راستی
خیلی حواستون به لحن حرف زدنتون باشه
خیلی خیلی زیاد
چون کلماتی که به کار میبرین تبدیل میشن به رفتار هاتون
وووووو آهاااااا
اطرافیانتون
شما خلاصه میشین به 5 نفر از اطرافیانتون
خیلی محتاط باشین در انتخاب این افراد
دقیقا مثل شمشیر دو لبه است
کتاب درست و خوب هم زیاد بخونین
مطالبی که در کتاب ها هست در هیچ جای دنیا به هیچ صورتی انقدر جمع و جور و مفید نیست
کتاب ها واقعا دنیای متفاوتی ان و دید جدیدی بهتون هدیه میدن
خوندن کتاب از مفید ترین کار هاست
❧ @SinaCodeMode
خیلی حواستون به لحن حرف زدنتون باشه
خیلی خیلی زیاد
چون کلماتی که به کار میبرین تبدیل میشن به رفتار هاتون
وووووو آهاااااا
اطرافیانتون
شما خلاصه میشین به 5 نفر از اطرافیانتون
خیلی محتاط باشین در انتخاب این افراد
دقیقا مثل شمشیر دو لبه است
کتاب درست و خوب هم زیاد بخونین
مطالبی که در کتاب ها هست در هیچ جای دنیا به هیچ صورتی انقدر جمع و جور و مفید نیست
کتاب ها واقعا دنیای متفاوتی ان و دید جدیدی بهتون هدیه میدن
خوندن کتاب از مفید ترین کار هاست
❧ @SinaCodeMode
👍5❤3
موفقیت یعنی حرکت از یک شکست به شکست دیگر، بدون اینکه اشتیاق خود برای کسب موفقیت را از دست بدهی.
✍️ #وینستون_چرچیل
ℹ️ @audiobo0ok
❧ @SinaCodeMode
❤7💔2
Forwarded from اَميرعلى قِ
تو گوشیم بودم یهو فهمیدم راننده تاکسی حواسش به جاده نیست، برگشتم دیدم با موبایلش تو بات همستر داره انگشتهاشو به ترتییب میکوبه به صفحه. ازش پرسیدم میتونی تصور کنی مدیر بنز هم همینکارو کنه؟ گفت نه چون اون پولداره! پرسیدم فکر میکنی چرا اون پولداره؟ گفت چمیدونم فکرش خوب کار میکنه. بهش گفتم کسی
که عادت کرده با فکرش پول در بیاره، پول زیاد حتی به این روش براش ممکن نیست.
همین انگشت کوبیدن ساده اجازه نمیده
درست فکر کنی، حتی فکرتو، ذهنیت تو رو
نسبت به پول در آوردن خراب میکنه.
هروقت دیدی همه دارن میرن سمت یک کاری، قطعا باید به اون کار شک کنی...
برای رسیدن به زندگی ایدهآل، راه میانبر وجود نداره! مال فیلماست، اون پولها و موفقیت های یک شبه! «تلاش» مفهوم بسیار بزرگ و ارزشمندیه که باید برات مهم و قصهساز باقی بمونه، نه که تصویرش رو با یک بات تلگرامی خراب کنی برا خودت.
یادداشت نویسی
#امیرعلی_ق
@Amiralichannel
که عادت کرده با فکرش پول در بیاره، پول زیاد حتی به این روش براش ممکن نیست.
همین انگشت کوبیدن ساده اجازه نمیده
درست فکر کنی، حتی فکرتو، ذهنیت تو رو
نسبت به پول در آوردن خراب میکنه.
هروقت دیدی همه دارن میرن سمت یک کاری، قطعا باید به اون کار شک کنی...
برای رسیدن به زندگی ایدهآل، راه میانبر وجود نداره! مال فیلماست، اون پولها و موفقیت های یک شبه! «تلاش» مفهوم بسیار بزرگ و ارزشمندیه که باید برات مهم و قصهساز باقی بمونه، نه که تصویرش رو با یک بات تلگرامی خراب کنی برا خودت.
یادداشت نویسی
#امیرعلی_ق
@Amiralichannel
👍6❤5🥰1
اَميرعلى قِ
تو گوشیم بودم یهو فهمیدم راننده تاکسی حواسش به جاده نیست، برگشتم دیدم با موبایلش تو بات همستر داره انگشتهاشو به ترتییب میکوبه به صفحه. ازش پرسیدم میتونی تصور کنی مدیر بنز هم همینکارو کنه؟ گفت نه چون اون پولداره! پرسیدم فکر میکنی چرا اون پولداره؟ گفت چمیدونم…
خیلی دلم میخواست یه پست برای این موضوع بزارم دیدم امیرعلی خیلی قشنگ همه رو گفته حیفم اومد فور نکنم :)
یه چیز کاملا درستیه واقعا ...
این روزا هر کیو میبینم رفته پی همستر
هر روز ده ها مخاطبم به تلگرام میان
دوست دارم بدونم این افراد قبل همستر بازی شغل یا کار یا سرگرمیشون چی بوده؟ اصلا یادشون هست؟
درسته بالاخره یه پولی در میاد و یه کمکی میشه اما تایمی که براش میزارین باید محدود باشه
کل تایم روزتون رو فدای کلیک نکنین خیلی چیز های بهتری برای کلیک کردن هست
ازتون میخوام موقعی که رفتین کلیک کنین اول یه سوال از خودتون بپرسین: "اگه الان کلیک نکنم چه کار های دیگه ای میتونم بکنم و آیا این بهتره یا اون کارا؟"
اینطوری ممکنه مغزتون متوجه بشه که ارزش خیلی کارا از این کلیک ها بیشتره
دمتون گرم بابت اینکه تلاش میکنین ولی خیلی هدفای درست رو میشه از راه خیلی بهتری بهش رسید
مراقب خودتون و خوبی ها و سلامتی و افکارتون باشین ❤️
افکار شما و ارزشی که دارید یا میتونید داشته باشید خیلی بیشتر از این چیز هاست
الماس رو فدای استخراج سنگ نکنین :)
❧ @SinaCodeMode
یه چیز کاملا درستیه واقعا ...
این روزا هر کیو میبینم رفته پی همستر
هر روز ده ها مخاطبم به تلگرام میان
دوست دارم بدونم این افراد قبل همستر بازی شغل یا کار یا سرگرمیشون چی بوده؟ اصلا یادشون هست؟
درسته بالاخره یه پولی در میاد و یه کمکی میشه اما تایمی که براش میزارین باید محدود باشه
کل تایم روزتون رو فدای کلیک نکنین خیلی چیز های بهتری برای کلیک کردن هست
ازتون میخوام موقعی که رفتین کلیک کنین اول یه سوال از خودتون بپرسین: "اگه الان کلیک نکنم چه کار های دیگه ای میتونم بکنم و آیا این بهتره یا اون کارا؟"
اینطوری ممکنه مغزتون متوجه بشه که ارزش خیلی کارا از این کلیک ها بیشتره
دمتون گرم بابت اینکه تلاش میکنین ولی خیلی هدفای درست رو میشه از راه خیلی بهتری بهش رسید
مراقب خودتون و خوبی ها و سلامتی و افکارتون باشین ❤️
افکار شما و ارزشی که دارید یا میتونید داشته باشید خیلی بیشتر از این چیز هاست
الماس رو فدای استخراج سنگ نکنین :)
❧ @SinaCodeMode
❤6👍5😁1
بعد این مدت اومدم باز یه بحث معنوی کنم باهاتون :)
خیلی وقتا درد کشیدن ساده تر از دیدن درد کشیدنه؛
اونی که سرطان داره هر طور شده با سرطانش میسازه و بهش عادت میکنه ولی وقت یک فرد دارای سرطان دیگه رو میبینه بغض گلوشو میگیره و اشک میریزه :(
اونی که تو تنهایی گریه میکنه بهش عادت کرده و میگذرونه اما وقتی گریه های پنهانی یه نفر رو میبینه قلبش آتیش میگیره :(
خیلی مثال های دیگه ای میشه زد اما من ظرفیتشو ندارم و طاقت گفتنشو ندارم . . .
همیشه اینکه ناراحتی یکیو ببینم برام دردش بیشتره چون میفهمم اون چی میکشه
وقتی گریه های پنهانی یکیو میبینم بی اختیار اشک میریزم و دلم میگیره و تمام تلاشمو میکنم کمکش کنم چون خودمم تو تنهاییام گریه میکنم :)
(به نظر من) مفهوم کلمات "همدردی" و "درک" بین ما خیلی بد جا افتاده؛ همیشه میبینم وقتی یکی برای اطرافیانم از درداش و درد کشیدنش میگه شروع میکنن به تعریف از درداشون و میگن "آره میدونم چقدر درد داره و درک میکنم منم فلان جا این دردو کشیدم و ..." اما به نظر من اینجا اصلا اون فرد درک نکرده و همدردی نکرده چون فقط کوله بار درد خودشو گذاشته رو شونه اون فردی که درخواست همدردی داشته :(
اگه درکش میکرد از دردش نمیگفت و بحث رو ترک میکرد و موضوع رو تغییر میداد و یا کمکش میکرد که حلش کنه
خیلی وقتا فکر میکنیم که همدردی میکنیم ولی در واقع درد طرف مقابل رو بیشتر میکنیم :)
درک همیشه با درد همراهه و زمانی که درک میکنی در واقع داری درد میکشی :(
حامی بودن و همدردی چیزی که ما فکر میکنیم نیست.
بقول یه عزیزی:
شاد باشین همیشه
❧ @SinaCodeMode
خیلی وقتا درد کشیدن ساده تر از دیدن درد کشیدنه؛
اونی که سرطان داره هر طور شده با سرطانش میسازه و بهش عادت میکنه ولی وقت یک فرد دارای سرطان دیگه رو میبینه بغض گلوشو میگیره و اشک میریزه :(
اونی که تو تنهایی گریه میکنه بهش عادت کرده و میگذرونه اما وقتی گریه های پنهانی یه نفر رو میبینه قلبش آتیش میگیره :(
خیلی مثال های دیگه ای میشه زد اما من ظرفیتشو ندارم و طاقت گفتنشو ندارم . . .
همیشه اینکه ناراحتی یکیو ببینم برام دردش بیشتره چون میفهمم اون چی میکشه
وقتی گریه های پنهانی یکیو میبینم بی اختیار اشک میریزم و دلم میگیره و تمام تلاشمو میکنم کمکش کنم چون خودمم تو تنهاییام گریه میکنم :)
(به نظر من) مفهوم کلمات "همدردی" و "درک" بین ما خیلی بد جا افتاده؛ همیشه میبینم وقتی یکی برای اطرافیانم از درداش و درد کشیدنش میگه شروع میکنن به تعریف از درداشون و میگن "آره میدونم چقدر درد داره و درک میکنم منم فلان جا این دردو کشیدم و ..." اما به نظر من اینجا اصلا اون فرد درک نکرده و همدردی نکرده چون فقط کوله بار درد خودشو گذاشته رو شونه اون فردی که درخواست همدردی داشته :(
اگه درکش میکرد از دردش نمیگفت و بحث رو ترک میکرد و موضوع رو تغییر میداد و یا کمکش میکرد که حلش کنه
خیلی وقتا فکر میکنیم که همدردی میکنیم ولی در واقع درد طرف مقابل رو بیشتر میکنیم :)
درک همیشه با درد همراهه و زمانی که درک میکنی در واقع داری درد میکشی :(
حامی بودن و همدردی چیزی که ما فکر میکنیم نیست.
بقول یه عزیزی:
امیدوارم هیچ وقت درک نکنی (نکنین) که چی میگم :)
شاد باشین همیشه
❧ @SinaCodeMode
❤7👍2👏1
این بار با یه بحثی اومدم که برای خیلیا ناخوشاینده ولی در عین حال به نظرم مهم ترین بحث در زندگی هر آدمیه:
همیشه وقتی میشنوم کسی از ازدواج و فرزندآوری من صحبت میکنه (معمولاً خونواده) تنم میلرزه!
نه بخاطر اینکه از بزرگ کردن یه فرشته ترس داشته باشم و یا از سفر جدید زندگی بدم بیاد. فقط به این دلیل تنم میلرزه که میترسم لایق اون فرشته و تربیتش باشم یا نه :(
به فرشته کوچولو های نازی که جدیدا پا به این جهنم سبز گذاشتن که نگاه میکنم قلبم میگیره.
با احترام به همه پدر و مادرانی که تک تک لحظات زندگیشون رو تلاش میکنن تا به بهترین شکل باعث رشد اون فرشته بشن:
در تربیت بچه ها باگ های زیادی به وجود میاد و اکثرا هم بی اختیار و غیر عمدیه!
بچه هارو اکثرا با اضطراب بزرگ میکنن؛ اضطراب بچه گربه ای به نام پیشی که قراره بخورشون، اضطراب سگی به نام هاپو که گازشون میگیره و میخورتشون، اضطراب بچه فامیل که اسباب بازیشون رو ازشون میگیره، اضطراب عمویی که قراره غذاشون رو بخوره، اضطراب دعوا کردن بابایی، اضطراب شاگرد اول نشدنشون تو کلاس و خیلی اضطراب های دیگه که همه تبدیل به عقده در اون فرشته میشن و اون فرشته رو تبدیل به یه آدم سرد و حساس و مضطرب میکنن و از این حالت راضین و تشویقش میکنن
به نظر من تک تک بچه های نازی که به دنیا میان توسط ما به آدم تبدیل میشن :(
و منم از اینکه یک فرشته رو آدم کنم میترسم
از بچگی تا الان بخاطر هوش بالا و ادبم تشویق شدم (به عنوان تعریف و خود بزرگ بینی برداشت نکنید) ولی من واقعا اون موقع باهوش و مودب نبودم؛ فقط یه بچه مضطرب بودم که از اضطراب نگاه پدر و غصه مادر درس میخوند، از اضطراب اخم و دعوای پدر در جمع حضور پیدا میکرد، از اضطراب بحث و گیر خونواده تمیز و مرتب بود، از اضطراب شرمندگی پدر و مادرش سخت ترین معادلات رو حل میکرد، از اضطراب تمسخر پدر کار هاشو به ظاهر درست انجام میداد و خیلی اضطراب های دیگه حساب شده رفتار میکردم!
اما الان متوجه شدم این من نیستم؛ من مضطرب نیستم من سینام.
سینا خیلی جاها ممکنه تندخو باشه، خیلی جاها ممکنه مغزش جوابگو نباشه و ...
من به سینا بودن خودم افتخار میکنم ولی اینکه بخوام یک فرد رو چه عمدی چه سهوی با عقده یا اضطراب یا تروما تربیت کنم میترسم!
من عاشق پدر و مادر خودمم؛ واقعا دو تا فرشته ان و سپاسگزار خدام بابت بودنشون. میدونم از هیچ تلاشی برای من دریغ نکردن :)
خیلی وقتا بدون اینکه بخوایم استعداد، ذوق، روحیه فرزندمون رو تخریب میکنیم و این باعث میشه اون فرشته از فرشته بودن خودش بترسه!
از تمام پدر و مادر های گلی که این پست رو میخونن خواهش میکنم سعی تغییر فرشتشون نکنن و تلاششون رو بکنن تا اون فرشته خود واقعیش رو پیدا کنه و به ذاتش برسه.
اگرم دوست دارید فرزندتون یک رفتار بی نظیر رو انجام بده اول به این نگاه کنین که خودتون چقدر اون رفتار رو انجام میدید :)
بچه ها آینه شما هستن؛ توی آینه وقتی حرف میزنین بدنتون حرکت نمیکنه (حرف به عمل تبدیل نمیشه) اما وقتی خودتون اون کار رو انجام میدین میتونین انجام دادن دوباره اون رفتار رو در آینه ببینین؛
اگه دوست دارین بچتون تمیز و مرتب باشه ببینین خودتون چقدر مرتبید!
اگه دوست دارین بچتون کتاب بخونه ببینین خودتون چقدر کتاب میخونین!
اگه دوست دارین بچتون در آینده به فکر و حامی شما باشه ببینین شما چقدر به فکر و حامی اون بچه و پدر و مادرتون هستین! (دقیقا؛ مهمه که حامی اون بچه باشید اول تا اون هم حامی بودن رو ازتون یاد بگیره)
مرسی که تا اینجا خوندید و میخواین اقدام به عمل بهش کنین :)
❧ @SinaCodeMode
همیشه وقتی میشنوم کسی از ازدواج و فرزندآوری من صحبت میکنه (معمولاً خونواده) تنم میلرزه!
نه بخاطر اینکه از بزرگ کردن یه فرشته ترس داشته باشم و یا از سفر جدید زندگی بدم بیاد. فقط به این دلیل تنم میلرزه که میترسم لایق اون فرشته و تربیتش باشم یا نه :(
به فرشته کوچولو های نازی که جدیدا پا به این جهنم سبز گذاشتن که نگاه میکنم قلبم میگیره.
با احترام به همه پدر و مادرانی که تک تک لحظات زندگیشون رو تلاش میکنن تا به بهترین شکل باعث رشد اون فرشته بشن:
در تربیت بچه ها باگ های زیادی به وجود میاد و اکثرا هم بی اختیار و غیر عمدیه!
بچه هارو اکثرا با اضطراب بزرگ میکنن؛ اضطراب بچه گربه ای به نام پیشی که قراره بخورشون، اضطراب سگی به نام هاپو که گازشون میگیره و میخورتشون، اضطراب بچه فامیل که اسباب بازیشون رو ازشون میگیره، اضطراب عمویی که قراره غذاشون رو بخوره، اضطراب دعوا کردن بابایی، اضطراب شاگرد اول نشدنشون تو کلاس و خیلی اضطراب های دیگه که همه تبدیل به عقده در اون فرشته میشن و اون فرشته رو تبدیل به یه آدم سرد و حساس و مضطرب میکنن و از این حالت راضین و تشویقش میکنن
به نظر من تک تک بچه های نازی که به دنیا میان توسط ما به آدم تبدیل میشن :(
و منم از اینکه یک فرشته رو آدم کنم میترسم
از بچگی تا الان بخاطر هوش بالا و ادبم تشویق شدم (به عنوان تعریف و خود بزرگ بینی برداشت نکنید) ولی من واقعا اون موقع باهوش و مودب نبودم؛ فقط یه بچه مضطرب بودم که از اضطراب نگاه پدر و غصه مادر درس میخوند، از اضطراب اخم و دعوای پدر در جمع حضور پیدا میکرد، از اضطراب بحث و گیر خونواده تمیز و مرتب بود، از اضطراب شرمندگی پدر و مادرش سخت ترین معادلات رو حل میکرد، از اضطراب تمسخر پدر کار هاشو به ظاهر درست انجام میداد و خیلی اضطراب های دیگه حساب شده رفتار میکردم!
اما الان متوجه شدم این من نیستم؛ من مضطرب نیستم من سینام.
سینا خیلی جاها ممکنه تندخو باشه، خیلی جاها ممکنه مغزش جوابگو نباشه و ...
من به سینا بودن خودم افتخار میکنم ولی اینکه بخوام یک فرد رو چه عمدی چه سهوی با عقده یا اضطراب یا تروما تربیت کنم میترسم!
من عاشق پدر و مادر خودمم؛ واقعا دو تا فرشته ان و سپاسگزار خدام بابت بودنشون. میدونم از هیچ تلاشی برای من دریغ نکردن :)
خیلی وقتا بدون اینکه بخوایم استعداد، ذوق، روحیه فرزندمون رو تخریب میکنیم و این باعث میشه اون فرشته از فرشته بودن خودش بترسه!
از تمام پدر و مادر های گلی که این پست رو میخونن خواهش میکنم سعی تغییر فرشتشون نکنن و تلاششون رو بکنن تا اون فرشته خود واقعیش رو پیدا کنه و به ذاتش برسه.
اگرم دوست دارید فرزندتون یک رفتار بی نظیر رو انجام بده اول به این نگاه کنین که خودتون چقدر اون رفتار رو انجام میدید :)
بچه ها آینه شما هستن؛ توی آینه وقتی حرف میزنین بدنتون حرکت نمیکنه (حرف به عمل تبدیل نمیشه) اما وقتی خودتون اون کار رو انجام میدین میتونین انجام دادن دوباره اون رفتار رو در آینه ببینین؛
اگه دوست دارین بچتون تمیز و مرتب باشه ببینین خودتون چقدر مرتبید!
اگه دوست دارین بچتون کتاب بخونه ببینین خودتون چقدر کتاب میخونین!
اگه دوست دارین بچتون در آینده به فکر و حامی شما باشه ببینین شما چقدر به فکر و حامی اون بچه و پدر و مادرتون هستین! (دقیقا؛ مهمه که حامی اون بچه باشید اول تا اون هم حامی بودن رو ازتون یاد بگیره)
مرسی که تا اینجا خوندید و میخواین اقدام به عمل بهش کنین :)
❧ @SinaCodeMode
❤11👍4
یه جمله خیلی جالب همیشه ذهنم رو مشغول کرده و حتی اثراتش رو توی روزمرم دیدم
به نظر من وقتی ما شاگرد خوبی باشیم تک تک اتفاقات زندگی (مثل فیلم دیدن، راه رفتن، ...) میتونن به ما یه درسی بدن . . .
خیلی وقتا وقتی فیلم میبینم ناخودآگاه یه چیزی بهم یاد میده :)
پ.ن: خودمم نمیدونم چرا اینارو گفتم :)
❧ @SinaCodeMode
اگه میخوای استاد خوبی پیدا کنی شاگرد خوبی باش
به نظر من وقتی ما شاگرد خوبی باشیم تک تک اتفاقات زندگی (مثل فیلم دیدن، راه رفتن، ...) میتونن به ما یه درسی بدن . . .
خیلی وقتا وقتی فیلم میبینم ناخودآگاه یه چیزی بهم یاد میده :)
پ.ن: خودمم نمیدونم چرا اینارو گفتم :)
❧ @SinaCodeMode
❤6👍1😐1
❤4👍1👎1
من همیشه یادمه که به خودم قول دادم که هر بار زمین خوردم، بلند بشم!
الان متوجه شدم که همیشه به قولم عمل کردم و از خودم ممنونم :)
اما یه چیزی اینجا خیلی مهم تره:
درسته که همیشه بلند میشم ولی هیچ وقت آدم قبلش نمیشم و هر بار زخمی تر میشم :(
مثل اینکه این چرخه افتادن-بلندشدن به قدری اتفاق میوفته که نتونم بلند شم :(
هعی هر آدمی توانی داره و هر توانی اندازه ای
خیلی وقتا باید بد شد و رد شد!
👤 دلم
❧ @SinaCodeMode
💔3❤2👍1
معتقدم هر آدمی بار ها متولد میشه!
و من امروز برای سومین بار متولد شدم :)
امیدوارم هر جا که هستید لبخند بزنید ❤️
تولدم مبارک 🥳
❧ @SinaCodeMode
و من امروز برای سومین بار متولد شدم :)
امیدوارم هر جا که هستید لبخند بزنید ❤️
تولدم مبارک 🥳
❧ @SinaCodeMode
❤5👍2🥰1🎉1
دوستان یه چیزی
اول اینکه من واقعا خوشحال شدم که بهم تبریک گفتید ❤️
و دلم نمیاد امروز رو هر سال جشن نگیرم :)
ممنونم از تک تکتون 🙏
تولد اصلی من 17 اردیبهشت هست ولی به نظرم بهتره امروز باشه . . .
❧ @SinaCodeMode
اول اینکه من واقعا خوشحال شدم که بهم تبریک گفتید ❤️
و دلم نمیاد امروز رو هر سال جشن نگیرم :)
ممنونم از تک تکتون 🙏
تولد اصلی من 17 اردیبهشت هست ولی به نظرم بهتره امروز باشه . . .
❧ @SinaCodeMode
❤7😍2
Forwarded from Me
دوران افول و عقب ماندگی ملت ها
زمانی شروع شد که ؛
جای اندیشیدن را " تقلید "
جای تلاش و کوشش را " دعا "
جای فکر کردن به آرزوهای بزرگ را " قناعت "
جای اراده برای رفتن و رسیدن را " قسمت "
و جای تصمیم عقلانی را " استخاره " گرفت
زمانی شروع شد که ؛
جای اندیشیدن را " تقلید "
جای تلاش و کوشش را " دعا "
جای فکر کردن به آرزوهای بزرگ را " قناعت "
جای اراده برای رفتن و رسیدن را " قسمت "
و جای تصمیم عقلانی را " استخاره " گرفت
❤2👍2
:)
@shakiibaa – Depths of Sadness | Piano by VN
دوستان این چنل بی نظیره
خیلی بی نظیر
وقتی پلی میزنم موزیکاشو دردام یادم میره
قصد تبلیغ ندارم و حتی صاحبش هم نمیشناسم ولی دمش گرم
آهنگاش خوده آرامشه
خیلی بی نظیر
وقتی پلی میزنم موزیکاشو دردام یادم میره
قصد تبلیغ ندارم و حتی صاحبش هم نمیشناسم ولی دمش گرم
آهنگاش خوده آرامشه
👍2❤1
فرودگاهها، بوسههای بیشتری از تالار ها دیدهاند.
بیمارستانها بیشتراز عبادتگاه ها، دعا شنیدهاند.
ما همیشه همه چیز را موکول میکنیم به زمانی که در حال از دست رفتن است...
👤 چارلی چاپلین
❧ @SinaCodeMode
❤3💔1
Forwarded from Me
یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید. هرکس بعد از یک دقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است. مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم.
سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت: من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چرا که قرار بود بعد از یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد. ما انسانها در این جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده.
قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم. می توانیم باهم بخوریم. باهم رانندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم…
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟
سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت: من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چرا که قرار بود بعد از یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد. ما انسانها در این جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده.
قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم. می توانیم باهم بخوریم. باهم رانندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم…
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟
👍7❤2