform thinking.
❤5🔥1
🔹متنهای نوشته شده توسط هوش مصنوعی، قابل تشخیص نیستند! حداقل فعلا!
بشخصه تقریبا با همهی ابزارهای تشخیص متن توسط هوش مصنوعی کار کرده بودم و حدس میزدم که عملکردشون خیلی فراتر از random نباشه. اما گفتم یک جستجویی کنم و اگر کسی پرسید، مستند حرف بزنم.
اینطور شد که این مقالهی جالب رو پیدا کردم. خیلی تازه هم نیست و حدود یک ماه پیش چاپ شده. اما حرفش احتمالا برای خیلیها جدید به حساب بیاد.
عللالحساب، قبول کنید که متنهای نوشته شده توسط مدلهای هوش مصنوعی [اگر با کمی تغییر توسط انسان همراه شوند]، تقریبا غیرقابل تشخیص خواهند بود و اگر کارتان به این موضوع وابسته است، فعلا نگران نباشید!
این مورد رو هم بگم که احتمالا در مدلهای آینده این موضوع صدق نکنه و سازندگانشون خیلی تمایلی به غیرقابل تشخیص بودن متنهای تولیدشده ندارند و از طرفی هم مجبورند برخی قوانین رو بپذیرند. پس زیاد روی این موضوع حساب باز نکنید و authentic بودن رو ارج بنهید. :)
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
بشخصه تقریبا با همهی ابزارهای تشخیص متن توسط هوش مصنوعی کار کرده بودم و حدس میزدم که عملکردشون خیلی فراتر از random نباشه. اما گفتم یک جستجویی کنم و اگر کسی پرسید، مستند حرف بزنم.
اینطور شد که این مقالهی جالب رو پیدا کردم. خیلی تازه هم نیست و حدود یک ماه پیش چاپ شده. اما حرفش احتمالا برای خیلیها جدید به حساب بیاد.
عللالحساب، قبول کنید که متنهای نوشته شده توسط مدلهای هوش مصنوعی [اگر با کمی تغییر توسط انسان همراه شوند]، تقریبا غیرقابل تشخیص خواهند بود و اگر کارتان به این موضوع وابسته است، فعلا نگران نباشید!
این مورد رو هم بگم که احتمالا در مدلهای آینده این موضوع صدق نکنه و سازندگانشون خیلی تمایلی به غیرقابل تشخیص بودن متنهای تولیدشده ندارند و از طرفی هم مجبورند برخی قوانین رو بپذیرند. پس زیاد روی این موضوع حساب باز نکنید و authentic بودن رو ارج بنهید. :)
#هوش_مصنوعی
@sinusealpha_channel
❤2👍2🔥1😁1
قابل توجه دانشجویان پزشکی!
دوستانم در کمیتهی تحقیقات دانشگاه البرز، مدرسهی تابستانی هوش مصنوعی در علوم پزشکی را برگزار میکنند و شدیدا پیشنهاد میکنم که [برای آشنایی هم که شده]، در این جلسات رایگان شرکت کنید!
👈🏻لینک:
https://t.me/MSRC_ABZUMS/1912
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
دوستانم در کمیتهی تحقیقات دانشگاه البرز، مدرسهی تابستانی هوش مصنوعی در علوم پزشکی را برگزار میکنند و شدیدا پیشنهاد میکنم که [برای آشنایی هم که شده]، در این جلسات رایگان شرکت کنید!
👈🏻لینک:
https://t.me/MSRC_ABZUMS/1912
#هوش_مصنوعی
#پزشکی
@sinusealpha_channel
❤11👍2🤯1🤩1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شدیداً پیشنهاد میکنم این ویدئو با عنوان «سیستم آموزشی، یک سیستم برای تربیت شهروند حرفشنو» رو ببینید.
این ویدئو به تاریخچهی سیستم آموزشی، طراحی اولیهی آن و روند توسعهاش میپردازد و دیدگاه روشنی را نسبت به سیستم آموزشی امروزهی ما [که تقریبا هیچ تفاوتی با زمان تاسیس آن ندارد] بیان میکند. این روزها که نتایج کنکور کارشناسی آمده است هم احتمالاً فرصت خوبی برای تفکر درمورد این موضوع و واکنش منطقی به آن باشد.
همچنین بسیار واضح است که در مسیر نادرست، تصمیم درست، پیشرفتن و برندهشدن نیست. بلکه خروج از مسیر و انتخاب مسیر دیگری است. کنکور و سیستم آموزشی ما [و تقریباً تمام دنیا] نیز همینطور است. سوالی که وجود دارد این است که چرا پیروزی و شکست، در مسیری که میدانیم نادرست است، ما را خشنود و یا ناراحت میکند؟
پینوشت اول: بهشخصه عقاید و نظرات بسیار sharp و بعضاً زنندهای درمورد سیستم آموزشیای که در حال تحصیل در آن هستیم [یا بودیم] دارم و در فرصت و جایگاه مناسبش درمورد این موضوع به تفصیل صحبت خواهم کرد.
پینوشت دوم: لینک ویدئو در یوتیوب
#کنکور
@sinusealpha_channel
این ویدئو به تاریخچهی سیستم آموزشی، طراحی اولیهی آن و روند توسعهاش میپردازد و دیدگاه روشنی را نسبت به سیستم آموزشی امروزهی ما [که تقریبا هیچ تفاوتی با زمان تاسیس آن ندارد] بیان میکند. این روزها که نتایج کنکور کارشناسی آمده است هم احتمالاً فرصت خوبی برای تفکر درمورد این موضوع و واکنش منطقی به آن باشد.
همچنین بسیار واضح است که در مسیر نادرست، تصمیم درست، پیشرفتن و برندهشدن نیست. بلکه خروج از مسیر و انتخاب مسیر دیگری است. کنکور و سیستم آموزشی ما [و تقریباً تمام دنیا] نیز همینطور است. سوالی که وجود دارد این است که چرا پیروزی و شکست، در مسیری که میدانیم نادرست است، ما را خشنود و یا ناراحت میکند؟
پینوشت اول: بهشخصه عقاید و نظرات بسیار sharp و بعضاً زنندهای درمورد سیستم آموزشیای که در حال تحصیل در آن هستیم [یا بودیم] دارم و در فرصت و جایگاه مناسبش درمورد این موضوع به تفصیل صحبت خواهم کرد.
پینوشت دوم: لینک ویدئو در یوتیوب
#کنکور
@sinusealpha_channel
👍9🤯1
یکی از پادکستهای جالب و ارزشمندی که سعی میکنم همیشه دنبال کنم، پادکست آقای naval هستش.
امروز هم اولین مطلبی که شروع به مطالعهاش کردم، همین پادکست (Knowledge Creation and The Human Race, Part 2) بود و به صورت خیلی اتفاقی، به صحبتهای روزهای گذشته با برخی از دوستان مرتبط شد و تصمیم گرفتم تا اینجا درموردش بنویسم.
ترجمهی بخشی از جملهی هایلایتشده [با کمی تغییر]: «بخش غیر مفید - اطلاعاتی که دانش نیستند - در جهانهای مختلف، متفاوت خواهند بود. در حالی که، دانش مفید - ژنهایی که منجر به سازگاری بیشتر میشوند، ایدههایی که منجر به بقای بیشتر میشوند، اختراعاتی که ما ایجاد میکنیم و واقعا کار میکنند، فلسفههایی که ما داریم و ما را به عنوان انسان وادار میکنند تا رشد و تکثیر کنیم - در سراسر جهانهای چندگانه یکسان و مشترک خواهند بود!»
جملهی بالا، از نظر من، بسیار بااهمیته. حالا جملهی زیر [که یک توییت در همین باره بود] را ببینید:
“The secret to a great life is to nail the basics.”
پینوشت: درمورد این موضوع بیشتر خواهم نوشت. این پست حتی در حد شروع هم نبود. :)
@sinusealpha_channel
امروز هم اولین مطلبی که شروع به مطالعهاش کردم، همین پادکست (Knowledge Creation and The Human Race, Part 2) بود و به صورت خیلی اتفاقی، به صحبتهای روزهای گذشته با برخی از دوستان مرتبط شد و تصمیم گرفتم تا اینجا درموردش بنویسم.
ترجمهی بخشی از جملهی هایلایتشده [با کمی تغییر]: «بخش غیر مفید - اطلاعاتی که دانش نیستند - در جهانهای مختلف، متفاوت خواهند بود. در حالی که، دانش مفید - ژنهایی که منجر به سازگاری بیشتر میشوند، ایدههایی که منجر به بقای بیشتر میشوند، اختراعاتی که ما ایجاد میکنیم و واقعا کار میکنند، فلسفههایی که ما داریم و ما را به عنوان انسان وادار میکنند تا رشد و تکثیر کنیم - در سراسر جهانهای چندگانه یکسان و مشترک خواهند بود!»
جملهی بالا، از نظر من، بسیار بااهمیته. حالا جملهی زیر [که یک توییت در همین باره بود] را ببینید:
“The secret to a great life is to nail the basics.”
پینوشت: درمورد این موضوع بیشتر خواهم نوشت. این پست حتی در حد شروع هم نبود. :)
@sinusealpha_channel
👍5❤3
داشتم صفحهی لینکدینام رو بالا پایین میکردم که به این صحبت رسیدم. حدود یک ماه پیش، سهواً جملهای غیردقیق رو به کار بردم و امروز حس میکنم که احتمالا خیلی هم صحیح نباشه! نظر شما چیه؟
ترجمه: «افراد را نباید به هیچ چیزی مجبور کرد.»
👈🏻موافقید یا مخالف؟ دلیلتون چیه؟ خوشحال میشم که نظرتون رو بشنوم.
@sinusealpha_channel
ترجمه: «افراد را نباید به هیچ چیزی مجبور کرد.»
👈🏻موافقید یا مخالف؟ دلیلتون چیه؟ خوشحال میشم که نظرتون رو بشنوم.
@sinusealpha_channel
❤7👍5
🔹اگر سیستم به شما اجازهی اشتباه میدهد، بد دیزاین شده است و اگر اشتباهکردن را به شما القا میکند، بسیار بد دیزاین شده است!
این بخش از کتاب The design of everyday things، بنظرم یکی از مهمترین و حیاتیترین بخشها در دیزاین است و تعداد کسانی که در تلهی "اشتباه مخاطب (human error)" میافتند، گواه این قضیه است. قصد ندارم بگویم که هر اشتباه موجود در یک سیستم، نامرتبط با مخاطب است و «همیشه حق با مشتری است». خیر.
همیشه حق با مشتری نیست. اما زمانی که میزان خطای یک بخش از سیستم بیش از 70 یا 80 درصد است، چرا به این موضوع فکر نمیکنیم که شاید مشکل از دیزاین ما باشد!؟ همین کتاب، جملهی دیگری دارد که بنظرم قابل تامل است:
We can’t fix problems unless people admit they exist.
برای اجتناب از این مشکلها، راهکار معروف و خوبی بهنام Root cause analysis (تحلیل علل ریشهای) وجود دارد. در این روش [که به Five WHYs نیز شناخته میشود]، با پرسیدن سوالاتی شبیه به "چرا"، سعی میکنیم تا به آن علت ریشهای و اصلی موضوع برسیم.
در مورد این موضوع در پست بعدی توضیح خواهم داد.
#دیزاین
@sinusealpha_channel
این بخش از کتاب The design of everyday things، بنظرم یکی از مهمترین و حیاتیترین بخشها در دیزاین است و تعداد کسانی که در تلهی "اشتباه مخاطب (human error)" میافتند، گواه این قضیه است. قصد ندارم بگویم که هر اشتباه موجود در یک سیستم، نامرتبط با مخاطب است و «همیشه حق با مشتری است». خیر.
همیشه حق با مشتری نیست. اما زمانی که میزان خطای یک بخش از سیستم بیش از 70 یا 80 درصد است، چرا به این موضوع فکر نمیکنیم که شاید مشکل از دیزاین ما باشد!؟ همین کتاب، جملهی دیگری دارد که بنظرم قابل تامل است:
We can’t fix problems unless people admit they exist.
برای اجتناب از این مشکلها، راهکار معروف و خوبی بهنام Root cause analysis (تحلیل علل ریشهای) وجود دارد. در این روش [که به Five WHYs نیز شناخته میشود]، با پرسیدن سوالاتی شبیه به "چرا"، سعی میکنیم تا به آن علت ریشهای و اصلی موضوع برسیم.
در مورد این موضوع در پست بعدی توضیح خواهم داد.
#دیزاین
@sinusealpha_channel
👍5🔥1